ابوذر غفاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ابوذر غِفاری یا جُندب بن جُناده[۱] یکی از صحابیون محمد و از حامیان علی بن ابی طالب بود. عمدتاً با نام جندب بن جناده شناخته می‌شود. البته نام‌های دیگری هم برایش ذکر شده است.[۲]

ابوذر پیش از اسلام آوردن[ویرایش]

گفته می‌شود که وی پیش از مسلمان شدن، یکتاپرست بوده است.[۲]

اسلام آوردن ابوذر[ویرایش]

وقتی اخبار محمد به گوشش رسید، برادرش اُنیس را به مکه فرستاد تا در مورد دین محمد تحقیق کند. اما اطلاعاتی که برادرش برایش آورد، وی را ارضا نکرد و شخصاً به مکه رفت. یک روایت می‌گوید که وی در کعبه با محمد و ابوبکر دیدار کرد و دیگر روایت می‌گوید که علی وی را پنهانی سوی محمد برد. او در جا اسلام آورد. دانشنامه اسلام بر این باور است که به طور شگفت‌انگیزی ادعا شده که ابوذر از پنجمین (یا حتی چهارمین) اسلام آورندگان است. او به منزلش رفت و بعد از غزوه خندق در سال ۵ هجری/۶۲۷ میلادی، به مدینه آمد.[۲]

دوران سه خلیفه اول[ویرایش]

وی پس از آن در شام زندگی می‌کرد تا اینکه به خاطر شکایتی که معاویه از وی کرده بود، عثمان وی را به مدینه احضار کرد. وی به ربذه فرستاده شد و در سال ۳۱ یا ۳۲ هجری/۳–۶۵۲ میلادی در آن جا درگذشت.[۲]

ویژگی‌های ابوذر[ویرایش]

در منابع به خضوع و ساده زیستی ابوذر اشاره شده و این مهم وی را به عیسی بن مریم همانند کرده است. او به دین اسلام پایبند بود و مشتاق به فراگیری علم و گفته می‌شود که در علوم دین با عبدالله بن مسعود برابری می‌کرد. ابوذر ۲۸۱ حدیث نقل کرده که صحیح بخاری و صحیح مسلم، ۳۱ عدد از آنان را روایت کرده‌اند.[۲]

علامه امینی در کتاب الغدیر به نقل از شهاب الدین ابشیهی آورده است که:[۳]

جبرئیل در صورت دحیه کلبی نزد پیامبر بود که ابوذر بر ایشان بگذشت و سلام نگفت. جبرئیل گفت: این ابوذر است، اگر سلامی می داد پاسخ او را می‌دادیم، گفت: جبرئیل! مگر می شناسی‌اش؟ گفت: سوگند به آن کس که تو را به راستی به پیغمبری برانگیخت که او در ملوک هفت آسمان معروف تر است تا در زمین. پرسید: چگونه خود را به این مقام رسانده؟ گفت: با پارسائی‌اش در برابر اموال نابود شوند‌ه‌ی جهان. این گزارش را زمخشری نیز در باب ۲۳ از ربیع الابرار یاد کرده است.

در کتاب فضائل و سیره چهارده معصوم در آثار استاد حسن زاده آملی آمده است:[۴] [۵]

روزی ابوذر بر پیغمبر گذشث، جبرئیل به صورت دحیه کلبی در خدمت آن حضرت به خلوت نشسته و سخنی در میان داشت. بگذشت. جبرئیل گفت: یا رسول الله!ابوذر بر ما گذشت و سلام نکرد؛ اگر سلام می‌کرد، ما او را جواب سلام می‌گفتیم، به درستی که او را دعایی هست که در میان اهل آسمانها معروف است؛ و چون من عروج کنم، از وی سؤ ال کن. چون جبرئیل برفت، ابوذر بیامد. حضرت فرمود که: ای ابوذر! چرا بر ما سلام نکردی؟ ابوذر گفت، چنین یافتم که دحیه کلبی در حضورت بود و برای امری او را به خلوت طلبیده‌ای ، نخواستم کلام شما را قطع کنم. حضرت فرمود که: جبرئیل بود و چنین گفت. ابوذر بسیار نادم شد. حضرت فرمود که: چه دعاست که خدا را به آن می خوانی که جبرئیل خبر داد که در آسمانها معروف است؟ گفت: این دعا را می خوانم:«اللهم انی اسالک الایمان بک و التصدیق بنبیک و العافیه من جمیع البلاء و الشکر علی العافیه و الغنی عن شرار الناس».

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]