نواب اربعه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

نواب اربعه،‌ اصلاحی اسلامی است که بر چهار نائب خاص حجت بن الحسن در دوران غیبت اطلاق می‌شود. فهرست حاضر، در بر گیرند اطلاعات این چهار نائب است.

فهرست[ویرایش]

۱. ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری
امام دهم شیعیان، عثمان را به عنوان ثقه ای امین از جانب خود نصب کرد[۱] و امام حسن عسکری دربارهٔ او گفته "عثمان بن سعید عمروی وکیل من است و پسرش محمد وکیل پسر من و مهدی شما است.[۲]

او وکیل حسن عسکری بوده‌است. به اعتقاد شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود٬.[۳] او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان امام حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.[۳] طبق دیدگاه شیعه، حسن عسکری پیش از مرگ، فرزندش مهدی را به چهل نفر از شیعیان مورد اعتماد معرفی کرده و به آنان دستور می‌دهد در صورت غیبت مهدی از عثمان به عنوان نماینده مهدی اطاعت کنند. عثمان به شیوه دوران امامت حسن عسکری نامه‌ها و اموالی را که شیعیان برای حسن عسکری ارسال می‌داشتند، دریافت می‌نمود. تاریخ دقیق درگذشت او مشخص نیست، اما طبق قرائن پیش از سال ۲۶۷ هجری بوده‌است.[۴]
۲. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید (م. ۳۰۴ یا ۳۰۵ ه)
محمد همراه پدرش عثمان بن سعید وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعه را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.[۴]
۳. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (و. ۳۲۶ ه. / ۹۳۷ یا ۹۳۸ م)
به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ هجری/ ۹۱۷ میلادی بود. او توقیعاتی از امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.[۳] حسین بن روح همچنین غیبت را علاوه بر توجیه براحادیث با رویکردی عقلی نیز اثبات کرد.[۳] حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.[۳] سرانجام وی پس از ۲۱ سال عهده‌داری سفارت و نیابت مهدی در سال ۳۲۶ هجری درگذشت.[۴]

محمد بن علی اسود نقل می‌کند: که ابن بابویه بعد از درگذشت محمد بن عثمان عمری از من درخواست کرد تا از ابو القاسم حسین بن روح بخواهم که از امام زمان درخواست کند که آن حضرت از خدا بخواهد و دعا کند که خداوند فرزند پسری به او مرحمت فرماید. من هم از ابو القاسم حسین بن روح خواستم و او این درخواست را به امام زمان رسانید پس بعد از سه روز او خود به من خبر داد که امام زمان برای ابن بابویه دعا فرموده و به زودی فرزندی مبارک برای او متولد خواهد شد که خداوند به‌وسیله او جامعه را منتفع خواهد گردانید و بعد هم فرزندان دیگری برای او متولد می‌شود. پس از این درخواست نوبختی از امام زمان ابن بابویه در پیری دارای پسری شد که در آینده شیخ صدوق گشت.

در دوران حسین ابن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمقانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مأمور او در بغداد اعدام شد. منصور حلاج نیز از کسانی بودند که به مخالفت با نیابت حسین ابن روح پرداخت و او خشم شیعیان آن زمان را برانگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.[۵]

۴. ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه. / ۹۴۱ م)
از دیدگاه تاریخی تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعه‌ها نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران غیبت کبری شروع شد.[۳]

از دیدگاه شیعه نیابت او از تاریخ هجدهم شعبان ۳۲۶ هجری تا پانزدهم شعبان سال ۳۲۹ هجری بود. علی بن محمد سمری شوهر خواهر وزیر عباسیان جعفر بن محمد بود و سمت مهمی در دستگاه عباسیان داشت. پذیرش او در میان شیعیان با مشکلی روبه‌رو نشد. محمد سمری وجوهات شرعی را دریافت می‌کرد و آن را به «ناحیه مقدسه» می‌رساند. ابوالحسن علی بن محمد سمری فرصت چندانی برای فعالیت‌های نیابت نداشت.[۴]

وی در نیمه شعبان ۳۲۹ قمری هم‌زمان با ولادت امام مهدی در ۷۵ سال قبل وفات یافت. در سال وفات او که به تناثر النجوم مشهور است عده ای از بزرگترین علمای شیعه من جمله کلینی و ابن بابویه فوت کردند. کلینی (صاحب مهم‌ترین کتاب حدیثی شیعه) هم در شعبان همین سال فوت کرده و با وفات بزرگترین علمای تاریخ شیعه و وفات آخرین نائب امام زمان و شروع غیبت کبری شیعه وارد دوره ای جدید گشت.

پانویس[ویرایش]

  1. الغیبه طوسی/ ص354
  2. الغیبه طوسی/ ص356
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ Klemm 2007
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ صالح‌نیا ۱۳۸۷
  5. Momen 1985, pp. 163