اسلام و یهودیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Interreligious-Meeting - Mustafa Ceric - Herman Van-Rompuy-Marc-Schneier - Abdujalil Sajid - Brussels 2010.jpg

در زمان محمد، به یهودیان، بعنوان «ملت صاحب کتاب»، این حق داده شد که تحت «حکومت اسلامی» زندگی کنند و مذهب خود را داشته باشند. از دوره‌ای به دوره دیگر، و از نسلی به نسل دیگر، این شرایط تغییر می‌کرد. این مقررات به یهودیان امکان می‌داد که بعنوان «اهل ذمه» زندگی کنند،

هم‌زمان با هجرت محمد از مکّه به یثرب، سه طایفه یهود به نام‌های بنی‌قریظه، بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع در آن شهر زندگی می‌کردند؛ با ورود محمد به شهر یثرب، بعضی از یهودیان آیین اسلام را نپذیرفتند زیرا از دیدگاه ایشان پیامبری به بنی‌اسرائیل منحصر بود. گرچه در کتاب مقدس یهودیت پیشبینی ظهور پیامبر اسلام شده و از پیروان خود خواسته بود که به این دین بگروند. سرانجام به دلیل دسیسه چینی یهود علیه مسلمانان در جریان جنگ احزاب (با وجود اینکه قرارداد صلح بین مسلمانان و یهودیان منعقد شده بود و یهودیان متضمن شده بودند که با مسلمانان در صلح باشند و علیه شان دسیسه چینی نکنند) سه جنگ بین مسلمانان و یهودیان درگرفت و هر سه قبیله بنی‌قینقاع، بنی‌قریظه و بنی‌نضیر سرکوب شدند.[۱]

با این حال، محمد یهودیان را در انجام فرایض مذهبی خود آزاد گذاشت.

برخی مورخین بر این عقیده‌اند که جریان ثقیفه که پس از وفات پیامبر اسلام به وجود آمد، و موجب شد که خلافت جامعهٔ اسلامی بر خلاف دستور پیامبر از دست علی ابن ابی طالب خارج شود، بر اساس دسیسه چینی یهودیان بوده و یکی از عوامل اصلی در فراموشی غدیر و به وجود آمدن ثقیفه و در نتیجهٔ آن، دو دستگی مسلمانان به دو گروه شیعه و سنی، جاسوسی و دو به هم زنی یهودیان مدینه بوده است.

در زمان خلفای بعد از پیامبر[ویرایش]

پس از مرگ محمد و در زمان خلافت عمر بن خطاب، قلمرو حکومت مسلمانان گسترش یافت و بسیاری از یهودیان تحت حاکمیت مسلمین درآمدند. در دوره خلافت اسلامی، یهودیان و مسیحیان نزد مسلمین اهل ذمه و معاهد خوانده می‌شدند. ذمی‌ها به پرداخت جزیه مجبور بودند و از شهادت در محاکم، ممنوع بودند. در زمان هارون‌الرشید، ذمی‌ها مجبور بودند که جامه‌ای بپوشند که جدا از جامه مسلمانان بود که البته این از بدعت‌های عجیب و غریبی بود که در هیچ کجای اسلام به آن اشاره نشده است. با گسترش دین جدید و برخوردهای فرهنگی ناشی از آن، کم‌کم پیروان اسلام گسترش یافت تا جاییکه دیگر کمتر نشانی از غیر مسلمانان در کشورهای تصرف شده دیده می‌شد. حاکمان اسلامی برخورد سختی را با یهودیان، مسیحیان و پیروان سایر ادیان از خود نشان دادند و در گسترش دین خود خشونت زیادی به خرج دادند، حتی حداقل آزادی دینی را از آنان سلب کردند. (البته این دو مورد آخر که فقط در متون یهودیان معاصر دیده می‌شود، صرفاً ادعایی بوده که هیچ دلیل و سند تاریخی بر آن وجود ندارد و فقط ادعایی است که یهودیان در تلاشند تا آن را بدون هیچ سندی به همه بقبولانند و اسلام را دین خشونت نشان دهند)

و به ادعای متون غیر معتبر یهودیان معاصر، تمامی این عوامل موجب گسترش اسلام شد. یکی از بزرگترین برخوردهای اسلام و یهودیت که ضلع سوم آن مسیحیان بودند در زمان صلاح الدین ایوبی سردار بزرگ مسلمانان رخ داد. این برخورد چند جانبه بر سر بازستانی اورشلیم و فلسطین صورت گرفت که سرانجام به سلطه مسلمانان منجر شد. چگونگی این واقعه در فیلم پادشاهی آسمان ساختهٔ ریدلی اسکات به تصویر کشیده شده‌است.

در زمان معاصر[ویرایش]

در زمان معاصر یهودیت با انتشار هلوکاست و ایجاد مظلوم نمایی در صدد برآمد تا غصب سرزمین‌های فلسطینی و کشتارهای فجیعانهٔ فلسطینی‌ها (از جملهٔ آنها می‌توان به سلاخی مردم صبرا و شتیلا)را موجه نشان دهد، و با تبلیغات فراوان توانست این کار را به انجام برساند.

پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، نقش یهودیت در کارشکنی علیه دولت جمهوری اسلامی ایران مشهود است. از نمونه‌های آن می‌توان بهلابیگری علیه ایران در ایالات متحده و سازمان ملل برای تشدید تحریم‌هایی که هیچ‌گاه درستی ادعاهای مربوطه به آن اثبات نشد،[۲] مسلح سازی داعش برای جنگ با ایران،[۳] ترور دانشمندان هسته ای ایران[۴] و … اشاره کرد.

پانویس[ویرایش]

  1. سبحانی، جعفر. فروغ ابدیت. 
  2. «نقش لابی صهیونیستی در تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران». تابناک. 
  3. [www.rajanews.com/news/204267 «تسلیحات اسراییلی داعش در فلوجه»]. raja news. 
  4. [www.hamshahrionline.ir/details/156984 «ترور دانشمندان هسته‌ای ایران طی دو سال اخیر»]. همشهری آنلاین.