اقتصاد اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اقتصاد اسلامی

مضاربهمزارعه
قرض‌الحسنهجعاله
سلف خریمساقات
هبهجزیه
زکاتخمس
صدقهوقف
بیت المال
صکوکربا
بانکداری اسلامی

نظام اقتصاد اسلامی عبارت است از مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی، در راستای تأمین عدالت اجتماعی برای نیل به سعادت بشر و رسیدن به جامعهٔ فاضله‌ای که تمامی پیامبران و ائمهٔ الهی برای آن تلاش کرده‌اند.

مسئلهٔ اقتصاد، به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی بشری، مطرح است، و اسلام نیز نگرش خاصی به آن دارد. معمولاً از عبارت «اقتصاد اسلامی» در زمینه های مختلفی استفاده می شود. «علم اقتصاد اسلامی»، «مکتب اقتصاد اسلامی»، «نظام اقتصاد اسلامی» یا «دانش اقتصاد اسلامی». راجع به «علم اقتصاد اسلامی» باید به نکات ظریفی دقت داشت؛ مقدمات و نکاتی که بدون توجه به آن ها نمی‌توان منظور معتبری از این اصطلاح را ارائه نمود. در بیان متعارف، هنگامی که از علم سخن به میان می آید، منظور همان علم یا علم است؛ مجموعه معارفی که با تأکید ویژه بر روش تجربی پس از عصر روشنگری در اروپا شکل گرفته و رفته رفته توسعه یافت. علم اقتصاد یا همان علم اقتصادیا اقتصاد سیاسی نیز از چنین قاعده ای مستثنی نیست. در ربط میان اقتصاد اسلامی یا هر انگاره دینی با علم تجربی-قیاسی چون اقتصاد باید به این سؤال پاسخ داد که آیا در این علم، ابعاد ارزشی، اخلاقی یا از جنس بایستگی وجود دارد یا خیر؟ اگر یک محقق اقتصاد یا فیلسوف علم اقتصاد بر این باور باشد که در مجموعه ادبیات علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی می توان ردپای چنین اموری را یافت، منطقاً وی می‌تواند به وجود اقتصاد اسلامی معتقد باشد؛ از طرف دیگر اگر فردی بر این باور باشد که در علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی، هیچ مؤلفه ارزشی وجود ندارد، مفهوم «علم اقتصاد اسلامی» از نظر وی بی معناست. بر اساس همین تفکیک پیش گفته است که انواع اظهار نظر ها راجع به «علم اقتصاد اسلامی» وجود دارد. برخی میان «مکتب اقتصاد اسلامی» و «نظام اقتصاد اسلامی» تفکیک قائل می شوند؛ از نظر اینان «نظام اقتصادی اسلامی» پیاده شدهٔ قواهد و راهکارهای مورد توجه «مکتب اقتصادی اسلام» در واقعیت موجود است. براساس تعریفی دیگر می توان «نظام اقتصاد اسلامی را » به این شکل تعریف نمود: مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی، در راستای تأمین عدالت اجتماعی برای نیل به سعادت بشر و رسیدن به جامعهٔ فاضله‌ای که تمامی پیامبران و ائمهٔ الهی برای آن تلاش کرده‌اند.

نگاه اسلام به اقتصاد[ویرایش]

اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ در حالی که در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند. (به عربی: وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا) قرآن، سوره ابراهیم، آیه ۳۴
ترجمهٔ آیه:‍‍‍«و اگر بخواهید نعمت‌های خداوند را در شمار بیاورید نمی‌توانید نعمت‌های خداوند را به حد و حصری محدود کنید.»
اسلام مسئلهٔ اقتصاد را (بر اساس اصالت انسان) به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها می‌تواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم می‌داند اقتصاد در مکتب اسلام.[۱]

(به عربی: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأْرْضِ) قرآن مجید، آیهٔ ۹۶
ترجمهٔ آیه: و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آنها گشوده بودیم.
اسلام اقتصاد را در جهت اهداف عالیهٔ بشر دانسته و بر این اساس، نگرش سوسیالیستی یا سرمایه‌داری که اقتصاد را مبنا قرار می‌دهند، رد می‌کند.

جایگاه اقتصاد اسلامی[ویرایش]

در تفسیر و تحلیل رشد و توسعه اقتصادی، پیروان مکاتب اقتصادی کلاسیک، نئو کلاسیک، مکتب کینز و امثال آنها؛ دیدگاه‌های خاص خود را در جهت طراحی نظام اقتصادی مطرح نموده‌اند. به عنوان نمونه، کلاسیک‌ها در مورد بازار آزاد، نئو کلاسیک‌ها در زمینهٔ کارآفرینی، پیروان مکتب شیکاگو در زمینهٔ نقش آموزش، طرفداران فیزیوکراسی در خصوص کشاورزی و مکتب سوداگران (مرکانتلیسم) در زمینه مازاد صادرات؛ نظرهای ارزشمندی را مطرح نموده‌اند.
آیین اسلام نیز، در جهت تنظیم روابط اقتصادی بین انسان‌ها که برای تأمین نیازهای اقتصادی (یا رفع مشکلات اقتصادی) تدوین گردیده و با عدالت اجتماعی مرتبط می‌باشد، قواعدی کلی ارائه نموده که در ابواب اقتصادی فقه اسلامی به تفصیل بیان گردیده است...

اصول روش اسلام در توزیع ثروت[ویرایش]

اصول روش اسلام در توزیع ثروت، در درجه اول، صیانت از عدالت اجتماعی، حفظ حقوق مردم، تقسیم مالکیت به سه بخش (ملی، خصوصی و دولتی) است. در این راستا، به تحریم راه‌های نامشروع مانند ربا می‌پردازد و حل مشکلات اقتصادی را در چهارچوب قوانینی مانند استفاده از عقود اسلامی می‌داند. برخی از این قوانین در ابواب مضاربه، مزارعه، مساقات، بیع، اجاره، جعاله، زکات، خمس و امثال آن بیان گردیده است.

اقتصاد اسلامی در ایران[ویرایش]

در سال ۱۹۷۸، آیت الله خمینی مدعی شد که شرکت‌های چندملیتی اقتصاد ایران را در دست گرفته‌اند و سیاست‌های محمدرضاشاه در حال به نابودی کشاندن کشاورزی است تا به خارجیان فعال در حوزه کشاورزی تجاری کمک کند؛ وی اعلام کرد که هدف اصلیش را در اقتصاد کم شدن وابستگی ایران به غرب قرار خواهد داد؛ و این که اقتصاد بر اساس تعالیم اسلام پایه‌ریزی خواهد شد.[نیازمند منبع] قبل از پیروزی انقلاب، شهید محمد باقر صدر تلاش هایی جهت تبین نظام اقتصادی اسلامی و مؤلفه های مکتب اقتصادی آن مبذول داشت. پس از انقلاب اسلامی، بانکداری یکی از عرصه هایی بود که برای تطبیق آن با قوانین اسلامی، محل ورود اقتصاد اسلامی بود؛ در همین راستا قانون بانکداری بدون ربا تصویب و اجرا شد. دیگر عرصه مهم ورود اقتصاد اسلامی موضوع انفال و مالیکت منابع طبیعی بود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محل تأکید قرار گرفت. یکی دیگر از مفاهیم مهم در اقتصاد اسلامی که با پیروزی انقلاب پررنگ شد، بحث استقلال و خودکفایی بود؛ هرچند براساس نظریات رایج اقتصادی این مقوله از اهمیت چندانی برخوردار نیست، اما با توجه به شرایط جهانی در آن زمان و نیز در حال حاضر و برپایه برخی آمزوه های اقتصادی موجود، باید تا حد ممکن در راستای استقلال معقول اقتصادی همت گمارد. البته منطبق با همان نظریات اقتصادی متعارف نیز تا زمانی که کشورها به حمایت از صنایع خود اقدام کنند و امکان مبادله آزادانه کالاها و خددمات وجود نداشته باشد و پیش شرط های مربوط به بازار پول و ارز مهیا نشود، مسئله خودکفایی و استقلال اقتصادی حائز اهمیت خواهد بود.

نقد و مناقشه[ویرایش]

اقتصاد اسلامی به خاطر این ها بی اعتبار و دون شناخته است [از دید انتقادی]:

  • "عدم انسجام، ناتمامیت، غیرواقع‌بینانه‌بودن، و بی‌ربطی"[یادداشت ۱] که به آن ها متهم شده،جای حل مسئله، توسط "هویت فرهنگی" به کار انگیخته شده (Timur Kuran, John Foster)؛[۲][۳][۴][۵]
  • به طور تئوریک "شلم‌شوربایی از تفکرات مردم‌باورانه و سوسیالیستی"[یادداشت ۲] بودن آن، و در عمل "هیچ چیزی بیش از کنترلِ دولتیِ ناکارآمدِ اقتصاد و یک‌سری سیاست های بازتوزیع تقریبا به یک اندازه ناکارآمد [نیست]" (فرد هالیدی[۶]

در زمینه‌ای سیاسی و منطقه‌ای، که در آن اسلام‌گرایان و علما ادعا می کنند در مورد همه چیز نظری دارند، جالب است که در موردِ این مرکزی‌ترینِ فعالیت‌هایِ انسان، فراتر از سخنانِ پارسامنشانۀ پی‌درپی دربارۀ این که چه طور مدلِ آن‌ها نه سرمایه‌داری است و نه سوسیالیستی، چه قدر برای گفتن کم دارند.[۷]

  • چیزی چندان بیش‌تر از این نبودن: درآوردن ادای اقتصاد سنتی مزین به آیات قرآن و سنت (Muhammad Ahram Khan)؛
  • مدعی تقاضا برای بازگشت به رسوم اسلامی، که [این رسوم] در واقع "سنت ابداع‌شده"[یادداشت ۳] هستند (Timur Kuran)؛[یادداشت ۴][۸]
  • شکست در رسیدن به این اهداف: براندازی سود روی پول، برقراری برابری اقتصادی، و یک وجدان کسب‌وکار برتر؛[۹] با این حال "از روی جهالت، از روی بردباری‌ِ هدایت‌شده در مسیرِ اشتباه، از نگاه موشکافانۀ نقادانه فروگذارکرد"، و در رسیدن به این اهداف شکست خورد چرا که شیوه‌ها و مقاصدش این‌گونه مورد ملاحظه قرار گرفته اند: "بیش از حد غیر واقع بینانه تا که بخواهد برای ساختارهای غالب اقتصادی شاخ و شانه بکشد" (Timur Kuran).[۱۰]

دانش مالی و بانک‌داری اسلامی

یک نتیجه قابل توجه (و آماج انتقاد) اقتصاد اسلامی ابداع صنعت دانش مالی و بانک‌داری اسلامی است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. "incoherence, incompleteness, impracticality, and irrelevance"
  2. "a hodgepodge of populist and socialist ideas"
  3. Invented tradition
  4. به نظر وی: اقتصاد اسلامی خودش نمونه امری است که "سنت اختراع‌شده" خوانده شده. ... تا میانه قرن بیستم [میلادی] نبود که پس از آن کمپین هایی راه افتاد برای شناسایی الگوهای تفکر و کارکرد اقتصادی به طور خودآگاه [به اسلام]، اگر نه همچنین به طور منحصر [به اسلام]. تا آن زمان درون‌مایه اقتصادی رساله‌ها که بر پایه منابع اسلامی سنتی قرار داده شده بود فاقد سیستماتیزاسیون [یا سیستم‌مندی] بود؛ آن ها به سختی یک بدنه اصلی از تفکر را که به شکل دکترینی منسجم و خودکفا قابل تشخیص باشد را شکل دادند.

منابع[ویرایش]

  1. (اقتصاد در مکتب اسلام، امام موسی صدر، مقدمه و پاورقی: علی حجتی کرمانی، مقدمه، ص سیزده)
  2. Foster, John (11 December 2009). "How Sharia-compliant is Islamic banking?". BBC News. Retrieved 22 September 2016. 
  3. Kuran, "The Economic Impact of Islamic Fundamentalism," in Marty and Appleby Fundamentalisms and the State, U of Chicago Press, 1993, pp. 302–41
  4. "The Discontents of Islamic Economic Mortality" by Timur Kuran, American Economic Review, 1996, pp. 438–42
  5. Tobin, Sarah A. (2014). ""Is it really Islamic?"". In Wood, Donald C. Production, Consumption, Business and the Economy: Structural Ideals And ... Emerald Group Publishing. p. 139. Retrieved 23 September 2016. 
  6. Halliday, Fred, 100 Myths about the Middle East, Saqi Books, 2005 p. 89
  7. Halliday, Fred, 100 Myths about the Middle East, Saqi Books, 2005 p. 89
  8. Kuran, Timur (2004). Islam and Mammon: The Economic Predicaments of Islamism. Princeton University Press. p. x. Retrieved 25 March 2015. 
  9. Pipes, Daniel (September 26, 2007). "Islamic Economics: What Does It Mean?". Jerusalem Post. Retrieved 5 August 2015. 
  10. Kuran, Timur (2004). Islam and Mammon: The Economic Predicaments of Islamism. Princeton University Press. p. x. Retrieved 25 March 2015. 
  • سید محمد باقر صدر. اقتصادنا. ۳۳۰ تا ۳۳۴. 
  • سید رضا حسینی نسب. مجموعه مقالات علمی. ۱۵ تا ۱۸. 
  • منصور شفیع‌زاده. نگاهی دوباره به اندیشه‌های اقتصادی حضرت امام خمینی (س). چاپ دوم. تهران: نشر مدرس، ۱۳۷۳. ۱۸۷. 
  • یدالله دادگر کرمانجی. نگرشی بر اقتصاد اسلامی. چاپ دوم. تهران: نشر مدرس، ۱۳۷۸. ۱۴۴. 
  • محمود روزبهان. اقتصاد اسلامی. چاپ سوم. تهران: نشر قلم، ۱۳۷۸. ۱۷۲. 
  • امام موسی صدر. اقتصاد در مکتب اسلام. علی حجتی کرمانی. 
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Islamic economics». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۸.