شأن نزول

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

شأن نزول یا اسباب النزول به علل و وقایع پیرامون نزول آیات قرآن اشاره دارد. در تفسیر قرآن، شأن نزول را می توان از طریق مطالعه محتوای آنها و مطالعه تاریخ صدر اسلام دریافت. در بعضی موارد، پرسش یا مسئله پیش از داده شدن پاسخ مطرح می‌شود، مثلاً گفته می‌شود: «از تو درباره ذوالقرنین می‌پرسند»[۱] و سپس پاسخ داده می‌شود. برخی دیگر از موارد نیاز به مطالعات تاریخی و جانبی دامنه‌داری دارد. در بسیاری از موارد هم میان مسلمانان (به‌ویژه از مذهب‌های مختلف) اختلاف نظر هست.

پیشینه سنت

آنگونه که برخی تاریخ‌نگاران، از جمله جبرئیل سعید رِینُلذز نشان می‌دهند، نخستین تلاش برای شماره‌گذاری سوره‌های قرآن، ناشی از نیازِ حقوقیِ دولت اسلامی برای استفاده از متن قرآن بوده که بر اساس آن باید هر سوره یک جای مشخص داشته باشد.[۲] نخستین تلاش‌ها منجر به شکل‌گیری تفسیرهای متاخر برای فهم متنِ موجود بر اساس مراحل زندگی محمد بوده است؛ در واقع از نظر این مفسران، زندگی محمد باید محورِ فهمِ متنِ موجود باشد.[۳] کمی بعدتر، یکی از نخستین تلاش‌ها برای فهمِ متنِ قرآن بر اساس ایجادِ روایتِ «شانِ نزول» در رساله‌ای منصوب به مقاتل بن سليمان (درگذشته ۷۶۷ ق) پیدا می‌شود. این رویکردِ تفسیرِ قرآن مبتنی بر اسبابِ نزول، در تفسیر ابن کثیر (درگذشته ۷۷۴ ق) نقش مهم‌تری می‌گیرد.[۴] این تلاش برای نظم‌مند کردن متنِ قرآن بر اساسِ تاریخی‌سازیِ مبتنی بر زندگی محمد به موضوعِ بحث در میان مفسران تبدیل می‌شود و تفاسیر مختلفی، گاهی بسیار متفاوت، انتشار پیدا می‌کند و سوره‌ها به سرعت به مکی و مدنی تقسیم شدند، بدون آنکه در برخی از موارد توضیح داده شود که دقیقاً تمایز بین آنها معرفی شود.[۵] از نظر گیوم دی نیز، مفسران، برای قابل فهم کردنِ مجموعه متونی که وجود داشته، سعی کرده‌اند متون گردآوری شده را بر اساس زندگی محمد و مراحل آن درک کنند.[۶] آنچه که امروزه به عنوان فهرست تاریخی رسمی در میان مسلمانان مورد قبول واقع شده‌است، فهرستی منصوب به جعفر صادق و بسیار نزدیک به فهرستِ ابن عباس که انتشارات مصر در سال ۱۹۲۴ به شکل گسترده‌ای آنرا منتشر کرد.[۷][۸] قرآن پژوهی همچون گیوم دی تاکید می‌کند که «قرآن متنی ترکیبی و مرکب است که باید مطابق یک تمایز زمانی وسیع‌تر از گاه‌نگاری بین سوره‌های مکی و مدنی فهمیده شود.»[۹]

سبب نزول

بیش‌تر مفسران فرقی میان سبب یا شأن قائل نشده‌اند و هر مناسبتی را که ایجاب کرده‌است آیه یا آیه‌هایی نازل شود، گاه سبب نزول و گاه شأن نزول گفته‌اند. در صورتی که میان این دو عبارت فرق است، از این جهت که شأن نزول اعم از سبب نزول است.[۱۰] کلا سه عامل سبب نزول بوده‌است.

۱. سؤال پیامبر: مانند اینکه محمد از خداوند مسئله اصحاب کهف را می‌پرسد و سورهٔ کهف نازل می‌شود.

۲. لزوم حکم از جانب خداوند: مانند صدور دستور روزه برای مسلمانان پس از هجرت آنان از مکه به مدینه: کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون ۱۷۹ بقره.

۳. وقوع حادثه: مانند نزول سوره مسد از سوی خداوند که از حادثه توطئه ابولهب و همسرش علیه محمد خبر داد.[۱۱]

به‌طور کلی تعداد ۱۵۰ نفر سبب نزول آیات و سوره‌ها بودند که شرح آن در اسباب نزول آمده‌است.[۱۲]

پانویس

  1. وَیَسْأَلُونَکَ عَن ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْکُم مِّنْهُ ذِکْرًا[۱۸–۸۳]
  2. Gabriel Said Reynolds, « Le problème de la chronologie du Coran », Arabica 58, 2011, p. 477-502. p.480.
  3. G.S. Reynolds, « Le problème de la chronologie du Coran », Arabica 58, 2011, p. 477-502. p.480-2.
  4. G.S. Reynolds, « Le problème de la chronologie du Coran », Arabica 58, 2011, p. 477-502. p.482-3.
  5. Amir-Moezzi M., "Le shi'isme et le Coran", Le Coran des historiens, t.1, 2019, p. 940.
  6. Guillaume Dye, Lieux saints communs, partagés ou confisqués : aux sources de quelques péricopes coraniques (Q 19 : 16-33), dans Isabelle Dépret & Guillaume Dye (éds), Partage du sacré : transferts, dévotions mixtes, rivalités interconfessionnelles, p. 55-6.
  7. G.S. Reynolds, « Le problème de la chronologie du Coran », Arabica 58, 2011, p. 477-502. p.485.
  8. R. Blachère, Introduction au Coran, p. 244.
  9. Dye G., « Pourquoi et comment », in G. Dye, A. Van Rompaey & C. Brouwer (Eds.), Hérésies : une construction d'identités religieuses, Bruxelles, 2015, p. 95.
  10. محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، مؤسسسه فرهنگی انتشاراتی التهمید، ص. ۹۷
  11. کتاب تاریخ قرآن ازحجتی کرمانی
  12. فرهنگ موضوعی ازفانی خرمشاهی

پیوند به بیرون

  1. «فهرست آیات دارای شأن نزول».