حجاب اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از حجاب)
پرش به: ناوبری، جستجو
بسیاری از زنان مسلمان به شیوه‌های گوناگون موی سر و بخش‌هایی از بدن خود را می‌پوشانند؛ مقنعه، چادر، روسری، نقاب، و عبا از جمله حجاب‌های رایج در میان زنان مسلمان است.
یک زن ایرانی که بتوله فلزی بر صورت دارند
نقّاشی از یک زن مصری در سدهٔ نوزدهم میلادی که پوشش زنان آن عصر را نشان می‌دهد.
بازیگر زن عربستانی که دارای حجاب است
یک زن کارگر مصری در شهر قاهره، با پوشش سر ویژه خود.
یک دختر ایرانی در شهر همدان، با پوشش شال و شیوهٔ بستن وِیژه آن.
یک دختر اهل بخارا در لباس سنّتی کشورش.
حجاب مگاواتی سوکارنوپوتری، رئیس‌جمهور سابق اندونزی
یک دختر دانشجوی دمشقی.
روسری به عنوان حجاب سر (مو) یک زن ایرانی در عصر حاضر.
یک عکس مشهور که در دفاع از حجاب به عنوان «عفّت» در ایران و مصر بسیار چاپ شده است.
در میان زنان اهل جنوب عراق، عبا و شال تیره رنگ مهم‌ترین حجاب است.

حجاب مفهومی برآمده از قرآن کریم و فقه اسلامی و ساخت یافته در فرهنگ اسلامی که ناظر به پوشش شرعی در مقابل نامحرم، بویژه برای زنان است. حجاب گاه برگرفته از احکام شرع و گاه مربوط به قراردادهای اجتماعی و شرایط موقعیتی فرد است.[۱] از دیدگاه فقها حجاب یکی از احکام اسلامی است و اصطلاحاً عبارت است از پوشاندن ضروری مو و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست (و گاهی دو پا) توسط زنان مسلمان (تنها در صورتی که کنیز نباشند[۲])، در برابر مردانی که طبق شریعت اسلامی نامحرم شمرده می‌شوند. دربارهٔ پوشش مردان نیز حداقل مقدار پوشش واجب حفظ عورتین است.[۳]

حجاب ماهیتا امری فرهنگی است و به ارتباطات اجتماعی بازمی‌گردد و از آنجا که فقه مذاهب مختلف هرگز از عرف اجتماعی منقطع نبوده است بخش مهمی از مباحث حجاب در قالب تعامل فقه و فرهنگ و همچنین تعامل اخلاق و فرهنگ در جوامع اسلامی قابل فهم است. تعامل‌های یاد شده که در سده‌های متمادی جایگاه حجاب در جوامع اسلامی را تعریف کرده‌اند پس از ورود جریان نوگرایی به جهان اسلام با تنشهایی روبرو شده‌اند. رابطه حجاب با مفهوم زن در جوامع مدرن، مسئله حقوق زن و جایگاه اجتماعی زنان و اخیراً مسئله جهانی شدن از مواردی است که مسئله حجاب را به عنوان یکی از مسائل مهم در عرصه دین و جامعه مطرح ساخته است.[۱]

حجاب در کشورهای مختلف دنیا[ویرایش]

واژه حجاب که بر پوشش سر گفته می‌شود، شکل آن، بر اساس شرایط فرهنگی و قانون هر کشوری متفاوت است. به عنوان مثال فرانسه از سال ۲۰۰۴م هر پوششی را که نشانه صریح دین باشد، ممنوع کرده است و این منع در مدارس دولتی، دانشگاهها و اماکن اداری برقرار است.[۴] تونس (از سال1981[۵] و در سال۲۰۱۱ برداشته شد) و ترکیه (از سال1997[۶]) تنها دو دولتی هستند که اغلب جمعیت آنها مسلمان هست و با اینحال پوشش حجاب را در مدارس دولتی، دانشگاه‌ها و اماکن اداری ممنوع کرده‌اند و در سوریه از سال ۲۰۱۰م پوشیدن نقاب در دانشگاه‌ها ممنوع شده است.[۷] این محدودیت در خلال انتفاضه مردمی در جنگ داخلی سوریه برداشته شد. از سوی دیگر، در حکومت‌های اسلامی مانند مراکش،[۸] محدودیت‌هایی نسبت به زنان محجبه وجود دارد چراکه حجاب را دلیلی بر اندیشهٔ سیاسی-اسلامی یا اصولی بر ضد حکومت سکولار می‌دانند.

پوشش و بویژه پوشش سر زن مسلمان، تبدیل به یک نشانه صریح بر وجود اسلام در اروپای غربی گشته است، این موضوع در تعدادی از حکومت‌ها، سبب اختلافات سیاسی و پیشنهادهای در رابطه با ایجاد محدودیت برای حجاب گشته است. پارلمان هلند قانون «منع پوشش صورت» را تصویب کرد این مقوله که تحت عنوان «منع برقع» تعریف می‌شود، فقط شامل برقع افغانی نمی‌شود. قوانین مشابهی نیز در فرانسه و بلژیک تصویب شده است.

حکومت‌های دیگری نیز هستند که به قوانین مشابه یا منع محدود می‌پردازند، برخی صرفاً شامل پوشش صورت مثل نقاب و برقع می‌شود و از برخی مربوط به لباس‌هایی می‌شود که رمز و نشانه اسلام هستند مثل خمار (مانند چادر).

اروپا[ویرایش]

افغانستان[ویرایش]

در ذیل حکومت طالبان پوشش برقع (نوعی نقاب) الزامی بود،[۹] این در حالی است که این مقوله، موضوعی رسمی و قانونی نیست بلکه همواره فشار اجتماعی شدیدی برای پوشش برقع وجود دارد و حامد کرزای متهم است که به خاطر راضی کردن سرکشان، از حقوق زنان عقب‌نشینی کرده است.[۱۰][۱۱]

بنگلادش[ویرایش]

قوانینی مبنی بر پوشش سر در این کشور وجود ندارد غالباً زنان در مناطق روستایی و تعدادی از زنان شهرنشین حجاب می‌کنند اما در زمان اخیر تعداد زنان محجبه افزایش یافته است.[۱۲] از زمان انتخاب حزب سکولار انجمن ملت در سال ۲۰۰۸م، قلع و قمع علیه زنان محجبه بیشتر شد و گزارش‌ها حاکی از تعرض، طرد و تنگناهای زیادی نسبت به زنان است. در این کشور حجاب نماد اسلام محسوب می‌شود لذا دولت بنگلادش به خاطر علاقه آن بر سکولار کردن بنگلادش چنین اقداماتی را انجام می‌دهد.[۱۳]

مصر[ویرایش]

گامبیا[ویرایش]

با توجه به حکومت سکولار این کشور، تعداد کمی از زنان این کشور محجبه هستند. در دسامبر ۲۰۱۵ رئیس‌جمهور یحیی جامه، این کشور را جمهوری اسلامی اعلام و حجاب را برای کارمندان زن اجباری کرد. این کشور در حال حاضر پس از موریتانی دومین جمهوری اسلامی در آفریقا به شمار می‌رود.[۱۴]

اندونزی[ویرایش]

اصطلاح «جلباب» در اندونزی برای مطلق حجاب بکار می‌رود.[۱۵] بر اساس قانون ملی و ایالتی اندونزی حجاب در مقوله‌ای اختیاری است.

حجاب پدیده‌ای نسبتاً جدید در اندونزی است این موضوع حتی قبل از تأثیر فرهنگ غربی نیز وجود داشته، بخش اعظمی از زنان اندونزیایی فقط برای ادای نماز حجاب می‌کنند و یا در غیر نماز با تکه پارچه نازکی سر خود را می‌پوشانند.

در سال ۲۰۰۸م اندونزی بیشترین آمار مسلمانان دنیا را داشت، با این حال قانون «بانکسیلی اندونزیایی» زمینه حمایت مساوی از پنج دین را فراهم کرد که عبارتند از: اسلام، کاتولیک، پروتستان، بودایی و هندویسم، بدون اینکه دین حکومت یا دین رسمی مشخص کند.

در پاکستان[ویرایش]

در کشور پاکستان روزی با عنوان روز حجاب وجود دارد که این مراسم به همت شاخه زنان حزب «جماعت اسلامی پاکستان» انجام می‌شود.[۱۶]

در این روز زنان با برپایی تظاهرات در شهرهای مختلف از جمله اسلام‌آباد، کراچی و راولپندی خواهان نقش‌آفرینی جامعه بین‌المللی برای رفع ممنوعیت حجاب در برخی کشورهای اروپایی و ترویج این فرهنگ اسلامی در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی هستند.

آنان با اشاره به اینکه مسئله حجاب نه تنها در قرآن بلکه در کتب سایر ادیان الهی از جمله تورات و انجیل نیز آورده شده است، سیاست‌های دوگانه غرب در قبال این موضوع را مورد انتقاد قرار می‌دهند و می‌گویند که حجاب جزو حقوق اساسی یک زن به شمار می‌رود.

همچنین در این روز، پلاکاردها و پارچه نوشته‌هایی برای تأکید بر اهمیت حجاب در شهرهای مختلف پاکستان نصب می‌شود.

روز حجاب در بیشتر شهرهای بزرگ پاکستان برگزار می‌شود اما برگزاری این روز در اسلام‌آباد پایتخت این کشور جلوه بیشتری دارد و این مراسم توسط رسانه‌های مهم داخلی و خارجی پوشش خبری داده می‌شود.

در ایران[ویرایش]

قانون حجاب از سال ۱۳۶۳ در ایران با تصویب مجلس شورای اسلامی اجباری شد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن انتقاد صریح از «خشک مقدسی‌ها» با مردم، تأکید کرد: سخت‌گیری‌هایی است که در مسئله حجاب انجام دادند که برای جامعه مخصوصاً در زن‌ها حالت فرار درست کرد. پایگاه اطلاع‌رسانی هاشمی رفسنجانی گزیده پاسخ‌های وی به کیهان در سال ۸۲ را بازنشر کرده است که در آن متن می‌خوانید: هنوز فکر می‌کنم اگر ابتکار را دست بگیریم، توقعات خانم‌ها و جوان‌ها را شرعاً می‌توانیم تأمین کنیم و پیش خداوند هم حجت داریم. انقلاب اسلامی را هم می‌توانیم حفظ کنیم. لابد می‌دانید که رهبری در مقابل فشار همین سخت‌گیری‌ها یک بار فرمودند: «وجهی برای تحمیل چادر نمی‌بینم»[۱۷][۱۸]

حجاب قبل از اسلام[ویرایش]

حجاب در ایران باستان[ویرایش]

حداقل از زمان هخامنشیان ملکه‌ها بوسیله پرده از مردم پنهان بوده‌اند. در متون پهلوی واژه چادر حداقل در دو مورد ذکر شده است یکی در روایات حمید آشاواهیشتان که یک متن حقوقی زردشتی قرن دهم میلادی است. در این متن چادر به همراه سربند و واشماگ که روسری گونه‌ای بود که توسط زنان زردشتی پوشیده می‌شد آمده است. در کتاب پهلوی به نام مداین یوشت فریان (احتمالاً قرن ششم) بر اساس متون گم شده از اوستا می‌خوانم که هوفریا، خواهر یویشت، یک زردشتی تورانی همسر آخت -که از مخالفین آیین جدید زردشتی بود- هنگام بازپرسی یک چادر بر سرکرده بود. متون کلاسیک فارسی موارد فراوانی را ذکر می‌کنند که زنان از طبقات مختلف و دوره‌های تاریخی متفاوت یا چادر پوشیده‌اند یا نوع دیگری از روسری. به عنوان مثال وقتی صحبت شیرین با پادشاه جدید و پسرخوانده اش سیرویا به پایان می‌رسد، شیرین چادرش را برمی‌دارد تا نشان دهد این زیبایی بی مانند وی بود که شاه فقید خسرو پرویز را شیفته کرد. حجاب گذاشتن فقط محدود به زنان نبود و شامل شاهان پارسی نیز بود. ابن اسحاق در سیره خود روایت می‌کند که خسرو انوشیروان به صورت پوشیده به راهروی حضار آمد تا زویازان یمنی را ملاقات کند و فقط وقتی بر تخت نشست حجابش برداشته شد.[۱۹] وجود حجاب در بین زنان زردشتی قرن اول میلادی که سر و صورتشان را به طور کامل بپوشانند در یک اثر مرمری که از پالمیرا بدست آمده دیده می‌شود. در مجسمه‌های پالمیرایی به جا مانده از قرن دوم میلادی وجود حجابهایی که سر را می‌پوشانند ولی صورت را باقی می‌گذارند معمول است.[۲۰]

پارسیها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی‌خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل شکل، بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»[نیازمند منبع]

یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد[نیازمند منبع] که زنان ایران زمین از زمان مادها (که نخستین ساکنان آریایی ایران زمین بوده‌اند) حجاب کاملی شامل پیراهن بلندچین دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند روی لباس‌ها، داشته‌اند. این حجاب در دوران سلسله‌های مختلف پارس‌ها نیز معمول بوده است. در زمان زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده‌اند.[نیازمند منبع]

تصویر به جا مانده بر روی تخته سنگهای دوره هخامنشی نشان می‌دهد که شباهتی بین لباس زنان و مردان پارسی وجود داشته است. زنان پارسی به جز لباس شبیه آنچه ملکه می‌پوشیده، لباس دیگری نیز داشته‌اند، پیراهن آنان پوششی ساده، بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه بوده که دامن از زانو به پایین شرابه‌هایی از مچ پا آویزان داشته، علاوه بر اینها زنان پارسی از چادر[نیازمند منبع] نیز استفاده می‌کردند، و آنرا بر روی تن خود می‌انداختند به طوری که تمام لباسهای زیر را می‌پوشانید.[نیازمند منبع] نقوشی که روی فرش پازیریک که در سیبری پیدا شده و آنرا مربوط به ایران در دوران هخامنشی می‌دانند، این مطلب را تصدیق می‌کند، زیرا زنانی که بر روی این فرش نقش کرده‌اند پوششی سر اندر پا چیزی شبیه چادر روی همه پوشاک خود داشته‌اند.[نیازمند منبع]

حجاب در دیانت یهود[ویرایش]

بر اساس تلمود پوشاندن سر برای مردان اختیاری بود اما زنان همیشه در بیرون خانه باید موهای خود را می‌پوشاندند. در سفر عروبین از تلمود یکی از تبعات زن بودن آن است که فرد همواره باید خود را مانند عزادار بپوشند و باید خود را در زندانی حبس کند. برخی عبارات تلمود حکایت از آن دارد که در دوره‌هایی از تاریخ یهود، یا در برخی جوامع یهودی، پوشاندن موی سر مخصوص به زنان شوهر دار بوده است و دختران لازم نبود تا زمان عروسی موی خود را بپوشانند. اما دربارهٔ زنان شوهر دار سخت گیری به اندازه‌ای بود که اگر کسانی گواهی می‌دادند که زنی سربرهنه خارج از خانه دیده شده است، شوهرش می‌توانست بدون پرداخت مهریه وی را طلاق دهد. (کتوبوت ۷:۶، ۱۵ ب)[۱]

حجاب در دیانت مسیحی[ویرایش]

عهد جدید در باب ۱۱ از رساله اول پولس مرد را به دعا خواندن با سر برهنه و زن را به دعا خواندن سر پوشیده توصیه کرده است. در متن مسیحی شهدای حمیری مربوط به قصه اصحاب اخدود که چندی پیش از ظهور اسلام در منطقه نجران رخ داده است عباراتی وجود دارد که نشان می‌دهد زنان مسیحی نیز صورت خود را به طور معمول می‌پوشاندند. عموم تصویر گریهای قدیمی از مریم و قدّیسه‌های مسیحی آنان را با سر و موی پوشیده نشان می‌دهد.[۱]

پیشینه پوشاک زنان در کشورهای اسلامی[ویرایش]

در طول همهٔ اعصار و در بسیاری از تمدنها سطوح مختلفی از پوشش در شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است. در منابعی مانند تاریخ ویل دورانت، تاریخ اسلام پطروشفسکی، تاریخ اجتماعی ایران تألیف مرتضی راوندی و حتی منابع قدیمی‌تر مانند تاریخ یونان و دنیا اثر هرودوت که پیش از میلاد مسیح نوشته شده است گزارش‌ها حاکی از این است که زنان و مردان هنگام حضور در جامعه دارای اندکی از پوشش بوده‌اند. حجاب در این معنا تأسیس شده توسط اسلام نیست، اما دربارهٔ حدود آن همواره تفاوت‌هایی وجود داشته است.[۲۱]

دربارهٔ خاستگاه پوشش سر اختلاف نظر وجود دارد. به عقیدهٔ برخی، در قرون گذشته، در جامعه عرب از روبنده(=نقاب) استفاده می‌شده‌است و در جامعه ایرانی از چادر و چارقد استفاده می‌شده‌است[۲۲][پیوند مرده]. طبق یکی از نظرات، استفاده از چادر در میان ایرانیان به دوران پیش از اسلام و به زمان اشکانیان و پس از آن ساسانیان بازمی‌گردد.[۲۳]

در مقابل محققانی که پوشش سر را به اسلام یا سنت عربی نسبت می‌دهند، گروه دیگری از محققان معتقدند که حجاب مو جزو سنت‌های عربی و اسلامی نبود و پس از حملهٔ اعراب به سرزمین‌های دیگر و آشنا شدن آنان با سنت استفاده از پوشش سر توسط اشراف بود که این سنت به اعراب نیز انتقال یافت. لیلا احمد، استاد مطالعات زنان و مذاهب در دانشگاه هاروارد می‌گوید:

... پذیرفتن روسری از سوی زنان مسلمان نیز نتیجهٔ فرایند مشابهی از استحالهٔ نامحسوس در ارزش‌های سنتی مردمان سرزمین‌های فتح شده بود. ظاهراً روسری در جامعهٔ ساسانی مورد استفاده بود و جداسازی جنسیتی و استفاده از روسری در خاور میانهٔ مسیحی و ناحیهٔ مدیترانه در زمان ظهور اسلام کاملاً چشمگیر بود. در زمان حیات محمد، آن هم تنها در اواخر عمرش، همسران او تنها زنان مسلمانی بودند که به روسری نیاز داشتند. پس از مرگ او و در پی فتح سرزمین‌های همسایه‌ای که در آنها زنان طبقات بالای جامعه روسری به سر می‌گذاشتند، در فرایند استحاله‌ای که هیچ‌کس تا کنون با جزئیات از آن اطمینان نیافته، روسری به لباس رایجی در میان زنان مسلمان طبقات بالای جامعه تبدیل شد.[۲۴]

سنت در زمان پیامبر اسلام[ویرایش]

بنا بر دیدگاه رایج، زنان مسلمان در عصر پیامبر اسلام نوعاً حد پوشش مو و گردن و دست و پا را رعایت می‌کردند. این گونه پوشش در ادیان ابراهیمی قبلی نیز پوشش پسندیده بوده و اسلام در همان مسیر حرکت کرده است. مرتضی مطهری حجاب را امری می‌داند که در زمان پیامبر اسلام واجب و فراگیر شد و از عایشه همسر پیامبر اسلام نقل می‌کند که گفته بود: «مرحبا به زنان انصار. همین که آیات سورهٔ نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مثل سابق بیرون بیاید. سر خود را با روسری‌های مشکی می‌پوشیدند. گویی کلاغ روی سرشان نشسته است.»[۲۵]

در مقابل، مخالفان وجوب این حد از پوشش، مدعی‌اند که حد پوشش شرعی زنان مسلمان در زمان پیامبر اسلام کمتر از این بوده است.[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹] حامیان این نظر معتقدند که به علت فقر، کمبود شدید پارچه و نبود امکانات دوخت و دوز، پوشش رایج در عصر پیامبر برای زنان و مردان بسیار حد اقلی بود. حامیان این نظر به روایات و احادیثی استناد می‌کنند که طبق آن‌ها بسیاری از مردان و زنان مسلمان (به خصوص مستمندان و بادیه‌نشینان) دامن‌های کوتاه می‌پوشیدند و به همین دلیل هنگام رکوع و سجده شرمگاهشان نمایان می‌شد،[۳۰] برهنگی عادی بود و پیامبر اسلام حتی به عموی خود توصیه می‌کرد که برهنه راه نرود،[۳۱] فقرایی بودند که خود را با پارچه‌ای کوچک می‌پوشاندند و جامعهٔ مسلمان به عنوان کفاره تشویق به پوشاندن آنان می‌شد،[۳۲] پیامبر اسلام زنان و مردان را از پوشیدن دامن‌های بلند که مایهٔ رشک مستمندان شود منع می‌کرد،[۳۳] زنان و مردان با هم و از ظروف مشترک وضو می‌گرفتند،[۳۴] و دستورهایی دربارهٔ استحمام نکردن زن و مرد در مکان مشترک از سوی پیامبر مطرح می‌شد.[۳۵]

به گفته این افراد پوشش در صدر اسلام نقش تعیین هویت اجتماعی داشته و از آنجا که ثروتمندان و فخرفروشان پوشش کامل‌تری داشتند پیامبر اسلام مکرراً مسلمانان را از زیاده‌روی در پوشش بازمی‌داشته. ترکاشوند به روایتی اشاره می‌کند که در چندین سند آمده است:

همسران پیامبر، از حضرت پرسیدند: دامن لباس را چقدر آویزان و دراز کنند. رسول خدا پاسخ داد: «یک وجب». همسران گفتند یک وجب کم است زیرا عورت از آن بیرون می‌زند. حضرت گفت یک ذراع (دو وجب). همسران دوباره گفتند در این صورت پاهایشان نمایان می‌ماند. پیامبر گفت «همان یک ذراع باشد و چیزی بر آن نیفزایید.»

وی می‌افزاید که موارد مشابه این روایت نیز در چند سند دیگر از جمله سنن الکبری، مسند احمد بن حنبل و سنن ابن ماجه آمده است.[۳۶]

به گفته این افراد، انداختن پارچه روی سر از رسوم برخی اعراب جاهلی بوده است اما در اسلام بر آن امر نشده است.[۳۷] مطابق این نظر سربرهنه شدن زنان در هنگام عزاداری در میان همهٔ قشرها عرب رایج بوده. طبق گزارش تاریخ یعقوبی، فاطمه دختر پیامبر اسلام در واکنش به خشونت و تهدیدی که بر سر مسئلهٔ خلافت نسبت به همسرش صورت گرفت، «بیرون آمد و گفت: به خدا قسم باید بیرون روید اگرنه مویم را برهنه سازم و نزد خدا ناله و زاری کنم. بر اساس گزارش تفسیر عیاشی، وی پس از اتمام حجت دست حسن و حسین را گرفت و به سمت قبر پدر حرکت کرد تا موی سرش را پریشان کند و به درگاه پروردگار ناله سر دهد.[۳۸] در گزارش دیگری نقل شده که زنان بنی هاشم پس از شنیدن خبر کشته‌شدن علی بن ابی‌طالب، با سرهای برهنه و موهای پریشان از خانهٔ خود خارج شدند. چندین روایت مشابه دربارهٔ حضور سربرهنهٔ عامدانهٔ زینب دخت علی در ملأ عام به نشانهٔ عزا و زاری وجود دارد.[۳۹]

حجاب کنیز[ویرایش]

در فقه شیعه و سنی پوشش موی سر بر کنیزان واجب نیست.[۴۰][۴۱][۴۲] در برخی روایات از امامان شیعه نیز، نه تنها حجاب سر بر کنیز واجب دانسته نشده، بلکه کنیزان از به کار بردن روسری و پوشش سر، بازداشته شده‌اند و توصیه شده است که آنان را حتی با کتک زدن، از این کار بازدارید تا از زنان آزاده متمایز گردند.[۴۳][۴۴] این رفتار (کتک زدن کنیز باحجاب) به امام باقر نیز نسبت داده شده است.[۴۳]

مطابق رایی بسیار مشهور، بخشی از بدن کنیزان که موظف به پوشاندن آن بودند، مانند مردان از ناف تا زانو بود و ملزم به پوشاندن سینه، پستان، ساق و غیره نبودند.[۴۵] ترکاشوند این سخن را از وسائل الشیعهٔ حر عاملی از قول امام صادق و همچنین با واسطه از ابوحنیفه و پیروان شافعی نقل می‌کند.[۴۶]

فلسفه عرفانی حجاب[ویرایش]

حجاب دارای دو منظر کمی و کیفی است بخش کمی یا ظاهری حجاب مربوط به شریعت یا اصول رهروی است که در ارتباط با پوشش ظاهری فرد بوده و بخش کیفی آن مربوط به عرفان یا همان کیفیت رهروی است که در ارتباط با باطن فرد است. حجاب صرفاً با حفظ ظاهر و بدون توجه به بخش کیفیتی یا باطنی و یا به عبارتی معرفتی آن، به نتیجه مطلوب نرسیده و شخص یک دیندار کامل نخواهد بود به عبارت دیگر اگر شخصی در ظاهر مواردی را رعایت نماید باحجاب محسوب می‌شود اما تا زمانیکه این ظاهر از یک پشتوانه باطنی (عرفانی) برخوردار نباشد آن اثر بخشی لازم را نخواهد داشت و به قولی :از کوزه همان برون تراود که دراوست. زمانی حجاب ظاهری نتیجه مطلوب را خواهد داشت که مانند چشمه از درون جوشیده و با یک درک معرفتی و قلبی همراه باشد. شخصی که از نظر معرفت الهی در مسیر کمال است چنان از عشق الهی لبریز می‌شود که نیازی به جلب توجه دیگران ندارد و در عین حال که به این امانت الهی رسیدگی کامل را دارد زیبایی الهی را عرضه داشته و با حجاب خود نشان می‌دهد که هیچ نیازی به عرضه خودشیفتگی ندارد.[۴۷] هر چقدر انسانها و جامعه در مسیر عشق الهی و کمال بیشتر گام بردارند از خودشیفتگی فاصله زیادتری گرفته و به بلوغ عرفانی خواهند رسید. در چنین جامعه‌ای افراد به ارزش وجودی خود در طرح عظیم خلقت پی برده و متناسب با آن در هستی حضور یافته و با پوششی در خور این ارزش، حاضر خواهند بود. این حجاب چون از روی اجبار نیست لذا بازتاب منفی در اجتماع نخواهد داشت. چند مقاله[۴۷] پژوهشکده باقرالعلوم[۴۸] محمدعلی طاهری[۴۹]

خاستگاه فقهی حجاب[ویرایش]

متن قرآن[ویرایش]

در متن قرآن به زنان دربارهٔ نحوهٔ پوششش دستورهایی داده شده است. آیات ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور و آیهٔ ۵۹ سورهٔ احزاب به مسائل مربوط به پوشش زنان می‌پردازند. در آیه‌های ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور آمده:

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکی لهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصنَعُونَ(۳۰) وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضضنَ مِنْ أَبْصرِهِنَّ وَ یحْفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسائهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَت أَیْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِینَ غَیرِ أُولی الارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظهَرُوا عَلی عَوْرَتِ النِّساءِ وَ لا یَضرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(۳۱) (ترجمه: به مردان مؤمن بگو دیدگان خویش را از نگاه به زنان نامحرم بازگیرند و پاکدامنی ورزند که این برایشان پاکیزه‌تر است، زیرا خدا از کارهایی که می‌کنید آگاه است (۳۰) و به زنان باایمان بگو چشم از نگاه به مردان نامحرم فروبندند و پاکدامنی کنند و زینت خویش را جز آنچه که طبعاً از آن آشکار است آشکار نسازند و باید که روپوش‌هایشان را به گریبان‌ها کنند و زینت خویش را نمایان نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدران و یا پدر شوهران یا پسران و یا پسر شوهران و یا برادران و یا خواهرزادگان و یا برادرزادگان و یا زنان (همجنس خود) و یا آنچه مالک آن شده‌اند یا خدمتکاران مرد که تمایلی به زن ندارند و یا کودکانی که از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پای خویش را [به گونه‌ای] به زمین بکوبند که آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود. ای گروه مؤمنان همگی به سوی خدا توبه برید شاید رستگار شوید.)[۲۴–۳۰ و ۳۱]

بنا بر دیدگاه رایج عبارت «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن» (ترجمه: باید روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند) حدود پوشش را برای زنان مشخص می‌کند. مطهری از قول ابن‌عباس در تفسیر این آیه نقل می‌کند که یعنی «زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.» مطهری همچنین از تفسیر مجمع البیان طبرسی در توضیح این آیه نقل می‌کند که «زنان قبلاً روسری‌ها را به پشت سر می‌افکندند و سینه‌هایشان پیدا بود».[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳]

برخی نویسندگان در مفروض بودن وجوب پوشیدن خمار (یا مانند آن) در این آیه، هم در پوشانده شدن موی سر توسط خمار تشکیک می‌کنند.[۲۸][۵۴][۵۵] امیرحسین ترکاشوند می‌گوید:

استنباط لزوم پوشش مو از راه قهری بودن استتارش در پی پوشش گردن و سینه، در نهایت ضعف و سستی است. از آن گذشته، شرعی قلمداد شدن استفاده از سرانداز در پیش از نزول آیه نیز نادرست است زیرا هیچ آیه‌ای پیش از این آیه (و حتی پس از آن) دال بر لزوم استفاده از خمار و سرانداز نشده... به این ترتیب آیه در این عبارت خمار و سرانداز را به عنوان دم‌دست‌ترین وسیله... انتخاب کرده تا زنان به آن وسیله جَیب و سینه را بپوشانند.[۵۶]

آیهٔ دیگری که در آن به مسئلهٔ پوشش زنان مسلمان پرداخته شده، آیهٔ ۵۹ سورهٔ احزاب است. در این آیه از زنان پیامبر اسلام و زنان مؤمنان خواسته می‌شود که جلباب‌های خود را بر خویش فروافکنند، تا شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ۚ ذٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (۵۹) (ترجمه: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب‌ها [= روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند). خداوند همواره آمرزنده رحیم است)[۳۳–۵۹]

دربارهٔ میزان پوشانندگی جلباب و امکان نتیجه‌گیری پوشش مو از آیه استدلال موافقان و مخالفان مشابه مورد قبلی است. علاوه بر این، یکی از مسائل مطرح شده حول این آیه عبارت «أن یعرفن فلایؤذین» (ترجمه: تا شناخته شوند و آزار نبینند) است. مرتضی مطهری می‌نویسد:

مفسرین گفته‌اند که گروهی از منافقین اوایل شب که هوا تازه تاریک می‌شد در کوچه‌ها و معابر مزاحم کنیزان می‌شدند. البته برای کنیزان چنان‌که گفتیم پوشاندن سر واجب نبوده است. گاهی از اوقات این جوانان مزاحم و فاسد متعرض زنان آزاد نیز می‌شدند و بعد مدعی می‌شدند که ما نفهمیدیم که آزاد است و پنداشتیم که کنیز است؛ لذا به زنان آزاد دستور داده شد که بدون جلباب یعنی در حقیقت بدون لباس کامل از خانه خارج نشوند تا کاملاً از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد مزاحمت و اذیت قرار نگیرند. بیان مذکور خالی از ایراد نیست زیرا چنین می‌فهماند که مزاحمت نسبت به کنیزان مانعی ندارد.

نویسندگانی از جمله نبیل فیاض، با استناد به همین آیه و تفاسیرش حجاب را دستوری برای تشخیص داده شدن طبقات اجتماعی از یکدیگر دانسته‌اند، نه امری شرعی برای حفظ عفاف عمومی. فیاض برای نشان دادن اهمیت نقش طبقاتی حجاب به روایاتی استناد می‌کند که مطابق آنها خلیفهٔ دوم عمر بن خطاب کنیزان را از پوشیدن روسری منع می‌کرد.[۴۱]

احادیث نبوی[ویرایش]

مشهورترین روایتی که از پیامبر اسلام دربارهٔ پوشش اعضای بدن زنان وجود دارد، روایتی‌ست که از چند طریق با جزئیات متفاوت نقل شده و در آن پیامبر اسلام در خانه در حضور همسرش (عایشه یا ام سلمه) از پوشش زنی (اسماء یا دختری تازه‌بالغ) ابراز نارضایتی می‌کند و می‌گوید تنها موضع قابل کشف برای زنان صورت (یا صورت و دو دست) است. در صحت این حدیث اختلاف نظر وجود دارد. برای نمونه، نگارندهٔ سنن ابوداوود خود به ضعیف بودن منبع این حدیث اشاره کرده، چرا که راوی حدیث، خالد بن دریک، که حدیث را بی‌واسطه از قول عایشه نقل کرده، هرگز عایشه را ندیده است.[۵۷] گفتنی‌ست برخی فقهای مخالف وجوب حجاب، موی سر را جزو بدن ندانسته و در نتیجه چنین احادیثی را دال بر وجوب ستر راس نمی‌دانند.[۵۴]

در منابع حدیثی شیعی نیز چند حدیث از پیامبر اسلام در تأکید بر پوشش زنان وجود دارد.[۵۸] عبدالحسین خسروپناه به روایتی در مجمع البیان طبرسی استناد می‌کند که مطابق آن پیامبر اسلام لباس زنان در برابر مرد نامحرم را «درع» و «خمار» و «آزار» و «جلباب» معرفی می‌کند.[۵۹] در روایت دیگری در متون شیعی، پیامبر اسلام پیش از ورود به خانهٔ فاطمه به همراه مرد نامحرم، او را به پوشیدن چیزی بر سر امر می‌کند.[۶۰]

امیرحسین ترکاشوند معتقد است که روایت «زن عورت است» از پیامبر اسلام، تاثیرگذارترین عبارت دینی بر روی حجاب بانوان است و با اشاره به سخنان فقهایی از جمله علامه حلی و صاحب جواهر می‌گوید که این حدیث از سوی فقها اساس و مبنای داوری قرار گرفته است. وی با وارد کردن اشکال‌های متعدد به سند این حدیث، خاطرنشان می‌کند که این حدیث در تمام حدود بیست منبع اولیه‌ای که در آنها ذکر شده، مشتمل بر موارد دیگری است که زن را به ماندن در خانه ترغیب می‌کنند و بهترین جا برای زن را پستوی خانه می‌دانند و در نتیجه این حدیث را غیرقابل اعتماد می‌داند.[۶۱] گروه دیگری از فقها هم در صحت این حدیث و هم در دلالت آن به وجوب پوشش اعضای بدن، و به خصوص مو، تشکیک کرده‌اند.[۵۴] سوزنچی ضمن دفاع از سند این حدیث، تأثیرگذاری جدی آن در استنباط وجوب حجاب از سوی فقها را رد می‌کند.[۶۲]

روایات متعارضی دربارهٔ حجاب از امامان شیعه وجود دارد[۵۴][۶۳] و فقیهان مخالف و موافق حجاب در تعریف فعلی، به موارد مختلفی از این احادیث استناد کرده‌اند.

احادیث متمایل به پوشش بیشتر[ویرایش]

طبق چند حدیث از امامان شیعه، بخشی از بدن زن که مجاز است که آشکار باشد تنها وجه و کفین (صورت و دو دست) است.[۶۴] گفتی است که برخی پژوهش‌گران مخالف حجاب، این احادیث را دلیل کافی برای وجوب پوشش مو نمی‌دانند چون مو را جزو بدن زن نمی‌دانند.[۵۴] اما علاوه بر این احادیث، احادیث دیگری از امامان به شکل صریح‌تر به وجوب پوشش مو اشاره می‌کنند.[۶۵] در روایات دیگری نیز پوشش موی سر در سخنان نقل شده امامان شیعه مفروض دانسته می‌شود و به چند و چون آن پرداخته می‌شود.[۶۶]

احادیث متمایل به پوشش کمتر[ویرایش]

در مقابل، روایاتی با رویکرد آسان‌گیرانه‌تر دربارهٔ پوشش و نگاه وجود دارد. افرادی چون مسلم خلفی و امیرحسین ترکاشوند با ذکر این احادیث کوشیده‌اند نگاه مسلط فعلی به حجاب که آن را حد اکثری و برای حفظ زن از نگاه لذت‌جوی نامحرم معرفی می‌کند، زیر سؤال ببرند. مسلم خلفی حدیثی را نقل می‌کند که در آن علی بن سوید می‌گوید به امام موسی کاظم عرض کردم من به نگاه کردن زنی زیبا مبتلا شده‌ام و نظر به وی، مرا به تحسین وادار می‌کند. امام فرمود: اگر خداوند صداقت را در نیت تو بیابد، اشکالی ندارد. سند این روایت غیرقابل خدشه خوانده شده است.[۵۴]

گروهی معتقدند دوران امامان شیعه نیز همچنان وجود روسری ناشی از عرف و تشخص و اعتبارات اجتماعی بود نه مربوط به حجاب شرعی و در کوشش برای اثبات این ادعا ا به احادیثی در وسائل الشیعه از امامان شیعه، محمد باقر و جعفر صادق اشاره می‌کند که طبق آنها زنان در صورتی که روسری‌شان را پیدا نکنند می‌توانند بی‌حجاب در برابر مرد نامحرم ظاهر شوند و همچنین می‌توانند بی‌حجاب نماز بخوانند.[۶۷]

گروه دیگری از احادیث به میزان لازم برای پوشش زنان در هنگام نماز اشاره دارند. گرچه ستر صلاتی و ستر در برابر بیگانه دو مقوله جدا از هم می‌باشند، اما دلایل مورد استناد در هر حوزه بسیار شبیه و نزدیک به هم است. برخی فقها به تلازم بین این دو اعتقاد دارند. حتی گاهی در ستر صلاتی سخت گیری بیشتری شده است.[۵۴] بنا بر حدیثی از امام صادق، زن مسلمان آزاد اشکالی ندارد که بدون پوشش سر نماز بخواند.[۶۸] برخی فقها از جمله مقدس اردبیلی از این حدیث به عنوان موثقه تعبیر نموده‌اند.[۵۴] این حدیث با تفاوت‌های جزئی به شکل‌های دیگر نیز از امام صادق نقل شده است.[۵۴]

احمد پاکتچی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با جمع‌بندی احادیث در این زمینه به این نتیجه می‌رسد که:

دربارهٔ درع و خمار و آزار -که حجابی پوشش محور بوده- ضرورت داشته است که به اندازه کافی ضخیم باشد که پوست و مو از خلال آن دیده نشود. از همین روست که در روایات پرشمار از استفاده از پارچه‌هایی شفافی مانند قباطی چه در رویارویی با نامحرم و چه در نماز نهی شده است.

به گفته پاکتچی در مورد جلباب که حجابی بوده است که به منظور بازشناسی و نه پوشش مورد استفاده قرار می‌گرفته چنین محدودیتی دیده نمی‌شود. به علاوه به گفته وی وجه غالب روایات پوشش صورت (نقاب) را برای زن لازم نمی‌دانند.[۱]

حد پوشش نزد شیعیان[ویرایش]

براساس قرآن و فتواهای مراجع تقلید شیعه، زنان و مردان هرکدام وظیفه‌هایی دارند که در برخی موارد میان فقها اختلاف هست. این حد در میان فتاوی مشترک است که مرد و زن باید عورتهایشان را در هر شرایط از هرکس به جز همسرشان بپوشانند، مگر در شرایط اجباری مانند هنگامی که برای دستشویی نیاز به کمک داشته‌باشند که احکام خاص خود را دارد.

طبق نظر مراجع تقلید معاصر شیعه، زنان باید همهٔ بدنشان از جمله همهٔ موی سر، تن و پایشان را از مردان نامحرم بپوشانند، ولی می‌توانند گردی صورت و دست‌ها را از مچ به پایین باز بگذارند. در مورد لزوم پوشش پاها از مچ به پایین، هنگام نماز واجب نیست، اما از دید نامحرم باید پوشیده باشد. احکام دربارهٔ مردان نیز اختلافی است. برخی مراجع تقلید معاصر افزون بر حد مشترک می‌گویند مردان باید تن و جاهای نامتعارف بدنشان را از زن نامحرم بپوشند. مثلاً به فتوای آنها مردان نمی‌توانند پیش زن نامحرم پیراهن آستین‌کوتاه بپوشند یا با شلوارک‌های ورزشی ظاهر شوند. احکام نگاه کردن نیز بسیار اختلافی است ولی طبق فتوای مراجع تقلید معاصر، به جز زن و شوهر به طور کلی هیچ‌کس نباید به قصد لذت به دیگری -محرم یا نامحرم و زن یا مرد- نگاه کند.

حجاب از نظر فقهای پیشین شیعه[ویرایش]

در اکثر منابع فقهی گذشته، از اعضایی از بدن که لازم بود «در نماز» (ستر صلاتی) و «در برابر نامحرم» پوشانده شوند با نام «عورت» یاد می‌شده و معمولاً احکام یکسانی برای پوشش در این دو وضعیت مطرح می‌شده.[۵۴] مرتضی مطهری می‌گوید:

ظاهراً اختلافی نیست در این که ستر صلاتی و غیر صلاتی از نظر مقدار و حدود پوشش با هم تفاوت ندارند... آنچه در نماز باید پوشیده شود همان است که در مقابل نامحرم باید پوشیده شود؛ و شاید اگر بحثی باشد در این است که آیا در نماز، زائد بر آنچه در مقابل نامحرم باید پوشیده شود لازم است پوشیده شود یا نه. اما در این که آنچه درنماز لازم نیست پوشیده شود، در مقابل نامحرم نیز لازم نیست پوشیده شود، بحثی نیست.

[۶۹]

شیخ جواد مغنیه، همین توافق بر سر یکسان بودن ستر صلاتی و غیر صلاتی را به کل علمای اسلام نسبت می‌دهد.[۷۰] البته گاه فقیهانی نیز بوده‌اند که احتمال به وجود تفاوت میان این دو سطح از پوشش داده‌اند. به هر روی، اکثر فقها در ذیل موضوع پوشش در هنگام نماز به حدود پوشش زنان پرداخته‌اند. گفتنی‌ست که در آرای به جا مانده فقیهان گذشته در این باره بعضاً تفاوت‌های فاحشی با آرای فقهای امروز دارد.

مخالفان وجوب حجاب معتقدند ابن جنید اسکافی، فقیه شیعهٔ بزرگ قرن چهارم، تنها پوشاندن عورتین (پشت و جلو) را برای زن مسلمان آزاد واجب می‌دانسته.[۲۸][۵۴][۷۱][۷۲] اما برخی از موافقان حجاب این ادعا را رد می‌کنند.[۷۳] ترکاشوند مدعی است تا پیش از قرن هشتم، به طور کلی فقهای شیعه معمولاً جز در موارد خاص سخنی دربارهٔ وجوب یا عدم وجوب پوشاندن مو به طور خاص (چه در نماز و چه خارج از آن) نمی‌گفتند.[۷۴] به گفتهٔ وی حتی صاحب جواهر، هنگام برشمردن موافقان پوشش مو، از هیچ فقیهی که پیش از شهید اول و قرن هشتم باشد نام نمی‌برد.[۷۵] عاملی، صاحب مدارک، (اوایل قرن ۱۱ ه. ق) دربارهٔ ستر صلاتی می‌گوید:

آگاه باش که در عبارت محقق حلی و نیز در کلام اکثر فقهای شیعه، نه تنها به وجوب پوشش موی سر پرداخته نشده، بلکه از ظاهر عبارت چنین بر می‌آید که پوشاندنش لازم و واجب نیست زیرا مو جزو جسد و بدن به حساب نمی‌آید.

[۷۶]

پس از مطرح شدن مسئلهٔ پوشش مو در میان فقهای شیعه، بسیاری از فقهای بزرگ شیعه، از جمله محقق سبزواری،[۷۷] ملا محسن فیض کاشانی،[۷۸] عاملی صاحب مدارک[۷۶] و مقدس اردبیلی[۷۹] در نوشته‌های فقهی خود دلایل موجود در حدیث و آیات را برای وجوب پوشش موی سر (بعضی در هنگام نماز و بعضی بدون قائل شدن به تفکیک) کافی ندانسته‌اند. با گذر زمان از اواخر دورهٔ صفوی به بعد تصریح علمای شیعه به واجب بودن پوشش مو (و گردن و برخی اعضای دیگر بدن) بیشتر شد. ترکاشوند می‌گوید ملا احمد نراقی، فقیه بزرگ دورهٔ قاجار، پوشاندن موی بیرون مانده از روسری را در هنگام نماز (بدون ذکر فتوای جداگانه برای حالت خارج از نماز) برای زنان واجب نمی‌دانست.[۸۰] سوزنچی انتساب این موضع به شخص نراقی را رد می‌کند و معتقد است که نراقی تنها توضیح داده که بدون اتکا به اجماع وجوب پوشش بیش از این حد قابل اثبات نیست.[۸۱]

از میان محققان شیعه، تنها احمد قابل[۷۱] صراحتاً وجوب حجاب را رد کرده است و محسن کدیور نیز آن را به شدت زیر سؤال برده است.[۲۸] سایر فقهای معاصر شیعه و تمامی مراجع تقلید شناخته شده، حجاب تمام بدن و موها به جز صورت و دو دست را برای زن مسلمان غیرکنیز واجب می‌دانند.

فلسفه حجاب از دیدگاه مخالفان[ویرایش]

برخی از مخالفان حجاب و به خصوص اجباری بودن آن، واجب نبودن حجاب بر کنیز را گواهی بر این نکته می‌گیرند که هدف از فرمان حجاب رعایت امنیت جنسی جامعه نبوده، چرا که کنیزان نیز، حتی گاهی بیش از زنان آزاد عرب، دارای جذابیت جنسی بودند.

گروه دیگری از مخالفان حجاب که به کارکرد جنسیتی آن معتقدند، ادعا می‌کنند که «حجاب زنان را تبدیل به یک شئ»[۸۲] می‌کند. برخی این گفته که حجاب برای محافظت زن است را در تناقض با قانون شیعی ازدواج موقت می‌دانند.[۸۳] و در بدترین حالت حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان می‌دانند.[۸۴] به گفته مخالفان حجاب: از دیدگاه فلسفهٔ حجاب، زن سرچشمهٔ تهییج شهوت‌های جنسی مردان است[۸۵]

به علاوه گفته می‌شود که در سینمای هند (که نشان دادن برهنگی تا اندازه‌ای مجاز است) از حجاب بعنوان نوعی وسیله برای تهییج جنس مخالف استفاده می‌شود.[۸۶]

منع حجاب[ویرایش]

ترکیه[ویرایش]

نوشتار اصلی: حجاب در ترکیه

در ترکیه داشتن حجاب اسلامی در دانشگاه‌های دولتی ممنوع بود، اما در سال ۲۰۰۸ پارلمان ترکیه رای به لغو این قانون داد.[۸۷]

ایران[ویرایش]

نوشتار اصلی: کشف حجاب در ایران

رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ قانون کشف حجاب را رسمی کرد اما این قانون پس از دوران رضاشاه پی‌گیری نشد.[۸۸] این قانون پس از پایان حکومت رضا شاه در شهریور بیست، به فراموشی سپرده‌شد و اجرا نگردید.[۸۹]

فرانسه[ویرایش]

قانون ممنوعیت استفاده از نشان‌های مذهبی در فرانسه

قوانین کشور فرانسه از سال ۲۰۰۴ دختران را از داشتن حجاب اسلامی در مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها و مکان‌های دولتی منع کرد.[۹۰]

جمهوری‌های قفقاز[ویرایش]

ممنوعیت رعایت حجاب در مدارس آذربایجان، تاجیکستان و قرقیزستان وجود دارد. این محدودیت از زمان حکومت کمونیستی شوروی وجود دارد.[۹۱]

فلسفهٔ حجاب از دیدگاه موافقان حجاب[ویرایش]

گروهی از مسلمانان ادعا دارند حجاب وسیله‌ای برای محدود کردن زن به خانه نیست بلکه حجاب وسیله‌ای برای حضور سالم زن در اجتماع است.[۹۲] ضرورت دیگر وجود حجاب از دیدگاه بسیار ی از مسلمانان محدود کردن ارضای میل جنسی به محیط خانواده برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری در جامعه است؛ از نظر مرتضی مطهری:

اگر بی حجابی تمدن است پس حیوانات از همه متمدن تر هستند.

علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنانکه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرائی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی می‌شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهای بدن نما و آرایشهای تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‌خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

[۹۳]

از نظر جوادی آملی، قرآن وقتی دربارهٔ حجاب سخن می‌گوید، می‌گوید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند؛ بنابراین، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز می‌داند.[۹۴] حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد، نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش است. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است و خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد.[۹۳]

به گزارش ایسنا، احمد جنتی در خطبه‌های یکی از نمازجمعه‌های تهران دربارهٔ حجاب اعلام داشت که، حجاب نقش اثر گذاری در جامعه دارد و تنها مسئله‌ای شرعی نیست، چراکه حجاب فلسفه دارد که جلوی حرام‌زادگی را می‌گیرد.[۹۵]

حجاب اجباری[ویرایش]

نوشتار(های) وابسته: چادر

گاه حکومت‌های اسلامی رعایت حجاب را در کشور خود اجباری اعلام کرده‌اند. در این زمینه می‌توان به عربستان سعودی، ایران، سومالی و گامبیا[۱۴] اشاره نمود:

ایران[ویرایش]

پس از انقلاب ایران، نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی با اجباری شدن حجاب، مخالفت برخی صاحب‌نظران را برانگیخت. برای نمونه محمود طالقانی پس از اعلام اجباری شدن پوشش سر برای زنان در ادارات دولتی توسط روح‌الله خمینی به موضع‌گیری علیه آن پرداخت. روزنامهٔ اطلاعات به نقل از وی در شماره ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ نوشت:[۹۶]

مصاحبه با طالقانی در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷

حتی برای زن‌های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت‌های مذهبی... ما نمی‌گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ‌کس هم نمی‌گوید... زنان عضو فعال اجتماع ما هستند... اسلام و قرآن و مراجع دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می‌پوشیدند؟... کی در این راهپیمایی‌ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این‌ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچ‌کس در آن اجباری نکرده است.

هرچند موافقان حجاب اجباری در آن دوران با توسل به دلایل و برهان‌هایی موافقت خود را با «اجباری کردن حجاب» اعلام می‌کردند.

نهایتاً حجاب در ایران اجباری گشت و به اعتراض زنان توسط افراد لباس شخصی و طرفداران حجاب حمله شد. از سال ۱۳۵۷طبق دستور خمینی ورود زنان بدون حجاب به ادارات دولتی ممنوع شد[۹۷] و درسال ۱۳۶۳ با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس شورای اسلامی ایران عدم رعایت حجاب در معابر عمومی موجب حکم حد شرعی ۷۲ ضربه جاری شد.[۹۸] گاه افراد بدحجاب دستگیر به جریمه نقدی محکوم شدند.[۹۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی مدخل حجاب نوشته احمد پاکتچی.
  2. مطهری
  3. پژوهشکده تحقیقات اسلامی
  4. French MPs back headscarf ban BBC News (BBC). Retrieved on 13 February 2009.
  5. Abdelhadi, Magdi Tunisia attacked over headscarves, BBC News, 26 September 2006. Accessed 6 June 2008.
  6. Turkey headscarf ruling condemned Al Jazeera English (7 June 2008). Retrieved on February 2009.
  7. Syria bans face veils at universities
  8. Richard Hamilton (6 October 2006) Morocco moves to drop headscarf BBC News (BBC). Retrieved on 13 February 2009.
  9. Mendes, Jessica (13 November 2001). "Taliban rulers curtail women's freedom, health care". Canadian Medical Association Journal. Retrieved 19 July 2010.
  10. Lawrence, Quil (13 July 2010). "Peace In Afghanistan At What Cost To Its Women?". NPR. Retrieved 19 July 2010.
  11. Lemmon, Gayle Tzemach (16 July 2010). "Will Afghan women's rights be bargained away?". CNN. Retrieved 19 July 2010.
  12. International Hijab Day and Its observance in Bangladesh
  13. A Video tells all about Hijab in Bangladesh iReport. CNN.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ جمهوری اسلامی گامبیا حجاب را اجباری کرد خبرگزاری انتخاب
  15. John M. Echols, Hassan Shadily, An English-Indonesian dictionary: Kamus Inggris-Indonesia Kamus Inggris-Indonesia University Press: 1975: ISBN 0-8014-9859-7: 660 pages
  16. http://barayemardom.ir/news/news_item.asp?NewsID=4910
  17. http://aftabnews.ir/fa/news/255878/هاشمی-رفسنجانی-تفکیک-جنسیتی-نتیجه-عکس-می‌دهد
  18. http://www.jomhouriat.ir/fa/content/17000/هاشمی-رفسنجانی-در-مصاحبه-با-کیهان-تفکیک-جنسیتی-نتیجه-عکس-می‌دهد
  19. ČĀDOR, In Early Literary Sources, Encyclopedia Iranica, Bijan Gheybi
  20. ČĀDOR, Among Zoroastrians, Encyclopedia Iranica, James Russel
  21. غروی
  22. iran satellite radio car sirius at sharghnewspaper.com
  23. ضیاپور
  24. احمد
  25. مطهری
  26. القمنی
  27. العشماوی
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ کدیور
  29. ترکاشوند
  30. ترکاشوند به نقل از مکارم الاخلاق، بحارالانوار، مجمع البحرین طریحی و مستدرک الوسائل
  31. ترکاشوند به نقل از کنزالاعمال
  32. ترکاشوند
  33. ترکاشوند به نقل از مسند احمد بن حنبل و سنن ابن ماجه
  34. البناء
  35. ترکاشوند به نقل از کافی و من لا یحضره الفقیه
  36. ترکاشوند
  37. البنا
  38. ترکاشوند
  39. ترکاشوند
  40. مطهری
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ فیاض
  42. عابدینی
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ مرتضوی
  44. ایازی
  45. اسلام وب، مرکز فتوای سازمان دعوت و ارشاد دینی قطر
  46. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیر ترکاشوند، ۷۸۵
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/2201183
  48. http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=39976
  49. http://www.mataheri.com/Paper/Article26.html
  50. ČĀDOR, In Islamic Persia, Encyclopedia Iranica, Hamed Algar
  51. مطهری
  52. مقاله حجاب شرعی از مترجم و مفسر قرآن محمد باقر بهبودی
  53. تفسیر المیزان- حجاب در قرآن
  54. ۵۴٫۰۰ ۵۴٫۰۱ ۵۴٫۰۲ ۵۴٫۰۳ ۵۴٫۰۴ ۵۴٫۰۵ ۵۴٫۰۶ ۵۴٫۰۷ ۵۴٫۰۸ ۵۴٫۰۹ ۵۴٫۱۰ خلفی
  55. ترکاشوند
  56. ترکاشوند
  57. ترکاشوند
  58. http://www.jahannews.com/vdcdso0sjyt09x6.2a2y.html
  59. خسروپناه
  60. جمشیدی
  61. ترکاشوند
  62. سوزنچی
  63. ترکاشوند
  64. مطهری
  65. صدوق، ۱۴۱۳ق: ج۳، ص۴۳۶
  66. وسائل الشیعه، حر عاملی، کتاب النکاح
  67. ترکاشوند
  68. ترکاشوند
  69. مطهری
  70. مغنیه
  71. ۷۱٫۰ ۷۱٫۱ قابل
  72. ترکاشوند
  73. سوزنچی
  74. ترکاشوند
  75. ترکاشوند
  76. ۷۶٫۰ ۷۶٫۱ ترکاشوند
  77. ترکاشوند
  78. ترکاشوند
  79. ترکاشوند
  80. ترکاشوند
  81. سوزنچی
  82. "The veil turns women into things". [۱]

  83. Sexual Paradox: Complementarity, Reproductive Conflict and Human Emergence. Christine Fielder, Chris King. Publisher Lulu.com, 2006. ISBN 1-4116-5532-X pp.272

  84. http://spinner.cofc.edu/chrestomathy/vol5/diffendal.pdf?referrer=webcluster&
  85. «These customs presuppose that women are the source of sexual arousal and temptation for men». Women's rights law reporter, Volumes 26–27. Author: Rutgers Law School (Newark, N.J.). Publisher: Women's Rights Law Reporter, 2005
  86. «The Veil Unveiled: The Hijab in Modern Culture». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۳. 
  87. قانون منع حجاب در دانشگاه‌های ترکیه لغو شد. . روزنامه اعتماد، ش. شماره ۱۶۱۲ (۲۱ بهمن ۱۳۸۶): صفحه ۳. 
  88. ساناساریان، الیز. جنبش حقوق زنان در ایران؛ طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا ۵۷. تهران: اختران، ۱۳۸۴. صص ۱۰۰–۱۰۳. ISBN 964-7514-78-6. 
  89. صلاح، مهدی. کشف حجاب، زمینه‌ها، پیامدها و واکنش‌ها. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی. ص ۱۱۸. 
  90. استثنای فرانسوی. . روزنامه همشهری. ترجمهٔ مرمر کبیر سال یازدهم، ش. شماره ۳۴۸۹ (سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۳). 
  91. [dari.irib.ir/component/k2/item/43004-اسلام-ستیزی-در-جمهوری-های-آسیای-مرکزی-و-قفقاز-قسمت-چهارم-و-پایانی واحد مرکزی خبر]
  92. فلسفه حجاب، مرتضی مطهری، نشر صدرا
  93. ۹۳٫۰ ۹۳٫۱ همان
  94. آیت الله العظمی جوادی آملی، مقالهٔ حجاب، حق‌الله است یا حق‌الناس؟
  95. http://khordadnews.ir/news/72951
  96. رادیو زمانه | «در مورد حجاب، اجبار در کار نیست»
  97. کیهان ۱۶ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۵ صفحهٔ ۱
  98. چگونه در اوایل انقلاب حجاب اجباری شد
  99. جریمه‌های یک میلیون تومانی برای 'بدحجابی' در مشهد

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]