جهانبینی
جهانبینی (به انگلیسی: world-view) یا Weltanschauung جهتگیری بنیادین شناختی یک فرد یا جامعه است که دربرگیرندهٔ مجموع دانش، فرهنگ و دیدگاه آن فرد یا جامعه است.[۱] هنگامی که دو نفر یک پدیدهٔ یکسان از جهان واقعی را مینگرند، اگر جهانبینیهایشان با هم فرق داشته باشد، ممکن است هر کدام چیزهایی ببینند که دیگری نمیبیند و در نتیجه با وجود اینکه هر دو یک چیز را نگاه کردهاند، به نتیجهگیریهای متفاوتی برسند.
جهانبینی میتواند شامل فلسفهٔ طبیعی، پیشفرضهای بنیادین هستیشناختی و هنجاری، یا درونمایهها، ارزشها، احساسات و اصول اخلاقی باشد.[۲]
ریشهشناسی واژه به زبان انگلیسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]اصطلاح «ورد ویو» worldview گرتهبرداری از واژهٔ آلمانی Weltanschauung [ˈvɛltʔanˌʃaʊ. ʊŋ] است که از Welt (به معنای «جهان») و Anschauung (به معنای «ادراک» یا «دیدگاه») ساخته شده است.[۳] واژهٔ آلمانی نیز مستقیماً در زبان انگلیسی به کار میرود. این مفهوم در فلسفهٔ آلمانی، بهویژه معرفتشناسی، جایگاه مهمی دارد و به «نگرش کلی انسان به جهان هستی» اشاره میکند. افزون بر این، به چارچوبی از ایدهها و باورها اشاره دارد که تصویری فراگیر از جهان میسازد و یک فرد، گروه یا فرهنگ از طریق آن جهان را مینگرد، تفسیر میکند و با آن تعامل میکند.
Weltanschauung و فلسفهٔ شناختی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در فلسفهٔ ذهن و علوم شناختی مفهوم آلمانی Weltanschauung کاربرد دارد. این واژه برای اشاره به «نگرش کلی به جهان» یا «تصویر ذهنی فراگیر از هستی» نزد یک مردم، خانواده یا شخص به کار میرود. Weltanschauung یک مردم از تجربهٔ منحصربهفردی سرچشمه میگیرد که آن مردم طی هزاران سال از سر گذراندهاند. زبان یک مردم، این نگرش را در قالب نحو و معناهای ضمنی و معناهای صریح خود بازتاب میدهد.[۴][۵]
اصطلاح Weltanschauung اغلب به اشتباه به ویلهلم فون هومبولت، بنیانگذار زبانشناسی فرهنگی آلمانی، نسبت داده میشود. با این حال، مفهوم کلیدی هومبولت Weltansicht بود.[۶] هومبولت از Weltansicht برای اشاره به درک مشترک یک جامعهٔ زبانی از واقعیت استفاده کرد، درکی که هم مفهومی است و هم حسی. از سوی دیگر، Weltanschauung که نخست توسط ایمانوئل کانت به کار رفت و بعدها توسط هگل رواج یافت، بیشتر به فلسفهها، ایدئولوژی و دیدگاههای فرهنگی یا دینی اشاره دارد تا به شیوهٔ درک واقعیت در جوامع زبانی.
در سال ۱۹۱۱، فیلسوف آلمانی ویلهلم دیلتای مقالهای با عنوان «انواع Weltanschauung و تکامل آنها در متافیزیک» منتشر کرد که بسیار تأثیرگذار شد. دیلتای جهانبینی را نوعی نگرش به زندگی دانست که سه جنبه را در بر میگیرد: آنچه میدانیم (شناختی)، آنچه ارزیابی میکنیم (ارزشیابانه) و آنچه میخواهیم (ارادی). هرچند جهانبینیها همواره در ادبیات و دین بیان شدهاند، فیلسوفان کوشیدهاند در نظامهای متافیزیکی خود تعریفی مفهومی برای آنها فراهم کنند. دیلتای سه نوع کلی از جهانبینی را از هم متمایز کرد. نوع نخست را «طبیعتگرایی» نامید که در آن شناخت از راه تجربه و حس بر همه چیز مقدم است. طبیعتگرایی را میتوان در اندیشهٔ دمکریتوس، هابز، هیوم و بسیاری از فیلسوفان مدرن یافت. نوع دوم «ایدئالیسم آزادی» نام دارد که پلاتون، دکارت، کانت و برگسون از نمایندگان آن هستند؛ این نگرش دوگانهانگار است و آزادی اراده را در اولویت قرار میدهد و معتقد است ذهن و اراده، نظم جهان را میسازند. نوع سوم «ایدئالیسم عینی» نام دارد که دیلتای آن را در هراکلیتوس، پارمنیدس، اسپینوزا، لایبنیتس و هگل مییابد؛ در این نگرش، ایدهآلها از واقعیت جدا نیستند بلکه درون آن جای دارند و همه چیز در انسجامی یکپارچه با هم پیوند دارند. دیلتای دستیابی به صورتبندی متافیزیکی معتبر و جهانی برای هر یک از این جهانبینیها را ناممکن میدانست، اما آنها را طرحهایی مفید برای تأمل در فلسفهٔ زندگی مینگریست.
از دیدگاه مردمشناختی، جهانبینی را میتوان «باورهای بنیادین شناختی، عاطفی و ارزشیای دانست که گروهی از مردم دربارهٔ ماهیت جهان دارند و برای سامان دادن به زندگیشان از آنها بهره میگیرند».[۷]
اگر بتوان بر پایهٔ Weltanschauung نقشهای از جهان ترسیم کرد،[۸] احتمالاً دیده خواهد شد که از مرزهای سیاسی فراتر میرود — چرا که جهانبینی برآیند مرزهای سیاسی و تجربیات مشترک یک مردم از یک منطقهٔ جغرافیایی،[۸] شرایط محیط زیست-اقلیمی، منابع اقتصادی در دسترس، سامانههای اجتماعی-فرهنگی و خانوادهٔ زبانی است.[۸]
بنا بر نظر جیمز دبلیو. آندرهیل، جهانبینی گاهی به شکلهای بسیار متفاوتی توسط برخی زبانشناسان و جامعهشناسان به کار میرود. به همین دلیل است که آندرهیل و کسانی که بر او تأثیر گذاشتند تلاش کردند این مفهوم را، برای نمونه در جامعهشناسی دین، با تحلیل گفتمان پیوند دهند. آندرهیل همچنین پنج زیرمقوله برای مطالعهٔ جهانبینی پیشنهاد کرد: جهان-ادراکی، جهان-مفهومی، ذهنیت فرهنگی، جهان شخصی، و دیدگاه.[۶][۹][۱۰]
مقایسهٔ جهانبینیها
[ویرایش | اشتراکگذاری]میتوان جهانبینی را مجموعهای از باورهای اساسی دانست که از نظر فلسفی همان نقش اصول موضوعه را در یک نظریهٔ منطقی دارند. این باورهای اساسی، بهتعریف، نمیتوانند در چارچوب خود آن جهانبینی اثبات شوند — دقیقاً به این دلیل که اصل موضوع هستند و معمولاً از آنها استدلال میشود نه برای آنها.[۱۱] با این حال، انسجام درونی آنها را میتوان بهصورت فلسفی و منطقی بررسی کرد.
اگر دو جهانبینی متفاوت باورهای مشترک کافی داشته باشند، گفتگوی سازندهای میان آنها ممکن خواهد بود.[۱۲]
از سوی دیگر، اگر جهانبینیهای مختلف را اساساً غیرقابل مقایسه و آشتیناپذیر بدانیم، به نسبیگرایی فرهنگی رسیدهایم که واقعگرایان فلسفی انتقادهای شناختهشدهای به آن وارد میکنند.[۱۳][۱۴] افزون بر این، مؤمنان دینی معمولاً نمیخواهند باورهایشان نسبی دانسته شود و تنها «برای خودشان درست» باشد.[۱۵][۱۶] منطق ذهنی رویکردی برای استدلال بر پایهٔ باور است که در آن باورها آشکارا در اختیار افراد هستند اما توافقی میان جهانبینیهای مختلف میتوان به دست آورد.[۱۷][نیازمند شفافسازی]
گزینهٔ سومی رویکرد جهانبینی را صرفاً یک نسبیگرایی روششناختی میداند؛ یعنی داوری دربارهٔ درستی یا نادرستی نظامهای باوری مختلف را به تعلیق درمیآورد، بدون اینکه ادعا کند هیچ حقیقت جهانی وجود ندارد. برای نمونه، فیلسوف دینی نینیان اسمارت در کتاب Worldviews: Cross-cultural Explorations of Human Beliefs برای «مطالعهٔ بیطرفانهٔ نظامهای مختلف دینی و سکولار» استدلال میکند و این فرایند را «تحلیل جهانبینی» مینامد.[۱۸]
مقایسهٔ جهانبینیهای دینی، فلسفی یا علمی کاری ظریف است، زیرا چنین جهانبینیهایی از پیشانگاریها و ارزشهای شناختی متفاوتی آغاز میکنند.[۱۹] کلمان ویدال معیارهای فرافلسفیای برای مقایسهٔ جهانبینیها پیشنهاد داده و آنها را در سه دسته طبقهبندی کرده است:
- سازگاری عینی، شامل اعتبار و دامنهٔ علمی
- سازگاری ذهنی، شامل سودمندی شخصی و رضایت عاطفی
- سازگاری بینالاذهانی، شامل سودمندی جمعی و انسجام روایی
ویژگیها
[ویرایش | اشتراکگذاری]در حالی که Leo Apostel و پیروانش معتقدند که افراد میتوانند آگاهانه جهانبینی بسازند، نویسندگان دیگر جهانبینی را پدیدهای میدانند که در سطح اجتماع یا به شکلی ناآگاهانه شکل میگیرد. برای نمونه، اگر جهانبینی فرد توسط زبانش تعیین شود — چنانکه تفسیر قوی فرضیهٔ ساپیر-وورف میگوید — فرد ناگزیر است زبان جدیدی بیاموزد یا ابداع کند تا بتواند جهانبینی جدیدی بسازد.
بنا بر نظر آپوستل،[۲۰] جهانبینی یک هستیشناسی یا مدل ذهنی توصیفی از جهان است که باید شش عنصر زیر را دربرگیرد:
- یک تبیین از جهان
- یک آیندهپژوهی، که به پرسش «به کجا میرویم؟» پاسخ میدهد
- ارزشها، پاسخهایی به پرسشهای فلسفهٔ اخلاق: «چه باید بکنیم؟»
- یک کنششناسی، یا روششناسی، یا نظریهٔ کنش: «چگونه باید به اهدافمان برسیم؟»
- یک معرفتشناسی، یا نظریهٔ دانش: «چه چیزی درست و غلط است؟»
- یک سببشناسی: جهانبینی ساختهشده باید شرحی از «عناصر سازنده»، خاستگاهها و ساخت خود داشته باشد.
نظریهٔ مدیریت وحشت
[ویرایش | اشتراکگذاری]
بنا بر نظریهٔ مدیریت وحشت (TMT، مخفف Terror Management Theory)، جهانبینی همچون سپری در برابر ترس از مرگ عمل میکند.[۲۱] این نظریه بر آن است که زندگی کردن بر اساس آرمانهای جهانبینی فرد، حس عزت نفسی به او میدهد که به او احساس میکند از محدودیتهای زندگی بشری فراتر رفته است؛ این فراروی گاه جنبهٔ واقعی دارد مانند باور دینی به جاودانگی، و گاه جنبهٔ نمادین، مانند آثار هنری یا فرزندانی که پس از مرگ فرد زنده میمانند یا مشارکت در فرهنگ جامعه.[۲۱]
شواهدی که این نظریه را پشتیبانی میکند از جمله آزمایشهایی است که جف شیمل و همکارانش انجام دادند. در این آزمایشها از گروهی از ۶۱ کانادایی که نمرهٔ بالایی در سنجش میهنپرستی داشتند خواسته شد مقالهای را بخوانند که به ارزشهای غالب کانادایی حمله میکرد.[۲۱] سپس با استفاده از آزمون دسترسی به افکار مرگ (DTA) — که در آن شرکتکنندگان باید کلمات ناتمامی مانند «COFF__» را تکمیل میکردند (که میتوانست «COFFEE» «قهوه» یا «COFFIN» «تابوت» باشد) — مشخص شد که کاناداییهایی که مقالهٔ انتقادی را خوانده بودند در مقایسه با گروه کنترل (که مقالهای دربارهٔ انتقاد از ارزشهای فرهنگی استرالیایی خوانده بودند) بیشتر به مرگ فکر میکردند.[۲۱] پس از تهدید جهانبینی، خلقوخوی شرکتکنندگان نیز سنجیده شد تا مشخص شود آیا افزایش افکار مرگ از خشم ناشی میشود یا از ترس؛ هیچ تغییر معناداری در خلقوخو یافت نشد.[۲۱]
برای بررسی اینکه این یافتهها به گروههای دیگر نیز تعمیم مییابد یا نه، شیمل و همکارانش آزمایش مشابهی را با ۶۰ نفر که جهانبینیشان بر پایهٔ آفرینشگرایی در برابر فرگشت بود انجام دادند.[۲۱] از این افراد خواسته شد مقالهای بخوانند که از نظریهٔ فرگشت حمایت میکرد.[۲۱] نتیجه نشان داد که شرکتکنندگان دینی با جهانبینی آفرینشگرایانه پس از خواندن این مقاله بیشتر به مرگ فکر میکردند.[۲۱]
گلدنبرگ و همکارانش دریافتند که برجسته کردن شباهتهای میان انسانها و سایر حیوانات و تأکید روی سکس بهعنوان یک کار کاملاً بدنی (بدن، عمل، لذت بدن، بدون عشق و معنا): انسان را فرو میکاهد به بدنِ حیوانی، و این نیز مرگپذیری را پررنگ و افکار مرتبط با مرگ را در ذهن بیشتر میکند.[۲۲]
دین
[ویرایش | اشتراکگذاری]
کیتارو نیشیدا در بررسی اهمیت فلسفی ادیان شرقی بهگستردگی دربارهٔ «جهانبینی دینی» نوشت.[۲۳]
بنا بر نظر دیوید ناوگل نئوکالوینیست در کتاب World view: The History of a Concept، «تصور مسیحیت بهمثابهٔ جهانبینی یکی از مهمترین تحولات در تاریخ اخیر کلیسا بوده است.»[۲۴]
متفکر مسیحی جیمز دبلیو. سایر جهانبینی را اینگونه تعریف میکند: «تعهدی، جهتگیری بنیادین دل، که میتواند به شکل داستان یا در مجموعهای از پیشفرضها بیان شود — مفروضاتی که ممکن است درست، تا حدی درست یا کاملاً غلط باشند — که ما آنها را آگاهانه یا ناآگاهانه دربارهٔ ساختار اساسی واقعیت داریم و زندگیمان بر پایهٔ آنها شکل میگیرد.» او پیشنهاد میکند که «همه باید بر حسب جهانبینیها بیندیشیم — نهتنها با آگاهی از شیوهٔ تفکر خودمان بلکه از شیوهٔ تفکر دیگران نیز — تا بتوانیم نخست درک کنیم و سپس با دیگران در جامعهٔ کثرتگرایمان واقعاً ارتباط برقرار کنیم.»[۲۵]
تعهدی که جیمز دبلیو. سایر از آن یاد میکند میتواند گسترش بیشتری یابد. جهانبینی انگیزهٔ خدمت به جهان را در انسان افزایش میدهد؛ با تغییر نگرش فرد نسبت به جهان، او میتواند برای خدمت به آن برانگیخته شود. این نگرش خدمتگزارانه توسط طارق م. زاید بهمثابهٔ «جهانبینی رهاییبخش» در نوشتهٔ «تاریخ جهانبینی رهاییبخش فراگیران مسلمان» توصیف شده است.[۲۶]
دیوید بل نیز دربارهٔ جهانبینیهای دینی طراحان ابرهوشها — ماشینهایی بسیار باهوشتر از انسانها — پرسشهایی مطرح کرده است.[۲۷]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Funk, Ken (2001-03-21). "What is a Worldview?". Retrieved 2019-12-10.
- ↑ Palmer, Gary B. (1996). Toward A Theory of Cultural Linguistics. University of Texas Press. p. 114. ISBN 978-0-292-76569-6.
- ↑ "Online Etymology Dictionary". Etymonline.com. Retrieved 2019-12-02.
- ↑ "Weltanschauung – Definition of Weltanschauung by Merriam-Webster". Merriam-Webster. Retrieved 2019-12-17.
- ↑ "Worldview (philosophy) – Encyclopedia.com". Encyclopedia.com. 2019-12-14. Retrieved 2019-12-17.
- 1 2 Underhill, James W. (2009). Humboldt, Worldview and Language (Transferred to digital print. ed.). Edinburgh, Scotland: Edinburgh University Press. ISBN 978-0-7486-3842-0.
- ↑ Hiebert, Paul G. (2008). Transforming Worldviews: an anthropological understanding of how people change. Grand Rapids, Michigan: Baker Academic. p. 15. ISBN 978-0-8010-2705-5.
- 1 2 3 Whorf, Benjamin Lee (1964) [1st pub. 1956]. Carroll, John Bissell (ed.). Language, Thought, and Reality. Selected Writings of Benjamin Lee Whorf. Cambridge, Mass.: Technology Press of Massachusetts Institute of Technology. ISBN 978-0-262-73006-8.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Underhill, James W. (2011). Creating worldviews: metaphor, ideology and language. Edinburgh, Scotland: Edinburgh University Press. ISBN 978-0-7486-7909-6.
- ↑ Underhill, James W. (2012). Ethnolinguistics and Cultural Concepts: truth, love, hate & war. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-1-107-53284-7.
- ↑ See for example Daniel Hill and Randal Rauser: Christian Philosophy A–Z انتشارات دانشگاه ادینبرو (2006) شابک ۹۷۸−۰−۷۴۸۶−۲۱۵۲−۱ p200
- ↑ در سنت مسیحی این موضوع حداقل به Dialogues with Trypho, A Jew ژوستین شهید بازمیگردد و ریشه در مباحثات ثبتشده در عهد جدید دارد.
- ↑ Cognitive Relativism, Internet Encyclopedia of Philosophy
- ↑ Stanford Encyclopedia of Philosophy
- ↑ Pope Benedict warns against relativism
- ↑ Ratzinger, J. Relativism, the Central Problem for Faith Today
- ↑ Jøsang, Audun (21 November 2011). "A Logic For Uncertain Probabilities" (PDF). International Journal of Uncertainty, Fuzziness and Knowledge-Based Systems. 09 (3): 279–311. doi:10.1142/S0218488501000831.
- ↑ نینیان اسمارت Worldviews: Crosscultural Explorations of Human Beliefs (3rd Edition) شابک ۰−۱۳−۰۲۰۹۸۰−۵ p14
- ↑ Vidal, Clément (April 2012). "Metaphilosophical Criteria for Worldview Comparison". Metaphilosophy. 43 (3): 306–347. CiteSeerX 10.1.1.508.631. doi:10.1111/j.1467-9973.2012.01749.x.
- ↑ Diederik Aerts, Leo Apostel, Bart de Moor, Staf Hellemans, Edel Maex, Hubert van Belle & Jan van der Veken (1994). "World views. From Fragmentation to Integration". VUB Press.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Schimel, Jeff; Hayes, Joseph; Williams, Todd; Jahrig, Jesse (2007). "Is death really the worm at the core? Converging evidence that worldview threat increases death-thought accessibility". Journal of Personality and Social Psychology. 92 (5): 789–803. doi:10.1037/0022-3514.92.5.789. PMID 17484605.
- ↑ Goldenberg, Jamie L.; Cox, Cathy R.; Pyszczynski, Tom; Greenberg, Jeff; Solomon, Sheldon (November 2002). "Understanding human ambivalence about sex: The effects of stripping sex of meaning". Journal of Sex Research. 39 (4): 310–320. doi:10.1080/00224490209552155. PMID 12545414. S2CID 24419836.
- ↑ در واقع آخرین کتاب کیتارو Last Writings: Nothingness and the Religious Worldview است.
- ↑ David K. Naugle Worldview: The History of a Concept شابک ۰−۸۰۲۸−۴۷۶۱−۷ page 4
- ↑ James W. Sire The Universe Next Door: A Basic World view Catalog pp. 15–16
- ↑ Zayed, Tareq M. "History of emancipatory worldview of Muslim learners".
{{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند|journal=است (کمک) - ↑ Bell, David (2016). Superintelligence and World-views: Putting the Spotlight on Some Important Issues. Guildford, Surrey, UK: Grosvenor House Publishing Limited. ISBN 978-1-78623-766-8. OCLC 962016344.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Wikibook:The scientific world view
- Wiki Worldview Themes: A Structure for Characterizing and Analyzing Worldviews
- You are what you speak — مقالهای از سال ۲۰۰۲ دربارهٔ پژوهش در نسبیت زبانی (لِرا بورودیتسکی)
- Cobern, W. World View, Metaphysics, and Epistemology
- Cole, Graham A., Do Christians have a Worldview?
- World View article on the Principia Cybernetica Project
- Pogorskiy, E. (2015). Using personalisation to improve the effectiveness of global educational projects.
- Worldviews – An Introduction
- "Studies on World Views Related to Science"
- Eugene Webb, Worldview and Mind: Religious Thought and Psychological Development. Columbia, MO: University of Missouri Press, 2009.