تهذیب الاحکام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تَهذیبُ الأحکام
Tazhib al-Ahkam.jpg
برگی از یک نسخه نفیس قدیمی تهذیب الاحکام، مربوط به سده ۱۱ هجری که تاریخ ۵۷۵ قمری در آن دیده می‌شود
نویسنده(ها)شیخ طوسی
عنوان اصلیتهذیب الاحکام فی شرح المقنعه
تعداد جلد
۱۰
موضوع(ها)فقه امامیه

تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه که به اختصار تَهذیبُ الأحکام مشهور است، از مهم‌ترین و مفصل‌ترین منابع فقهی شیعه امامیه و یکی از چهار کتاب اصلی شیعه مشهور به کتب اربعه است. این اثر نوشته شیخ الطائفه، ابوجعفر محمد طوسی، مشهور به شیخ طوسی است که اولین و جامعترین اثر اوست. وی این کتاب را با هدف حل معضل تعارض میان احادیث شیعه نوشته‌است و در آن سعی کرده‌است تا با مبنی قرار دادن کتاب المقنعه شیخ مفید، کتابی جامع در زمینه حدیث و فقه بنویسد و در ضمن آن، تعارض بین روایات را بدور از طرح یکی از طرفین، حل نماید.

شیخ طوسی این کتاب را در ۱۰ جلد تدوین کرده‌است. این اثر بر اساس چاپ نجف، ۴۰۹ باب است که ۲۸ تا از آنها تکراری است. تعداد احادیث این کتاب ۱۳٫۹۸۸ حدیث شمارش شده‌است. محدث نوری تعداد ابواب را ۲۹۳ باب و احادیث کتاب را ۱۳٫۵۹۰ عدد گزارش کرده‌است. احادیث تهذیب نیز در سه دسته تقسیم شده‌اند؛ احادیث ادله که شیخ به عنوان دلیل حکم شرعی بیان می‌کند، احادیث متعارض که احادیث متعارض احادیث ادله هستند و احادیث شواهد که احادیثی در تأیید یا رد یکی از احادیث متعارض گزارش شده‌اند. شیخ طوسی احادیث ابتدایی هر باب را بر احادیث انتهای باب، ترجیح داده‌است. همچنین وی به جهت رعایت اختصار در کتاب، احادیث را با سندی معلق می‌آورد و در انتهای کتاب، طریقه خود را به هر روای را به‌طور کامل گزارش می‌کند. از این اثر چندین نسخه خطی و نفیس در کتابخانه‌های اسلامی باقی مانده‌است و متن آن با تصحیح‌های گوناگون، بارها به چاپ رسیده‌است. اولین نسخه چاپی از این اثر که به تحقیق حسن موسوی خرسان در نجف تدوین شده‌است، به سال ۱۳۷۹ ه‍.ق به چاپ رسیده‌است.

از دلایل اهمیت این اثر، جامعیت آن نسبت به سایر کتب اربعه است. تعداد روایات فقهی که در این اثر نقل شده‌اند، نسبت به باقی کتب اربعه، ابواب بیشتری را شامل شده‌است تا جایی که به عقیده برخی از دانشمندان شیعه، این اثر برای استناد فقیهان به روایات، کفایت می‌کند. طوسی در این اثر کوشیده‌است تا راه جمع عرفی و نه ایراد از اسناد احادیث را برای حل مشکل تعارض روایات، ارائه کند. با این وجود ایراداتی چون وجود احادیث ضعیف، ضعف در بیان وجوه حل تعارض بین روایات متعارض، بیان دلایل غیر محکم برای برخی ادعاها و وقوع خطا و تحریف در نقل سند و متن برخی روایات، سبب شده‌است تا کتاب مورد انتقاد برخی از فقیهان و علمای علم حدیث قرار گیرد. اهمیت این اثر سبب شده‌است تا مورد توجه دانشمندان شیعه قرار گرفته و بر آن شرح‌های مختلفی تحریر شود. به گزارش آقابزرگ تهرانی، شانزده شرح و بیست حاشیه بر این کتاب نگارش یافته‌است.

مؤلف[ویرایش]

شیخ-طوسی---فقیه-شیعه.png

ابوجعفر محمد بن حسن، ملقب به شیخ طوسی و شیخ الطائفه، به سال ۳۸۵ ه‍.ق در طوس متولد شد.[۱] او به دوران حکومت آل بویه می‌زیست و در این دوره، از حمایت‌های حکومت وقت نسبت به عالمان شیعه برخوردار بود. وی به سال ۴۰۸ ه‍.ق وارد بغداد شد. او چهل سال در بغداد حاضر بود و نزد اساتید خود همچون شیخ مفید، به تحصیل علم پرداخت. بنابر گزارش‌هایی، در سال‌های ۴۴۸ تا ۴۴۹ ه‍. ق، پس از بالا گرفتن نزاع میان شیعیان و اهل سنت در بغداد، از شیخ نزد خلیفه سعایت شد و پس از آن گروهی از متعصبان سنی مذهب، به منزل شیخ حمله و کتابخانه او را آتش زدند. طوسی نیز پس از این رویداد، بغداد را ترک کرد و به نجف عازم شد.[۲][۳] طوسی ۱۱ سالِ باقی عمر خویش را در نجف گذراند و حضور او سبب شد تا حوزه‌ای بزرگ در نجف که تا آن روزگاران، شهری متروک قلمداد می‌شد، شکل بگیرد. سرانجام شیخ طوسی به سال ۴۶۰ ه‍.ق از دنیا رفت و در منزل خویش در نجف دفن شد.[۴]

پیش‌زمینه، تاریخ و علت نگارش اثر[ویرایش]

شیعه
Hadith Ali.svg
درگاه تشیع
عقاید
فروعنمازروزهخمسزکاتحججهادامر به معروفنهی از منکرتولیتبری
عقاید برجستهمهدویت: غیبت (غیبت صغرا، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعتبداشفاعت و توسلتقیهعصمتمرجعیت، حوزه علمیه و تقلیدولایت فقیهمتعهشهادت ثالثهجانشینی محمدنظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوممحمدعلیفاطمهحسنحسینسجادباقرصادقکاظمرضاجواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه محترم نزد شیعهمردان: سلمان فارسیمقداد بن اسودمیثم تمارابوذر غفاریعمار یاسربلال حبشیجعفر بن ابی‌طالبمالک اشترمحمد بن ابوبکرعقیلعثمان بن حنیفکمیل بن زیاداویس قرنیابوایوب انصاریجابر بن عبدالله انصاریابن‌عباسابن مسعودابوطالبحمزهیاسرهانی بن عروهعثمان بن مظعونعبدالله بن جعفرخباب بن ارتاسامة بن زیدخزیمة بن ثابتمصعب بن عمیرمالک بن نویرهزید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسدحلیمهزینبام کلثوم بنت علیاسماء بنت عمیسام ایمنصفیه بنت عبدالمطلبسمیه
رجال و علماکشته‌شدگان کربلافهرست رجال حدیث شیعهاصحاب اجماعروحانیان شیعهعالمان شیعهمراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجدالحراممدینه، مسجد النبی و بقیعبیت‌المقدس و مسجدالاقصینجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفهکربلا و حرم حسین بن علیکاظمین و حرم کاظمینسامرا و حرم عسکریینمشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیهقم و حرم فاطمه معصومهشیراز و شاه‌چراغکاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرسآستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرفری و حرم شاه عبدالعظیمامامزاده جعفر
مسجدامامزادهحسینیه
روزهای مقدس
عید فطرعید قربان (عید اضحی)عید غدیر خممحرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعثمیلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهلهرویداد غدیر خمسقیفه بنی‌ساعدهفدکرویداد خانه فاطمه زهراقتل عثمانجنگ جملنبرد صفیننبرد نهروانواقعه کربلامؤتمر علماء بغدادحدیث ثقلیناصحاب کساآیه تطهیر
کتاب‌ها
قرآننهج‌البلاغهصحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصاراصول کافیتهذیب الاحکاممن لایحضره الفقیه
مصحف فاطمهمصحف علیرساله حقوقاسرار آل محمد
وسائل‌الشیعهبحارالانوارالغدیرمفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیانتفسیر المیزانکتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری)اسماعیلیهزیدیهغلاهواقفیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن)سنت (روایات پیامبر و ائمه)عقلاجماع


تا پیش از سده دوم ه‍. ق، عبارت «تدوین حدیث» مرسوم نبود و از عناوینی چون «تقیید حدیث» یا «کتابت» و «تألیف» استفاده می‌شد. محدثان سنی مذهب در قرن اول ه‍. ق، از نگارش حدیث منع می‌شدند[یادداشت ۱] یا آن را مکروه می‌دانستند. در مقابل، محدثان شیعه، به روایت‌هایی از پیامبر اسلام استناد می‌کردند که در آنها به نگارش حدیث توصیه می‌شد. سخت‌گیری‌ها در منع روایت، در خصوص روایت‌های فقهی با اغماض همراه بود.[۵] در میان شیعیان امامیه، روایاتی گزارش شده‌است که اولین کتاب‌های مدون حدیثی، متعلق به علی بن ابی‌طالب بوده‌است که به دستور پیامبر اسلام و به جهت حفظ تعالیم اسلامی برای امامان پس از علی نگارش یافته‌است. نام این اثر در برخی روایات، «الجامعه» یا «کتاب علی» عنوان شده‌است.[۶] عمر بن عبدالعزیز (۹۹–۱۰۱ ه‍.ق) در قرن دوم هجری به حاکمان ولایت‌های اسلامی دستور داد تا هر حدیث منسوب به پیامبر اسلام را بنویسند. پیش‌تر، شاگردان محمد باقر (۵۷–۱۱۴ ه‍.ق)، به این کار مبادرت کرده بودند که در دوران جعفر صادق با توان بیشتری پی گرفته شد. آقابزرگ تهرانی در کتاب الذریعه، یکصد و هفده اصل[یادداشت ۲] را به شاگردان محمد باقر و جعفر صادق منسوب دانسته و نام آنها را ذکر کرده‌است.[۷] روند نگارش حدیث به صورت اصل در تشیع، تا دوران امامت حسن عسکری (مـ ۲۶۰ ه‍.ق) ادامه داشت.[۸] امامان شیعه، همواره شاگردان خود را به نگارش حدیث ترغیب می‌کردند. در این‌باره، محمد باقر، مفضل بن عمر را به نوشتن حدیث توصیه کرد و به او از در پیش بودن روزگاری پر آشوب خبر داد که جز روایت‌های مکتوب، منبع دینی دیگری وجود ندارد.[یادداشت ۳] از آن پس، شاگردان امامان شیعه، به‌ویژه اصحاب جعفر صادق، احادیث را مکتوب می‌کردند. درنتیجه ۴۰۰ کتاب حدیثی تألیف شد که بعدها پایه علوم حدیث شیعه را شکل داد. این آثار که در اصطلاح علوم حدیث به آنها «اصل» می‌گویند؛ به جهت تعدادشان، به اصول اربعه‌مأئة (به فارسی: اصول چهارصدگانه) مشهورند. اهمیت این اصول، پس از روی‌کار آمدن عباسیان و سخت‌گیری بر علویان بیشتر شد و به این جهت، شیعیان برای جمع‌آوری و کتابت حدیث، انگیزه بیشتری پیدا کردند.[۹][۱۰]

عصر ورود شیخ طوسی به بغداد، همزمان با مرکزیت حکومت عباسیان در این شهر بود. در شهر بغداد، هر دو طایفه شیعه و سنی، مراکز علمی مهمی داشتند و در بر همین اساس، شیعیان همواره خود را متعهد می‌دانستند تا در مقابل اهل سنت، از کیان تشیع دفاع علمی و سیاسی کند. با توجه به قرائن موجود، با وجود اختلاف میان شیعه و سنی در آن روزگار، اتحاد و هماهنگی کاملی در بین بزرگان شیعه نیز وجود نداشت و بلکه در امور فقهی، اختلافات فراوانی وجود داشت. از همین رو، شیخ بیشتر اهتمام خویش را در رفع تعارض و تناقض‌های علمی و اجتماعی قرار داد و در این خصوص نقش مهمی را ایفا کرد. با نگاهی بر تالیفات شیخ طوسی، مشخص می‌شود که وی به عنوان یک منجی و چاره‌گر به تألیف آثارش پرداخته‌است تا با رفع تناقض‌ها از چهره مذهب تشیع، از این مذهب پاسداری کند. شیخ پس از آنکه درخواستی را در خصوص تألیف کتابی برای رفع تناقضات و تعارضات احادیث که موجب جدا شدن گروهی از شیعیان از مذهب شده‌است را دریافت می‌کند، اقدام به تألیف کتاب تهذیب الاحکام می‌نماید و از این رو کتاب تهذیب، با رویکردی کلامی نگارش می‌یابد.[۱۱]

به نوشته خود مؤلف در مقدمه کتابش، پس از اطلاع یکی از دوستان او نسبت به وجود تعارض‌هایی در احادیث شیعه و با توجه به اینکه این امر سبب شده‌است تا شیعیان مورد انتقاد سایر فرقه‌های اسلامی قرار بگیرند و این انتقادها سبب جدایی گروهی از شیعیان از تشیع شده‌است؛ درخواستی را مبنی بر نوشتن شرحی بر کتاب المقنعه اثر شیخ مفید دریافت می‌کند که ضمن ذکر مستندات هر مسئله فقهی، به ذکر احادیث متناقض نیز پرداخته شود. او نیز برای این امر، اقدام به نگارش کتاب تهذیب الاحکام می‌نماید. در این میان گروهی همچون خوانساری بر این باورند که تهذیب الاحکام به سفارش شیخ مفید تألیف شده‌است؛ اما این باور به عقیده شبیری در دانشنامه جهان اسلام، صحیح به نظر نمی‌رسد.[۱۲] شیخ طوسی در علت نگارش کتاب الاستبصار، عنوان می‌کند که کتاب استبصار را پس از کتاب تهذیب الاحکام نگاشته‌است و چون گروهی از اصحاب، به تهذیب الاحکام اهتمام ویژه داشته‌اند، صلاح را در این دیده‌است تا روایت‌های مخالف کتاب تهذیب را در اثری جداگانه جمع نماید و به رفع تعارض بین آنها بپردازد.[۱۳] با توجه به عبارت «ایده الله» در وصف شیخ مفید در متن کتاب، و تغییر آن در بخش‌های دیگر به «رحمة الله»؛ تحریر این کتاب در زمان حیات مفید آغاز و تا پس از مرگ او — به تاریخ روزی از روزهای رمضان ۴۱۳ ه‍. ق[۱۴] — ادامه‌داشته‌است.[۱۵] به گزارش دایرة المعارف بزرگ اسلامی، طوسی تألیف این اثر را در سال‌های آغازین تحصیل نزد شیخ مفید آغاز کرد و در زمان درگذشت مفید، کتاب را به باب صلاة رسانیده بود. شیخ تا مهاجرتش به نجف که به سال ۴۴۹ ه‍.ق رخ داده‌است، کار بر روی این کتاب را ادامه داد.[۱۶]

توصیف اثر[ویرایش]

تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه، اولین کتاب شیخ طوسی بوده‌است که در آن به هیچ‌یک از آثار دیگر مؤلف اشاره‌ای نشده‌است. شیخ طوسی در ضمن شرح حال خود در کتاب الفهرست، ۲۳ باب اصلی برای کتاب تهذیب الاحکام برمی‌شمرد که در دو کتاب دیگرش نیز آمده‌است. با این وجود در این کتاب باب «شهادات» و «اطعمه و اشربه» گزارش نشده‌است. این کتاب بر اساس چاپ نجف، ۴۰۹ باب است که ۲۸ تا از آنها تکراری است. تعداد احادیث این کتاب ۱۳٫۹۸۸ حدیث شمارش شده‌است. محدث نوری تعداد ابواب را ۲۹۳ باب و احادیث کتاب را ۱۳٫۵۹۰ عدد گزارش می‌کند. این تفاوت، ریشه در اشتباه در محاسبه و شمارش یا یکی دانستن برخی از ابواب و احادیث دارد.[۱۷] تعداد جلدهای این کتاب ۱۰ جلد می‌باشد.[۱۸]

تهذیب به عنوان شرح کامل کتاب المقنعه شیخ مفید نگارش یافته‌است.[۱۹][۲۰] طوسی در این کتاب بعد از بیان حکم شرعی و استنباط آن با دلایل قطعی فقهی نزد شیعه دوازده‌امامی، به تاویل یا تضعیف روایات متعارض پرداخته‌است. در ابتدا، شیخ طوسی به بیان روایات شیعه در خصوص مسئله، اشاره به روایات اهل سنت به صورت مرسل و پس از آن بیان مباحث گوناگون قرآنی، ادبی و اصولی در خصوص موضوع می‌پرداخت؛ اما این شیوه به جهت گسترشش، کتاب را از حالت حدیثی خارج می‌کرد. به این ترتیب، در ابواب بعدی بجز باب اول، این سیاست نگارشی تغییر کرده‌است. شیخ در ابواب بعدی، تنها به بیان تعارض بین روایات شیعه پرداخته‌است و به رفع آن می‌پردازد. طوسی همچنین در ادامه، ابوابی را که در کتاب المقنعه نیز وجود نداشت، به کتاب می‌افزاید. شیوه التزام نویسنده به کتاب المقنعه نیز در سرتاسر کتاب یکسان نیست و در برخی موارد، به بیان تمام فتوای شیخ مفید پرداخته‌است و در بیشتر کتابش، تنها از ترتیب المقنعه پیروی می‌کند و فتاوای شیخ مفید را ذکر نمی‌کند. یکی از تفاوت‌های المقنعه و تهذیب الاحکام، سنددار ذکر کردن برخی از روایات المقنعه است که توسط مفید بدون سند ذکر شده‌اند. از این رو کتاب تهذیب، یک شرح آزاد از کتاب المقنعه به‌شمار می‌آید. عبارت «المقنعه» در سه جلد ابتدایی تهذیب الاحکام بسیار نقل شده‌است و به تدریج کاهش می‌یابد تا اینکه از جلد ششم به بعد، دیگر از این عبارت استفاده نمی‌شود. بر اساس تحلیل‌هایی، جلد ششم کتاب، آخرین جلد تألیف شده کتاب است. شیخ طوسی در این اثر، گاهی برای استدلال بر شیخ مفید در المقنعه، به نظر اهل خبره استناد می‌کند. او گاهی فتاوای مفید را تفسیر یا تاویل می‌کند و این کار را به جهت برگزیدن فتوایی غیر از فتوای شیخ مفید انجام داده‌است. در این اثر گاهی اوقات بین فتوای شیخ مفید و متن حدیث، تلفیق صورت می‌گیرد و شناسایی این دو را سخت کرده‌است.[۲۱]

طوسی سعی می‌کند تا در این اثر جز روایات فقهی، روایت دیگری را وارد نکند.[۲۲] احادیث تهذیب در سه دسته تقسیم شده‌اند؛ «احادیث ادله»، «احادیث متعارض» و «احادیث شواهد». دسته اول، احادیثی است که شیخ مفید یا طوسی به استناد آن روایات حکم شرعی خود را استنباط و ارائه کرده‌اند، دسته دوم روایات، روایات متعارض با دسته اول و دسته سوم روایات نیز شواهدی هستند که برای سازگار کردن احادیث متعارض با یکدیگر یا سایر تاویل‌ها حدیثی، توسط شیخ طوسی گزارش شده‌اند. بخش عمده این کتاب را احادیث به ظاهر متعارض تشکیل داده‌اند.[۲۳] علاوه بر متن احادیث متعارض، بخش بسزایی از کتاب، شامل تفسیرها، ارائه ادله و بیان توضیح در حل تعارض روایات است[۲۴][۲۵] و در این موارد، شیخ طوسی ۳۲۷ مرتبه از خود نام می‌برد. تفسیرهای او بر مبادی کلامی استوار هستند.[۲۶] طوسی احادیث ابتدایی هر باب را بر احادیث انتهای باب، ترجیح داده‌است. وی به جهت رعایت اختصار در کتاب، احادیث را با سندی معلق می‌آورد و در انتهای کتاب، طریقه خود را به هر راوی به‌طور کامل گزارش می‌کند. بیشتر احادیث این اثر در موضوع فقه می‌باشند و نسبت به کافی و من لایحضره الفقیه، شامل احادیث فقهی بیشتری می‌باشد. ارائه نسبتاً کامل از آراء موافق و مخالف احکام شرعی مورد اختلاف، از ویژگی‌های این اثر است.[۲۷]

طوسی در این اثر کوشیده‌است تا راه جمع عرفی و نه ایراد از اسناد احادیث را برای حل مشکل تعارض روایات، ارائه کند. او با وجود آنکه آوردن تاویل برای احادیث را لازم نمی‌دانست، اما اقدام به آوردن تاویل برای احادیث متعارض می‌کند. اکثر عالمان پس از او نیز راه‌حل جمع عرفی او را پذیرفته‌اند اما در مواردی، در مصادیق دچار تردید و انکار شده‌اند. با این وجود، طوسی در موارد بسیاری، احادیث متعارض را ضعیف و بی‌اعتبار می‌داند و از این استدلال برای رفع تعارض استفاده کرده‌است. یکی از مهمترین قواعد جمع عرفی در این کتاب، حمل احادیث ائمه دوازده‌گانه بر «تقیه»، «سنی مذهب بودن راوی حدیث»، «موافقت با فتوای اهل سنت یا حاکمان وقت»، «مخالفت آن با ظاهر قرآن یا احادیث متواتر و حتی اجماع امامیه» است. «حمل حدیث بر حالت عذر و ضرورت» از دیگر استدلال‌های پرتکرار شیخ طوسی برای رفع تعارض است. «حمل امر بر استحباب» و «حمل نهی بر کراهت»، از قواعد دیگری است که طوسی در این اثر به آنها ملتزم است. در مقابل، «اختصاص دادن حکم روایت به مورد خاص آن روایت»، «حمل اخبار در حدیث بر تعجب و انکار»، «حمل احادیث متعارض بر تخییر» و «حمل امر به دو کار بر وجوب تخییری» از قواعد کم کاربرد در کتاب تهذیب الاحکام است. شیخ طوسی در مواردی، با وجود روایت‌های متعارض دیگری، تنها به ذکر یک روایت متعارض اکتفا کرده‌است. دلیل این کار او، امکان حمل دلایل رفع تعارض بر دیگر روایات متعارض عنوان شده‌است. همچنین در مواردی، برای رفع تعارض دو روایت، راه‌های متعددی را گزارش می‌کند، اما هیچ‌کدام را بر دیگری ترجیح نمی‌دهد. «مخالفت حدیث با ظاهر قرآن و احادیث متواتر»، «اجماع امامیه بر عمل نکردن به حدیث»، «تعارض خبر یک یا چند نفر با اخبار افراد بیشتر»، «مخالفت حدیث با دیدگاه قطعی شرع و امامان شیعه»، «اضطراب حدیث» و … از مهمترین دلایل ضعیف بودن یک روایت در تهذیب توسط شیخ طوسی عنوان شده‌است.[۲۸]

ارتباط تهذیب و استبصار[ویرایش]

کتاب استبصار، بعد از کتاب تهذیب نگارش یافته‌است. ابواب کتاب تهذیب و استبصار با هم تفاوتی چندان ندارند و تمام احادیث استبصار، به گونه‌ای در کتاب تهذیب آمده‌اند. با این وجود، این دو اثر در اسنادهایشان با هم تفاوت‌هایی دارند. برای نمونه در جلد ابتدایی استبصار، بیش از دویست روایت بدون آغاز سند آمده‌است که در کتاب تهذیب، با سند کامل ذکر شده‌اند و در مقابل، در هشتاد مورد دیگر، اسناد استبصار نسبت به تهذیب، کامل‌تر آمده‌اند. طریق‌های گزارش شده در کتاب استبصار، غالباً کوتاه‌تر از طریق‌های کتاب تهذیب عنوان شده‌اند. بیشتر تفاسیر و توضیحات مؤلف در استبصار، از کتاب تهذیب ریشه گرفته‌اند، هرچند در تعابیر و الفاظ بین دو کتاب تفاوت‌هایی وجود دارد. با وجود ارتباط‌های نزدیک دو کتاب تهذیب و استبصار، این دو اثر مجزا و مستقل از هم بوده‌اند.[۲۹] از ویژگی‌های مشترک استبصار و تهذیب، می‌توان به مواردی چون «تنظیم شدن بر اساس کتاب المقنعه»، «حذف سندهای روایت به جهت رعایت اختصار» و «کوشش در رفع تعارض میان احادیث متعارض» اشاره کرد.[۳۰] بنابر آنچه شیخ در علت نگارش اثر عنوان می‌کند؛ این کتاب نوعی تلخیص از تهذیب الاحکام او می‌باشد.[۳۱]

اعتبار و اهمیت[ویرایش]

حدیثی از جواد از کتاب تهذیب الاحکام

او بارها در دیگر آثارش از این کتاب به عنوان مرجع یاد کرده‌است. خود او در کتاب استبصار که پس از تهذیب الاحکام به نگارش درآورده است، از این اثر با عباراتی چون «کتاب الکبیر» و «کتابنا الکبیر» یاد کرده‌است. کتاب تهذیب الاحکام یکی از کتب اربعه شیعه است که مورد استناد فقهی فقیهان امامیه قرار می‌گیرد. این اثر را از لحاظ جامعیت، پراهمیت‌ترین کتاب از این چهار کتب اربعه برشمرده‌اند، به گونه‌ای که بحرالعلوم — از فقیهان شیعه — این کتاب را بی‌نیازکننده فقها از سایر کتب حدیثی می‌داند. فقیهان بسیاری همچون سید بن طاووس و علامه حلی در وصف اهمیت این کتاب سخن‌ها گفته‌اند. علامه حلی در این خصوص، این کتاب را «اصل فقه» وصف کرده‌است و در کنار المقنعه، مهم‌ترین کتاب فقهی برشمرده‌است. در نزد فقیهان دیگر نیز، دیدگاه‌های شیخ طوسی در کتاب تهذیب، فتاوای او تلقی شده و مورد بررسی قرار گرفته‌اند. از مواردی که مورد توجه منابع فقهی قرار گرفته‌اند، تفاوت برخی از فتواهای شیخ در کتاب تهذیب و فتوای او در دیگر کتب اوست.[۳۲] ویژگی اصلی این کتاب، دسترسی نویسنده آن به کتابخانه‌های بزرگی چون کتابخانه سید مرتضی و کتابخانه محله کرخ بغداد می‌باشد که سبب شد تا شیخ طوسی بتواند، روایات ناشناخته در میان منابع را جمع‌آوری کند. در این اثر، همچون من لایحضر الفقیه، احادیث متعارض گزارش شده‌اند که نشانه عمق و اعتبار این اثر می‌باشد.[۳۳] «وجود احادیث ضعیف»، «ضعف در بیان وجوه حل تعارض بین روایات متعارض»، «بیان دلایل غیر محکم برای برخی ادعاها» و «وقوع خطا و تحریف در نقل سند و متن برخی روایات»، از جمله معایب این اثر به‌شمار می‌آید.[۳۴]

علاوه بر جنبه فقهی کتاب تهذیب، جنبه حدیثی این اثر نیز مورد توجه منابع شیعی قرار گرفته‌است.[۳۵][۳۶] منابع حدیثی که بعد از این کتاب تدوین شده‌اند، روایات این اثر را نقل کرده و به آنها استناد کرده‌اند. به گواه دانشنامه جهان اسلام، احادیث بسیاری از این کتاب توسط سید بن طاووس در آثارش و ابن ادریس در کتاب السرائر، نقل شده‌اند. صاحب معالم در خصوص روایات این اثر معتقد است که در بسیاری از روایات، به جهت تعلیق در سند روایت‌ها، افتادگی‌های بسیاری در متن سند آنها رخ داده‌است. وجود اشکالات در سند روایت سبب شده‌است تا جمعی از عالمان شیعه چون شهید ثانی، یوسف بحرانی، محمد کلباسی، نوری و تستری به این اثر نقدهایی را مطرح نمایند. محمدتقی مجلسی این اثر را از لحاظ اعتبار پس از کتاب کافی و من لایحضره الفقیه جای داده‌است. در این میان، دانشمندان اخباری با استناد به سخن شیخ طوسی در عده فی الاصول، صحت تمام احادیث تهذیب را معتقد هستند.[۳۷] شیخ طوسی نیز در ابتدای کتاب تهذیب می‌نویسد: «اخباری که در کتابم نقل کرده‌ام، اخبار متواتر و روایاتی است به همراه قرائن دال بر صحت، و همان سنت مقطوعی که اصحاب مشهور ما آورده‌اند.»[۳۸] به هر روی اهمیت اثر به قدری بوده‌است که توسط عالمان بسیاری، به عنوان منبع درسی در دروس حوزوی قرار گرفته‌است.[۳۹]

چاپ و نشر[ویرایش]

تهذیب الاحکام نخستین بار در دو جلد رحلی با تصحیح احمد شیرازی و باقر قوچانی در سال‌های ۱۳۱۷ و ۱۳۱۸ ه‍.ش به روش چاپ سنگی، منتشر شد. این کتاب با تصحیح سید حسن موسوی خرسان در سال ۱۳۷۹ خورشیدی در نجف با قطع وزیری در ده جلد چاپ‌ شده‌است و بعد از آن بارها به صورت چاپ افست، نشر یافته‌است.[۴۰] این چاپ تحقیق شده کتاب، نخستین چاپ تحقیقی اثر بوده‌است.[۴۱] دو تصحیح دیگر از این کتاب، از محمد جعفر شمس‌الدین در سال ۱۴۱۲ ه‍.ق در بیروت و علی اکبر غفاری در سال ۱۳۷۶ ه‍.ش در تهران منتشر شده‌است.[۴۲]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

نسخه‌ای خطی از کتاب تهذیب الاحکام، کتابت شده به سال ۹۶۳ ه.ق

از کتاب تهذیب الاحکام، نسخه‌های نادری وجود دارد. از جمله آنها نسخه اصلی کتاب به خط مؤلف است که در اختیار نوادگان او قرار داشته‌است. شهید اول و ثانی از این نسخه نقل‌های داشته‌اند و شهید ثانی مستقلاً، نسخه‌ای از کتاب را به دست خط مؤلف در اختیار داشته‌است. یک نسخه دیگر از کتاب، به خط مؤلف در نزد پسر او بوده‌است که شیخ طوسی آن را بر پسرش قرائت کرده‌است. این نسخه نزد علی بن محمد بیاضی (متوفی ۸۷۷ ه‍.ق) بوده‌است. همین‌طور حسن بن زین الدین در منتقی الجمان، بیشتر نقل‌های کتاب را از نسخه اصلی تهذیب گزارش کرده‌است. نسخه دیگری از این اثر در دست نوه حسن بن زین الدین به نام علی بن محمد عاملی گزارش شده‌است. از این میان، نسخه‌ای از تهذیب که شامل جزء اول کتاب است، در کتابخانه علامه سید محمد حسین طباطبایی نگهداری می‌شود که به گواه یکی از مالکان نسخه، شیخ بهایی آن را به خط مؤلف دانسته‌است. اما شواهدی بر صحت این ادعا وجود ندارد. یک نسخه دیگر از بخش‌هایی از کتاب که به خط حسین بن عبدالصمد حارثی — پدر شیخ بهایی — نوشته شده‌است، گزارش شده‌است. از این کتاب نسخه‌های فراوانی در کتابخانه‌های اسلامی وجود دارد که بسیاری از آنها معتبر هستند. قدیمی‌ترین نسخه تاریخ‌دار از این میان، کتابی است که تاریخ کتابت آن ۵۷۵ ه‍.ق عنوان شده‌است که جلد چهار و بخشی از جلد پنجم این کتاب است. این نسخه در کتابخانه آیت الله گلپایگانی قم نگهداری می‌شود.[۴۳]

کتاب تهذیب الاحکام از جهت روایی مورد توجه منابع حدیثی شیعه قرار گرفته‌است و نقل روایت‌های بسیاری از احادیث آن صورت گرفته‌است. حسن بن زین‌العابدین ملقب به صاحب معالم، روایات صحیح و حسن این کتاب را در کتابی دیگر با عوان منتفی الجمان جمع‌آوری کرده‌است. احادیث این اثر در آثار متنوعی گزارش شده‌اند که می‌توان به وسائل الشیعه، الوافی، بحارالانوار، السرائر و آثار سید بن طاووس اشاره کرد.[۴۴] غایة المرام از نعمت‌الله جزایری شرحی بر تهذیب الاحکام است.[۴۵] آقابزرگ تهرانی، شانزده شرح و بیست حاشیه بر کتاب تهذیب را گزارش کرده‌است. از این میان، نام چهار کتاب به عنوان حاشیه بر تمام کتب اربعه آمده‌است. از میان حواشی این کتاب می‌توان به حاشیه احمد احسائی، حواشی میرداماد بر کتب اربعه، جامع الحواشی، و یک شرحی بر مشیخه‌های تهذیب الاحکام با عنوان حدیقة الانظار اثر محمد علی بن قاسم آل کشکول اشاره کرد. کتاب رساله فی الجمع بین احادیث باب الزیادات من التهذیب از شروح این کتاب برشمرده شده‌است. این اثر، تألیف احمد احسائی است. شرح کامل دیگری که بر این اثر نگاشته شده‌است، کتاب ملاذ الاخبار اثر محمدباقر مجلسی است که در شانزده جلد، به شرح این اثر پرداخته‌است. دو شرح دیگر نیز از محمدتقی مجلسی و عبدالله تستری برای این کتاب یاد شده‌است. از شرح ملاظاهر قمی بر تهذیب‌الاحکام، تنها عکس‌های از مقدمه آن در ضمیمه کتاب ترتیب التهذیب سید هاشم بحرانی به چاپ رسیده‌است. کتاب ترتیب التهذیب، بر پایه این باور شکل گرفته‌است که کتاب تهذیب الاحکام، ترتیب و تنظیم شایسته‌ای ندارد؛ با این وجود برخی این کتاب را «تخریب التهذیب» لقب داده‌اند. ترجمة تهذیب الاحکام از محمدتقی گیلانی، ترجمة تهذیب الاحکام اثر محمدیوسف گورکانی، مختصر مزار کتاب التهذیب از محمد جاوجانی، گزیدة تهذیب از محمدباقر بهبودی، تنبیه الاریب و تذکرة اللبیب فی ایضاح رجال التهذیب اثر سیدهاشم بحرانی و گزیدة آن انتخاب الجیّد من تنبیهات السید از حسن دمستانی، رسالة فی اسانید التهذیب از فخرالدین طُرَیْحی و تصحیح الاسانید اثر میرزامحمد اردبیلی از دیگر آثار با محوریت تهذیب الاحکام هستند که به تألیف دانشمندان شیعه منتشر شده‌اند. ترتیب اسانید کتاب التهذیب اثر آقاحسین طباطبائی بروجردی است که به خط حسن نوری همدانی و با نام تنقیح اسانید التهذیب چاپ شده‌است، دیگر اثر چاپی با محوریت تهذیب الحکام است. کتاب رجال اسانید یا طبقات رجال کتاب التهذیب که اثر دیگری از آقاحسین طباطبایی است، در جامع الرواة محمد اردبیلی و پس از آن به صورت کامل‌تر و دقیق‌تر در معجم رجال الحدیث سید ابوالقاسم خوئی ذکر شده‌است. بررسی تک تک راویان تهذیب در لوح فشرده «درایة النور» زیرنظر سید محمدجواد شبیری دیگر اثر منتشر شده در خصوص این کتاب است.[۴۶]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. این منع از جانب سه خلیفه اول صورت گرفته و دلایلش اینگونه عنوان شده‌است: دلایل سیاسی، از بین بردن روایات با موضوع فضیلت یا رذیلت افراد، جلوگیری از اختلاف بین مسلمانان، ترس از نسبت دادن دروغ به پیامبر اسلام، عدم نیاز به حدیث با وجود قرآن، ترس از اختلاف حدیث با قرآن و ترس از ترک قرآن. (رک: معارف، معینی و هوشنگی، «تدوین حدیث»، دانشنامه جهان اسلام.)
  2. اصل، به معنای اثری حدیثی است که مستقیماً از کتابت شنیده‌ها پدید آمده‌است. در این اثر، نویسنده تنها به هدف نگارش احادیث مسموع خویش، اقدام به تألیف نموده‌است. در مقابل اصل، مصنفات قرار دارد که علاوه بر متن حدیث، شامل نوشته‌های مؤلف نیز می‌شود. (رک: حاج‌منوچهری، «اصل»، دانشنامه بزرگ اسلامی.)
  3. «اکتب و بث علمک فی اخوانک، فإن مت فاورث کتبک بنیک فانه یأتی علی الناس زمان هرج لا یستأنسون الا بکتبکم»؛ «بنویس و به این وسیله علم خود را میان برادران دینی‌ات منتشر کن و هنگام مرگ، نوشته‌هایت را برای فرزندانت به ارث بگذار، زیرا زمانی پرآشوب خواهد آمد که به جز نوشته‌های شما علاقه دینی ممکن نیست.» (رک: اعیان الشیعه، ج۱، ص ۹۲)

پانویس[ویرایش]

  1. Howard, “'Tahdhib al-Ahkam' and 'Al-Istibsar'”, Al-Aerat.
  2. نصیری، آشنایی با تاریخ حدیث شیعه، ۷۸.
  3. Howard, “'Tahdhib al-Ahkam' and 'Al-Istibsar'”, Al-Aerat.
  4. نصیری، آشنایی با تاریخ حدیث شیعه، ۷۸.
  5. معارف، معینی و هوشنگی، «تدوین حدیث»، دانشنامه جهان اسلام.
  6. بروجردی، «تدوین حدیث»، مقالات و بررسی‌ها.
  7. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۶۶–۱۶۷.
  8. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۵.
  9. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۶۹–۱۷۱.
  10. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۵.
  11. مسعودی، «مقایسه تهذیب و استبصار»، الهیات و حقوق.
  12. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  13. نصیری، آشنایی با تاریخ حدیث شیعه، ۸۱.
  14. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۶.
  15. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  16. هیئت نویسندگان، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  17. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  18. هیئت نویسندگان، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  19. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۵–۲۲۸.
  20. Howard, “'Tahdhib al-Ahkam' and 'Al-Istibsar'”, Al-Aerat.
  21. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  22. Howard, “'Tahdhib al-Ahkam' and 'Al-Istibsar'”, Al-Aerat.
  23. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  24. هیئت نویسندگان، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  25. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  26. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  27. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۵–۲۲۸.
  28. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  29. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  30. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۸–۲۳۲.
  31. Howard, “'Tahdhib al-Ahkam' and 'Al-Istibsar'”, Al-Aerat.
  32. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  33. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۵–۲۲۸.
  34. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۳۱.
  35. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  36. هیئت نویسندگان، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  37. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  38. میر، «بررسی اعتبار کتب اربعه»، سفینه، ۹۱–۹۲.
  39. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  40. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  41. هیئت نویسندگان، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  42. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  43. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  44. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.
  45. نصیری، آشنایی با علوم حدیث، ۹۸.
  46. شبیری، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام.

منابع[ویرایش]

منابع فارسی و عربی

  • بروجردی، محمدحسین (۱۳۷۲). ترجمهٔ پهلوان، منصور. «تدوین حدیث» (PDF). مقالات و بررسی‌ها (۵۵ و ۵۶).
  • حاج‌منوچهری، فرامرز (۱۳۸۸). «اصل». دانشنامه بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.

منابع انگلیسی

  • Howard, Ian Keith Anderson (۱۹۷۶). "Great Shi'i Works: 'Tahdhib al-Ahkam' and 'Al-Istibsar' by Al-Tusi". Al-Serat (به انگلیسی) (2).

برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]