توبه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

توبه در زبان عربی به معنی بازگشت است و در اصطلاحات اسلامی به معنی بازگشت از گناه به سوی خدا.[۱]

توبه نصوح[ویرایش]

توبه نصوح توبه‌ای است خالص و بی هیچ عیب و نقص.[۲] توبه نصوح مساوی با ترک همهٔ گناهان و انجام تمام واجبات و جبران تمام سیئاتی که شخص مرتکب شده است. زیرا منظور شارع دین اصلاح انسان‌ها است نه سخت گیری و شدت عمل.[۳] نصوح مردی بود با هیئت و قیافهٔ زنانه. او در حمام‌های زنان به کار مشغول بود و بخصوص دختر شاه را دلاکی می‌کرد و کسی هم به جنسیت حقیقی او پی نبرده بود. او سالیان متمادی بر این کار بود…{{پانویس}}

مراتب توبه[ویرایش]

توبه سه مرتبه دارد: توبه عام و خاص و اخص. توبه عام ترک گناه است و خاص آن، توبه از ترک اولی است و اخصّ، توبه از توجه غیر از خداست.[۴]

مهلت توبه[ویرایش]

مرتضی مطهری در جواب به این سؤال که "تا چه زمان می‌توان توبه کرد؟" با اشاره به حدیث «انینُ الْمُذْنِبینَ احَبُّ الَیَّ مِنْ تَسْبیحِ الْمُسَبِّحین.» چنین پاسخ می‌دهد: خدای تبارک و تعالی، این رحمت مطلقه و کامله فرمود: ناله گنهکاران در نزد من محبوبتر است از تسبیح تسبیح کنندگان. بروید به درگاه خدای خودتان ناله کنید. فکر کنید تا گناهان به یادتان بیاید. به کسی نگویید؛ اقرار به گناه پیش دیگران گناه است، ولی در دل خودتان گناهانتان را در نظر بگیرید. انسان تا در این دنیا هست و رشته حیاتش باقی است و تا وقتی که مرگ مستقیماً به او روی نیاورده است، مهلت برای توبه کردن دارد. تنها در وقتی که انسان در چنگال مرگ گرفتار است و هیچ امیدی به نجات ندارد، توبه مورد قبول واقع نمی‌شود. قبل از آن ساعات و لحظات آخر که در تعبیرات حدیثی «ساعت معاینه» نامیده شده است (یعنی لحظه‌ای که انسان مرگ را و جهان دیگر را معاینه می‌کند و به چشم می‌بیند؛ در عین اینکه هنوز زنده است) توبه انسان قبول است ولی در آن لحظات توبه مقبول نیست. همچنان که در عالم آخرت هم توبه معنی ندارد. نه انسان در آنجا حال توبه پیدا می‌کند و نه فرضاً اگر بخواهد توبه کند- که قطعاً توبه واقعی نخواهد بود و فقط یک عمل ظاهری است- توبه او پذیرفته است.[۵][۶]

آیات توبه[ویرایش]

در قرآن کریم در آیات متعددی به توبه و توبه پذیر بودن خداوند متعال اشاره شده است، که از جملهٔ این موارد با موارد زیر اشاره کرد:

آل عمران ۸۹، القصص ۶۷، تحریم ۸، نساء ۱۷، طه ۸۲، نساء ۱۸، آل عمران ۱۳۵، نور۴۷ تا ۵۲،

چند حدیث[ویرایش]

  • روایت است شخصی نزد علی بن ابی طالب رفت. علی از او پرسید: آیا معنای استغفار را می‌دانی سپس چنین بیان فرمود که: اول آن پشیمانی از اعمال گذشته است و دوم، عزم هرگز به گناه برنگشتن؛ و سوم آ ن که حق خلق را به ایشان اداء نمایی تا به هنگام دیدار خدا (کنایه از عالم دیگر) هیچ پیامد بدی بر تو نباشد؛ و چهارم آن که همت گماری بر جبران هر واجبی که ضایع ساخته‌ای و حق آن را اداء نمایی. پنجم آن که ملتزم شوی گوشتی را که از حرام (بر بدنت) روییده، به اندوه آبش کنیتا پوست به استخوان بچسبد و گوشتی تازه بین آن‌ها بوجود آید؛ و ششم آن که بدن را درد اطاعت بچشانی همان گونه که حلاوت معصیت را به آن چشانیدی در این وقت است که می‌گویی استغفرالله.[۷] مطهری در مجموعه سخنرانی‌های خود (تحت عنوان توبه) با اشاره به حدیثی با مضمون مشابه این حدیث، دو شرط اول ذکر شده در آن را ارکان توبه (شروط لازم توبه) و دو شرط بعدی را شروط قبول توبه (شروط کافی توبه) و دو شرط آخر را شروط کمال توبه می‌داند.[۸]
  • از پیامبر اسلام روایت است که فرمود: توبه در نهایت خلوص آنست که باطن انسان همانند ظاهرش باشد و برتر.[۹]
  • او گفت: چنانست که بنده از گناه توبه کند چنان‌که هرگز بدان بازنگردد.[۱۰]

پانویس[ویرایش]

  1. «توبه حقیقی»(فارسی)‎. دانشنامهٔ رشد. بازبینی‌شده در ۴ خرداد ۱۳۸۸. 
  2. آدم از نظر قرآن جلد دوم، نشر نقاش، 1384، سید محمد جواد غروی، مترجم سید علی اصغر غروی، فصل ششم:آدم، بهشت و شیطان، مبحث توبهٔ نصوح
  3. آدم از نظر قرآن جلد دوم، نشر نقاش، 1384، سید محمد جواد غروی، مترجم سید علی اصغر غروی، فصل ششم:آدم، بهشت و شیطان، مبحث توبه زبانی مانع ترقی مسلمین
  4. آدم از نظر قرآن جلد دوم، نشر نقاش، 1384، سید محمد جواد غروی، مترجم سید علی اصغر غروی، فصل ششم:آدم، بهشت و شیطان، مبحث مراتب توبه و تقوی
  5. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج23، ص: 555
  6. http://makarem.ir/Maaref/?lid=0&mid=246916&TypeInfo=25&CatID=22836
  7. نهج البلاغه، شرح مغنیه، ج ۴، کلمات قصار، ص ۴۵۷، فقره ۴۱۱
  8. آزادی معنوی، مرتضی مطهری، فصل سوم: توبه
  9. معانی الاخبار، صدوق.
  10. کافی

منابع[ویرایش]

  • «توبه حقیقی»(فارسی)‎. دانشنامهٔ رشد. بازبینی‌شده در ۴ خرداد ۱۳۸۸. 

پیوند به بیرون[ویرایش]