هارمونی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اندازه‌گیری فرکانسها و هارمونیک های آکورد لا ماژور بر اساس سنت

هارمونی (به انگلیسی : Harmony) ریشه در کلمات یونانی دارد و در محاوره یا فلسفه، هارمونی را «تناسب» معنا می‌کنند. از نظر ریشه‌ای هارمونی به معنای وحدت و «هماهنگی» است و بیانگر یگانگی در اجزا و تشکیل یک واحد کل است.

تعریف[ویرایش]

هارمونی، دانشی برای چند بخشی کردن موسیقی بر پایه  ویژگی آکوردها و قانون وصل آن‌ها به یکدیگر به قصد همراهی با ملودی است. بر خلاف ملودی‌ها که به خوشایندی نواختن نت‌های متوالی (و نه همزمان) می‌پردازد. هارمونی سبب ژرفا بخشیدن و غنای ملودی می‌شود. یک آفریننده موسیقی عامیانه (مانند یک خواننده که از گیتار استفاده می‌کند)، با آزمایش آکوردهای گوناگون، هم ‌خوان‌ترین آکوردها با حالت ملودی را برمی‌گزیند. در موسیقی کلاسیک غربی، موسیقیدان هم‌زمان به خلق ملودی و هارمونی می‌پردازد. در برخی از انواع موسیقی‌های بداهه‌پردازانه مانند جاز نوازندگان بر مبنای چینش مشخصی از آکوردها، به آفرینش ملودی می‌پردازند. ریتم، ملودی و هارمونی سه بخش اصلی خلق یک اثر موسیقی را تشکیل می‌دهد.[۱][۲]

تاریخچه[ویرایش]

ژان فیلیپ رامو

در چند بخشی کردن موسیقی دو روش مختلف طی تاریخ تحول موسیقی به کار گرفته شده‌ است. روش نخست دانش کنتر پوان است که با به هم بافتن ملودی هایی چند و مراعات قوانینی سخت و خشک ساخته می شد.

در قرون وسطی برداشت از هارمونی مربوط به دو صدا و در دوره رنسانس برای سه صدا که به‌طور هم‌زمان شنیده شوند بوده‌ است. این تغییرات بر اساس تقسیم بندی متفاوتی نسبت به تقسیم بندی فیثاغورث بود. هارمونی از نظر تاریخی و نگاه ریاضی، به کارهای فیثاغورث و پیروانش بر می گردد و آن‌ها اولین کسانی بودند که با آزمایش روی سیمهایی با طول‌های متفاوت و نسبت دادن طول سیمها به نت‌های موسیقی و آزمایش روی ستون هوا که در آن مایعی هم وجود داشته باشد و آزمایشهای دیگر، سعی در تکامل نظریه خود (ساختار ریاضی وار جهان) داشتند.

پس از آن موسیقی غربی برای هماهنگی، غالبا دارای فواصل موازی بود. این فاصله‌ها وضوح اصلی ملودی را حفظ می‌کرد و درآواز‌های کلیساها ایجاد و اجرا شده و از حالت‌های رزنانس مربوط به همان آثار برای ایجاد هماهنگی استفاده می شد. با این حال با توسعه موسیقی پولیفونیک، ترکیب و استفاده از فواصل سوم و ششم، به آرامی جایگزین فواصل چهارم موازی و غیره شد و اعتقاد داشتند که فواصل سوم و ششم، شیرین تر و برای موسیقی پولیفونیک بهتر است و دارای انعطاف و هماهنگی با استاندارد ساز‌های جدید تر است.[۳][۴]

در دوره باروک گسترش و پویایی دانش کنتر پوان توسط آهنگسازان به جایی رسید که آهنگساز و موسیقی شناس فرانسوی ژان فیلیپ رامو از روش کنترپوان به روش دیگری در چند بخشی کردن موسیقی رسید و نام آن را هارمونی نهاد. او در سال (۱۷۲۲م) کتابی با همین نام نوشت که از آن زمان تاکنون با وجود کتاب‌های بسیار دیگری که منتشر شده‌است تغییر محسوسی در روش رامو انجام نگرفته‌ است.[۵]

آکورد[ویرایش]

وقتی سه نت یا بیشترهمزمان اجرا شوند٬ آکورد ایجاد می‌شود. آکورد‌ها به شکل‌های مختلف ساخته می‌شوند. بعضی آکوردها از روی هم قرار گرفتن فاصله‌های سوم٬ چهارم٬ دوم و فواصل مختلف تشکیل می‌شود.

قظعه تابلوهای یک نمایشگاه اثر : مودست موسورسگی

کنسونانس و دیسونانس[ویرایش]

  • کنسونانس (Consonance) فاصله‌ای در آکورد است که تأثیری قابل قبول و «مطبوع» بر شنونده دارد.
  • دیسونانس (Dissonance) فاصله‌ای در آکورد است که نقطه مقابل کنسونانس قرار می‌گیرد و تأثیری تنش زا و «نامطبوع» دارد.

بر خلاف حرکت نت‌های پی در پی و متوالی که خوش آیند است. ولی اجرای هم‌زمان فواصل، دارای صدای مطبوع یا نا مطبوع است.[۶]

فواصل مطبوع و نا مطبوع در موسیقی

خصیصه مشترک در تمام دیسونانس‌ها این است که ناپایدارند و به یک صدا (درجه) بالاتر یا پایین‌تر از خود گرایش دارند، که به این حالت «حل شدن» می‌گویند. با حل شدن نت نامطبوع به یک درجه بالاتر یا پایین‌تر از خود به فاصله‌ای مطبوع می‌رسیم. به‌طور کلی، هرچقدر تعداد هارمونیک ‌های مشترک تشدید شده بیشتر باشد، آن دو نت حالت کنسونانس بیشتری خواهند داشت و نسبت به یکدیگر مطبوع ترند.[۷]

حل فواصل نامطبوع به مطبوع
فاصله «مطبوع» یا کنسونانس
فاصله «نا مطبوع» یا دیسونانس

هارمونی کلاسیک[ویرایش]

در هارمونی کلاسیک آکوردها از روی هم قرار گرفتن فاصله‌های سوم بوجود می‌آید. در حالت طبیعی٬ آکورد‌ها به صورت موازی و روی درجات گام به صورت افقی حرکت می‌کنند ولی در دانش هارمونی آکورد‌ها به چهار بخش تقسیم می‌شود و در نتیجه یکی از نت‌های آکورد سه صدایی باید تکرار شود ٬ آکوردها طبق قوانین هارمونی و به صورت عمودی به هم وصل می‌شوند و بافت موسیقی شکل می‌گیرد.

سه شیوه وصل آکورد در هارمونی :

  • وصل آکورد‌های دارای دو نت مشترک که باید در همان بخش تکرار شوند.
  • وصل آکورد‌های دارای یک نت مشترک که باید در همان بخش تکرار شوند.
  • وصل آکورد‌های بدون نت مشترک که باید بخش باس نسبت به سه بخش بالایی به صورت مخالف به بالا یا پایین حرکت کنند.

در این قانون هر نوع پرش بیش از فاصله سوم در بخش‌ها (بخش باس تا فاصله پنجم) ممنوع است. همچنین تکرار نت هفتم (محسوس)، عبور بخش‌ها از یکدیگر، فاصله بیش از یک اکتاو در بخش‌ها به جز بخش باس، حذف نت سوم آکورد، حرکت موازی بین بخش‌ها به فاصله‌های پنجم و اکتاو، خطا است.

شیوه وصل آکورد‌ها در دانش هارمونی، در خط بالا آکورد‌ها به صورت موازی و افقی حرکت می‌کنند و در دو خط پایینی آکورد‌ها در همان درجات طبق قانون هارمونی به هم وصل شده اند

هارمونی کروماتیک[ویرایش]

هارمونی کروماتیک با عبور از فرم در موسیقی کلاسیک، به سبکی از موسیقی در دوره رومانتیک رسید که آهنگسازان در آثارشان صاحب سبک هایی متعلق به خودشان شدند و به بیان احساسات شدیدتر توجه کردند و به جذابیت هایی مانند : عشق، ایده‌های شخصی از یک موضوع، احساسات مالیخولیایی و شیطانی، الهام گرفتن از داستان، شعر و شخصیت‌های اسطوره‌ای در قالب موسیقی برنامه ای، توجه به طبیعت، احساسات ناسیونالیستی و توجه به هویت و فرهنگ دیگر ملیت ها، و برای بیان آزادانه این احساسات، به کشف و ترکیب رنگ‌های صوتی جدیدی رسیدند.

استفاده از هارمونی کروماتیک برای رنگ و حرکت بخشیدن به موسیقی بود، آکوردهایی که دربردارندهٔ صداهائی جز صداهای معمول در گام‌های رایج ماژور با مینور بودند، برجستگی بیشتری یافت. چنین آکوردهائی به‌ جای آنکه در گام‌های ماژور و مینورکه دارای هفت صدای متفاوت و معین هستند، از گام کروماتیک، که دوازده صدای آن، تمام صداهای به‌ کار رفته در گام‌های ماژور و مینور را شامل می‌شود، استفاده می شد. در موسیقی این دوره، آکوردهای دیسونانس بسیار آزادتر از دورهٔ کلاسیک به‌ کار گرفته می‌شدند. و با تاخیر عمدی در حل آکوردهای دیسونانس بر آکوردهای کنسونانس، حالت‌هائی پرکشش، پرتنش و رمز‌آلود ایجاد می‌کردند.

در اواخر این دوره، ناپایداری در حفظ تنالیته شدیدتر و مرکزیت «تنال» اهمیت کمتری یافت ولی قوانین وصل آکوردها در هارمونی همچنان به قوت خود باقی ماند.[۸][۹]

نمونه‌ای از کاربرد هارمونی کروماتیک (چهار میزان اول) و هارمونی کلاسیک (سه میزان آخر) قطعه: «خواب جادویی» از اپرای «والکوره» اثر : ریشارد واگنر

هارمونی مدرن :[ویرایش]

پس از تثبیت هارمونی کلاسیک و رومانتیک، آهنگسازان تلاش کردند تا خود را از محدوده بسته یک تنالیته برهانند و با دوری هر چه بیشتر از مرکزیت تنالیته تا مرز بدون تنال پیش رفتند و پایه ریزی موسیقی قرن بیستم شکل گرفت.

امپرسیونیسم[ویرایش]
کلود دبوسی

سبک امپرسیونیسم ابتدا در نقاشی قرن نوزدهم شکل گرفت و پس از مدت کوتاهی در سایر هنرها نیز جایگاه خود را پیدا کرد. اولین آهنگساز پیشرو در این سبک، کلود دبوسی آهنگساز فرانسوی بود که هارمونی‌های کلاسیک، رمانتیک و همه قوانین رایج هارمونی را نادیده گرفت و به سمت ایده‌های به شدت شخصی جدید از وصل آکوردها و گام‌های قدیمی و شرقی حرکت کرد.

در موسیقی امپرسیونیستی استفاده از حرکت موازی آکوردها، گام‌های غیرمعمول و کلیسایی، استفاده آزادانه و خلاقانه از کروماتیسم، بکار گیری آکورد‌های دیسونانس پی در پی بدون حل، حرکت گسترش یافته تم ها بدون تکرار و در مسیر نا روشن و مبهم، استفاده از آکورد با فواصل چهارم و پنجم به جای سوم، از ویژگی‌های آن است.

در این سبک با وجود دگرگونی‌های زیاد و با وجود فشار در کاهش مرکز تنال، موسیقی همچنان دارای تنالیته است.[۱۰][۱۱]

بعد از ظهر یک دیو اثر : کلود دبوسی
اکسپرسیونیسم[ویرایش]
آرنولد شوئنبرگ

مکتب اکسپرسیونیسم در مقابل امپرسیونیسم که احساسات بیرونی را ترسیم می‌کرد با الهام از نقاشی‌های این سبک به احساسات درونی و ذهنی روی آورد و تحت تأثیر نقاشی‌های آن دوران، ترسیم موضوعاتی چون : وحشی گری، زشتی، ویرانگی، مخالفت با زیبایی ظاهری و ناهنجاری‌های ذهنی را بازگو می‌کردند.

در این سبک، از قوانین هارمونی پیروی نمی کنند و استفاده از اصوات غیرمعمول سازی و انسانی، دیسونانس‌های شدید، ریتم‌های ناموزون، تعویض‌های سریع تنالیته و عدم درک شنونده از تنالیته اصلی، استفاده هم‌زمان از دو تنالیته، فضا سازی‌های غیرمعمول در ارکستر، از ویژگی‌های این سبک است.[۱۲][۱۳]

از آهنگسازان این سبک می‌توان به آثار اولیه آرنولد شوئنبرگ (پیرو لونر) و آلبان برگ (اپرای وتزک)اشاره کرد.

قسمتی از پرده سوم اپرای وتزک اثر : آلبان برگ
پلی تنالیته[ویرایش]
ایگور استراوینسکی

هنگامی که دو یا چند تنالیته به‌طور هم‌زمان در یک قطعه شنیده شوند، آن را «پلی تنالیته» (polytonality) یا «بی تنالیته» (Bitonality) می نامند.

این شیوه در کارهای ایگور استراوینسکی و تا اندازه‌ای در روش‌های بلا بارتوک بر روی ریتم و تنالیته تجلی یافته‌است. در این شیوه تاکید‌های نامنظم ریتم، و الگو‌های متفاوت در ریتم و هارمونی که پیش‌بینی موقعیت بعد از آن را توسط شنونده دشوار می‌کند و حرکتی دیوانه وار و نوین به موسیقی می دهد.

در شیوه «چند تنالیته»، کوشش برای ایجاد سازمان نوین تنال است و به مفهوم سنتی آن به کار گرفته می‌شود و هم‌زمان و یا با اختلاف اندک زمانی اجرا می‌شود.[۱۴][۱۵]

پتروشکا اثر : ایگور استراوینسکی، خط بالا در دو ماژور و خط پایین در فادیز ماژور هم‌زمان اجرا می‌شود.
کوارتال[ویرایش]
بلا بارتوک

هنگامی که آکوردهای تشکیل دهنده بر اساس فاصله چهارم به وجود آیند، آن را هارمونی کوارتال (Quartal Harmony) می نامند.‌ در قرون وسطی از فواصل چهارم در آوازها استفاده می شد اما با پیدایش هارمونی به مرور به فراموشی سپرده شد و مجدداً در قرن بیستم مورد ارزیابی قرار گرفت و توسعه یافت. آکوردهای ساخته شده با فاصله چهارم ثبات و استحکام آکورد‌های متشکل ار فواصل سوم را ندارند و باعث ابهام و سردرگمی تنالیته می‌شوند.

در هارمونی کوارتال فواصل چهارم و معکوس آن فواصل پنجم، فواصل اولیه هستند و فاصله‌های دوم و معکوس آن هفتم، فاصله‌های ثانویه هستند.

در این شیوه، از فواصل سوم که ساختار هارمونی را تشکیل میدهد و تنالیته را تثبیت می بخشد استفاده نمی شود و آکورد‌ها در دایره چهارم‌ها (دو، فا، سی‌بمل، می بمل ...) و معکوس آن پنجم‌ها، جریان دارد. بر این اساس نظریه پردازان مدرن از آن به عنوان «دایره چهارم ها» نام می برند.[۱۶][۱۷]

هارمونی کوارتال : قطعه میکروکاسموس اثر: بلا بارتوک
آتونال[ویرایش]
پیر بولز

آتونالیته (به انگلیسی : Atonality) به معنی بدون تنالیته است. در اواخر قرن نوزدهم و پس از کروماتیسم شدید در دوره رومانتیک، تغییر پی در پی تنالیته و چند تونالیتگی، منجر به تحولی نو در استفاده از هارمونی و آکوردها بدون در نظر گرفتن تنالیته شد و پایه‌گذاری مکتب دودکافونیک توسط «آرنولد شوئنبرگ» شکل گرفت. در این سیستم به علت فقدان تنالیته، ملودی‌های تغزلی، هارمونی غنی و ریتم یکدست، شوئنبرگ را بر آن داشت که ساختار نوینی تحت عنوان (ردیف دوازده تنی) ارائه کند.[۱۸][۱۹]

این شیوه به دو شکل می‌تواند استفاده شود :

  1. خطوط ملودیک و آکوردها به‌طور آزاد و مستقل حرکت کرده و از دوازده نت موجود در گام کروماتیک استفاده کند.
  2. به‌طور دقیق تابع قواعد دوازده صدایی «سریل» (دودکافونیک) باشد.

سریل :

سریالیسم عبارت است از تنظیم (دوازده تن کروماتیک) در یک «سری» یا «ردیف» است. در این ردیف همه تن‌ها دارای ارزش یکسانی هستند و تکرار نمی شوند تا هیچ مرکز صوتی یا تنالیته قابل تشخیص نباشد. پیروان این مکتب از چهار روش برای بسط و گسترش «ردیف پایه ای» که ساخته بودند استفاده می‌کردند و عبارتند از : وارونه کردن فواصل، حرکت واژگون و قهقرایی، وارونه و قهقرایی، با این روش گسترش روی ردیف پایه، سری‌های جدیدی برای ادامه قطعه بوجود می‌آید. موسیقی سریل در مجموع همیشه پولیفونیک بوده و درک و دریافت این نوع موسیقی به خاطر پیچیدگی آن، دشوار است. آنتون وبرن و آلبان برگ از دیگر پیشروان این سبک هستند.

در ادامه آهنگسازان راه‌های دیگری برای تکامل این سبک در پیش گرفتند و با بهره گیری از عناصری چون ریتم، رنگ آمیزی، ساز بندی و... به شیوه جدید تری تحت عنوان «سریالیسم همه جانبه» رسیدند. از ادامه دهندگان این روش می‌توان به پیر بولز اشاره کرد.[۲۰]

سریالیسم همه جانبه، امکان کنترل پارامتری کامل و ریاضی وار در موسیقی را فراهم ساخت و زمینه ساز استفاده از این تکنیک برای موسیقی الکترونیک و کامپیوتری شد.[۲۱]

دوازده تن کروماتیک به دو شیوه در قطعه «واریاسیون برای ارکستر» اثر : آرنولد شوئنبرگ

پانویس[ویرایش]

  1. «هارمونی چیست ؟». سایت موسیقی آیپاز. 
  2. «هارمونیک». گفتگوی هارمونیک. 
  3. کامبیز روشن روان. هارمونی جامع کاربردی. انتشارات معین. ۱۵. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۱۰۴-۸. 
  4. «تعریف هارمونی». گفتگوی هارمونیک. 
  5. پرویز منصوری. هارمونی تحلیلی. انتشارات پارت، ۱۳۶۲. ۱۳-۱۴. 
  6. «فاصله موسیقی». سایت موسیقی بیان. 
  7. «Consonance and dissonance». Wikipedia. 
  8. «ویژگی‌های موسیقی رمانتیک». آفتاب آنلاین. 
  9. «Diatonic and chromatic». Wikipedia. 
  10. «Impressionism in music». Wikipedia. 
  11. «تکنیک هارمونی در موسیقی امپرسیونیسم». گفتگوی هارمونیک. 
  12. «Expressionist music». Wikipedia. 
  13. «اکسپرسیونیسم در موسیقی». هارمونیک. 
  14. کامبیز روشن روان. پلی تنالیته. انتشارات معین. ۸۵۹. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۱۰۴-۸. 
  15. «Polytonality». Wikipedia. 
  16. «هارمونی کوارتال». 
  17. «Quartal and quintal harmony». Wikipedia. 
  18. «تکامل سنت موسیقی کلاسیک». دانشگاه تهران. 
  19. «Atonality». Wikipedia. 
  20. هارمونی جامع کاربردی. انتشارات معین. 909. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۱۰۴-۸. 
  21. «سریالیسم همه جانبه». گفتگوی هارمونیک. 

منابع[ویرایش]