امامت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

امامت (به عربی: إمامية) یکی از اصول پنج‌گانهٔ باور شیعیان است، که به جهت اهمیت آن شیعیان دوازده‌امامی یا اثنی عشری خود را «امامیّه» می‌خوانند. شیعیان با استناد به قرآن و حدیث معتقد به لزوم وجود امام در جامعه هستند.

جامعه‌اسلامی در مسائل عقیدتی سه امر را اصل دانسته‌اند و بر آن اتّفاق نظر دارند این سه عبارت اند از توحید، نبوت و معاد؛ در بین مسلمانان، شیعیان دوازده‌امامی به اصل چهارمی ایمان دارند و بر آن پای می‌فشارند و آن اصل امامت است و البتّه مسئله عدل را هم از اصول دانسته‌اند. اعتقاد به امامت به عنوان یک اصلِ خاصِ شیعیان دوازده‌امامی بیان می‌شود.

امامت در زبان عربی به معنای «پیشوا» است.[۱]

امامت در قرآن[ویرایش]

  • در آیه ۲۴ سوره سجده این گونه ذکر شده‌است:

وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ.

و از میان بنی اسرائیل پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت کنند؛ چون آنان، هم صبر کردند و هم به آیات ما یقین داشتند.

این آیه اثبات می‌کند که تعیین امام از حقوق الهی است.[۲]

  • در آیه ۱۲۴ سوره بقره نیز ذکر شده‌است:

و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین".

(به خاطر بیاورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانی قرار بده) خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد.

این آیه نمایانگر آن است که خداوند برای مردم امام تعیین می‌کند و آن امام باید معصوم و عاری از گناه باشد.

مبانی قرآنی امامت از نظر محمد باقر[ویرایش]

دربارهٔ مبانی قرآنیِ امامت از نظر محمد باقر، از منابع شیعی این‌طور برمی‌آید که باقر تأکید زیادی بر آیهٔ ولایت (آیه ۵۵ سورهٔ مائِده)[یادداشت ۱] داشته است. این آیه بسته به اینکه واو در شروع عبارتِ «وَ هُمْ رَاکِعُونَ» واو حالیه[یادداشت ۲] باشد یا واوِ عطف،[یادداشت ۳] به دو گونهٔ مختلف ترجمه می‌شود. در ترجمهٔ دوم، همهٔ مؤمنان شایستگی دارند «ولیّ» باشند ولی در ترجمهٔ اول، فقط کسانی ولی هستند که درحال رکوع زکات می‌دهند؛ که به‌اعتقاد باقر اشاره به علی بن ابی‌طالب دارد. [یادداشت ۴] به‌گونه‌ای که در منابع شیعه آمده است، به‌نظر محمد باقر، پیامبر اسلام از توضیح و تبیینِ آیهٔ ولایت برای مردم اکراه داشته است؛ اما مردم همان‌طور که انتظار داشتند پیامبر احکامی چون نماز و زکات و حج را — که در قرآن به آن اشاره شده است — برای مردم تبیین کند، در این مورد هم انتظارِ توضیح داشتند. ولی پیامبر از بیمِ اینکه مبادا مردم مُرتَدّ شوند، زیر بارِ توضیح نرفت. به‌اعتقاد شیعه، در همین هنگام بود که آیهٔ ۶۷ سورهٔ مائده نازل شد: «ای پیامبر آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است [به مردم] برسان. اگر چنین نکنی، رسالتِ او را به‌جا نیاوردی؛ خدا تو را از مردم حفظ می‌کند...» به‌عقیدهٔ باقر، پیامبر در غدیرِ خُم این فرمانِ خداوند را به‌جا آورد.[یادداشت ۵] به‌اعتقاد باقر، چنانکه در منابع شیعی آمده است، در روز غدیر خم و بعد از انتصابِ علی بن ابی‌طالب به امامت بود که آیهٔ سوم سورهٔ مائده[یادداشت ۶] نازل شد.[یادداشت ۷][۳]

آیهٔ دیگری که محمد باقر در تبیینِ امامت به آن استناد می‌کند آیهٔ اولوالامر (آیه ۵۹ سورهٔ نِساء)[یادداشت ۸] است که در آن اطاعت از «اُولُوالْاَمر» در کنار اطاعت از خدا و رسولش واجب شده است. تفسیر باقر از «اولوالامر» اهل بیت پیامبر است.[یادداشت ۹][۴] به‌عقیدهٔ باقر، قرآن نه‌تنها اطاعت از ائمه را واجب کرده، بلکه بر مبنای آیهٔ مَوَدَّت (آیهٔ ۲۳ سورهٔ شوریٰ[یادداشت ۱۰] دوستیِ آنان را هم به مؤمنان توصیه کرده است.[۵] و تأکید می‌کند که در قیامت همهٔ مردم را به امامان‌شان فرا می‌خوانند. محمد باقر همچنین با پیش کشیدن آیهٔ تَطهیر به بحث دربارهٔ عِصمَتِ ائمه می‌پردازد. او امامت را یکی از فَرایِضِ دین و ستونش می‌داند. محوری که ستون‌های دیگر بر گردِ آن در حرکتند. باقر همچنین از ائمه به‌عنوان «نور» اسم می‌برد و تأکید دارد که دانش و هدایتِ حقیقی در نزد آنان است.[۶]

امامت در احادیث[ویرایش]

  • در صحیح بخاری و مسلم و مسند طیالسی و احمدبن حنبل و سنن ترمذی و ابن ماجه و منابعی دیگر آمده‌است که محمد به علی فرمود: تو برای من به منزلهٔ هارون برای موسی هستی. با این تفاوت که بعد از من دیگر پیامبری نخواهد آمد.[۷]
  • در غدیر خم، در هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت، به هنگام بازگشت محمد از آخرین حج خود و با نزول آیه ۶۷ سوره مائده، محمد به کاروانها دستور توقف داد و فرمود تا همان‌جا توقف کرده و پیش رفتگان را فراخوانند تا واپس ماندگان نیز از راه برسند.[۸] پس از ادای نماز، به خطبه برخاست و خدای را حمد و سپاس گفت و فرمود: نزدیک است که مرا بخوانند و من هم اجابت کنم و من و شما هر دو در پیشگاه خداوند مسئولیم. … آیا می‌دانید که من از همه مؤمنان بر خودشان سزاوارتر و مقدم تر می‌باشم؟ مردم بانگ برآوردند: آری ای رسول خدا؛ و بازپرسید: آیا می‌دانید و گواهی می‌دهید که من بر هر فرد مؤمنی از خود او مقدم تر و سزاوارتر هستم؟ مردم فریاد برآوردند: آری. سپس محمد دست علی را گرفت و بلند کرد به‌طوری‌که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و فرمود: ای مردم! خداوند مولا و سرور من است و من مولا و سرور شما هستم.[۹][۱۰] پس هر که را من مولای او می‌باشم این علی مولای او خواهد بود.[۱۱] پس دست به دعا برداشت و گفت: بار خدایا! دوستدار او را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار.[۱۲] یاری‌کننده او را یاری کن و خوارکننده او را خوار گردان.[۱۳]
  • همچنین بنا بر حدیثی دیگر از محمد که می‌فرماید: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیّة» (هر کس بمیرد درحالیکه امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده‌است) شناخت امام شرط قبول اسلام نزد پروردگار دانسته شده‌است.»[۱۴]

مبانی حدیثی امامت از نظر محمد باقر[ویرایش]

دلایل باقر دربارهٔ الهی بودنِ امامت بیشتر بر پایهٔ قرآن است، اما در تکمیلِ نظریاتش از احادیث فراوانی منقول از پیامبر هم استفاده کرده است. لالانی از این میان، احادیثی را انتخاب کرده که مورد تأیید شیعه و غیرشیعه است هرچند تفسیرِ این احادیث نزد این دو گروه یکسان نیست. مهم‌ترین حدیثی که باقر در تأییدِ امامتِ ائمه به آن استناد کرده، حدیث غدیر است. بر طبق این حدیث، پیامبر از مردم پرسید: «مَن أَوْلَی بِکُم» یعنی «چه کسی به شما نزدیک‌تر و سزاوارتر است؟» مردم پاسخ دادند خدا و پیامبرش بهتر می‌دانند. سپس پیامبر با اشاره به آیهٔ ششم سورهٔ اَحزاب[یادداشت ۱۱] پرسید مگر من به شما سزاوارتر و نزدیک‌تر از خودتان نیستم؟ مردم پاسخِ مثبت دادند. پیامبر سپس دستِ علی را بالا گرفت و گفت «مَن کُنتُ مَوْلیٰ فَعَلیٌّ مَوْلاه» یعنی «هرکه من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست».[یادداشت ۱۲] حدیث دیگری که محمد باقر برای اثباتِ امامت علی بن ابی‌طالب از آن استفاده می‌کند، گفتهٔ پیامبر خطاب به علی است که «یا علی، تو برای من مانند هارون نسبت به موسی هستی، جز آنکه بعد از من پیامبری نیست.»[یادداشت ۱۳] حدیثِ دیگری که در اثباتِ وجوبِ امامت مورد استفادهٔ محمد باقر است، روایت «هرکس بی امام بمیرد به جاهلیت مرده است» است.[یادداشت ۱۴] محمد باقر برای اثباتِ گزینشِ امام توسط خداوند، به داستان ابراهیم اشاره دارد که خداوند ابتدا او را به‌عنوان «عَبد»، سپس به‌عنوان «پیامبر»، سپس به‌عنوان «رسول»، بعد به‌عنوان «دوست» و در نهایت به‌عنوان «امام» پذیرفت. در این هنگام ابراهیم پرسید آیا این فضیلت به نسلِ او هم می‌رسد که خداوند در پاسخ گفت آنان که گمراه شوند از آن نصیبی نخواهند داشت.[۱۵]

تعداد امامان[ویرایش]

  • برخی شیعیان با استناد به حدیث جابر و برخی احادیث دیگر معتقدند ائمه ۱۲ فرد کاملاً مشخص هستند، که از جانب خدا و از زمان محمد با اسم معرفی شده‌اند. البته برخی احادیث، امامت عموم اهل بیت را اثبات می‌کند مثل حدیث ثقلین و برخی دیگر به تعداد امامان اشاره کرده‌است. برای نمونه مسلم در صحیح خود از جابربن سمره روایت کرده‌است که گفت: شنیدم محمد فرمود:

این دین همیشه تا قیام قیامت و تا هنگامی که دوازده نفر خلیفه بر سر شما باشند، استوار و برپاست. این خلفا همگی از قریش هستند[۱۶]

در روایت دیگری محمد فرمود: کار این امت همیشه به سامان است و پیوسته بر دشمنانشان پیروزند تا آنگاه دوازده نفر خلیفه که همگی آن‌ها از قریش هستند درگذرند.[۱۷]

اسامی امامان ۱۲ گانه[ویرایش]

امام جوینی از عبدالله بن عباس روایت می‌کند که رسول خدا فرمود: من آقای پیامبران و علی ابن ابیطالب اوصیاست. همانا اوصیای پس از من دوازده نفرند، اولینشان علی ابن ابیطالب و آخرینشان مهدی است. امام جوینی باز هم به سند خود روایت کنند که راوی گفت: شنیدم محمد فرمود:

من و علی و حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین پاکیزگان و معصومانیم.

این افراد عبارت‌اند از:

  1. علی بن ابی‌طالب المرتضی ملقب به امیرالمؤمنین، مرتضی و حیدر کرار
  2. حسن بن علی المجتبی
  3. حسین بن علی سیدالشهداء
  4. علی بن حسین السجاد ملقب به زین العابدین
  5. محمد بن علی الباقر
  6. جعفر بن محمد الصادق
  7. موسی بن جعفر الکاظم
  8. علی بن موسی الرضا
  9. محمد بن علی الجواد
  10. علی بن محمد الهادی
  11. حسن بن علی العسکری
  12. حجت بن حسن المهدی ملقب به قائم، به اعتقاد شیعیان او زنده و حاضر است ولی در دوران غیبت ظاهر نیست.

شیعه دارای شاخه‌های دیگری نیز هست؛ مانند اسماعیلیه و زیدیه و فاطمیه که امامان آنان با شیعیان اثنی عشری تفاوت‌هایی دارد.

ویژگی‌ها[ویرایش]

  • ۱- عصمت: امامان به همراه محمد و فاطمه زهرا ۱۴ نفر هستندکه به چهارده معصوم معروف است، که طبق برداشت ویژه‌ای از آیه تطهیر (آیه ۳۳ سوره احزاب) هیچ گناه شرعی اعم از کبیره و صغیره را مرتکب نمی‌شوند. چرا که پیشوا و الگو در صورتی گفتار و رفتارش حجیّت دارد و لازم به تبعیت است، که یقین به صحت آن وجود داشته باشد. البته در مورد خطا و اشتباه اختلاف نظرهایی وجود دارد.
  1. عدالت: امامان هیچ حقی را از خود، دیگران و خدا (چنان‌که در دین این حقوق تعریف شده و مطابق عقل محض باشد) پایمال نمی‌کنند.
  2. علم: امامان کاملاً به دین آگاهند و جواب تمام سؤالات دینی را می‌دانند؛ لذا در دوره بعد از محمد تفسیر دین بر عهده آنهاست. در خصوص نحوه تحصیل علم و حدود آن اختلافاتی وجود دارد.
  3. حجت: امامان حجت خدا در هر عصری هستند. بدین معنا که حیات دینی تماماً و کاملاً در وجود آن‌ها محقق شده‌است؛ لذا رفتار و کردار آن‌ها بر سایرین حجت محسوب می‌شود. به عبارت دیگر مردم با مشاهده رفتار و گفتار آن‌ها به آنچه در اسلام پسندیده و توصیه شده‌است، آگاه می‌شوند.
  4. ولایت: این مفهوم با مفهوم ولی و قطب نزد برخی گروه‌های متصوفه و تا حدودی امام اسماعیلیه مشترک است و تنها اختلاف در مورد شخص ولی است. این مفهوم هیچ گونه ارتباط ظاهری و باطنی با ولایت فقیه ندارد. همچنین بسیاری از اهل سنت ظاهری به علت همین مفهوم بسیاری اتهامات را به شیعیان نسبت می‌دهند. با توجه به باطنی بودن معنای آن توضیحی دشوار دارد.[۱۸]

از دید شیعیان محمد تمام ویژگی‌ها و وظایف امام را دارد و علاوه‌برآن وظیفه تشریع و تبلیغ دین و ویژگی ارتباط با خدا از طریق وحی را نیز دارد. همچنین فاطمه دختر محمد تمام ویژگی‌های بالا را دارد و فقط مسئولیت‌های زیر را ندارد.

مؤلفه‌های امامت از نظر محمد باقر[ویرایش]

محمد باقر از «نصّ، علم، نور و عصمت» به‌عنوان مؤلفه‌های ضروریِ امامت نام می‌برد. در این میان نص به‌نوبهٔ خود ملزوماتی داشت که به‌عقیدهٔ لالانی راه را بر سوءاستفادهٔ مدعیانِ دروغینِ امامت می‌بست. زیرا نص علاوه بر اینکه به‌عنوان انتصابِ صریحِ امام توسط خداوند تعریف می‌شد، بر مبنای حدیثی از باقر فقط در نسلِ پیامبر ادامه پیدا می‌کرد. این ویژگیِ موروثی بودن، نوعی محدودیت ایجاد می‌کرد تا همهٔ مدعیانِ نصّ، به‌راحتی نتوانند به رهبری و امامت دست پیدا کنند. طومارهای دینیِ سِرّی و سلاحِ پیامبر از جمله دیگر ملزوماتِ نص به‌شمار می‌رفت و از یک امام به امام بعدی منتقل می‌شد. محمد باقر اهمیتِ این سلاح‌ها برای مسلمانان را هم‌سنگِ اهمیتِ تابوتِ عَهد برای بنی‌اسرائیل می‌دانست. از دیگر ملزوماتِ نص در دیدگاه محمد باقر، علمِ خاص و ویژه‌ای بود که دریافت‌کنندۀ نص آن را به ارث می‌برد. علمی که سرچشمه‌اش علی بن ابی‌طالب است و در زبان پیامبر با عبارتِ «من شهرِ علمَم و علی در آن است» توصیف شده است. از نظر باقر علمی که به آدم داده شد با مرگش از بین نرفت، بلکه از نسلی به نسل دیگر منتقل شد. بر مبنای این نظریه، پیامبرِ اسلام وارثِ علمِ تمامِ پیامبران پیشین است. پیامبر سپس این علم را به علی داد که علی هم به‌نوبهٔ خود آن را برای ائمهٔ بعدی به ارث گذاشت. بنابراین امامتی که باقر از آن سخن می‌گوید مبتنی بر علم است نه قدرتِ سیاسی، هرچند آن را نیز حقِّ ائمه می‌دانست. باقر برای پرهیز از سردرگمی، میان نَبیّ و رسول و مُحدَّث (امام) فرق می‌گذارد و مرتبهٔ هر یک را از جهت چگونگیِ اتصال به عالَمِ بالا متفاوت توصیف می‌کند. بنابر احادیث دیگری که از باقر روایت شده است، به‌نظر می‌رسد نص، افزون‌بر علم، مُتَضَمِّن نور هم بوده است. این نور که از آن به‌عنوان «نور خدا» نام برده می‌شود، بنابر تفسیر باقر در آیهٔ ۸ سورهٔ تَغابُن، همان نورِ امامان است: «و به خدا و فرستاده‌اش ایمان بیاورید و به نوری که فروفرستادیم.»[۱۹]

مسئولیت‌ها[ویرایش]

  • ۱- مرجعیت دینی: در دیدگاه شیعیان بعد از تکمیل تشریع دین توسط محمد، تفسیر آن و پاسخ به مسائل جدید پیش آمده نیازمند ویژگی‌های خاصی است، که شامل علم کامل به دین و عصمت از گناه می‌شود. با توجه مجموعه صفات فوق تنها ائمه این ویژگی را دارند. آن‌ها از جانب خدا مکلف هستند آموزه‌های دین را برای مردم تبیین کنند و مردم باید سؤالات خود را نزد آن‌ها ببرند(سوره نساء، آیه ۸۳). این مرجعیت با مرجعیت مصطلح نزد شیعیان در حال حاضر در ظاهر شبیه و در باطن متفاوت است. اهل اصلاً به چنین جایگاهی در دین اعتقاد ندارند و بر اشخاصی ممکن الخطا بر اساس درک خود در امور دین فتوا می‌دهند.
  • ۲- رهبری اجتماع (ولایت امر): این مفهوم بین شیعه و سنی مشترک است. بدین معنا که هر دو ضرورت وجود چنین جایگاهی در جامعه مسلمانان اتفاق نظر دارند. اهل سنت آن را اصطلاحاً «خلیفه» می‌خوانند. آن‌ها برای شخص خلیفه صفت و ویژگی خاصی قائل نیستند و راه انتخاب او را «شورا»، «اهل حل و عقد»، «وصایت» و برخی «غلبه» می‌دانند. در طول تاریخ بسیاری خلفا با شمشیر این مقام را تصاحب کرده‌اند. بسیاری از خلفا را کشته و بسیاری را عزل کرده‌اند. اما نزد شیعه ولی باید عالم، عادل، معصوم و حجت باشد، تا بر طبق دین حکم کند و بر هیچ‌کس ظلمی روا نکند و مردم مکلف به اطاعت از او هستند. (سوره نساء آیه ۵۹) این مفهوم با ولایت فقیه تشابه ظاهری و تفاوت باطنی دارد. شیعیان معتقدند که شخص ولی امر توسط خدا برگزیده شده و توسط نبی یا امام قبلی به مردم معرفی می‌شود. خلافت حق اوست و سایرین که این مسند را گرفته‌اند، غاصب هستند. استناد آن‌ها به آیه «انما ولیکم الله و رسوله و الذین ءامنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوةوهم راکعون» است. (جز این نیست که سرپرست شمافقط خداست و پیامبرش و کسانی که ایمان آورده و در حال رکوع نماز زکات می‌دهند)(سوره مائده آیه ۵۵) شیعیان مصداق این آیه را علی می‌دانند، که در حال رکوع نماز به فقیری انگشتری خود را بخشید. ضمن آنکه این آیه سیاست اقتصادی- اجتماعی ولایت شیعی را نیز مشخص می‌سازد و بین اصلاح امور مسلمین و دستگیری آنان با عبادت خدا جمع می‌کند.
  • ۳- ولایت باطنی: این مسئولیت به مفهوم باطنی ولایت مرتبط می‌شود و اموری نظیر شفاعت را شامل می‌شود. (امامت و ولایت علی بن ابی طالب)

دوران امامت[ویرایش]

دوران امامت از آغاز تا پایان برچهاردوره تقسیم می‌شود.

  1. دوره حضور:از آغاز امامت علی تاغیبت مهدی[۲۰]
  2. دوره غیبت: غیبت صغری غیبت کبری از آغاز غیبت مهدی تاآغازظهور ایشان[۲۱]
  3. دوره ظهور:از آغاز حکومت مهدی تا پایان حکومت ایشان[۲۲]

۴-دوره رجعت: از آغاز بازگشت برخی از امامان تا پایان دنیا[۲۳]

سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
|
۶۳۲
|
۶۵۲
|
۶۷۲
|
۶۹۲
|
۷۱۲
|
۷۳۲
|
۷۵۲
|
۷۷۲
|
۷۹۲
|
۸۱۲
|
۸۳۲
|
۸۵۲
|
۸۷۲

سال میلادی

۱۲
|
۸۷۴
|
۹۸۸
|
۱۱۰۲
|
۱۲۱۶
|
۱۳۳۰
|
۱۴۴۴
|
۱۵۵۸
|
۱۶۷۲
|
۱۷۸۶
|
۱۹۰۰
|
۲۰۱۴

سال میلادی

توضیحات
  • این الگو بر مبنای اندیشهٔ شیعه است.
  • در اندیشهٔ شیعی دورهٔ امامت و خلافت الهی علی بن ابی‌طالب از درگذشت پیامبر اسلام آغاز شده‌است. دورهٔ زمامداری وی بر مسلمین پس از کشته شدن عثمان بن عفان آغاز شد.
  • آغاز امامت هر امام مصادف با درگذشت امام پیشین است.
  • دورهٔ امامت حجت بن حسن از لحظهٔ درگذشت امام پیشین خود آغاز شده‌است و چون به عقیدهٔ شیعیان دوازده امامی وی زنده و از نظرها پنهان است؛ بنابراین، امامت حجت بن حسن تا زمان ظهور وی و پس از آن تا زمان از دنیا رفتن او ادامه دارد.
  • مقیاس نمودار در ردیف نخست با مقیاس ردیف دوم (مرتبط با حجت المهدی) یکسان نیست.


امامت و دستگاه خلافت[ویرایش]

طبق منابع متعدد مورد تأیید شیعه، امامان یاران نزدیکی داشته‌اند که بدون برنامه‌ریزی و از روی گرایش محبت به خاندان امامت، دربارهٔ همکاری خود با دستگاه حکومتیِ خلافت، با امامان مشورت کرده و در عمل به نیروی نفوذی امامان در دستگاه حکومتی تبدیل می‌شده‌اند و از توطئه‌ها و دسیسه‌های خلفا در قبال امامان به آن‌ها خبر می‌داده‌اند.[۲۴]

دیدگاه هانری کربن[ویرایش]

و نقش امام‌شناخت در الهیات شیعی دقیقاً مانند نقش مسیح‌شناخت در الهیات مسیحی است؛ و چهارده معصوم از لحاظ حقیقت ازلی‌شان، موقعیتی شبیه به آیون‌های عالم عُلویٰ در گنوس والنتینوسی دارند.[۲۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ»(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۳.)
  2. درصورتی‌که این واو، واوِ حالیه باشد آیه این‌طور ترجمه می‌شود: «همانا وَلیِّ شما خداوند و پیامبرِ او و مؤمنانی هستند که نماز برپا می‌دارند و درحال رُکوع زَکات می‌دهند.»(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۴.)
  3. درصورتی‌که این واو، واوِ عطف باشد آیه این‌طور ترجمه می‌شود: «همانا ولیّ شما خداوند و پیامبر او و مؤمنانی هستند که نماز برپا می‌دارند و آنان رکوع‌کنندگان هستند.»(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۴.)
  4. محمد بن جریر طبری، عالم اهل سنت، با نقل دو حدیث از محمد باقر، از آن برای ردّ موضع شیعه استفاده می کند. لالانی این دو حدیث را که در اِسناد اشتراک دارند، از نظر برخی منتقدان مسئله‌دار توصیف می‌کند.(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، 85.)
  5. مفسرانِ اهل سنت مراد از «آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده» را در معنای کلی‌ترِ آن، به کلِ قرآن تعمیم می‌دهند.(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، 69.)
  6. «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا» یعنی «امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.» (لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۷.)
  7. مفسران اهل سنت از جمله بَیْضاوی، معنای کلی‌تری برای این آیه در نظر گرفته‌اند و شأن نزولش را به پیروزیِ دین اسلام بر دیگر ادیان، برچیده شدنِ جاهلیّت، فتحِ مکّه و مانند آن نسبت می‌دهند. به‌عقیدهٔ لالانی، طبری نه‌تنها اخبارِ موافق با تفسیرِ شیعه را ذکر نکرده است، بلکه احادیثِ معینی را برای ردِّ این دیدگاه نقل می‌کند که همهٔ آنها به مرجعیتِ ابن عباس نقل شده است. به‌نوشتهٔ لالانی، طبری در این راه رنج فراوانی بر خودش هموار کرده و بر خلاف رویۀ متعارفِ خود، در پایان نظر خودش را هم دربارهٔ آنچه صحیح می‌داند، ابراز داشته است.(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۳–۸۹.)
  8. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» یعنی «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا اطاعت کنید و از رسول و اُولُوالْاَمرِ خود فرمان بَرید.»(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۸–۸۹.)
  9. در این‌باره طبری حدیثی از جعفر صادق نقل کرده است که بر اساس آن مراد از «اولوالامر»، علما هستند. بر مبنای اخبار دیگری که طبری در تفسیرش نقل می‌کند، مراد از «اولوالامر»، ابوبکر و عمر هستند. به‌نوشتهٔ لالانی، طبری اخباری را که به‌نفع علی و خانوادهٔ اوست، نقل نکرده است.(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۳–۸۹.)
  10. «قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی» یعنی «بگو از شما مزدی جز دوست داشتنِ خویشاوندانم نمی‌خواهم.» (لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۹۲.)
  11. «النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...» پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزدیک‌تر] است
  12. علمای اهل سنت از جمله باقِلاّنی ضمن تأییدِ این حدیث، معنای آن را انتصابِ علی به امامت نمی‌دانند چون «مولی» لزوماً به‌معنای «سَروَر» نیست و بنابراین ضرورتاً معنای «امامِ مُفتَرَضُ الطّاعَة بودن» از آن استخراج نمی‌شود. لالانی ضمن برشمردن معانیِ مختلفِ «مولی»، معنی دقیقِ این کلمه را بسته به زمینه‌ای می‌داند که این حدیث در آن نقل شده و با توجه به اینکه درست بعد از «مَن أَوْلَی بِکُم» آمده است، این احتمال را بیشتر می‌داند که معنی و استلزام‌های مولی و أَوْلَی یکسان باشند.(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۹۸–۱۰۰.)
  13. این حدیث نیز نزد اهل سنت صحیح به‌شمار می‌آید اما زمینهٔ آن را به قبل از جنگ تَبوک مربوط می‌دانند که پیامبر در مقابلِ اعتراضِ علی که نمی‌خواست از همراهیِ پیامبر محروم شود، این سخن را گفت تا علی راضی به ماندن شود. بر این اساس، اهل سنت شأنِ علی در این موقعیت را با شأن هارون، برادر موسی مقایسه می‌کنند که پس از رفتنِ موسی به کوه سینا، به‌عنوان نایبش بود ولی از آنجایی که هارون پیش از موسی درگذشت، نمی‌توانست جانشینش باشد. بر این اساس درحالی‌که اهل سنت جانشینیِ علی را موقتی و فقط مربوط به دورانِ غیبتِ پیامبر در مدینه می‌دانند، اَبُوالْفَوارِس، نویسندهٔ اسماعیلی مذهب، استدلال می‌کند که اگر منظور پیامبر فقط همین دوره بوده پس چرا پیامبر در ادامهٔ حدیث گفته است «جز آنکه بعد از من پیامبری نیست.»؟(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۱۰۰–۱۰۱.)
  14. اهل سنت ضمن تأییدِ این حدیث، معنای سیاسیِ امام را برجسته می‌کنند بدین معنا که نیازی نمی‌بینند این امام از طرف خداوند منصوب شده باشد، هرچند ممکن است نقشِ دینی هم برعهده داشته باشد. آنان امام را منصوب از جانبِ اِجماع می‌دانند.(لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۱۰۲–۱۰۳.)

پانویس[ویرایش]

  1. سید مرتضی عسکری، ولایت علی در قرآن کریم و سنت پیامبر، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ هفتم
  2. محسن قرائتی، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۳ ش، چاپ یازدهم جلد ۷ُ صفحهٔ ۳۱۸.
  3. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۳–۸۹.
  4. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۸۳–۸۹.
  5. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۹۲.
  6. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۹۵–۹۶.
  7. صحیح بخاری، باب مناقب علی ابن ابی طالب، ج ۲ / ۲۰۰
  8. تاریخ ابن کثیر، ج ۵، ۲۱۳
  9. شواهد التنزیل، ج ۱، ۱۹۱
  10. تاریخ ابن کثیر، ج ۵، ۲۰۹
  11. تاریخ ابن کثیر، مجمع الزوائد، مسند احمدبن حنبل، مسند احمد
  12. مسند احمد، مستدرک حاکم، سنن ابن ماجه باب فضل علی، حاکم حسکانی، تاریخ ابن کثیر،
  13. مسند احمد، مجمع الزوائد، شواهدالتنزیل، تاریخ ابن کثیر،
  14. https://article.tebyan.net/235866/
  15. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۹۷–۱۰۳.
  16. صحیح مسلم، ج ۳ُ، ۱۴۵۳، حدیث ۱۸۲۱
  17. منتخب کنز العمال، ج ۵، ۳۲۱
  18. تاریخ فلسفه اسلامی، هانری کربن، بخش نخست، فصل دوم
  19. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، ۱۰۳–۱۰۶.
  20. مطهری، مرتضی؛ امامت و رهبری
  21. شهر آشوب، محمد، مناقب
  22. (کتاب الغیبة), محمدبن ابراهیم نعمانی
  23. بحار الانوار / ج ۵۳،
  24. http://rasekhoon.net/article/show/1357147/سیره-معصومان-در-نفوذ-و-کشف-توطئه-های-دشمنان
  25. کوربن، ارض ملکوت، ۱۹۵–۲۰۷.

منابع[ویرایش]

  • لالانی، ارزینا آر. (۱۳۸۱). نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمد باقر. ترجمهٔ فریدون بدره ای. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز.
  • حسن‌زاده آملی، حسن؛ انسان کامل از دیدگاه نهج‌البلاغه
  • مطهری، مرتضی؛ امامت و رهبری؛ انتشارات صدرا
  • کربن، هانری؛ تاریخ فلسفه اسلامی؛ ترجمه: جواد طباطبایی؛ تهران: کویر، انجمن ایران‌شناسی فرانسه

کتاب‌شناسی[ویرایش]