حسن عسکری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۴°۱۱′۵۵.۸۱″ شمالی ۴۳°۵۲′۲۳.۹۷″ شرقی / ۳۴.۱۹۸۸۳۶۱°شمالی ۴۳.۸۷۳۳۲۵۰°شرقی / 34.1988361; 43.8733250

حسن عسکری
Hassan askari-3.png
نقش یازدهمین امام شیعیان
نام حسن عسکری
کنیه ابومحمد
لقب(ها)

عسکری
زکی

ابن الرّضا
زادروز ۸ ربیع‌الثانی سال ۲۳۲ پس از هجرت
زادگاه مدینه
درگذشت ۸ ربیع‌الاول سال ۲۶۰ پس از هجرت
مدفن آرامگاه امامان علی الهادی و حسن عسکری، سامرا
پدر هادی
مادر حدیث یا سوسن
همسر(ان) نرجس خاتون
فرزند(ان) مهدی
طول عمر

پیش از امامت ۲۲ سال
(سال ۲۳۲ تا ۲۵۴ پس از هجرت)

دوران امامت ۶ سال
(سال ۲۵۴ تا ۲۶۰ پس از هجرت)
شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت •
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
رجال و علما کشته‌شدگان کربلا • فهرست رجال حدیث شیعه • اصحاب اجماع • روحانیان شیعه • عالمان شیعه • مراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه چراغ • کاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرس • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه • غلاه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

ابو محمد حسن بن علی بن محمد (۲۳۲–۲۶۰ ه.ق. - ۸۴۶–۸۷۴ م) ملقب به ابن الرضا و معروف به عسکری بود. او و پدرش امامین عسکریین نامیده می‌شوند زیرا شهری (سامرا) که در آن مجبور به زندگی بودند، در واقع یک اردوگاه نظامی بود. حسن عسکری یازدهمین امام شیعیان دوازده امامی پس از پدرش هادی و قبل از پسرش مهدی است.

وی بیشتر طول عمرش را در حبس خانگی به سر برد؛ مخصوصاً به این دلیل که مشهور بود عسکری صاحب فرزندی خواهد شد که به عنوان منجی آخرالزمان قیام خواهد کرد تا زمین را از عدالت پر کند. حسن عسکری طی سال‌های امامت خود در سامرا تحت محدودیت‌های اعمال شده از سوی خلافت عباسیان می‌زیست. وی زیر نظر جاسوسان خلیفه‌های وقت بود و لذا نمی‌توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال ۲۶۰ ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد. نهایتاً وی در اثر این بیماری در ۸ ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه ۸۷۴ درگذشت. به نوشتهٔ منابع شیعی، عاقبت به دستور معتمد خلیفه عباسی مسموم شد و در سامرا در کنار قبر پدرش هادی مدفون شد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد.[۱][۲] بنا بر روایت شیخ توسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد.[۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱]

شرایط سیاسی و اعتقادی زمانه

از زمان حکومت متوکل عباسی (۲۳۲–۲۴۷ ه. ق/۸۴۷–۸۶۱ م) سیاست مدارای مأمون (۱۹۸–۲۱۸ ه. ق/۸۱۳–۸۳۳ م) و خلفای پس از وی با شیعیان یکباره به کنار گذشته شد. در دوران متوکل، به دستور او حرم حسین بن علی تخریب شد و امام دهم شیعه، هادی، به همراه فرزندش حسن عسکری از مدینه به سامرا، پایتخت متوکل، فراخوانده شد تا تحت نظارت خلیفه باشد. متوکل از هیچ وسیله ممکن در آزار رساندن و بی‌احترامی به وی دریغ نمی‌کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که فشار شدیدی بر امامان در سامرا می‌آمد و شیعیان در عراق و حجاز در شرایط اسف باری زندگی می‌کردند. منتصر، پسر و جانشین متوکل این سیاست‌ها را برداشت و در نتیجه امام هادی آزادی بیشتری پیدا کرد. سیاست‌های متوکل در زمان مستعین (۸۶۲–۸۶۶ م) هم ادامه یافت.[۱۲][۱۳] در دوران آخرین امامان شیعه، شبکه‌ای از وکلا شکل گرفته بود؛ البته این شبکه بیشتر از آنکه به مانند سایر شبکه‌های علوی آن زمان (اسماعیلیه، زیدیه، نوادگان حسن بن علی) به قصد برپایی قیام تشکیل شده باشد، کار گردآوری وجوهات دینی مانند خمس و زکات را انجام می‌داد.[۱۴]

به واسطه سیاست‌های اداری، مالی و نظامی متوکل از جمله ولخرجی فراوان، عدم ثبات مقامات اداری و تغییر مکان پایتخت به سامرا و نیز چرخش مذهبی وی به سمت حنابله، خلافت تضعیف شد و با قتل وی در ۲۴۷ ه.ق. -۸۶۱ م توسط غلامان ترک زمینه زوال قدرت عباسیان فراهم شد.[۱۵] با وقوع جنگ داخلی در بغداد و سامرا طی یک دهه پس از مرگ متوکل که به کشته شدن چهار خلیفه انجامید، امپراتوری عباسی عملاً تکه‌تکه شد و سلسله‌های نسبتاً مستقلی توسط قدرت‌های نظامی محلی تحت عنوان «امیر» در جای جای سرزمین‌های اسلامی ظهور کردند. این سلسله‌های جدید مانند صفاریان، برخلاف امرای قبلی نظیر طاهریان در پی خودمختاری و مرکزگریزی بودند.[۱۶] امامت حسن عسکری مصادف بود با خلافت معتز (۲۵۲–۲۵۵)، مهتدی (۲۵۵ تا ۲۵۶) و معتمد (۲۵۶ تا ۲۷۹)، که همگی خلفایی ضعیف بودند و قدرت در دست سرداران نظامی ترک و بربر بود.[۱۷] شرایط سیاسی و مذهبی سال‌های آخر امامت حسن عسکری و نخستین دهه‌های پس از مرگ او —همزمان با خلافت معتمد عباسی (۲۵۶–۲۷۹ ه.ق. /۸۷۶–۸۹۲ م). — بسیار پرچالش بود. این دوران به جهت سیاسی، مصادف بود با عصر ضعف خلافت عباسیان؛ بدین صورت آنان از اعمال مؤثر حاکمیت خود جز در بخش محدودی از سرزمین عراق ناتوان بودند. در این دوره، افراد مختلف در جای‌جای قلمرو عباسیان قیام کرده‌بودند و سرزمین مسلمانان دچار تجزیه سیاسی شده‌بود. معتمد عباسی، حسن عسکری را —که رقیبی بالقوه برای خلافت به شمار می‌رفت— در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش نیز بازداشته بود.[۱۸][۱۹] از سوی دیگر، شیعیان زیدی به رهبری داعی کبیر در سال ۲۵۰ه. ق. - ۸۶۴ م. دولتی را در طبرستان تأسیس کردند.[۲۰]

تولد و سالهای اولیه زندگی

ولادت حسن عسکری به سال ۲۳۱ یا ۲۳۲ هجری قمری در مدینه رخ داده است.[۲۱] منابع معتبر اتفاق نظر دارند که وی در مدینه متولد شده است و به نوشته احمد پاکتچی گزارش منابعی نظیر ابن شهرآشوب و ابن حاتم عاملی که وی متولد سامرا دانسته‌اند، نادرست است.[۲۲] البته برخی نظیر دوایت دونالدسون در این موضوع تردید کرده و گفته‌اند، ولادت وی مصادف با زمانی است که متوکل، خلیفه عباسی، به پدرش هادی مظنون شده بود و قصد داشت او را به همراه خانواده اش از مدینه به سامرا منتقل کند تا از نزدیک او را زیر نظر داشته باشد. از اینرو معلوم نیست آیا حسن عسکری در مدینه متولد شده یا سامرا.[۲۳] البته ویلفرد مادلونگ، تاریخ ورود علی هادی و خانواده اش به سامرا را ۲۳ رمضان سال ۲۳۳ هجری (۱ مه ۸۴۸ میلادی) می‌داند. شیخ مفید این تاریخ را جمادی الثانی ۲۴۳ قمری (اکتبر ۸۵۷) ذکر می‌کند، که به نظر مادلونگ نادرست است.[۲۴] همچنین هانس هالم تاریخ عزیمت حسن عسکری به همراه پدرش به سامرا را ۲۳۳ یا ۲۳۴ هجری می‌داند.[۲۵] بدین ترتیب، حسن عسکری اغلب سال‌های عمرش را در سامرا زیست و جز یک بار برای سفر به مکه به قصد حج، این شهر را ترک نکرد.[۲۶]

در سامرا حسن بیشتر وقتش را صرف تعلیم قرآن و شریعت کرد و به گفته دونالدسون ممکن است در آنجا به زبان آموزی هم اشتغال داشته، چون در سالهای بعد قادر بود با هندی‌ها به زبان هندی صحبت کند، با ترکها، ترکی و با ایرانیها فارسی سخن بگوید.[۲۷] به اعتقاد شیعیان، اما، توانای سخن گفتن به تمام زبان‌های بشری بوسیله خداوند به ائمه داده شده است.[۲۸][۲۹]

بنا بر منابع شیعی، وی حتی در دوران کودکی از علم الوهی برخوردار بود. روزی مردی او را، که کودکی بیش نبود، در حال گریه دید. مرد برای فرونشاندن گریه اش گفت که برایش اسباب بازی خواهد خرید تا با آن بازی کند. عسکری پاسخ داد "ما برای بازی خلق نشده‌ایم." مرد گفت "پس برای چه خلق شده‌ایم؟" عسکری پاسخ داد: "برای عبادت و دانش اندوزی". مرد گفت این پاسخ را از کجا آورده است. عسکری آیه‌ای از قرآن را خواند که" آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده آفریده‌ایم" (قرآن ۲۳:۱۱۵) مرد که تعجب کرده بود گفت "مگر کودک معصومی مثل تو چه کرده که باید برای آن گریه کند؟" عسکری گفت: "از من دور شو! مادرم را دیده‌ام که هیزمها را آتش می‌زند در حالی که آتش شعله ور نمی‌شود مگر اینکه اول تکه‌های کوچک هیزم آتش بگیرد. ترسم این است که من از تکه‌های کوچک هیزم جهنم باشم."[۳۰][۳۱]

مادر عسکری، مثل مادر بسیاری از ائمه شیعه، از بردگان آزاد شده‌ای بود که بعد از تولد فرزندانش «ام ولد» (مادر فرزندان) نامیده شد. اسم خودش «حدیث» بود گرچه اسامی سوسن، غزال و سلیل هم برایش ذکر شده است.[۳۲] عسکری برادران دیگری هم داشت از جمله جعفر که به جعفر کذاب یا جعفر ثانی معروف شد. برادر دیگرش حسین نام داشت که به همراه حسن و به یاد دو جدشان حسن و حسین که سبطین نامیده می‌شدند، سبطین نام گرفتند.[۳۳][۳۴] کنیه عسکری ابومحمّد و القابش صامت، زکی، خالص، نقی، هادی، رفیق است او در بین شیعیانش به ابن الرضا (فرزند رضا، امام هشتم شیعیان) معروف بود. وی همانند پدرش لقب عسکری داشت و این لقب از عسکر سامرا گرفته شده‌است.[۳۴]

همسر و فرزندان

به نوشته احمد پاکتچی حسن عسکری هرگز همسری اختیار نکرد و نسل وی از طریق کنیزی ادامه یافت که در منابع با نام‌های متعدد از وی یاد شده است. مشهورترین نام در منابع صیقل است هرچند نرجس در طی سده‌های پسین رواج یافته است. همچنین اسامی سوسن، ریحانه و مردم نیز آمده است. بر اساس غالب منابع شیعه و سنی نظیر ابوالمعالی (و. پس از ۴۸۵ ق)، ابن اثیر (و. ۵۵۵ ق) و ابن شهرآشوب (و. ۵۸۸ ق) و ابن طلحه (و. ۶۲۵ ق) تنها فرزند وی محمد نام دارد که بنا بر روایت مشهور نزد شیعه در نیمه شعبان ۲۵۵ ه. ق متولد شد و البته سال‌های ۲۵۴ و ۲۵۶ هم در منابع ذکر شده است. در برخی منابع شیعه و سنی نظیر محمد زرندی (و. ۷۵۰ ق) و حسین خصیبی (و. ۳۴۶ ق) فرزندان دیگری تا ۳ پسر و ۳ دختر را برشمرده‌اند. برخی از مورخان اهل سنت نظیر طبری (و. ۳۱۰ ق) و ابن حزم (و. ۴۵۶ ق) بر این نظرند که وی اصلاً فرزندی نداشته است.[۳۵] بر اساس اطلاعات ارائه شده در کتاب‌های شیعه در سده چهارم و پنجم قمری که به زندگانی حجت بن الحسن پرداخته‌اند، نظیر آثار شیخ توسی، ابن بابویه و نعمانی، نام‌های متعددی برای همسر حسن عسکری نقل شده‌است، مانند نرجس، ریحان، سوسن، و مریم. برطبق همین روایات مادر مهدی کنیزی سیاه از نوبیه بوده‌است. سه نام اول که معمولاً از نام‌هایی بوده‌است که در آن زمان بر کنیزان نهاده می‌شده‌است گواهی بر این دسته از روایات هستند. در روایتی دیگر مادر مهدی دختر سزار روم شرقی بوده‌است که به اسارت مسلمانان در می‌آید و به صورت برده در بغداد به یکی از یاران هادی فروخته می‌شود. علی هادی نیز این کنیز را به عقد فرزندش درمی‌آورد. به نظر برخی مورخان این روایت از دیدگاه تاریخی صحت ندارد و جنبه‌ای افسانه‌ای و تذکره‌ای دارد.[۳۶]

در روایت رایج بین مردم، گفته می‌شود که همسر عسکری، نرگس خاتون، مادر مهدی موعود، دختر امپراطوری روم شرقی بوده است که پیرو توصیه‌ای که به او در عالم رؤیا شده، خودش را به بردگی فروخته تا در عراق به سفارش هادی، پدرِ حسن عسکری خریداری شده، به ازدواج حسن درآید.[۳۷] گزارش این داستان به شرح زیر ثبت شده است:

پدر حسن عسکری، هادی، نامه‌ای به خط رومی به همراه ۲۰۰ دینار در پاکت قرمزی قرار داده، به همراه دوستش بشار بن سلیمان به بغداد فرستاده، از او می‌خواهد تا به محلی که برده‌ها را به فروش می‌رسانند رفته، سراغ فروشنده‌ای به نام امر بن یزید را بگیرد که کنیزی را در اختیار دارد که به زبان رومی فریاد می‌زند: «حتی اگر ثروت و فخر سلیمان، پسر داوود، را داشته باشید، به شما توجهی نخواهم کرد، پس سرمایه تان را بیهوده تلف نکنید». هادی پیشگویی کرده بود که فروشنده پاسخ خواهد داد که به هر صورت مجبور به فروش اوست؛ و کنیز پاسخ خواهد داد تا برای اینکار عجله نکند و اجازه دهد تا خودش خریدارش را انتخاب کند. بشار نقل می‌کند که همان‌طور که از او خواسته شده بود، نامه را به کنیز داده، کنیز نامه را خوانده نمی‌توانسته جلوی گریه اش را بگیرد. سپس به امربن یزید گفته که باید او را به نویسنده این نامه بفروشد وگرنه خودش را خواهد کشت. بشار ادامه می‌دهد که در راه سامرا، کنیز پیوسته نامه را بوسیده آنرا به صورت و بدنش می‌کشید، و وقتی بشار علت این امر را پرسید بود، کنیز پاسخ داد که اولاد پیغمبر شک او را برطرف خواهند کرد. مدتی بعد کنیز داستانِ کامل خوابی که دیده و نحوهٔ فرار از قصر پدرش را برای بشار شرح می‌دهد. شرح این روایت و بحثی که حول اعتبار این گزارش صورت گرفته در کتاب دونالدسون قابل مطالعه است.[۳۸]

امامت

به اعتقاد شیعیان دوازده امامی، حسن عسکری بعد از پدرش به حکم خداوند و به وصیت پدر در سال ۲۵۴ در سن ۲۲ سالگی به امامت رسید. امامت حسن عسکری از سال ۲۵۴ تا سال ۲۶۰ ادامه یافت.[۳۹]

دیدگاه‌ها در خصوص امامت

محمدحسین طباطبایی می‌گوید شمار زیاد شیعیان در عصر وی، موجبات نگرانی خلفای عباسی را فراهم کرده بود. بعلاوه عباسیان می‌دانستند که بزرگان شیعه بر مبنای احادیث فراوانی که از حسن عسکری و ائمه پیشین به آنها رسیده بود، معتقد بودند که عسکری صاحب فرزندی خواهد شد که ریشه ظلم و اختناق را برخواهد داشت. خلفای عباسی، اما، مصمم بودند تا یک بار برای همیشه به امامت ائمه شیعه پایان دهند.[۴۰]

در منابع شیعی، امام نهم، دهم و یازدهم، ابن الرضا لقب گرفته‌اند، به این دلیل که عده‌ای از شیعه جمله واقفیه، معتقد بودند که امامت با علی بن موسی الرضا پایان یافته است. اعطای نام ابن الرضا (پسر رضا) به این سه، نشانگر این مطلب بود که امامت در رضا متوقف نشده، بلکه به فرزندان او منتقل شده است. از زمان علی بن موسی الرضا تا زمان حسن عسکری انشعاب مهمی در میان شیعیان صورت نگرفت، به جز موارد محدودی که در عرض چند روز از هم می‌پاشیدند.[۴۱]

فشار و اختناق خلفای عباسی

خلفای عباسی همواره امامان شیعه را تحت فشار و محدودیت قرار می‌دادند و این فشارها در دوران جواد، هادی و حسن عسکری در سامرا به اوج رسید به طوری که این سه شخص عمر طولانی نکردند. تعقیب و مراقبت از هادی و حسن عسکری به قدری بود که آنان را در میان لشکریان جای داده بودند و به همین دلیل این دو را «عسکریین» لقب داده‌اند.[۴۲]

برخی منابع گفته‌اند، حسن عسکری تقریباً تمام دوران امامتش را در حبس خانگی خلفای عباسی در سامرا به سر برد و تماس اجتماعی نداشت و در تقیه به سر می‌برد.[۴۳][۴۴] اما برخی دیگر با اشاره به ملاقات‌هایی که در خانه وی و نیز در مسیر تردد وی صورت گرفته است، می‌گویند وی در ابتدای امامت، دارای آزادی محدود و اندکی بوده است، که در خلال آن شیعیان با وی ارتباط داشته‌اند. همچنین، وی به ساماندهی شبکه وکلا و گردآوری وجوهات پرداخت.[۴۵]

اما، قبل از آنکه یک سال سپری شود، معتز، خلیفه عباسی، به وی بدگمان شد و در دومین سال امامت وی، ۲۵۵ هجری، که همزمان با آخرین سال خلافت معتز بود، حسن عسکری زندانی شد. در این دوره، طراحی چندین توطئه برای قتل وی در زندان با صحنه سازی ذکر شده است، که هیچ‌یک اجرایی نشد و معتز در این ایام درگذشت. صالح بن وصیف، مقتدرترین امیر دوره معتز و خلیفه بعد از وی، مهتدی، بود، بشدت با حسن عسکری دشمنی داشت. حتی با قتل صالح بن وصیف در سال ۲۵۶ و انتقال قدرت به موسی بن بغا و نصر بن احمد زبیری، تغییری در این سیاست ضدشیعی پدیدار نشد. مهتدی، نیز در این ایام طرحی برای قتل حسن عسکری درافکند. اما، نصر بن احمد زبیری که بنا بود طرح را اجرا کند به جنگی فرستاده و در طی آن کشته شد. خلیفه نیز اندکی بعد، در پی شورشی از خلافت خلع شد.[۴۶]

دوران حبس عسکری در طول دوران کوتاهِ خلیفه بعدی، مهتدی، هم ادامه پیدا کرد. بیشتر دوره حبس امام، اما، مربوط به دوره معتمد می‌شود که در ادبیات شیعه به عنوان سختگیرترین خلیفه نسبت به عسکری معروف است.[۴۷] منابع شیعه، عامل مسمومیت و مرگ عسکری را معمولاً معتمد ذکر می‌کنند.[۴۸]

موضعگیری نسبت به حوادث سیاسی وقت

شبکه وکلا

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظر بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، اداره امور جامعه شیعه عملاً بر عهدهٔ وکلایی بود که رابط بین ائمه و مردم بودند. به نوشته جاسم حسین بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می‌توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه امام محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.[۴۹][۵۰][۵۱] تشکیلات وکالت از عصر صادق به بعد تأسیس و رفته رفته دارای نظم و گستردگی بیشتری شد تا آنجا که در عصر عسکری و سپس دوران امام غایب به اوج گسترش و انسجام رسید. این سازمان که به ظاهر برای جمع‌آوری و تحویل وجوه شرعی، نظیر خمس، زکات تأسیس شده بود، در کنار آن به انجام وظایفی چون نقش علمی و دینی و تحویل نامه‌های حاوی سؤالات شرعی و مهمتر از آن نقش ارشادی در معرفی امام بعدی پس از مرگ امام پیشین را بر عهده داشت. در این تشکیلات، امام رهبر مجموعه تلقی می‌شد و وکلای ارشدی بودند که نقش ناظر بر عملکرد وکلای نواحی مختلف را ایفا می‌کردند. در عصر عسکری عثمان بن سعید عَمْری به عنوان دستیار اصلی عسکری در امور مربوط به سازمان انجام وظیفه می‌کرد و رابط اصلی نمایندگان و شیعیان نواحی مختلف با عسکری بود. گاهی مناطق شیعه نشین به حسب میزان و کیفیت تجمع شیعیان به چندین منطقه کلی تقسیم و هر منطقه به وکیلی خاص سپرده می‌شد.[۵۲] اگر چه ارتباطات به صورت مستقیم امکان‌پذیر بود، ولی برای رعایت اصل تقیه در مواردی که ارتباط حضوری خطرساز می‌نمود، ارتباطات غالباً شکل مکاتبه‌ای داشت. به عنوان نمونه نقل شده است در روزی که عسکری قصد رفتن به داراالخلافه را داشت، عدهٔ سر راهش جمع شده تا او را از نزدیک ملاقات کنند که در همین حال نامه‌ای از سوی او دریافت کردند مبنی بر اینکه کسی به او نزدیک نشده به او سلام یا اشاره نکند که در امان نخواهد بود.[۵۳][۵۴] با این حال عسکری با شیعیان در فرصت‌های مختلف و با سرپوشهای گوناگون ملاقات می‌کرد. بهترین راه ارتباط با او اما مکاتبه بود که نمونه‌های فراوانی در کتب شیعی می‌توان برای آن پیدا کرد.[۵۵][۵۶] گسترش و پراکندگی جغرافیایی شیعیان، باعث شد تا عسکری شبکه سری ارتباطی وکالت در مناطق مختلف را گسترش دهد، که بوسیله این شبکه، نامه‌ها و مکتوبات فراوانی با شیعیان رد و بدل شده و بسیار کارآمد بوده است. همچنین عسکری از نمایندگانی جهت ارتباط با شیعیان استفاده نمود که از جمله این افراد باید از عقید، خادم خاص وی یاد کرد.[۵۷] عثمان بن سعید از وکیلان هادی و حسن عسکری بوده‌است. علی هادی، امام دهم شیعه، وی را به نمایندگی خود در عراق برگزید، که البته این نمایندگی در زمان امام یازدهم حسن عسکری نیز تأیید شده است.[۵۸][۵۹] به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود. او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول را از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.[۶۰] وی زیر پوشش یک روغن فروش فعالیت کرده، شیعیان سؤالات و وجوهی را که می‌خواستند به وی تحویل دهند، به او رسانده و او آنها را در ظرف‌ها و مشک‌های روغن قرار داده، به حضور عسکری می‌رساند.[۶۱][۶۲] او حتی پس از مرگ حسن عسکری و با ورود به عصر غیبت صغری، به عنوان نخستین نایب خاص مهدی نیز ایفای نقش کرده است.[۶۳][۶۴] مسعودی نقل کرده که هادی، از بسیاری از شیعیان به جز اندکی در احتجاب بود. وقتی نوبت به حسن عسکری رسید با همه از پس پرده سخن می‌گفت تا زمینه را برای غیبت مهدی آماده کنند. آنهاهمچنین نوید تولد مهدی را داده بودند. لازمه این کار، تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه و استفاده گسترده از آگاهی غیبی برای از بین بردن شک‌ها و تردیدهای زمان بود.[۶۵][۶۶]

موقعیت علمی

در روایات شیعی، عسکری مخزن علم و جانشین رسول‌الله معرفی شده است.[۶۷] در دوران عسکری شک و شبهه‌های مذهبی زیادی وجود داشت. عسکری، اما، بر خلاف پدرانش که آزادی بیشتری داشتند، نمی‌توانست با شکاکان روبرو شده، مستقیم به سؤالات آنها پاسخ دهد، با این وجود در جواب کسانی که مخصوصاً قرآن را زیر سؤال می‌بردند، نوشته‌هایی از جمله یک تفسیر، که منتسب به اوست، نگاشته است. نقل شده است که کندی، که او را به عنوان اولین فیسلوف اسلامی می‌شناسند، در حال نوشتن کتابی با عنوان "تناقضات قرآن" بود. وقتی این خبر به گوش عسکری رسید، یکی از شاگردان کندی را به حضور طلبیده پرسید آیا یک مرد عاقل در میان آنها یافت نمی‌شود تا کندی را از این کار بازدارد. شاگرد پاسخ داد که کندی استاد اوست و قادر نیست او را توجیه کرده از این کار منصرف کند. حسن عسکری، اما، او را راهنمایی کرد چگونه کندی را به سؤال کشیده او را از کارش منصرف کند. عسکری از او خواست به سراغ کندی رفته، رعابت ادب را کرده، از او بخواهد تا در آنچه به آن مشغول است کمکش کند: "وقتی با تو احساس راحتی کرد از او بپرس: آیا ممکن است شخص دیگری معنی دیگری جز آنچه شما در ذهن دارید از قرآن درک کند؟ کندی پاسخ خواهد داد: البته! چون او کسی است که درک می‌کند وقتی گوش می‌دهد اگر این را گفت در پاسخ بگو: از کجا می‌دانید؟ شاید او معنی متفاوتی با معنی ای که شما درک کرده‌اید، درک کند و سپس معنایی جعلی برای قرآن درست کند…"[۶۸] شاگرد همان‌طور که عسکری خواسته بود عمل کرد و کندی به اندازه کافی باهوش بود تا بگوید: "کسی مثل تو نمی‌تواند به چنین چیزی رسیده باشد… بگو این حرف را از کجا آورده‌ای؟" کندی وقتی اصل داستان را شیند گفت: "اکنون حقیقت را گفتی! چیزی مثل این از غیر آن خانه (اهل بیت) بیرون نی آید". گفته می‌شود کندی پس از این واقعه کتابش را سوزاند.[۶۹][۷۰]

تفسیر عسکری

این تفسیر روایی، که تا پایان آیة ۲۸۲ سورة بقره در دست است، با بیان روایاتی راجع به فضائل قرآن و تأویل و آداب قرائت قرآن آغاز شده و با ذکر احادیثی مشتمل بر فضائل اهل بیت و مثالب دشمنان اهل بیت ادامه یافته است. بحثهای متعددی نیز در بارة سیرة نبوی، بخصوص راجع به مناسبات پیامبر و یهودیان، مطرح شده است. بیشتر روایات طولانی و مفصّل است، به طوری که گاه یک روایت چندین صفحه را در برمی گیرد.[۷۱] بین دانشمندان در نسبت این تفسیر به حسن عسکری اختلاف است.[۷۲][۷۳] مهمترین دلیلی را که برای تشکیک این انتساب ذکر می‌شود این است که عسکری تحت نظارت کامل خلفای عباسی بوده است و نمی‌توانسته بدون ارتباط با اصحابش این نوشته را منتشر کند.[۷۴]

اصحاب

با وجود اختناق حاکم به تربیت شاگردان زیادی پرداخت.[۷۵] شیخ طوسی نام ۱۰۳ نفر از این شاگردان را ثبت کرده است.[۷۶] شیخ طوسی تعداد شاگردان حسن عسکری را بیش از ۱۰۰ نفر ثبت کرده‌است.[۷۷] مشهورترین آنها به شرح زیر می‌باشند:[۷۸][۷۹]

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری (نائب اول مهدی) ۲) احمد بن اسحاق قمی ۳) ابراهیم بن مهزیار ۴) ابو هاشم داود بن قاسم جعفری ۵) محمد بن حسن صفار ۶) محمد بن عثمان بن سعید عمروی (نائب دوم مهدی) ۷) عبدالله بن جعفر حمیری ۸) احمد بن محمد بن مطهّر ۹) ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی ۱۰) محمد بن صالح بن محمد همدانی ۱۱) علی بن مهزیار اهوازی ۱۲) فضل بن شاذان ۱۳) احمد بن محمد برقی

مرگ

در مورد علت مرگ حسن عسکری اختلاف نظر وجود دارد؛ بر اساس نظر شیعیان عسکری با سم خلیفه کشته شد، ولی سایرین معتقدند که وی بر اثر بیماری از دنیا رفته است. به گفته طبرسی، برخی از امامیه بر اساس حدیثی که به مقتضای آن، همه ائمه به شهادت از دنیا می‌روند، باور داشتند که حسن عسکری نیز مسموم شده است.[۸۰] ابن شهر آشوب به استناد برخی نوشته‌ها از حمله دلائل الامامة وی را شهید می‌داند.[۸۱] در منابع متاخر با تکیه بر قول به مسمومیت، نقل است که خلیفه وقت از دستور خود نسبت به قتل وی پشیمان شد، طبیبان را ملازم خانه او ساخته تا علاجی حاصل شود، اما کوشش آنان سودی نداشت و سم منجر به وفات حسن عسکری شد.[۸۲] در منابع متاخر دیگر نیز اقوال مشابهی مبنی بر کشته شدن حسن بن علی با سم خلیفه ذکر شده است.[۸۳][۸۴][۸۵]

حرم علی نقی و حسن عسگری پس از انفجار و تخریب

به نظر رسول جعفریان کشته شدن وی امری کاملاً محتمل است. وی علاوه بر استناد تاریخی بر منابع قرن ششم هجری، چنین استدلال می‌کند که: «سوابق بازداشت و خطری که همواره از طرف دستگاه حاکم متوجه جان حضرتش بود و اینکه آن حضرت یک شخصیت مخالف سیاسی به حساب می‌آمده و رحلت او در سنین جوانی رخ داده همگی می‌تواند مؤید کشته شدن وی باشد.»[۸۶] حسن عسکری در روز جمعه ۸ ربیع‌الاول سال ۲۶۰ هجری در سن ۲۹ سالگی وفات یافت.[۸۶][۸۷] و در سامرا کنار پدرش هادی به خاک سپرده‌شد.[۸۸][۸۹] به نظر پاکتچی صرف نظر از اینکه «منابع تاریخی متقدم» به کشته شدن وی اشاره کرده باشند یا نه، محور مشترکی وجود دارد که همگی از آن سخن رانده‌اند: اینکه خلیفه تلاش داشته تا با واسطه‌های مختلف از جمله طبیبان و معتمدان به مردم اعلام کند که حسن بن علی به مرگ طبیعی وفات نموده است.[۹۰][۹۱] این محور مشترک در متون تاریخی نشانگر این است که سوء ظن جدی نسبت به مرگ وی، در بین مردم وجود داشته که خلیفه نیاز به چنین تلاشی احساس کرده است.[۹۱][۹۲][۹۳] اخبار رسیده از منابع تاریخی، مبنی بر این است که پس از مرگ وی، کنیزان خانه او توسط کارگزاران خلیفه وارسی و از حیث باردار بودن بررسی شده‌اند؛ این خبر نیز حاکی از این است که خلیفه به عمر امامت شیعه حساس بوده است.[۹۴]

پس از مرگ عسکری بنابر نقلی، معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد.[۹۵]

حرم هادی و حسن عسکری دو بار توسط وهابیون تخریب شد. اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ که با بمبگذاری در مرکز گنبد، گنبد و بخشی از گلدسته‌های حرم را ویران کردند. دومین حمله نیز در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ رخ داد که گلدسته‌ها نیز مورد تخریب واقع شد.

جانشینی وی

پس از وفات حسن عسکری از آنجا که او برخلاف سایر امامان شیعه به طور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد.[۹۶] در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می‌شود، بر سر جانشینی او به چند گروه تقسیم شدند.[۲][۲][۹۷] برخی می‌گفتند که او به نزد خدا عروج کرده و منتظر بازگشتش بودند. برخی گمان می‌کردند که چند سال پیش از کشته‌شدنش فرزندی از او به نام محمد به دنیا آمده‌است. گروه دیگری هم معتقد بودند که یکی از کنیزانش از او حامله‌است و روزی مهدی موعود را به دنیا می‌آورد. گروه‌هایی هم امامت یکی از برادران حسن عسکری، جعفر یا محمد را پذیرفتند. به نوشته جاسم حسین گروهی با ادله‌ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به جعفر رسیده است. این عقیده به خصوص در میان متکلمان کوفه رواج داشت که رهبری آنان را علی بن الطلح از متکلمان مشهور افطحیه بر عهده داشت. گروهی دیگر به رهبری علی بن محمد بن بشار از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معتقد بودند امام دهم، جعفر را به امامت برگزیده است. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.[۹۸][۹۹]

جاسم حسین، از قول ابوسهل نوبختی روایت می‌کند که اصحاب نزدیک عسکری پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است اما شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می‌کردند.[۱۰۰][۱۰۱] همچنین طبق گزارش‌های شیخ صدوق، شیخ توسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده در طول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند.[۴][۱۰۲] بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند.[۱۰۳][۱۰۴] همچنین به نوشته مدرسی پس از مرگ عسکری، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، اعلام کردند که حسن عسکری پسری داشته که مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که دستگیر شود و به قتل برسد.[۱۰۵] آنها مصر به نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود، در قرنطینه‌ای تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی مشابه، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانوادهٔ امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.[۱۰۶] امامیه جعفر را جعفر کذاب می‌دانند و معتقدند او ویژگی‌های امامت را نداشت. به عقیدهٔ آنان، هنگام نماز گزاردن بر بدن حسن عسکری، فرزندش حجت بن الحسن بر او نماز گزارد و شک را از شیعیان برداشت.[۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰] گرچه ممکن است همه نسبت‌هایی که به جعفر کذاب داده می‌شود درست نباشد ولی قطعاً مقداری حقیقت در مورد نسبت‌هایی که شیعه به جعفر کذاب داده‌است وجود دارد چرا که پیروان جعفر گاهی به هنگام دفاع از او اظهار می‌نمودند که وی از خصوصیات جوانی خود فاصله گرفته‌است.[۱۱۱] در میان فرقه‌های مختلفی که پس از مرگ حسن عسکری ایجاد شد، تنها تشیع دوازده‌امامی (که معتقد به وجود پسری از حسن عسکری، همنام پیامبر اسلام، بودند) دوام یافت.[۱۱۲]

اختلاف بر سر میراث وی

جعفر (و. ۲۷۱ ق)، تنها برادر زنده حسن عسکری، پس از درگذشت وی، مدعی شد حسن عسکری فرزندی نداشته است و میراث وی را تصاحب کرد.[۱۱۳] بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می‌گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را.[۱۰۵] اما جاسم حسین می‌گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه‌ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.[۱۱۴][۱۱۵]

سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه

توضیحات
  • این الگو بر مبنای اندیشهٔ شیعه است.
  • در اندیشهٔ شیعی دورهٔ امامت و خلافت الهی علی بن ابی‌طالب از درگذشت پیامبر اسلام آغاز شده‌است. دورهٔ زمامداری وی بر مسلمین پس از کشته‌شدن عثمان بن عفان آغاز شد.
  • آغاز امامت هر امام مصادف با درگذشت امام پیشین است.
  • دورهٔ امامت حجت بن حسن از لحظهٔ درگذشت امام پیشین خود آغاز شده‌است و چون به عقیدهٔ شیعیان دوازده امامی وی زنده و از نظرها پنهان است، بنابراین امامت حجت بن حسن تا زمان ظهور وی و پس از آن تا زمان ازدنیارفتن او ادامه دارد.

     (۱) علی المرتضی، از ۶۳۲ تا ۶۶۱ (۲۹ سال)      (۲) حسن المجتبی، از ۶۶۱ تا ۶۷۰ (۹ سال)      (۳) حسین الشهید، از ۶۷۰ تا ۶۸۰ (۱۰ سال)      (۴) علی السجاد، از ۶۸۰ تا ۷۱۲ (۳۲ سال)      (۵) محمد الباقر، از ۷۱۲ تا ۷۳۲ (۲۰ سال)      (۶)جعفر الصادق، از ۷۳۲ تا ۷۶۵ (۳۳ سال)      (۷) موسی الکاظم، از ۷۶۵ تا ۷۹۹ (۳۴ سال)      (۸) علی الرضا، از ۷۹۹ تا ۸۱۷ (۱۸ سال)      (۹) محمد التقی، از ۸۱۷ تا ۸۳۵ (۱۸ سال)      (۱۰) علی النقی، از ۸۳۵ تا ۸۶۸ (۳۳ سال)      (۱۱) حسن العسکری، از ۸۶۷ تا ۸۷۴ (۷ سال)      (۱۲) محمد المهدی، از ۸۷۴ تا زمان حال (تاکنون ۱۱۴۲ سال)

جستارهای وابسته

پانویس

  1. حسین، تاریخ سیاسی غیبت، ۱۰۱–۱۰۲.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ 1. The Schisms Amongst the Adherents of al-Hasan al 'Askari After His Death.
  3. حسین، تاریخ سیاسی غیبت، ۱۴۳.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ 3. The Early Career of Uthman b. Sa’id.
  5. مشهورترین القاب امام هادی علیه السلام
  6. Tabatabai, Shi'ite Islam, 69, 184–185.
  7. Tabatabai, A Shi'ite Anthology, 139.
  8. Corbin, The History of Islamic Philosophy, 69–70.
  9. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 18.
  10. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 18.
  11. Eliash, “Ḥasan al-ʿAskarī”, The Encyclopaedia of Islam.
  12. Sachedina, Islamic messianism, 27–29.
  13. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  14. Momen, An Introduction to Shi'i Islam, 74–75.
  15. Chase 2010, p. 305-313
  16. Chase 2010, p. 313-315
  17. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  18. Sachedina, Islamic messianism, 29.
  19. Tabatabai, Shi'ite Islam, 209.
  20. Chase 2010, p. 325-332
  21. Halm, “ʿASKARĪ”, Iranica.
  22. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  23. Donaldson, The Shi'ite Religion, 217–222.
  24. Madelung, “ʿALĪ AL-HĀDĪ”, Iranica.
  25. Halm, “ʿASKARĪ”, Iranica.
  26. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  27. Donaldson, The Shi'ite Religion, 217–222.
  28. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 82.
  29. کلینی، اصول کافی، ۲۸۵ و ۵۰۹.
  30. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 20–21.
  31. شوشتری، احقاق الحق، ۱۲:‎ ۴۷۳.
  32. Donaldson, The Shi'ite Religion, 217–222.
  33. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 23.
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ Veccia Vaglieri ۱۹۸۶, p. ۲۴۶–۲۴۷
  35. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸–۶۱۹.
  36. Amir-Moezzi, “ISLAM IN IRAN vii.”, Iranica.
  37. Tabatabai, A Shi'ite Anthology, 139.
  38. Donaldson, The Shi'ite Religion, 217–222.
  39. Tabatabai, Shi'ite Islam, 69, 184–185.
  40. Tabatabai, Shi'ite Islam, 69, 184–185.
  41. Tabatabai, Shi'ite Islam, 69, 184–185.
  42. Halm, H.. ʿASKARĪ. In Encyclopaedia Iranica. vol. II. E. J. Brill, 1987. 769. 
  43. Tabatabai, Shi'ite Islam, 69, 184–185.
  44. Meri, Josef W. (2005). Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. USA: Routledge. ISBN 978-0-415-96690-0. 
  45. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  46. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  47. Donaldson, The Shi'ite Religion, 217–222.
  48. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 188.
  49. Sachedina 1981, p. 89
  50. حسین 1367, pp. 134–137
  51. 1. A Brief Study of the Wikala Before the Twelfth Imam
  52. بهارلویی، عبداللّه. «امام عسکری (علیه السلام) و شبکه وکالت». شمیم یاس، ش. 49 (1386): 26. 
  53. بهارلویی، عبداللّه. «امام عسکری (علیه السلام) و شبکه وکالت». شمیم یاس، ش. 49 (1386): 26. 
  54. الخرائج و الجرائح، راوندی، ج ۱، ص ۴۳۹
  55. بهارلویی، عبداللّه. «امام عسکری (علیه السلام) و شبکه وکالت». شمیم یاس، ش. 49 (1386): 26. 
  56. ابن شهر آشوب، مناقب، ج۴، ص۴۲۵؛ شیخ طوسی، الغیبه، ص ۲۱۴
  57. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۲۶.
  58. Sachedina, Islamic messianism, 27–30.
  59. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  60. Klemm, “ISLAM IN IRAN ix.”, Iranica.
  61. بهارلویی، عبداللّه. «امام عسکری (علیه السلام) و شبکه وکالت». شمیم یاس، ش. 49 (1386): 26. 
  62. ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب (ع)، ج ۴ ص ۴۲۷
  63. بهارلویی، عبداللّه. «امام عسکری (علیه السلام) و شبکه وکالت». شمیم یاس، ش. 49 (1386): 26. 
  64. تحف العقول، حسن بن علی بن شعبه، صفحهٔ ۴۸۷
  65. تحف العقول، حسن بن علی بن شعبه، صفحهٔ ۴۸۷
  66. بهارلویی، عبداللّه. «امام عسکری (علیه السلام) و شبکه وکالت». شمیم یاس، ش. 49 (1386): 26. 
  67. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 37–36.
  68. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 162–163.
  69. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 162–163.
  70. Shahr Ashoub, Abu Abdullah Ali. Manaqib e Ale Abi Talib 4. p. 424. 
  71. دانشنامه جهان اسلام، تفسیر امام حسن عسکری
  72. «تفسیر منسوب به امام حسن عسکری – تقریرات درس علامه ریاحی». سایت رسمی گروه تحقیقاتی علوم و معارف اسلامی احتجاج. 
  73. Robson, “Isnād”, The Encyclopaedia of Islam.
  74. Shareef al-Qurashi, The Life of Imam Al-Hasan Al-Askari, 80–86.
  75. Tabatabai, Shi'ite Islam, 69, 184–185.
  76. شیخ طوسی، رجال، ص ۳۹۷
  77. رجال، شیخ طوسی، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۱، صفحه ۴۲۷ به بعد.
  78. سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، صفحهٔ ۶۲۷
  79. منتهی الآمال، شیخ *عباس قمی، جلد ۲، صفحه ۴۱۴ تا ۴۱۶
  80. احمدوند، عباس؛ طاووسی مسرور، سعید، (1387ش)، بررسی و نقد مدخل (امام) حسن عسگری دائرةالمعارف اسلام، مجله تاریخ اسلام، شماره 35 و 36، ص158
  81. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  82. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  83. Mufīd, Ibn-al-Muʻallim, I. K. A. Howard, and Ḥusain Naṣr. Kitāb Al-Irshād: the Book of Guidance into the Lives of the Twelve Imams. Qum: Ansariyan Publications, 1990. Print.
  84. منتهی الآمال، عباس قمی، ج۳، ص ۱۹۴۰
  85. جلاء العیون، علامه مجلسی، صفحهٔ ۹۹۸
  86. ۸۶٫۰ ۸۶٫۱ جعفریان، رسول، (1371)، اسوه‌های بشریت (11): امام حسن عسکری علیه السلام، مجله نور علم، مهر و آبان، شماره 47، ص40
  87. کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، صفحهٔ ۴۷۳
  88. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، جلد ۴، صفحهٔ ۴۵۵
  89. فرهنگ شیعه، محمد خطیبی و دیگران، صفحهٔ ۱۲۶
  90. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  91. ۹۱٫۰ ۹۱٫۱ احمدوند، عباس؛ طاووسی مسرور، سعید، (1387ش)، بررسی و نقد مدخل (امام) حسن عسگری دائرةالمعارف اسلام، مجله تاریخ اسلام، شماره 35 و 36، ص159
  92. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  93. طبسی، محمد جواد، (1379ش)، با خورشید سامرا، ترجمه عباس جلالی، چاپ اول، مرکز انتشارات تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، قم، ص333-334.
  94. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، جلد، 18 صفحه 147.
  95. پاکتچی، «حسن عسکری (ع)، امام»، دائرةالمعارف اسلامی، ۲۰:‎ ۶۱۸.
  96. Poonawala & 2000-2001, p. 455
  97. حسین 1367, pp. 103–104
  98. حسین 1367, pp. 105–107
  99. 1.3 Schism II: The Ja’farites
  100. حسین 1367, p. 116
  101. 2.2 The Birth of the Twelfth Imam
  102. حسین 1367, pp. 142-143 and 158
  103. حسین 1367, pp. 108-111
  104. 1.5 Schism IV: The Qat’iyya
  105. ۱۰۵٫۰ ۱۰۵٫۱ Modarressi 1993, pp. 77–85
  106. Sachedina ۱۹۸۱, p. 41
  107. Donaldson, Dwight M. (1933). The Shi'ite Religion: A History of Islam in Persia and Irak. BURLEIGH PRESS. pp. 217–222. 
  108. سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، صفحه ۶۵۸–۶۵۹
  109. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، جلد ۲، صفحهٔ ۴۰۷
  110. جلاء العیون، علامه مجلسی، صفحه ۹۹۱ به بعد
  111. "Hossein+Modarressi"+inauthor:"Hossein+Modarressi+Tabataba'i"&q=refutation+charges+against#search_anchor Crisis and consolidation in the formative period of Shīʻite Islam, Hossein Modarressi, p. 75, 1993
  112. Halm, “ʿASKARĪ”, Iranica.
  113. پاکتچی ۱۳۹۲, p. ۶۱۹
  114. حسین 1367, p. 127
  115. 5. The Abbasid Attempt to Arrest al- 'Askari's Son

منابع

  • Poonawala, Ismail K. “Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shi'ite Islam: Abu Ja'far ibn Qiba al-Razi and His Contribution to Imamite Shi'ite Thought by Hossein Modarressi”. Journal of Law and Religion (Journal of Law and Religion, Inc.) 15, no. 1/2 (2000–2001): 455–458. 

کتاب‌ها

دانشنامه‌ها

نوشتارها

پیوند به بیرون