فاطمه زهرا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از فاطمه)
پرش به: ناوبری، جستجو
«زهرا» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای سایر استفاده‌ها، زهرا (ابهام‌زدایی) را مشاهده کنید.
فاطمه
Fatimah Calligraphy.png
نام محلی فاطمة
زاده ۲۰ جمادی‌الثانی ۵ قبل و یا بعد از بعثت
(۲۷ ژوئیهٔ ۶۰۴(604-07-27) میلادی) یا ۶۱۵ م.[۱]
مکه[۲]
مرگ

۳ جمادی‌الثانی ۱۱ بعد از هجرت

۲۸ اوت ۶۳۲ میلادی (۲۸ سال)
آرامگاه
مورد مناقشه
عنوان
  • الصدیقه[۳] (زن یک دل و یک زبان[۴])
  • المبارکه[۵] (زن فرخنده[۶])
  • الطاهره[۷] (زن خالص یا بی گناه[۸])
  • الزکیه[۹] (پارسا یا پاک[۱۰])
  • الراضیه[۱۱] (زن خرسند یا خشنود[۱۲])
  • المحدثه[۱۳] (کسی که فرشتگان با او گفتار می‌کنند[۱۴])
  • البتول[۱۵] (از دنیا بریده و به خدا پیوسته[۱۶])
  • الزهرا[۱۷] (نورانی یا درخشان[۱۸])
  • سیدة نساء العالمین[۱۹] (رهبر زنان جهان[۲۰])
همسر(ها) علی بن ابی‌طالب
فرزندان
والدین
خویشاوندان قاسم (برادر)، ام‌کلثوم (خواهر)، رقیه (خواهر)، زینب (خواهر)، عبدالله (برادر)، ابراهیم (برادر)[۲۳]
Fatimah Calligraphy.png
زندگی
نام‌ها و القاب · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانه فاطمه · درگذشت
در قرآن
سوره دهر · سوره کوثر · آیه تطهیر · آیه مباهله · آیه نور
جای‌ها
در مکه محله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب
در مدینه بقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · سقیفه · مسجد النبی
در شمال حجاز فدک
افراد
خانواده محمد · خدیجه · علی
فرزندان حسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهان فضه · ام‌ایمن · اسماء  · سلمان
دیگران قنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
مرتبط
تسبیحات فاطمه · مصحف فاطمه · لوح فاطمه · رویداد مباهله · ایام فاطمیه

فاطمه بنت محمد (به عربی: فاطمة الزهراء بنت محمد؛ زادهٔ ۳۵ یا ۴۵ عام‌الفیل برابر ۱۸ یا ۸ پیش از هجرت در مکّه – درگذشتهٔ ۳ جمادی‌الثانی ۱۱ هجری قمری در مدینه)[۲۴] دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب امام نخست شیعه و خلیفهٔ چهارم و مادر حسن بن علی و حسین بن علی امام دوم و سوم شیعه و یکی از پنج تن آل عبا است.[۲۵] او از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان به‌ویژه شیعیان[۲۶] است.[۲۷] او نقش مهمی در رویداد مباهله داشت.[۲۸]

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که دربارهٔ فاطمه وجود دارد، گزارش‌های خالص تاریخی زیادی درمورد زندگی او وجود ندارد. اطلاعات خالص تاریخی در مورد فاطمه بسیار اندک است و بیشتر گزارش‌ها تنها برگ‌هایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد. منابع اهل سنت بر روی شخصیت فاطمه، به‌عنوان بانوی پرهیزکار باایمان تأکید می‌کنند. این منابع به‌خصوص در مورد فاطمه به‌عنوان دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه او، و شخصیت او به‌عنوان الگوی تقوا تأکید دارند. وی یکی از چهارده معصوم در نزد شیعیان دوازده‌امامی است.

محتویات

منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی فاطمه زهرا

شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت •
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
رجال و علما کشته‌شدگان کربلا • فهرست رجال حدیث شیعه • اصحاب اجماع • روحانیان شیعه • عالمان شیعه • مراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه چراغ • کاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرس • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه • غلاه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که در مورد فاطمه موجود است، گزارش‌های خالص تاریخی زیادی در مورد زندگی او وجود ندارد. اطلاعات خالص تاریخی در مورد فاطمه بسیار اندک می‌باشند و بیشتر گزارش‌ها تنها برگ‌هایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد.[۲۹]

نام‌ها، القاب و کنیه‌ها

فاطمه وصفی است از مصدر فطم؛ و فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع‌کردن و جداشدن آمده‌است. این صیغه که بر وزن فاعل معنی مفعولی می‌دهد، به معنی بریده و جداشده است.[۳۰][۳۱] محمد در پاسخ علی بن ابی‌طالب که از او دربارهٔ علت نام‌گذاری فاطمه پرسید، گفت: «چون او و پیروانش از آتش بریده شده‌اند».[۳۲] ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة آورده‌است: «خداوند او را فاطمه نامید چراکه خداوند او و دوستدارانش را از آتش جهنم قطع کرده‌است.»[۳۳] همین‌طور دیلمی در سنن الأقوال والأفعال از ابوهریره می‌آورد: «به درستی که فاطمه نامیده شد چراکه خداوند او و دوستدارانش را از آتش جهنم قطع کرده است.».[نیازمند منبع] اما محب‌الدین طبری در ذخائرالعقبی به جای دوستداران، فرزندانش را می‌آورد و می‌گوید: خداوند او و فرزندانش را از آتش جهنم قطع کرده‌است.[نیازمند منبع]

برای فاطمه، نام‌های دیگری هم برشمرده‌اند که صدّیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه و زهرا از آن‌جمله‌اند. یکی از مهم‌ترین کنیه‌های او «امّ‌ابیها» است.[۳۴]

زندگی‌نامه

گاه‌شمار زندگی فاطمه زهرا
رویدادهای زندگی فاطمه زهرا
در مکه
۶۱۵ ولادت در ۲۰ جمادی‌الثانی سال پنجم بعثت
۶۱۶ آغاز محاصره بنی هاشم در شعب ابیطالب
۶۱۹ پایان محاصره بنی هاشم در شعب ابیطالب
۶۱۹ سال اندوه: وفات ابوطالب و خدیجه
۶۲۲ مهاجرت مسلمانان به یثرب
در مدینه
۶۲۲ هجرت به مدینه
۶۲۳ ازدواج با علی بن ابی‌طالب
۶۲۵ تولد حسن مجتبی
۶۲۶ تولد حسین بن علی
۶۲۸ صلح حدیبیه
۶۲۸ غزوه خیبر
تولد زینب
۶۳۰ فتح مکه و غزوهٔ حنین
۶۳۱ مباهله با مسیحیان نجران
۶۳۲ غدیر خم
پس از محمد
۶۳۲ انتخاب ابوبکر به خلافت در سقیفه بنی‌ساعده
رویداد خانه فاطمه
۶۳۲ درگذشت در ۳ جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری

از تولد تا جوانی

در تاریخ تولد فاطمه اختلاف نظر وجود دارد و بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمد تا ۵ سال پس از آن متفاوت ذکر شده‌است.[۳۵] یکی از گمانه‌ها سال بازسازی کعبه در پنج سال پیش از بعثت برابر با سال ۶۰۴ م است.[۳۶] از تاریخ‌نویسان شیعه، اربلی در کشف‌الغمه این تاریخ را بیان می‌کند.[۳۷] هرچند درصورت درستی این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال نشان داده می‌شود که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیرمعمول به‌نظر می‌رسد.[۳۸] برخی منابع نیز تولد او را پیش از بعثت می‌دانند بدون آن‌که به سال و ماه آن اشاره داشته‌باشند. اما نظرهای دیگر یک سال پس از بعثت و یا سال ۶۱۵ م برابر با ۵ سال پس از آغاز دعوت محمد و سه سال پس از معراج است.[۳۹] منابع اهل تشیع تاریخ معراج را از دو سال پس از بعثت تا شش ماه پیش از هجرت گزارش کرده‌اند[۴۰] و با توجه به داستان تولد فاطمه،[یادداشت ۱] زمان تولد او را بین ۲ یا ۵ سال پس از بعثت عنوان می‌کنند.[۴۱][یادداشت ۲] ولی درصورت درستی این تفاسیر، سن خدیجه مادر او در هنگام تولد فاطمه، بالاتر از ۵۰ سال خواهد بود.[۴۲] فاطمه در بسیاری موارد، چهارمین فرزند دختر محمد، پس از زینب، رقیه و ام کلثوم شمرده می‌شود، به‌عقیدهٔ برخی از محققان شیعه مانند سید جعفر مرتضی عاملی، او تنها دختر محمد است.[۴۳] فاطمه تنها فرزند محمد بود که به اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.[۴۴]

پس از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً به‌عهده گرفت و این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه‌به‌دنیاآمدهٔ خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه‌نشینان اطراف می‌سپردند.[۴۵] او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنج‌های زیادی برای پدرش بابت تبلیغ اسلام به‌وجود آورده‌بودند، گذراند.[۴۶] فاطمه در کودکی و در محاصرهٔ شعب ابی‌طالب، مادر خود را از دست داد.[۴۷]

ازدواج

پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، عمر و ابوبکر خواستار ازدواج با فاطمه بودند،[یادداشت ۳] اما محمد پیشنهاد ازدواج آن‌ها را نپذیرفت و گفت که برای این موضوع منتظر فرمان خداست.[۴۸] مدت کمی پس از رفتن علی به مدینه، محمد به علی گفت که خداوند به وی فرمان داده‌است که دخترش، فاطمهٔ زهرا، را به ازدواج وی درآورد.[۴۹]

علی به‌سبب فقرش جرأت پاپیش‌گذاشتن نداشت و این محمد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود که مبلغ خیلی معمولی بود. به‌توصیهٔ محمد یک‌سوم تا دوسوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آن‌گاه، محمد فاطمه را از قولی که به علی داده‌بود آگاه نمود. به‌گفتهٔ ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمد این را نشانهٔ رضا دانست.[۵۰] برخی نویسندگان شیعه مانند شیخ طوسی گفته‌اند که وقتی علی فاطمه را از محمد خواستگاری کرد، محمد به او گفت قبل از تو نیز چند نفر این تقاضا را داشتند؛ ولی هرگاه من به فاطمه می‌گفتم اظهار بی‌میلی می‌کرد، چند لحظه صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم. سپس خواستگاری علی را به گوش فاطمه رسانید. فاطمه ساکت ماند و صورتش را برنگرداند و محمد کراهتی در چهره‌اش ندید و به‌همین دلیل آن را نشان بر رضا دانست.[۵۱] ولیری می‌گوید مطابق سایر منابع فاطمه اعتراض می‌کند و محمد مجبور می‌شود که دخترش را این‌گونه راضی کند که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده که اسلام آورده‌است.[۵۲][یادداشت ۴] دنیس صوفی روایت گلایهٔ فاطمه در ازدواج با علی — و به‌دنبال آن برشمردن صفات خوب علی از جانب محمد — را در زمرهٔ روایت‌های مناقشه‌برانگیزی می‌داند که مقصود آشکار آن، استخراج مدح برای علی است.[۵۳] علی خانه‌ای نزدیک محمد برای فاطمه ساخت. اما فاطمه خانه‌ای نزدیک‌تر به پدر از علی خواست و به‌همین سبب یکی از اهالی مدینه به‌نام حارثه بن نعمان خانهٔ خود را به زوج جوان بخشید.[۵۴]

سید حسین نصر می‌گوید ازدواج علی با فاطمه، دارای اهمیت معنوی خاصی برای تمام مسلمانان است. زیرا به‌عنوان ازدواجی میان مهم‌ترین شخصیت‌های مقدس از خویشان محمد تلقی می‌گردد. محمد که تقریباً هر روز به دیدار دخترش می‌رفت، با این ازدواج به علی نزدیک‌تر شد و یک بار به وی گفت که تو برادر من در این دنیا و آخرت هستی. پس از مرگ فاطمه، علی با زنان دیگری ازدواج نمود و صاحب فرزندان بسیار دیگری شد.[۵۵] به‌نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ خانواده‌ای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمد موردستایش قرار می‌گرفت و محمد از آن در واقعه‌هایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به‌عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیهٔ تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شده‌است.[یادداشت ۵][۵۶]

زندگی زناشویی با علی

بااین‌که چندهمسری مجاز بود، علی در زمان حیات فاطمه، با زن دیگری ازدواج نکرد.[۵۷] رابطهٔ زناشویی علی و فاطمه رابطهٔ ویژه‌ای بود و تک‌همسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه‌ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این مسئله را — که چرا علی تک‌همسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده — با حدیثی توضیح می‌دهند که در آن علی از دختر ابوجهل خواستگاری می‌کند، ولی پیامبر به او این اجازه را — به‌این‌دلیل که باعث ناراحتی فاطمه می‌شود — نداد.[۵۸] به‌نوشتهٔ امیرمعزی بنوهشام بن مغربه از قبیلهٔ قریش به علی پیشنهاد کرد تا با یکی از دخترانش ازدواج نماید. علی پیشنهاد را رد نکرد، ولی هنگامی که خبر به محمد رسید، محمد به دفاع از فاطمه پرداخت و گفت «فاطمه پارهٔ تن من است» و «هرکس فاطمه را بیازارد مرا آزرده‌است». به‌نظر می‌رسد که هم‌زمان علی از جُوَیریه ملقب به عَوراء، دختر ابوجهل، خواستگاری کرده‌بود. در این هنگام محمد در بالای منبر اعلام کرد که او تنها درصورت طلاق‌دادن فاطمه می‌تواند با دختر ابوجهل ازدواج کند.[۵۹][۶۰][۶۱] جان‌احمدی، نویسندهٔ شیعه، به این نکته اشاره می‌کند که در شریعت اسلام حق طلاق در اختیار مرد است و طلاق اکراهی نیز باطل است. وی با این استدلال که پیامبر نمی‌توانسته برخلاف باورهایی که خود، آن‌ها را به‌عنوان احکام الهی بر مردمان ابلاغ کرده از علی بخواهد — آن‌گونه‌که در روایت آمده — «ابتدا فاطمه را طلاق دهد»، این روایت را باطل می‌داند.[۶۲] به‌گفتهٔ دنیس صوفی، سه نسخهٔ مشهور این حدیث توسط مِسوَر بن مَخزَمه روایت شده‌اند که در هنگام وفات پیامبر حدود نه سال داشته‌است. او برخی از این روایت‌ها را درراستای بدنام‌کردن علی و برخی دیگر را درجهت تثبیت اعتقادات اهل سنّت می‌داند که در آن مرتبهٔ فضیلت خلفای راشدین، براساس ترتیب حکم‌فرمایی آن‌هاست و خلیفه‌های قبل از علی، از او برتر شمرده می‌شوند.[۶۳] جعفر شهیدی سندیت ماجرای خواستگاری را «ضعیف» و «بدون پایهٔ استوار» می‌داند، چرا که اصل روایتِ آمده در منابع اولیه هم‌چون صحیح مسلم و صحیح بخاری، متعلق به مِسوَر بن مَخزَمه است. راوی در آن زمان کودک بوده و الفاظی را به‌کار می‌برد که اشاراتی نامنطبق با اطلاعات تاریخی دارد نظیر زنده‌بودن ابوجهل در زمان ماجرا. هم‌چنین از دید شهیدی چنین روایتی که شِکوِهٔ محمد از علی را با سخنرانی در میان عموم نشان دهد، باید در منابع تاریخی شایع‌تر از این باشد.[یادداشت ۶][۶۴]

برخی از نویسندگان سنی‌مذهب مانند بلاذری در کتاب انساب الاشراف، ترمذی، بخاری در صحیح بخاری و یا احمد بن حنبل در کتاب مسند نقل می‌کنند که زندگی فاطمه با علی همراه با اختلافات و کشمکش‌هایی بین این زوج بود و رفتار علی با فاطمه همراه با «شدة» و «غلاظ» بوده‌است. در این موارد فاطمه برای شکایت پیش محمد می‌رفت و در چندین مورد محمد مجبور به دخالت شد.[۶۵][۶۶][۶۷] ورنا کلم به‌استناد طبقات اثر ابن سعد، نوشته‌است که فاطمه یک بار از درشتی کلام علی آزرده شد، به پدرش برای میانجی‌گری رجوع کرد که درنتیجهٔ آن علی سوگند یاد کرد دیگر کاری خلاف میل فاطمه انجام ندهد.[۶۸] دنیس صوفی معتقد است در روایت‌های شکایت‌بردن فاطمه به پیامبر، از فاطمه به‌عنوان وسیله‌ای برای بالابردن شأن علی استفاده شده‌است. چراکه گلایه‌ها از علی، مقدمه‌ای برای مدح علی می‌شوند. درواقع، هرگاه فاطمه مشکل و یا نگرانی در زندگی دارد، از تحسین علی برای آرام‌کردن او استفاده می‌شود. او با اشاره به این‌که صفات برشمرده‌شده از علی در برخی از این احادیث، مشابه صفاتی هستند که در احادیث مربوط به ازدواج برای متقاعدکردن فاطمه استفاده شده‌اند، این احادیث را صرفاً ابزاری روایی برای مدح علی می‌داند. به‌زعم او دلیل حذف‌نشدن این احادیث — با وجود تعارض با دیگر احادیث شیعه که در آن از ازدواج علی و فاطمه با عنوان الهی یاد می‌شود — همانا استفاده‌ای است که از این احادیث برای بالابردن سیمای علی در دعوای شیعه و سنّی در مسئلهٔ خلافت می‌شود.[۶۹] ازسوی‌دیگر، در گزارش‌هایی در منابع مانند کشف‌الغمه از قول علی چنین آمده که محمد در شب ازدواج به او گفت که با فاطمه با لطف و مدارا رفتار کند، چراکه فاطمه پارهٔ تن اوست و کسی که او را بیازارد، محمد را آزار داده‌است. و پس از آن علی سوگند خورده که تا هنگامی که فاطمه زنده بود، باعث خشم او نشده و فاطمه نیز کاری نکرده که علی خشمگین شود. و نگاه به چهرهٔ فاطمه، برطرف‌کنندهٔ غم و اندوه علی بوده‌است.[۷۰]

گفته می‌شود یکی از تعابیر لقب ابوتراب — از القاب علی — این است که روزی پس از مجادله با فاطمه، علی به‌جای پاسخ به خشم فاطمه خاک بر سر خویش پاشانده‌است. محمد با دیدن این صحنه علی را ابوتراب نامید.[۶۸][۷۱] به‌گفتهٔ علامه امینی در الغدیر، این کنیه را پیامبر آن‌گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته‌است به او داد. به‌گفتهٔ امینی ابوتراب از محبوب‌ترین القاب علی بود و این لقب از طرف محمد پیش از ازدواج علی — در جمادی‌الاول یا جمادی‌الثانی سال دوم هجرت در غزوهٔ عشیره یا روز پیوند برادری میان مسلمان — به او داده شده‌است.[۷۲]

به‌گفتهٔ جعفر شهیدی اگرچه موضوع میانجی‌گری محمد میان علی و فاطمه، در نوشته‌های تاریخ‌نویسان امروزی و در منابع اولیه — هم در منابع سنی و هم در منابع شیعه — آمده‌است، علمای شیعه مانند مجلسی و صدوق احتمال صحت این روایات را پائین دانسته‌اند. از دید آنان منش علی و فاطمه با یکدیگر چنان نبوده که میان‌شان چنان رنجشی رخ دهد که نیاز به میانجی افتد. به‌نوشتهٔ جعفر شهیدی، نسبت اختلاف میان علی و فاطمه بدان حد که کار به داوری محمد میان آنان بینجامد، با اعتقاد شیعیان مبنی بر عصمت علی و فاطمه مغایرت دارد.[۷۳]

فقر و تنگدستی در سال‌های آغازین ازدواج

دلیلی وجود ندارد که احادیث در مورد فقر فاطمه و علی را رد کرد. اما این فقط مربوط به سال‌های اول ازدواج آن‌ها بود. یعنی دوره‌ای که بسیاری از اعضای جامعهٔ مسلمانان به‌مانند علی و فاطمه فقیر بودند. پس از فتح خیبر در سال هفتم هجری بود که دوران فقر این زوج تمام شد. زیرا آن‌ها توانستند به‌عنوان یکی از مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات فدک را دریافت نمایند.[۷۴] به‌گفتهٔ کارن رافل استقامت فاطمه در برابر تنگدستی، الگویی برای شیعیان است تا با ایمان به خدا به رویارویی با رنج‌های زندگی بپردازند.[۷۵]

تسبیحات فاطمه
فلزکاری با طرح خطاطی از نام فاطمه در تهران

در سال‌های اول ازدواج، علی پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده‌بود. روزی علی خبردار می‌شود که پیامبر چند برده دریافت کرده‌است. علی، فاطمه را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر می‌رود، اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود به‌همراه فاطمه راهی منزل پیامبر می‌شود، اما درخواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آن‌ها گفت که «او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید برده‌ها را بفروشم و پول آن‌ها را صرف کمک به آن‌ها کنم». پیامبر درعوض، تسبیحی که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان می‌آموزد. گویند علی هیچ‌گاه پیش از خواب، گفتن این تسبیح را ترک نمی‌کرد.[۷۶] جعفر صادق، امام ششم شیعیان، دربارهٔ تسبیح فاطمه زهرا گفته است: «چون به خوابگاه خود رفتی، سی و چهار بار الله‌اکبر، سی و سه بار الحمدلله و سی و سه بار سبحان‌الله بگو و آیة‌الکرسی و دو سورهٔ معوذتین را با ده آیهٔ اول سورهٔ صافات و ده آیه از آخرش بخوان.[۷۷]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

بنظر می‌رسد که فاطمه تنها در سه فعالیت سیاسی مهم مشارکت‌داشته‌است که هر سه در تمام منابع شیعه و سنی، هر چند به روایات متفاوت، ثبت‌شده‌است. نپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع شهامت‌مندانه او از علی پس از وفات محمد و مخالفت با انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه و منازعات خشن با عمر، ادعای مالکیت وی بر میراث پدر و به چالش کشیدن ابوبکر بخصوص در مورد فدک و سهم خیبر که کلاً توسط ابوبکر پذیرفته نشد.[۷۸][۷۹] بر خلاف زاهدان که امور دنیا را به کناری می‌نهند، هم منابع تاریخی و هم منابع دینی مشارکت فعال فاطمه در منزل و در اجتماع را ثبت کرده‌اند. دانش حقوقی فاطمه و عدالتجویی او نشانه حضور وی در امور اجتماعی است.[۸۰]

رویداد خانه فاطمه

رویداد خانه فاطمه (به عربی:حَرق دار)، به روایاتی اشاره می‌کند که بر اساس آنها ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عده‌ای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی می‌رود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو می‌شود. به نوشته ویلفرد مادلونگ پس از اینکه در سقیفه با ابوبکر به عنوان خلیفه بیعت می‌شود، علی و حامیانش شامل عباس بن عیدالمطلب، بنی هاشم و زبیر در خانه فاطمه تجمع می‌کنند.[۸۱] عمر در این واقعه «تهدید» می‌کند که اگر حامیان علی بیرون نیایند و با ابوبکر بیعت نکنند، خانه را به آتش می‌کشد. شواهدی وجود دارد که پس از خروج حامیان علی، خانه فاطمه مورد تفتیش قرار گرفته باشد.[۸۲] بعقیده لارا وسیا واله یری، حتی اگر به این داستان شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد، این داستان دارای ریشه‌ای تاریخی است.[۸۳]

سید جعفر شهیدی، نویسندهٔ شیعه، تهدید به آتش زدن را تأیید می‌کند. از نظر او با توجه به اینکه شیعیان یا دسته‌های سیاسی موافق آنها در سنین اول هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به علاوه او بیان می‌دارد که برخی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی هم آمده‌است.[۸۴] اما در مورد اینکه «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می‌خواسته‌اند با زور بدرون خانه راه یابند و او که پشت در بوده‌است، صدمه دیده» می‌نویسد «در آن گیر و دارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده باشد».[۸۵]

به گفتهٔ دنیس صوفی، روایتِ طبری از گفته ابوبکر در بستر وفات «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم» به طور غیرمستقیم به این معناست که خانه فاطمه ممکن بوده به زور باز شده باشد.[۸۶]

اختلافات مالی با ابوبکر

نوشتار‌های اصلی: فدک و خطبه فدکیه

پس از وفات پیامبر اسلام، کشمکشی بین ابوبکر، خلیفهٔ وقت، ازیک‌سو و فاطمه و عباس، عموی محمد، ازسوی‌دیگر بر سر اموال محمد به‌وجود آمد. به‌گفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، این اختلاف بر سر اموالی مانند فدک و سهمی از خیبر بود. فاطمه و عباس ادعای تملک و به‌ارث‌رسیدن این اموال را داشتند. اما ازدیگرسو ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد با این استدلال که پیامبر به او گفته‌است که اموال او به ارث نمی‌رسد و باید صرف صدقه شود. بررسی احادیث نشان می‌دهد که در طی دو مرحله، فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحلهٔ اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت.[۸۷] در برخی منابع اهل سنت مانند طبری به مصادرهٔ فدک، اعتراض فاطمه، پاسخ ابوبکر و خشم فاطمه نسبت به او اشاره شده و یا برخی مانند بلاذری مفصل‌تر موضوع را نقل کرده‌اند. اما بیشتر آن‌ها از دید میراث به آن نگریسته‌اند و با گزارش گفتهٔ ابوبکر موضوع را ختم کرده‌اند و گاهی تا جایی پیش رفته‌اند که گفته‌اند فاطمه پس از شنیدن استدلال ابوبکر از اعتراض دست کشید. ازسوی‌دیگر، پژوهشگران شیعه براساس منابع اهل سنت، گزارش‌های احتجاج‌های فاطمه زهرا را نقل کرده‌اند. آنان برپایهٔ همین منابع نشان داده‌اند که پس از مصادرهٔ فدک به‌دست ابوبکر، فاطمه زهرا بارها با او و در منظر عمومی احتجاج کرده‌است. در یکی از این گزارش‌ها که در حضور مهاجر و انصار انجام شده، فاطمه گفته که فدک هبهٔ پیامبر است و بر این گفتهٔ خویش، علی، حسن، حسین و ام‌ایمن را شاهد آورد. و پس از آن ادامه داده که حدیث مورداستناد ابوبکر را نه‌تنها کسی نشنیده، بلکه برخلاف نص صریح قرآن است. اما این استدلال‌ها مورداعتنا واقع نشد.[۸۸]

ویلفرد مادلونگ می‌گوید ابوبکر بدین‌ترتیب، نه تنها اموال خاندان محمد را از اختیار آن‌ها درآورد، بلکه اظهار کرد که اگر آن‌ها نیاز مالی داشته‌باشند صدقه بگیرند. این کار در مخالفت قطعی با سنت محمد بود که خاندانش را به‌جهت موقعیت طهارت از پذیرش صدقه منع کرده‌بود. هم‌چنین، بدین‌ترتیب پرداخت سهم ویژه (خمس) آن‌ها از غنائم و فیء هیچ توجیهی نداشت. علاوه‌بر آن، این حدیث که ابوبکر طرح کرد، به ابوبکر این اعتبار را می‌داد که محمد به او دستورهای ویژه‌ای برای خلافت پس از خود داده‌است. چنان‌که عایشه می‌گوید، فاطمه پس از آن ابوبکر را ترک کرد و تا شش ماه بعد که از دنیا رفت با وی سخن نگفت. علی نیز، فاطمه را شبانه دفن کرد و به خلیفه اطلاع نداد.[۸۹] به‌طور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه‌است و آن‌ها توسط ابوبکر غصب شده‌است.[۹۰] سید جعفر شهیدی، از افراد غیرشیعه‌ای چون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می‌کند که به نقل رویداد خطبه فدکیه پرداخته‌اند. او با این استدلال که این افراد — اهل سنت معتزلی — سودی از جعل این روایات نمی‌بردند، رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می‌داند.[۹۱]

افزون‌بر این احتجاج‌ها، گزارش‌های واگذاری مجدد فدک به فاطمه یا فرزندان او در کتاب‌های تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه، دلیل روشنی بر حقانیت دعوی فاطمه از سوی پژوهشگران شیعه دانسته شده‌است، مانند گزارش نوشتن سند مالکیت فدک برای فاطمه از سوی ابوبکر،[یادداشت ۷] و پس از او، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه در دوره‌های گوناگون توسط عمر بن عبدالعزیز اموی، سفاح عباسی، مهدی عباسی و مأمون عباسی. برخی از اهل سنت، مصادرهٔ فدک را اجتهاد دانسته‌اند. اما شیعه با توجه به این‌که این مصادره، تنها مصادرهٔ ابوبکر بوده و ازسوی‌دیگر بخشش‌های فراوانی از بیت‌المال برای مستحکم‌کردن خلافت در منابع گزارش شده، با نکوهش این کار، رنجاندن فاطمه را — که با توجه به حدیث پیامبر، مساوی با رنجاندن خدا و پیامبر اوست — گناهی بزرگ از سوی ابوبکر دانسته‌اند.[۹۲]

دنیس صوفی می‌نویسد «احادیثی که بر دخیل‌بودن فاطمه در رویدادهای پس از وفات پیامبر دلالت دارند، باوجود جانب‌دارانه‌بودن‌شان حاوی مقداری حقیقت هستند. به‌این‌دلیل که اهل سنّت نتوانستند به‌طور کامل آن‌چه را که به‌وضوح برای بازسازی تاریخ‌شان زیان‌آور بود محو کنند: این مسئله که فاطمه با ابوبکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته‌است، این‌که فاطمه هیچ‌گاه او را به خاطر کارهایش نبخشید، و این‌که وفات او برای مدتی — احتمالاً به خواست خود فاطمه — مخفی نگاه داشته‌شد تا مانع سرپرستی ابوبکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه‌آمیز است، این است که این پنجرهٔ کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته‌شده یا کوچک شمرده‌شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تأکید شده‌است.»[۹۳]

درگذشت

نمایی از روضهٔ نبوی در مسجد النبی، یکی از مکان‌های احتمالی مدفن فاطمه زهرا
نوشتار اصلی: مرگ فاطمه زهرا

پس از حجةالوداع، محمد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده‌اش است که پس از وفات به وی ملحق خواهد شد. محمد چند روز پس از آن درگذشت. فاطمه بسیار غم‌زده گشت[۹۴] و پس از مدتی درگذشت. بعضی منابع اولیه چنین می‌نماید که در پایان عمر، او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشته‌است، آشتی می‌کند. اما اکثریت منابع چنین می‌نویسند که او تا پایان عمر، از ابوبکر عصبانی بود.[۹۵] رسول جعفریان بر این باور است که تردیدی در خشمگین‌بودن فاطمه زهرا نسبت به ابوبکر و عمر به‌خاطر موضوع فدک و جانشینی پیامبر نیست؛ و فاطمه بی‌رضایت از آنان از دنیا رفت.[۹۶]

بسیاری از منابع معتبر اهل سنت و شیعه معتقدند که فاطمه در اثر صدمات و جراحات وارده که در حین رویداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی گردید، کشته شده‌است. محمد شهرستانی در ملل و نحل، ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان، مسعودی در اثبات الوصیه، شمس‌الدین ذهبی در میزان الاعتدال، ابن قتیبه در مناقب آل ابی‌طالب، صلاح‌الدین صفدی در الوافی بالوفیات، طبری در دلائل الامامه، طبرسی در احتجاج و محمدباقر مجلسی در بحارالانوار این مطلب را بیان کرده‌اند.[۹۷]

به‌گفتهٔ قول غالب، وفات او در آرامش بود. او خودش را با کمک همسرش شستشو می‌دهد و در آرامش به استقبال وفات می‌رود. اما این در تضاد با روایتی است که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است. این منابع چنین می‌گویند که زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوهٔ جعفر بن ابی‌طالب می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کنند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده‌بود. به‌مانند سایر اتفاقات زندگی خصوصی فاطمه، وفات او نیز در هاله‌ای از ابهام است.[۹۸]

دربارهٔ تاریخ درگذشت فاطمه زهرا تاریخ‌نویسان قول‌های مختلفی نقل کرده‌اند. به‌گفتهٔ دانشنامه اسلام فاطمه شش ماه پس از وفات پدرش درگذشت.[۹۹] برخی منابع سی یا سی و پنج روز پس از وفات محمد گفته‌اند. برخی دیگر چهل و پنج روز یا هفتاد و پنج روز از آن تاریخ ذکر کرده‌اند؛ و دیگر منابع قول نود و پنج روز را نقل کرده‌اند.[۱۰۰]

تدفین

به‌گفتهٔ ولیری، اکثریت منابع اولیه، تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند. اما نقل‌قول‌هایی نیز وجود دارد که ابوبکر در مراسم تدفین حضور داشته و نماز میت را او بر فاطمه خوانده‌است.[۱۰۱] دنیس صوفی معتقد است به‌دلیل تواتر روایت‌های ناراحتی فاطمه از ابوبکر، به‌نظر می‌رسد مراسم کفن و دفن فاطمه به‌خواستهٔ خود او در شب انجام شده تا ابوبکر به‌عنوان رئیس جامعه نتواند با مراسم تشییع او کاری داشته‌باشد.[۱۰۲]

محل دفن

تقریباً تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده‌است و به‌نوشتهٔ دانشنامهٔ اسلامی بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص می‌کنند. به‌نوشتهٔ این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کرده‌است) در گوشه‌دار عقیل — برادر علی — به‌فاصلهٔ هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفتهٔ سایر منابع بعد از دفن یا مدتی بعد از آن، دیگر محل دفن نامعلوم بود. مسعودی می‌نویسد که مقبره‌ای وجود داشته‌است که در کتیبهٔ موجود در آن مقبره نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی به‌عنوان صاحبان مقبره نوشته شده‌بود. اما مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان می‌کند. در این مقبره سه امام شیعه آرمیده‌اند و قبر دیگر امروزه به فاطمه بنت اسد منسوب است. مقدسی مقبرهٔ فاطمه را در فهرست مکان‌هایی قرار می‌دهد که در مورد آن اختلاف‌نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده‌باشد.[۱۰۳]

فرزندان

نوشتار اصلی: سید

حسن مجتبی در سال دوم هجری/ ۶۲۵ میلادی زاده شده‌است که در این صورت ازدواج فاطمه نمی‌تواند بعد از غزوه بدر بوده باشد. یا به روایتی در نیمه رمضان سال سوم هجرت بوده‌است. فاطمه حسین را پنجاه روز پس از تولد حسن باردار شد و در اولین روزهای ماه شعبان بسال چهارم هجرت به دنیا آورد. در کنار این دو پسر و فرزند مرده به دنیا آمده محسن، فاطمه دو دختر به دنیا آورد که به نام دو تن از عمه‌هایشان زینب و ام کلثوم نامگذاری شدند.[۱۰۴] حسن بزرگترین پسر علی و فاطمهٔ زهرا و دومین امام شیعه است که طبق روایات در ۶۲۵ میلادی در مدینه به دنیا آمد. بعد از درگذشت علی، برای مدت کوتاهی در کوفه بر بخشی از سرزمین‌های مسلمانان خلافت کرد و سپس طبق عهدنامهٔ صلح با معاویه از قدرت کناره گرفت. او در ۶۷۰ میلادی در مدینه مسموم شد و درگذشت.[۱۰۵] حسین دومین پسر علی و فاطمه زهرا و سومین امام شیعه است که طبق بیشتر روایات در ۶۲۶ میلادی در مدینه به دنیا آمد. وی در سال ۶۸۰ میلادی علیه یزید قیام کرد و در نبرد کربلا به همراه یارانش کشته شد.[۱۰۶]

نسل علی از فاطمهٔ زهرا به‌عنوان شریف یا سید شناخته می‌شوند. آن‌ها به‌عنوان تنها نسل بازمانده از محمد، مورد احترام شیعه و سنیاند.[۱۰۷] علی تا زمانی که فاطمه زنده بود همسر دیگری نداشت، اما پس از او با زنان متعددی ازدواج کرد. به‌جز ۴ فرزندی که از فاطمه داشت، بقیه فرزندانش از همسران دیگر او بودند.[۱۰۸]

فاطمه زهرا از منظر قرآن

سورهٔ انسان

نوشتار اصلی: انسان (سوره)

سید محمدحسین طباطبایی در بحث روایی تفسیر این سوره، با گزارش روایات موجود در کتاب‌های اهل سنت و شیعه این سوره را در شأن اهل بیت و داستان بیماری فرزند یا فرزندان آنان و نذر برای بهبودی‌شان بیان می‌کند.[۱۰۹] شهاب‌الدین آلوسی در روح‌المعانی و در تفسیر این سوره، ضمن گزارش روایات و قول دیگر مفسران، این داستان را گزارش می‌کند و آن را دربارهٔ اهل بیت می‌داند. او با توجه به گزارش‌های ترمذی و ابن جوزی و ظاهر آیات ادامه می‌دهد و می‌گوید این گفته‌ها ایجاب می‌کند که این سوره مدنی باشد و دلیل آن را فرزندان علی و فاطمه می‌داند که در مدینه متولد شدند و در ادامه به روایت ابن‌عباس اشاره می‌کند که مکی بودن سوره را بیان می‌کند؛ و پس از آن از قول ابن جوزی نقل می‌کند که شاید اصل نزول این سوره دربارهٔ علی و فاطمه باشد و این موضوع با ظاهر آیات تعارضی ندارد.[۱۱۰]

سورهٔ قدر

سورهٔ کوثر

نوشتار اصلی: کوثر

در تفسیر المیزان دربارهٔ سوره کوثر آمده که معنای آن، خیر کثیر است و عجیب آن است که مفسران در بیان مصداق آن، اختلاف فراوانی دارند و بیست و شش معنی برای آن ذکر کرده‌اند. علامه طباطبایی در ادامه بیان می‌کند که با توجه به آیهٔ آخر سوره و از سوی دیگر با درنظرگرفتن روایات گوناگون دربارهٔ داستان گویندگان به بی‌نسل‌ماندن پیامبر اسلام، این سوره دلالت بر فاطمه و فرزندان او و کثرت نسل پیامبر از طریق فاطمه زهرا دارد.[۱۱۱]

آیهٔ مباهله

نوشتار‌های اصلی: آیه مباهله و رویداد مباهله

رویداد مباهله از رویدادهای صدر اسلام و ماجرای رویارویی پیامبر اسلام و اهل بیتش از یک‌سو و مسیحیان نجران ازدیگرسو است. در این رویداد، مسیحیان نجران با پیامبر دربارهٔ درستی دعوتش محاجه (دلیل آوردن) کردند و این گفتگو سرانجام به آن‌جا کشید که با درخواست مباهله از سوی محمد مواجه شدند. دو طرف با افراد خود در محل مباهله حاضر شدند. هنگامی که مسیحیان دیدند محمد با عزیزترین کسان و اعضای خانواده‌اش، — علی، فاطمه، حسن و حسین — آمده تا با آنان مباهله کند، یقین کردند که از این مباهله سلامت نخواهندماند، چراکه رفتار محمد نسبت به خانواده‌اش، نشان از اطمینان او نسبت به عقیدهٔ خود دارد.[۱۱۲] در تفسیر روح‌المعانی نیز پس از بیان داستان محاجهٔ مسیحیان با محمد دربارهٔ عیسی و پیشنهاد مباهله از سوی محمد، روایات موجود نقل شده و نویسنده بیان کرده که منظور از افراد در آیهٔ مباهله، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند.[۱۱۳]

آیات نور

نوشتار اصلی: آیه نور

آیه یا آیات نور به آیات ۳۵ تا ۳۸ سورهٔ نور گفته می‌شود. در المیزان و در بحث روایی این آیات، احادیثی روایت می‌شود که مصداق این آیات را اهل بیت پیامبر می‌داند و در آن «مشکاة» فاطمهٔ زهرا بیان شده‌است؛ و در ادامه آمده که منظور از بیوت در این آیات، بیت انبیا است که بیت علی و فاطمه نیز یکی از آن‌هاست و البته این یکی از مصداق‌های آن است.[۱۱۴] در روح‌المعانی نیز در توضیح آیهٔ ۳۶ و دربارهٔ بیوت مطرح‌شده در آن، این روایت نقل شده‌است.[۱۱۵]

آیهٔ فطرت

آیهٔ تطهیر

نوشتار‌های اصلی: آیه تطهیر و اصحاب کسا

علامه طباطبایی در بحث جامعی در تفسیر این آیه در المیزان، مخاطب این آیه را اصحاب کسا می‌داند؛ و به احادیث آن که تعداد آن‌ها بیش از هفتاد حدیث است و بیشتر از طریق اهل سنت هستند اشاره می‌کند. راویان این حدیث نزد اهل سنت ام‌سلمه، عایشه، ابوسعید خدری، سعد، وائله بن اسقع، ابی‌الحمراء، ابن‌عباس، ثوبان غلام آزادشدهٔ پیامبر اسلام، عبدالله بن جعفر، علی بن ابی‌طالب، و حسن بن علی هستند و نزدیک به چهل طریق از آنان نقل شده‌است. راویان نزد شیعه علی بن ابی‌طالب، علی بن الحسین، محمد باقر، جعفر صادق و علی بن موسی الرضا، ام‌سلمه، ابوذر، ابی‌لیلی، ابوالاسود دؤلی، عمرو بن میمون اودی، و سعد بن ابی‌وقاص هستند که بیش از سی طریق از آنان نقل شده‌است.[۱۱۶] آلوسی در تفسیر خود ضمن بیان روایات مختلف دربارهٔ مصداق اهل بیت در این آیه، به حدیث کسا اشاره می‌کند و اهل بیت را اصحاب کسا می‌داند. اما در ادامه و در بحث عصمت و طهارت، ضمن بیان نظر شیعه و رد آن، قائل به عصمت و طهارت اهل بیت نیست و این آیه را شرط می‌داند، نه آیه‌ای که خبری باشد و در گذشته انجام شده‌باشد. او در ادامه به برخی روایات در منابع شیعه و در نهج‌البلاغه اشاره می‌کند که در آن‌ها علی بن ابی‌طالب خطاب به مردم دربارهٔ مشورت‌دادن مردم به خود صحبت می‌کند.[۱۱۷]

آیهٔ مودت

نوشتار اصلی: آیه مودت

در المیزان دربارهٔ آیهٔ ۲۳ سورهٔ شوری و در توضیح و تفسیر این آیه، ضمن گزارش گفته‌های مختلف مفسران و سنجش و نقد آن‌ها، آمده که مقصود از مودت قربی، محبت اهل بیت محمد — علی، فاطمه، حسن و حسین — است؛ و در ادامه نیز بیان شده در روایات گوناگون از طریق اهل سنت و شیعه به این موضوع تصریح شده‌است.[۱۱۸] در روح‌المعانی در رد ادعای شیعه مبنی بر امامت اهل بیت براساس این آیه، آمده که منظور از مودت، دوستی اهل بیت است و این آیه دلالتی بر واجب‌الامامة و واجب‌الطاعه بودن شخص واجب‌المحبة نیست.[۱۱۹]

در کلام پیامبر اسلام و امامان شیعه

در کلام پیامبر اسلام

حدیث بضعه منی

حدیث سفینه

نوشتار اصلی: حدیث سفینه

حدیث سفینه از احادیث محمد است که در آن مثال اهل بیت خود را کشتی نوح بیان می‌کند که داخل‌شدگان به آن نجات می‌یابند و کسانی که بر آن سوار نیستند نابود می‌شوند. این حدیث در منابع معتبر اهل سنت و شیعه نقل شده‌است.[۱۲۰]

حدیث نجوم

حدیث ثقلین

نوشتار اصلی: حدیث ثقلین

حدیث ثقلین از احادیث مشهور پیامبر اسلام است. محمد در این حدیث، قرآن و اهل بیتش را دو امانت معرفی می‌کند که پس از او و درصورت رجوع مردم به آن‌ها، آنان را هدایت می‌کنند. نزدیک به همهٔ منابع اهل سنت و شیعه این حدیث را نقل کرده‌اند.[۱۲۱] دربارهٔ مصداق «عترتی اهل بیتی» از صدر اسلام اختلافاتی دیده می‌شود که به‌خاطر پرسش‌های صحابه و تابعان دربارهٔ آن است. زمخشری و ابن اثیر عترت را نزدیک‌ترین خویشاوندان به فرد می‌دانند و ازهمین‌رو در دلائل‌الامامه، فاطمه زهرا برترین نمونهٔ عترت و نزدیک‌ترین شخص به محمد بیان شده‌است. ازسوی‌دیگر، با توجه به آیهٔ تطهیر و حدیث اصحاب کسا و بررسی مفهوم «اهل بیت» می‌توان به این نتیجه رسید که علی، فاطمه، حسن و حسین مصداق مشترک بیشتر نظرات هستند. اما همسران پیامبر در منابع کلامی و فقهی اهل سنت — که در برخی منابعِ آنان مصداق عترت بیان شده‌اند — هیچ‌گاه دارای موقعیت ویژهٔ مستند نبوده‌اند.[۱۲۲]

در کلام امامان شیعه

مقامات معنوی در نظر مسلمانان

اثر خوشنویسی که در آن نامِ «فاطمه زهرا» نوشته شده‌است.

منابع مذهبی در مورد فاطمه بسیار فراوان می‌باشد. فاطمه در منابع مذهبی از اعضای اهل بیت پیامبر مسلمانان شمرده می‌شود و یکی از پنج نفر موسوم به آل کسا (آل عبا) و از افرادی که وجود نورانی او هزاران سال پیش از خلقت جهان توسط خداوند بوجود آمده‌است.[۱۲۳]

در منابع اهل سنت بر روی شخصیت او به عنوان بانویی پرهیزکار با ایمان تأکید می‌شود. این منابع بخصوص بر دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه او، و الگوی تقوا تأکید دارند.[۱۲۴] طبق گفته ورنا کلم منابع اهل سنت همچنین نقل می‌کنند که محمد فاطمه را سرور زنان همه جهانیان خوانده است. در برخی از منابع اشاره شده که او سرور زنان بهشتی (منهای مریم) و در برخی دیگر او سرور زنان همه عوالم است.[۱۲۵]

در نزد شیعیان دوازده‌امامی فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارش‌ها و همچنین حدیث‌های منتسب به وی در مقایسه با سایر ۱۳ معصوم شیعه بسیار محدودتر می‌باشد. فاطمه به دلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و به همین سبب بسیاری از روایات زندگی وی را با شکوه نشان می‌دهند.[۱۲۶] ابن عیاث و ابن بابویه نام او را به مانند نام سایر آل عبا برگرفته از یک نام قدسی می‌دانند (الفاطر=خالق) حسن العسکری و فرات بن ابراهیم می‌نویسند که از میان نام‌هایی که خدا به آدم (اولین انسان) آموخت نام آل عبا و من‌جمله فاطمه بود.[۱۲۷]

فاطمه به عنوان «مادر امامان»، جایگاه ویژه‌ای در بینش شیعه دارد. او به عنوان تنها فرزند بازمانده محمد، همسر علی و مادر حسن و حسین، دارای جایگاه منحصربه‌فردی بین شیعیان است. خلافت فاطمیان بر اساس نام او بنا شده‌است. تفکرات این فرقه در فرقه اسماعیلیه نیز ادامه یافت. بنا به دیدگاه شیعیان، فاطمه شخصیتی مطهر، معصوم و به عنوان الگویی برای زنان مسلمان مطرح است. در منابع شیعه، بر شفقت و بخشندگی‌اش در عین تنگدستی که داشت، تاکیدشده‌است.[۱۲۸]

در نوشته‌های دینی مانند نوشته‌های ابن‌بابویه و فرات بن ابراهیم تولد او معجزه‌گونه‌است. منشأ او میوه‌ای است از بهشت که معمولاً سیب یا خرما دانسته می‌شود که محمد در هنگام معراج آنرا خورده‌است. بنابر حدیثی این میوه قبلاً با شهد و شیرینی که از بال جبرئیل منشأ گرفته‌است تماس داشته‌است. به نوشته ابن رستم طبری در دلایل الامامه و حسین ابن عبدلوهاب در عیون المعجزات به همین دلیل بوده‌است که پیامبر مسلمانان همیشه می‌گفته‌است فاطمه مخلوقی آسمانی در قالب انسان است. او رایحه بهشت را دارد و نام او در بهشت موجود است (معمولاً منصوره). فاطمه با مادرش هنگامی که در رحم بوده سخن می‌گفته‌است. تمام بانوان پرهیزکار از جمله سارا، آسیه، صفورا و مریم مادر عیسی مسیح در هنگام تولدش حاضر بودند. این زنان به خصوص مریم همیشه با فاطمه گره خورده‌اند و البته فاطمه همیشه برتر از همه آنها می‌باشد. به نوشته ابن شهرآشوب فاطمه در هنگام تولد اسرار الاهی و وقایع آینده را بازگو کرد و در این هنگام دنیا غرق در نور می‌شود.[۱۲۹] بنا به گفته لویی ماسینیون، فاطمه یکی از شخصیت‌ها مهم در جریان رویداد مباهله بوده است. فرق مختلف اسلامی، تفاسیر مختلفی از وی و مقام معنوی وی عرضه داشته‌اند. مثلاً برخی معتقدند که مسیحیان نجران در نهایت مجبور شده‌اند که اعتراف کنند فاطمه همچون مریم از قدیسان است. یا برخی بر این باورند که فاطمه به معنای ماده‌ای الهی است که در جریان مباهله در پشت سر پیامبر قرار داشته است.[۱۳۰]

فاطریت فاطمه

مقام عصمت

از منظر انسان‌شناسی فرجام شناسانه، می‌توان گفت که شیعه به عنوان یک دین در انتظار معاد که بر پایه هرمنوتیک و تفسیر معنوی از حقایق خفیه و پنهان در چرخه مفهوم ولایت شکل گرفته است ارتباط تنگاتنگی با تفسیر مقام الهی و معنوی چهارده معصوم و از جمله مقام الهی فاطمه دارد. شایگان با اشاره به این نکته، معتقد است که دوازده امام شیعی بهمراه پیامبر اسلام و دخترش فاطمه، مفهوم چهارده معصوم الهی نزد کربن را شکل می‌دهند.[۱۳۱]

مقام طهارت

نوشتار‌های اصلی: آیه تطهیر و اصحاب کسا

قرآن در آیه تطهیر (آیه ۳۳ سوره احزاب) به اهل بیت محمد، مقام طهارت را اعطا می‌کند. هرچند این آیه در خلال آیات مربوط به زنان محمد است، اما ضمیر آن به صورت جمع مذکر است. به نوشته مادلونگ، علی رغم رویکرد شیعی در این موضوع، حتی در منابع اهل سنت نظیر تفسیر طبری نیز، مصداق این آیه «محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین» هستند. هرچند بنابر تفسیری زنان محمد هم از طریق ازدواج می‌توانند به طهارت برسند، اما در اصل ارجاع آیه به خویشاوندان خونی محمد است، که به جهت این مقام از پذیرش صدقه منع شده‌اند.[۱۳۲]

مقامات عالی

عده‌ای از شیعیان مقامات عالیه‌ای برای فاطمه قائل بوده که از آن به معرفت نورانیت یاد می‌کنند. آنها بر این باورند که معرفت پیدا کردن به خداوند از طریق فاطمه ممکن است و تمامی فیض‌هایی که به بندگان می‌رسد از طریق فاطمه می‌باشد.[نیازمند منبع]

آثار

مصحف فاطمه

نوشتار اصلی: مصحف فاطمه

مصحف فاطمه، بنابر روایات شیعه، کتابی منتسب به فاطمه زهراست که شامل اخبار و اطلاعاتی دربارهٔ آیندهٔ جهان تا روز قیامت، سرنوشت فرزندان و ذریهٔ او، نام تمامی فرمانروایان و کارهای آن‌ها و ازاین‌دست علوم و اخبار است؛ اما قرآنی دیگر نیست و چیزی دربارهٔ قرآن و یا احکام و حلال و حرام ندارد، بلکه آیندهٔ تاریخ را تا روز رستاخیز ترسیم کرده‌است.[۱۳۳] باقر شریف قرشی قرآن دیگر دانستن مصحف فاطمه را احمقانه می‌داند که سبب متهم‌شدن شیعه به تحریف قرآن است.[۱۳۴]

خطبه‌ها

خطبه فدکیه

نوشتار اصلی: خطبه فدکیه
فراز پایانی خطبهٔ فدکیه
اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آنِ شما، محکم بچسبید و رها نکنید ولی بدانید این مرکبی نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکافته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوایی ابدی همراه آن، و سرانجام به آتش برافروختهٔ خشم الهی که از دل‌ها سربرمی‌کشد خواهدپیوست! فراموش نکنید آنچه را انجام می‌دهید در برابر خداست. «آن‌ها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشت‌شان به کجاست!» و من دختر پیامبری هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما برمی‌آید انجام دهید، ما هم انجام می‌دهیم؛ و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!»
«
»

خطبه فدکیه سخنرانی فاطمه زهرا در مسجد پیامبر پس از درگذشت پدرش و در جریان ماجرای اختلاف مالی با ابوبکر بر سر فدک بود. محتوای این خطبه افزون بر توضیح دربارهٔ مسئلهٔ فدک، دربارهٔ توحید، نبوت، معاد، احکام، قرآن، وضعیت عربستان پیش از بعثت، فعالیت‌های پیامبر و علی بن ابی‌طالب برای گسترش و تثبیت اسلام، فتنه‌ها، غدیرخم، عهدشکنی مردم، ماجرای سقیفه و مخالفت با نص صریح قرآن است. راویان اصلی این خطبه در آثار اهل سنت و شیعه عبارتند از: زینب، حسین بن علی، محمد باقر، عایشه، ابن عایشه، ابن‌عباس، عبدالله بن حسن بن حسین، ابوهشام محمد، عوانه و عطیه عوفی. تعداد سندهای این خطبه بیش از بیست سند است.[۱۳۶] قدیمی‌ترین سند این خطبه کتاب بلاغات النساء اثر ابوالفضل مروزی (وفات ۲۸۰ ه‍. ق) است.[۱۳۷]

خطبه عیادت

سخنرانی دیگر فاطمه زهرا در زمان بیماری او و در جمع زنان مدینه است که برای عیادت از او آمده‌بودند. راویان اصلی این خطبه عبارتند از: علی بن ابی‌طالب، علی بن الحسین، فاطمه دختر حسین بن علی، ابن‌عباس و عطیه عوفی. تعداد سندهای نقل این خطبه هشت سند است.[۱۳۸] قدیمی‌ترین سند این خطبه نیز بلاغات النساء است. این خطبه در کتاب‌هایی مانند آمالی، کشف الغمه، احتجاج و بحارالانوار نیز آمده‌است.[۱۳۹]

روایات

نوشتار اصلی: حدیث لوح فاطمه

برطبق منابع شیعه حدیث لوح فاطمه حدیثی است که جبرئیل از جانب خدا در روزهای پس از تولد حسین بن علی، آن را به محمد و پیامبر نیز آن را به دخترش فاطمه زهرا هدیه داد.[۱۴۰] بر روی این لوح که سبزرنگ بوده، نام دوازده امام از اهل‌بیت پیامبر اسلام نوشته شده‌است. فاطمه نیز آن را به جابر بن عبدالله انصاری از صحابهٔ محمد نشان داده و اجازه داد تا از آن نسخه‌ای بردارد.[۱۴۱]

دعا

ویژگی‌های ظاهری و جسمانی

برخلاف خواهرش رقیه که منابع اولیه از زیبایی او سخن گفته‌اند، منابع در مورد ظاهر فاطمه سکوت کرده‌اند جز اینکه گزارش کرده‌اند که مانند محمد گام برمی‌داشته‌است. احادیثی در مورد رنجور و مریض بودن او را نمی‌توان قبول نمود و احتمالاً این احادیث به وضعیت‌هایی موقتی در زندگی فاطمه برمی گردد. اینکه فاطمه پنج بچه باردار شد، دوبار از مدینه به مکه رفت، و کار سخت او در خانه همه براین دلالت دارد که از سلامت در وضع جسمانی خوبی بسرمی‌برده‌است.[۱۴۲]

دیدگاه‌ها دربارهٔ فاطمه زهرا

برخلاف منابع تاریخی کمی که در مورد فاطمه در دسترس می‌باشد، درجه اهمیت فاطمه در باورهای عامه و داستان‌های موجود در جهان اسلام جالب توجه می‌باشد. به نوشته جین کالمارد در دانشنامه ایرانیکا، در اینگونه داستان‌ها معمولاً آنچه که وی قسمت‌های «ناخوشایند» می‌نامد (مانند کشمکش‌های وی با علی) محو می‌شود و در عوض مواردی که وی آن‌ها را «به سود» فاطمه می‌نامد (مانند شجاعت او در هنگام رویارویی در برابر ابوبکر در مورد فدک) بزرگ نشان داده می‌شود. به علاوه، این داستان‌ها انواع کرامات، معجزات، و حکایات در مورد تولد، نامزدی، ازدواج، بکارت، بارداری، مادری و قدرت فاطمه را به تفصیل شرح داده‌اند.[۱۴۳]

هانری کربن بر نقش فاطمه به‌عنوان کهن‌الگوی همیشگی زنانگی، فاطمه–سوفیا و مظهر تجلیات خداوند و عنصر زنانهٔ پیامبر و امامان تأکید می‌کند که عملکردهای تئوفانیک[یادداشت ۸] و ذاتی‌شان تکیه بر درجات فاطمی‌شان دارد.[۱۴۴][۱۴۵] کربن تناظری بین فاطمه در متون مذهبی و آناهیتا، الههٔ باروری و آب‌های روان در ایران باستان، مشاهده نموده‌است. ویلهلم ایلرز در مطالعاتش بر روی منابع شیعه، بر این ارتباط تأکید و اشاره می‌کند که در این منابع آب‌های بهشت و زمین و نمک، جزئی از مهریه فاطمه بوده‌است. همچنین در اعتقادات عوامانه فاطمه و در آئین‌هایی که به باروری مرتبط است با عناصری که سمبل باروری هستند در ارتباط می‌باشد، مانند رنگین کمان، گل یاسمن و انار.[۱۴۶]

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. در روایت‌های معراج از محمد نقل شده که در شب معراج سیبی بهشتی به او دادند و نطفهٔ فاطمه از آن میوه پدید آمد. ببینید: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۷.
  2. بیشتر تاریخ‌نویسان و اهل حدیث شیعه مانند کلینی در روضهٔ کافی، طبری در دلائل‌الامامة و ابن شهرآشوب در مناقب صراحتاً تاریخ ۵ سال پس از بعثت را ذکر کرده‌اند. ببینید: جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۳.
  3. شهیدی می‌گوید شمار خواستگاران فاطمه تنها محدود به همین دو نفر نمی‌شده و به‌گزارش یعقوبی، گروهی از مهاجران، خواستگار فاطمه بودند. ببینید: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۴۵.
  4. ولیری اشاره‌ای به این منابع در مقاله نمی‌کند. فاطمه جان‌احمدی در مطالعهٔ انتقادی مقالهٔ فاطمه در کتاب تصویر پیامبر و حضرت زهرا در دائرةالمعارف اسلام می‌نویسد هرچند خوب بود که ولیری به این منابع اشاره می‌کرد، اما روشن است که این منبع، کتاب سیرهٔ نبوی اثر ابن اسحاق است که در آن نویسنده این موضوع را با تردید و بدون پافشاری مطرح می‌کند. جان‌احمدی ادامه می‌دهد حتی درصورت درستی این خبر، این مخالفت می‌توانست به‌خاطر نگرانی فاطمه و نبود مادر در کنارش باشد. ببینید: جان‌احمدی، «مطالعهٔ انتقادی مقاله فاطمه (س)»، تصویر پیامبر و حضرت زهرا، ۲۵۸.
  5. وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا ﴿۳۳﴾ و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت‌های خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را فرمان برید خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند (۳۳) ببینید: قرآن با ترجمهٔ محمدمهدی فولادوند
  6. شهیدی در نقد این ماجرا توضیح می‌دهد که این حدیث دروغ است و برای آن چند دلیل می‌آورد: نخست این‌که پیامبر خبر از راستگویی و راست‌کرداری ابوالعاص بن ربیع می‌دهد که این به مفهوم آن است که باید پیش از آن، گفتگو و یا تعهدی بین محمد و علی در زمان عقد رخ داده‌باشد، درصورتی‌که هیچ‌جا چنین گفتگو یا تعهدی گزارش نشده‌است. دوم این‌که محمد می‌گوید دختر رسول خدا و دختر دشمن او پیش یک نفر با هم جمع نمی‌شوند که ظاهراً اشاره به این دارد که در آن هنگام، ابوجهل زنده بوده‌است. این درحالی است که ابوجهل در جنگ بدر در رمضان سال دوم هجری کشته شده و تولد راوی ماجرا، در ذی‌الحجهٔ همان سال است. شهیدی ادامه می‌دهد برفرض درنظرگرفتن ماجرا پس از مرگ ابوجهل و در سال‌های پس از جنگ بدر، عبارت نقل‌شده از محمد — دربارهٔ جمع دختران رسول خدا و دشمن او — بی‌معناست. چراکه از نظر فقه اسلامی، شرک پدرِ کیفردیده اثری در زندگی دختر ندارد. سوم این‌که اگر این ماجرا آن‌چنان پررنگ بوده که محمد در جمعی عمومی در مسجد آن را بیان می‌کند، پس باید از راه‌های گوناگون نقل شده و به حد تواتر و یا دست‌کم شیوع رسیده‌باشد، نه این‌که فقط یک راوی داشته‌باشد. چهارم این‌که تولد راوی دو سال پس از هجرت در مکه است. او پس از ذی‌الحجهٔ سال هشتم هجری همراه پدرش به مدینه آمده و هنگام درگذشت محمد هشت سال داشته‌است. ابن حجر نیز همین سال تولد را برای او ذکر کرده و می‌گوید بر این موضوع اتفاق‌نظر است. بنابراین روایت او در این‌باره که در آن زمان کودک بوده، اعتبار ندارد. ببینید: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۴۵.
  7. پیرامون این سند، لامنس نسبت به حسن نیت ابوبکر مردد است و بر این باور است که فاطمه نیز به سازش ابوبکر و عمر یقین داشته‌است. ببینید: عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱.
  8. theophanic: وابسته به تجلی خدا بر انسان

پانویس

  1. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 38.
  2. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 38.
  3. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 39.
  4. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «صِدیقَة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  5. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 39.
  6. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «مُبارَکَة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  7. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 39.
  8. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «طاهِرَة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  9. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 39.
  10. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «زَکیَة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  11. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 39.
  12. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «راضیَة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  13. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 40.
  14. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «مُحَدِثَة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  15. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 40.
  16. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «بَتول»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  17. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 40.
  18. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «زَهراء»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  19. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 46–47.
  20. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «سَیِدَةُ نِساءِالعالَمین»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۲۰ مرداد ۱۳۹۶).
  21. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 25.
  22. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 25.
  23. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۳.
  24. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  25. Algar, “ĀL-E ʿABĀ”, Iranica.
  26. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  27. Calmard, “FĀṬEMA”, Iranica.
  28. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  29. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  30. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «فاطمة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۱ آبان ۱۳۹۵).
  31. فرهنگ جامع نوین، ج ۲، ص ۱۱۹۱.
  32. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 38.
  33. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۳۴.
  34. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  35. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۳.
  36. پارسا، «فاطمه زهرا سلام الله علیها»، نشر دانش.
  37. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۳.
  38. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  39. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 38.
  40. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۷–۲۸.
  41. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۷–۲۸.
  42. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  43. عاملی، الصحیح فی السیرة، ۲:‎ ۱۲۱–۱۳۱.
  44. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  45. Ghadanfar، Great Women of Islam، 147.
  46. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  47. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۴.
  48. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۵.
  49. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  50. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  51. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۵.
  52. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  53. Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 37.
  54. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  55. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  56. Madelung, Succession to Muhammad, 14–15.
  57. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  58. Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 51.
  59. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  60. Calmard, “FĀṬEMA”, Iranica.
  61. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  62. جان‌احمدی، «مطالعهٔ انتقادی مقاله فاطمه (س)»، تصویر پیامبر و حضرت زهرا، ۲۶۶.
  63. Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 51-52.
  64. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۸۶–۸۸.
  65. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  66. Calmard, “FĀṬEMA”, Iranica.
  67. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  68. ۶۸٫۰ ۶۸٫۱ Ideas, Images, and Methods of Portrayal, Brill publication. Chapter 9, IMAGE FORMATION OF AN ISLAMIC LEGEND: Fatima, The daughter of The Prophet Muhammad, by Verena Klemm. pp 177-178
  69. Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 59-60 , 64-65 , 202.
  70. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۸۶.
  71. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  72. امینی، الغدیر، ۶:‎ ۳۹۰–۳۹۱.
  73. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۸۵–۸۹.
  74. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  75. Ruffle، «May Fatimah Gather Our Tears»، Comparative Studies of South Asia.
  76. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  77. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  78. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  79. Calmard, “FĀṬEMA”, Iranica.
  80. Ruffle، «May You Learn from Their Model»، Persianate Studies.
  81. Madelung، The Succession to Muhammad، 32.
  82. Madelung، The Succession to Muhammad، 43.
  83. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  84. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۰۸.
  85. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۴۲.
  86. Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 84.
  87. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  88. عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱.
  89. Madelung، The Succession to Muhammad، 50–51.
  90. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  91. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۳۶.
  92. عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱–۲۳۲.
  93. Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 206.
  94. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  95. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  96. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۲:‎ ۲۶–۲۸.
  97. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 220–222.
  98. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  99. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  100. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 247.
  101. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  102. Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 126.
  103. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  104. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  105. Madelung, “Ḥasan b. ʿAli b. Abi Ṭāleb”, Iranica.
  106. Madelung, “Ḥosayn b. ʿAli”, Iranica.
  107. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  108. مصاحب، «علی»، دائرةالمعارف فارسی.
  109. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۲۱۲–۲۲۰.
  110. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۹:‎ ۱۵۷–۱۵۸.
  111. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۶۳۷–۶۴۳.
  112. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۳:‎ ۳۵۰–۳۸۵.
  113. آلوسی، روح‌المعانی، ۳:‎ ۱۸۸–۱۹۰.
  114. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۵:‎ ۱۹۵–۱۹۶.
  115. آلوسی، روح‌المعانی، ۱۸:‎ ۱۷۴.
  116. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۶:‎ ۴۶۲–۴۷۷.
  117. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۲:‎ ۱۲–۲۰.
  118. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۸:‎ ۵۹–۶۸، ۷۳–۷۷.
  119. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۵:‎ ۳۰–۳۳.
  120. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 92–93.
  121. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 90–92.
  122. حاج‌منوچهری، «ثقلین، حدیث»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۷۵.
  123. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  124. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  125. Ideas, Images, and Methods of Portrayal, Brill publication. Chapter 9, IMAGE FORMATION OF AN ISLAMIC LEGEND: Fatima, The daughter of The Prophet Muhammad, by Verena Klemm
  126. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  127. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  128. Esposito، Islam: The Straight Path، 112.
  129. AMIR-MOEZZI, “FĀṬEMA”, Iranica.
  130. Massignon, «La Mubâhala», École pratique.
  131. Shayegan، Henry Corbin، 50.
  132. Madelung، The Succession to Muhammad، 14–15.
  133. امانی، «مصحف فاطمه از نگاه امامان»، فرهنگ کوثر.
  134. Shareef al-Qurashi، Fatima Az-Zahra'، 158.
  135. ۱۳۹۴، خطبهٔ حضرت زهرا (س) خطبهٔ فدکیه، ۴۴.
  136. فتاحی‌زاده و رسولی راوندی، «اسناد و شروح خطبه‌ها»، سفینه.
  137. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۲۰.
  138. فتاحی‌زاده و رسولی راوندی، «اسناد و شروح خطبه‌ها»، سفینه.
  139. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۴۶.
  140. ترکمانی، «حدیث لوح فاطمه (س)»، علوم حدیث.
  141. Jones، The Power of Oratory، 237.
  142. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  143. Calmard, “FĀṬEMA”, Iranica.
  144. Calmard, “FĀṬEMA”, Iranica.
  145. کوربن، ارض ملکوت، ۵۱، ۲۰۹.
  146. Calmard, “FĀṬEMA”, Iranica.

منابع

کتاب‌ها

  • آلوسی، شهاب‌الدین. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و سبع المثانی. ج. سوم. بیروت: دار احیاء التراث العربی. 
  •    . روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و سبع المثانی. ج. هجدهم. بیروت: دار احیاء التراث العربی. 
  •    . روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و سبع المثانی. ج. بیست و نهم. بیروت: دار احیاء التراث العربی. 
  • امینی، عبدالحسین. الغدیر. ج. ششم. بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۹۴. 
  • جان‌احمدی، فاطمه. تصویر پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) در دایرةالمعارف اسلام. قم: انتشارات شیعه‌شناسی، ۱۳۸۸. شابک ‎ISBN ۹۷۸-۶۰۰-۵۱۴۷-۰۵-۶. 
  • شهیدی، سید جعفر. زندگانی فاطمه زهرا (س). تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۴. شابک ‎ISBN ۹۷۸-۹۶۴-۴۷۶-۳۱۷-۵. 
  • طباطبایی، سید محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن. ج. سوم. ترجمهٔ سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: دارالعلم. 
  •    . المیزان فی تفسیر القرآن. ج. پانزدهم. ترجمهٔ سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: دارالعلم. 
  •    . المیزان فی تفسیر القرآن. ج. شانزدهم. ترجمهٔ سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: دارالعلم. 
  •    . المیزان فی تفسیر القرآن. ج. هجدهم. ترجمهٔ سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: دارالعلم. 
  •    . المیزان فی تفسیر القرآن. ج. بیستم. ترجمهٔ سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: دارالعلم. 
  • عاملی، سید جعفر مرتضی. الصحیح من سیره النبی الاعظم (ص). ج. دوم. بیروت: دارالسیره، ۱۴۱۹. 
  • کوربن، هانری. ارض ملکوت. ترجمهٔ انشاءالله رحمتی. تهران: سوفیا، ۱۳۹۵. شابک ‎ISBN ۹۷۸-۶۰۰-۹۶۳۵۹-۱-۷. 

دانشنامه‌ها

نوشتارها

پیوند به بیرون

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد فاطمه زهرا اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌خبر

برای مطالعه بیشتر