سادات

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سید)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سادات جمع سیّد و در لغت عربی در اصل سَیوِد (قبل از اِعلال) بوده و به معنی آقا و سرور است؛ و در اصطلاح عام به کسانی گفته می‌شود که از طرف پدر از نسل «هاشم» (جد پیامبر اسلام محمد بن عبدالله) باشد [۱] یا به عبارتی از قبیله بنی هاشم باشد. سیادت به فرزندان محمد از طریق فاطمه دختر محمد و علی پسر ابوطالب (امام اول پیروان تشیع و خلیفه چهارم اهل سنت) می‌رسد.

سادات دو شاخهٔ اصلی دارند:

  1. نوادگان علی از طریق سه تن از پسران او - محمد حنفیه از خوله دختر قیس، عباس بن علی از ام‌البنین و عمر بن علی از صهباءِ ثعلبیه - که از میان پسران متعدد علی فرزند یافتند. به این سادات علوی می‌گویند.
  2. نوادگان حسن و حسین - فرزندان علی از فاطمه - که به آنان سادات هاشمی و نیز بسته به انتساب به حسن یا حسین، حسنی یا حسینی گفته می‌شود و از نظر فقه شیعه کسانی که خمس به آن‌ها تعلق می‌گیرد این سادات هستند.

اولاد فاطمه بارها در خلافت بنی امیه و بنی عباس برای اصلاح امت خروج کرده‌اند (مانند خروج زید بن علی و محمد بن عبدالله بن حسن مثنی معروف به نفس زکیه) و سلسله‌های متعددی در نقاط دور از عربستان، از جمله مراکش، یمن، مصر، گیلان و مازندران تشکیل داده‌اند. مانند حکومت ادریسیان (نوادگان ادریس نوهٔ حسن بن علی) در مراکش، فاطمیان در مصر، مرعشیان (از نوادگان علی المرعش نبیرهٔ علی بن حسین و علویان طبرستان (دو شاخه از سادات حسنی و حسینی مازندران) و بنی مهنا در مدینه. (به کسی که مادرش از سادات است میرزا گفته می‌شود). برخی از سادات با میر صدا می‌زنند و این با میرزا[۲] تفاوت دارد. به دختران یک فرد سید، سیده، علویه، بیبی، بیگم، سادات یا شریفه اطلاق می‌شود. فردی که دارای مادر سید و پدر غیر سید باشد، معمولاً میرزا (برای پسران) و میرزایه (برای دختران) نامیده می‌شوند. سیادت در سادات هاشمی که طبق نظر برخی از علما، قوی تر و شریف تر هم هست، از طرف مادر و در سادات علوی از طریق پدر می‌باشد.

اهل سنت «سَیِّد» را با نام شریف می‌شناسند.

به اعتقاد برخی از علماء، فرزندان عباس عموی پیامبر نیز جزو سادات شمرده می‌شوند و می‌توان به آن‌ها نیز خمس مال پرداخت.[نیازمند منبع]

از نظر قاطبه علمای شیعه به اجماع، بخصوص علمای متاخر شیعه سیادت به فرزندان فاطمه دختر پیامبر می‌رسد و خمس تنها به آن‌ها تعلق می‌گیرد.

القاب سادات[ویرایش]

القابی که به سیدها داده می‌شود بر دو دسته است: انتسابی و احترامی. القاب انتسابی برای بیان نَسَب شخص و انتساب وی به طایفه یا قبیله معینی به کار می‌روند، مانند امامی، حسینی، حسنی. القاب انتسابی برای گرامیداشت منتسبان به خاندان محمد به آنان اطلاق می‌شود و اغلب سیدها بر خود اطلاق نمی‌کنند، چنان‌که دربارهٔ مراجع متأخر شیعه که از سادات بوده‌اند چنین بوده‌است، مثلاً نقش مهر سید محسن حکیم، محسن الطباطبائی الحکیم، و نقش مهر سید ابوالقاسم خویی، ابوالقاسم الموسوی الخوئی، بود. در روزگار پیشین هم این گونه بوده و در نسخ خطی و متون کهن معمولاً سادات خود را به این القاب ننامیده‌اند. در ایران نیز اگر سادات پیشاپیش نام خویش لفظ «سید» می‌آورند، برای تفاخر و بزرگ داشتن انتساب خود به خاندان محمد است و در این موارد سید می‌تواند جزئی از نام باشد. برخی از القاب احترامی که در روزگار مختلف برای گرامی‌داشت سادات به کار برده می‌شده به شرح زیر است:

برای آقایان:

  1. سید
  2. شریف
  3. میر
  4. علوی
  5. کیا
  6. امیر
  7. میرزا

برای خانم‌ها:

  1. سیده
  2. شریفه
  3. علویه
  4. سادات مثل زهرا سادات
  5. بی بی
  6. میرزایه

لقب میرزا[ویرایش]

معمولاً در بین سادات رسم است که نسبت سیدی از پدر به فرزند برسد. روی همین اصل کسانی که از مادر یا مادر بزرگ سید هستند اصطلاحاً شریف یا میرزا) میرزایه و شریفه حالت مؤنث می‌گویند.

در دورهٔ قاجار اصطلاحاً به شاهزادگان قجری میرزا می‌گفتند و باید گفت که بعضی از وزیران و شاهزادگان این فامیل را دارند و نام خانوادگی را از خود شاه یا شاهزادگان هدیه گرفتند. در دوران پیشتر، میرزا به کسی گفته می‌شد که در کار نوشتن و حساب و کتاب دیوان سالاری‌های دولتی بود و عملاً قشر مرفه و سطح بالای جامعه را تشکیل می‌داد و به صورت عام با سوادان دوران گذشته بودند. از همین رو به سادات تحصیل کرده، میرزا نیز اطلاق می‌شده‌است.

تبار نامه خاندان سادات[ویرایش]

سادات علوی[ویرایش]

نوادگان علی از طریق سه تن از پسران او ، محمد حنفیه از خوله دختر قیس، عباس بن علی از ام‌البنین و عمر بن علی از صهباءِ ثعلبیه را سادات علوی گویند.[نیازمند منبع]

سادات حسنی[ویرایش]

آل حسن، حسنیان، بنی حسن یا سادات حسنی فرزندان و نوادگان حسن بن علی، امام دوم شیعیان و یکی از شاخه‌های علوی هاشمیان هستند.

سادات سجادی (افطسی)[ویرایش]

  • نوادگان حسن افطس نوادگان سجاد که جد سادات تفرش می‌شود.

حسن افطس پنج پسر داشته: عبدالله شهید، علی، عمر، حسین و حسین مکفوف. عبدالله شهید به دست هارون الرشید مقتول شده؛ و حسین مکفوف جد سادات سلطان العلما سید احمد می‌رسانند سلطان سید احمد در نیمهٔ اول قرن چهارم در فرار از حکومت عباسیان به تفرش از توابع عراق عجم هجرت کرد چون تحت تعقیب مأموران بنی عباس بود، به هزاوه فراهان پناه برد و در ۳۶۰ هجری در حال اقامه نماز شب کشته شد؛ که میرزا ابوالقاسم قائم مقام قائم مقام فراهانی از آنهاست؛ و علی الجرزی والد امامزاده محمد است که در فم تفرش مدفون گردیده و قبه و صحن مجلل او را خواجه مؤمن (فوت ۱۱۷۰ هجری) برادر امین الدین (امینا) بن محمد حسین الحسینی در زمان شاه عباس دوم بنا نموده؛ و او جدّ خانواده سید محمود حسابی و سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی است.[۳][۴]

سادات مرعشی[ویرایش]

  • نوادگان علی مرعش:

سادات مرعشی یا آل مرعش، سلسله‌ای از سادات هستند که نسب خود را به علی المرعش نوادهٔ امام زین‌العابدین می‌رسانند.

سادات رضوی[ویرایش]

  • نوادگان امام رضا (امام هشتم شیعیان) سادات رضوی خوانده می‌شود همچنین میرزا ابراهیم نیز سر سلسله سادات رضوی مشهد به‌شمار می‌آید.

سادات طباطبایی[ویرایش]

  • نوادگان ابراهیم طباطبا.

طباطبایی نامه سلسله‌ای از سادات است که نسب خود را به حسن بن علی می‌رسانند. نیای طباطباییان ابوعبدالله محمد پسر ابراهیم پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر حسن مثنی پسر حسن پسر علی است. ابراهیم پدر طباطبا توانا به بیان حرف ق نبوده‌است و به جای آن طاء ادا می‌کرده‌است. گفته شده نام طباطبا از آن‌جاست که ابراهیم بن اسماعیل روزی از خدمتکار خود قبایی درخواست می‌کند و به جای قبا قبا، طبا طبا می‌گوید. طباطبا از یاران جعفر صادق و راویان حدیث او بوده‌است.

سادات عبدالوهابیه[ویرایش]

بخشی از تبارنامه سادات طباطبایی تبریز

سادات عبدالوهابیه شاخه‌ای از سادات حسنی حسینی طباطبایی هستند که نسب خود را به امیر سراج‌الدین عبدالوهاب تبریزی از نوادگان حسن مثنی فرزند حسن بن علی (امام دوم شیعیان) می‌رسانند و در آذربایجان، به خصوص در تبریز ساکن هستند که سادات وهابی، سادات وهابیه، سادات عبدالوهابیه و نیز سادات آل عبدالوهاب خوانده می‌شوند.[۵]

سادات موسوی[ویرایش]

تعداد زیادی از سادات موسوی در عراق زندگی می‌کنند و هم‌چنین شاخه‌های بزرگی از این خاندان ساکن ایران، افغانستان، لبنان، مصر، بحرین و عربستان سعودی هستند. سادات موسوی نسب خود را به فرزندان موسی کاظم می‌رسانند. سلسلهٔ صفوی نیز خود را از نوادگان موسی کاظم می‌دانستند.

افراد سرشناس سادات موسوی[ویرایش]

افغانستان[ویرایش]

سادات افغانستان پیرو مذاهب شیعه و سنی می‌باشند. اکثریت سادات شیعه در افغاستان متعلق به قوم هزاره استند.[۱۰]

سیادت در ایران[ویرایش]

تعداد سادات در ایران[ویرایش]

سازمان ثبت احوال کشور، تعداد سادات ایران در سال ۱۳۹۲ را شش میلیون نفر اعلام کرد.[۱۱][۱۲] همچنین مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور با اشاره به رشد ۱.۴ درصدی جمعیتی ایران، رشد ۲.۵ درصدی سادات را در کشور اعلام کرد.[۱۳]

منشأ سیادت در ایران[ویرایش]

این مهاجرتها، بیشتر از قرن دوم به بعد بوده‌است؛ و لذا کمتر می‌توان به فرار آن‌ها به ایران از ترس حجاج بن یوسف شاهدی ذکر کرد. با این حال بعضی، اولین دسته از سادات علوی مهاجر را کسانی دانسته‌اند که از ظلم و جور امویان و به ویژه سفاکیهای حجاج به این حدود پناه آورده‌اند.[۱۴]

یکی از دلایل آمدن آن‌ها پس از این ماجرا، «جذب نیرو» برای «قیام» بوده‌است. مردم ایران که یک بار به هنگام روی کار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت «تغییر حاکمیت» عربها نشان داده، امتحان خوبی نیز داده بودند، می‌توانستند بار دیگر چنین کنند. همین تصور بود که علویان را بسوی این مناطق، جذب می‌کرد. در صورتی که آگاهی عمومی مردم ایران، نسبت به علویان و حتی فعالیت خود علویان نیز در تحریک مردم، اندک بود. فعالیت عباسیان، تنها پس از ۳۰ سال به نتیجه رسید. در حالیکه علویان، معمولاً با یک تحرک اندک، قصد چنین کار بزرگی را داشتند.[۱۵] «یحیی بن عبدالله بن الحسن بن الحسن»[۱۶] از جمله کسانی بود که در قیام حسین بن علی (شهید فخ)، شرکت کرد او پس از شکست این قیام به سوی مشرق گریخت؛ و همراه با عده‌ای از کوفیان به مناطق شمالی ایران (دیلم) رفت. رشید که به شدت از این حرکتها، هراس داشت به «فضل بن یحیی برمکی» دستور داد تا به هر صورتی شده او را دستگیر کند.[۱۷] منطقه دیلم، یکی از مناطقی است که در مقابل مسلمین، به شدت مقاومت کرد؛ و تا مدتها، اسفهبدان که از قبل بر آن حاکم بودند، تسلط خود را بر آن منطقه حفظ کردند. در این فاصله، گاهی بین آن‌ها و خلفا، صلح می‌شد؛ و گاهی نیز درگیریها و تهاجمها از دو طرف، ادامه داشت.

تحقیقات ژنتیکی[ویرایش]

بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۰ بر روی کروموزم ایگرگ سیدهای شبه‌قاره هند انجام شده، تنوع ژنتیکی این افراد از غیرسیدهایی که در همان مناطق زندگی می‌کنند، کمتر نیست و این به معنای بی‌پایه بودن اعتقاد به سید بودن در این منطقه است. چراکه بررسی ژنتیکی وجود یک جد مشترک را نشان نمی‌دهد. اما این افراد نسبت به غیرسیدهای همین منطقه شباهت ژنتیکی بیشتری با عرب‌ها داشته‌اند.[۱۸]

این آزمایش ثابت می‌کند که نیمی از کسانی که خود را سید معرفی می‌کنند جد مشترک دارند .اما تأیید نمی‌کند که آن جد مشترک لزوماً پیامبر یا خاندان او بوده‌است.

در کل ازمایش ژنتیک نمی‌تواند بگوید که آن جد مشترک در چه مکانی از چه نژادی و در چه زمانی می زیسته است. یعنی آن جد می‌تواند از نژاد هندی اروپایی ترکی یا هر نژادی باشد و در هر دوره از تاریخ پیش از 50 یا 60 نسل زندگی می‌کرده‌اند.

اما آن چیز که قطعاً ثابت می‌شود در این ازمایش این است که نیمی از کسانی که سادات معرفی می‌شوند در حقیقت دروغین هستند

و آن نیم دیگر که جد مشترک دارند لزوماً جدشان همان پیامبر و ال و اهل بیت او نیست

همچنین در شمال هند ۲۹٪ مسلمانان شیعه به هاپلوگروپ J تعلق دارند که از تبارهای پدری خاورمیانه‌ای است و در بین مردم هند چندان رایج نیست.[۱۹]

بر اساس یافته‌های علمی فعلی نزدیکترین علامت ژنتیکی برای سیدها تعلق به هاپلوگروپ J1c3d است. این هاپلوگروپ کروموزم ایگرگ عمدتاً در کوهن‌های یهودی دیده شده که معتقدند نسب آن‌ها به هارون برادر موسی و از هارون به ابراهیم می‌رسد. همین هاپلوگروپ در هاشمی‌ها و اعراب عدنانی هم شایع است و آن‌ها نیز معتقدند تبارشان به اسماعیل پسر ابراهیم می‌رسانند.[۲۰][۲۱]

پانویس[ویرایش]

  1. عروة الوثقی، ج 2، کتاب الخمس، فصل 2، مسئله 3.
  2. حسینی اشکوری، سید صادق. القاب السّادة. قم، مجمع الذخائر الإسلامیه، ۱۴۱۹ هـ.ق.
  3. کتاب عصر جعفری ص 62
  4. کتاب زندگینامه رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۷ - هدایت الله بهبودی، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
  5. سیداحمد باقرزاده ارجمندی، سادات عبدالوهابیه، فصل‌نامه متن‌پژوهی پیام بهارستان، دوره ۲، س. ۸، ش. ۲۶، پاییز و زمستان ۱۳۹۴، ص ۲۸۵.
  6. محمدباقر خوانساری جلد دوم. pp. ص۱۹۷–۱۹۸. 
  7. طبقات الکواکب. pp. صفحه 132. 
  8. مقدمهٔ روضاتی. pp. صفحات 100 تا 103. 
  9. ریحانة، ۳، ص ۳۶۶؛ الکنی و الالقاب، ج ۲، ص ۱۹۸؛ طبقات اعلام الشیعة، ج ۱، ص ۲۱۱؛ فوائد الرضویه، ص ۴۰۳.
  10. “Hazara | Encyclopedia.com”. www.encyclopedia.com. Retrieved 2018-08-27. 
  11. وب‌سایت رسمی اداره کل ثبت احوال استان مازندران، ۱۳۹۲/۲/۱۵، بازدید ۱۹ شهریور ۱۳۹۶
  12. وب‌سایت رسمی اداره کل ثبت احوال استان زنجان، ۱۳۹۳/۲/۸، بازدید ۱۹ شهریور ۱۳۹۶
  13. وب‌سایت رسمی اداره کل ثبت احوال استان قم، ۱۳۹۴/۱/۲۶، بازدید ۱۹ شهریور ۱۳۹۶
  14. کریمان، قصران، ج ۱ ص ۱۷۱،۱۷۲ انتشارات انجمن آثار ملی. در زینة المجالس، ص ۸۱۰ اشاره به مهاجرت گروهی از سادات به چین شده‌است. کسانی که از ترس بنی امیه ابتدا به ترکستان و از آنجا به چین رفتند.
  15. مقاتل الطالبین، ص .311
  16. او، از امام صادق روایت نقل می‌کرد؛ و از جمله اشخاصی بود که امام به او وصیت کرد تا مشخصا معلوم نشود که موسی بن جعفر، جانشین اصلی امام است. درمورد وصایت به او، ر. ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 15 ص .290
  17. همان مدرک، ص .312
  18. Y chromosomes of self-identified Syeds from the Indian subcontinent show evidence of elevated Arab ancestry but not of a recent common patrilineal origin, Elise M. S. Belle & Saima Shah & Tudor Parfitt & Mark G. Thomas; Received: 11 March 2010 / Accepted: 28 May 2010 / Published online: 29 June 2010
  19. -Middle Eastern and Sub-Saharan lineages in Indian Muslim populations
  20. -Background on Arabian YDNA J1 Project and Adnani Arabs
  21. The Origin of Hagar/Hajar - J1c3d on 7th paragraph of article.

منابع[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]