اقتصاد اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اقتصاد اسلامی

مضاربهمزارعه
قرض‌الحسنهجعاله
سَلَف‌خریمساقات
هِبهجزیه
زکاتخمس
صدقهوقف
بیت‌المال
صکوکرِبا
بانکداری اسلامی

حمدان مقدم _اقتصاد اسلامی عبارتی است که برای اشاره به فقه معاملات و مکاسب از آن استفاده می‌شود.

طرفداران اقتصاد اسلامی به‌طور کلی آن را به صورتِ نه سوسیالیستی و نه سرمایه داری، بلکه به عنوان یک "راه سوم" توصیف می‌کنند، طریقی ایده آل که هیچ‌کدام از معایب دو سیستم دیگر را ندارد. در میان ادعاهایی که توسط تجددطلبان و فعالان اسلامی برای سیستم اقتصاد اسلامی انجام شده‌است این است که شکاف بین غنی و فقیر کاهش پیدا می‌کند و رفاه افزایش پیدا می‌کند، از طُرقی مانند نهی از احتکار ثروت.

عبارت «اقتصاد اسلامی» در زمینه‌های مختلفی استفاده می‌شود. «علم اقتصاد اسلامی»، «مکتب اقتصاد اسلامی»، «نظام اقتصاد اسلامی» یا «دانش اقتصاد اسلامی».

نگاه اسلام به اقتصاد[ویرایش]

اقتصاد اسلامی بر قناعت و اعتدال در مصرف‌گرایی تأکید دارد. اقتصاد در اندیشه غرب نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ ولی در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند. (به عربی: وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا) قرآن، سوره ابراهیم، آیه ۳۴
ترجمهٔ آیه:‍‍‍«و اگر بخواهید نعمت‌های خداوند را در شمار بیاورید نمی‌توانید نعمت‌های خداوند را به حد و حصری محدود کنید.»
اسلام مسئلهٔ اقتصاد را (بر اساس اصالت انسان) به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها می‌تواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم می‌داند اقتصاد در مکتب اسلام.[۱]

(به عربی: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأْرْضِ) قرآن مجید، آیهٔ ۹۶
ترجمهٔ آیه: و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آن‌ها گشوده بودیم.
اسلام اقتصاد را در جهت اهداف عالیهٔ بشر دانسته و بر این اساس، نگرش سوسیالیستی یا سرمایه‌داری که اقتصاد را مبنا قرار می‌دهند، رد می‌کند.

جایگاه اقتصاد اسلامی[ویرایش]

در تفسیر و تحلیل رشد و توسعه اقتصادی، پیروان مکاتب اقتصادی کلاسیک، نئو کلاسیک، مکتب کینز و امثال آنها؛ دیدگاه‌های خاص خود را در جهت طراحی نظام اقتصادی مطرح نموده‌اند. به عنوان نمونه، کلاسیک‌ها در مورد بازار آزاد، نئو کلاسیک‌ها در زمینهٔ کارآفرینی، پیروان مکتب شیکاگو در زمینهٔ نقش آموزش، طرفداران فیزیوکراسی در خصوص کشاورزی و مکتب سوداگران (مرکانتلیسم) در زمینه مازاد صادرات؛ نظرهای ارزشمندی را مطرح نموده‌اند.
آیین اسلام نیز، در جهت تنظیم روابط اقتصادی بین انسان‌ها که برای تأمین نیازهای اقتصادی (یا رفع مشکلات اقتصادی) تدوین گردیده و با عدالت اجتماعی مرتبط می‌باشد، قواعدی کلی ارائه نموده که در ابواب اقتصادی فقه اسلامی به تفصیل بیان گردیده است...


شاخصه های مدیریتی اقتصاد اسلامی[ویرایش]

عدالت (بقره، آیه ۲۷۹؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ حدید، ایه ۲۵)، گردش سالم ثروت در تمام سطوح و اقشار جامعه و عدم انحصارگرایی (حشر، آیه ۷)، ممنوعیت خروج نقدینگی از چرخه اقتصادی و لزوم گردش آن در کار و تولید(توبه، ایه ۳۴)، مالکیت های چند گانه از خصوصی تا مالکیت عمومی و دولتی(انفال، ایات ۱ و ۴۱؛ حشر، ایه ۷؛ نساء، آیه ۲۹؛ بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۹)، کار و کسب و تلاش(هود، آیه ۶۱؛ نحل، ایه ۱۴؛ مزمل،ایه ۲۰ و ایات دیگر)، اعتدال در مصرف و پرهیز از هر گونه اسراف و تبذیر(انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، ایه ۳۱؛ اسراء، ایه ۲۶) و تامین نیازهای محرومان و نیازمندان و سائلان(بقره، ایات ۱۷۷، ۲۱۵ و ۲۷۳؛ انعام، ایه ۱۴۱ و ایات دیگر)

در اقتصاد اسلامی هر گونه رفتاری که موجب شود تا هدف اصلی و حکمت آفرینش به دست نیاید ممنوع بوده و از سوی دولت بر اصلاح و تصحیح رفتار اقتصادی انجام می گیرد تا کسی یا گروه یا شرکتی بر خلاف اهداف عالی اسلام یا مصلحت مسلمین اقتصاد را سامان ندهد و به کار نگیرد. از این روست که از رباخواری (بقره، آیه ۲۷۵) و بی عدالتی (ابراهیم، ۳۴ و ایات دیگر) و حتی سلطه نابخردان و سفیهان (نساء، ایه ۵) کم فروشی (اعراف، ایه ۸۵)، کنزاندوزی و گردش ناسالم اقتصادی باز داشته است. (حشر، ایه ۷ و آیات دیگر) بازداشته و به عنوان گناه با آن مخالفت شده است و برخی از موارد را به عنوان اعلان جنگ با خداوند ارزیابی کرده است. (بقره، آیه ۲۷۹)

اصول روش اسلام در توزیع ثروت[ویرایش]

اصول روش اسلام در توزیع ثروت، در درجه اول، صیانت از عدالت اجتماعی، حفظ حقوق مردم، تقسیم مالکیت به سه بخش (ملی، خصوصی و دولتی) است. در این راستا، به تحریم راه‌های نامشروع مانند ربا می‌پردازد و حل مشکلات اقتصادی را در چهارچوب قوانینی مانند استفاده از عقود اسلامی می‌داند. برخی از این قوانین در ابواب مضاربه، مزارعه، مساقات، بیع، اجاره، جعاله، زکات، خمس و امثال آن بیان گردیده است.

اقتصاد اسلامی در ایران[ویرایش]

در سال ۱۹۷۸، سید روح الله خمینی مدعی شد که شرکت‌های چندملیتی اقتصاد ایران را در دست گرفته‌اند و سیاست‌های محمدرضاشاه در حال به نابودی کشاندن کشاورزی است تا به خارجیان فعال در حوزه کشاورزی تجاری کمک کند؛ وی اعلام کرد که هدف اصلیش را در اقتصاد کم شدن وابستگی ایران به غرب و استقلال اقتصادی قرار خواهد داد؛ و این که اقتصاد بر اساس تعالیم اسلام پایه‌ریزی خواهد شد.[نیازمند منبع]


قبل از پیروزی انقلاب، شهید سید محمد باقر صدر تلاش‌هایی جهت تبین نظام اقتصادی اسلامی و مؤلفه‌های مکتب اقتصادی آن مبذول داشت.


پس از انقلاب اسلامی، بانکداری یکی از عرصه‌هایی بود که برای تطبیق آن با قوانین اسلامی، محل ورود اقتصاد اسلامی بود؛ در همین راستا قانون بانکداری بدون ربا تصویب و اجرا شد.


دیگر عرصه مهم ورود اقتصاد اسلامی موضوع انفال و مالیکت منابع طبیعی بود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محل تأکید قرار گرفت.


یکی دیگر از مفاهیم مهم در اقتصاد اسلامی که با پیروزی انقلاب پررنگ شد، بحث استقلال و خودکفایی به معنای نفی وابیستگی بود؛ در حال حاضر و برپایه برخی آموزه‌های اقتصادی موجود، باید تا حد ممکن در راستای استقلال معقول اقتصادی همت گمارد.

نقد و مناقشه[ویرایش]

اقتصاد اسلامی به این دلایل بی اعتبار و دون شناخته است:

  • متهم به "عدم انسجام، ناقص بودن، غیر عملی بودن، و نامناسب بودن"[یادداشت ۱] و این که به جای حل مسئله، توسط "هویت فرهنگی" به کار انگیخته شده‌است (تیمور کوران، جان فاستر)؛[۲][۳][۴][۵]
  • به‌طور تئوریک "شلم‌شوربایی از تفکرات مردم‌باورانه و سوسیالیستی"[یادداشت ۲] بودن آن، و این که در عمل، "چیزی بیش از کنترلِ دولتیِ ناکارآمدِ اقتصاد و یک‌سری سیاست‌های بازتوزیع تقریباً به یک اندازه ناکارآمد [نیست]" (فرد هالیدی[۶]

در زمینه‌ای سیاسی و منطقه‌ای، که در آن اسلام‌گرایان و علما ادعا می‌کنند در مورد همه چیز نظری دارند، جالب است که در موردِ این مرکزی‌ترینِ فعالیت‌هایِ انسان، فراتر از سخنانِ پارسامنشانهٔ پی‌درپی دربارهٔ این که چه طور مدلِ آن‌ها نه سرمایه‌داری است و نه سوسیالیستی، چه قدر برای گفتن کم دارند.[۶]

  • چیزی چندانی بیش از این نیست: تقلید از اقتصاد سنتی، مزین به آیات قرآن و سنت (محمد احمد خان)؛
  • مدعی تقاضا برای بازگشت به رسوم اسلامی، که [این رسوم] در واقع "سنت ابداع‌شده"[یادداشت ۳] هستند (تیمور کوران)؛[یادداشت ۴][۷]
  • شکست در رسیدن به این اهدافش: براندازی سود روی پول، برقراری برابری اقتصادی، و یک وجدان کسب‌وکار برتر؛[۸] با این حال "از روی جهالت، از روی تحمل و بردباری‌ِ هدایت‌شده در مسیرِ اشتباه، از نگاه موشکافانهٔ نقادانه فروگذارکرد"، و در رسیدن به این اهداف شکست خورد چرا که شیوه‌ها و مقاصدش "بیش از حد غیر واقع بینانه [است] تا که بخواهد برای ساختارهای غالب اقتصادی شاخ و شانه بکشد" (تیمور خان).[۷]

دانش مالی و بانک‌داری اسلامی

یک نتیجه قابل توجه (و آماج انتقاد) اقتصاد اسلامی ابداع صنعت دانش مالی و بانک‌داری اسلامی است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. "incoherence, incompleteness, impracticality, and irrelevance"
  2. "a hodgepodge of populist and socialist ideas"
  3. Invented tradition
  4. به نظر وی: اقتصاد اسلامی خودش نمونه امری است که "سنت اختراع‌شده" خوانده شده. ... تا میانه قرن بیستم [میلادی] نبود که پس از آن کمپین‌هایی راه افتاد برای شناسایی الگوهای تفکر و کارکرد اقتصادی به‌طور خودآگاه [به اسلام]، اگر نه همچنین به‌طور منحصر [به اسلام]. تا آن زمان درون‌مایه اقتصادی رساله‌ها که بر پایه منابع اسلامی سنتی قرار داده شده بود فاقد سیستماتیزاسیون [یا سیستم‌مندی] بود؛ آن‌ها به سختی یک بدنه اصلی از تفکر را که به شکل دکترینی منسجم و خودکفا قابل تشخیص باشد را شکل دادند.

منابع[ویرایش]

  1. (اقتصاد در مکتب اسلام، امام موسی صدر، مقدمه و پاورقی: علی حجتی کرمانی، مقدمه، ص سیزده)
  2. Foster, John (11 December 2009). "How Sharia-compliant is Islamic banking?". BBC News. Retrieved 22 September 2016.
  3. Kuran, "The Economic Impact of Islamic Fundamentalism," in Marty and Appleby Fundamentalisms and the State, U of Chicago Press, 1993, pp. 302–41
  4. "The Discontents of Islamic Economic Mortality" by Timur Kuran, American Economic Review, 1996, pp. 438–42
  5. Tobin, Sarah A. (2014). ""Is it really Islamic?"". In Wood, Donald C. Production, Consumption, Business and the Economy: Structural Ideals And ... Emerald Group Publishing. p. 139. Retrieved 23 September 2016.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Halliday, Fred, 100 Myths about the Middle East, Saqi Books, 2005 p. 89
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Kuran, Timur (2004). Islam and Mammon: The Economic Predicaments of Islamism. Princeton University Press. p. x. Retrieved 25 March 2015.
  8. Pipes, Daniel (September 26, 2007). "Islamic Economics: What Does It Mean?". Jerusalem Post. Retrieved 5 August 2015.
  • سید محمد باقر صدر، اقتصادنا، ص. ۳۳۰ تا ۳۳۴
  • سید رضا حسینی نسب، مجموعه مقالات علمی، ص. ۱۵ تا ۱۸
  • منصور شفیع‌زاده (۱۳۷۳نگاهی دوباره به اندیشه‌های اقتصادی حضرت امام خمینی (س)، تهران: نشر مدرس، ص. ۱۸۷
  • یدالله دادگر کرمانجی (۱۳۷۸نگرشی بر اقتصاد اسلامی، تهران: نشر مدرس، ص. ۱۴۴
  • محمود روزبهان (۱۳۷۸اقتصاد اسلامی، تهران: نشر قلم، ص. ۱۷۲
  • امام موسی صدر، اقتصاد در مکتب اسلام، به کوشش علی حجتی کرمانی.
  • کانال اقتصاد اسلامی_حمدان مقدم
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Islamic economics». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۸.