مهرپرستی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
میترا و گاو نر (وَرزا): این دیوارنگاره از یک میترائیوم در مارینو ایتالیا است که صحنه قربانی کردن ورزا و دنباله فلکی ردای میترا را نشان می‌دهد.

مِهرپرستی یا آیین مهر یک آیین ایرانی بود که بر پایه پرستش «میترا» (در پارسی میانه «مهر») ایزد ایران باستان، جنگاوری، پاکی و نا آلودگی، در دوران پیش از آیین زرتشت بنیان نهاده شد. میترائیسم، برداشت رومیان از مهرپرستی بود که اسرار میترائی نیز نامیده می‌شود، میترائیسم در اوج گسترش جهانی خود در سده‌های دوم و سوم میلادی از هند تا انگلستان و اسپانیا پیروانی داشت.[۱]

پرستندگان میتراس همچون آیین ایرانی دارای رده‌بندی پیچیده‌ای از هفت درجه تشرف و آیین‌های همگانی بودند. تشرف‌یافتگان خود را syndexioi به معنی «کسانی که دست در دست هم متحد شده‌اند»، می‌نامیدند.[۲] آنان در نیایشگاه‌های زیرزمینی که اکنون به آن mithraea (مفرد mithraeum) گفته می‌شود و در دین ایرانی مهرابه می‌گفتند، یکدیگر را ملاقات می‌کردند. تعداد زیادی از این پرستشگاه‌ها باقی مانده‌است. به نظر می‌رسد که هسته این آیین در روم بوده،[۳] و در سراسر نیمه غربی امپراتوری تا منتهی‌الیه جنوبی آفریقای روم و نومیدیا، منتهی‌الیه شمالی بریتانیای روم،[۴] و به میزان کمتری در سوریهٔ روم در شرق، محبوب بوده‌است.

میترائیسم رقیب مسیحیت اولیه پنداشته می‌شود.[۵] در قرن چهارم، میترا پرستان آزار و اذیت مشرکان در اواخر امپراتوری روم|مورد آزار و اذیت مسیحیان قرار گرفتند و متعاقباً این مذهب تا اواخر قرن در امپراتوری روم سرکوب شد و از میان رفت.[۶]

یافته‌های بی‌شمار باستان‌شناسی، از جمله مکان‌های ملاقات، بناها و مصنوعات، به دانش مدرن دربارهٔ میترائیسم در سراسر فرمانروایی روم کمک کرده‌است.[۷] شمایل میتراس نشان می‌دهد که وی از یک سنگ متولد می‌شود، گاوی را ذبح می‌کند، و ضیافتی را با خدای Sol (خورشید) برگزار می‌کند. نمونه‌های وابسته به این آیین از حدود ۴۲۰ سایت کشف شده‌است که از میان آنان می‌توان به حدود ۱۰۰۰ کتیبه، ۷۰۰ نمونه از صحنه ذبح گاو نر (تاورکتونی) و حدود ۴۰۰ اثر تاریخی دیگر اشاره کرد.[۸] تخمین زده می‌شود که حداقل ۶۸۰ مهرابه در رم وجود داشته‌است.[۹] هیچ روایت یا مطالب یزدان‌شناسی مکتوب از این آیین باقی نمانده‌است. اطلاعات محدودی را می‌توان از حجاری‌ها و اشارات مختصر یا گذرا در ادبیات یونانی و لاتین استخراج کرد. تفسیر شواهد فیزیکی همچنان مسئله‌ساز و مشاجره‌انگیز است.[۱۰]

نام

«مهرپرستی» یا «کیش مهر» نام کهن ایرانی این آیین است. واژه «میترائیسم» یک نامگذاری نوین است. نویسندگان رومی برای نام بردن از آن واژه‌هایی همچون «اسرار میترائیک»، «اسرار میثراس»، «اسرار پارسیان» و «اسرار ایرانیان» به کار می‌بردند.[۱۱] منابع مدرن گاهی جهت اشاره به این مذهب یونانی-رومی، عبارت «میترائیسم رومی» یا «میترائیسم غربی» را بکار می‌برند تا آن را از پرستش میثرا توسط ایرانیان تمایز دهند.[۱۲][۱۳]

ریشه‌شناسی میثراس

نام میثراس (لاتین، معادل یونانی " Μίθρας "[۱۴]) شکلی از میثرا، نام یک خدای ایرانی قدیمی است[۱۵][۱۶] – این رابطه است از زمان فرانس کومون توسط محققان میترائیک درک شده‌است.[۱۷] یک نمونه آغازین از شکل یونانی این نام در کوروش‌نامه‌ی، گزنفون که در سده ۴ پیش از میلاد نوشته شده‌است، در دست است. این کتاب زندگینامه[۱۸] پادشاه ایرانی، کوروش دوم (بزرگ) می‌باشد.[۱۹]

نگارش درست لاتین یا یونانی کلاسیک این واژه، با نگاهی به فرایند دستوری از صرف کلمات متغیر است. یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که در زبان لاتین، پرستندگان شکل فاعلی نام خدا را به گونه «میثراس» می‌نوشته‌اند. با این همه در نوشته‌های یونانی پورفیری، De Abstinentia (Περὶ ἀποχῆς ἐμψύχων)، اشاره‌ای به نگارش تاریخ اسرار میترایی بدست یوبولوس و پالاس می‌شود، که نشان می‌دهد که این دو نویسنده با نام «میثرا» همانند یک واژه بیگانه صرفنشدنی رفتار می‌کرده‌اند. نوشته‌های یادشدهٔ پورفیری اکنون از بین رفته‌اند.[۲۰]

نام‌های وابسته به این خدا در دیگر زبان‌ها عبارتند از:

اعتقاد بر این است که واژهٔ ایرانی "میثرا" و واژهٔ سانسکریت "میترا" از کلمهٔ هندو-ایرانی mitra به معنی قرارداد / توافق / میثاق گرفته شده‌اند.[۲۶]

مورخان مدرن تصورات متفاوتی در مورد اینکه آیا این نام‌ها به خدایی یکسان اطلاق می‌شوند یا نه، دارند. جان آر. هینلز نوشته‌است که میترا / میثرا / میثراس خدای واحدی است که در چندین دین متفاوت مورد پرستش قرار گرفته‌است.[۲۷] از سوی دیگر، دیوید اولانسی معتقد است که میثراس ذبح کننده گاو، خدایی جدید است که پرستش آن از قرن یکم پیش از میلاد آغاز شده و نامی قدیمی جهت اطلاق به آن مورد استفاده قرار گرفته‌است.[۲۸]

مری بویس، محقق ادیان باستانی ایران، می‌نویسد که اگرچه به نظر می‌رسد میترائیسم امپراتوری روم مشخصه‌های ایرانی کمتری نسبت به آنچه مورخان پیش‌تر تصور می‌کردند، داشته‌است اما «همان‌طور که نام میتراس به تنهایی نشان می‌دهد، این مشخصه‌ها تا حدودی مهم بوده‌است».[۲۹]

مهرپرستی

مِهرپرستی یا آیین مهر آیینی بود که بر پایه پرستش «میترا» (در پارسی میانه «مهر») ایزد ایران باستان، جنگاوری، پاکی و نا آلودگی، در دوران پیش از آیین زرتشت بنیان نهاده شد.

پیش از زرتشت

پیش از زرتشت پیامبر باستانی ایران، ایرانیان دینی چندایزدی داشتند و میترا گرانقدرترین ایزد آنان محسوب می‌شد. او خدای پیمان و تعهد و سرسپردگی متقابل بود. در لوحی به خط میخی متعلق به پانزده قرن پیش از میلاد که شامل پیمان‌نامه‌ای بین هیتیها و میتانیها می‌باشد، به میترا سوگند یاد شده‌است.[۳۰]

مهر در مزدیسنا

در اوستا سرودی به نام «مهریشت» وجود دارد. طبق سنت زرتشتی در پل چینود دادگاه رسیدگی به اعمال درگذشتگان ات و آنجا سه ایزد میترا، سروش و رشن به ریاست میترا به اعمال درگذشتگان رسیدگی می‌کنند.

مهرپرستی در هخامنشیان

تا زمان اردشیر دوم هخامنشی از میترا نامی نیست. اردشیر سوم در تخت جمشید در دیوار شمالی کاخ اردشیر نوشته‌است: آناهیتا و میترای خدا، مرا و این کشور را و آنچه را که من کردم بپایاد. پلوتارخ نیز نوشته جالب توجهی دربارهٔ داریوش سوم دارد.

هنگامی که او خبر مرگ همسرش را که اسیر یونانیان شده بود می‌شنود، به تریئوس می‌گوید اگر هنوز مرا خواجه خود می دانی تو را به فروغ میترا سوگند می‌دهم راست بگو…. جز اینها سندی از میترا پس از ظهور زرتشت نداریم.

داریوش و جانشینانش قصد نداشتند شرایط سیاسی سختگیرانه‌ای ایجاد کنند تا باورهای قدیمی را که همچنان نزد بسیاری از نجیب‌زادگان محبوب بود، از میان بردارند. بدینسان آیین زرتشت، رفته‌رفته با عناصر آیین چند ایزدی قدیم در هم آمیخت و یَشت‌هایی در ستایش ایزدان کهن سروده شد. یشتی در اوستا به نام مهریَشت به مهر یا میترا اختصاص داده شده‌است که در آن مهر، ایزدی نظاره‌گر بر همه چیز، روشنایی آسمانی، نگاهبان پیمان‌ها، محافظ نیکوکاران در این گیتی و در آخرت و بالاتر از هر چیز، دشمن بزرگ اهریمن و تاریکی و خداوند نبرد و پیروزی‌ها تصویر شده‌است.[۳۰]

در آیین مختلط دوران پایانی سلسله هخامنشیان، جنبه زرتشتی به وضوح بر جنبه چندخدایی پیشین آن چیرگی یافته و دیگر از قربانی‌کردن، که پیروان زرتشت از آن نفرت داشتند، یادی نمی‌شود.[۳۰]

مهرپرستی در اشکانیان

در زمان اشکانیان مهرپرستی به غرب رخنه می‌کند. مهرپرستی و آیین‌های آن با روحیه جنگجویی اشکانیان سازگار بوده‌است. بنا به روایت مغی به نام اوستانس برای نخستین بار مهرپرستی را به غرب ایران می‌برد و در آنجا رواج می‌دهد. پس از آن کاهنان همسایگان غربی ایران، آیین‌های میتراگان، مانند قربانی کردن برای میترا را اجرا می‌کنند.

استرابون خود در یکی از این مراسم شرکت کرده و آنرا گزارش کرده‌است. هنگامی که تیرداد اول اشکانی (اشکانیان ارمنستان) به روم می‌رود تا از امپراتور نرون تاج پادشاهی ارمنستان را بگیرد به او گفت: فرمانروا منم، از تخم ارشک… اما برده توأم و نزد تو آمده‌ام تا میترا را در لباس تو نیایش کنم.

مهرپرستی در دوره ساسانیان

نقشی از تاق بستان در کرمانشاه ایران. در این نقش شاه ساسانی شاپور دوم در میان و در سمت راست وی اهورا مزدا که حلقهٔ فر ایزدی را به منظور تاجگذاری به او می‌دهد، روی دشمنی به خاک افتاده (یولیانوس امپراتور روم) چپ شاه، میترا یا مهر، که پیکان‌های نوری همچون خورشید از سر او در تمامی سمت‌ها پراکنده شده، شاخه‌ای از نبات که «برسم» نام دارد را در دست گرفته‌است و بر روی گل نیلوفری ایستاده‌است.[۳۱]

شاپور دوم ساسانی به مهر سوگند خورد که آسیبی به پادشاه ارمنستان نمی‌رساند. در نقش رستم هم میترا دیده می‌شود.

مهر در زروانیسم

در آیین زروانی، میترا داور بین اهورامزدا و اهریمن می‌باشد. در اعتقادات زروانیان در ابتدای عمر هستی زروان (خدای زمان) به هدفمند بودن جهان شک کرده و گمان عبث بودن جهان را می‌برد و از این شک و تردید اهریمن پدید می‌آید و حق و حقیقت که تولد اهریمن را برنمی‌تابد ناخواه از عالم یقین اهورامزدا را برای مبارزه با آن پدیدمی‌آورد. اهورامزدا و اهریمن هر دو در شکم زروان رشد می‌کنند. اهریمن که طمع دارد تا زودتر از اهورامزدا به دنیا بیاید شکم مادر (زروان) را پاره کرده و بیرون می‌جهد. توجه اینکه بسیاری از این اعتقادات، مفاهیمی بسیار قابل تعمق و تفکر در خود گنجانده و جای اندیشه و تفکر بسیار دارد. این اعتقاد می‌تواند بیانگر این امر باشد که خیر و شر هر دو مولود زمان می‌باشند و در گذر زمان نمایان می‌شوند.

فرضیه راهیابی مهرپرستی از ایران به اروپا

میترا با کلاه فریگی در سمت راست و آنتیوخوس اول شاه کوماژن در سمت چپ، (نقش برجسته متعلق به سده نخست پیش از میلاد در کوه نمرود.)

اگرچه پس از حمله اسکندر مقدونی و فتح سرزمین‌های امپراتوری ایران توسط او در حدود ۳۳۰ سال پیش از میلاد، ساختار اجتماعی پیشین ایران از هم پاشید و برای مدت‌ها اثری از مهرپرستی در این سرزمین نبود، نجیب‌زادگان مناطق مختلف در سرزمین‌های غربی امپراتوری پیشین ایران، پرستش میترا یا مهر را از سرگرفتند. شاهان و نجبای مرز ایران و دنیای روم و یونان از جمله سرزمین آناتولی (آسیای صغیر) همچنان بر این کیش بودند.[۳۰] تیرداد اول شاه ارمنستان، در هنگام تاجگذاری خویش به سال ۵۷ پس از میلاد، نرون امپراتور روم را حکمران بزرگ خود اعلام نمود و آداب و تشریفات مهرپرستی را به نمایش گذاشت و اعلام نمود که ایزد پیمان و دوستی، رابطه دوستانه‌ای را بین ارمنیان و رومیان مقتدر برقرار نموده‌است. میتراداد یا مهرداد ششم، شاه پُنتوس، احتمالاً یک مهرپرست بوده‌است و متحدانش یعنی دریانوردان کیلیکیه در حدود ۶۷ سال پیش از میلاد، آداب و مناسک میترایی را برگزار می‌نمودند. همچنین آنتیوخوس یکم پادشاه کوماژن (جنوب شرق آسیای صغیر) میترا را تکریم و ستایش می‌نمود.[۳۰]

تا آغاز قرن دوم میلادی آثار کمی پیرامون میترا ایزد ایرانی در سرزمین روم یافت شده‌است در صورتی که از سال ۱۳۶ میلادی به بعد صدها کتیبه و سنگ‌نبشته وقف شده به این ایزد وجود دارند. شرح سبب این تجدید محبوبیت آسان نیست و امروزه یک نظریه اینست که شاید آیین میتراییسم قدیمی، توسط نابغه‌ای مذهبی که در حدود صد سال پس از میلاد می‌زیسته‌است تجدید بنا گردیده و به منظور پذیرفته شدن مناسک باستان ایرانی در سرزمین روم، تفسیر و تعبیری افلاطونی و جدید به آن بخشیده شده‌است.[۳۰][۳۲]

میترائیسم رومی در سده‌های سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید و به ویژه در میان سربازان رومی باورمندان بسیاری داشت. پس از گرایش کنستانتین کبیر امپراتور روم به آیین مسیحیت که در ان هنگام گسترش یافته بود و پس از پیروزی او در نبرد به سال ۳۱۲ میلادی که طی آن همه کیش‌ها و آیینهای غیرمسیحی ممنوع اعلام شد آیینهای مهرپرستی نیز در مغرب‌زمین از رواج افتاد.[۳۰] گرچه نمادها و پرستشگاه‌های آن در سراسر اروپا و مفاهیم آیین مسیحی و رفتارهای مسیحیان باقی مانده‌است.

میترا توسط دزدان دریایی دریای کیلیکه به روم راه یافته بود. به گزارش پلوتارخ این دزدان از یکی از سرداران روم در میان جنگهای ایران و روم شکست خوردند و در روم مخصوصاً در منطقه اوسیتا اسکان داده شدند و در آن دیار آیین مهرپرستی را رواج می‌دهند. احتمالاً این دزدان بخشی از نیروی دریایی اشکانیان بودند که توسط رومیان دزد خطاب می‌شدند.

ارمنستان نیز در زمان اشکانیان میترا را می‌شناخته. سنگ نگاره‌های آنتیوخوس کماژن و میتراداد در نمرود داغ ارمنستان کوچک، میترا را نشان می‌دهد که در لباس اشکانی با آنتیوخوس و میتراداد دست می‌دهد. در سکه ای که توسط گوردیان سوم در تاروس ضرب شده‌است، میترا در حال کشتن گاو است. در سال ۶۰۱ امپراتور روم تراژن رومانی را تصرف کرد و آیین میترا را با خود به آنجا برد و معابدی برای او ساخت. قیصر هادریان تا اسکاتلند پیش رفت و در آنجا برای میترا معابدی ساخت.

در رومانی، بلغارستان، آلمان، اتریش، یوگسلاوی، انگلستان، اسپانیا، فرانسه و شمال آفریقا معابد میترا پرستی ایرانی توسط رومیها ساخته شد.

فرضیه فرانس کومون

فرانس کومون، محقق بلژیکی، در آغاز سدهٔ بیستم میلادی پژوهش‌های میترایی را پایه‌گذاری کرد و نخستین مجموعهٔ جامع کارهای تاریخی میترای را گرد آورد. تفسیر او از این کارهای تاریخی در بخش اعظم این سده معتبر باقی ماند.[۳۳]

کومون معتقد بود که مهرپرستی به‌طور مستقیم از دین زردشتی پارسیان و در نتیجهٔ فعالیت مغان در آسیای صغیر پدید آمده‌است و سرانجام این که آبای کلیسا اعتقاد داشتند که مهرپرستی دینی پارسی است، میتراس خدایی پارسی است و شماری واژه‌های مربوط به این آیین (پرسس، کاوتس، کاوتوپاتس، نامَه) پیشینهٔ ایرانی دارند.

کومون نقش اصلی این آیین، تندیس گاوکشی، را بر خلاف پیش زمینهٔ ثنویتگرایانهٔ دین زردشتی تفسیر کرده‌است. کومون بر پایهٔ روایت خلقت دین زردشتی متأخر در بندهشن، اقدام میترا به کشتن گاو نر را عملی از نوع خلقت تفسیر کرده‌است. او مار و عقرب را آفریده‌هایی شریر دانسته‌است.[۳۴]

میترائیسم

عقائد و باورهای میتراپرستان در مورد میترا بدین شرح است:

زادروز مهر

میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا می‌آید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیر و کمان در دست. برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم می‌دانند. میترا به هنگام تولد کره‌ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته‌است.

مبارزه با گاو آمده‌است که این گاو گاو هرمز (اهورامزدا) است که مهر ان را میگرد وبا خنجری به گردن او می‌زند خونی که از گاو بیرون می‌آید شکل مار به خود می‌گیرد و حیات زندگانی را رقم می‌زند.

قربانی کردن گاو

پس از رسیدن به غار میترا گاو را بر زمین می‌زند و بر پشت آن می‌نشیند و چاقوی خود را بر کتف گاو فرومی‌کند. در این هنگام سگ و مار برای لیسیدن خون گاو می‌آیند و عقرب برای این که تخم گاو را نیش بزند. سگ نشان پاسداری، مار نشان زندگی و عقرب نماینده اهریمن است که می‌خواهد منی گاو را آلوده کند. از محل زخم گاو سه خوشه گندم و نهال تاک در می‌آیند.[۳۵] این گاو گاوی است که اورمزد خدای بزرگ آفریده تا بدینوسیله فر ایزدی خود را به فرزندانش منتقل کند. در روایات و متون کهن ایرانی آمده‌است که میترا پس از قربانی کردن گاو از آنجا که او ایزد لطف و رحمت است سهم خود از خون گاو (فر اورمزدی) را به روی زمین می‌پاشد و از آن نوروز و رستاخیز طبیعت پدید می‌آید.

معجزه آب

میترا با زدن تیری به صخره از آن چشمه‌ای جاوید به وجود آورد. این همان چشمه آب زندگانی است.

معجزه شکار

میترا سوار بر اسب تاخته و حیوانات را شکار می‌کند تمام تیرهای او به هدف می‌زنند و با هر تیر موجودی را شکار می‌کند. بعد از شکار میترا به سراغ دشمنان خود می‌رود و آن‌ها را از پای درمی‌آورد. لقب «مهر نبرز» یا «مهر شکست ناپذیر» از همین‌جا پدید می‌آید. دو معجزه میترا بعد از تولد از سنگ که در کتاب‌ها نماد آسمان است یکی تیراندازی به طرف سنگ و خروج آب مقدس از آن و دیگری شکار است که در سنگ نبشته‌ها به شکار گراز نیز اشاره شده‌است.

شام آخر

در آخرین روز زندگی زمینی میترا، او در ضیافتی شرکت می‌کند و خون گاو، گوشت او، نان و شراب می‌خورد. این ضیافت درون غاری انجام می‌شود. سُل ایزد خورشید نیز (سُل خدای خورشید است و میترا خدای پرتو خورشید. ایزد خورشید طی کارزاری با میترا او را بر زمین زده و پرتو او را از آن خود کرده‌است) در ضیافت شرکت می‌کند.

عروج میترا

بعد از ضیافت میترا سوار ارابه خورشید شده و به آسمان عروج می‌کند. سُل ایزد آفتاب او را سوار بر ارابه مینویی خود کرده و به آسمان می‌برد تا در آخرالزمان دوباره به زمین برگردد.

رستاخیز

در آخر کار جهان آتشی عظیم در تمام جهان درمی‌گیرد و پیروان میترا از آن آسوده خواهند بود.

مناسک مهری

میترائیسم آیین سربازی است. راست‌گویی و درست پیمانی از مهم‌ترین مشخصه‌های این آیین است. نوچه که می‌خواست به سلک مهریان در آید باید از آزمایش‌های بسیار دشواری سربلند بیرون می‌آمد. نوچه را ابتدا به مهیار می‌سپاردند و او مطالب کلی را به نوآموز آموزش می‌داد. اما ابتدا باید سوگند می‌خورد که اسرار را بر هیچ‌کس فاش نکند. بعد او را خالکوبی می‌کردند (دست و پیشانی) تا به عنوان برادر و یار دیگر مهریان شناخته شود. قبل از خالکوبی آزمایش‌های زیادی انجام می‌شد. چشمان نوآموز را می‌بستند مهیار نوآموز را به جلو می‌راند سپس ناگهان او را هل می‌داد و شخص دیگری قبل از زمین‌خوردن او را در آغوش می‌گرفت که به این شخص منجی گفته می‌شد.

درجات هفتگانه میترائیسم

قداست اعداد در بیشتر ادیان کهن به چشم می‌خورد. در میترائیسم عدد «هفت» مقدس است: هفت طبقه زمین، هفت مقام، هفت سیاره و در معبد هفت طاقچه، هفت در و غیره. «پیر» عالی‌ترین مقام و منصب در آئین «میترا» و نماینده وی در روی زمین است. آنان ماه و آتش و زمین و باد و آب را بسیار محترم می‌داشتند. به هر حال عدد هفت در آئین مهرپرستی مقدس است. درجات هفتگانه میترائیسم رومی به قرار زیر بود:

۱. کلاغ منسوب به عطارد[۳۶].

۲. همسر منسوب به زهره.

۳. سرباز منسوب به مریخ.

۴. شیر منسوب به مشتری.

۵. پارسا منسوب به قمر.

۶. پیک خورشید منسوب به مهرپیما.

۷. پیر مرشد منسوب به زحل.

جوانان تازه‌وارد به پیشگاه میترا معرفی شده و به درجه نخست از این هفت مرتبه دست می‌یافتند و تحت تعالیم روحانیون سعی در رسیدن به سایر درجات داشتند.[۱]

پیروان این آیین به دشواری هفت گام را تا رستگاری می‌پیمودند که چنین بود: کلاغ، نامزد، جنگی، شیر، پارسا،[۳۷] مهرپویا و پیر.[۳۸] مغان در آیین ویژه ای خون گاوی را می‌ریختند که در جامی ریخته و آن را با هوم می‌آمیختند و می‌نوشیدند. یکی از کارهایی که زرتشت آن را قدغن نمود همین آیین بود.[۳۹] نسخه رومی این آیین، آیین رازگرای رومی با محوریت خدای میتراس بود. این آیین از پرستش خدای میترا توسط ایرانیان برگرفته شده بود، گرچه میزان همسانی بین رسوم ایرانی و یونانی-رومی جای ناسازگاری است.[۱۱] به دلیل رده‌بندی در جایگاه پرستندگان در این آیین، و افزایش دشواری دست یافتن به جایگاه بالاتر در هر بار، این آیین برای کسانی که بدنبال رده‌بندی و پیشرفت در جایگاه خود بودند و رازدانی را می‌جستند، گیرایی بیشتری داشت؛ از همین رو، از حدود سده نخست تا سده چهارم میلادی به‌ویژه در میان سربازان و افسران ارتش روم هواداران سرسختی داشت؛ و از آنجا که مسیحیت آیینِ جایگزین شد، برخورد سختگیرانه ای با پایبندان و باورمندان به این آیین که بسیاری از ایشان از سربازان ساده بوده و پنهانی باور خود را نگاه می‌داشتند، انجام پذیرفت.[۴۰]

پیروان میترائیسم رومی، برای پاگشایی، همچون آیین ایرانی می‌بایست مناسکی مشتمل بر درجاتی هفت‌گانه را طی کنند. این آیین‌ها در غارها یا معابدی زیرزمینی و غار مانند به نام میترائیوم اجرا می‌شد. میتراس معمولاً به شکل مردی در حال قربانی کردن گاو نر تصویر می‌شد که اشخاص و همچنین حیوانات دیگری او را همراهی می‌کردند. مجموعه این نمادها به نشانه‌های ستاره‌شناسی، مانند اجرام آسمانی و صور فلکی تعبیر شده و «تاروکتونی» (گاوکُشی) نامیده می‌شود.[۱۱]

میترائیسم و مسیحیت

آیین مهرپرستی یا میترائیسم رومی و مسیحیت همانندیهای بسیاری داشته[۴۱] و امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غرب چهارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است.[۴۲]

نمادهای مهری

چلیپا

گردنبند ایرانی «گردونه میترا» که مشهور به گردنبند تپه مارلیک است و دارای قدمت حدود یک هزار سال پیش از میلاد می‌باشد، موزه ملی ایران[۴۳]

علامت صلیب (چلیپا) رازهای زیادی دارد این علامت از مصر فرعونی تا هند باستان وجود دارد و بنظر می‌رسد از مهمترین نشانه‌های مهرپرستان باشد. بنظر می‌رسد که صلیب + ساده شده از شکلها و تصوراتی است که از خورشید وجود داشته مانند دایره‌هایی با ۱۶- ۲۴- ۱۲ شعاع یا پرتو بنظر می‌رسد در یک دوره تکاملی تصویر خورشید از شکل گل آفتاب گردان به علامت+ ساده‌تر شده‌است و تنها با شکل + و یاضربدر و شکل ستاره پنج پر * درآوردند گفتنی است که علامت * که بر روی کلاه کوروش کبیر دیده می‌شود نیز نماد خورشید است ولی امروزه آن را با علامت ستاره می‌شناسیم. شکل ۱۲ پر صلیب هم وجود دارد که ممکن است هم‌زمان آیکون خورشید و ۱۲ ماه سال باشد. اما در مجموع می‌توان گفت + صلیب یا چلیپا یا چهارپایه یا چهار پره ایکون ساده خورشید تابان است ممکن است ۴ خط آن نماد فصل‌های سال یا نماد ۴ عنصر اصلی آب - باد و خاک و نور باشد. خورشیدپرستی و آیین مهر یا میثرا در مصر و ایران و هند و بخشی از اروپا قرنها قبل از مسیحیت وجود داشته‌است احتمالاً آیین مهرپرستی ابتدا در شمال غرب ایران رایج بوده‌است اما نشانه‌های بارز این آیین در ۴ صلیب آریایی نقش رستم قابل مطالعه‌است.[۴۴] مهریان به نشانه خورشید، صلیبی را در یک دایره ترسیم می‌کردند و برای آنان چهار گوشه صلیب نشانه سال خورشیدی آغازین بود. دو گوشه آن نشان از روز و شب و دو گوشه دیگر نماد انقلاب خورشیدی بود. صلیب درون دایره در نقشهای شام مقدس میترا به تصویر کشیده شده‌است.[۴۵]

این نماد در تاریخ کهن اروپا و همچنین آثار کشف شده از فرهنگ‌ها هند و اروپایی مانند هند و آریایی، ایرانی، هیتی‌ها، سلتی‌ها و یونانی‌ها به چشم می‌خورد. اولین نمونه‌های استفاده از چلبپای شکسته مربوط به تعدادی سفال یافت شده در استان خوزستان در ایران در ۵ هزار سال قبل از میلاد است. در اوایل عصر برنز نشانه‌هایی از آن در سفال‌هایی در روسیه پیدا شده‌است.[۴۶]

همچنین علامت‌های چلیپای شکسته مانندی در عصر برنز و آهن در قفقاز شمالی و آذرآبادگان و همچنین در بین سکاها و سرمتی‌ها پدیدار شده‌است.[۴۷]

شمایل‌نگاری

حجاری ذبح گاو توسط میثراس به عنوان گاو، ناین‌هایم نزدیکی هایدلبرگ، صحنه‌هایی از زندگی میثراس به عنوان قاب حجاری اصلی، حکاکی شده‌است.

بیشتر آنچه دربارهٔ کالت میثراس می‌دانیم تنها از نقوش برجسته و مجسمه‌ها مشخص شده‌است. تلاش بسیاری برای تفسیر این اشیا صورت گرفته‌است.

پرستش میثراس در امپراتوری روم با تصاویری از ذبح یک گاو توسط این خدا مشخص می‌شود. تصاویر دیگری از میثراس نیز در معابد رومی یافت می‌شود. به عنوان مثال میثراس در ضیافت با سول وبه تصویر کشیدن تولد میتراس از یک تخته سنگ. اما تصویر ذبح گاو (گاو نر) همواره جایگاهی مرکزی دارد.[۴۸] منابع متنی برای بازسازی فلسفه این نماد بسیار نادر است.[۴۹] (بخش تفسیر صحنه کشتار گاو را ببینید)

به نظر می‌رسد به تصویر کشیدن خدا در حال ذبح گاو مختص میترائیسم رومی است. مطابق نوشته‌های دیوید اولانسی، «این شاید مهمترین نمونه» تفاوت آشکار بین سنن ایرانی و رومی است. «... هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد خدای ایرانی میثرا هرگز ارتباطی با کشتن گاو داشته‌است.»

صحنه کشتن گاو

در هر میترائیوم (مهرابه) قطعهٔ اصلی صحنهٔ ذبح گاوی مقدس توسط میثراس بوده‌است، اقدامی که رومیان آن را تاورکتونی می‌نامیدند.[۵۰] تصویر ممکن است به صورت نقش برجسته یا مجسمه ایستاده باشد و جزئیات جانبی ممکن است موجود یا حذف شده باشد. قطعه وسط آن میثراس است که لباس آناتولی پوشیده و کلاه فریژی پوشیده‌است. میثراس روی گاو خسته[۵۱] زانو زده، با دست چپ خود سوراخ بینی گاو را گرفته، و با دست راست خود، چاقو را در گردن گاو فرو می‌برد. میثراس حین کشتن گاو از سمت شانه خود به چهره سول (Sol) نگاه می‌کند. یک سگ و یک مار خود را به خون رسانده‌اند. عقرب دستگاه تناسلی گاو را گرفته‌است. کلاغ سیاهی در اطراف پرواز می‌کند یا روی گاو نشسته‌است. سه خوشه گندم دیده می‌شود که از دم گاو و گاه از زخم وی بیرون زده‌است. گاو اغلب سفید است. خدا به صورتی غیرطبیعی روی گاو نشسته‌است و با پای راست خود، سم گاو را گرفته و پای چپ را خم کرده و بر پشت یا پهلوی گاو گذاشته‌است.[۵۲] دو نفر در طرفین مشعل گرفته‌اند، لباسی مانند میثراس پوشیده‌اند، کاوتس با مشعل خود به سمت بالا و کاوتوپیتس با مشعل خود به سمت پایین اشاره می‌کند.[۵۳][۵۴] گاهی اوقات کاوتس و کاوتوپیتس به جای مشعل، عصای چوپانی در دست دارند.

ذبح گاو در گودالی انجام می‌گیرد که میثراس پس از شکار و سوار شدن و غلبه بر قدرت گاو، آن را به داخلش برده‌است.[۵۵] گاه گودال توسط دایره ای احاطه شده، که روی آن دوازده علامت منطقةالبروج مشخص است. در خارج از گودال، بالا سمت چپ، سول (خورشید)، با تاج شعله‌ور خود، اغلب در حال راندن یک ارابه‌ای چهار اسبی دیده می‌شود. اشعه ای از نور اغلب به پایین می‌رسد تا میثراس را لمس کند. در سمت راست بالا لونا با هلال ماه خود دیده می‌شود که ممکن است در حال راندن ارابه‌ای دو اسبی به تصویر کشیده شود.[۵۶]

در بعضی از تصاویر، تاروکتونی مرکزی توسط مجموعه ای از صحنه‌های فرعی در سمت چپ، بالا و راست احاطه شده‌است که وقایع موجود در روایت میثراس را نشان می‌دهند. تولد میثرا از صخره، معجزه آب، شکار و سوار شدن بر گاو، ملاقات سول که در برابرش زانو زده، دست دادن با سول و خوردن وعده غذایی از قطعات بدن گاو به همراه سول، و صعود به آسمان‌ها در ارابه.[۵۶] در بعضی موارد، مانند گچبری میترایم سانتا پریسکا در رم، خدا قهرمانانه برهنه است.[۵۷] برخی از این نقش برجسته‌ها به گونه‌ای ساخته شده‌اند که می‌توانند حول یک محور بچرخند. در قسمت عقب صحنه ضیافت استادانه‌تری دیده می‌شود. این نشان می‌دهد که صحنه قتل گاو در قسمت اول جشن مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است، سپس حجاری را برگردانده و از صحنه دوم در قسمت دوم جشن استفاده می‌شده‌است.[۵۸] علاوه بر نماد اصلی فرقه، تعدادی مهرابه نیز یافت شده‌است که دارای چندین تاروکتونی ثانویه و نسخه‌های قابل حمل کوچک، احتمالاً برای پرستش خصوصی، می‌باشند.[۵۹]

ضیافت

دومین صحنه مهم بعد از تاورکتونی (گاوکشی) در هنر میترائیک، صحنه ضیافت است.[۶۰] این صحنه ضیافت میثراس و سول اینویکتوس را در مخفیگاه ذبح گاو نشان می‌دهد. در صحنه ضیافت نقش برجستهٔ فیانو رومانو، یکی از مشعل‌داران عصای چاوشی را به سمت پایهٔ که به نظر می‌رسد شعله‌های آتش از آنجا زبانه می‌کشند، گرفته‌است. رابرت تورکان نوشته‌است که چون عصای چاوش مربوط به مرکوری است و وی در اساطیر به عنوان راهنمای روح به تصویر کشیده شده، خروج شعله‌های آتش در این صحنه اشاره به اعزام ارواح انسانی و بیان آموزه‌های میترائیک در این مورد است. تورکان همچنین این واقعه را با تاورکتونی (گاوکشی) پیوند می‌دهد: خون گاو ذبح شده، زمین محراب را خیس کرده و ارواح توسط عصای چاوش از خون خارج می‌شوند.[۶۱]

تولد از سنگ

میثراس در حال برآمدن از سنگ (موزه ملی تاریخ رومانی)
تولد میثراس از سنگ (ح. ۱۸۶ پیش از میلاد؛ حمام‌های دیوکلسین)

میثراس به عنوان کسی که از سنگ متولد می‌شود، به تصویر کشیده شده‌است. میثراس در صحنه‌های برآمدن از سنگ جوان است و خنجری در یک دست و مشعلی در دست دیگر دارد. برهنه است و روی پاهای خود ایستاده و کلاه فریجی پوشیده‌است.[۶۲]

در عین حال، تفاوت‌ها و تنوعاتی نیز وجود دارد. بعضی اوقات او هنگام برآمدن از صخره کودک است و در یک مورد او یک کره‌ای در دست دارد. گاه صاعقه‌ای نیز به چشم می‌خورد. همچنین تصاویری وجود دارد که در آن شعله‌های آتش از سنگ و همچنین از کلاه میترا خارج می‌شوند. پایهٔ یک مجسمه سوراخ است تا بتواند به عنوان آبنما مورد استفاده قرار گیرد خدمت کند و پایه دیگر نقاب خدای آب را دارد. بعضی اوقات میثراس سلاح‌های دیگری مانند تیر و کمان دارد و در اطرافش حیواناتی چون سگ، مار، دلفین، عقاب، پرندگان دیگر، شیر، تمساح، خرچنگ و حلزون هستند. در بعضی از نقش برجسته‌ها، چهرهٔ ریش‌داری نیز حاضر است که اوکئانوس، خدای آب می‌باشد، و در بعضی نقش برجسته‌ها خدایان چهار باد نیز حاضرند. در این نقش برجسته‌ها، می‌توان به درگاه چهار عنصر با هم دعا کرد. به نظر می‌رسد گاهی اوقات ویکتوریا، لونا، سول و ساترن نیز نقشی برعهده دارند. به ویژه ساترن اغلب در حال تحویل خنجر به میثراس است تا بتواند کارهای مقتدرانهٔ خود را انجام دهد.[۶۲]

در برخی تصاویر، کاوتس و کاوتوپیتس نیز حاضرند. گاهی اوقات این دو به صورت چوپان نشان داده می‌شوند.[۶۳]

در برخی موارد، آمفرا نیز در صحنه به چشم می‌خورد، و در نقش برجسته، مواردی چون تولد تخم مرغ یا تولد درخت نیز دیده می‌شود. برخی تفسیرها نشان می‌دهد که تولد میثراس با روشن کردن مشعل یا شمع، جشن گرفته می‌شده‌است.[۶۲][۶۴]

پیکر با سر شیر

ترسیم لئونتوسفالین یافت شده در می‌تراوم در اوستیا آنتیکا، ایتالیا (۱۹۰ میلادی؛ CIMRM 312)

یکی از ویژگی‌های بارز میترائیسم که کمتر درک شده‌است، پیکر عریان با سر شیر است که اغلب در معابد میترائیک یافت می‌شود. محققان مدرن این پیکر را با اصطلاحات توصیفی مانند لئونتوسفالین (دارای سر شیر) یا لئونتوسفالوس (دارای سر شیر) نامگذاری کرده‌اند. بدن این پیکره، بدن مردی برهنه است که یک مار (یا دو مار مانند عصای چاوش) به آن پیچیده‌است و سر مار اغلب بر روی سر شیر قرار دارد. دهان شیر اغلب باز است که جلوه ای هولناک به پیکره می‌بخشد. پیکره معمولاً چهار بال، دو کلید (گاهی اوقات یک کلید واحد) و یک عصای سلطنتی در دست خود دارد. گاهی اوقات پیکره روی کره‌ای با یک صلیب مورب است، ایستاده‌است. روی پیکرهٔ می‌تراوم اوستیا آنتیکا (چپ، CIMRM 312) چهار بال نمادهای چهار فصل هستند، و صاعقه‌ای روی سینه حک شده‌است. در پایه مجسمه انبر وولکان، خروس مرکوری و عصای چاوش قرار دارد. نوع دیگری از همین پیکره اما با سر انسان به جای سر شیر نیز یافت می‌شود که البته نادر است.[۶۵][۶۶]

اگرچه پیکره‌های دارای سر حیوان در بازنمایی اساطیری مصری و گنوستیک معاصر میترائیسم رایج است، اما پیکرهٔ موازی دقیقی با لئونتوسفالین میترائیک یافت نشده‌است.[۶۵]

از طریق کتیبه‌های اختصاصی معلوم شده‌است که نام این پیکره Arimanius، شکل لاتین شدهٔ اهریمن – چهره شیطانی در زیارتگاه‌های زرتشتی– است. از کتیبه‌هایی همچون CIMRM 222 اوستیا، CIMRM 369 رم، ۱۷۷۵ و CIMRM 1773 پانونیا معلوم است که Arimanius خدایی در کالت میترائیک می‌باشد.[۶۷]

برخی از محققان پیکرهٔ انسان با سر شیر را آیون، زروان، کرونوس یا خرونوس می‌دانند، در حالی که برخی دیگر ادعا می‌کنند که این پیکره شکلی از اهریمن زرتشتی یا آریامان ودایی است.[۶۸] همچنین گمانه زنی‌هایی وجود دارد که این پیکره را عقل فعال گنوستیک می‌دانند.[۶۹] گرچه هویت دقیق این پیکره نزد محققان مورد مناقشه است، اما اکثراً توافق دارند که این خدا با زمان و تغییرات فصلی در ارتباط است.[۷۰] با این حال اکتشافگری، به نام د. جیسون کوپر بر خلاف این باور رایج، معتقد است که این پیکره، خدا نیست بلکه نشان دهنده وضعیت معنوی است که در سطح «ماهر» میترائیسم یا در درجه لئو (شیر) حاصل می‌شود.[۷۱]

مهرابه‌ها یا میترائیوم‌ها

یک میترائیوم که در شهر بندری و باستانی «اوستیا» در ایتالیا کشف شده‌است. مهرابه‌های بسیاری نظیر آن در آلمان، فرانسه[۷۲] و روسیه، به‌طور اتفاقی یا هنگام مرمت کلیساها پیدا شده‌اند.

به پرستشگاه‌های مهرپرستان مهرابه یا میترائیوم گفته می‌شود. ساختمان مهرابه‌ها از یک ورودی سپس دهلیز درونی که به سه راهرو منتهی می‌شد تشکیل شده‌است. تالار روبرویی بزرگ بوده و تالار اصلی معبد بوده‌است. دو راهرویی که در سمت چپ و راست قرار داشتند تنگتر بوده و سقف آن هم کوتاهتر است. مهراب بالای تالار اصلی قرار می‌گرفت و عبارت بود از گودی اندکی در دیوار که نقش مهر (و گاهی مجسمه او) در حال کشتن گاو در آن دیده می‌شد دو مهربان نیز در دو سوی او دیده می‌شدند. در دو طرف تالار اصلی نیمکتهایی سنگی قرار می‌دادند.

روشنی مهرابه‌ها از روزنه‌های کوچک سقف یا پنجره‌های باریک تأمین می‌شد، به‌طوری‌که فضای مهرابه تقریباً تاریک بود و این برای آن بود که حالت اصلی غار حفظ شود.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «Mithraism». Ancient History Encyclopedia. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۲۷.
  2. M. Clauss, The Roman cult of Mithras, p.  42
  3. Lewis M. Hopfe, in Lewis M. Hopfe (ed). , Eisenbrauns (1994), pp.  147–158. p.  156:
  4. Clauss, M. , The Roman cult of Mithras, pages 26 and 27.
  5. Hopfe, Lewis M.; Richardson, Henry Neil (September 1994). "Archaeological Indications on the Origins of Roman Mithraism". In Lewis M. Hopfe. Uncovering ancient stones: essays in memory of H. Neil Richardson. Eisenbrauns. pp. 147–. ISBN 978-0-931464-73-7. Retrieved 19 March 2011.
  6. Martin, Luther H.; Beck, Roger (December 30, 2004). "Foreword". Beck on Mithraism: Collected Works With New Essays. Ashgate Publishing. pp. xiii. ISBN 978-0-7546-4081-3.
  7. Beck, Roger (17 February 2011). "The Pagan Shadow of Christ?". BBC-History. Retrieved 4 June 2011.
  8. Clauss, Manfred. The Roman Cult of Mithras: The God and his Mysteries. pp. xxi. ISBN 0-415-92977-6.
  9. Coarelli; Beck, Roger; Haase, Wolfgang (1984). Aufstieg und niedergang der römischen welt [The Rise and Decline of the Roman World]. Walter de Gruyter. p. 2026. ISBN 978-3-11-010213-0. Retrieved 20 March 2011.
  10. Ulansey, David (1991). Origins of the Mithraic Mysteries. New York: Oxford UP. p. 3. ISBN 0-19-506788-6.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ Beck, Roger (2002-07-20). "Mithraism". Encyclopaedia Iranica, Online Edition. Retrieved 2011-03-14.
  12. "Electronic Journal of Mithraic Studies". Electronic Journal of Mithraic Studies. Archived from the original on 2011-05-17. Retrieved 2011-03-28.
  13. Beck, Roger (2002-07-20). "Mithraism". Encyclopaedia Iranica, Online Edition. Retrieved 2011-03-28.
  14. Charlton T. Lewis, Charles Short. A Latin Dictionary
  15. Ulansey, David (1991). Origins of the Mithraic Mysteries. New York: Oxford UP. p. 90. ISBN 0-19-506788-6.
  16. Britannica, Encyclopedia of World Religions. Encyclopædia Britannica, Inc. 2006. p. 509. ISBN 978-1-59339-491-2.
  17. Ulansey, David (1991). Origins of the Mithraic Mysteries. New York: Oxford UP. p. 8. ISBN 0-19-506788-6.
  18. «CYROPAEDIA – Encyclopaedia Iranica». www.iranicaonline.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۲۷.
  19. Xenophon, Cyropaedia 7.5.53. Cited in Henry George Liddell and Robert Scott, A Greek-English Lexicon
  20. Gordon, Richard L. (1978). "The date and significance of CIMRM 593 (British Museum, Townley Collection". Journal of Mithraic Studies II: 148–174.. p. 160:
  21. E.g. in Rig Veda 3, Hymn 59
  22. Michael Speidel (1980). Mithras-Orion: Greek hero and Roman army god. Brill. pp. 1–. ISBN 978-90-04-06055-5.
  23. Hopfe, Lewis M.; Richardson, Henry Neil (September 1994). "Archaeological Indications on the Origins of Roman Mithraism". In Lewis M. Hopfe. Uncovering ancient stones: essays in memory of H. Neil Richardson. Eisenbrauns. pp. 150–. ISBN 978-0-931464-73-7. Retrieved 19 March 2011.
  24. Turcan, Robert (1996). The cults of the Roman Empire. Wiley-Blackwell. pp. 196–. ISBN 978-0-631-20047-5. Retrieved 19 March 2011.
  25. Thieme, Paul (1960), "The 'Aryan' Gods of the Mitanni Treaties", Journal of the American Oriental Society, 80.4. pp.  301–317.
  26. Schmidt, Hans-Peter (2006), "Mithra i: Mithra in Old Indian and Mithra in Old Iranian", Encyclopaedia Iranica, New York: iranica.com (accessed April 2011)
  27. Hinnells, John R. (1990), "Introduction: the questions asked and to be asked", in Hinnells, John R., Studies in Mithraism, Rome: L'Erma di Bretschneider, p. 11
  28. Ulansey, David (1991). Origins of the Mithraic Mysteries. New York: Oxford UP. p. 94. ISBN 0-19-506788-6.
  29. Boyce, Mary; Grenet, Frantz (1975). Zoroastrianism under Macedonian and Roman rule, Part 1. Brill. pp. 468, 469. ISBN 90-04-09271-4. Retrieved 2011-03-16.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ ۳۰٫۳ ۳۰٫۴ ۳۰٫۵ ۳۰٫۶ Mithraism. In Encyclopædia Britannica. Retrieved June 28, 2008, from Encyclopædia Britannica Online
  31. شمایل میترا در ایران و آسیای میانه[پیوند مرده]، دانشنامه ایرانیکا به قلم فرانس گرنت
  32. The Concise Oxford Dictionary of World Religions / Mithra
  33. Cumont، Textes et monuments figures relatifts aux mysteres de Mithra، 36-135.
  34. cumont، Mithra en Asie Mineure، 67-76.
  35. محمدی، آرمان. «مهرپرستی یا میترائیسم آیین ایرانی مهرپرستی عقاید و نمادهای آیین مهرپرستی یا میترائیسم». حقوق نیوز. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۴-۲۸.
  36. «مهرپرستی».
  37. دربرداشت رومیان این گام را پارسی می‌نامیدند
  38. رومیان این گام را پدر می‌نامیدند
  39. «الهیات سیاسی زرتشت و تقابل‌های دوگانهٔ آن». رادیو زمانه (نیاز به فیلترشکن). ۲۰۱۵-۰۶-۱۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۲۷.
  40. Geden, A. S. (15 October 2004). Select Passages Illustrating Mithraism 1925. Kessinger Publishing. pp. 51–. ISBN 978-1-4179-8229-5. Retrieved 28 March 2011.
  41. میترایسم بایگانی‌شده در ۴ دسامبر ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine در دانشنامه انکارتا
  42. religion :: History" The survival of Roman religion. In Encyclopædia Britannica. Retrieved December 12, 2008, from Encyclopædia Britannica Online
  43. http://www.museumsyndicate.com/item.php?item=54852
  44. دوشیزه ناهید، مادر مهر بایگانی‌شده در ۲۶ آوریل ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine به قلم محمد مقدم، وبگاه آریابوم
  45. "میترایسم و تأثیر آن بر مسیحیت". Iran Chamber Society به قلم دکتر زرتشت عطاإلهی. 2008. Retrieved 10 December 2008. External link in |ناشر= (help)
  46. Indus Valley Swastika
  47. «Cultinfo Department of Culture of Vologda Regional Government». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۵. دریافت‌شده در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۵.
  48. Ulansey, David (1991). Origins of the Mithraic Mysteries. New York: Oxford UP. p. 6. ISBN 0-19-506788-6.
  49. Clauss, M. , p. xxi: "... we possess virtually
  50. David Ulansey, The origins of the Mithraic mysteries, p. 6:
  51. Clauss, M. , The Roman cult of Mithras, p.  77.
  52. Mazur, Zeke. "Harmonious Opposition (PART I): Pythagorean Themes of Cosmogonic Mediation in the Roman Mysteries of Mithras" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2011-11-21. Retrieved 2011-06-14.
  53. Clauss, M. The Roman cult of Mithras, p. 98–99. An image search for tauroctony will show many examples of the variations.
  54. Näsström, Britt-Marie. "The sacrifi ces of Mithras" (PDF). Retrieved 2011-04-04.
  55. Clauss, M. , The Roman cult of Mithras, p. 74.
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ L'Ecole Initiative: Alison Griffith, 1996. "Mithraism"
  57. Bjørnebye, Jonas (2007). "The Mithraic icon in fourth century Rome:The composition of the Mithraic cult icon". Hic locus est felix, sanctus, piusque benignus: The cult of Mithras in fourth century Rome, Dissertation for the degree of philosophiae doctor (PhD).
  58. Klauck, Hans-Josef; McNeil, Brian (December 2003). The religious context of early Christianity: a guide to Graeco-Roman religions. T & T Clark Ltd. pp. 146–. ISBN 978-0-567-08943-4. Retrieved 4 September 2011.
  59. Beck, Roger (2006). The Religion of the Mithras cult in the Roman empire. Great Britain: Oxford University Press. p. 21.
  60. Beck, Roger, "In the Place of the Lion: Mithras in the Tauroctony" in Beck on Mithraism: Collected works with new essays (2004), p.  286–287.
  61. Beck, Roger (2007). The Religion of the Mithras Cult in the Roman Empire. London: Oxford University Press. ISBN 0-19-921613-4., p. 27-28.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ ۶۲٫۲ Vermaseren, M. J. "The miraculous Birth of Mithras". In László Gerevich. Studia Archaeologica. Brill. pp. 93–109. Retrieved 4 October 2011.
  63. Vermaseren, M. J. László Gerevich, ed. Studia Archaeologica. Brill. p. 108. Retrieved 4 October 2011.
  64. Commodian, Instructiones 1.13:
  65. ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ von Gall, Hubertus. (1978). The Lion-headed and the Human-headed God in the Mithraic Mysteries. [in] Jacques Duchesne-Guillemin ed. Études mithriaques, pp.  511
  66. Cumont Franz, The Mysteries of Mithras, p. 105
  67. Jackson, Howard M. (1985). "The Meaning and Function of the Leontocephaline in Roman Mithraism". Numen, Vol.  32, Fasc.  1, pp.  17–45 (Jul. 1985)
  68. R D Barnett (1975). John R Hinnells, ed. Mithraic studies: proceedings of the first International congress of Mithraic studies, Vol II. Manchester University Press ND. pp. 467–.
  69. David M Gwynn (2010). Religious diversity in late antiquity. BRILL. p. 448.
  70. Beck, R. , Beck on Mithraism, pp.  94
  71. Cooper, D. Jason (1996). Mithras: mysteries and initiation rediscovered. York Beach, ME: Samuel Weiser, Inc. pp. 48–49.
  72. ANN WUYTS (۲۹ سپتامبر ۲۰۱۰). «Ancient sanctuary dedicated to Mithras discovered in France». The Independent.

منابع

  • کتاب مهرپرستی، ریشه های۴۰ قرن آئین و مذهب در ایران. برخی بررسی‌ها دربارهٔ جهان بینی‌ها

و جنبش‌های اجتماعی در ایران، احسان طبری.

نقش خورشید و مهر در اساطیر هند و ایران پیر بایار، ژان. رمز پردازی آتش. ترجمه جلال ستاری. تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۶، ص ۱۰۴–۱۰۳.

  • مقاله کاوه فرخ به زبان انگلیسی
  • افشار مهاجر، کامران. حضور نمادها در هنر هاب سنتی ایران. هنر نامه (فصل نامه عملی، پژوهشی دانشگاه هنر)، بهار ۱۳۷۹، سال سوم، شماره ۶، صص ۶۳–۵۱.
  • ایونس، ورونیکا. شناخت اساطیر هند، ترجمة با جلال فرخی ـ تهران، اساطیر، چاپ اول، ۱۳۷۳، ص ۱۴۱.
  • عبداللهیان، بهناز، نمادهای مهر و ماه در سفالینه‌های پیش از تاریخ ایران، هنر نامه، بهار ۷۸، سال اول، شماره ۲، ص ۶۳–۴۶.
  • نلسون فرای، ریچارد، میترا (مهر) در باستان‌شناسی ایران، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور مطلق، مجله باستان‌شناسی و تاریخ، سال دوم، شماره ۲، ۱۳۶۷، ص ۱۶–۱۳.
  • تاریخ ادیان (۱۰ جلد). هاشم رضی. تهران. ۱۳۴۳ خورشیدی
  • ادیان بزرگ جهان. هاشم رضی. فروهر. ۱۳۶۰
  • ورمازرن، مارتین، آیین میترا، چشمه ۱۳۸۳
  • حامی، احمد، بغ مهر ۲۵۳۵
  • عالیخانی، بابک، مهر در ایران و هند باستان (مجموعه مقاله)، ققنوس ۱۳۸۴
  • دورانت، ویل، تاریخ تمدن (قیصر و مسیح)، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ۱۳۷۲
  • رضایی، عبدالعظیم، اصل و نسب و دینهای ایرانیان باستان، دُر ۱۳۸۱
  • فرهنگ معین
  • F. cumont, Textes et monuments figures relatifts aux myesteres de Mithra,2 Vol. Brussels: H Lamertin, 1896-1899
  • F. Cumont, Mithra en Asie Mineure, in Anatolian Studies Presented to William Hepbun Bukler. Manchester: Manchester University Press, PP. 66–76
  • R.L. Gordon, Panelled Complications,JMS 3, 1980 P 201
  • L.A. Campbell, Typology of Mithraic Tauoctones, Berytus 11, 1954. PP. 1–60
  • R. Beck, Cautes and Cautopated: Some Astronomical Consideration, JMS 2,, 1977. P 7

پیوند به بیرون