زن در اسلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
زن در اسلام
Osman-hamdi-bey-girl-reciting-qu-ran-1880.jpg
زنی در حال قرائت قرآن
موضوع بررسیزنان
با اهمیت نزدتمام فرق اسلامی
کاربرد در قرانزیاد
کاربرد در روایاتزیاد
عناوین دیگرزنان در قرآن
عنوان به عربیالنساء فی الاسلام
عنوان به انگلیسیWomen in Islam
کاربرد درعلم کلام، علم فقه
کاربرد ازصدر اسلام
میزان اهمیت در اسلامبالا

زنان در اسلام از جنبه‌های مختلف سیاسی، حقوقی، اجتماعی و درون دینی (اعتقادی، تاریخی، فقهی) مورد توجه منابع قرار گرفته‌اند. قرآن به عنوان کتاب مقدس مسلمانان، در موضوع زنان و احکام آنها در اسلام، سخنان بسیاری دارد. در همین خصوص یکی از سوره‌های قرآن به صورت تخصصی در موضوع زنان است که به سوره نساء شهرت دارد. سوره مریم نیز دیگر سوره قرآن است که به نام یک زن نام‌گذاری شده‌است. به طور کلی قرآن در ۱۹۶ آیه مستقیماً دربارهٔ زنان سخن گفته‌است. در متن قرآن، آفرینش نخستین زن (حوا)، همچون و همزمان آفرینش نخستین مرد (آدم) توصیف شده‌است. در بیشتر قرآن زنان و مردان با هم برابر تلقی شده‌اند و دارای وظایف دینی مشترکی هستند. قرآن زن و شوهر را لباس، یاور و جفت یکدیگر لقب داده‌است. علاوه بر قرآن از زنان در روایات که از منابع اسلامی می‌باشند، گزارش‌های فراوانی وجود دارد. زنان در سیره عملی و نظری محمد، مورد احترام توصیف شده‌اند و محمد نیز در دفاع از حقوق آن‌ها کوشیده‌است.

تا پیش از اسلام، زنان با مشکلات حقوقی و اجتماعی فراوانی مواجه بودند؛ در فرهنگ عرب جاهلی، زنان با پدیده‌هایی چون ازدواج اجباری، زنده به گور کردن دختران، قوانین طلاق آسان، محرومیت از ارث و کالا قلمداد کردن زنان مواجه بودند. با ظهور اسلام، سعی شد تا این پدیده‌ها تصحیح گردد. قرآن به شدت از زنده به گور کردن دختران انتقاد کرد و رضایت در ازدواج را یکی از شرایط ازدواج مطرح کرد. زنان در اسلام از ارث بهره مند شدند و حقوقی مختص به خود را دارا شدند. هرچند تفاوت‌هایی در احکام و حقوق اسلامی بین زنان و مردان وضع شده‌است. از این میان می‌توان به تفاوت در میزان ارث، میزان دیه، نفقه، مهریه حق تعدد زوجات، قیومیت، حضانت، طلاق، حجاب، شهادت، قضاوت و جهاد اشاره کرد. این قوانین در برخی موارد به نفع مرد و در مواردی به نفع زنان وضع شده‌اند.

حجاب یکی از اصطلاحات اسلامی است که به پوشش زنان از منظر شرع مربوط است. این حکم شرعی در کنار حکم شرعی پوشش مردان عنوان شده‌است و از دیدگاه اسلامی، بیش از آنکه به عنوان یک حکم شرعی فردی مورد بررسی قرار بگیرد، به عنوان یک رفتار اجتماعی مورد توجه است. تا پیش از سال پنجم ه‍. ق، حکم حجاب از جانب محمد ابلاغ نشده بود، هرچند پیش از آن، زنان از تبرج به شیوه جاهلیت منع شده بودند. پس از وضع قانون حجاب و بر اساس آیه ۵۹ سوره احزاب، زنان مسلمان برای بازشناخته شدن از کنیزان که همواره مورد تعرض افراد لاابالی قرار می‌گرفتند، از پوشش «جلباب» استفاده می‌کردند. در مقابل این اعتقاد، گروهی از مفسران همچون طبرسی، فخررازی و طباطبایی، منظور از آیه را تمایز زنان عفیف از غیر عفیف عنوان کرده‌اند. عدم الزام‌آور بودن این آیه در خصوص حجاب از جانب برخی از فقیهان چون جوادی آملی و مؤمن قمی مطرح شده‌است که تنها نماینگر آزاد بودن زن در مقابل کنیز بودنش بوده‌است و شاید دلیل استقبال زنان مدینه از این حکم، به همین جهت بوده‌است. آیه ۳۱ سوره نور، دیگر آیه‌ایست که حجاب را بر تمام زنان واجب کرده‌است.

اسلام به عنوان یک دین، ازدواج را امری مهم تلقی می‌کند و به آن توصیه کرده‌است. در قوانین اسلامی، طلاق منفور است و موجب ناراحت خدا توصیف شده‌است. ازدواج در اسلام با شرط عقل و بلوغ و اختیار صورت می‌گیرد و پس از ازدواج، بار مالی خانواده بر عهده مرد است. در امر ازدواج، از مرد توقع می‌رود تا مالی را به عنوان هدیه که از آن در اصطلاح اسلامی به مهریه یاد می‌شود، به زن بپردازد. این مال متعلق به شخص زن است و والدین او حق تصرف در ان را ندارند. پس از ازدواج نیز زن همچنان استقلال مالی قبل از ازدواج خود را داراست و می‌تواند فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی خود را بعد از ازدواج با قید شرایطی انجام دهد. همین‌طور در زندگی زناشویی زنان، اهمیت جایگاه مادرانه تاکید شده‌است. حق اولاد دار شدن در زندگی مشترک با زن است و مرد در صورت تخطی از خواسته همسر در مورد بچه‌دار شدن، ملزم به پرداخت دیه نطفه می‌شود. حق حضانت و قیومیت در زندگی، به مردان محول شده‌است. همینطور حق طلاق نیز از حقوق مردان است و زنان در صورت‌هایی می‌توانند درخواست طلاق خود را به دادگاه‌ها و محاکم شرعی ارائه کنند.

بر اساس آموزه‌های اسلام، تفکیک جنسیتی لازم الاجراست و روابط محرم و نامحرمی در بین زنان و مردان اجرا می‌شود. هرگونه رابطه جنسی خارج از روابط زناشویی در اسلام ممنوع است و علاوه بر گناه بودن، حد و تعزیر نیز وضع شده‌است. با این وجود، اسلام از فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان منعی نکرده‌است. در برخی روایات و آیات، به طور عمومی از زنان و مردان خواسته شده‌است در طلب علم کوشا باشند و منعی از تحصیل بانوان نیز وجود ندارد. تاریخ اسلامی گواه آن است که زنان بسیاری در رشته‌های مختلف کلام، فقه، حدیث و تفسیر فعالیت علمی داشته‌اند. بر اساس موازین اسلامی، بین زنان و مردان در برخی جرایم کیفری نیز تفاوت‌هایی وجود دارد؛ بر این اساس زنان در احکامی چون زنا، ارتداد، دیه، تجاوز و همجنسگرایی احکام جزایی و کیفری کمتری نسبت به مردان در همان گناه را متحمل می‌شوند. از دیگر احکامی که زنان در آن احکام متفاوتی نسبت به مردان دارند، مساله مشارکت‌های نظامی است؛ با وجود آنکه زنان از جهاد ابتدایی معاف شده‌اند، اما تاریخ گواه آن است که فعالیت‌های نظامی بسیاری از جانب زنان مسلمان صورت گرفته‌‌ است.

در روزگاران اخیر، جنبش‌های سیاسی و اجتماعی بسیاری از جانب زنان مسلمان شکل گرفته‌است؛ فمینیسم اسلامی از جمله این جریان‌هاست که سعی در ایجاد برابری جنسیتی در اسلام دارند. در این میان، فمینیسم اسلامی سعی می‌کند تا با تفسیری جدید از قرآن، این دیدگاه را کاملا اسلامی بیان کند؛ که در این کار افرادی موافق و مخالف را گرد خود جمع کرده‌است. فمینیسم اسلامی از زمان پیدایش خود برای اثبات مدعاهایشان، از منابع اسلامی استفاده می‌کردند. یکی از جنبه‌های ابتکاری این جریان، ارجاع دادن زنان مسلمان که عموماً آموزش دینی به صورت رسمی ندیده بودند را به متن قرآن و نه تفاسیر نگاشته شده توسط مردان با روحیه مردسالارانه سوق می‌داد.

پیش‌درآمد[ویرایش]

یک نقاشی از پوشش زنان عرب در قرن ششم میلادی (صدر اسلام)

موقعیت زنان پیش از اسلام[ویرایش]

بر اساس گزارش منابعی چون ماوردی در الحاوی الکبیر، زنان در عصر جاهلیت عربستان، از اولین حقوق انسانی محروم بودند.[۱] از عقاید مشترک میان اعراب پیش از اسلام و انجیل و تورات، اعتقاد به وابستگی و طفیلی بودن زن در کنار وجود مرد است که بر اساس آن زن در خلقت یک فرع به حساب می‌آمد. زنان از این رو در حقوق خود مورد تضعیف قرار می‌گرفتند. عدم حق انتخاب در ازدواج، محرومیت از ارث و کالا قلمداد کردن زنان از نمونه‌های عدم اهتمام به جنس زن در این دوره بوده‌است. عرب جاهلی زن را مظهر مکر و نیرنگ می‌دانست و عقیده داشت همچون شیطان در پی فریب دادن مردان است و همواره او را به مار تشبیه می‌کرد. بر اساس ضرب‌المثلی[یادداشت ۱] در میان اعراب جاهلی، زن در کنار خانه و مرکب از شوم‌ها توصیف می‌شد. در این عصر، زنان فاقد عقل و رای به‌شمار می‌رفتند.[۲]

قرآن با انتقاد به اعراب جاهلی، گزارش می‌کند که با اطلاع از صاحب فرزند دختر شدن، از شدت ناراحتی چهره آنان سیاه می‌شد.[۳][۴] زنان تا پیش از ظهور اسلام در میان قبایل عرب خود در عربستان، با سنت زنده به گور کردن دختران — به عربی: واد بنات — مواجه بودند. بر اساس گزارش‌های قرآنی که از منابع گزارشگر این رویداد در عصر جاهلیت بوده‌است، مردان عرب برای رهایی از عار دختردار شدن، دخترانشان را به قتل می‌رساندند. علاوه بر مشکلات مالی انگیزه‌های اعتقادی نیز در این تصمیم بی تأثیر نبود. پیش از این نیز در رسوم یونانیان و مصریان، از کشتن فرزندان برای تقرب به بت‌ها یاد شده بود. در اینکه سنت زنده به گور کردن دختران، در میان تمام اعراب شایع بوده‌است یا تنها به قبایل معدودی از آنها منتسب بوده‌است، اختلاف‌هایی وجود دارد. با این وجود بیشتر منابع تحلیلی و تاریخی، این رسم را به چند قبیله از اعراب جاهلی منتسب دانسته‌اند و نه همه آنها. آنطور که از گزارش‌های اسلامی به دست می‌آید، این رسم تنها توسط مردان صورت نمی‌گرفت و زنان نیز در آن شریک بوده‌اند.[۵]

و با وجود گزارش‌هایی فراوان از نقض حقوق زنان در عربستان جاهلی، گزارش‌هایی معدود از احترام به زنان و محبت نسبت به آنها وجود دارد که بیشتر مربوط به زندگی اشراف اعراب بوده‌است.[۶] همچنین راه زنان برای دست یافتن به مزایای اجتماعی در این عصر هرگز بسته نبوده‌است. به گواه گزارش‌های تاریخی، زنانی در عصر جاهلیت به فعالیت‌های اقتصادی مشغول بودند. ام منذر بنت قیس که به شغل خرما فروشی و اسما بنت مخرمه که به شغل تجارت مشغول بودند از این میان هستند.[۷] همچنین به جهت قبیله‌ای بودن زندگی در عربستان پیش از اسلام، امکان تفکیک جنسیتی در میان زنان وجود نداشت و زنان به جهت عفت و پاکدامنی خود در قبایل مورد ستایش قرار می‌گرفتند.[۸] حضور زنان در جنگ‌های پیش از اسلام که بیشتر به عنوان عاملی انگیزشی برای تهیج مردان به جنگ صورت می‌گرفت، از دیگر فعالیت‌های اجتماعی زنان در آن عصر بود.[۹]

مفاهیم اسلامی مرتبط به زنان پیش از اسلام[ویرایش]

از مسائل مربوط به زنان و مورد توجه در ادیان پیش از اسلام، مسئله حجاب و پوشش زنان بوده‌است. در این میان، مسیحیان و یهودیان به پوشیده بودن موی زنان اهمیت می‌دادند و آن را از نشانه‌های عفت زنان برمی‌شمردند.[۱۰] در میان مسائل مهم مربوط به زنان، مسئله طلاق و مطالب پیرامون آن از جمله مسائل دارای تفاوت آشکار بین عصر اسلام و جاهلیت است. طلاق در عصر جاهلیت، به معنای کوتاه آمدن مرد از انجام تعهداتش در مقابل همسر تلقی می‌شد و زوج می‌توانست بدون هیچ محدودیت و با کوچکترین دلایل، همسر خود را طلاق دهد. سنت طلاق در جاهلیت به صورت بی حد و حصر و اهانت آمیز صورت می‌گرفت. در سنت جاهلی، طلاق از اختیارات مرد بود و او می‌توانست در هر لحظه و با هر شرایطی، زن را طلاق دهد. پس از طلاق نیز زن حق ازدواج با مرد دیگری نداشت و در پاره‌ای از موارد، مرد با دریافت مالی، اجازه ازدواج همسر سابقش با مرد دیگری را می‌داد. در طلاق جاهلیت، مرد برای آزار زن می‌توانست دائم در طلاق و رجوع باشد[۱۱] و به هر تعداد بار که بخواهد، زن را طلاق دهد و به او رجوع کند.[۱۲][۱۳] طلاق در جاهلیت با الفاظ صورت نمی‌گرفت و به شیوه ورود مرد به خیمه مشخص می‌شد. با این وجود از ممنوعیت رجوع بعد از سومین طلاق در اشعار جاهلی گزارشی وجود دارد.[۱۴] مسئله عده نیز از مسائلی است که پیش از اسلام برای اطمینان از عدم بارداری زن صورت می‌گرفت[۱۵] اما برای عده زمان مشخصی وضع نشده بود و برخی زنان مجبور بودند تا یک سال برای اتمام عده صبر کنند درحالی که برخی زنان بلافاصله بعد از طلاق یا مرگ شوهر، ازدواج می‌کردند.[۱۶] زنان همچنین در امر ازدواج نیر آزادی کافی نداشتند و بسته به نیاز قبیله و تشخیص رئیس هر قبیله، ازدواج‌های در راستای ارتباط با سایر قبایل صورت می‌گرفت. با این وجود گزارش‌هایی از اهمیت نظر زنان در امر ازدواج در عصر جاهلیت گزارش شده‌است.[۱۷]

حقوق زنان[ویرایش]

حقوق زنان مبحثی مهم و با گستره‌ای وسیع است که حقوق خصوصی و عمومی زنان را شامل می‌شود. این مقوله در همه جوامع و در دوران‌های مختلف، به مقتضیات زمان، ویژگی‌های فرهنگی و نوع مناسبات اجتماعی آن عصر، متفاوت بوده‌است. بررسی‌ها پیشینه حقوق زنان در ادوار تاریخی نشان‌دهنده تسلط پایدار مردسالاری بر آن است. از این میان، می‌توان به جواز تعدد نامحدود زوجات، سلب حق انتخاب شوهر از دختران، به ارث برده شدن زنان بیوه از جانب نزدیکان همسرش، عدم مالکیت بر اموال خود، محروم از ارث بودن، سهولت قوانین کیفری در مورد جنایات وارد شده بر زنان و رواج خشونت علیه زنان اشاره کرد که در دوره‌های ایران باستان، عرب جاهلی و اروپای قرون وسطی علیه زنان رواج داشته‌اند. با این وجود گزارش‌هایی از برخی آزادی‌های سیاسی و اجتماعی در این اعصار، وجود دارد که از این میان می‌توان به قرارگرفتن در مناصب حکومتی اشاره داشت. بنابر گزارش ویل دورانت، زنان در شریعت یهود، وضعیت حقوقی مطلوبی نداشتند و شوهران می‌توانستند در مواردی، بدون پرداخت مهریه، زنان خویش را طلاق دهند یا نیمی از درآمد زنان، به شوهرانشان تعلق داشت. با این وجود زنان در این دوران، در جامعه مؤثر بودند و نقشی فعال داشتند. با ظهور مسیحیت، زنان نسبت به قبل، وضعیت اجتماعی بهتری یافتند و در رواج مسیحیت، نقش مؤثری ایفا کردند. بر اساس تعالیم مسیحیت، زن و مرد هیچ تفاوتی با هم نداشتند. در کتب مقدس مسیحیت نیز به مسائل مربوط به زنان از قول عیسی، سفارش‌هایی وجود دارد. با این وجود منابع از دیدگاه‌های ناعادلانه برخی از پدران کلیسا نسبت به زنان گزارش کرده‌اند.[۱۸]

در موضوع تساوی زنان و مردان در حقوق، بسیاری از اندیشمندان اجتماعی، اصل وجود تفاوت‌های طبیعی — اعم از زیست‌شناسی و روان‌شناختی — بین زن و مرد را پذیرفته‌اند اما در مقابل، صاحب‌نظران فمینیسم بر این باورند که تفاوت‌های میان زن و مرد، جز برخی تفاوت‌های آشکار در بدن، همگی از عوامل اجتماعی و محیطی ریشه گرفته‌است. گروهی دیگر از آنان، با پذیرش تفاوت‌ها، به تأثیر آنها بر تفاوت‌های حقوقی معترضند. در مغرب‌زمین و تا پیش از قرون جدید و به صورت ویژه در قرون وسطی، درجه دو بودن زنان، دیدگاه غالب و مقبول در میان دانشمندان غربی بود. در این خصوص موضوعاتی چون «انسان بودن زن» یا «نسخه ناقص بودن زن از نسخه کامل مرد» از نظریات آن عصر گزارش شده‌است. کمی بعد و در دوره رنسانس، رواج مباحثی چون خردگرایی، انسان‌مداری و برابری، زمینه‌ساز شکل‌گیری بحث حقوق زنان در بین اندیشمندان غربی شد.[۱۹]

به طور کلی، منابع اسلامی، حقوق زن را پس از ظهور اسلام، امری تضمین شده دانسته‌اند. پذیرش این ادعا از جانب غربی‌ها و به ویژه فمینیست‌ها دشوار توصیف شده‌است. اندیشمندان مسلمان، با مقایسه بین زنان قبل از اسلام و زنان بعد از اسلام، از پیشرفت حقوق زنان نسبت به قبل گزارش‌هایی را داده‌اند و تاکید می‌کنند که همچنان زنان بسیاری از این حقوق تضمین‌شده از جانب اسلام،‌ محرومند.[۲۰]

زنان در قرآن[ویرایش]

یک صفحه از قرآنی خطی متعلق به دوره ایلخانی (۶۵۴–۷۵۰ ه‍.ق) که آیات ابتدایی سوره نساء را شامل می‌شود.

قرآن در ۱۹۶ آیه مستقیماً دربارهٔ زنان سخن گفته‌است. این آیات در موضوعات احکام شرعی، آفرینش زنان، زنان بهشتی، زنان اهل کتاب، رابطه زن و مرد، همسرداری، زنان مستضعف، زنان محمد و سایر زنان پیامبران گزارش شده‌اند. آیاتی که به‌طور مستقیم به موضوع زنان می‌پردازند با واژه‌هایی همچون «نساء، اِمرَأة، امّ، مومنات، صالحات، بنات، زوجة، اخت و …» آمده‌اند. از مجموع ۷۴ آیه قرآن که به زنان شایسته و ناشایست پرداخته‌است، ۶۳ آیه در وصف زنان شایسته و ۱۱ آیه در توصیف زنان ناشایست می‌باشند.[۲۱] یکی از سوره‌های طولانی قرآن به نام نساء نام‌گذاری شده‌است که مطالب بسیاری را در موضوعات مرتبط با زنان شامل می‌شود. در مجموع قرآن، آیات متعددی با محتوای پندگونه برای نصیحت زنان در خصوص اموری چون ازدواج و روابط نامشروع، احکام ارث و طلاق وجود دارد. سوره دیگری نیز در قرآن به نام مریم نام‌گذاری شده‌است.[۲۲]

سیمای زنان در قرآن[ویرایش]

در متن قرآن، خلقت اولین زن، همچون و همزمان خلقت اولین مرد توصیف شده‌است. در نقل ماجرای وسوسه آدم و حوا در قرآن نیز، وسوسه به هر دوی آنان نسبت داده می‌شود و حوا، مسئول وسوسه آدم نبوده و حتی این آدم است که گناه بیشتری را متحمل شده‌است. با این وجود تفاسیر اولیه قرآن، وسوسه را به حوا نسبت می‌دهند و از توبه او، کمتر سخن می‌گویند. این عملکرد مفسران سبب می‌شود تا عذاب‌هایی چون درد زایمان و قاعدگی که حوا در پی این وسوسه می‌بیند، بیشتر جلوه نماید؛ بنابراین دانشمندان کلاسیک مسلمان، اولین زن را تهدیدی برای شوهرش و به‌طور گسترده برای نوع بشر معرفی کرده‌اند. بر اساس تفاسیر فمینیستی از آیات مربوط به آدم و حوا، مسئله خلقت حوا از دنده آدم به‌طور کلی انکار شده‌است و آن را محصول روایت و خوانش‌هایی از کتاب مقدس مسیحیان و ترجمه نادرست متن قران دانسته‌اند. در داستان یوسف و همسر عزیز مصر نیز به حیله‌های زنانه و اشتیاق آنها به یوسف، مورد اشاره قرار گرفته‌است تا جایی که یوسف برای رهایی از این نیرنگ‌ها، زندانی شدن را بر آزادی ترجیح می‌دهد. اما در نهایت این داستان قرآنی، همسر عزیز مصر که نماد زن خطرناک است، به همسر ایدئال تبدیل می‌شود و همسر و مادر فرزندان یوسف می‌شود.[۲۳]

در بیشتر قرآن زنان و مردان با هم برابر تلقی شده‌اند و دارای وظایف دینی مشترکی هستند. قرآن زن و شوهر را لباس، یاور و جفت یکدیگر لقب داده‌است. همچنین از زنان به عنوان خلق شده برای شوهرانشان یاد شده‌است.[۲۴] قرآن زن و مرد را در آفرینش از جوهر (نفس) واحدی معرفی کرده و فضیلت به جنسیت یا نژاد را نفی کرده‌است.[۲۵] در قرآن مشترکاً از مردان و زنان با پسوندهایی چون منافق، مؤمن و بت‌پرست یاد شده‌است. بر اساس آموزه‌های قرآن، زنان همچون مردان موظف به انجام وظایف شرعی هستند و همچون آنان به بهشت یا جهنم می‌روند. در قرآن، سرنوشت زنان در آخرت، به شوهرانشان مرتبط شده‌است.[۲۶] آنطور که در قرآن آمده‌است، زن و مرد از جهت حیثیت انسانی و قابلیت کسب فضایل اخلاقی و پاداش‌های اخروی، برابرند و در پاره‌ای از حقوق، تفاوت‌هایی بین آنها تأسیس شده‌است. از این میان می‌توان به محول کردن سرپرستی خانواده به مردان، جواز تعدد زوجات نسبت به مردان و به صورت محدود و تفاوت‌هایی در مسائل ارث و شهادت اشاره کرد.[۲۷] طبق مفهومی که از آیه ۱ سوره نساء برداشت می‌شود، نقش مشارکتی زن در تولید نسل، نقشی جوهری و اساسی تلقی شده‌است.[۲۸][۲۹] روث رودد در دانشنامه قرآن، گزارش می‌کند که عادت ماهانه زنان در قرآن «ناپاکی» و «بیماری» توصیف شده‌است.[۳۰] در مقابل منابع اسلامی، دو واژه «اذی» و «محیض» در قرآن را «کراهت» و «ناخوشایندی» دانسته‌اند که یا به محدودیت رابطه جنسی یا ناملایمتی‌هایی چون درد و بی‌حوصلگی در دوران قاعدگی زنان تعلیل خورده‌است. به عقیده و گواه منابع اسلامی، واژه «ناپاکی» در مقابل «نجاست» و «کثیفی» به‌کار نرفته‌است و به انقطاع خون حیض اشاره دارد.[۳۱] توصیف زنان به کشتزار در آیه ۲۲۳ سوره بقره، سبب شده‌است تا رودد، زنان را از منظر قران به کالا بودن تشبیه کند؛ در حالی که منابع اسلامی، چنین توجیه کرده‌اند که زنان از بابت اینکه نیازمند مراقبت هستند، به کشتزار توصیف شده‌اند.[۳۲] روث در مجموع، سیمای نمادین زن در قرآن را موجودی «ضعیف، پرخطا و منفعل» می‌داند.[۳۳]

نقاشی مینیاتور از مریم — تنها زنی که نامش در قرآن آمده‌است — که عیسی را در آغوش گرفته‌است.

زنان قرآنی[ویرایش]

شخصیت‌های زنی که در قرآن به آنها اشاره شده‌است، عبارتند از حوا، مادر و نامادری موسی، همسر عزیز مصر، ملکه سبا، مادر عیسی. از زنان ابراهیم، نوح، لوط و موسی نیز در آیاتی به ندرت یاد شده‌است.[۳۴] از زنان دیگری که در قران مورد اشاره قرار گرفته‌است همسر ابولهب، مادر مریم، خواهر موسی و همسر زکریا را می‌توان یاد کرد. از این میان بیشترین آیات دربارهٔ مریم بوده‌است که ۳۶ آیه را شامل می‌شود و کمترین آنها مربوط به همسر فرعون با ۲ بار استفاده در قران است. در آیه‌ای از قرآن نیز از دختران شعیب یاد شده‌است.[۳۵] مفسران سعی کرده‌اند تا از لابلای آیات قرآن، زنان دیگری که آیات در خصوص آنها نازل شده‌است را استخراج کنند. از جمله آنها زینب بنت جحش و عایشه — از همسران محمد — را می‌توان یاد کرد که از لابلای آیاتی چون آیه افک به آنها اشاره شده‌است. از این میان تنها زنی که در قرآن از وی نام برده شده‌است، مریم است. از همسر آدم، در قرآن نامی به میان نیامده‌است و در چند آیه به سرگذشت او پرداخته شده‌است. در داستان آدم و حوا، از زندگی آنها در بهشت یاد شده‌است. در متن کتاب مقدس مسلمانان، وسوسه صورت گرفته به آدم و حوا — هر دو — منتسب شده‌است. قرآن در بیان ماجرای یوسف نیز، به داستان وسوسه زن عزیز مصر — که زلیخا نام داشت — برای یوسف اشاره می‌کند. این وسوسه توسط یوسف رد می‌شود و پس از آنکه عزیز مصر از این خیانت مطلع می‌شود، همسرش را شماتت کرده و از مکر او به خودش شکایت می‌کند. داستان تلاش آسیه، همسر فرعون برای نجات موسی از کشته‌شدن توسط شوهرش، از دیگر داستان‌های مورد اشاره قران است که در آن نیکوکاری آسیه مورد تمجید قرار گرفته‌است. ملکه سبا نیز دیگر داستان مورد اشاره قرآن است. بر اساس آیات قرآنی وی از هم‌عصران سلیمان بود که توسط نامه‌ای از جانب سلیمان، به تسلیم دعوت می‌شود. او نیز طی ماجراهایی معجزه‌گونه، در نهایت به تسلیم سلیمان در می‌آید و یکتاپرست می‌شود. ماجرای مریم نیز به عنوان مادر عیسی که بدون پدر به دنیا آمده‌است، مورد اشاره قرآن است. در قرآن، مریم به عنوان یک زن باکره توصیف شده‌است که از تمام زنان جهان، برتر است. همچنین در آموزه‌های قرآنی، این باور که عیسی و مادرش از خدایان هستند، به‌طور صریح رد می‌شود.[۳۶]

غیر از مریم، حضور باقی زنان در قرآن به واسطه رابطه خویشاوندی آن‌ها با مردان است.[۳۷]

علاوه بر این، در قرآن، آیات بسیاری خطاب به امهات مؤمنین — همسران محمد — نازل شده‌است و آنها را به عنوان الگویی برای مسلمانان قرار داده‌است؛ با این حال مشمول وظایف سخت‌گیرانه‌تری نیز شده‌اند. از این میان هیچ‌کدام از آنها با نام مشخص نشده‌اند. از همین رو تلاش‌هایی صورت گرفته‌است تا با توجه به اسباب نزول و داستان‌های گزارش شده برای آیات، پیوند هر آیه با همسر مورد نظر، پیدا شود.[۳۸] دیگر آیه مرتبط با زنان، آیات افک است که دربارهٔ تهمت زدن گروهی از مردم به یکی از زنان مسلمان است. در این آیات، خداوند مردم را به دلیل اتهام وارد کردن و دامن زدن به شایعات، تقبیح می‌کند. اغلب مفسران شیعه و اهل سنت شخص متهم شده را عایشه می‌دانند.[۳۹] همچنین در قرآن از جنس مؤنثی با نام اصطلاحی حوری برای مردان یاد شده‌است که غالباً باکره توصیف شده‌اند و در بهشت از نعمت‌های اعطاشده به مردان هستند.[۴۰]

احکام شرعی، حقوقی و اجتماعی[ویرایش]

در آیه ۵۳ سوره احزاب، به مسئله حجاب زنان پرداخته شده‌است و در ذیل آن به مردان دستور داده می‌شود که با همسران پیامبر، از پشت پرده سخن بگویند. در این آیه از همسران پیامبر خواسته شده‌است تا در برابر دیدگان نامحرم حضور نداشته باشند و تأکید شده‌است این دستور برای هر دو طرف بهتر است. در آیه ۵۹ سوره احزاب نیز به زنان دستور داده شده‌است تا خود را با پوششی به نام جلباب، بپوشانند.[۴۱][۴۲] جلباب، لباسی فراخ توصیف شده‌است که از سر تا پای زنان را همچون چادر می‌پوشانده و به گزارشی در منابع روایی، نوعی از لباس مردان نیز جلباب نام داشته‌است. این روایت، معنای لباسی فراخ را برای جلباب، محتمل‌تر می‌کند. آیه ۳۱ سوره نور، دیگر آیه در زمینه حجاب است که پس از نزول آن، حجاب به عنوان حکمی شرعی بر همه زنان مسلمان واجب شد.[۴۳] بر طبق این آیه، زنان مسلمان باید چشمان و دامن خود را از خطا مصون دارند و زینت‌های خود جز آنچه به‌طور طبیعی آشکار است، برای دیگران آشکار نسازند.[۴۴][۴۵] از دیگر آیاتی که مربوط به احکام زنان است، آیات مربوط به طلاق است. یک سوره از قرآن نیز به نام طلاق است. در موضوع ارث نیز مسائل با جزئیات بیشتری در قرآن منعکس شده‌اند. در قرآنی احکامی چون سنگسار، ختنه و همجنسگرایی زنان نیامده‌است.[۴۶]

بیشتر مطالب در حوزه حقوقی قرآنی که مربوط به جنسیت است، به زنان اشاره دارد. در مسائل اجتماعی زنان که در قرآن منعکس شده‌است، همواره به صورت دو سویه به تصویر کشیده شده‌است. در قرآن داستان موسی و هارون گزارش شده‌است و در آن از هارون با لقب «پسر مادرم» یاد شده‌است. در آیاتی از قرآن نیز از عیسی با لقب «پسر مریم» یاد شده‌است. در قرآن از رجحان پسر بر دختر توسط اعراب جاهلی یاد شده‌است و آن را گناه مشرکان توصیف کرده‌است.[۴۷] در آیه ۱۲ سوره ممتحنه، به تصریح، مشارکت‌های سیاسی زنان به رسمیت شناخته شده‌است و محمد به پذیرش بیعت با زنان ترغیب شده‌است.[۴۸] به عقیده روث رودد، دلیل برخی از احکام شرعی اسلامی همچون منع سفر زنان بیش از سه روز بدون اجازه ولی آنها را، ابهام‌هایی در آیه‌های قرآن است.[۴۹]

زنان در حدیث و سیره[ویرایش]

حدیث‌ها در اسلام بعد از قرآن مهمترین منابع دینی محسوب می‌شوند. در جوامع حدیثی شیعه و سنی تعداد زیادی اخبار فقهی و غیر فقهی دربارهٔ زن آمده‌است.[۵۰] زنان در سیره عملی و نظری محمد، مورد احترام توصیف شده‌اند و محمد نیز در دفاع از حقوق آنها کوشیده‌است. بر اساس روایات اسلامی، حقوقی از زنان که مورد توجه قرار گرفته‌است عبارتند از همتا دانستن زن و مرد، حضور در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی همچون جهاد و هجرت، توجه به ارزش دختران و تشویق به پرورش و حمایت از آنها، بیعت زنان و الگو و شخصیت‌دهی زنان نمونه.[۵۱] از زنان در احادیث اسلامی در موضوع حجاب یاد شده‌است. در برخی از این احادیث، به موضوع پوشش زنان سالخورده، آغاز وجوب حجاب از سن بلوغ، چگونگی و کیفیت حجاب در برابر مردان یا کودکان نابالغ و همین‌طور در خصوص تفسیر آیات مربوط به حجاب زنان در قرآن پرداخته شده‌است.[۵۲] امر ازدواج نیز از مسائل مورد توجه در روایات است. در روایاتی از محمد در منابع اسلامی، به اختیار زنان در انتخاب شوهر اشاره شده‌است. بر این اساس از محمد گزارش شده‌است که زنی به نام خنسا را به جهت آنکه پدرش او را به اجبار به همسری مردی درآورده بود، از قید ازدواج رها کرد تا با کسی که مورد علاقه دختر بود، ازدواج کند.[۵۳] محمد در رفتار با زنان ملایمت و مهربانانه عمل می‌کرد و به پیروانش نیز این امر را توصیه می‌کرد. او کمال ایمان را در گروی رفتار با زنان توصیف می‌کرد و در خطبه‌هایی که می‌خواند به زنان اشاره می‌کرد و به مهربانی و احترام به آنها توصیه می‌کرد.[۵۴] همچنین محمد به رفتار مهربانانه با خواهران نیز تأکید داشت و در کلامی از او گزارش شده‌است که هرکس هر کس با خواهرانش خوب و صبورانه رفتار کند، بهشتی خواهد شد.[۵۵]

بر اساس روایت‌هایی در منابع روایی اسلامی، محمد هرگاه خبر از تولد نوزاد دختری می‌شنید، به اصحابش تذکر می‌داد که دختران، همچون گل‌های خوشبویی هستند که روزیشان از جانب خدا تأمین می‌شود. در روایتی دیگر از محمد منقول است که تکریم زنان را کار بزرگ‌منشان دانسته‌است و اهانت به آنها را کار پست و فرومایگان معرفی کرده‌است. در روایتی از علی بن ابی‌طالب نیز زن به ریحانه توصیف شده‌است که توقع امور قهرمانانه از او صحیح نیست.[۵۶] در روایاتی دیگر از محمد، بهترین مردان، بهترین آنها در رفتار با زنانشان معرفی شده‌است و در روایتی دیگر، صریحاً به همتایی مردان و زنان تصریح شده‌است.[۵۷] در روایتی از محمد، دختران به عنوان مونس، اهل مدارا و نیکی، با خیر و برکت و اهل پاکیزگی و طراوت توصیف شده‌اند.[۵۸] همچنین روایت‌هایی از محمد در وصف پدرانی که دختران را به درستی تربیت می‌کنند یا صاحب دختر می‌شوند گزارش شده‌است. در یکی از این روایات، پدری که صاحب سه فرزند دختر باشد، بهشت بر او واجب شده و از صدقه و جهاد معاف خواهد بود. در روایتی دیگر آمده‌است که محمد می‌گوید: «اگر کسی سه فرزند دختر داشته باشد و آنها را به خوبی تربیت کند و هنز زندگانی بیاموزد، من بین او آتش جهنم خواهم ایستاد.». او همچنین با دختران خود به شفت برخورد می‌کرد. از محمد پس از مرگش تنها یک فرزند باقی ماند که دختری به نام فاطمه بود. محمد در روایتی فاطمه را پاره تن خود معرفی می‌کند و تأکید می‌کند که هر کس به او ظلم کند، گویا به محمد ظلم کرده‌است.[۵۹]

زنان در تاریخ اسلام[ویرایش]

با ظهور اسلام، زنده به گور کردن دختران که از آداب عرب جاهلی بود، کنار گذاشته شد[۶۰][۶۱] و این عمل به شدت مورد انتقاد سخت اسلام قرار گرفت.[۶۲] پس از آغاز نبوت محمد، گفتمانی جدید بر مبنای اخلاق و عدالت و کرامت انسانی، فارغ از جنسیت، رنگ و نژاد مطرح شد و محمد نیز هدف از مبعوث شدن را، تکمیل مکارم اخلاقی عنوان کرد.[۶۳] ظهور اسلام توانست اذهان عمومی عرب جاهلی را از لحاظ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نسبت به زنان تغییر دهد.[۶۴] آموزه‌های اسلام در بدو ظهور با پدیده‌هایی چون چند همسری بدون قید مردان، به ارث بردن زنان بیوه و محروم شدن زنان از حق مالکیت به مخالفت پرداخت. همچنین قوانینی برای تضمین عدالت بین زنان و مردان تأسیس کرد. برخی از این قوانین عبارتند از لزوم معاشرت پسندیده با همسران، همترازی و همانندی در حقوق و وظایف همسران و همین‌طور قواعدی با گستردگی بیشتر همچون نفی عسر و حرج یا ممنوعیت اضرار.[۶۵]

زنان مهم و مقدس[ویرایش]

تصویری خیالی از خدیجه همسر محمد، که به سال ۱۵۵۳ رسم شده‌است.

در روایاتی از محمد، زنانی به عنوان الگو و شخصیت‌های برتر نام برده شده‌اند. این زنان تاریخ‌ساز، عبارند از فاطمه، آسیه، مریم.[۶۶] همچنین در روایات دیگری از چهار همسر بهشتی یاد شده‌است که به‌طور برجسته از آنها تمجید شده‌است. این افراد عبارتند از آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه. این زنان، از جهت‌های مختلفی چون تعهد و وفاداری‌شان نسبت به خدا و اطاعت از فرامین او، نماد فضیلت در میان زنان هستند. در منابع شیعی، فاطمه نسبت به مریم که در آیاتی از قران به برترین زنان عالم توصیف شده‌است، برتری داده شده‌است. بر اساس روایات اسلامی، مریم و فاطمه هر دو در هنگام زایمان مورد عیادت فرشتگان قرار گرفته‌اند. حتی در روایاتی از فاطمه با عنوان «مریم الکبری» یاد شده‌است.[۶۷] به‌طور کلی، دو گروه از زنان در تاریخ اسلام مورد توجه منابع قرار گرفته‌اند؛ گروه او زنانی که در صدر اسلام زندگانی می‌کردند عموماً اهل مکه و مدینه بودند. دسته دوم زنانی بودند که در قرون وسطی در مصر، عربستان و شام زندگانی می‌کردند. دسته دوم شامل حاکمان، زنان دارای مناصب و عالمان هستند.[۶۸]

امهات المومنین

همسران محمد زنانی بودند که با محمد ازدواج کرده‌بودند. اولین همسر محمد خدیجه بود. پس از مرگ خدیجه، محمد با ۱۲ زن دیگر ازدواج کرد. مسلمانان بنابر آیهٔ ۶ سورهٔ احزاب، همسران محمد را اُمَّهاتُ الْمُؤمِنین (جمع اُمُّ الْمؤمنین و به‌فارسی: مادرانِ مؤمنان) خطاب می‌کنند و بر این اساس ازدواج با آنان را حرام می‌دانند.[۶۹] از جمله احکام فقهیِ اختصاصیِ محمد در دین اسلام، مسائل مربوط به ازدواج است. محمد از حکم حداکثر چهار همسر دائم برای هر مرد مسلمان، استثناء شده و با ۱۳ زن ازدواج کرده‌است. منابع اسلامی در علت این استثناء، دلایل مختلفی را اعم از مصالح سیاسی و دینی، اطمینان به رعایت عدالت از جانب محمد در بیش از ۴ همسر، فراهم شدن زمینهٔ شناخت اخلاقی محمد گزارش کرده‌اند.[۷۰] به‌گزارش ایوب در زَوْجاتُ النَّبیّ، منابع تاریخ‌نگاری و سیره‌نویسی در خصوص تعداد همسران پیامبر اسلام دچار اختلافند. اکثر منابع تعداد همسران محمد را ۱۱ تن گزارش کرده‌اند که از میان آنان، ۶ نفر از قبیلهٔ قریش، یک نفر از بنی‌اسرائیل و دیگران از قبایل مختلف اعراب بوده‌اند.[۷۱] عایشه جنجالی‌ترین همسر محمد بود که ۵۰ سال پس از محمد زندگی کرد و در وقایع تاریخی متعددی حضور فعال داشت. از مهمترین اقدامات او، رهبری نبردی نظامی با علی بن ابی‌طالب بود که به جنگ جمل شهرت یافت و اولی جنگ داخلی مسلمانان را شکل داد.[۷۲] ام سلمه دیگر همسر محمد نیز در ایام حیات او، وظایف سیاسی چون رهبری زنان را عهده‌دار بود و به محمد مشاوره‌های سیاسی می‌داد.[۷۳]

زنان در فقه اسلامی[ویرایش]

احکام مربوط به حقوق زنان، در ابواب مختلف کتب فقهی عالمان مسلمان قرار گرفته‌است. دسته‌ای از این احکام که ناظر بر حقوق زن در خانواده می‌باشد، در ابوابی چون حضانت، مهریه و نفقه مطرح شده‌است و آن دسته از حقوق که ناظر بر زندگی فردی زن می‌باشد، در ابوابی چون ارث و مالکیت مطرح شده‌است. در میان این احکام، برخی احکام اسلامی بین زنان و مردان متفاوت وضع شده‌اند. متفکران اسلامی، دلیل عمومی این تفاوت‌ها در حقوق را به سبب تفاوت‌های غریزی و طبیعی اعم از مسائل روانی و جسمی میان زن و مرد می‌دانند. بر این اساس، وجود غرایز متفاوت، سبب شده‌است تا هر یک از دو جنس زن و مرد، در اموری وظایفی بیشتر یا انحصاری داشته باشد. این گروه معتقدند که نقش اسلام در ایجاد برابری و تعاد میان زن و مرد با توجه به حقوق بنیادین آنها، صورت گرفته‌است و یکسان و برابر بودن حقوق زن و مرد را خلاف عدالت می‌دانند و عمل کردن طبق اقتضائات تفاوت‌های واقعی را تبعیض نمی‌دانند.[۷۴] به نوشته هاشمی شاهرودی، بر اساس قاعده اشتراک که از قواعد فقهی است، دستورهای اسلام مشمول زن و مرد می‌شود و تنها در مواردی که یک حکم به خصوص به زن یا مرد اختصاص یافته باشد، از دیگری معاف شده‌است.[۷۵]

در میان فرقه‌های اسلامی، سلفی‌ها با توجه به منابع مورد استنادشان، نظر مثبتی به زنان ندارند و بر اساس آموزه‌های حدیثی منابع خود، از زنان با عناوینی چون شر، جهنمی و دام شیطان یاد می‌کنند. این دیدگاه، زن را دام شیطان می‌داند که مانعی بین مرد و ملکوت خدا می‌باشد. بر اساس همین نظرات،‌ سلفی‌ها معتقدند که حتی‌المقدور باید از زنان اجتناب کرد. با این وجود سلفی‌ها در در احکامی چون ارث، دیه و قصاص، کم و بیش هم‌نظر با اجماع مسلمانان هستند.[۷۶]

ارث و دیه[ویرایش]

بر اساس قوانین ارث در شریعت اسلام زنان مشمول بردن ارث قرار گرفته‌اند اما معمولاً با درجه خویشاوندی برابر با مردان، نیمی از سهم یک مرد را ارث می‌برند. برای مثال، دختران نیمی از ارث پسران، خواهران نیمی از ارث برادران و مادران نیمی از ارث پدران را به ارث می‌برند. همچنین به زنان، حق وصیت کردن بر اموال خودشان داده شده‌است و به این مطلب به صراحت در آیه ۱۲ از سوره نساء اشاره شده‌است. در قوانین ارث همچنین به ارث بری برادران و خواهران مادری — که از مادر مشترک و از پدر جدا هستند — پرداخته شده‌است. این حکم منعکس‌کننده روابط مادری در جامعه‌ای است که اساساً یک جامعه پدرسالارانه تلقی می‌شد.[۷۷] با این وجود در فروضی از ارث، زنان برابر یا مردان یا در مواردی بیشتر از مردان سهم الارث دریافت می‌کنند. بر اساس روایاتی اسلامی، حضور در جبهه‌های جهاد، تأمین نفقه زنان و توان‌های مالی اقوام که بر مردان برخلاف زنان واجب است، دلیل تفاوت در سهم الارث عنوان شده‌است.[۷۸] بر اساس قوانین حقوقی ایران، زنان از زمین، که همان عرصه باشد، ارث نمی‌برند؛ اما اخیراً این ماده قانونی مورد بازنگری و تصحیح قرار گرفته‌است تا برابری بیشتری به زنان در این زمینه داده شود.[۷۹] فمینیست‌ها به مسئله تفاوت دیه زن و مرد انتقاد کرده‌اند و آن را مغایر با کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان مصوب ۱۹۷۹ میلادی می‌دانند.[۸۰]

علاوه بر ارث، دیه نیز از مسائل متفاوت بین زن و مرد در شریعت اسلام است.[۸۱] در دیه اعضاء چنانچه دیه زن کمتر از ثلث دیه کامل مرد باشد، دیه زن و مرد برابر است و اما در بیشتر از ثلث، دیه زن به نصف تقلیل می‌یابد.[۸۲] در علت این تفاوت در دیه زن و مرد، منابع اسلامی همچون مبحث ارث، تحمیل هزینه نفقه و مهریه بر عهده مرد را عنوان کرده‌اند. همچنین عنوان شده‌است که بهره‌مندی از دیه بیشتر مرد نسبت به دیه کمتر زن، عموماً به نفع زنان بوده‌است و بهره‌مندی از دیه کمتر زن نسبت به دیه بیشتر مرد، عموماً مورد استفاده مردان قرار می‌گیرد. به این ترتیب دیه بیشتر مرد، بهره‌ای بیشتر برای زنان محسوب می‌شود.[۸۳] بر اساس قوانین کیفری اسلامی، در صورت بریده شدن موی سر مرد، تنها به تشخیص قاضی، هزینه‌ای بابت ضرر وارد شده به مرد دریافت می‌شود اما در مورد بریدن موی سر زن، بنابر فتوای فقها مسلمان، دیه واجب است و باید به اندازه مهرالمثل، دیه پرداخت شود.[۸۴]

قیومیت مردان بر زنان و جواز کتک زدن[ویرایش]

بر اساس آیه ۳۴ سوره نساء، مردان بر زنان برتری داده شده‌اند. برخی از مفسران کلاسیک، این آیه را به معنای حمایت از زنان تفسیر کرده‌اند و بر اساس آن، مرد را موظف به تأمین نیازهای مالی زن در زندگی مشترک دانسته‌اند. در مقابل برخی دیگر این آیه را در اثبات برتری مردان بر زنان در زمینه‌های مذهبی، سیاسی و فکری استفاده کرده‌اند. سید ممتاز علی، از پیشگامان فعال در زمینه زنان هندی، بر این باور است که معنای آیه، برتری زنان بر مردانی است که برای آنها کار می‌کنند. بر اساس تفاسیر فمینیستی، این آیه به بیان یکی از حقوق محول شده به مردان نازل شده‌است و قصد مقایسه زن و مرد را ندارد. بر اساس این تفاسیر، مردان از نظر توانایی آنها بر نان‌آوری برای اهل خانه، خطاب قرار گرفته‌اند. تفاسیر دیگری از این میان، به معنای کلمه قوامون پرداخته و آن را به معنای ایستادگی و استقامت ترجمه کرده‌اند. بر این اساس، مردان مسئولیت اجتماعی، روانی، معنوی و مالی در قبال زنان دارند.[۸۵]

در آیه ۳۴ سوره نساء به صراحت از کتک زدن زنان توسط همسرانشان به عنوان عاملی بازدارنده یاد شده‌است. تفاسیر فمینیستی اسلامی، این آیه را به سبک محمد یوسف علی تفسیر می‌کنند و تأکید دارند که مردان تنها می‌توانند به عنوان آخرین عامل بازدارنده، زنان را به آرامی کتک بزنند.[۸۶] الحبری از مفسرانی که این آیه را به سبک فمینیستی تفسیر کرده‌است، از ماجرای نزول آیه یاد می‌کند که بیانگر محدود کردن حق مردان در عصر اعراب جاهلی نسبت به زدن همسران بوده‌است. الحبری این آیه را در جهت اصلاح تدریجی سنت‌های غلط جاهلی می‌داند. به عقیده او، اکنون که اوضاع جامعه زنان متفاوت شده و با توجه به تغییر فرهنگ جامعه اسلامی، اکنون زدن زنان منسوخ شده‌است و باید حذف این سنت ناصحیح صورت بگیرد. فقها در شیوه و کیفیت ضرب زنان، فتوا داده‌اند که ضرب باید به وسیله مسواک، پارچه یا چیزی شبیه به آنها صورت بگیرد و نباید اثری از ضربه در بدن زن باقی بماند. همچنین ضرب نباید به سمت صورت زن باشد و در حالتی که آسیبی به زن از این ضرب متوجه شود، حق طلاق یا قصاص برای زن ثابت است.[۸۷]

دو زن مالزیایی با حجاب

پوشش زنان[ویرایش]

حجاب یکی از اصطلاحات اسلامی است که به پوشش زنان از منظر شرع پرداخته‌است. این حکم شرعی در کنار حکم شرعی پوشش مردان عنوان شده‌است و از دیدگاه اسلامی، بیش از آنکه به عنوان یک حکم شرعی فردی مورد بررسی قرار بگیرد، به عنوان یک رفتار اجتماعی مورد توجه است. مسئله حجاب، هفت مرتبه در قرآن در سوره‌های اعراف، اسراء، مریم، ص، احزاب، فصلت و شوری مورد اشاره قرار گرفته‌است اما تنها در آیه ۵۳ سوره احزاب، به معنای اصطلاحی حجاب پرداخته شده‌است. از این آیه به جهت استفاده شدن واژه حجاب در آن، آیه حجاب گفته شده‌است. با نزول این آیه بود که دلیل وضع حجاب از جانب شرع، توسط برخی از پژوهشگران مسلمان، حفظ شأن و حرمت پیامبر اسلام و نوعی احترام ویژه به همسران محمد بوده‌است.[۸۸] علاوه برحجاب، به مسئله حیا زن مسلمان نیز در متون دینی از جمله قرآن پرداخته شده‌است و این مقوله برای زنان نسبت به مردان، با جزئیات بیشتری مطرح شده‌است. این احتمال داده شده‌است که این تأکید بیشتر به زنان، یا به جهت تهدیدگری بیشتر جنسیت زنان نسبت به مردان یا به جهت نیازمندی به راهنمایی بیشتر زنان برای حفظ عفت خود بوده‌است. با این وجود، ممتاز علی معتقد است که حجاب تنها در یک آیه مورد اشاره قرار گرفته‌است و از همین رو، تأکید قرآن بر حیا بوده‌است.[۸۹]

تا پیش از سال پنجم ه‍. ق، حکم حجاب از جانب محمد ابلاغ نشده بود، هرچند پیش از آن، زنان از تبرج به شیوه جاهلیت منع شده بودند. پس از وضع قانون حجاب و بر اساس آیه ۵۹ سوره احزاب، زنان مسلمان برای بازشناخته شدن از کنیزان که همواره مورد تعرض افراد لاابالی قرار می‌گرفتند، از پوشش «جلباب» استفاده می‌کردند. در مقابل این اعتقاد، گروهی از مفسران همچون طبرسی، فخررازی و طباطبایی، منظور از آیه را تمایز زنان عفیف از غیر عفیف عنوان کرده‌اند. عدم الزام‌آور بودن این آیه در خصوص حجاب از جانب برخی از فقیهان چون جوادی آملی و مؤمن قمی مطرح شده‌است که تنها نماینگر آزاد بودن زن در مقابل کنیز بودنش بوده‌است و شاید دلیل استقبال زنان مدینه از این حکم، به همین جهت بوده‌است. آیه ۳۱ سوره نور، دیگر آیه‌ایست که حجاب را بر تمام زنان واجب کرده‌است.[۹۰]

مسئله رعایت حجاب در برابر مردان نامحرم از جانب زن مسلمان، مورد توافق تمام فرقه‌های اسلامی است اما در حدود لازم آن، اختلاف‌هایی گزارش شده‌است. با این حال بیشتر فقهای شیعه و سنی، پوشاندن تمام بدن جز صورت و دست‌ها را واجب دانسته‌اند. با این وجود برخی منابع فقهی، از اختلاف در وجوب پوشاندن صورت و دست‌های زن سخن به میان آورده‌اند.[۹۱] روث رودد دلیل این اختلاف‌های فقهی را ابهام در حدود حجاب در قرآن می‌داند.[۹۲] بر اساس آنچه فقهای مسلمان در آثار فقهی منتشر کرده‌اند، حد رعایت حجاب از جانب کنیز با حد حجاب از جانب زن آزاد متفاوت است. همچنین بر اساس روایاتی، نسبت به حجاب زنان سالخورده، سهل‌گیری‌هایی صورت گرفته‌است. بر این اساس زنان سالخورده و کنیزان این اجازه را دارند تا روسری از سر برداشته و بخشی از مواضع بدن را که عادتاً بیرون و نمایان است، آشکار نمایند. مطهری، نویسنده مسلمان بر این باور است که حکم وجوب حجاب، ناشی از اختلاف جنسیتی زن و مرد وضع شده‌است.[۹۳]

آنطور که دانشنامه جهان اسلام از منابع فقهی شیعه گزارش می‌کند، فقیهان حجاب را مانع فعالیت‌های زنان مسلمان در اموری چون اشتغال و تحصیل نمی‌دانند و بین این دو منافاتی را متذکر نشده‌اند. از مسائل دیگر در زمینه حجاب زنان مسلمان، اجباری بودن آن توسط حکومت‌های مسلمان است. موافقان اجباری بودن حجاب، به پیامدهای اجتماعی و حکم شرعی بودن حجاب و لزوم توجه حاکمان مسلمان به این دو پدیده اشاره دارند و در مقابل، مخالفان حجاب اجباری، به عدم سابقه چنین رویکردی در حکومت پیامبر اسلام اشاره دارند. در دانشنامه جهان اسلام به جریان‌هایی اشاره شده‌است که با نفوذ از جوامع غربی غیراسلامی به کشورهای مسلمان، در حوزه حجاب، اقدام به فعالیت‌های تبلیغاتی فراوانی بر ضد حجاب کردند. با این وجود گزارش شده‌است که بسیاری از زنان مسلمان، حجاب را نماد مقاوت زنان در برابر فرهنگ تحمیل‌شده به جهان اسلام می‌دانند و حجاب در باور زنان مسلمان ساکن کشورهای غربی، نماد دین‌داری، اسلام‌گرایی، سازگاری آموزه‌های اسلام با دنیای مدرن و نفی فرهنگ غرب است.[۹۴]

تصدی منصب قضاوت، افتاء و شهادت[ویرایش]

زنان بر خلاف مردان در شریعت اسلام از تصدی بر منصب قضاوت منع شده‌اند.[۹۵] با این وجود، در میان فقهای شیعه، برخی به جواز قضاوت و افتاء (مرجع تقلید بودن) زنان حکم داده‌اند. همچنین کسانی چون مقدس اردبیلی و محمدحسن مظفر به عدم اجماع در شرط مردانگی مرجع تقلید و قاضی، تصریح داشته‌اند و شیخ طوسی نیز با وجود گزارش اجماع‌های شیعه، به اجماعی در این خصوص اشاره ندارد.[۹۶] بنابراین بر دیدگاه جمعی از فقهای شیعه، زنان پس از گذراند مراحل علمی و کسب درجه اجتهاد، می‌توانند و بلکه باید از اجتهاد خود برای کسب حکم شرعی استفاده کنند و حق تقلید ندارند.[۹۷] در این بین، فرقه خوارج و محمد بن جریر طبری، بر این باورند که زنان می‌توانند همانند مردان منصب قضا را عهده‌دار شوند. پیروان فقه حنفی نیز به قبول قضاوت زنان در اموری که شهادتشان پذیرفته می‌شود — اموری به جز حدود و دماء که موجب قصاص و حد می‌شوند — قبول کرده‌اند. این دیدگاه امروزه طرفدارانی ندارد. در مقابل این دیدگاه‌ها، باقی فرقه‌های اسلامی، قضاوت زن را مردود دانسته‌اند.[۹۸] امروزه در کشورهای اسلامی جز تونس و مالزی، زنان از تصدی منصب قضاوت منع می‌شوند.[۹۹]

مسئله شهادت دادن زنان در اسلام مورد اختلاف‌نظر است. برخی حقوق‌دانان، شهادت زنان در برخی موارد غیرقابل قبول دانسته‌اند. در موارد دیگر، شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است.[۱۰۰] بر اساس دلیلی که در آیه ۱۰۶ سوره مائده آمده‌است، شهادت زنان همچون مردان قابل اعتماد است اما حافظه آنان به اندازه مردان دقیق نیست. در این آیه دلیل جایگزینی شهادت دو زن در مقابل شهادت یک مرد، آمده‌است که تا اگر یکی از شاهدان چیزی را فراموش کرد، شاهد دیگر به او یادآوری کند. با این وجود ممتاز علی بر این باور است که برتری شهادت مردان بر زنان، تنها مربوط به امور تجاری بوده‌است که مردان عرب نسبت به زنان، آشنایی بیشتری در آن داشته‌اند.[۱۰۱] صانعی از مراجع تقلید شیعه نیز سخنی به مانند ممتاز علی دارد و مدعی است که آیه ۲۸۲ سوره بقره، در امور مالی نازل شده‌است و به جهت جنسیت زنان، حکم متفاوتی نسبت به آنها داده نشده‌است؛ بلکه این تفاوت ناشی از خصوصیتی عارضی — سر و کار نداشتن زنان با امور مالی خصوصا در عصر نزول آیه — بوده‌است. طبق روایتی از علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان دوازده‌امامی، شهادت زنان در طلاق به جهت جرأت و علاقه آنها به طلاق و شهادتشان در رویت هلال ماه، به جهت ضعفشان در تشخیص و رویت، مردود است. با این وجود، در پذیرش شهادت زنان در طلاق، اختلاف فقهی در میان فقیهان شیعه گزارش شده‌است. بر اساس روایتی از جعفر صادق، امام ششم شیعیان دوازده‌امامی، در منابع روایی شیعه، زنانی که اهل عفاف و از مخاصمه دوری می‌گزینند، می‌توانند همچون مردان شهادتشان را پذیرفت. بر اساس این روایت و سایر روایات در فقه شیعی، شهادت زنان با پیش شرط عدالت شاهد، قابل پذیرش است. در این میان، گروهی از فقیهان همچون فاضل هندی، شهادت زنان را به‌طور کل غیرشرعی می‌دانند که این نظر با انتقادهایی نیز همراه بوده‌است.[۱۰۲] بر اساس گزارش فرهنگ فقه فارسی، زن برزه — زنی که برای تأمین زندگی به خارج از منزل می‌آید — لازم است تا همچون مردان، پس از درخواست قاضی برای ادای شهادت یا حضور برای طرح ادعا و دفاع از خود به محکمه برود، اما زن مخدره — زنی که خانه نشین است — اجباری برای حضورش در محکمه وجود ندارد و قاضی می‌تواند فرد موثقی را به نزد او بفرستد تا در نزد او شهادت یا قسم ادا شود و زن در محضر او از خود دفاع کند.[۱۰۳]

تعدد زوجات، عقد موقت و مسائل جنسی[ویرایش]

یکی از حقوقی که اسلام برای مردان در نظر گرفته‌است، مسئله تعدد زوجات است. به این مسئله در قرآن به صورت صریح اشاره شده‌است و مردان مسلمان با شرط رعایت تساوی در رفتار بین همسرانشان، اجازه پیدا کرده‌اند تا چهار همسر به صورت همزمان داشته باشند.[۱۰۴][۱۰۵] در آیه دیگری از قرآن تصریح شده‌است که رعایت عدالت بین همسران — ترجیح ندادن یکی بر دیگری — عملاً غیرممکن است و به مردان توصیه شده‌است تا از هیچ‌یک از همسران خود غافل نشود. این حکم چنین تفسیر می‌شد که مرد باید برای تمام همسران خود، مسکن، غذا و لباس به صورتی مساوی تهیه کند و توجه جنسی خود را به آنها، به صورت مساوی تقسیم کند. ممتاز علی با اشاره به محال بودن تحقق شرط عدالت بین همسران، تعدد زوجات را نیز منتفی می‌داند.[۱۰۶] با وجود اینکه در اسلام به تعدد زوجات مردان اجازه داده شده‌است، اما زنان انتخاب کننده شوهران آینده خود بودند و این حق انتخاب، سابقا در عرب جاهلی از آن منع می‌شدند.[۱۰۷] حیفا جعفر بر این باور است که اسلام با تعدد زوجات مخالف بود اما با توجه به فرهنگ مرسوم عربستان پیش از اسلام، با اکراه به مردان اجازه داد تا چهار همسر داشته باشند.[۱۰۸] برخی منابع اسلامی در پاسخ به انتقادها به تضییع حق زنان در مسئله تعدد زوجات، مدعی شده‌اند که تعدد زوجات در جوامعی که تعداد زنان بیش از مردان بوده‌اند، به نوعی حمایت از حقوق زنان بوده‌است. همچنین این منابع مدعی شده‌اند که اسلام با وضع قوانین دیگری، از زنانی که به همسری یک فرد درآمده‌اند، دفاع کرده‌است.[۱۰۹] به عقیده نصر، با وجود آنکه مسیحیان یکی از منتقدان تعدد زوجات در قوانین اسلامی هستند، اما با وجود جریان قانون تک همسری در غرب مسیحی و با توجه به منع شرعی رابطه خارج از ازدواج در مسیحیت و اسلام، تعداد روابط خارج از ازدواج در جوامع غربی مسیحی بیشتر از جوامع اسلامی است و بنابراین نسبت بی‌بند و باری جنسی به قانون تعدد زوجات مسلمانان، صحیح نیست.[۱۱۰]

بر اساس آموزش‌های اسلامی، مردان می‌توانند علاوه بر همسران دائم خود، در قبال پرداخت اجرت با زنی دیگر برای رابطه جنسی، عقد ببندد. این مسئله که به عنوان ازدواج موقت یا متعه شناخته می‌شود، موجب گفتگوهای مفصلی در حوزه این حکم شرعی شده‌است. در میان فرقه‌های اسلامی، شیعیان این حکم را تا به امروز صحیح و قابل اجرا می‌دانند در حالی که اهل سنت، این حکم را به واسطه آیاتی از قرآن، منسوخ دانسته‌اند. اهل سنت بر این باورند که محمد در شرایط به‌خصوصی که در دوران او صورت می‌گرفت، به مردانی که مدت زیادی از همسران خود دور بودند، اجازه چنین اقدامی را می‌داد. این استدلال بعدها توسط عمر بن خطاب مطرح شد و ممنوعیت این حکم را دربرداشت. این مسئله از مهمترین مسائل اختلافی بین شیعه و سنی مطرح شده‌است. بر اساس آموزه‌های اسلامی، برای این حکم، هیچ محدودیتی برای مردان وضع نشده‌است.[۱۱۱]

روابط جنسی در اسلام، به عنوان یک امر مذهبی قلمداد می‌شود و در چاچوب رابطه زن و شوهری تعریف شده‌است. بر اساس روایتی محمد به یکی از کسانی که از اجر اخروی روابط جنسی حلال متعجب بود گفت: «همانگونه که رابطه جنسی از راه غیرشرعی عقوبت در پی دارد، ارضاء آن از راه شرعی، موجب اجر اخروی است.»[۱۱۲] قرآن در آیه ۲۴ سوره نساء به صراحت از عمل زنا منع کرده‌است.[۱۱۳] همچنین در آموزه‌های اسلامی، از تن‌فروشی زنان نهی شده‌است. دیگر دستوری که در قرآن مورد توجه قرار گرفته‌است، توصیه به مردان است که به درخواست جنسی همسرانشان احترام گذاشته و در صورت عدم آمادگی همسرشان برای روابط جنسی، از رابطه جنسی درگذرند.[۱۱۴] بر اساس قوانین اسلامی، همجنس‌گرایی ممنوع است و به این مطلب در احادیثی از محمد، پرداخته شده‌است. از مسائل جنسی دیگری که در حوزه زنان مورد توجه قرآن و اسلام قرار گرفته‌است، روابط جنسی با کنیزان است. بر این اساس، صاحب کنیز باید شرایط را برای ازدواج کنیز با مرد آزاد یا برده مهیا سازد. قوانین مربوط به ام ولد نیز که در قرآن نیامده‌است، از دیگر مسائل مربوط به زنان کنیز است.[۱۱۵]

احکام معافی[ویرایش]

از میان احکام شرعی، زنان بر خلاف مردان، از برخی احکام شرعی معاف شده‌اند. از این میان می‌توان به عدم وجوب نماز جمعه، نماز عید فطر و نماز عید قربان بر زنان اشاره کرد که بر مردان واجب است. همچنین بر اساس دستورهای دینی، نماز خواندن زن در منزل، بهتر از خواندن نماز در مسجد است. زنان در ایان حیض و نفاس، از انجام نماز و روزه معاف شده‌اند و قضای نماز را نیز لازم نیست اجرا نمایند. برخلاف روزه که باید بعد از پاکی، قضا نمایند. پوشیدن لباس‌های ابریشمی، طلابافت و استفاده از زیورآلات در هنگام نماز برای زنان جایز شمرده شده‌است. همین‌طور زنان در پوشیدن هر لباسی در احرام مراسم حج آزاد هستند. در اعمال حج نیز تخفیف‌هایی به زنان داده شده‌است. عدم وجوب تقصیر — کوتاه کردن موها — عدم استحباب هروله و… از این دست احکام است. بر زنان جهاد واجب نیست. همچنین با وجوب ممنوعیت غنا در اسلام، اما غنای زنان برای مجالس زنانه و دریافت اجرت بابت آن، بلامانع تلقی شده‌است.[۱۱۶] بر اساس فقه اسلامی، زنان در نظام خانواده هیچ مسئولیت مالی ندارند و در پرداخت خون‌بها در جنایت‌های غیرعمد که بر عهده خویشاوندان جنایتکار است، معاف هستند.[۱۱۷] سن بلوغ، دیگر اختلافی است که در احکام اسلامی گزارش شده‌است. در اسلام سن بلوغ برای پسران ۱۵ سال و برای دختران ۹ سال عنوان شده‌است.[۱۱۸] مردان مسلمان در جنگ‌ها، حق تعرض و قتل زنان و کودکان را ندارند. همچنین زنان اهل کتاب، از پرداخت جزیه معاف هستند.[۱۱۹]

زناشویی در اسلام[ویرایش]

مراسم ازدواج یک زوج مسلمان مالزیایی

محمد در طول زندگی خود کوشید تا با رعایت حقوق زنان در زندگی شخصی، موقعیت زنان در خانواده و جامعه را بهبود بخشد. رفتار عادلانه او با همسرانش، تکریم عملی زنان، مذمت رفتارهای عرب جاهلی و توصیه مردان به رعایت حقوق زنان، از اقدامات او برای تحقق این هدف بود.[۱۲۰] تحکیم خانواده و پیوند زناشویی از مهمترین اصلاحات اجتماعی اسلام بود.[۱۲۱]

عشق[ویرایش]

در فرهنگ اسلامی، عشق بین زن و مرد به‌طور ویژه‌ای ستوده می‌شود و ادبیات جهان اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد.[۱۲۲] محمد طی توصیه‌هایی، عشق را قابل توجه دانسته‌است و به محبت نسبت به زنان ترغیب کرده‌است. در روایتی از او آمده است که باید زنان را از عطر مو تا نوک انگشتانشان گرامی داشت و یا آنکه بهترین مردان را کسانی دانسته است که با از نظر همسرانشان بهترین باشند.[۱۲۳]

ازدواج[ویرایش]

ازدواج در قرآن به عنوان یک وضعیت طبیعی در زندگی انسان توصیف شده‌است. بر اساس آموزه‌های اسلام، ازدواج که از آن به عقد نکاح نیز یاد می‌شود، ارتباطی رسمی و قانونی در اسلام است.[۱۲۴] باورهای اسلامی، ازدواج را سر الهی می‌داند که با انگیزه‌های فطری شکل می‌گیرد و هدف اصلی آن رسیدن به آرامش است. در چارچوب اعتقادی اسلام، ازدواج امری مقدس[۱۲۵] و هرگونه رابطه جنسی خارج از آن، ممنوع و گناه است.[۱۲۶] هرچند منابعی از عدم تقدس ازدواج در اسلام برخلاف مسیحیت گزارش کرده‌اند.[۱۲۷] حکم اولیه ازدواج در اسلام، استحباب، ترک آن نیز مکروه و در صورت وجود ترس از وقوع گناه، واجب می‌باشد.[۱۲۸] از شرایط ازدواج، عاقل و بالغ بودن مرد و زن است هرچند غیر بالغان نیز می‌توانند با رضایت قیم‌های خودشان، ازدواج نمایند.[۱۲۹] با این وجود برخی فقها، به شرط رضایت پدر برای ازدواج دختر بالغ معتقدند و این اختلاف در دختر بالغ رشیده بیشتر است.[۱۳۰][۱۳۱] توصیه اسلام برای انتخاب همسر، انتخاب از میان زنان با اصالت خانوادگی، باکره، غیر عقیم، پاکدامن و صاحب جمال است. همچنین تأکید شده‌است که بسنده کردن به زیبایی و ثروت زن برای انتخاب همسری، مکروه است.[۱۳۲] بر اساس قوانین اسلامی، ازدواج با بیش از چهار همسر دائم برای مردان ممنوع است و زنان فقط می‌تواند یک همسر داشته باشند.[۱۳۳] همچنین مرد مسلمان حق ندارد با بیش از دو کنیز، عقد دائم ببندد.[۱۳۴] بر اساس آموزه‌های اسلام، ازدواج با کنیزان، دارای اجر است.[۱۳۵] زن مسلمان حق ازدواج با مردان غیر مسلمان را ندارد ولی مرد مسلمان می‌تواند زنان مسیحی و یهودی نیز ازدواج کند.[۱۳۶]

مراسم ازدواج یک زوج مسلمان در کنار رودخانه‌ای در هند

بنابر نظر مشهور فقهای اسلامی، عقد ازدواج در اسلام با صیغه ایجاب و قبول صورت می‌گیرد و با رضایت باطنی یا معاطات صورت نمی‌پذیرد. همتای هم در دین نیز دیگر شرط ازدواج است و مرد و زن باید هر دو مسلمان باشند. برخی فقها نیز به قدرت مرد برای پرداخت نفقه نیز برای صحت عقد، معتقد هستند. زن و مرد می‌توانند در هنگام عقد شرایطی را برای عقد اعمال کنند که به شروط ضمن عقد مشهور است. در این شرایط لازم است که عدم تعارض و تنافی با شریعت اسلام و مقتضای عقد ازدواج رعایت شود.[۱۳۷] برخی فقهای شیعه چون روح‌الله خمینی، ازدواج دختر در کمتر از ۹ سالگی را نیز جایز می‌دانند اما داشتن رابطه جنسی تا قبل از بلوغ را نهی کرده‌اند. در این خصوص آمده‌است که اگر دختری قبل از ۹ سالگی مورد رابطه جنسی قرار بگیرد و دچار افضاء گردد (ایجاد عارضه جسمی) دیه افضاء که یک دیه کامل است بر گردن مرد خواهد آمد و تا پایان عمر حتی پس از طلاق، نفقه زن بر عهده اوست. با این وجود داشتن سایر لذات جنسی همچون بوسیدن و تفخیض (رابطه جنسی غیر دخولی) برای مرد منع نشده‌است.[۱۳۸] آن دسته از زنانی که ازدواج با آنها از جانب مردها و توسط قران منع شده‌است عبارتند از مادران، خواهران، دختران، عمه و خاله‌ها، دختران برادر و خواهر، مادران و خواهران رضاعی، مادران و دختران همسر و جمع میان دو خواهر.[۱۳۹] بر اساس فقه شیعه، از مواردی که ازدواج مرد با زن، ممنوع است، می‌توان به ازدواج با محارم همچون مادر، خواهر، خاله، عمه، دختر خواهر یا برادر و که برای مردان مَحرَم هستند و همچون پدر، برادر، عمو، دایی و پسر خواهر یا برادر که برای محرم به حساب می‌آیند. این گروه را محارم نسبی گویند. اما از میان محارم سببی که به واسطه ازدواج به زن یا مرد محرم می‌شوند می‌توان به پدر و فرزندان شوهر از زنی دیگر برای زن و مادر و فرزندان زن از مردی دیگر اشاره کرد که ازدواج با این دسته بعد از ازدواج با همسر، حرام و ممنوع است. همچنین مادر رضاعی — زنی که به واسطه دادن شیر بر کودک شیرخوار به او محرم می‌شود — نیز در زمره محارم سببی است و ازدواج با او ممنوع است. بر مبنای فقه شیعی، ازدواج با دو خواهر به صورت همزمان نیز ممنوع است. همچنین مرد برای ازدواج با دختر خواهر یا برادر زوجه، باید از او رضایت کسب کند در غیر این صورت ازدواج باطل و ممنوع است. در فقه شیعه، برخی از عوامل به عنوان حرمت ابدی برای ازدواج یاد شده‌است که با شرایطی، موجب ممنوعیت دائم ازدواج با برخی زنان می‌شود. از این میان، می‌توان به زنا، لواط، ازدواج در حال عده، احصان، احرام، لعان، قذف و کفر اشاره کرد.[۱۴۰]

مهریه و نفقه[ویرایش]

صفحه‌ای از یک عقدنامه نکاح مربوط به ۱۲۹۱ ه.ق که خطبه‌ی مشهور پیش از عقد را به خط ثلث در بردارد و بر کاغذی طلاکوب طراحی شده‌است.

زنان در هنگام ازدواج، از حق دریافت مهریه برخوردار هستند. هرچند بخشیدن بخش یا تمام مهریه به شوهر نیز از اخیارات زن در احکام شرعی تلقی شده‌است.[۱۴۱] در پیمان زناشویی، از مرد انتظار می‌رود هدیه‌ای را با عنوان مهریه به زن ببخشد و حتی پس از طلاق نیز به ملیکت زن در می‌آید.[۱۴۲] این واژه در قرآن با عبارت «صداق» به‌کار رفته‌است.[۱۴۳] مهریه در اسلام یکی از نشانه‌های صداقت مرد در علاقه‌مندی به همسر است و عاملی برای تحکیم خانواده است.[۱۴۴] در مورد میزان مهریه در منابع اسلامی سخنی به میان نیامده‌است و مبلغ مهریه با توافق دو طرف تعیین می‌گردد؛ هرچند این شریعت اسلام، این توصیه شده‌است که مهریه خیلی کم یا خیلی زیاد نباشد.[۱۴۵] بر اساس روایاتی در منابع اسلامی، مهریه کم مستحب و مهریه زیاد کراهت دارد.[۱۴۶] بر اساس دیدگاه شیعی، مهریه شرط تحقق ازدواج دائم نیست و تنها در ازدواج موقت، شرط تحقق عقد قرار گرفته‌است.[۱۴۷] با این وجود در خلاصه دانشنامه اسلام آمده‌است که فرقه‌هایی از مسلمانان، مهریه را شرط تحقق عقد می‌دانند. در قوانین اسلامی آمده‌است که پس از طلاق، اگر زن مدخوله باشد، تمام مهریه و اگر غیر مدخوله باشد نصف مهریه را مالک خواهد شد.[۱۴۸] بر اساس آموزه‌های اسلام، مهریه به زن تعلق دارد و پدر و مادر عروس بهره‌ای از آن نخواهند برد.[۱۴۹] یکی از حقوقی که در زمینه ازدواج به زنان داده شده‌است، حقی مشهور به حق حبس است که بر اساس آن، زن می‌تواند تا پیش از پرداخت کامل مهریه‌اش، از وظایف زناشویی خود امتناع بورزد. همچنین تهیه جهیزیه و مایحتاج زندگی، از لحاظ حقوقی برعهده مرد است. همچنان از لحاظ حقوقی، زن می‌تواند برای انجام امور خانه در منزل شوهر، از همسرش هزینه و اجرت دریافت کند. حتی زن می‌تواند برای عمل شیر دادن به فرزندش، از شوهر تقاضای اجرت کند.[۱۵۰]

از دیدگاه اسلام، تامین هزینه‌های زندگی زناشوئی برعهده مرد است و بر مرد لازم است تا هزینه‌های زندگی را که اصطلاحا نفقه نام دارد، به زن بپردازد. حق نفقه مادامی که بر زوجه، حکم ناشزه — زنی که حقوق ناشی از ازدواج را نسبت به شوهر رعایت نکند — بر زن صادق نباشد، لازم الپرداخت است. اصطلاح نفقه، یک واژه عرفی است و میزان آن نیز بر طبق عرف، مکان و زمان معین می‌شود. بر اساس فقه اسلامی، زن مالک نفقه است و شوهر نمی‌تواند مبلغ نفقه را از او بازپس بگیرد. بر اساس قوانین حقوقی در اسلام، زنانی که به واسطه شرایط بد محل زندگی، بیماری خود و یا بیماری شوهر، از شوهر خود تمکین نمی‌کنند ناشزه شناخته نمی‌شوند و نفقه به آنها تعلق می‌گیرد. نفقه اعم از هزینه خوراک، پوشاک و اثاث منزل است تا جایی که نیازهای همسر با توجه به توانایی شوهر برطرف گردد. از قوانین حقوقی اسلام، امکان طلب نفقه معوقه است که بر این اساس زن می‌تواند نفقه‌های گذشته که از جانب شوهر پرداخت نشده‌است را مطالبه نماید. زن می‌تواند نفقه خود را به صورت نقدی و روزانه دریافت کرده و یا آنکه به واسطه زندگی در خانه مرد و استفاده از طعام و سایر امتیازات زندگی عرفی در آنجا، جایگزین نفقه بهره ببرد.[۱۵۱]

زندگی مشترک[ویرایش]

بر اساس آموزه‌های اسلام، زن و مرد در کنار هم نقشی تکمیلی دارند و هیچ‌کدام به صورت فرعی تلقی نشده‌اند. همچنین مرد از محول کردن کارهای سخت به زن خودیش در زندگی مشترک نهی شده به محبت و تکریم همسرش، موظف گردیده‌است. جلب رضایت همسر از جانب شوهر در اسلام، امری مستحب به‌حساب می‌آید. در آموزه‌های اسلام کمک کردن به همسر توسط مرد، امری نیکو شمرده شده‌است و در مقابل خدمات زن در خانه، توصیه شده‌است که مانع فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان نشود. زنان در اسلام به مدارا و سازش با همسرانشان فراخوانده شده‌اند.[۱۵۲] قرآن زن و شوهر را به مانند لباس یکدیگر تشبیه می‌کند که نمادی برای پوشاندن عیوب یکدیگر هستند. همچنین از این تعبیر قرآنی برای نزدیک بودن زن و شوهر به یکدیگر، به مانند لباس که به تن نزدیکترین چیزها می‌باشد یاد شده‌است.[۱۵۳] بر اساس آموزههای اسلام، زن و مرد باید برای ارضای جنسی همدیگر تلاش کنند و به مردان توصیه شده‌است نسبت به زنان مهربان باشند.[۱۵۴] زنان با ظهور اسلام، از حقوق ویژه‌ای در طول زندگی مشترک برخوردار شدند. از این میان می‌توان به مصونیت آنان از طلاق در حین بارداری و شیردهی یاد کرد.[۱۵۵] حق داشتن فرزند، از اختیارات زنان در اسلام است. بر این اساس اگر زنی قصد داشتن فرزند کند، مرد حق ممانعت ندارد و برای اینکه در هنگام رابطه جنسی، از بارداری زن جلوگیری کند، موظف به پرداخت دیه نطفه به زن خواهد شد؛ بنابراین زن می‌تواند همسر را به داشتن فرزند الزام کند.[۱۵۶] محمد نیز در تعالیمش از عبادات‌هایی چون اجر برای نگاه محبت‌آمیز زن و شوهر به یکدیگر یاد کرده‌است.[۱۵۷]

طلاق[ویرایش]

طلاق در لغت به معنای رهایی و خلاصی است و در اصطلاح اسلامی، به معنای باز کردن گره ناشی از عقد نکاح و رها کردن زن از قید و بند ازدواج توصیف شده‌است. طلاق در اسلام، از جهت مبغوض و منفور بودن نزد مسلمانان و عدم آن در سنت اعراب جاهلی متفاوت دانسته شده‌است.[۱۵۸] از پیامبر اسلام روایت شده‌است که طلاق منفورترین حلال است[۱۵۹][۱۶۰] و بر این اساس قرآن به مردان مسلمان سفارش می‌کند که از طلاق همسرانشان خودداری ورزند؛ و سازش را بهتر دانسته‌است.[۱۶۱] با ظهور اسلام، مسائله طلاق زنان که تا پیش از آن امری آسان تلقی می‌شد را برای رفاه بیشتر زن و فرزندان بهبود بخشید.[۱۶۲]

تعالیم اسلامی، برخی از انواع طلاق که در فرهنگ جاهلیت مرسوم بود را منسوخ اعلام کرد و برخی دیگر را با تغییراتی، تأیید کرد. طلاق رجعی از انواع طلاق اسلامی است که در سنت جاهلیت نیز مرسوم بوده‌است. در این نوع طلاق، نداشتن علاقه به ادامه زناشویی از جانب مرد است و بر او لازم است تا مهریه را به‌طور کامل پرداخت کند و تا ایام عده، هزینه‌های زن را بپردازد. در این نوع طلاق، مرد حق رجوع بر زن خود را دارد و با رجوع، طلاق ملغی می‌شود. تعداد طلاق و رجوع در اسلام، محدود به دو مرتبه شده‌است و پس از طلاق مرتبه سوم، دیگر رجوع معتبر نیست و برای رجوع نیاز به محلل — ازدواج زن با مردی دیگر و طلاق از او — لازم دانسته شده‌است. نوع دیگر طلاق در اسلام، طلاق بائن است که حق رجوع در آن وجود ندارد. طلاق زنی که با او رابطه جنسی برقرار نشده‌است، طلاق زن یائسه، طلاق زنی که حیض نمی‌بیند و طلاق خلع از جمله طلاق‌های بائن برشمرده شده‌است. طلاق خلع نیز از طلاق‌های مرسوم عرب جاهلی بود که در اسلام تأیید شد، بر این اساس، زن در صورت عدم علاقه به ادامه زناشوئی، با پرداخت مالی — همچون بخشیدن مهریه — رضایت شوهر را برای طلاق کسب می‌کند. این نوع طلاق از جنبه اقتصادی برای زن، مناسب نیست.[۱۶۳] طلاق ظهار، عضل و ایلاء از طلاق‌های مرسوم جاهلیت بود که اسلام آنها را به‌طور کامل منع کرد.[۱۶۴] بر اساس فقه شیعی، عقد ازدواج موقت به طلاق نیازی ندارد و تنها از جانب مرد فسخ می‌شود.[۱۶۵]

طلاق از اختیارات مخصوص مرد در اسلام است و مرد با توجه به حق طلاقی که از جانب شرع دارد، می‌تواند زن خود را در حضور دو شاهد، بدون تشریفات رسمی، طلاق دهد. بر اساس دستورهای قرآنی، طلاق تا بعد از کامل شدن سه دوره حیض زن، کامل نخواهد شد. در طول این مدت — که اصطلاحاً عده نام دارد — زن باید در خانه شوهر باقی بماند و شوهر نیز موظف به تأمین مخارج اوست. هدف از این حکم، دادن فرصت انصراف به شوهر و اطمینان از عدم بارداری زن است. در صورت حامله بودن زوجه، تکمیل فرایند طلاق تا پس از زایمان، به تعویق می‌افتد.[۱۶۶] مساله عده از احکام خاص زنان است و مردان پس از طلاق، می‌توانند بدون فاصله ازدواج نمایند.[۱۶۷] بر اساس قوانین اسلامی، زن حق انصراف از طلاق همسرش را بیش از سه مرتبه ندارد و در مرتبه سوم، زن باید به عقد مرد دیگری درآید و پس از طلاق از او، می‌تواند مجدد با همسر سابق ازدواج نماید.[۱۶۸] زنان اگر در عقدنامه آنها شرط طلاق را داشته باشند، می‌توانند مستقلاً اقدام به طلاق نمایند و در غیر این صورت برای اقدام به طلاق، به دادگاه‌های شرع مراجعه می‌کنند.[۱۶۹] این امتیاز، از مواردی است که بیشتر زنان مسلمان از آن اطلاع ندارند.[۱۷۰] در خصوص حکم طلاق بین شیعه و سنی در خصوص لزوم شاهد در هنگام صیغه طلاق، اختلاف گزارش شده‌است و شیعیان شاهد را الزامی و از شرایط طلاق و در مقابل، اهل سنت آن را غیر ضروری دانسته‌اند.[۱۷۱] در تعالیم اسلامی، مرد نمی‌تواند برای محروم کردن همسرش از ارث، او را طلاق دهد و همچنین نمی‌تواند برای تصاحب اموال او، به او تهمت فحشا بزند.[۱۷۲] همچنین در قرآن از رها کردن زن بدون پرداخت مهریه و از نگه‌داشتن زن طلاق داده شده برای آزارش منع صورت گرفته‌است.[۱۷۳]

از آنجا که حق طلاق به صورت پیش‌فرض در شریعت اسلام به مرد محول شده‌است، اما زن نیز می‌تواند در شرایطی، صاحب حق طلاق باشد. از جمله آنکه در امر طلاق از شوهر وکالت کسب کند یا آنکه بتواند در عسر و حرج بودنش را نزد قاضی به اثبات برساند.[۱۷۴] همچنین زن می‌تواند عقد ازدواج را با نقض یکی از شرایط آن، در یک دادگاه باطل نماید. برای مثال، اگر شوهری برای مدت طولانی، قادر به برقراری رابطه جنسی با همسر خود نباشد، با توجه به یکی از شرایط اصلی بودن این بند در ازدواج، زن قادر به فسخ قرارداد ازدواج است. این امتیاز برای هر دو طرف زن و مرد صادق است.[۱۷۵] بر مبنای قانون حقوقی ایران، حتی اگر مرد پس از عقد دچار بیماری در مورد روابط جنسی بشود و نتواند رابطه برقرار کند، حق فسخ عقد برای زن محفوظ است. در مقابل این حکم، عیوبی که برای زن بعد از عقد پیش بیاید که مانع رابطه جنسی یا یکی از ملزومات عقد ازدواج بشود، مرد حق فسخ عقد را ندارد.[۱۷۶] از دیگر دلایل طلاق که زن می‌تواند در دادگاه اقامه نماید، بدرفتاری شوهر، ترک خدمت و یا عدم حمایت از زن می‌باشد.[۱۷۷]

جایگاه زن مسلمان در خانواده[ویرایش]

با ظهور قرآن در عصر جاهلیت، «خانواده» جایگزین «قبیله» به عنوان واحد اساسی جامعه عربی شد و به عقیده اندیشمندان مسلمان، این یکی از بزرگترین نوآوری‌های اسلام بود[۱۷۸] و امروزه خانواده هنوز نهاد اصلی سامانهٔ اجتماعی در جهان اسلام است. خانواده در اسلام از بنیادی‌ترین نهادهای جامعه دانسته شده‌است و هر خانواده، سلولی از پیکره اجتماع توصیف می‌شود. الزام به محترم دانستن قراردادهای خانوادگی از سوی «زوجین»، «قانون» و «جامعه» از تاکیدات اسلام است. از جمله عوامل ماندگاری خانواده در اسلام، تدین و محبت عنوان شده‌است.[۱۷۹] مانند بسیاری از جوامع دیگر، خانواده در کشورهای دارای اکثریت مسلمان فقط به مدل هسته‌ای متشکل از والدین و فرزندان محدود نمی‌شود، بلکه در عوض معمولاً از یک شبکه بزرگتر شامل پدربزرگ، مادربزرگ، عمه، خاله، دایی، عمو و فرزندان آنان تشکیل شده‌است.[۱۸۰]

اسلام در ترسیم جایگاه زنان در خانوده، آنها را امانت الهی، مظهر زیبایی، محبوبیت، بی‌نیازی، مظهر ظرافت و حساسیت و نقطه اتکاء در مسائل روحی و معنوی معرفی می‌کند و از زن به عنوان عنصر اصلی تشکیل خانواده یاد می‌کند. بر اساس آموزه‌های اسلامی، زنان نسبت به مردان پیچیدگی بیشتری از نظر ذهنی و عاطفی دارند و به آرامش بیشتری در زندگی احتیاج دارند. بر همین اساس مسئولیت‌های خانوادگی زنان نسبت به مسئولیت‌های بیرونی او اولیت داده شده‌است.[۱۸۱] با این وجود زن می‌تواند کار و دریافت دستمزد داشته باشد اما به نوشته سیدحسن نصر، در جامعهٔ اسلامی هرگز چنین تصور نمی‌شود که کار در یک دفتر، اهمیت بیشتری از تربیت فرزندان داشته باشد و دسترسی فرزند به مادر به صورت تمام وقت، ارزش بیشتری از بسیاری از حقوق امروزی دارد.[۱۸۲] علاوه بر آن، اسلام به تساوی میان فرزندان دختر و پسر تأکید دارد و از اختلاف قائل شدن بین آنها نهی کرده‌است. بر اساس روایتی از محمد، پسران نعمت و دختران برکت توصیف شده‌اند.[۱۸۳]

در روایات اسلامی به جایگاه مادر بسیار پرداخته شده‌است.[۱۸۴][۱۸۵] رعایت حقوق والدین از آموزه‌های اساسی اسلام تلقی می‌شود که پس از توحید، مهمترین عمل به‌شمار می‌آید و در این میان به جایگاه مادر توصیه بیشتری شده‌است.[۱۸۶] در روایتی از علی بن موسی الرضا، حق مادر از لازم‌ترین حق‌ها عنوان شده‌است. همچنین در روایتی از محمد، بهشت در زیر پای مادران توصیف شده‌است و در روایتی دیگر، محمد در تشریح حکمی شرعی می‌گوید: «مسلمانان به‌هنگام نماز مستحبی، اگر با فراخوان پدر مواجه شدند حق شکستن نماز را ندارد و در عوض اگر مادر آنها را در هنگام نماز مستحبی فراخواند، موظف به شکستن نماز و پاسخ به مادر هستند.» در روایتی دیگر نیز از محمد منقول است که زنان، رئیسان خانه‌هایشان هستند.[۱۸۷] پیامبر اسلام اظهار داشت اگر زنی در هنگام زایمان بمیرد شهید و پاداش شهادت بهشت است.[۱۸۸] بر اساس آموزه‌های اسلامی، نافرمانی از پدر و مادر از بزرگترین گناهان به‌حساب می‌آید.[۱۸۹]

حضانت و نگهداری از فرزندان[ویرایش]

همین‌طور حقوق کمتر زن نسبت به مرد در مسئله حضانت فرزند از دیگر اختلاف‌های بین احکام زن و مرد است.[۱۹۰] در مورد مسئله حضانت اطفال نیز بر اساس قانون حقوقی ایران، فرزندان دختر یا پسر تا ۷ سالگی تحت سرپرستی مادران قرار دارند و پس از آن حق سرپرستی به پدران تعلق می‌گیرد و در صورت اختلاف بین مادر و پدر در ۷ سالگی، دادگاه مصلحت طفل را سنجیده و ادامه حضانت را به یکی از طرفین پدر یا مادر می‌سپارد.[۱۹۱]

یکی از احکام متفاوت بین زن و مرد در شریعت اسلام، نداشتن ولایت مادر بر فرزند در صورت وجود پدر یا جد پدری است.[۱۹۲] در اسلام فرزندان حتی در ازدواج‌های موقت نیز به رسمیت شناخته می‌شوند و پدر موظف به نگهداری از آنهاست.[۱۹۳] از مسائل حقوقی مربوط به ازدواج، حق ولایت پدر بر دختر باکره است. دختران باکره بدون اجازه پدر حق ازدواج ندارند و پدر نیز نمی‌تواند بدون رضایت دختر، او را به عقد کسی درآورد. همچنین در صورتی که پدر در مخالفتش با ازدواج دختر باکره‌اش دلیل موجه‌ای اقامه نکند، حق ولایتش ساقط خواهد شد.[۱۹۴] اگر مرد و زنی در خصوص همسری یکدیگر دچار اختلاف باشند، احکام زوجیت بر مدعی ازدواج بار می‌شود. همچنین اگر کسی مدعی ازدواج با زنی باشد که به عقد مرد دیگری درآمده باشد، ادعایش معتبر نیست تا آنکه اقامه بینه کند.[۱۹۵]

خشونت طالبان در افغانستان علیه زنی که در ملاء عام برقع از سر برداشته است.

خشونت خانگی[ویرایش]

خشونت خانگی به معنای اعمال خشونت بین دو فرد که رابطه خانوادگی یا صمیمی با هم داشته‌باشند گفته می‌شود که اعم از پرخاشگری، حمله‌های فیزیکی، روحی و روانی و اقتصادی است. این نوع خشونت بین زن و مرد، برادر و خواهر، والدین و فرزندان صورت می‌گیرد. امروزه در کشورهای عربی مسلمان خشونت‌های خانگی بیشتر به شکل اخراج همسران از خانه، ازدواج‌های اجباری و قتل‌های ناموسی نمایان می‌شود.[۱۹۶] اما در خصوص خشونت خانگی در کشورهای فارسی‌زبانی چون ایران و افغانستان، اطلاعات و آمار مشخصی منتشر نشده و تحقیقی صورت نگرفته‌است. در افغانستان با وجود جنگ‌های داخلی و افزایش فقر و آوارگی، گزارش سازمان‌های غیردولتی نشان از افزایش خشونت‌های خانگی دارد. بر اساس گزارشی که در سال ۱۹۹۵ در ایران منتشر شده‌است، ۸۵ درصد از خشونت‌های خانگی در ایران، توسط مردان و ۱۵ درصد توسط زنان صورت می‌گیرد.[۱۹۷]

زندگی دینی زنان مسلمان[ویرایش]

از منظر اسلام، وظایف و مسئولیت‌های شرعی و فردی زن و مرد یکسان ترسیم و پاداش و و مجازات آن‌ها در آخرت برابر دانسته شده‌است. در موضوع زندگی دینی، اسلام از برابری زن و مرد سخن گفته‌است؛ این مسئله در آیه ۳۳ سوره احزاب مورد اشاره قرار گرفته‌است. در پایان این آیه آمده‌است: «خدا برای همه ایشان (اعم از زنان و مردان) آمرزش و پاداش بزرگ فراهم ساخته‌است.»[۱۹۸]

تفکیک جنسیتی[ویرایش]

در موضوع تفکیک جنسیتی، اسلام قانون محرم و نامحرم را وضع کرده‌است.[۱۹۹] در مورد این حکم، دو رویکرد سختگیرانه و سهل‌گیرانه وجود دارد. بر اساس دیدگاه سخت‌گیرانه؛ هرنوع ارتباط بین زن و مرد جز در موارد ضروری ممنوع است و به جهت خطرناک بودن این رابطه، عقل حکم می‌کند که این دو جنس از همدیگر دور باشند. این دیدگاه بر این باور است که ارتباط این دو جنس می‌تواند سبب جرقه‌هایی بشود که کنترل آنها از دست دو طرف خارج باشد. معتقدان به این رویکرد، از روایت‌هایی برای اثبات مدعی خود استفاده می‌کنند که در آنها زنان و مردان را به جدایی از هم توصیه کرده‌است. در نقطه مقبل، رویکرد سهل‌گیرانه بر این باور است که تفکیک جنسیتی و ایجاد محدودیت یا ممنوعیت ارتباط بین زن و مرد، باعث برانگیخته شدن حساسیت، افزایش التهاب و اشتیاق به جنس مخالف می‌شود. دیدگاه سومی که این دو دیدگاه را افراطی و تفریطی خوانده‌است، بر این باور است که ارتباط زن و مرد نه باید آنچنان سختگیرانه باشد و آن چنان سهل‌گیرانه. با این وجود، ارتباط میان زن و مرد در اسلام در حالت عادی جایز شمرده شده‌است. بر اساس آموزه‌های اسلامی، روابط زن و مرد باید به گونه‌ای باشد که تمتعات جنسی در آن نقشی نداشته باشد.[۲۰۰] تاکید به فراهم آوردن فضای رقابتی در بین پسران، یاد دادن اصول خانه‌داری به دختران و ممنوعیت مردان و زنان از تشبه به همدیگر در پوشش و برشمردن وظایف مشخص هر کدام و... همگی از تدابیر اسلام برای تشریع و رسمیت‌یافتن این تفکیک جنسیتی است. طباطبایی از اندیشمندان مسلمان بر این باور است که این تفکیک جنسیتی، ناشی از تفاوت‌های فیزیولوژیک زن و مرد است.[۲۰۱] به گزارش دانشنامه زنان و اسلام، این احتمال داده شده‌است که تفکیک جنسیتی در اسلام، برای جلوگیری از تضعیف حقوق گروه ضعیف اعم از یتیمان، فقیران، زنان و اسیران در جامعه مردسالارانه مکه در صدر اسلام بود که توسط حاکمانی قدرتمند از جهت قدرت و ثروت اداره می‌شد.[۲۰۲]

در آموزه‌های اسلامی، مکان عمومی و خصوصی تعریفی ویژه دارد و بسته به افراد حاضر در آن مکان، تعریف می‌شود. برای نمونه، خانه برای یک زن در صورتی که محارم در آن باشند، یک مکان خصوصی است؛ اما اگر مردی نامحرم به خانه وارد شود،‌بخشی از خانه مکان عمومی تلقی می‌گردد. این دیدگاه، بر سبک زندگی و معماری خانه‌ها نیز تاثیر گذاشته است به گونه‌ای که بخش‌هایی در خانه‌ها به صورت عمومی تعریف می‌شدند و مردان محرم در خانه می‌توانستند با مردان نامحرم تعاملات خود را در آن ناحیه از منزل داشته باشند. این جداسازی در خانه، در منازل فقرا بیشتر با پرده صورت می‌گرفت.[۲۰۳] در باور حنبلی‌ها، حضور زن خارج از منزل، به شدت نهی شده‌است. ابن جوزی در این خصوص زنان را توصیه به ماندن در خانه می‌کند. از احکام خروج زنان در اسلام حنبلی، گرفتن اذن شوهر برای خروج از منزل، راه رفتن از کنار و نه وسط جاده‌ها و منع از پوشیدن لباس‌های جذاب است. به عقیده سنبل این قوانین شرعی مخالف با گزارش‌های تاریخی از حضور زنان در نماز و مساجد، حضور در جنگ‌ها و بیان نظراتشان با صدای بلند در صدر اسلام است.[۲۰۴]

قیامت و آخرالزمان[ویرایش]

بر اساس گزارش منابع روایی شیعه، پنجاه نفر از سیصد و سیزده نفر یاران مهدی موعود در آخرالزمان، زنانی هستند که به سپاه او می‌پیوندند.[۲۰۵]

محسن کدیور در تحقیقی سعی کرده‌است تا حقوق زنان در قیامت که در منابع اسلامی مورد اشاره قرار گرفته‌است را بررسی کند. وی اساس تحقیق خود را بر جسمانی بودن معاد گذاشته‌است و می‌گوید، اگر معاد را روحانی بدانیم، این سخن جایی ندارد. بر این اساس، وی معیار قرآنی ثواب و عقاب در قیامت را «ایمان و عمل صالح» عنوان می‌کند که جنسیت هیچ نقشی در آن ندارد. در این خصوص آیاتی از قرآن صراحت دارند که زن و مرد بودن در بهشتی یا جهنمی بودن تأثیری ندارد. از این دست آیات می‌توان به آیه ۱۲۴ سوره نساء و آیه ۴۰ سوره مومن اشاره کرد. در پاداش زنان و مردان بهشتی، در باور اسلامی، تداوم ازدواج صالحان گزارش شده‌است و صالحان ازدواج دنیایی خود را در بهشت از سر می‌گیرند. در این ازدواج اخروی، تمایل هر دو طرف نیز لازمه این ازدواج عنوان شده‌است. در قرآن از موجوداتی با نام «حوری» یا «حورالعین» یاد شده‌است که زنان بهشتی توصیف شده‌اند. صفات این موجودات بهشتی عبارتند از نجابت، عفاف، زیبایی، جوانی، دوشیزگی و کمال.[۲۰۶] در کنار حوری‌های بهشتی، در آیه ۲۴ سوره طور از موجودی دیگر به نام «غلمان» یاد شده‌است که به عقیده برخی مفسران قران چون آلوسی و کاشانی، شوهران بهشتی برای زنان بهشتی هستند. در آیات دیگر نیز به «ازواج مطهر» برای عموم بهشتیان اعم از مرد و زن اشاره شده‌است.[۲۰۷] کدیور معنای «غلمان» را پسران بهشتی عنوان می‌کند. در اینکه این موجود همچون حورالعین، آفرینشی غیر از آفرینش انسان داشته باشد، مطلب واضحی در دست نیست و برخی روایات آنها را فرزندانی از انسان دانسته‌اند. از آنجا که این دو نعمت، برای مردان توصیف شده‌اند، برخی بر این باورند که در تعالیم اسلامی و خصوصاً قرآن، تبعیضی علیه زنان شکل گرفته‌است و بهشت زنان به درستی توصیف نشده‌است. در مقام پاسخ به این ایراد، چند پاسخ مطرح می‌شود که بهترین پاسخ از دیدگاه کدیور، پاسخ عرفانی است. بر این اساس، حورالعین یک نعمت بهشتی برای درجه‌ای از درجات بهشت است که مورد مطلوب همگان نیست و در درجات بالاتر بهشتی، نعمات از جانب بندگان خلق و ایجاد می‌شوند. به تشریح مراتب بهشت، تساوی کامل برای زن و مرد در بهشت به درستی ترسیم می‌شود. یکی از تعلیل‌های دیگر در این باره، رعایت جغرافیای سخن در آیات قران است به طوری که نزول قران در جامعه‌ای مردسالارانه چنین اقتضاء می‌کند که برخی از نعمات الهی در بهشت برای زنان، مطرح نشود.[۲۰۸]

مسائل علمی و فرهنگی[ویرایش]

زنی در حال قرائت قرآن
دختری در حال تلاوت قرآن، نقاشی سال ۱۸۸۰ اثر عثمان حمدی‌بیگ[۲۰۹]

قوانین اسلام، نسبت به تحصیل زنان، محدودیتی وضع نکرده‌است و بر اساس نگارگری‌های اسلامی، زندگی‌نامه‌ها و آمارها، زنان مسلمان به فراگیری قرآن در کلاس‌های درس مشغول بوده‌اند. در روایات اسلامی منقول از محمد، پیامبر اسلام دختران را به علم‌آموزی ترغیب کرده‌است. همچنین با وجود تفکیک جنسیتی در اسلام، اما این امر باعث نشد تا دختران و پسران پیش از بلوغ در مدارس قرآنی تحصیل نکنند. به گزارش روث رودد، با این وجود در میان مفسران کلاسیک قرآن، زنی گزارش نشده‌است. اولین مفسر قرآن از میان زنان، عایشه الرمان است.[۲۱۰] بر اساس آموزه‌های اسلام، هیچ برتری برای مردان نسبت به زنان در مسئله آموزش وجود ندارد.[۲۱۱] با توجه به اینکه محمد به علم آموزی زنان و مردان اهتمام داشت، دستوراتی مبنی بر تدریس به کنیزان نیز داده بود. به گزارش منابع اسلامی، در زمان درگذشت محمد، عالمان زن بسیاری وجود داشتند.[۲۱۲] بلاذری از میان زنان مسلمان صدر اسلام به ام کلثوم بنت عقبه، عایشه بنت سعد، کریمه بنت مقداد، و ام ورقه بنت عبدالله بن حارث اشاره می‌کند که خواند و نوشتن می‌دانستند. محمد نیز در روایاتی به علم‌آموزی زنان تأکید یا از آن تقدیر می‌کرد. در روایتی از محمد، او زنان انصار را به جهت پرسش‌هایشان می‌ستاید و به جهت آنکه شرمشان مانع از پرسش‌هایشان نمی‌شود، تقدیر می‌کند. بر اساس گزارشی در صحیح بخاری، پیامبر اسلام روزی را مخصوص تعلیم زنان از تعالیم اسلامی اختصاص داده بود.[۲۱۳] بر اساس روایتی از محمد، طلب علم بر هر مسلمان اعم از زن و مرد واجب شرعی است.[۲۱۴] محمد در مقابل تدریس آموختن خواندن و نوشتن توسط لیلی بنت عبدالله به همسرش حفصه، به او یک خانه عطا کرد و به همسرش حفصه دستور داد تا به دیگر همسرانش نیز سواد بیاموزد. در گزارش دیگری، محمد از یکی از اساتید وقت عربستان به نام شفا می‌خواهد تا به همسرش، خط بیاموزد. همچنین از شاگردی فضه، اسماء و رقیه نزد فاطمه زهرا گزارش‌هایی وجود دارد. آموزگاری زنان، محدود به شاگردان زن نبود و در منابعی از حضور مردان نزد زنان و سؤال و جواب‌هایی نیز یاد شده‌است.[۲۱۵]

زنان مسلمان علاوه بر حوزه تحصیل و تدریس در موضوع خواندن و نوشتن، به استماع و نقل حدیث نیز مشغول بوده‌اند.[۲۱۶] بر اساس روایات اسلامی، زنانی در صدر اسلام، در نقل و حدیث «متن قرآن» نیز نقش داشته‌اند. زنان در این دوره، به آموختن قرآن و قرائت آن مشغول بودند.[۲۱۷] علی شیرازی در زنان نمونه نام ۶۸ زن حدیث‌شناس مسلمان را گزارش می‌کنند که نقل روایت داشته‌اند. صادق اردستانی نیز در زنان دانشمند به ۱۵۰ راوی زن اشاره می‌کند که در سده نخست هجری زندگی می‌کردند. بنابر گزارش‌های متعددی، فاطمه زهرا بیش از ۱۸ تا ۲۱۳ روایت از محمد نقل کرده‌است و حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن ابی‌طالب، عایشه و انس بن مالک نیز از فاطمه نقل روایت داشته‌اند. بنابر گزارش‌هایی اسماء بنت یزید بن سکن از محمد بیش از ۸۰ روایت؛ ام سلمه بیش از ۳۷۸ روایت و عایشه نیز روایات بسیاری را از محمد نقل کرده‌اند.[۲۱۸] نفیسه دختر علی بن ابی‌طالب نیز دیگر زنان صدر اسلام بوده‌است که به عنوان فقیه و متلکم از او یاد شده‌است.[۲۱۹] ابن سعد در این خصوص برای محمد ۵۲۹ صحابه زن گزارش می‌کند که ۹۴ نفر از آنها راوی حدیث بوده‌اند.[۲۲۰] صحابیات محمد، از بابت نزدیکی به پیامبر اسلام و استماع حدیث برای مسلمانان اهمیت دارند. تعداد صحابیات محمد در کتاب الاصابه ابن حجر، ۱۵۵۱ نفر عنوان شده‌است و در طبقات ابن سعد تعداد ۶۲۹ نفر یاد شده‌اند.[۲۲۱]

مریم میرزاخانی، زن مسلمان ایرانی و تنها زن برندهٔ مدال فیلدز

وضعیت حضور زنان در امور مربوط به خود از جمله تحصیل، پس از صدر اسلام رو به کاهش و افول گذاشت.[۲۲۲] انزوای زنان مسلمان در دوره‌هایی، سبب شد تا آگاهی آنان نسبت به حقوق خود محدود باشد و از همین رو، عملا امکان بهره‌وری از حقوق خویش را از دست بدهند.[۲۲۳] با این وجود در دوره‌های مختلف اسلامی، روند تحصیل زنان دچار درگوگونی شد تا در دوره اخیر که تلاش‌هایی در جهان اسلام برای ارتقاء جایگاه زنان صورت پذیرفت. با وجود جهش‌هایی در دهه‌های اخیر، اما در منطقه خاورمیانه همچنان فرصت تحصیل زنان به مراتب از مردان عقب‌تر توصیف شده‌است.[۲۲۴] نگاه سلفیت نسبت به تحصیل زنان مسلمان، تا اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی با مخالفت‌هایی همراه بود که با دسترسی آنان بر منابع درسی و مدیریت مدارس زنانه، با آن موافقت کردند. در مقابل سلفی‌های جهادی اعم از داعش، طالبان و القاعده، به طور کلی با تحصیل زنان مخالف بوده و آن را بی‌عفتی می‌دانند.[۲۲۵] در جهش علمی زنان در جوامع مسلمان، زنان عربستانی در زمینه حضور زنان در آموزش‌های عالی، گام‌های بلندی برداشته‌اند. در قطر از سال ۱۹۹۹ زنان بیش از ۷۰ درصد از دانشجویان را شکل داده‌اند و این نسبت در بحرین به ۶۰ تا ۶۵ درصد می‌رسد.[۲۲۶] این آمارها در کشورهایی چون مصر و ایران با رشد بیشتری همراه بوده‌است و در کشورهایی چون افغانستانِ در سیطره طالبان، رشد کمتری داشته‌است.[۲۲۷] بر اساس آمارها مربوط به سال ۱۹۹۱ میلادی، نرخ بی‌سوادی در میان زنان در افغانستان ۸۶ درصد، پاکستان ۷۸ درصد، مصر ۶۶ درصد و ایران ۵۶ درصد بوده‌است.[۲۲۸] امروزه زنان مسلمان در مدارس تخصصی دینی تحصیلات عالیه داشته و به درجات بالای علمی دست می‌یابند و برخی از آنها حتی به درجه افتاء دست می‌یابند.[۲۲۹]

از آنجا که اسلام یک جنبش فرهنگی محسوب می‌شد، نقش زنان از حیث فرهنگی در ارتقاء سطح فرهنگ جامعه نیز قابل توجه و بررسی است.[۲۳۰] در این میان، تبلیغ اسلام توسط زنان از امور فرهنگی صورت گرفته توسط آنان به‌شمار می‌رود. در منابع اسلامی از تلاش‌های ام رومان برای مسلمان کردن فرزندش یاد شده‌است. همچنین از مسلمان شدن جمعیت زیادی توسط خنسا بنت عمرو بن شریه یاد شده‌است.[۲۳۱]

مسائل مالی، حقوقی و کیفری[ویرایش]

استقلال مالی و شغلی[ویرایش]

مطابق قرآن، زن و مرد هر دو از موقعیت اقتصادی مستقل برخوردارند.[۲۳۲][۲۳۳][۲۳۴] و مالک تمام درآمد خود هستند.[۲۳۵][۲۳۶][۲۳۷] بنابراین زنان در خرید و فروش، رهن، اجاره، قرض و عقد قرارداد، تأسیس شرکت و کلیهٔ امور مالی آزادند.[۲۳۸] پس از ظهور اسلام، زنان مناصب اقتصادی نیز دریافت می‌کردند. بر اساس گزارش‌ها، محمد، سمراء بنت نهیک الاسدیه را به امور مالی مکه منصوب کرد و او در مواردی به متخلفان بازار مکه، شلاق می‌زد.[۲۳۹] به‌طور کلی و بر اساس آموزه‌های اسلام، زنان می‌توانند صاحب شغل باشند اما تا جایی که این شغل باعث نادیده‌گرفتن وظایف آنها در خانه نباشد یا به حیثیت او آسیب نزند.[۲۴۰] در اینباره زنان در مواردی از محمد کسب تکلیف در خصوص شغل‌ها و شیوه اداره کسب و کارهایشان می‌پرسیدند. در طبقات الکبری از زنی به نام قیله انماریه یاد شده‌است که از شیوه چانه‌زنی در معامله از پیامبر اسلام سوالاتی می‌پرسد. در خصوص تجارت زنان در عربستان صدر اسلام آورده‌اند که زنان به شغل‌هایی چون ریسندگی، خیاطی، زنبیل‌بافی، کشاورزی، آرایشگری، چوپانی، بازرگانی، طبابت، پرستاری و خدمتکاری مشغول بودند. در روایتی از اسد الغابه، به خرید عطر توسط محمد از زنی به نام ملیکه یاد شده‌است. علت غزوه بنی‌قینقاع نیز توهین به یک زن مسلمان دست‌فروش در بازار مدینه عنوان شده‌است. در روایتی دیگر از محمد، وی به زنان جوان اجازه می‌دهد تا برای تأمین مایحتاج خود، پس از مراسم عید فطر و قربان، بساط کنند.[۲۴۱] همچنین زنان نسبت به مردان، از استقلال مالی بیشتری برخوردار هستند و با وجود آنکه مردان باید هزینه‌های زنگی را تأمین کنند، زنان می‌توانند آزادانه ثروت خود را خرج نمایند.[۲۴۲] با این وجود، مشکلاتی چون دستمزد نابرابر، بی‌اعتمادی به کارفرمایان مرد، کمبود امکانات نگهداری از کودکان، امتناع شوهر از سهیم شدن در امور خانه و سرزنش‌های عمومی در مورد کار زنان از معضلات زنان شاغل در جامعه‌های مسلمان است.[۲۴۳]

مسائل حقوقی[ویرایش]

اسلام همواره از جهت تبعیض بین زن و مرد در مسائل حقوقی و کیفری، مورد انتقادهایی قرار گرفته‌است و چهره‌ای مردسالارانه به دین اسلام داده شده‌است.[۲۴۴] با این وجود امروزه کشورهای اسلامی، از جهت رویکرد قانون‌گذاری نسبت به حقوق خصوصی زنان؛ به سه دسته تقسیم می‌شوند. گروهی از آنها بدون تعهد نسبت به رعایت احکام شرعی قوانین ممنوعیت کلی تعدد زوجات و اعطای حقوق مساوی به زن و مرد در مباحث حضانت و طلاق را تصویب کرده‌اند. در نقطه مقابل نیز، معدود کشورهایی از هرگونه تغییر در احکام حقوقی، قضایی و جزایی در مسائل مربوط به زنان، برخلاف آنچه در احکام شرعی آمده‌است، خودداری کرده‌اند. اما در این میان، بسیاری از کشورهای اسلامی، دو رویه را در پیش رو گرفته‌اند. اول آنکه به احکام دینی ملتزم هستند و حقوقی چون تعدد زوجات و حق طلاق را برای مردان، ثابت می‌دانند. و دوم آنکه تلاش‌هایی را برای ایجاد تعادل و تشابه بیشتر میان حقوق زن و مرد از طریق افزایش حقوق زنان با راهکارهایی در فقه همچون گنجاندن حقوقی در شرایط ضمن عقد در عقدنامه‌های ازدواج، پذیرفته‌اند.[۲۴۵] به هر روی، هنجارسازی بر اساس تحولات روز حقوق بشری، گام مهمی در راستای تحقق حقوق زنان در کشورهای اسلامی بوده‌است. سازمان همکاری‌های اسلامی، اقداماتی را برای این امر در نظر گرفته‌است که می‌توان به برگزاری کنفرانس‌های وزاری سازمان همکاری اسلامی در خصوص زنان، تأسیس سازمان توسعه زنان این سازمان و تدوین و تنظیم چندین قطعنامه و برنامه در حمایت از زنان مسلمان، اشاره کرد. بر اساس آمارهای منتشر شده از جانب سازمان همکاری‌های اسلامی، زنان عضو در این سازمان با آمار افزایشی مواجه هستند که نشانگر مسیر مثبت حقوق زنان در فضای کشورهای اسلامی دارد.[۲۴۶]

به عقیده نصر، تلقی از حقوق زنان در جوامع اسلامی که توسط غربی‌ها صورت می‌گیرد، به جهت عدم در نظر گرفتن موارد اخلاقی و اجتماعی متعددی که در جوامع اسلامی مورد توجه هستند، صحیح نیست.[۲۴۷] در جوامع عموما غربی، به اشتباه تصور می‌شود که حجاب زن مسلمان، مترادف با سنت‌گرایی است و نماد انقیاد، ظلم و کنترل اجتماعی زنان مسلمان است. اما حضور زنان مسلمان و با حجاب در زمینه‌های اقتصادی آنها را با دوگانگی مواجه کرده‌است. اسمیت[یادداشت ۲] در این خصوص گزارش می‌کند که زنان مسلمان مدرناسیون را با غرب‌زدگی و سکولاریزاسیون یکی نمی‌دانند و معتقدند که یک زن مسلمان می‌تواند در چارچوب اسلام، نقشی مدرن را ایفا کند.[۲۴۸] با این همه، انتقادهایی از بابت منزوی شدن زنان پس از حکم حجاب از جانب ناظران غربی صورت گرفته‌است که با پاسخ دفاعی اندیشمندان مسلمان مواجه شده‌است. منتقدان بر این باورند که حکم حجاب باعث شد تا قرن‌ها زنان مسلمان از دسترسی به اجتماعات مردانه از جمله مسجد محروم باشند.[۲۴۹] موضوع ممنوعیت حجاب اسلامی از دیدگاه حقوق بین‌الملل در کشورهای غیرمسلمان که به عضویت کنفرانس اسلامی در نیامده‌اند، یکی از مسائل حقوقی مورد گفتگو در مسائل مربوط به زنان مسلمان است.[۲۵۰] بر اساس گزارش‌هایی در برخی کشورهای اسلامی نیز ممنوعیت حجاب برقرار است. ترکیه به عنوان کشوری اسلامی است که زنان حق پوشاندن سر خود در ساختمان‌های عمومی را ندارند.[۲۵۱]

تا پیش از سقوط دودمان پهلوی در ایران، زنان می‌توانستند همچون مردان به منصب قضاوت برسند؛ اما بر اساس قوانین حقوقی جمهوری اسلامی ایران، قضاوت زنان در دادگاه‌ها، به معنای اداره محکمه و صدور رای است، قانونی نیست و زنان از آن منع شده‌اند.[۲۵۲] با این وجود، پس از تشکیل دادگاه‌های موسوم به دادگاه خانواده، کار زنان در امور قضایی پیشرفتی پدید آمد و برخی زنان توانستند به مناصب دادیاری دیوان عالی و معاونت ریاست دادگستری استان‌ها دست یابند که این انتصاب‌ها بیانگر تغییر در دیدگاه مسئولان قضایی در جمهوری اسلامی ایران دارد.[۲۵۳] بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، زنان از خدمت سربازی معاف هستند.[۲۵۴] در اسلام، زن، نام خانوادگی خود را حفظ می‌کند و نام شوهر بر او اطلاق نمی‌شود؛ بنابراین، یک زن مسلمان به‌طور سنتی همیشه با نام خانواده خود به عنوان نشانه‌ای از فردیت و هویت حقوقی خود شناخته می‌شود؛ از نظر تاریخی هیچ فرایندی برای تغییر نام زنان در صورت ازدواج، طلاق یا بیوه وجود ندارد.[۲۵۵]

مسائل کیفری[ویرایش]

بررسی‌ها در آراء فقیهان امامیه در مسائل کیفری زنان، چنین می‌نمایاند که مسائل اخلاقی، نمود بیشتری در تعین مسائل کیفری داشته‌است. یکی از مواردی که در فقه کیفری بانوان مورد توجه فقیهان شیعه قرار گرفته‌است، نگاه کرامت‌محور به زن است. در همین خصوص، با وجود آنکه دستور اسلام برای اجرای حد کیفری شلاق، برهنه بودن بدن است، اما در خصوص اجرای این حکم برای زنان، پوشیده بودن بدن زن، مورد تأکید قوانین کیفری اسلام قرار گرفته‌است. از دیگر احکام کیفری که زنان از آن معاف شده‌اند حکم تبعید و تراشیدن موی سر است. در قوانین کیفری اسلامی، عدالت نیز در چارچوب کردار و افعال مرتکبین تعریف شده‌است. از این عدالت در کیفرگذاری افتراقی در بین زن و مرد استفاده شده‌است. بر این اساس، برای مثال با وجود آنکه جرم همجنسگرایی از جانب اسلام برای زن و مرد ممنوع شده‌است، اما در مجازات زنان همجنسگرا با توجه به تفاوت عملکرد آنها با مردان، تخفیف در مجازات‌هایی لحاظ شده‌است. در اجرای احکام کیفری و جزایی در اسلام، وضع ژنتیکی و فیزیولوژیک زنان نیز لحاظ می‌شود و برای مثال، اجرای احکام کیفری در ایام عادت ماهیانه، نفاس و… به تعویق می‌افتد. از احکام کیفری اختصاصی به مردان که زنان از آن معاف شده‌اند، حکم جزایی تشهیر است. تشهیر به معنای معرفی و شناساندن متهم است و با وجود اختلاف‌های در خصوص شیوه و کیفیت اجرای آن، در معافیت زنان از آن، شکی وجود ندارد. ارتداد نیز دیگر حکم شرعی اسلام است که بر آن مسائل کیفری تدوین شده‌است. بر اساس قوانین کیفری اسلام، بین حکم کیفری برای ارتداد زن و مرد تفاوت وجود دارد. بر این اساس، حکم مرد مرتد در صورت فطری بودن ارتداد، اعدام و حکم زن مرتد در صورت فطری بودن، حبس تا زمان توبه است.[۲۵۶] حکم ارتداد در قرآن نیامده‌است اما در روایات به شدت مورد مذمت قرار گرفته‌است. بعد از ارتداد نیز زن یا مرد، حق مالکیت خود را از دست می‌دهد و از همسرش طلاق داده خواهد شد.[۲۵۷]

زنا که با شرط بلوغ، عقل، اختیار، آزاد بودن و علم به حرمت آن، صورت می‌گیرد، تنها با شهادت چهار شاهد یا اقرار در چهار مجلس اثبات می‌شود. در اثبات جرم زنا در محکمه، شاهدان باید در معیارهای مکان، زمان و کیفیت وقوع زنا، شهادت مشابه بدهند و در غیر این صورت، شاهدان به قذف محکوم می‌شوند. بر طبق مبانی شرعی اسلام، بر شاهدان زنا مستحب است که شهادت ندهند و بر قاضی نیز مستحب است تا شاهدان را به ندادن شهادت سوق دهد. حد زنا قتل، سنگسار یا تازیانه است که نسبت به نوع زنا، متفاوت است.[۲۵۸] در دو آیه از قرآن، مجازات زنا مورد اشاره قرار گرفته‌است که در یکی حبس ابد در خانه خود و دیگری مجازات صد ضربه شلاق است. با این وجود، اثبات زنا سخت توصیف شده‌است و نیازمند چهار شاهد است. بر اساس قوانین شریعت اسلام، تهمت‌زنندگان در خصوص زنا، به هشتاد ضربه شلاق محکوم هستند.[۲۵۹] مجازات سنگسار، در قران مورد اشاره قرار نگرفته‌است و تنها در روایات اسلامی نقل شده‌است.[۲۶۰] بر اساس فقه اسلامی، مجازات سنگسار در خصوص زنان برای زنای محصنه — زنا با زن شوهردار — صورت می‌گیرد.[۲۶۱] حد زنا با شرایطی، بخشیده می‌شود از جمله آنها ادعای زوجیت از طرفین، اکراه، ادعای شبهه — اشتباه گرفتن زن یا مرد با کس دیگری — و همین‌طور توبه پیش از محکومیت نزد قاضی.[۲۶۲]

در خصوص حکم تجاوز به زنان از منظر فقه شیعه، در فرهنگ فقه فارسی آمده‌است که زنای به عنف — به فارسی: تجاوز به زور — حرام و در صورت ارتکاب، متجاوز، چه محصن باشد و چه غیر محصن، محکوم به مرگ است. همچنین بر متجاوز لازم است تا مهرالمثل را نیز به تجاوز شونده بپردازد. همچنین در احکام مربوط به تجاوز آمده‌است که اگر زن، مرد را به جهت دفاع از خود به قتل برساند، دیه‌ای بر عهده او نیست. در مقابل این حکم، اگر متجاوز، زن باشد و به اجبار، زور یا تهدید، مردی را به زنا مجبور کند، احکام زنای عنف بر او اجرا نمی‌شود.[۲۶۳]

مسائل سیاسی، نظامی و اجتماعی[ویرایش]

بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر پاکستان در دو دوره (۱۹۸۸–۱۹۹۰، ۱۹۹۳–۱۹۹۶) به عنوان اولین زن مسلمان که به مقام نخست‌وزیری در یک کشور اسلامی رسیده‌است، شناخته می‌شود.

مشارکت‌های سیاسی[ویرایش]

از دیدگاه اسلامی، زنان حق شرکت در زمینه‌های سیاسی، قدرت و حاکمیتی را داند. در تاریخ اسلامی نیز، زنانی گزارش شده‌اند که در زمینه‌هایی چون مبارزه سیاسی، بیعت، هجرت، جهاد و برخی فعالیت‌های اجتماعی نقش داشته‌اند. در قرآن، زنان در کنار مردان به ایفای نقش در فعالیت‌های سیاسی مورد اشاره قرار گرفته‌اند. در خصوص مبارزه با استبداد، قرآن از فعالیت‌های سه زن مرتبط با موسی — مادر و خواهر موسی و زن فرعون — یاد می‌کند که در مبارزه با استبداد فرعون، نقش به‌سزایی ایفا کرده‌اند. با وجود آنکه در آیاتی از قرآن، امر به معروف و نهی از منکر بر زنان نیز واجب شده‌است، این وظیفه، نظارت بر کارگزاران سیاسی را نیز به زنان محول می‌کند.[۲۶۴] حضور زنان در مبارزات سیاسی در صدر اسلام برای مقابله با مخالفان اسلام نیز گواهی دیگر بر جواز مشارکت‌های سیاسی زنان مسلمان قلمداد شده‌است.[۲۶۵] کشته شدن سمیه، در زیر شکنجه مخالفان مکی محمد، از بارزترین این مصادیق است.[۲۶۶] علاوه بر آن، زنانی در تاریخ اسلامی با بخشیدن اموالی از خود، در حرکت‌های سیاسی زمان خود نقش آفرینی کردند. خدیجه که با بخشیدن اموالش در راستای تحقق اهداف محمد او را همراهی کرد و رمله که خانه خود را برای توسعه مسجدالنبی در مدینه بخشید از این میان هستند. حضور زنان به عنوان سخنران در مجالس مختلفی همچون سخنرانی فاطمه زهرا در اعتراض به تصرف فدک یا سخنرانی زینب بنت علی در کوفه و شام از جمله این حرکات سیاسی–اقتصادی است.[۲۶۷][۲۶۸] زنان در تاریخ اسلام همچنین در مواردی به افرادی امان‌نامه می‌دادند و این امان‌نامه‌ها توسط محمد و سایر مسلمانان به رسمیت شناخته می‌شد.[۲۶۹] هجرت نیز به عنوان یکی از مصادیق فعالیت‌های سیاسی در صدر اسلام بود که زنان در آن نقش فعالی داشته‌اند. این حرکت که به گسترش و حفظ پایگاه اسلام منجر شد، با حضور زنان در کنار مردان مسلمان صورت گرفت. در هجرت اول مسلمانان از مکه به حبشه، ۴ زن در کنار ۱۱ مرد حضور داشتند. بعد از آن نیز هجرت دیگری صورت گرفت که مجموع زنان مسلمان در حبشه به هجده نفر رسید. هجرت بعدی، هجرت مسلمانان از مکه به مدینه بود و زنانی چون فاطمه زهرا و فاطمه بنت اسد به عنوان اولین هجرت کنندگان محسوب می‌شوند.[۲۷۰] همچنین زنان در دوران خلافت خلفای اسلامی به آنان مشورت سیاسی می‌دادند و حتی در مواردی نظرات مخالف خلیفه می‌دادند و از آن نظرات دفاع می‌کردند تا دیدگاه خلیفه را برگردانند.[۲۷۱]

علاوه بر مشارکت‌های زنان در تاریخ اسلام، زنان مسلمان در فعالیت‌های سیاسی معاصر نیز نقش بسزایی داشته‌اند؛ حضور زنان مسلمان در اعتراضات بر علیه تصمیمات حکومت پهلوی در ایران مبنی بر تقلید از فرهنگ غربی، از این دست فعالیت‌ها عنوان شده‌است.[۲۷۲]

امامت، ریاست و رهبری سیاسی[ویرایش]

نبوت زنان از دیدگاه برخی از منابع اسلامی، صحیح قلمداد شده‌است.[۲۷۳] در موضوع امامت زنان در نماز و جمعه، محمد جمال‌الدین قاسمی از نواندیشان مسلمان، آن را با استناد به آیه همراهی مریم با نمازگزاران، صحیح دانسته‌است. با این وجود، مسائلی چون احکام حیض، ضعف جسمانی و شرم ناشی از اختلاط با مردان، موانعی است که برای زنان در خصوص شرکت در جماعت مردان عنوان شده‌است.[۲۷۴] آرا یوسف قرضاوی — رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان — بر این باور است که تنها موردی که در زمینه سیاسی به زنان اجازه داده نشده‌است، مقام امامت عظمی یا رهبری عمومی است. به عقیده او، سایر روایات در ذم رهبری زنان نیز اشاره به این مسئله دارد. او ممنوعیت ریاست زنان بر محکمه‌ها را غیرشرعی می‌داند و به انتصاب شفا بنت عبدالله عدویه توسط عمر بن خطاب به منصب بازرسی و مراقبت از اوضاع بازار شهر استناد می‌کند. همچنین در مواردی، زنان مورد مشورت و داوری قرار گرفته‌اند.[۲۷۵] به گزارش سامانی، از پژوهشگران شیعه، توصیه خدا به محمد در خصوص مشورت گرفتن از دیگران، مشمول زنان نیز می‌شود. با این وجود در منابعی روایی، از مشورت با زنانی که به بلوغ عقلی نرسیده‌اند، نهی شده‌است. در این خصوص از مشورت یکی از زنان محمد در خصوص صلح حدیبیه گزارش‌هایی شده‌است که توسط محمد به اجرا درآمد.[۲۷۶] در طول تاریخ نیز زنان متعددی از مسلمانان به صورت مستقل حکومت‌هایی را اداره کرده‌اند و تعداد کم آنها به دلیل منع شریعت اسلام نبوده‌است و این رویه در ادیان دیگر چون مسیحیت نیز گزارش شده‌است.[۲۷۷]

یک زن عراقی در حال شرکت در رای‌گیری در سال ۲۰۱۰

بیعت و حق رای[ویرایش]

در اسلام، محدودیتی برای بیعت با زنان وجود ندارد و قرآن جواز بیعت با زنان را صادر کرده‌است.[۲۷۸] در سوره ممتحنه،[یادداشت ۳] قرآن به بیعت زنان صریحاً اشاره می‌کند و در تاریخ اسلام نیز زنان در مراسم‌های بیعت‌گیری متعددی چون بیعت عقبه، بیعت اولی و بیعت ثانی حضور داشتند.[۲۷۹] در این خصوص، ابن سعد نام هفتاد زن را گزارش می‌کند که با محمد بیعت کرده‌اند. بنابر گزارشی دیگر، پانصد زن بعد از فتح مکه با محمد بیعت کردند. بنابر گفته منابع شیعی، زنان در بیعت با محمد و علی در واقعه غدیر خم نیز نقش داشته‌اند.[۲۸۰] حضور زنانی در بیعت عقبه اولی که اولین بیعت رسمی با محمد بود، سبب شد تا این بیعت را «بیعت النساء» نیز بنامند. فارغ از بیعت‌های گروهی، بیعت‌های فردی نیز با محمد صورت می‌گرفت که عموماً مربوط به بعد از هجرت بود. مهمترین بیعت‌های زنان با محمد به صورت فردی، بیعت ام معبد عاتکه بنت خالد بن خلیف و کعیبه بنت سعد اسلمی بوده‌است. در خصوص شیوه بیعت زنان با محمد آمده‌است که بعد از بیعت مردان، تشت آبی می‌آوردند و زنان دستشان را در ظرف آب قرار می‌دادند و در دیگر سو محمد دستش را در آب قرار می‌داد و بیعت صورت می‌گرفت. علاوه بر عصر محمد، زنان با خلفا از جمله علی بن ابی‌طالب نیز بیعت داشتند.[۲۸۱]

مشارکت‌های نظامی[ویرایش]

با وجود آنکه بر طبق شریعت اسلام، زنان از حکم وجوب جهاد ابتدایی معاف هستند،[۲۸۲][۲۸۳] اما به گواه تاریخ اسلام، نقش‌آفرینی‌هایی را در جنگ‌های اسلام داشته‌اند. در جنگ‌های محمد از زنان بسیاری که در زمینه آب‌رسانی، پرستاری از مجروحان جنگی، تهیه غذا برای جنگاوران و انتقال اجساد کشتگان کمک می‌کردند، یاد شده‌است. در جنگ احد، از جنگاوری زنی به نام ام عماره یاد شده‌است که به هنگام فرار لشکریان مسلمان و تنها گذاشتن محمد، از وی با سلاح محافظت می‌کرد.[۲۸۴] در موراد دیگری نیز از درگیری زنان مسلمان یاد شده‌است که حمله صفیه دختر عبدالمطلب در جنگ خندق به مهاجمان قبیله بنی‌قریظه از آن دست است.[۲۸۵] در دیگر جنگ‌ها همچون نبرد کربلا نیز زنان حضور فعالی در جنگ‌های اسلامی داشتند. زینب بنت علی از بارزترین زنان فعال در این زمینه نزد شیعه به‌حساب می‌آید.[۲۸۶] در تاریخ اسلام همچنین از حضور زنان در مقام فرماندهی سپاه جنگ نیز یاد شده‌است.[۲۸۷] عایشه از فرماندهان جنگ جمل بود[۲۸۸] که در مقابل علی بن ابی‌طالب لشکرکشی کرد. پس از اسارت او نیز علی چهل تن از زنان را به لباس مردانه مجهز کرد و عایشه را با آنها به مدینه فرستاد. بر اساس گزارش منابع اسلامی، زنان در دو جنگ خیبر و بنی‌قریظه نقش فعال داشته‌اند و سهمی از غنایم را نیز کسب کرده‌اند. البته غالباً بهره زنان از غنائم به جهت فعالیت کمترشان در جنگ، کمتر از مردان است. بر اساس گزارش‌هایی، محمد به زنان حاضر در جنگ، از غنائم نصیبی قرار نمی‌داد و آنها را با هدایایی راضی می‌کرد. بر اساس فقه اسلامی، غنائم بر اساس میزان مشارکت جنگجویان تقسیم می‌شود. طبق گزارش‌هایی، زنان همواره در ساقه سپاهیان اسلام قرار می‌گرفتند تا از اسارت و آسیب محافظت شوند.[۲۸۹] در گزارش‌هایی، از ۳۴ زن که در ۱۲ غزوه محمد شرکت نظامی داشتند به صراحت یاد شده‌است. در این میان غزوه خیبر با حضور ۲۰ زن و اُحُد با ۱۴ زن، بیشترین مشارکت زنان در غزوات را به ثبت رسانده‌اند. در میان زنان نیز ام سلمه با حضور در ۸ غزوه بیشترین حضور در جبهه‌های اسلام را داشته‌است.[۲۹۰] دعوت از زنان برای شرکت در جهادهای ابتدایی — در مقابل جهاد دفاعی — در هیچ فرقه اسلامی مسبوق به سابقه نبوده‌است اما سلفیان جهادی، برای اولین بار از زنان دعوت کردند تا در «جهاد مقدس» شرکت کنند. رسانه‌ها از نوعی جهاد به عنوان جهاد نکاح یاد کردند که همواره از سوی جریان‌های سلفی تکذیب می‌شود.[۲۹۱]

«زنان در جامعه اسلامی آزادند و از رفتن به دانشگاه و ادارات و مجلسین به هیچ وجه جلوگیری نمی‌شود. از چیزی که جلوگیری می‌شود، فساد اخلاقی است که زن و مرد نسبت به آن مساوی هستند و برای هر دو حرام است.»

(روح‌الله خمینی، ۱۳۶۸)[۲۹۲]

مشارکت‌های اجتماعی[ویرایش]

زنان تیم ملی کبدی ایران، در بازی‌های آسیایی جاکارتای ۲۰۱۸

در نظام سیاسی اسلام، علاوه بر اینکه منعی در خصوص فعالیت‌های اجتماعی زنان وجود ندارد، بلکه بر اساس آموزه‌هایی از اسلام، بر نقش اجتماعی زنان تأکید شده‌است.[۲۹۳] سنبل در دانشنامه زنان و اسلام، این پدیده را بلعکس ترسیم می‌کند و معتقد است که در متون فقهی و تئوری اسلامی، زنان به منزوی بودن ترغیب شده‌اند اما در جهان اسلام، زنان تاریخ‌ساز بسیاری وجود داشته‌است.[۲۹۴] به طور کلی دو دیدگاه در اینباره مطرح شده‌است که بر مبنای یکی از آنها، زنان به عنوان قربانیان درمانده و منفعل به تصویر کشیده شده‌اند و هویت و موقعیت آنان به مردان متکی است و در مقابل دیدگاه دیگری با وجود محدودیت‌های شرعی برای زنان مسلمان، آنان نقش مهمی در جامعه و خانواده برعهده دارند.[۲۹۵] بنابر گزارش‌هایی، با ظهور اسلام، تحول‌های جدی در رویکرد به نقش زنان در اجتماع به ویژه در قرآن و روایات صورت گرفته‌است. در اسلام به زنان به عنوان نیمی از پیکره حیات بشری پرداخته شده‌است. با ورود اسلام به ایران نیز وضعیت زنان با وجود تفاوت‌ها در مناطق شمالی، مرکزی و جنوبی، تغییر رویه‌هایی صورت پذیرفت ولی زنان همچنان در موقعیت مناسبی قرار نگرفتند. این رویه پس از انقلاب مشروطه تغییر کرد و حضور زنان در شغل‌های دولتی افزایش یافت. با انقلاب اسلامی در ایران فرصت‌های جدیدی در خصوص مشارکت اجتماعی زنان شکل گرفت. از نکاتی که در مشارکت‌های اجتماعی زنان از جانب شریعت اسلام مورد توجه قرار گرفته‌است، عدم آسیب دیدن بنیان خانواده بر اثر مشارکت اجتماعی زنان است. بر همین اساس، الگوی اسلامی مشارکت اجتماعی زنان، ایفای نقش در خانواده به صورت اولویت است تا به واسطه تحکیم خانواده، نقش زنان در حیات اقتصادی و اجتماعی جامعه نیز نمایان باشد.[۲۹۶] مساله حجاب و تاثیر آن بر فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز مورد توجه منابع تحلیلی قرار گرفته‌است. در این خصوص حجاب برای زنان مسلمان عاملی برای ناشناس بودن، حفظ حرمت و ایجادکننده شرایط برای حضور در جمع مردان است. میلانی[یادداشت ۴] در این خصوص معتقد است که حجاب دیگر نشان‌دهنده جداسازی زنان از مردان نیست و تسهیل کننده دسترسی آنان به اجتماع می‌باشد.[۲۹۷] ورزش بانوان نیز از دیگر فعالیت‌های اجتماعی امروزه آنان به شمار می‌رود؛ اسلام در خصوص ورزش بانوان به صورت مشخص، سخنی نداشته‌است اما به طور کلی ورزش را به جهت حفظ سلامتی توصیه کرده‌است. از این اطلاق‌ها در روایت می‌توان جواز ورزش بانوان را برداشت کرد. مواردی چون اختلاط زنان و مردان، نگاه به نامحرمان و حجاب و پوشش اسلامی از چالش‌های ورزش بانوان در کشورهای اسلامی بوده‌است.[۲۹۸]

سلفیت[ویرایش]

در حوزه فعالیت‌های اجتماعی زنان، سلفیت دیدگاه متفاوتی از دیگر جریان‌های فکری مسلمان از خود نشان داده‌است. سلفی‌ها با مخالفت شدید با مدرنیسم، بدون توجه به اقتضائات زمان و با توجه به تعالیم منابع سلفی، مخالف سرسخت اختلاط زنان با مردان بوده‌اند. از نگاه سلفیان، هرگونه اختلاط زنان با مردان ممنوع است و بر همین اساس هرگونه مشارکت سیاسی، زیارت قبور و حتی رانندگی برای زنان ممنوع و غیر شرعی عنوان شده‌بود. با این وجود جریان سلفیان درباری که همان قرائت رسمی علمای وهابی است، با توجه به اینکه از دو عقیده «تقدم امر سیاسی بر امر دینی» و «مصلحت اندیشی» پیروی می‌کنند، و با توجه به اصلاحات شاهزاده محمد بن سلمان در عربستان سعودی — کانون وهابیت جهان — باعث عقب‌نشینی علمای وهابیت از عقاید پیشین خود حمایت از جایگاه زنان در اصلاحات سکولاریسم عربستان شده‌است. اصلاحات بن سلمان آزادی‌های اجتماعی بسیاری را به زنان داد که با مخالفت‌های علمای سلفی مواجه شد.[۲۹۹] در برابر جریان سلفیان سنتی، جریان نوپایی با عنوان سلفیان اصلاحی شکل گرفت که اخوان‌المسلمین یکی از آنها بود. این جریان نگاهی اصلاحی و تعدیل‌شده نسبت به نگاه سلفیان سنتی داشت و نسبت به مشارکت اجتماعی زنان دیدگاه‌های آزادانه‌تری ارائه می‌کرد. رویکردهای جدیدی چون ترجیح تک‌همسری، برابری زن و مرد در ارزش‌ها، جواز حضور زنان در اجتماعات و نقد سنت‌های ایستای گذشته از نوآوری‌های این جریان بود. در کنار این دو جریان، جریان سوم، سلفی‌های جهادی بودند که شامل طالبان، داعش، القاعده، بوکو حرام و... می‌شود. این جریان نگاهی متکثر نسبت به زنان دارد و بیشتر بر مبنای نظرات سید قطب دیدگاه‌شان را شکل داده‌اند. جریان سلفیان جهادی، به عنوان یک جریان اعتراضی یاد می‌شود که نسبت به بسیاری از ارزش‌های جوامع مسلمان از جمله حقوق زنان معترض بوده و به همین جهت شکل گرفته‌است.[۳۰۰]

فمینیسم مسلمانان و فمینیسم اسلامی[ویرایش]

تفکر فمینیسم در جهان اسلام، به دو صورت ظهور کرد. نوع اول آن در قرن نزدهم شکل گرفت و بر اساس آن، زنان مسلمان طی افزایش تحصیلات و بالارفتن سطح آگاهی و با بالارفتن سرح ارتباط‌های اجتماعی و ارتباط بیشتر با جامعه؛ با الهام از مفاهیم فمینیسیم غربی، و استفاده از برداشت‌های رایج و سنتی از قرآن، به دنبال تغییر اوضاع اجتماعی بودند. این گروه در متن جریانات اصلاح طلب اسلامی شکل و گسترش یافتند و به نام فمینیسم مسلمان شناخته می‌شدند. نوع دوم فمینیسم اسلامی نام داشت و در اواخر قرن بیستم شکل گرفت. این گروه از زنان مسلمان که به فمینیست‌های هرمنوتیک نیز شهره شدند، سعی در اثبات برابری جنسیتی از قرآن بودند.[۳۰۱] فمینیسم اسلامی از زمان پیدایش خود برای اثبات مدعاهایشان، از منابع اسلامی استفاده می‌کردند. یکی از جنبه‌های ابتکاری این جریان، ارجاع دادن زنان مسلمان که عموماً آموزش دینی به صورت رسمی ندیده بودند را به متن قرآن و نه تفاسیر نگاشته شده توسط مردان با روحیه مردسالارانه سوق می‌داد.[۳۰۲] به عقیده این گروه، برابری و عدالت درون یک نظام مردسالارانه هرگز محقق نمی‌شود و از همین رو با مردسالاری در اسلام مبارزه می‌کنند. این گروه معتقدند آیات زیادی از قرآن برابری زن و مرد را تأیید می‌کنند و تفسیرهای حاوی مفهوم برتری مذکر را انعکاس دهنده فرهنگ مردسالارانه پیش از قرآن و ترکیب فقه کلاسیک با مفاهیم و رفتارهای مردسالارانه آن زمان می‌دانند.[۳۰۳] روش‌شناسی پایه فمینیسم اسلامی شامل روش‌های کلاسیک اجتهاد — بررسی استقلال منابع دینی — و تفسیر است و علاوه بر این دو روش، روش‌های تحلیل زبان‌شناختی، تحلیل ادبی، جامعه‌شناختی، روان شناختی و… نیز به کار گرفته می‌شوند.[۳۰۴][۳۰۵] این دیدگاه نسبت به تفاسیر، با انتقادهایی از جانب متفکرانی چون ممتازعلی و سید قطب روبرو شد. این منتقدان بر این باور بودند که تفسیر قرآن نیازمند درجه‌ای از علم و آگاهی در موضوع تفسیر، لغت عرب و کلام است.[۳۰۶] از دیگر انتقادها به این جریان، اشتباه در استعمال واژه تساوی به جای تشابه و همین‌طور خلط بین دو معنای برابری و همانندی است.[۳۰۷] این جریان در بیشتر جوامع اسلامی فعال است و معمولاً توسط زنان دانشگاهی و فعالان حقوق زنان هدایت می‌شود.[۳۰۸] آمنه ودود، رفعت حسن، فاطمه نسیف که در حوزه قرآن فعال هستند؛ عزیز ال هیبن و سردار علی که به بازخوانی قرآن و شریعت مشغول هستند؛ و هدایت توکسال و فاطمه مرنیسی، که در زمینه خوانش مجدد حدیث فعال هستند، از جمله زنان کنشگر فمینیست اسلامی به حساب می‌آیند.[۳۰۹]

جنبش‌های اجتماعی[ویرایش]

در اوایل قرن نوزدهم میلادی، با تأثیر اندیشه‌های غرب جدید بر جوامع مسلمان، شکل‌گیری مباحث تازه‌ای دربارهٔ وضع زنان در جوامع اسلامی صورت گرفت. بر این اساس، با توجه به استعمار کشورهای اسلامی و جریان روشنفکری در این کشورها، موقعیت زنان مسلمان مورد انتقادهایی قرار گرفت و تلاش شد تا علاوه بر تعریفی جدید از مناسبات اجتماعی زنان و مردان، مسئله زنان نمادی برای موفقیت حکومت‌ها در سیاست اصلاح و نوسازی شود. همین امور سبب شد تا طرح مسائلی چون چگونگی تعامل شریعت اسلام با زنان، تأثیر این احکام در منزوی کردن زن مسلمان، ضرورت مشارکت دادن زنان در فرایند توسعه و ترقی جامعه و حقوق زنان مسلمان از مباحث مهم و مناقشات اصلی در جوامع اسلامی گردد. این مسئله در ایران، در دوره قاجار آغاز شد و پس از مشروطیت اوج گرفت و به مباحثی چون لزوم آموزش زنان، ارتقای حقوق مدنی، و در نهایت ورود زنان به مناسبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منجر شد. پس از آن در دوره پهلوی اول، اقدامات دیگری در این زمینه همچون تسهیل تحصیل بانوان و تدوین و تصویب قانون ازدواج که به مسائلی چون سن ازدواج و لزوم ثبت ازدواج صورت گرفت.[۳۱۰] در اوایل قرن بیستم میلادی، شماری از متفکران نواندیش مسلمان، نیاز جامعه را در بازسازی چهره اسلام دیدند. ظهور ناسیونالیسم نیز به این اقدام سرعت بخشید و پاسخگویی به غرب منتقد نیز اهمیت آن را دوچندان کرد. از همین رو بسیاری از اصطلاح‌طلبان لیبرال مسلمان دریافتند که تغییر باید از درون خانواده‌های اسلامی آغاز شود. بنابراین آنها به شدت با افزایش تحصیلات زنان و لغو تعدد زوجات گام‌هایی را برای این هدف، برداشتند. این کوشش‌ها به اصلاح قانون طلاق و در پی آن کاهش آمار طلاق در مناطق مسلمان، لغو تعدد زوجات در منطقه خاورمیانه، جلب مشورت دختر در ضمن اذن پدر برای ازدواج، ایجاد فرصت‌های تحصیلی بیشتر برای بانوان، ایجاد زمینه برای کنترل موالید و لغو محدودیت‌های حجاب در کشورهای مسلمان انجامید.[۳۱۱]

مسائل پزشکی[ویرایش]

قانونی در صورت درخواست
  بدون محدودیت
  محدودیت بارداری بعد از ۱۷ هفته اول
  محدودیت بارداری قبل ۱۷ هفته اول
  محدودیت‌های نامشخص
از نظر قانونی محدود به موارد زیر است:
  خطر برای زندگی مادر، برای سلامتی او *، تجاوز جنسی *، اختلال جنین *، یا عوامل اجتماعی و اقتصادی
  خطری برای زندگی مادر، برای سلامتی او *، تجاوز جنسی، یا اختلال در جنین
  خطر برای زندگی مادر، برای سلامت او *، یا آسیب جنین
  خطر جانی برای مادر *، سلامت *، یا تجاوز جنسی
  خطری برای زندگی یا سلامتی مادر
  خطری برای زندگی مادر
  غیر قانونی بدون استثنا
  بدون اطلاعات
* برای برخی از کشورها یا مناطق در آن دسته اعمال نمی شود
توجه: در برخی کشورها یا سرزمین‌ها، قوانین سقط جنین توسط قوانین، مقررات، اصول حقوقی یا تصمیمات قضایی دیگر اصلاح می‌شوند. این نقشه اثر ترکیبی آنها را همانطور که توسط مقامات اجرا شده است نشان می دهد.


سقط جنین[ویرایش]

به گزارش حاطوت — از پزشکان لبنانی — عده‌ای از دانشمندان پیشین برای جنین، دو مرحله پیش از دمیده‌شدن روح و پیش از آن را معتقد بوده‌اند و مرز این دو مرحله را چهارماهگی می‌دانستند و پایه این امر نیز حرکت جنین از چهارماهگی در شکم مادر است. با این حساب، سقط جنین نیز در نظر دانشمندان با نظرات مختلفی مواجه شده‌است. ممنوعیت سقط جنین پس از چهارماهگی، ممنوعیت سقط جنین در همه موارد و یا جواز سقط جنین در همه موارد، سه دیدگاه اصلی در این زمینه است. رسم سقط جنین تا پیش از ظهور اسلام رواج داشت و با نام «وئاد» شناخته می‌شد. پس از ظهور اسلام، سقط جنین به طور کلی ممنوع و مجازات‌های سنگین دنیوی و اخروی برای آن وضع شد. مجازات‌هایی که برای سقط جنین در اسلام وضع شده‌است، پرداخت یک دهم دیه برای جنین زیر چهارماه و دیه کامل بعد از ماه چهارم از جرایم نقدی این عمل در اسلام است. بر اساس اعتقاد مذاهبی چون شافعی‌ها و حنفی‌ها، دفع هر بافتی که توسط متخصصان، محصولی از محصولات لقاح باشد، در حکم سقط جنین تصور می‌شود. البته در این موارد استثنائاتی نیز لحاظ می‌شود. در مسیحیت نیز این اقدام با عنوان اجبار غیرمنصفانه گزارش شده‌است.[۳۱۲] بر اساس قوانین حقوقی ایران، مصوب ۱۳۸۴ سقط درمانی با تشخیص سه متخصص و تایید پزشکی قانونی برای مواردی که جنین معلول و یا حضور او برای مادر تهدید جانی باشد، مجاز شمرده شده‌است. با این وجود فقهای اسلامی در این مورد نیز اختلاف نظر داشته و بین ممنوعیت کامل سقط جنین حتی جنین معلول تا جواز سقط جنین قبل از چهارماهگی به شرط معلولیت و عسر و حرج مادر، فتوا داده‌اند.[۳۱۳]

عقیم‌سازی[ویرایش]

جلوگیری از بارداری از حقوقی تلقی می‌شود که زن و مرد از آن بهره‌مند هستند و هرکدام می‌توانند با استفاده از دارو و یا لوازم ضد بارداری، نسبت به آن اقدام نمایند. یکی از راه‌های جلوگیری از بارداری، عقیم‌سازی است. در این خصوص بین فقهای اسلامی اختلاف‌هایی گزارش شده‌است. در این میان، فتوا به حرمت کامل عقیم‌سازی به جهت اضرار به نفس وجود دارد. در مقابل فتوای دیگری که اضرار به نفس را در صورت وجود یک انگیزه عقلایی جایز شمرده‌است قرار گرفته‌است. بر این اساس برخی فقهای اسلامی به جواز عقیم‌سازی با وجود مصالحی، رای داده‌اند. در قوانین حقوقی ایران نیز ممنوعیتی برای عقیم‌سازی وجود ندارد و این اقدام در مواردی به صورت رایگان صورت می‌گیرد.[۳۱۴]

ختنه زنان[ویرایش]

قرآن دربارهٔ ختنه اعم از زنان و مردان صحبتی نمی‌کند و در منابع روایی اسلامی، سخنان در رد یا کراهت این ختنه برای زنان، سخنانی به میان آمده‌است. در این میان روایتی از محمد گزارش شده‌است که به این کار توصیه شده‌است و از اجبار در آن نهی شده‌است؛ اما این روایت توسط منابع سنی مورد انتقادهایی در تأیید و اثبات قرار گرفته‌است. با این وجود منابع اسلامی در حکم آن دچار اختلاف هستند. در میان مذاهب اهل سنت، حنبلی‌ها ختنه زنان به شدت مکروه قلمداد شده‌است و از شیعیان، تنها در میان شیعیان مستعلوی این ختنه مرسوم است. بر اساس روایتی از ابن بابویه در منابع روایی شیعه، از علی بن ابی‌طالب گزارش شده‌است که ختنه زنان واجب نیست. از همین رو با توجه به شرایط فرهنگی شیعیان عراق و ایران، این رسم در بین شیعیان مرسوم نیست. این رسم در کشورهای آفریقایی مسلمان شیوع بیشتری دارد و در کشورهای مصر، سودان و مالزی گزارش شده‌است.[۳۱۵] ختنه دختران که در منابع فقهی با اصطلاح «خفض» شناخته می‌شود، به معنای بریدن پوست تاج مانند قسمت بالایی مجاری ادراری زنان است.[۳۱۶][۳۱۷] البته ختنه به صورت‌های دیگری نیز بر روی زنان اجرا می‌شود. بنابر گزارش دایرة المعارف بزرگ اسلامی، این عمل در واقع ارتباطی به دین اسلام ندارد. محمد غزالی، از دانشمندان سنی معاصر در مصر، در اینباره معتقد است که ختنه زنان یک عمل شیطانی است و محمد هیچ‌کدام از دخترانش را ختنه نکرده‌است. این رسم در میان فرقه‌هایی که ختنه را واجب می‌دانند همچون شافعی‌ها، رواج چندانی ندارد و تنها شافعی مذهبان مصر و یمن به این امر اعتنا می‌کنند. بر اساس روایتی از محمد که به ام عطیه در خصوص ختنه زنان سفارش‌هایی می‌کند، شماری از فقیهان عمل ختنه دختران را کرامت و فضیلتی برای آنان برشمرده‌اند و در مقابل گروهی با استناد به روایاتی دیگر، این عمل را خلاف شریعت اسلام دانسته‌اند. در مجموع، چهار فرقه اهل سنت، تنها شافعی‌ها «خفض» را واجب و الباقی آن را نیکو شمرده‌اند.[۳۱۸] به اعتقاد نور قسّام‌علی، از اسلام به صورت متناقضانه‌ای هم برای توجیه و هم برای محکوم کردن این عمل استفاده شده‌است. بر اساس داده‌های موجود، این رسم، به عنوان رسمی محلی که پیشینه‌ای قبل از اسلام داشته‌است، با ورود اسلام به مناطق مختلف، توسط فقیهان با توجیهاتی مواجه شد و به مرور زمان به سنتی اسلامی درآمد. از همین رو شماری از فقیهان مسلمان این رسم را سنتی اسلامی دانسته و به آن توصیه کرده‌اند.[۳۱۹] به گزارش دانشنامه جهان اسلام، این عمل بار روانی و جسمی وخیمی بر زنان داشته‌است و از لحاظ بهداشتی و پزشکی، دارای عوارض منفی است.[۳۲۰]

هنر و ادبیات اسلامی[ویرایش]

سیمین دانشور، از زنان شاعر مسلمان در دوره معاصر ایران

از مسائل مورد توجه هنرمندان مسلمان، به تصویر کشیدن شخصیت‌های قرآنی است. در این خصوص، تصاویری که از زنانی در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند، مورد بررسی‌هایی قرار گرفته‌است. در تصاویری که از حوا به ثبت رسیده‌است، او را زنی وسوسه‌کننده به تصویر کشیده‌اند. از دیگر موارد مورد توجه در هنر اسلامی، به تصویر کشیدن زلیخا بوده‌است.[۳۲۱] اولین پیکرنگاری‌ها از زنان در عصر هنر اسلامی، به اوایل قرن دوم هجری بر می‌گردد. این پیکرنگاری‌ها در کاخ‌های خلفا برای تزئین صورت می‌گرفت و بیشتر در شام و عراق مرسوم بود. زنان در این نقاشی‌ها بیشتر به شکل رقصنده، نوازنده یا ساقی نقاشی می‌شدند. با وجود اینکه این آثار در دوره اسلامی به تصویر کشیده شده‌اند، اما کمتر از روح و معنویت اسلامی در آن دیده می‌شود؛ بنابراین، آثار به جا مانده از سده‌های اول اسلامی، به جهت در خدمت حاکمیت بودن هنر و عدم التزام عمیق حاکمان به شریعت اسلام، زنان تصویرنگاری شده بیشتر در حرمسراها و مجالس لهو بوده‌اند. با گذشت زمان و فراگیری فرهنگ اسلامی در میان عموم مردم، تصاویر زنان به صورت اسطوره‌ای و نمادین با بیانی پاک و قابل احترام نگارگری شده‌اند.[۳۲۲] در حوزه هنر، یکی از تحریف‌های صورت گرفته، نقاشی زنان سرتاپا پوشیده مسلمان در انظار عمومی و زنانی کاملاً برهنه در خلوت‌گاه‌ها و حرمسراها بوده‌است که بیشتر در دوران محدودیت‌های ویکتوریا به تصویر کشیده شده‌اند و تصویر اشتباهی از زن مسلمان به غرب منتقل می‌کردند.[۳۲۳]

شور و عشق یوسف و زلیخا در ادبیات عرفانی اسلامی توسعه بسیاری یافته‌است. دراین خصوص تفاسیر عرفانی، زلیخا را نمادی برای عالم سفلی و ماده در نظر گرفته‌است و در مقابل، یوسف را، شخصی توصیف می‌کنند که در جستجوی عرفان است. در این میان، گروهی از نویسندگان عرفانی، زلیخا را بابت گناه‌کار جلوه کردن یوسف شماتت کرده‌اند و گروهی دیگر، عشق زلیخا به یوسف را تمجید می‌کردند. در این میان عشق زمینی، به عشق آسمانی بنده نسبت به خدا نیز تفسیر شده‌است. شاعران عرفانی نیز روح زن را تحریک‌کننده به شر توصیف کرده‌اند.[۳۲۴]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

متون دینی و ادبی در صدر اسلام، بهترین منابع برای شناخت جایگاه زنان در عصر صدر اسلام هستند.[۳۲۵] همچنین اشعار جاهلی، بیشترین سهم را در شناخت فرهنگ حاکم بر عصر جاهلیت پیش از اسلام را داراست و برخی گزاره‌های تاریخی پراکنده و آیاتی از قرآن، دیگر منابع در دسترس برای شناخت عصر جاهلیت به حساب می‌آیند.[۳۲۶] از میان منابع اولیه که به زندگی زنان صدر اسلام پرداخته‌است، می‌توان به کتاب‌های طبقات ابن سعد و الاصابه ابن حجر اشاره کرد.[۳۲۷] پس از آن در دوره‌های مختلف به شرح حال زنان در هر عصر پرداخته شده‌است. عبدالحلیم محمد ابوشقه، در کتابی با عنوان تحریر المراة فی عصر الرساله به وضعیت زنان در صدر اسلام پرداخته‌است و به صورت مفصل، به شرح احوالات زنان در آن دوره پرداخته‌است.[۳۲۸] از تحقیقاتی که حضور زنان در فعالیت‌هایشان در صدر اسلام را موضوع تحقیق خود قرار داده‌اند می‌توان به اثرات نقش زنان در جنگ‌های پیامبر اسلام (ص) تا خلفای راشدین اثری از فاطمه خدامیان، تأثیر تعارض سنن جاهلی و آموزه‌های دینی بر فعالیت‌های سیاسی زنان در دوران بنی‌امیه و عصر اول بنی‌عباس اثر آزیتا رضوی، جایگاه اجتماعی زنان از منظر قرآن اثر سودابه اکبری، کتاب نقش زن در جنگ‌های صدر اسلام اثر بتول دهخوارقانی و کتاب زن، دین، سیاست اثر زهرا آیت‌اللهی اشاره کرد. احمد حیدری نیز در کتابی با عنوان بزرگ زنان صدر اسلام به مقایسه جایگاه اجتماعی زنان قبل از اسلام و پس از آن پرداخته‌است.[۳۲۹]

مجله زنان، از مجلات فمینیستی در ایران

با شروع سازوکارهایی در قرن نوزدهم میلادی، برای نوین‌سازی چهره زنان مسلمان، متفکران و متلکمان مسلمان در پاسخ به دیدگاهی که اسلام را عامل مظلومیت و عقب‌ماندگی زن مسلمان می‌دانست، دست به تألیف آثار متنوعی زدند. در این میان کسانی چون قاسم امین مصری و نظیره زین‌الدین سعی کردند تا به نقد دیدگاه‌های سنتی و اسلامی بروند و در خلال آن به طرح رویکردهای نوین و غالباً با الهام از آموزه‌های جریان فمینیسم، سنت اسلامی را به گونه‌ای تفسیر و تاویل کنند. در مقابل کسانی چون محمد عبدُه، محمدحسین طباطبایی، سید قطب و مرتضی مطهری سعی کردند در آثارشان، حقوق بنیادین زن در اسلام را ضمن دفاع از احکام اسلامی و با نقد دیدگاه‌های جدید دربارهٔ حقوق زن، تشریح کردند.[۳۳۰] از آثاری که با موضوع فمینیسم اسلامی منتشر شده‌اند، ماهنامه زنان که به مالکیت شهلا شرکت است که در تهران و از سال ۱۹۹۲ میلادی منتشر می‌شد. این مجله توانست در سال ۱۹۹۴ به صدای اصلی برای اصلاح وضعیت زنان در ایران مبدل شود.[۳۳۱] با حکم رضاشاه پهلوی در خصوص منع استفاده از حجاب در ایران، آثار متعددی در موضوع اثبات حکم شرعی بودن حجاب نگارش یافت. این رساله‌ها که با عنوان حجابیه مشهور بودند، در سال ۱۳۲۹ ه‍.ش با نگارش رساله‌ای با عنوان وجوب الحجاب و حرمة الشراب اثر محمدصادق ارومی فخرالاسلام — از نو مسلمانان مسیحی — آغاز شد. بیشتر این رساله‌های موسوم به حجابیه بین سال‌های ۱۳۰۶ تا ۱۳۰۷ نوشته شدند و با سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و لغو این حکم در ۱۳۲۲ ه‍. ش، مجال برای نگارش آثار در این زمینه، فراهم شد و آثار بسیاری در این موضوع نگارش یافت. از دیگر کتاب‌ها با موضوع حجاب اسلامی، کتاب مسئله حجاب مرتضی مطهری است که در موضوع دفاع از حجاب نگارش یافته‌است.[۳۳۲]

بخش مهمی از احکام کتب فقهی، در موضوع حقوق زنان تدوین شده‌است، با این وجود، فقیهان مسلمان آثاری را به صورت مستقل با این موضوع تدوین کرده‌اند. کتاب النساء اثر جعفر بن محمد قولویه، احکام النساء اثر شیخ مفید و احکام النساء ابن جوزی، از این دست آثار هستند.[۳۳۳] مدخل زنان و قرآن که در دانشنامه قران لیدن توسط روث رودد نوشته شده‌است، از تحقیقات خاورشناسان در موضوع زنان و اسلام است. مقاله «تحلیل مدخل زنان و قرآن در دایرةالمعارف قرآن» و همین‌طور «بررسی و نقد مقاله زنان و قران» از تحقیقاتی هستند که به بررسی و نقد این مدخل پرداخته‌اند.[۳۳۴] در سی سال گذشته، آثار و تحقیقات متعددی با موضوع نقش زنان در جامعه اسلامی صورت گرفته‌است بیشتر این نوشته‌ها به بر وضعیت نقش فرودست زنان در یک سیستم اجتماعی تفکیک شده متمرکز بودند.[۳۳۵]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. به عربی: «الطیره فی الثالث: فی المراة و الدابة و الدار» (رک: پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.)
  2. به انگلیسی: J. Smith
  3. «ای پیامبر، اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند تا بیعت کنند، بدین شرط که هیچ‌کس را با خدا شریک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و فرزندی را که از آن شوهرشان نیست به دروغ به او نسبت ندهند و در کارهای نیک نافرمانی تو نکنند، با آن‌ها بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه، که خدا آمرزنده و مهربان است.» آیه ۱۲ ممتحنه
  4. به انگلیسی: Fabio Milani

پانویس[ویرایش]

  1. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  2. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  3. ثعلبی، کشف البیان، ۶:‎ ۲۳.
  4. Jawad, The Rights of Women in Islam, 2.
  5. نصیری و زارعکار، «تحلیل زنده‌به‌گور کردن دختران»، پژوهش‌های تاریخی.
  6. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  7. علویان، حسینی و اکبری، «حق رأی زنان در نظام سیاسی اسلام»، مطالعات راهبردی زنان.
  8. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  9. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  10. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  11. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  12. Jawad, The Rights of Women in Islam, 3.
  13. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  14. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  15. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  16. Jawad, The Rights of Women in Islam, 3.
  17. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  18. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  19. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  20. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  21. مرادی خلج، «زنان صالح در قرآن»، بانوان شیعه.
  22. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  23. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  24. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  25. Jawad, The Rights of Women in Islam, 5.
  26. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  27. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  28. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  29. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  30. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  31. بنئی و جلالی کندری، «تحلیل مدخل زنان و قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث.
  32. بنئی و جلالی کندری، «تحلیل مدخل زنان و قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث.
  33. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  34. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  35. مرادی خلج، «زنان صالح در قرآن»، بانوان شیعه.
  36. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  37. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  38. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  39. بنئی و جلالی کندری، «تحلیل مدخل زنان و قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث.
  40. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  41. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  42. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  43. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  44. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  45. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  46. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  47. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  48. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  49. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  50. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  51. عیوضی و کریمی، «مشارکت اجتماعی زنان»، دانش سیاسی.
  52. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  53. Jawad, The Rights of Women in Islam, 8.
  54. Jawad, The Rights of Women in Islam, 10.
  55. Jawad, The Rights of Women in Islam, 13.
  56. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  57. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  58. عیوضی و کریمی، «مشارکت اجتماعی زنان»، دانش سیاسی.
  59. Jawad, The Rights of Women in Islam, 12.
  60. نصیری و زارعکار، «تحلیل زنده‌به‌گور کردن دختران»، پژوهش‌های تاریخی.
  61. Jawad, The Rights of Women in Islam, 4.
  62. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  63. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  64. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  65. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  66. عیوضی و کریمی، «مشارکت اجتماعی زنان»، دانش سیاسی.
  67. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  68. Robinson, The Cambridge Illustrated History of the Islamic World Check, 188.
  69. محقق، «ام‌المومنین»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  70. حسینی سمنانی، «خصائص النبی»، دانشنامه جهان اسلام.
  71. ایوب، زوجات النبی، ۱۱۸.
  72. Robinson, The Cambridge Illustrated History of the Islamic World Check, 191.
  73. Jawad, The Rights of Women in Islam, 10.
  74. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  75. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۸۶.
  76. ایمانی و احمدوند، «زن در اندیشه سلفی»، اندیشه نوین دینی، ۱۷۶.
  77. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  78. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  79. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  80. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  81. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  82. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۵:‎ ۲۹۲.
  83. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  84. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  85. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  86. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  87. هدایت‌زاده و ریسیان، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری»، کتاب قیم.
  88. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  89. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  90. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  91. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  92. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  93. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  94. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  95. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  96. صدری و صادقی، «گستره گواهی زن در اسلام»، پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی.
  97. حاجیعلی و قدرتی، «امکان اعمال ولایت قضایی زنان»، مطالعات اجتماعی و روان‌شناختی زنان.
  98. صفا، «قضاوت و دادرسی زنان در اسلام»، فقه و تاریخ تمدن.
  99. Jawad, The Rights of Women in Islam, 24.
  100. صدری و صادقی، «گستره گواهی زن در اسلام»، پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی.
  101. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  102. صدری و صادقی، «گستره گواهی زن در اسلام»، پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی.
  103. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۹۰.
  104. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  105. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  106. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  107. شمسینی غیاثوند و نجفی، «واکاوی مشارکت سیاسی زنان در جهان اسلام»، مطالعات سیاسی جهان اسلام.
  108. Jawad, The Rights of Women in Islam, 3.
  109. بنئی و جلالی کندری، «تحلیل مدخل زنان و قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث.
  110. Nasr, The Heart of Islam, 187.
  111. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  112. Jawad, The Rights of Women in Islam, 9.
  113. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  114. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  115. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  116. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۸۷–۲۸۹.
  117. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  118. Nassehi, “Domestic Violence:Iran and Afghanistan”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  119. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۸۹.
  120. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  121. Nasr, The Heart of Islam, 183.
  122. Robinson, The Cambridge Illustrated History of the Islamic World Check, 197.
  123. Gai, Remembering God: reflections on Islam, 85-86.
  124. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  125. تقوی‌پور، اسماعیلی و صلواتیان، «الگوی جامع خانواده تراز در اندیشه اسلامی»، زنان و خانواده.
  126. Nasr, The Heart of Islam, 184.
  127. Newby, “Marriage”, A concise Encyclopedia of Islam.
  128. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۰–۳۹۱.
  129. Newby, “Marriage”, A concise Encyclopedia of Islam.
  130. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۶.
  131. بهمن پوری و تسلیخ، «سقوط اذن پدر در ازدواج»، پژوهش های فقه و حقوق اسلامی.
  132. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۳.
  133. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  134. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۳.
  135. Jawad, The Rights of Women in Islam, 20.
  136. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  137. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۳–۳۹۵.
  138. کیائی، قانون مدنی و فتاوای امام خمینی، ۲:‎ ۳۶۵.
  139. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  140. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۱–۳۹۳.
  141. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  142. Newby, “mahr”, A concise Encyclopedia of Islam.
  143. توجهی و ملکشاه، «جایگاه مهریة سنگین در آموزه‌های دینی»، پژوهش‌نامه زنان.
  144. تقوی‌پور، اسماعیلی و صلواتیان، «الگوی جامع خانواده تراز در اندیشه اسلامی»، زنان و خانواده.
  145. Newby, “mahr”, A concise Encyclopedia of Islam.
  146. توجهی و ملکشاه، «جایگاه مهریة سنگین در آموزه‌های دینی»، پژوهش‌نامه زنان.
  147. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۴.
  148. Newby, “mahr”, A concise Encyclopedia of Islam.
  149. Jawad, The Rights of Women in Islam, 7.
  150. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  151. خزائی، «بررسی فقهی حقوقی نفقه»، پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی.
  152. تقوی‌پور، اسماعیلی و صلواتیان، «الگوی جامع خانواده تراز در اندیشه اسلامی»، زنان و خانواده.
  153. Nasr, The Heart of Islam, 189.
  154. Gai, Remembering God: reflections on Islam, 85.
  155. Newby, “family”, A concise Encyclopedia of Islam.
  156. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  157. Jawad, The Rights of Women in Islam, 9.
  158. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  159. Newby, “divorce”, A concise Encyclopedia of Islam.
  160. Nasr, The Heart of Islam, 185.
  161. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  162. Newby, “divorce”, A concise Encyclopedia of Islam.
  163. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  164. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  165. Newby, “divorce”, A concise Encyclopedia of Islam.
  166. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  167. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  168. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  169. Jawad, The Rights of Women in Islam, 8.
  170. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  171. صدری و صادقی، «گستره گواهی زن در اسلام»، پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی.
  172. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  173. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  174. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  175. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  176. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  177. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  178. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  179. تقوی‌پور، اسماعیلی و صلواتیان، «الگوی جامع خانواده تراز در اندیشه اسلامی»، زنان و خانواده.
  180. Nasr, The Heart of Islam, 183.
  181. تقوی‌پور، اسماعیلی و صلواتیان، «الگوی جامع خانواده تراز در اندیشه اسلامی»، زنان و خانواده.
  182. Nasr, The Heart of Islam, 191 & 193.
  183. Jawad, The Rights of Women in Islam, 12.
  184. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  185. Jawad, The Rights of Women in Islam, 12.
  186. تقوی‌پور، اسماعیلی و صلواتیان، «الگوی جامع خانواده تراز در اندیشه اسلامی»، زنان و خانواده.
  187. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  188. Gai, Remembering God: reflections on Islam, 88.
  189. Jawad, The Rights of Women in Islam, 12.
  190. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  191. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  192. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  193. Nasr, The Heart of Islam, 187.
  194. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  195. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۱:‎ ۳۹۵.
  196. Hessini, “Domestic Violence”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  197. Nassehi, “Domestic Violence:Iran and Afghanistan”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  198. Jawad, The Rights of Women in Islam, 5.
  199. Mazumdar and Mazumdar, “RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE”, Journal of Architectural and Planning Research.
  200. نیکزاد، «روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام»، مطالعات راهبردی زنان.
  201. محمدی، «تحلیل تفاوت‌های جنسیتی زن و مرد»، انسان‌پژوهی دینی.
  202. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  203. Mazumdar and Mazumdar, “RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE”, Journal of Architectural and Planning Research.
  204. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  205. علویان، حسینی و اکبری، «حق رأی زنان در نظام سیاسی اسلام»، مطالعات راهبردی زنان.
  206. کدیور، «حقوق زنان در آخرت»، مدرس علوم انسانی.
  207. بنئی و جلالی کندری، «تحلیل مدخل زنان و قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث.
  208. کدیور، «حقوق زنان در آخرت»، مدرس علوم انسانی.
  209. “Artist Feature”, howtotalkaboutarthistory.
  210. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  211. Jawad, The Rights of Women in Islam, 20.
  212. Jawad, The Rights of Women in Islam, 9.
  213. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۶۰–۶۲.
  214. Nasr, The Heart of Islam, 194.
  215. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۶۴–۶۵.
  216. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  217. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  218. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۶۵–۶۷.
  219. Jawad, The Rights of Women in Islam, 22.
  220. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  221. Robinson, The Cambridge Illustrated History of the Islamic World Check, 188.
  222. Jawad, The Rights of Women in Islam, 25.
  223. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  224. Jawad, The Rights of Women in Islam, 25.
  225. ایمانی و احمدوند، «زن در اندیشه سلفی»، اندیشه نوین دینی، ۱۷۹ و ۱۸۴.
  226. شمسینی غیاثوند و نجفی، «واکاوی مشارکت سیاسی زنان در جهان اسلام»، مطالعات سیاسی جهان اسلام.
  227. Nasr, The Heart of Islam, 194.
  228. Jawad, The Rights of Women in Islam, 26.
  229. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  230. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۶۰.
  231. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۶۳.
  232. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  233. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۵۰.
  234. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  235. شمسینی غیاثوند و نجفی، «واکاوی مشارکت سیاسی زنان در جهان اسلام»، مطالعات سیاسی جهان اسلام.
  236. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  237. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  238. Jawad, The Rights of Women in Islam, 7.
  239. علویان، حسینی و اکبری، «حق رأی زنان در نظام سیاسی اسلام»، مطالعات راهبردی زنان.
  240. Jawad, The Rights of Women in Islam, 23.
  241. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۵۲–۵۷.
  242. Nasr, The Heart of Islam, 192.
  243. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  244. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  245. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  246. بزرگمهر، مولایی و قاسمی، «تحول حقوق زنان در جهان اسلام»، جامعه‌شناسی سیاسی جهان اسلام.
  247. Nasr, The Heart of Islam, 185.
  248. Mazumdar and Mazumdar, “RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE”, Journal of Architectural and Planning Research.
  249. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  250. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  251. Nasr, The Heart of Islam, 196.
  252. صفا، «قضاوت و دادرسی زنان در اسلام»، فقه و تاریخ تمدن.
  253. حاجیعلی و قدرتی، «امکان اعمال ولایت قضایی زنان»، مطالعات اجتماعی و روان‌شناختی زنان.
  254. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  255. Jawad, The Rights of Women in Islam, 9.
  256. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  257. Gallagher, “Apostasy:Overview”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  258. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۹۴–۲۹۳.
  259. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  260. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  261. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۹۴.
  262. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۹۶.
  263. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۵:‎ ۴۹۷.
  264. شمسینی غیاثوند و نجفی، «واکاوی مشارکت سیاسی زنان در جهان اسلام»، مطالعات سیاسی جهان اسلام.
  265. Nasr, The Heart of Islam, 193.
  266. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۲۹.
  267. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۴۷–۴۸.
  268. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  269. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۲۵.
  270. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  271. Jawad, The Rights of Women in Islam, 23.
  272. Mazumdar and Mazumdar, “RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE”, Journal of Architectural and Planning Research.
  273. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  274. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  275. شمسینی غیاثوند و نجفی، «واکاوی مشارکت سیاسی زنان در جهان اسلام»، مطالعات سیاسی جهان اسلام.
  276. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۲۳–۲۴.
  277. Nasr, The Heart of Islam, 193.
  278. محمدیان و سلحشور، «اخلاق تشریع کیفر برای بانوان»، مطالعات زن و خانواده.
  279. شمسینی غیاثوند و نجفی، «واکاوی مشارکت سیاسی زنان در جهان اسلام»، مطالعات سیاسی جهان اسلام.
  280. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  281. علویان، حسینی و اکبری، «حق رأی زنان در نظام سیاسی اسلام»، مطالعات راهبردی زنان.
  282. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۴:‎ ۲۸۸.
  283. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۳۴.
  284. شمسینی غیاثوند و نجفی، «واکاوی مشارکت سیاسی زنان در جهان اسلام»، مطالعات سیاسی جهان اسلام.
  285. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۴۳.
  286. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  287. Jawad, The Rights of Women in Islam, 22.
  288. Nawab, The contribution of women to Muslim Society, 89.
  289. جلالی کندری، «حضور نظامی زنان در صدر اسلام»، علوم انسانی دانشگاه الزهرا.
  290. سامانی، نقش زنان در تاریخ اسلام، ۳۶.
  291. ایمانی و احمدوند، «زن در اندیشه سلفی»، اندیشه نوین دینی، ۱۸۴.
  292. عیوضی و کریمی، «مشارکت اجتماعی زنان»، دانش سیاسی.
  293. علویان، حسینی و اکبری، «حق رأی زنان در نظام سیاسی اسلام»، مطالعات راهبردی زنان.
  294. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  295. Mazumdar and Mazumdar, “RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE”, Journal of Architectural and Planning Research.
  296. عیوضی و کریمی، «مشارکت اجتماعی زنان»، دانش سیاسی.
  297. Mazumdar and Mazumdar, “RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE”, Journal of Architectural and Planning Research.
  298. مشهودی، «ورزش بانوان از منظر فقه اسلامی»، مطالعات قرآنی نامه.
  299. ایمانی و احمدوند، «زن در اندیشه سلفی»، اندیشه نوین دینی، ۱۷۸-۱۷۹.
  300. ایمانی و احمدوند، «زن در اندیشه سلفی»، اندیشه نوین دینی، ۱۸۰-۱۸۳.
  301. هدایت‌زاده و ریسیان، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری»، کتاب قیم.
  302. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  303. هدایت‌زاده و ریسیان، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری»، کتاب قیم.
  304. Badran, “Engaging Islamic Feminism”, ISLAMIC FEMINISM.
  305. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  306. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  307. فقیه و خادم جهرمی، «حقوق ممتازه جامعه زنان نسبت به مردان»، زن و جامعه.
  308. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  309. Badran, “Engaging Islamic Feminism”, ISLAMIC FEMINISM.
  310. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  311. Smith, “Women in Islam”, Journal of the American Academy of Religion.
  312. حاطوت، «سقط جنین و اسلام»، درسهایی از مکتب اسلام.
  313. ایزانلو و افشار قوچانی، «عقیم‌سازی و سقط جنین معلول»، حقوق پزشکی.
  314. ایزانلو و افشار قوچانی، «عقیم‌سازی و سقط جنین معلول»، حقوق پزشکی.
  315. Kassamali, “Genital Cutting”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  316. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ۳:‎ ۴۳۳.
  317. گروه تاریخ اجتماعی، «ختنه»، دانشنامه جهان اسلام.
  318. بلوکباشی، «ختنه»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  319. Kassamali, “Genital Cutting”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  320. گروه تاریخ اجتماعی، «ختنه»، دانشنامه جهان اسلام.
  321. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  322. شادقزوینی، «بررسی هویت زنان در نقوش»، زن در فرهنگ و هنر.
  323. Nasr, The Heart of Islam, 194.
  324. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  325. Sonbol, “Rise of Islam”, Encyclopedia of Women & Islamic Cultures.
  326. پروین و دیگران، «مطالعه تطبیقی طلاق»، پژوهش‌نامه قرآن و حدیث.
  327. Robinson, The Cambridge Illustrated History of the Islamic World Check, 188.
  328. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  329. ضابطی و رشاد، «رویکرد جامعه‌شناختی به سیاست زنان در صدر اسلام»، پژوهش اجتماعی.
  330. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  331. Roded, “Women and the Qurān”, Encyclopaedia of the Qurʾān.
  332. سعیدی، «حجاب»، دانشنامه جهان اسلام.
  333. بستان، «حقوق زنان»، دانشنامه جهان اسلام.
  334. بنئی و جلالی کندری، «تحلیل مدخل زنان و قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث.
  335. Mazumdar and Mazumdar, “RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE”, Journal of Architectural and Planning Research.

منابع[ویرایش]

دانشنامه‌ها

کتاب

ژورنال‌ها

انگلیسی

  • Badran, Margot (۲۰۰۸). "Engaging Islamic Feminism" (PDF). ISLAMIC FEMINISM: CURRENT PERSPECTIVES (به انگلیسی). Juvenes Print University of Tampere (96): 25–37.
  • Gallagher, Nancy (2005). "Apostasy:Overview". In Joseph, Suad (ed.). Encyclopedia of Women & Islamic Cultures (به انگلیسی) (1rd ed.). Leiden: Brill.
  • Gai, Eaton (2000). Remembering God: reflections on Islam (به انگلیسی). Cambridge: Islamic Texts Society.
  • Hessini, Leila (2005). "Domestic Violence: Arab States". In Joseph, Suad (ed.). Encyclopedia of Women & Islamic Cultures (به انگلیسی) (1rd ed.). Leiden: Brill.
  • Jawad, Haifaa A. (1998). The Rights of Women in Islam (به انگلیسی). Britain: MACMILLAN PRESS LTD.
  • Kassamali, Noor (2006). "Genital Cutting: Africa and the Middle East". In Joseph, Suad (ed.). Encyclopedia of Women & Islamic Cultures (به انگلیسی) (1rd ed.). Leiden: Brill.
  • Newby, Gordon D (2002). A concise Encyclopedia of Islam (به انگلیسی). England: Oxford.
  • Nassehi, Vida (2005). "Domestic Violence: Iran and Afghanistan". In Joseph, Suad (ed.). Encyclopedia of Women & Islamic Cultures (به انگلیسی) (1rd ed.). Leiden: Brill.
  • Nasr, Hossein (2004). THE HEART OF ISLAM: Enduring Values for Humanity (PDF) (به انگلیسی). New York: NY: HarperOne.
  • Nawab, Suraiya (۱۹۹۷). "The contribution of women to Muslim Society : a study of selected autobiographical and bibliographical literature" (PDF) (به انگلیسی). Rand Afrikaans University. {{cite journal}}: Cite journal requires |journal= (help)
  • Mazumdar, Shampa; Mazumdar, Sanjoy (۲۰۰۱). "RETHINKING PUBLIC AND PRIVATE SPACE: RELIGION AND WOMEN IN MUSLIM SOCIETY". Journal of Architectural and Planning Research (به انگلیسی) (18): 302-324 – via jstor. {{cite journal}}: Invalid |دسترسی پیوند=آبونمان (help); line feed character in |عنوان= at position 66 (help)
  • Robinson, Francis (1996). The Cambridge Illustrated History of the Islamic World (به انگلیسی). New York: Cambridge University Press.
  • Roded, Ruth (2004). "Women and the Qurān". In Archer, George; Boisliveau, Anne-Sylvie; Dost, Suleyman; Naguib, Shuruq (eds.). Encyclopaedia of the Qur'ān (به انگلیسی) (1rd ed.). Brill.
  • Smith, Jane I (۱۹۷۹). "Women in Islam: Equity, Equality, and the Search for the Natural Order". Journal of the American Academy of Religion (به انگلیسی) (۴۷): ۵۱۷-۵۳۷ – via jstor. {{cite journal}}: Invalid |دسترسی پیوند=آبونمان (help)
  • Sonbol, Amira (2003). "Rise of Islam: 6th to 9th Century". In Joseph, Suad (ed.). Encyclopedia of Women & Islamic Cultures (به انگلیسی) (1rd ed.). Leiden: Brill.

منابع آنلاین

برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]