ابوطالب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

عبد مناف[۱] پسر عبدالمطلب پسر هاشم پسر عبد مناف پسر قصی پسر کلاب، یا عمران بن عبدالمطلب مشهور به ابوطالب یا ابی‌طالب (۹۰ - ۳ پیش از هجرت)، رئیس قبیله بنی‌هاشم و پدر علی بود. او با عبدالله پدر محمد (پیامبر اسلام)، از یک مادر بودند. نامش عِمران بود و به خاطر پسر بزرگش طالب، این کنیه را گرفت. بعد از فوت عبدالمطلب، سرپرستی پیامبر اسلام را برعهده داشت.[۲]

زندگی[ویرایش]

ابوطالب دارای چهار پسر به ترتیب به نام‌های طالب، عقیل، جعفر و علی بود که فاصله سنی هر یک ده سال بود. از این میان، جعفر بن ابی طالب در موته به دست مخالفان اسلام[۳] و علی در سن ۶۳ سالگی به دست خوارج در محراب مسجد کشته شد.

ابوطالب طرد پیامبر اسلام از طایفهٔ خود را نپذیرفت و هنگامی که مسلمانان تحت محاصرهٔ اقتصادی بودند، افراد طایفه بنی المطّلب و بنی هاشم را به شعب ابی طالب برد.

اسلام آوردن[ویرایش]

بسیاری روایات تاریخی اهل سنت بر این نکته تأکید دارد که ابوطالب با وجود پشتیبانی از محمد، هرگز به اسلام ایمان نیاورده‌است و برخی منابع اهل سنت بر ایمان و اسلام وی تأکید دارد اما شیعیان با اقامه دلایل متعدد و متیقن معتقدند که ابوطالب اسلام آورد.[۴][۵]

البته شیعیان با توجه به اعتقادی که دارند که همهٔ پدران ۱۴ معصوم یکتاپرست بوده‌اند،[۶] ابوطالب را بااحتمال حجت خدا پیش از پیغمبر اسلام و به‌یقین مسلمان می‌دانند. در حدیث‌های فراوان و با دلیل‌های فراوان شیعه او را مسلمانی والاتراز می‌داند. مثلاً این حدیث امام باقر:

از علی محمد باقر آورده‌اند که از وی در این باره پرسیدند که مردم می‌گفتند ابوطالب در ضحضاحی (؟) از آتش است پس پاسخ گفت که «اگر ایمان ابوطالب را در پلهٔ ترازو ایمان این مردم را در پلهٔ دیگر می‌گذاشتند، به درستی ایمانش می‌چربید.» سپس گفت: «آیا نمی‌دانستید که علی در زندگانی‌اش می‌فرمود که ازسوی عبدالله و پدرش ابوطالب به حج روند سپس در وصیتش به حج از سوی ایشان سفارش کرد؟»[۷]

وفات[ویرایش]

پس از مدتی ابوطالب در ۷ ام ماه رمضان سال ۱۰ ام بعثت (۳ قبل از هجرت)، وفات یافت.[۸] (در رابطه با وفات أبو طالب میان بزرگان اختلاف است. أهل سنت نظری دارند که بعضی‌ها معتقدند که ایشان در نیمه شوال از دنیا رفته است الإصابه فی تمییز الصحابه لإبن حجر العسقلانی، ج۷، ص۲۰۳ إبن اثیر هم می‌گوید ایشان در اول ذی القعده از دنیا رفته و بعضی می‌گویند در نیمه شوال از دنیا رفته است. در میان علماء شیعه هم مثل شیخ طوسی و دیگران اتفاق نظر دارند که ۲۶ رجب وفات أبو طالب صورت گرفته است. مصباح المتهجد للشیخ الطوسی، ص۸۱۲ ـ مصباح الکفعمی، ص۵۶۶ ـ بحار الأنوار للعلامه المجلسی، ج۱۹، ص۲۴) وفات ابوطالب او در این سال، در شرایطی که با دیگر مسلمانان در شعب ابوطالب در محاصرهٔ مشرکان مکه بودند درگذشت. بدنش را در مکه معظمه در مقبره حجون معروف به «قبرستان ابوطالب» دفن کردند. با مرگ او پیامبر اسلام و مسلمانان آن روز که کمتر از پنجاه نفر بودند، دچار حزن و اندوه بسیاری شدند، چرا که بهترین مدافع و فداکار در راه اسلام را از دست دادند.[۹][۱۰]

نقش ابوطالب در استقرار اسلام[ویرایش]

ابوطالب نقش سازنده‌ای در استقرار اسلام داشت.[۱۱] قصیدهٔ لامیهٔ او (که نزدیک به ۱۰۰ بیت ا ست) در حمایت از پیامبر اسلام بسیار مشهور است، و یکی از دلایل ایمان او به اسلام به شمار می‌رود. این قصیده در مدح پیامبر اسلام، نمونه‌ای از ایمان و وفاداری و نصرت کامل او از پیامبر اسلام است. این قصیده به نظر بزرگان ادب و بلاغت و سخن شناس شیعه و سنی، در اعلی مرتبه بلاغت و فصاحت بوده و از قصاید سبعه معلقه قوی‌تر و برتر است.[۱۲]

برخی از ابیات این قصیده به شرح زیر است:[۱۳][۱۴]

لیعلم خیار الناس ان محمداً نبی کموسی والمسیح بن مریم
اتانا بهدی مثل ما اتیابه فکل بامر الله یهدی و یعصم

اشخاص شریف و فهمیده بدانند که، محمد بسان موسی و مسیح پیامبر است. همان نور آسمانی را که آن دو نفر در اختیار داشتند، او نیز دارد؛ و تمام پیامبران به فرمان خداوند، مردم را راهنمائی و از گناه بازمی‌دارند.

تمنیتم ان تقتلوه و انما امانیکم هذی کاحلام نائم
نبی اتاء الوحی من عند ربه و من قال لا یقرع بهاسن نادم

سران قریش! تصور کرده‌اید که می‌توانید بر او دست بیابید در صورتی که آرزویی را که در سر می‌پرورانید؛ که کمتر از خوابهای آشفته نیست! او پیامبر است، وحی از ناحیه خدا بر او نازل می‌گردد و کسیکه بگوید؛ نه، انگشت پشیمانی به دندان خواهد گرفت.

والله لن یصلوا الیک بجمعهم حتی اوسد فی التراب دفینا
فاصدع بامرک ما علیک غضاضة وابشر بذاک و قرمنک عیونا
و دعوتنی و علمک انک ناصحی ولقد دعوت و کنت ثم امینا
و لقد علمت ان دین محمد ص من خیر ادیان البریة دینا

ای برادر زاده‌ام، هرگز قریش یتو دست نخواهند یافت و تا آن روزی که لحد را بستر کنم، و در میان خاک بخوابم؛ دست از یاری تو برنخواهم داشت به آنچه مأموری آشکار کن، از هیچ چیز مترس، و بشارت ده، و چشمانی را روشن ساز، مرا به آئین خود خواندی و می‌دانم تو پند ده من هستی، و در دعوت خود امین و درستکاری، حقا که کیش «محمد» از بهترین آئینها است.

او تومنوا بکتاب منزل عجب علی نبی کموسی او کذی النون

یا اینکه ایمان به قران سرا پا عجب و شگفتی بیاورید که بر پیامبری مانند موسی و یونس نازل گردیده‌است.

مکارم شیرازی معتقد است که بدون حمایت‌های او، ممکن بود درخت نوپای اسلام به ثمر ننشیند.[۱۵] در مقابل، او در نزد پیامبر اسلام نیز از احترام خاص، و جایگاه باارزشی برخوردار بود.[۳][۱۶] برای بزرگداشت شخصیت ابوطالب در اسلام، بنیاد سینمایی فارابی ایران در قالب طرح‌های فاخر فرهنگی و تاریخی، قصد دارد فیلم سینمایی زندگی «ابوطالب» عموی پیامبر اسلام و تاریخ صدر اسلام را بسازد.[۱۷]

سخنان دیگران دربارهٔ ابوطالب[ویرایش]

ابوطالب، سیّد بطحا، پیر قریش و رئیس مکّه و قبله قبیله بود. ایشان جمیع فضایل اخلاقی را دارا بودند. همه به او احترام می‌گذاشتند و شخصیّت و مکارم اخلاقش را می‌ستودند. «عَلَیْهِ بَهَاءُ الْمُلُوکِ وَ وَقَارُ الْحُکَمَاءِ؛»

«در رخساره او ظرافت پادشاهان و وقار حکیمان دیده می‌شد.»

از «اکتم بن صیفی» حکیم معروف عرب پرسیدند: «حکمت و ریاست و حُکم و سیادت را از که آموختی؟» گفت: «از حَلیف علم و ادب، سیّد عجم و عرب، ابوطالب بن عبدالمطّلب.»

«اِبن ابی الحدید» می‌گوید: «در آمالی ابی جعفر محمّد بن حبیب خوانده‌ام که: وقتی ابوطالب پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را می‌دید، احیاناً می‌گریست و می‌گفت: زمانی که او را می‌بینم به یاد برادرم عبدالله می‌افتم که برادر پدری و مادری من بود» و نیز «ابن ابی الحدید» نقل می‌کند که: ابوطالب بسیاری اوقات از اینکه خوابگاه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم مشخّص باشد بیمناک بود و شبانگاه آن حضرت را از خوابگاهش برمی‌داشت و پسر عزیز خود علی علیه السّلام را در بستر او می‌خوابانید (او را فدایی پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم قرار می‌داد).

شبی علی گفت: «پدر! من کشته می‌شوم».

ابوطالب گفت: «اِصْبِرَنَّ یأبُنَّی فَالصَّبْرُ اَحْجی کُلُّ حَی مَصیرُهُ لشُعُوبِ*قَدَرُ اللهِ وَالْبِلادُ شَدید لِفِداءِ الْحَبیبِ وَابْنَ الْحَبیبِ* لِفِداءِ الاْغَرِّ ذی‌الْحَسَبِ الثّا قِب والباعِ وَالْکَریمِ النَّجیبِ*اِنْ تُصِبْکَ الْمَنُونُ فَالنَّبْلُ تُبْری فَمُصیبٌ مِنْها وَغَیْرُ مُصیبِ*کُلُّ حَی وَإنْ تَمْلی بِعُمْر آخِذٌ مِنْ مَذاقِها بِنصیبِ.»

شکیبا باش ای پسر که شکیبایی بهتر است و بازگشت هر زنده‌ای به مرگ است. خداوند به شکیبایی آزمایش می‌کند که آزمایش، سخت است. برای فدا شدن در مسیر دوست و فرزندِ دوست آن که نجیب و از خانواده‌ای اصیل و متنفّذ و با سخاوت و بزرگوار و آقاست اگر مرگ، تو را ربود، پس به بزرگی رسیده‌ای و به بدی اصابت ننموده‌ای و سرانجام هر زنده‌ای، هر چند که عمری را به شیرینی گذرانده باشد، بهره‌ای از مرگ را می‌چشد.»

علی در پاسخ پدر گفت: «أَتَأْمُرُنی بِالصَّبْرِ فی نَصْرِ اَحْمَد وَ وَاللهِ ما قُلْتُ الَّذی قُلْتُ جازِعاً* وَلکِنَّنی اَحْبَبْتُ اَنْ تَری نُصْرَتی وَتَعْلَمَ اَنّی لَمْ اَزَلْ لَکَ طائعاً* سَأسْعی لِوَجْهِ اللهِ فی نَصْرِ اَحْمَد نَبِیّ الْهُدی الْمَحْمُودُ طفْلاً وَیافعاً.» آیا مرا به شکیبایی در یاوری پیامبر امر می‌کنی؟ به خدا قسم اگر من سخنی گفتم، از بهر ترس و ناراحتی نگفتم؛ بلکه می‌خواستم که یاوری مرا ببینی و بدانی که من همواره مطیع تو هستم.

به زودی برای خدا در یاوری احمد تلاش می‌کنم که او پیامبر هدایت و ستایش شده‌ای از زمان کودکی و نوجوانی است.»

علی در این اشعار، مراتب سعی و کوشش خود را در یاری رسوی خدا به پدرش اعلام داشت و یادآور شد: سخنانم از روی بی صبری و دریغ از بذل جان در راه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم نبود؛ بلکه می‌خواستم تو از درجه نصرت من آگاه باشی و بدانی تا پای کشته شدن، برای حفظ جان پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم آماده‌ام و همواره مطیع تو هست.[۱۸]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. وسائل الشیعه ، ج ۱۶، ص ۲۳۲، روایت شماره ۲۱۴۳۹، «عن أمیر المؤمنین علیه‌السلام قال: کان والله أبو طالب عبد مناف بن عبد المطلب مؤمنا مسلماً ...»، یعنی علی (ع) گفت: به خدا قسم ابوطالب عبدمناف پسر عبدالمطلب مومن بود...
  2. سرپرستی ابوطالب، تاریخ اسلام، سایت حوزه علمیه قم
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ فضائل و مقامات ابوطالب، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی
  4. ایمان ابوطالب
  5. راسخون
  6. قد نقل الناس کافة عن رسول‌الله ص أنه قال نقلنا من الأصلاب الطاهرة إلی الأرحام الزکیة. مردم بسی از پیامبر اسلام آورده‌اند که گفت: «ما از پشت‌های پاک به زهدان‌های پاک رفتیم.» شرح نهج‌البلاغهٔ ابن‌ابی‌الحدید، ج 14، ص 67
  7. قد روی عن علی بن محمد الباقر ع أنه سئل عما یقوله الناس إن أبا طالب فی ضحضاح من نار فقال لو وضع إیمان أبی طالب فی کفة میزان و إیمان هذا الخلق فی الکفة الأخری لرجح إیمانه ثم قال أ لم تعلموا أن أمیر المؤمنین علیا ع کان یأمر أن یحج عن عبدالله و أبیه أبی طالب فی حیاته ثم أوصی فی وصیته بالحج عنهم شرح نهج‌البلاغهٔ ابن‌ابی‌الحدید، ج 14، ص 68
  8. درگذشت ابوطالب حامی بزرگ پیامبر
  9. وفات خدیجه و ابوطالب دو حامی بزرگ پیامبر، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی
  10. وفات «ابوطالب» عموی پیامبر اسلام
  11. پیام آیت‌الله صافی گلپایگانی به مناسبت سالروز درگذشت ابوطالب، خبرگزاری رسا
  12. ابوطالب نقش سازنده‌ای در استقرار دین اسلام داشت، آیت‌الله صافی گلپایگانی، خبرگزاری مهر
  13. الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، سید جعفر مرتضی عاملی، جلد ۲، فصل ۵، ابوطالب (ع) مؤمن قریش
  14. کتاب فروغ ابدیت جلد ۱، فصل ۲۱، قسمت ۳، آیت‌الله جعفر سبحانی، سایت لیلة القدر
  15. تجلیل از مقام شامخ حضرت ابوطالب علیه‌السلام ضرورتی فراموش شده، آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله صافی گلپایگانی، سایت حوزه نیوز
  16. شخصیت حضرت ابوطالب از سرمایه‌های بنام جهان اسلام است، دکتر محسن الویری، سایت آینده روشن
  17. فیلم تاریخ صدر اسلام با محور زندگی حضرت «ابوطالب» ساخته می‌شود، ایرنا
  18. http://saafi.net/fa/node/7364
  • دانشنامه رشد
  • ابوطالب، عبدالکریم گلشنی، دایرة ا لمعارف بزرگ اسلامی
  • علامه امینی، ابوطالب مظلوم تاریخ، تهران، نشر بدر، بهار ۱۳۵۹