نصرالله مردانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


نصرالله مردانی (۱۳۲۶ در کازرون - ۱۳۸۲ در کربلا) شاعر ایرانی بود.

نصرالله مردانی
N00034455-b.jpg
نصرالله مردانی- شاعر معاصر و چهره ماندگار ادبیات
زادهٔ۱۳۲۶
کازرون، ایران
درگذشت۱۳۸۲
کربلا، عراق
آرامگاهبوستان مردانی کازرون
محل زندگیتهران
ملیتایرانی
پیشهشاعر
سبکغزل
عنوانناصر
فرزندانبهاره، مریم، راضیه، محمدحسن و فاطمه (شبنم)
والدینشیخ عوض مردانی، سیده فاطمه زهرایی
جایزه(ها)دریافت جایزه کتاب برگزیده سال۶۴ برای مجموعه «خوننامه خاک»، چهره ماندگار ادبیات ایران در سال ۸۲

اشعار مردانی بیشتر در زمینهٔ حماسی و انقلابی بود. مردانی در برهه ای از زمان که اشعار انقلاب به سمت شعار گونگی و تهی شدن از تشبيهات و استعاره های شاعرانه پيش می رفت ، به ياری ادبيات انقلاب شتافت. سبک شعری وی شاعران بسياری را به دنبال خود کشاند . به طوری که جای پای ترکيبات و تصاویر او را می توان در غزل های ديگران تعقيب کرد. با توجه به علاقه‌ی گذشته های دوراو به فردوسی و حافظ، با الهام از اين دو پيوندی بين حماسه و غزل به وجود آورد . وی دفاع مقدس را مانند اشعارش ترکيبی از حماسه و عشق می دانست و عقيده داشت که برای سخن گفتن در مورد آن نيز بايد از زبان خاص خودش استفاده کرد که کشف اين زبان از دستاوردهای ديگر مردانی بود. مردانی سبک نوينی در شعر فارسی به وجود آورد و به همراه چند تن از شاعران متعهد و آرمان گرا ، نخستين محورهای شبکه‌ی ذهنی- زبانی شعر انقلاب را پی ريزی کرد. او نو بودن را در ذات شعر جست و جو می کرد و به همين خاطر به قالب های کلاسيک و کهن شعر فارسی وفادار ماند. نصرالله بر اين عقيده بود که هيچ يک از نسخه های ديوان حافظ که در حال حاضر موجود است، به تنهايی روح تشنه‌ی ارباب ذوق را سيراب نمی کند، از اين رو در پی آن شد تا به گزينش نهايی در سروده هايش دست يابد . حاصل اين تلاش و پژوهش، انتشار کتاب «حافظ از نگاه مردانی» در سال 1375 بود که توسط نشر صدا به چاپ رسيد. [۱] نصراله مردانی تحت تأثیر غزل‌های نو شاعر همشهری‌اش محسن پزشکیان به غزل روی آورد [۲] . کتاب خون‌نامهٔ خاک اثر مردانی در سال ۱۳۶۴ به عنوان کتاب برگزیدهٔ سال انتخاب شد. مردانی در سال ۱۳۸۲ در کربلا درگذشت و در کازرون به خاک سپرده شد.[۳][۴] وی تا قبل انقلاب کارمند بانک ملی بود.[۵]

درگذشت

محرم 82 از راه رسيد . حالا ديگر نمي شد هيچ جاي بدن مرداني را پيدا کرد که درگير بيماري نباشد .تنفس، وضعيت بسيار بدي پيدا کرده بود و پزشکان او شمارش معکوس راآغاز کرده بودند . او ديگر نه تواني براي ناله کردن داشت ، نه براي اشک ريختن و نه حتي براي نفس کشيدن . تنها چيزي که به قوت خود باقي بود و حتي شدت بيشتري يافته بود ، عشقش به حسين و آرزوي زيارت کربلا بود اما با اندکي تحرک ممکن بود که تنفس وي قطع گردد. از طرفي ، اتفاق ديگري رخ داد که به کلي اميد همه از سفر به کربلا را قطع کرد . روز عاشورا با انفجار چند بمب ، کربلا تبديل به يک عاشوراي خونين گرديد و همين امر باعث شد که مرز بين ايران و عراق ، به دليل مسايل امنيتي ، از دو طرف بسته گردد. اکنون مرداني مانده بود و درهاي بسته ، جسمي در بستر احتضار افتاده ، فرصتي اندک که هر لحظه ممکن است به پايان برسد و يک آرزوي بزرگ که بر دلش سنگيني مي کند . شايد شرايط جسمي وي ، هر کس ديگري را به حالت اغما فرو مي برد ، اما او عاشق بود و يک عاشق ، هيچ وقت به خواب نمي رود . اکنون ديگر ، چشمان نگران بهاره و ديگر فرزندانش به او دوخته شده بود تا ببينند کدام يک از دم هاي او بازدمي نخواهد داشت . اما براي مرداني بسيار تلخ بود که بر روي تخت بيمارستان ، جان سپارد . حدوداً ساعت يازده شب بود که ناگهان تلفن همراه نصراله به صدا درآمد و صداي گرم دکتر حداد عادل شنيده شد. يک دوست قديمي که نگران حال او بود . اما اين بار نمي خواست مانند هميشه جوياي حال مرداني باشد . او اين بار مي خواست خبر دهد که هماهنگي لازم براي خروج مرداني از مرز انجام شده و همه ي مشکلات به طرز معجزه آسايي حل گرديده است . با شنيدن اين خبر جاني دوباره در جسم مرداني دميده شد و به همراه همسر و دامادش آماده ي اين سفر شد . کاروان کوچک او حدوداً ساعت دوازده شب، بيمارستان را به مقصد سرزمين دوست ترک کرد و اشک چشمان دوستدارانش بدرقه ي راهش گرديد . کالبد تکيده و نزار او ، با همه ي درد و رنجي که تحمل مي کرد، به عنوان آخرين وظيفه در قبال روح بزرگ عاشقي که امانتدار آن بود کوشيد که هر طور شده تاب بياورد تا او را به بزرگ ترين آرزويش برساند . عصر فرداي آن روز با رسیدن مرداني به سرزمين آرزوهايش، لحظه ي وصال رقم خورد . آري ، وصال؛ بدون هيچ تکلفي براي اين لحظه بايد کلمه ي وصال را به کار برد . اين که درخانه ي دوست بين او و معشوقش چه گذشت ، هيچ کس نمي داند. تنها مي توان گفت که پس از اين وصال ديگر برايش جهان و هر چه در آن است، کمترين ارزشي نداشت . او نيامده بود تا حسين را زيارت کند و دوباره به همان دنياي قبلي برگردد. او آمده بود تا به عشق حسين و کنار حسين جان بسپارد . از اين رو هنگامي که مي خواستند او را از کربلا خارج کنند ، ديگر طاقت نياورد و در مقابل حرم حسين روح بي تابش حصار خاکي تن را شکست تا براي هميشه در جوار حسين که آسماني ترين بهشت زميني اش بود ، باقي بماند ، حالا مي توان فهميد که چرا مرداني قبلا سروده بود :

هر جا نواخت چنگ محبت نواي دل

آهنگ ني نوا ز نوا مي برد مرا

همان روز، يعني روز هفدهم محرم مصادف با نوزدهم اسفند 82 کاروان مصيبت زده ي مرداني ، جسم بي جانش را به ايران منتقل کرد و در مراسم وداع آخر با او، شبنم کوچکش (فاطمه) با صدايي بغض آلود شعرش را براي پدر خواند :

بابا چرا ترانه ي غم ساز کرد و رفت

بر روي دل دريچه ي غم باز کرد و رفت

هر قدر دام و دانه نهادم به راه او

آخر دو بال بسته ي خود باز کرد و رفت

مرداني که پنجاه و ششمين محرم خود را در کربلا سپري کرده بود ، اکنون به زادگاهش کازرون بر مي گشت تا مورد استقبال همشهريانش قرار گيرد. [۶]

آثار

تندیسی از آثار نصرالله مردانی در شهر کازرون

از آثار استاد مرداني می‌توان به کتاب‌های قانون عشق، خون نامهٔ خاک، ستیغ سخن، چهارده نور ازلی، گل باغ آشنایی، حافظ از نگاه مردانی، گزیده ادبیات معاصر، آتش نی، قیام نور و سمند صاعقه اشاره کرد.

كتاب «ستيغ سخن» استاد مرداني تذكره‌اي سترگ و بي‌نظير در مورد شاعران ايران به نظم است، كه سالهاست در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري ادبيات فارسي ،تدريس مي‌شود. بخش‌هاي مختلف اين كتاب منظومه ستيغ سخن، مقدمه، نام شاعران، نام كتاب ها، معرفي شاعران، معرفي كتاب ها، فهرست منابع، راهنماي اختصاري منابع هستند.[۷] اين کتاب تذکرهای منظوم است که از 27 بند یازده بیتی (مجموعاً 297 بیت) تشکیل شده و در قالب مثنوی به شکل ترجیع‌بند و در بحر متقارب سروده شده است. شاعر، در این منظومه نام بیش از دو هزار شاعر پارسی‌گو را از آغاز شعر فارسی تا دوران معاصر ذکر کرده و از صد و پنجاه تذکره یا اثر ادبی یاد کرده است. در بخش غیرمنظوم این کتاب نيز، شاعران و کتبی که در منظومه از آنان ذکر به میان آمده، به اختصار معرفی شده‌اند.[۸]

آخرین اثر نصرالله مردانی «دائرةالمعارف شعر فارسی برای ائمه (ع)» بود که به علت بیماری و مرگ وی به اتمام نرسید و هم‌اکنون نیمه تمام رها شده‌است. قرار بود در این دائرةالمعارف همه شعرهای فارسی که در طول تاریخ برای ائمه (ع) سروده شده‌است، جمع‌آوری شود و مردانی در زمان حیاتش حدود ۱۰ هزار بیت شعر، را در این اثر جمع‌آوری کرد. این کتاب بعد از درگذشت مردانی، به ناشری که این کار را به او سپرده بود، پس داده شد و هم‌اکنون متولی ای برای اتمام این کار وجود ندارد.

آثار مرداني عبارتند از :

  1. قیام نور (۱۳۶۰)
  2. خون‌نامهٔ خاک (1364): برندهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی سال ۱۳۶۵
  3. آتش نی (۱۳۷۰)
  4. ستیغ سخن (۱۳۷۱): تذکرهٔ منظوم که در آن نام بیش از دوهزار شاعر از ظهور شعر تا زمان نیما و از بیش از یکصدوپنجاه تذکره نام برده شده‌است.
  5. سمند صاعقه (۱۳۷۴)
  6. مجموعه‌های الماس آب
  7. حافظ از نگاه مردانی (تصحیحی ذوقی از دیوان حافظ)
  8. گل باغ آشنایی (تألیف و گردآوری)
  9. شهیدان شاعر
  10. چهارده نور ازلی
  11. قانون عشق


مؤسسهٔ فرهنگی هنری مردانی

پس از فوت مرداني، جمعی از نزدیکان و خانوادهٔ وی اقدام به تأسیس مؤسسه‌ای با نام مؤسسهٔ فرهنگی هنری مردانی جهت ترویج افکار و اندیشه‌های وی کردند. بنا به وصیت خود مردانی، کتابخانه شخصی وی نیز به این فرهنگسرا اهدا شد. این مؤسسه هم‌اکنون در بوستان مردانی و کنار آرامگاه مردانی واقع شده و از اعضای هیئت امنای این مؤسسه می‌توان به افرادی همچون غلامعلی حداد عادل، اسدالله ایمانی (نمایندهٔ سابق ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه سابق شیراز) و محمدحسن مردانی (پسر نصرالله مردانی) اشاره کرد. در حال حاضر مدیریت مؤسسه به عهده شکرالله رضاییان پور است.

کنگرهٔ ستیغ سخن

کنگرهٔ ستیغ سخن در طول یک دهه پس از مرگ وی به صورت متناوب در سه دوره به دبیری خلیل شفیعی و به منظور بزرگداشت نصرالله مردانی در شهرهای کازرون و شیراز برگزار شد.یکی از سال‌های این جشنواره به موضوع جنگ نرم اختصاص داشت.

آرامگاه

آرامگاه مردانی در غرب شهر کازرون و در مجموعهٔ بوستان مردانی به مساحت ۱۲۰۰۰۰ متر مربع قرار گرفته‌است.[۹]


اشعار مرداني در کتاب هاي درسي

شعر زير يکي از اشعار معرف و اثر گذار نصرالله مرداني است که در کتاب دبیرستان نظام قديم ذکر شده بود:

از خوان خون گذشتند صبح ظفر سوارانپیغام فتح دارند آن سوی جبهه یاران
در شط سرخ آتش، نعش ستاره می‌سوختخون‌نامهٔ نبرد است آیین پاسداران
در کربلای ایثار مردانه در ستیزندرزم‌آوران اسلام با خیل نابکاران
در شام سرد سنگر روشن چراغ خون استای آب دیده، تر کن لبهای روزه‌داران
در رزمگاه ایمان با اسب خون بتازندتا وادی شهادت این قوم سربداران
گلگونهٔ شهیدان با خون گل بشوییدتا سرخ‌تر نماید رخسار روزگاران
هابیلیان کجایید قابیل دیگر آمدننگ است جان سپردن در دخمهٔ تتاران
در بادهای سوزان نیلوفران خاکیچشم‌انتظار آب‌اند ای روح سبز باران
ای ابر پرصلابت، آبی ز دیده بفشانبا مرگ لاله طی شد افسانهٔ بهاران
بی‌باوران عالم با چشم دل ببینیدآیینهٔ زمان است این پیر در جماران

چند شعر دیگری که از مرحوم مردانی در کتاب‌های درسی به چاپ رسیده:

  1. شعر " ای خدای بزرگ و هستی بخش " در دینی چهارم دبستان (تا قبل از تغییر نظام تحصیلی به شش، سه، سه)
  2. شعر" شب رفت و سپیده سر کشیده " در کتاب فارسی پنجم دبستان (تا قبل از تغییر نظام تحصیلی به شش، سه، سه)
  3. شعر "مادر ای مریم بزرگ زمان " در کتاب فارسی اول دبیرستان (در نظام تحصیلی شش، سه، سه)
  4. رباعی "بر دوش زمانه لحظه‌ها سنگین بود " در کتاب ادبات سوم دبرستان (تا قبل از تغییر نظام تحصیلی به شش، سه، سه)

منابع

پیوند به بیرون