سلمان فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۳°۰۶′ شمالی ۴۴°۳۵′ شرقی / ۳۳.۱۰۰° شمالی ۴۴.۵۸۳° شرقی / 33.100; 44.583

سلمانِ فارسی
زادروز
درگذشت ۶۵۵
مدائن، ۶۵۵ ؛ مدفن: سلمان باک
آرامگاه ۰°۶′۳۳″ شمالی ۴۴°۱′۳۳″ شرقی / ۰.۱۰۹۱۷° شمالی ۴۴.۰۲۵۸۳° شرقی / 0.10917; 44.02583
محل زندگی مدینه، مدائن
تبار ایرانی
شناخته‌شده برای پیشنهاد حفر خندق در جنگ احزاب
نقش‌های برجسته نخستین امیر تیسفون پس از فتح آن
تأثیرگذاران محمد و علی
لقب مُحمّدی
دین اسلام


سلمان فارسی (پیش از مسلمان شدن: روزبه) (؟ - ۶۵۵) صحابی ایرانی بود که پیامبر اسلام او را از خود (اهل بیت) خواند و به سلمان محمدی شهرت یافت. در روزی که قریش نیروهایش را نزدیک مدینه گردآورد تا بر مسلمانان حمله بَرَد (غزوه خندق)، او پیشنهاد داد تا خندقی ژرف پیرامون مدینه حفر گردد تا از آن پاسبانی شود. سلمان فارسی به‌ویژه نزد مسلمانان شیعه گرامی‌ داشته می‌شود و برای او جایگاهی والا درنظر دارند. [۱]

او با این که پسر یکی از دهقانان ایران بود،[۲] زرتشتی باقی نماند و سال‌ها در پی حقیقت و دین راستین به سرزمین‌های گوناگون سفر کرد که در همین سفرها در سرزمینی به بردگی درآمد و سپس با کمک محمد آزاد گشت.[۲] سلمان فارسی حکیمی که خرد و دانش‌های ایرانیان و مسیحیان را می‌دانست از مشاوران محمد، از جمله طراح اصلی حفر خندق در جنگ خندق بوده است. او در سالهای پایانی زندگی خود استاندار (والی) مدائن گردید.

زادگاه و کودکی[ویرایش]

سلمان فرزند یک زمین‌دار ایرانی اهل جی نزدیک اصفهان بود[۲] هرچند دربارهٔ زادگاه وی اختلاف نظر است و در این باره از شهرهایی چون اصفهان،[۳][۴] دشت ارژن استان فارس و رامهرمز خوزستان[۵] به عنوان زادگاه سلمان فارسی یاد شده‌است. برخی از محققان او را از خاندانی مزدکی می‌دانند[۶] و برخی معتقدند از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است.[۷]

مدت عُمر سلمان فارسی[ویرایش]

دربارهٔ مدت عُمر سلمان هم، چون تاریخ وفات وی، اختلاف نظرهای تاریخی زیادی وجود دارد، از جمله:

۱ - شیخ طوسی، سلمان را از معمرینی دانسته، که حضرت عیسی را درک نموده و در این صورت، سلمان بیش از ۶۰۰ سال عُمر کرده است

۲ - در روایتی که از پیامبر وارد شده، سلمان دارای ۴۵۰ سال عُمر، معرفی شده است

۳ - سید مرتضی، و شیخ طریحی می‌نویسند: از آثار و اخبار استفاده می‌شود، که سلمان ۳۵۰ سال زندگی کرده است

۴ -و البته بیشتر مورخان مدت حیات سلمان را ۲۵۰ سال دانسته‌اند مانند: «محدث نوری» که نظریه ۲۵۰ سال معتبر تر می‌داند یا «ابن عبدالبر» در کتاب الاستیعاب ج ۲، ص ۱۹۵، همچنین ابن اثیر جزری، در کتاب اسد الغابة ج ۲، ص ۳۲۲، السیرة الحلبیة، ج ۱، ص ۱۹۵، صفوة الصفوه، ج ۱، ص ۵۵۵، مجالس المؤمنین، ج ۱، ص ۲۰۸، الاصابة، ج ۲، ص ۶۲، الغدیر، ج ۷، ص ۲۸۲، و الدرجات الرفیعة، ص ۲۲۰، نظریه ۲۵۰ سال را، معتبرتر و قابل قبول تر شمرده‌اند.[۸][۹]

اندیشه[ویرایش]


سلمان در آغاز در ایران با باورهای میترایی آشنا بود و سپس باورهای زرتشتی و سپس باورهای مانوی و بدینگونه با حکمت و خرد ایران باستان آشنا بود. به غرب رفت و با باورهای مسیحی آشنا شد و سالها در آنجا در خدمت کلیسا بود و در کنار آنجا با عقاید یهودی بیشتر آشنا شد. این گونه با اندیشه مسیحی کاملاً آشنا بود. در یثرب محمد را دید و با عقاید او اسلام آشنا شد. اندیشه سلمان ترکیب است از حکمت ایرانی و اسلامی که تجربه مطالعه و دریافت ادیان و حکمت‌های دیگر را داشته است و اکثر فلاسفه اسلامی ایران امروز، خود را پیرو مکتب سلمان می‌دانند. لویی ماسینیون فرانسوی، آثار منسوب به سلمان را، چهار کتاب معرفی می‌کند، که از جمله آنها «خبر جاثلیق» است که ۱۰ سند مکتوب را برای ذکر آن آورده است.

ایمان به مانی[ویرایش]

سلمان (روزبه) فارسی از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است و چون دین مانی را بر دین زرتشتی ترجیح داده بود مجبور به فرار از ایران شد.[۷][۱۰][۱۱][۱۲]

ایمان به مسیحیت[ویرایش]

او در سنین جوانی به مسیحیت روی آورد. او سپس برای تحصیل دین به سوریه رفت.[۲] ابوریحان بیرونی در «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» می‌نویسد: «انجیل سبعین (بلامس) نام انجیلی است که سلام پسر عبدالله سلام از زبان سلمان فارسی نوشته‌است.» سلمان پس از فوت استادش همراه با کاروانی رهسپار شبه جزیره عربستان شد-و این مقارن با زمانی بود که محمد بن عبدلله مال التجاره خدیجه یگانه زن متمول جزیرة العرب را مدیریت می‌کرد و خدیجه محمد را نه فقط برای اداره اموال که برای زندگی مشترک می‌آزمود- در راه کاروان مورد حمله قرار می‌گیرد و او به اسارت درآمد و مردی یهودی از یثرب (مدینه) او را به بردگی خرید و با خود به یثرب برد.

ایمان به اسلام[ویرایش]

سلمان در مدینه با محمد آشنا شد و به اسلام ایمان آورد.[۲] در سفینة البحار آمده‌است هنگامی که محمد به مدینه هجرت کرد با دعوت محمد با دین اسلام آشنا شد و مسلمان شد و محمد با مولای او قراردادی بست که سلمان کار کند و از درآمدهای خود، خود را آزاد کند. پیامبر و مسلمانان مدینه به او کمک کردند که بهای خود را (به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه -هر وقیه معادل چهل درهم)- به یهودی بپردازد و آزاد شود.[۱۳] که معتقد است آشنایی وی بعد از پیامبری محمد است اما اشاره‌ای به سال آن نکرده‌است

جنگ خندق[ویرایش]

در جنگ خندق، که در سال ۵ هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان، پیرامون شهر خندق کندند. واژهٔ خندق عربی شدهٔ واژهٔ پارسی میانه کَندَگ و به معنی کَنده است. در زبان‌های کهن ایرانی چون اوستایی و فارسی باستان، ریشهٔ «کن» به معنی «کندن» امروزی به کار می‌رفته است و «فرکنتن» یعنی آغاز به ساختن ساختمان یا شهر. هر گروهی می‌خواست سلمان با آنها باشد؛ مهاجران می‌گفتند: سلمان از ما است و انصار می‌گفتند: سلمان از ما است.

پس از درگذشت محمد[ویرایش]

ماسینیون در کتاب «سلمان پاک» می‌نویسد: سلمان در تأسف از انتخاب عجولانه ابوبکر در سقیفه با یک نوع محافظه‌کاری و توداری خاص در برابر شهود به فارسی گفته است: «کردید و نکردید» و این عبارت بسیار غامضی است. آیا ترکیب اصلی این عبارت به فارسی بوده است؟ مدائنی و بلاذری آن را به این صورت نشر داده‌اند: «کرداد و ناکرداد» (به فارسی میانه). باید گفت که این عبارت گرچه دلالت بر این ندارد که سلمان در سال ۱۱ هجری بعد از مرگ محمد با سر تراشیدن و کشیدن شمشیر به عقیده امامیه علناً مخالفت خود را ابراز کرده باشد ولی بر خلاف گفته جوزف هوروویتس نشانهٔ آن است که یک قرن و نیم قبل از یعقوبی روایات عراقی تأیید می‌کنند که سلمان مسئله امامت به حق را هنگام انتخاب ابوبکر مطرح کرده است؛ اما شاید در مجلسی خصوصی.[۱۴]

تاریخ درگذشت[ویرایش]

به نقل از کتاب «سلمان پاک» اثر ماسینیون ترجمه علی شریعتی: تاریخ مرگ سلمان مشخص نیست. «پایان خلافت عمر» یا «در خلافت عثمان» به نقل از واقدی و ابن سعد. زیرا پیش از این در خلافت عثمان وی در کوفه اقامت گزیده بود. در قرن سوم گردآورندگان احادیث سنت تاریخ مرگش را سال ۳۸ هجری معین کردند. لویی ماسینیون در کتاب خود حدس می‌زند که: سلمان با مصادره شدن مقرری اهل بیت به نفع بیت‌المال توسط دستگاه خلافت از اقطاعش در مدینه محروم شده بود. مانند هر تازه مسلمان غیر عربی برای حفظ امنیت شخصی‌اش با بنی عبدالقیس که سلمان تا عراق همراه آنان رفت هم پیمان گردیده است. هنگامی که وضع خاص بنی عبدالقیس را مطالعه می‌کنیم به نکاتی برمی‌خوریم که این فرضیه را تقویت می‌کند.[۱۵]

پانویس[ویرایش]

  1. بعلبکی, منیر. «Salman al-Farisi». در دانشنامه المورد. ج. 8. بیروت: دارالعلم للملایین, 1980. 194. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ Vida, “Salmān al-Fārisī”, EI.
  3. Richard A. Gabriel, Muhammad: Islam's first great general, University of Oklahama, page 135
  4. الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۱۱ و الوفی بالوفیات ج ۵ ص ۹۸
  5. تاریخ دمشق ابن عساکر
  6. قبل از ظهور اسلام تاریخ ایران
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ مانی و آیین او از: فرید شالیزاده و سایت روزنامک
  8. http://www.hawzah.net/fa/Book/View/45266/23642/
  9. کتاب نفس الرحمن، ص 650. کتاب مجمع البحرین، ص 309
  10. الآثار الباقیه عن القرون الخالیه دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  11. شناخت هویّت ایرانی از زمان فردوسی تاکنون مرتضی ثاقب فر - سخنرانی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران در «همایش هویّت و حاکمیت ملی ایران «در ۲۷ بهمن ۱۳۸۳، منتشره در ماهنامه ایران‌مهر به تاریخ اسفند ۱۳۸۳
  12. سابقهٔ تاریخی اسکان قبایل عرب در خوزستان دکتر امیرحسین خنجی - دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۱ - ایران امروز
  13. سفینة البحار، ج ۱، ص ۶۴۶.
  14. کتاب سلمان پاک نوشته: لویی ماسینیون، ص ۷۷.
  15. کتاب سلمان پاک نوشته: لویی ماسینیون، ص ۸۳.

منابع[ویرایش]