گبر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

گبر یا گَوْر[۱] واژه‌ایست در فارسی جدید (فارسی دری) به معنی زرتشتی، که بعدتر معنای توهین‌آمیز گرفت و به تمامی غیرمسلمانان اطلاق می‌شد. پیش‌تر این واژه را تغییریافتهٔ واژهٔ عربی «کافر» می‌پنداشتند، ولی اکنون نظریه غالب این است که از واژهٔ آرامی gbrʾ (خوانش: گَبْرا یا گَوْرا؛ به معنی مرد)[۲] است که در فارسی میانه نیز به صورت هزوارش GBRA (خوانش: mard) به کار می‌رفته است.[۳] این واژه احتمالاً در همان دوران ساسانیان برای اشاره به بخشی از زرتشتیان ساکن میان‌رودان (زیستگاه آرامیان) اطلاق می‌شده است و بعدتر پس از اسلام میان ایرانیان به عنوان واژه‌ای کلی برای اشاره به زرتشتیان رواج پیدا کرده است.[۴] در زبان های بلوچی و کردی نیز این واژه دیده شده که به معنی مرد است. در کردی ، گور به معنی بزرگ و گورگارکان یعنی بزرگ بزرگان یا پهلوان‌است. این واژه از فارسی وارد ترکی عثمانی شده و به کافران و به‌خصوص به اقوام مسیحی بومی آناتولی (یونانی، ارمنی، صرب، بلغار و آشوری) اطلاق می‌شده است. زرتشتیان خود را بهدین یا زرتشتی یا وِهدین نامند. لهجهٔ زرتشتیان را گبری خوانند که پورداوود این لهجه را بجای گبری بهدینی نامیده است. لهجهٔ گبری را اردشیر مهربان یزدی گردآوری کرده که با یک ترجمهٔ انگلیسی توسط ادوارد براون انتشار یافته است. زرتشتیان خود، مرد را گوره گویند.[۵]

آیین گبر[ویرایش]

آیا گبری ها همان زرتشتی ها هستند؟ در مورد گبرها و آیین آنها هیچ کتاب مستقلی وجود ندارد از آنها تنها نام باقی مانده است در کتاب های مذهبی و جغرافیایی یا ملل و نحل و مسالک و ممالک از آئین گبر نام برده شده است بعضی آنها را همان مجوس ها و زرتشتی ها گفته اند اما بنظر می رسد بین آیین گبر و زرتشت تفاوت وجود دارد در خوشبین ترین حالت می توان گفت یکی از شاخه های زرتشتی بوده اند اما دقیقاً زرتشتی نبوده اند بطور مثال هرجا قبرستان و آرامگاهی از تاریخ باستان با نام و رسم وجود دارد به نام گورستان گبری ها معروف است و در این قبرها افراد با لباس و وسایل زندگی خود دفن هستند. حال آنکه زرتشتی ها قبر ندارند و مردگان را در محل ویژه خورانده شدن میت توسط پرندگان قرار می داده اند.مثلاً درقرستان گبرها در زیبد مردگان با وسایل خود دفن بوده اند. اما میان آثار برجای مانده از گبرها تشابهاتی را می توان با آیین و مذهب ایزدی پیدا کرد. یکی از این تشابه ها رو به خورشید بودن قبرها است. [۱]

دین مردم گناباد و ایران باستان قبل از ظهور زرتشت دیویسنا بوده است.یکی از مراکز اصلی استقرار بزرگان این مذهب در گناباد بود و به پیروان این مذهب گبر گفته میشد.گبرها مهندسان بسیار باهوش و توانمندی بودند که قنات قصبه گناباد را حفر کردند.اختراع بادگیر (کولر بادی) و ساخت و بکارگیری حوضخانه ها در خانه های بادگیری که با حرکت باد از درون بادگیر و سپس بر سطح آب درون حوض باعث تولید سردی در هوای گرم کویر میگردد و همچنین ساخت سقف های گنبدی و همچنین ساخت اولین ساعت آبی و اولین ساعت آفتابی جهان از ابداعات و اختراعات گبرهای ایران بوده است که اولین ساعت آبی جهان هم در گناباد توسط ایشان ساخته شده است.دیو در زبان عامه مردم به معنی جن میباشد ولی در زمان باستان که دین دیویسنا وجود داشت دیو به معنای خدا بوده است.پس از ظهور و رواج دین زرتشت و دشمنی او با این دین ، دیو به معنای پروردگار باطل مصطلح میگردد و دیویسنا به پیروان خدای باطل و تاریکی اطلاق میگردیده است که در برابر مزدیسنا به معنای پرستنده اهورمزدا (اهورامزدا) بکار رفته است.گبرها که از اولین ساکنان ایران بودند برخلاف دیگر اقوام جهان هیچگونه عقاید بت پرستی نداشتند و خدایان آنها عموما ذاتهایی بودند که ما آنها را مظاهر طبیعت مینامیم.مهم ترین خدایان انها خورشید ، ماه ،سیارات ،آذرخش و طوفان بودند و عموما با القاب دَیوا (daiva) در پارسی باستان و اوستایی دَیووا(daeuuua) و سانسگریت اَسورا مورد ستایش و پرستش قرار میگرفتند. گبرها نور را گرامی میداشتند و معنای زندگی را در نور و روشنایی میجستند.اعتقاد آنها این بوده که جوهره هستی از دو عنصر نور و تاریکی تشکیل گردیده که نور در نهایت بر تاریکی غالب میآید.از این روی خورشید را گرامی میداشتند که بزرگترین و مهم ترین عنصر حیات بخش در طبیعت ، زندگی بشر و دیگر موجودات بود.و آتش را گرامی داشتند که نماد و نماینده ای از روشنایی خدای خورشید بود.حیات بخش و ایمن ، نفوذ کننده در ظلمت ها و تاریکی ها ، عامل دیدن و درک و فهم درست از نادرست و دیدن اعماق تاریک جهان.بعدها این گرامی داشت آتش و نور وارد دین زرتشت گردید و جزء اصول این دین جدید درآمد. و در چند هزار سال بعد با تغییر ماهیتی دیگر وارد ادیان ابراهیمی و دیگر ادیان شد و خدا را نور و روشنایی خواندند.(پس از حمله اعراب به ایران از جانب مسلمانان گبر به زرتشتیانی که مسلمان نشدند به طعنه و بصورت دشنام گفته میشد.حال آنکه وجه تمایز گبرها جدای از دینشان ، این است که زرتشتیان مردگان خود را دفن نمیکرده و معتقد بودند جسد انسان خاک و آب را آلوده میکند و از این روی لاشه مردگان را در کوه ها و بیابان ها رها میکردند تا توسط حیوانات وحشی خورده شوند و از این طریق به چرخه بازآفرینی طبیعت برگردند و به نوعی بازیافت شوند ، در حالی که گبرها مردگان خود را دفن میکردند و آداب و رسوم خاصی در دفت اجساد داشتند.)

پانویس[ویرایش]

  1. دهخدا، ذیل «گور» و «گبر»
  2. gbr, in the Comprehensive Aramaic Lexicon
  3. “mard” in David Neil MacKenzie (1986), A Concise Pahlavi Dictionary, London: Oxford University Press, ISBN 0-19-713559-5, page 54
  4. Mansour Shaki, "Gabr", in Encyclopædia Iranica, December 15, 2000, Retrieved January 27, 2016
  5. اوشیدری، دانشنامهٔ مزدیسنا، ۴۰۶.

منابع[ویرایش]