حجاب اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بسیاری از زنان مسلمان به شیوه‌های گوناگون موی سر و بخش‌هایی از بدن خود را می‌پوشانند؛ مقنعه، چادر، روسری، نقاب، و عبا از جمله حجاب‌های رایج در میان زنان مسلمان است.
یک بانوی مدل مسلمان که حجاب نوین را نمایش می‌دهد.
نقّاشی از یک زن مصری در سدهٔ نوزدهم میلادی که پوشش زنان آن عصر را نشان می‌دهد.
حجاب مگاواتی سوکارنوپوتری، رئیس‌جمهور سابق اندونزی
یک دختر دانشجوی دمشقی.
روسری به عنوان حجاب سر (مو) یک زن ایرانی در عصر حاضر.
یک عکس مشهور که در دفاع از حجاب به عنوان «عفّت» در ایران و مصر بسیار چاپ شده است.

حجاب اسلامی به پوشش‌های گوناگون زنان مسلمان گفته می‌شود و مفهومی برآمده از قرآن کریم و فقه اسلامی و ساخت یافته در فرهنگ اسلامی که ناظر به پوشش شرعی در مقابل نامحرم، بویژه برای زنان است. حجاب گاه برگرفته از احکام شرع و گاه مربوط به قراردادهای اجتماعی و شرایط موقعیتی فرد است.[۱] از دیدگاه فقها حجاب یکی از احکام اسلامی است و اصطلاحاً عبارت است از پوشاندن ضروری مو و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست (و گاهی دو پا) توسط زنان مسلمان (تنها در صورتی که کنیز نباشند[۲])، در برابر مردانی که طبق شریعت اسلامی نامحرم شمرده می‌شوند. دربارهٔ پوشش مردان نیز حداقل مقدار پوشش واجب حفظ عورتین است.خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> (). تونس (از سال ۱۹۸۱[۳] و در سال۲۰۱۱ برداشته شد) و ترکیه (از سال۱۹۹۷[۴]) تنها دو دولتی هستند که اغلب جمعیت آنها مسلمان هست و با اینحال پوشش حجاب را در مدارس دولتی، دانشگاه‌ها و اماکن اداری ممنوع کرده‌اند و در سوریه از سال ۲۰۱۰م پوشیدن نقاب در دانشگاه‌ها ممنوع شده است.[۵] این محدودیت در خلال انتفاضه مردمی در جنگ داخلی سوریه برداشته شد. از سوی دیگر، در حکومت‌های اسلامی مانند مراکش،[۶] محدودیت‌هایی نسبت به زنان محجبه وجود دارد چراکه حجاب را دلیلی بر اندیشهٔ سیاسی-اسلامی یا اصولی بر ضد حکومت سکولار می‌دانند.

پوشش و بویژه پوشش سر زن مسلمان، تبدیل به یک نشانه صریح بر وجود اسلام در اروپای غربی گشته است، این موضوع در تعدادی از حکومت‌ها، سبب اختلافات سیاسی و پیشنهادهای در رابطه با ایجاد محدودیت برای حجاب گشته است. پارلمان هلند قانون «منع پوشش صورت» را تصویب کرد این مقوله که تحت عنوان «منع برقع» تعریف می‌شود، فقط شامل برقع افغانی نمی‌شود. قوانین مشابهی نیز در فرانسه و بلژیک تصویب شده است.

حکومت‌های دیگری نیز هستند که به قوانین مشابه یا منع محدود می‌پردازند، برخی صرفاً شامل پوشش صورت مثل نقاب و برقع می‌شود و از برخی مربوط به لباس‌هایی می‌شود که رمز و نشانه اسلام هستند مثل خمار (مانند چادر).

اروپا[ویرایش]

افغانستان[ویرایش]

در ذیل حکومت طالبان پوشش برقع (نوعی نقاب) الزامی بود،[۷] این در حالی است که این مقوله، موضوعی رسمی و قانونی نیست بلکه همواره فشار اجتماعی شدیدی برای پوشش برقع وجود دارد و حامد کرزای متهم است که به خاطر راضی کردن سرکشان، از حقوق زنان عقب‌نشینی کرده است.[۸][۹]

بنگلادش[ویرایش]

قوانینی مبنی بر پوشش سر در این کشور وجود ندارد غالباً زنان در مناطق روستایی و تعدادی از زنان شهرنشین حجاب می‌کنند اما در زمان اخیر تعداد زنان محجبه افزایش یافته است.[۱۰] از زمان انتخاب حزب سکولار انجمن ملت در سال ۲۰۰۸م، قلع و قمع علیه زنان محجبه بیشتر شد و گزارش‌ها حاکی از تعرض، طرد و تنگناهای زیادی نسبت به زنان است. در این کشور حجاب نماد اسلام محسوب می‌شود لذا دولت بنگلادش به خاطر علاقه آن بر سکولار کردن بنگلادش چنین اقداماتی را انجام می‌دهد.[۱۱]

مصر[ویرایش]

نوال سعداوی در اوت ۲۰۱۶ بیان داشت که حجاب، عُرفی نادرست و از روی دین‌داری «اشتباه‌نگر» است و ارتباطی با دین یا اخلاقیات برتر ندارد. او همچنین اشاره کرد که پدرش خود از الازهر دانش‌آموخته و اسلام را خوانده، «در عمرش به من نگفت سرت را بپوشان… سر زن هیچ ارتباطی با اخلاقیات ندارد که پوشیده شود.»[۱۲]

گامبیا[ویرایش]

با توجه به حکومت سکولار این کشور، تعداد کمی از زنان این کشور محجبه هستند. در دسامبر ۲۰۱۵ رئیس‌جمهور یحیی جامه، این کشور را جمهوری اسلامی اعلام و حجاب را برای کارمندان زن اجباری کرد. این کشور در حال حاضر پس از موریتانی دومین جمهوری اسلامی در آفریقا به شمار می‌رود.[۱۳]

اندونزی[ویرایش]

اصطلاح «جلباب» در اندونزی برای مطلق حجاب بکار می‌رود.[۱۴] بر اساس قانون ملی و ایالتی اندونزی حجاب در مقوله‌ای اختیاری است.

حجاب پدیده‌ای نسبتاً جدید در اندونزی است این موضوع حتی قبل از تأثیر فرهنگ غربی نیز وجود داشته، بخش اعظمی از زنان اندونزیایی فقط برای ادای نماز حجاب می‌کنند یا در غیر نماز با تکه پارچه نازکی سر خود را می‌پوشانند.

در سال ۲۰۰۸م اندونزی بیشترین آمار مسلمانان دنیا را داشت، با این حال قانون «بانکسیلی اندونزیایی» زمینه حمایت مساوی از پنج دین را فراهم کرد که عبارتند از: اسلام، کاتولیک، پروتستان، بودایی و هندویسم، بدون اینکه دین حکومت یا دین رسمی مشخص کند.

در پاکستان[ویرایش]

در کشور پاکستان روزی با عنوان روز حجاب وجود دارد که این مراسم به همت شاخه زنان حزب «جماعت اسلامی پاکستان» انجام می‌شود.[۱۵]

در این روز زنان با برپایی تظاهرات در شهرهای مختلف از جمله اسلام‌آباد، کراچی و راولپندی خواهان نقش‌آفرینی جامعه بین‌المللی برای رفع ممنوعیت حجاب در برخی کشورهای اروپایی و ترویج این فرهنگ اسلامی در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی هستند.

آنان با اشاره به اینکه مسئله حجاب نه تنها در قرآن بلکه در کتب سایر ادیان الهی از جمله تورات و انجیل نیز آورده شده است، سیاست‌های دوگانه غرب در قبال این موضوع را مورد انتقاد قرار می‌دهند و می‌گویند که حجاب جزو حقوق اساسی یک زن به شمار می‌رود.

همچنین در این روز، پلاکاردها و پارچه نوشته‌هایی برای تأکید بر اهمیت حجاب در شهرهای مختلف پاکستان نصب می‌شود.

روز حجاب در بیشتر شهرهای بزرگ پاکستان برگزار می‌شود اما برگزاری این روز در اسلام‌آباد پایتخت این کشور جلوه بیشتری دارد و این مراسم توسط رسانه‌های مهم داخلی و خارجی پوشش خبری داده می‌شود.

در ایران[ویرایش]

قانون حجاب از سال ۱۳۶۳ در ایران با تصویب مجلس شورای اسلامی اجباری شد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن انتقاد صریح از «خشک مقدسی‌ها» با مردم، تأکید کرد: سخت‌گیری‌هایی است که در مسئله حجاب انجام دادند که برای جامعه مخصوصاً در زن‌ها حالت فرار درست کرد. پایگاه اطلاع‌رسانی هاشمی رفسنجانی گزیده پاسخ‌های وی به کیهان در سال ۸۲ را بازنشر کرده است که در آن متن می‌خوانید: هنوز فکر می‌کنم اگر ابتکار را دست بگیریم، توقعات خانم‌ها و جوان‌ها را شرعاً می‌توانیم تأمین کنیم و پیش خداوند هم حجت داریم. انقلاب اسلامی را هم می‌توانیم حفظ کنیم. لابد می‌دانید که رهبری در مقابل فشار همین سخت‌گیری‌ها یک بار فرمودند: «وجهی برای تحمیل چادر نمی‌بینم»[۱۶][۱۷]

پیشینه پوشاک زنان در کشورهای اسلامی[ویرایش]

در طول همهٔ اعصار و در بسیاری از تمدنها سطوح مختلفی از پوشش در شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است. در منابعی مانند تاریخ ویل دورانت، تاریخ اسلام پطروشفسکی، تاریخ اجتماعی ایران تألیف مرتضی راوندی و حتی منابع قدیمی‌تر مانند تاریخ یونان و دنیا اثر هرودوت که پیش از میلاد مسیح نوشته شده است گزارش‌ها حاکی از این است که زنان و مردان هنگام حضور در جامعه دارای اندکی از پوشش بوده‌اند. حجاب در این معنا تأسیس شده توسط اسلام نیست، اما دربارهٔ حدود آن همواره تفاوت‌هایی وجود داشته است.[۱۸]

در مقابل محققانی که پوشش سر را به اسلام یا سنت عربی نسبت می‌دهند، گروه دیگری از محققان معتقدند که حجاب مو جزو سنت‌های عربی و اسلامی نبود و پس از حملهٔ اعراب به سرزمین‌های دیگر و آشنا شدن آنان با سنت استفاده از پوشش سر توسط اشراف بود که این سنت به اعراب نیز انتقال یافت. لیلا احمد، استاد مطالعات زنان و مذاهب در دانشگاه هاروارد می‌گوید:

... پذیرفتن روسری از سوی زنان مسلمان نیز نتیجهٔ فرایند مشابهی از استحالهٔ نامحسوس در ارزش‌های سنتی مردمان سرزمین‌های فتح شده بود. ظاهراً روسری در جامعهٔ ساسانی مورد استفاده بود و جداسازی جنسیتی و استفاده از روسری در خاور میانهٔ مسیحی و ناحیهٔ مدیترانه در زمان ظهور اسلام کاملاً چشمگیر بود. در زمان حیات محمد، آن هم تنها در اواخر عمرش، همسران او تنها زنان مسلمانی بودند که به روسری نیاز داشتند. پس از مرگ او و در پی فتح سرزمین‌های همسایه‌ای که در آنها زنان طبقات بالای جامعه روسری به سر می‌گذاشتند، در فرایند استحاله‌ای که هیچ‌کس تا کنون با جزئیات از آن اطمینان نیافته، روسری به لباس رایجی در میان زنان مسلمان طبقات بالای جامعه تبدیل شد.[۱۹]

حجاب قبل از اسلام[ویرایش]

سنت در زمان پیامبر اسلام[ویرایش]

بنا بر دیدگاه رایج، زنان مسلمان در عصر پیامبر اسلام نوعاً حد پوشش مو و گردن و دست و پا را رعایت می‌کردند. این گونه پوشش در ادیان ابراهیمی قبلی نیز پوشش پسندیده بوده و اسلام در همان مسیر حرکت کرده است. مرتضی مطهری حجاب را امری می‌داند که در زمان پیامبر اسلام واجب و فراگیر شد و از عایشه همسر پیامبر اسلام نقل می‌کند که گفته بود: «مرحبا به زنان انصار. همین که آیات سورهٔ نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مثل سابق بیرون بیاید. سر خود را با روسری‌های مشکی می‌پوشیدند. گویی کلاغ روی سرشان نشسته است.»[۲۰] در مقابل، مخالفان وجوب این حد از پوشش، مدعی‌اند که حد پوشش شرعی زنان مسلمان در زمان پیامبر اسلام کمتر از این بوده است.[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴] حامیان این نظر معتقدند که به علت فقر، کمبود شدید پارچه و نبود امکانات دوخت و دوز، پوشش رایج در عصر پیامبر برای زنان و مردان بسیار حد اقلی بود. حامیان این نظر به روایات و احادیثی استناد می‌کنند که طبق آن‌ها بسیاری از مردان و زنان مسلمان (به خصوص مستمندان و بادیه‌نشینان) دامن‌های کوتاه می‌پوشیدند و به همین دلیل هنگام رکوع و سجده شرمگاهشان نمایان می‌شد،[۲۵] برهنگی عادی بود و پیامبر اسلام حتی به عموی خود توصیه می‌کرد که برهنه راه نرود،[۲۶] فقرایی بودند که خود را با پارچه‌ای کوچک می‌پوشاندند و جامعهٔ مسلمان به عنوان کفاره تشویق به پوشاندن آنان می‌شد،[۲۷] پیامبر اسلام زنان و مردان را از پوشیدن دامن‌های بلند که مایهٔ رشک مستمندان شود منع می‌کرد،[۲۸] زنان و مردان با هم و از ظروف مشترک وضو می‌گرفتند،[۲۹] و دستورهایی دربارهٔ استحمام نکردن زن و مرد در مکان مشترک از سوی پیامبر مطرح می‌شد.[۳۰]

به گفته این افراد پوشش در صدر اسلام نقش تعیین هویت اجتماعی داشته و از آنجا که ثروتمندان و فخرفروشان پوشش کامل‌تری داشتند پیامبر اسلام مکرراً مسلمانان را از زیاده‌روی در پوشش بازمی‌داشته. ترکاشوند به روایتی اشاره می‌کند که در چندین سند آمده است:

همسران پیامبر، از حضرت پرسیدند: دامن لباس را چقدر آویزان و دراز کنند. رسول خدا پاسخ داد: «یک وجب». همسران گفتند یک وجب کم است زیرا عورت از آن بیرون می‌زند. حضرت گفت یک ذراع (دو وجب). همسران دوباره گفتند در این صورت پاهایشان نمایان می‌ماند. پیامبر گفت «همان یک ذراع باشد و چیزی بر آن نیفزایید.»

وی می‌افزاید که موارد مشابه این روایت نیز در چند سند دیگر از جمله سنن الکبری، مسند احمد بن حنبل و سنن ابن ماجه آمده است.[۳۱]

به گفته این افراد، انداختن پارچه روی سر از رسوم برخی اعراب جاهلی بوده است اما در اسلام بر آن امر نشده است.[۳۲] مطابق این نظر سربرهنه شدن زنان در هنگام عزاداری در میان همهٔ قشرها عرب رایج بوده. طبق گزارش تاریخ یعقوبی، فاطمه دختر پیامبر اسلام در واکنش به خشونت و تهدیدی که بر سر مسئلهٔ خلافت نسبت به همسرش صورت گرفت، «بیرون آمد و گفت: به خدا قسم باید بیرون روید اگرنه مویم را برهنه سازم و نزد خدا ناله و زاری کنم. بر اساس گزارش تفسیر عیاشی، وی پس از اتمام حجت دست حسن و حسین را گرفت و به سمت قبر پدر حرکت کرد تا موی سرش را پریشان کند و به درگاه پروردگار ناله سر دهد.[۳۳] در گزارش دیگری نقل شده که زنان بنی هاشم پس از شنیدن خبر کشته‌شدن علی بن ابی‌طالب، با سرهای برهنه و موهای پریشان از خانهٔ خود خارج شدند. چندین روایت مشابه دربارهٔ حضور سربرهنهٔ عامدانهٔ زینب دخت علی در ملأ عام به نشانهٔ عزا و زاری وجود دارد.[۳۴]

به گفته محمدباقر بهبودی:[۳۵]

علت آن که قرآن مجید می‌فرماید: مراقب چاک لباس خود باشید. آن است که در عهد نزول قرآن مردم خصوصاً مردم جزیره العرب دو - سه متر پارچه نادوخته را مانند لنگ حمام به کمر می‌بستند تا عورت خود را ستر کنند. نام این قطعه لباس در زبان عرب آزار (بر وزن کتاب) است. در زبان عامیانه فارسی به آن بستن می‌گویند و در زبان آن بر روی هم قرار خواهد گرفت و مانند دامن زنانه ساتر خواهد بود ولی به هنگام راه رفتن و نشستن و برخاستن و خم و راست شدن چاک آن باز می‌شود و احیاناً عورت آدمی مکشوف می‌گردد از این روی قرآن مجید می‌فرماید: مراقب چاک دامن خود باشید که بازنماند و اگر چاک دامن دیگران باز بود از نظر دوختن به عورت آنان خودداری کنید و چشم خود را فرو بخوابانید

او می‌افزاید: «در زمان رسول خدا و در عهد امامان نیز بانوان اسلامی از لباسهای دوخته استفاده می‌کرده‌اند و پیراهن و بلوز و دامن و شنل می پوشیداند و گاهی شنل را روی دوشها می‌انداخته‌اند و سر خود را با مقنعه می‌پوشیده‌اند.»

حجاب کنیز[ویرایش]

در فقه شیعه و سنی پوشش موی سر بر کنیزان واجب نیست.[۳۶][۳۷][۳۸] در برخی روایات از امامان شیعه نیز، نه تنها حجاب سر بر کنیز واجب دانسته نشده، بلکه کنیزان از به کار بردن روسری و پوشش سر، بازداشته شده‌اند و توصیه شده است که آنان را حتی با کتک زدن، از این کار بازدارید تا از زنان آزاده متمایز گردند.[۳۹][۴۰] این رفتار (کتک زدن کنیز باحجاب) به محمد باقر نیز نسبت داده شده است.[۳۹]

مطابق رایی بسیار مشهور، بخشی از بدن کنیزان که موظف به پوشاندن آن بودند، مانند مردان از ناف تا زانو بود و ملزم به پوشاندن سینه، پستان، ساق و غیره نبودند.[۴۱] ترکاشوند این سخن را از وسائل الشیعهٔ حر عاملی از قول جعفر صادق و همچنین با واسطه از ابوحنیفه و پیروان شافعی نقل می‌کند.[۴۲]

خاستگاه فقهی حجاب[ویرایش]

متن قرآن[ویرایش]

در متن قرآن به زنان دربارهٔ نحوهٔ پوششش دستورهایی داده شده است. آیات ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور و آیهٔ ۵۹ سورهٔ احزاب به مسائل مربوط به پوشش زنان می‌پردازند. در آیه‌های ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور آمده:

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکی لهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصنَعُونَ(۳۰) وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضضنَ مِنْ أَبْصرِهِنَّ وَ یحْفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسائهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَت أَیْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِینَ غَیرِ أُولی الارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظهَرُوا عَلی عَوْرَتِ النِّساءِ وَ لا یَضرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(۳۱) (ترجمه: به مردان مؤمن بگو دیدگان خویش را از نگاه به زنان نامحرم بازگیرند و پاکدامنی ورزند که این برایشان پاکیزه‌تر است، زیرا خدا از کارهایی که می‌کنید آگاه است (۳۰) و به زنان باایمان بگو چشم از نگاه به مردان نامحرم فروبندند و پاکدامنی کنند و زینت خویش را جز آنچه که طبعاً از آن آشکار است آشکار نسازند و باید که روپوش‌هایشان را به گریبان‌ها کنند و زینت خویش را نمایان نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدران یا پدر شوهران یا پسران یا پسر شوهران یا برادران یا خواهرزادگان یا برادرزادگان یا زنان (همجنس خود) یا آنچه مالک آن شده‌اند یا خدمتکاران مرد که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پای خویش را [به گونه‌ای] به زمین بکوبند که آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود. ای گروه مؤمنان همگی به سوی خدا توبه برید شاید رستگار شوید.)[۲۴–۳۰ و ۳۱]

بنا بر دیدگاه رایج عبارت «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن» (ترجمه: باید روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند) حدود پوشش را برای زنان مشخص می‌کند. مطهری از قول ابن‌عباس در تفسیر این آیه نقل می‌کند که یعنی «زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.» مطهری همچنین از تفسیر مجمع البیان طبرسی در توضیح این آیه نقل می‌کند که «زنان قبلاً روسری‌ها را به پشت سر می‌افکندند و سینه‌هایشان پیدا بود».[۴۳][۴۴]

محمد حسین طباطبایی مفسر قرآن در این رابطه می‌نویسد:[۴۵]

کلمه (خمر) به دو ضمه - جمع (خمار) است، و خمار آن جامه‌ای است که زن سر خود را با آن می‌پیچد، و زاید آن را به سینه اش آویزان می‌کند؛ و کلمه (جیوب) جمع جیب - به فتح جیم و سکون یاء است که معنایش معروف است، و مراد از جیوب، سینه‌ها است، و معنایش این است که به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه‌ها را به سینه‌های خود انداخته، آن را بپوشانند.

محمدباقر بهبودی پژوهشگر دینی در شرح این آیه می‌نویسد:[۳۵]

قرآن مجید فرمان می‌دهد که: خانمها خمار خود را بر سر و بر خود نپیچند که هنگام راه رفتن و حرکت دادن دستها بلغزد و باز شود بلکه مانند شنل بر سر بیندازند و زیر گلو گره بزنند یا کوک بزنند یا سنجاق بزنند تا در هنگام حرکت دستها خمارشان روی شانه‌ها نلغزد و سر و بر آنان مکشوف نگردد. با پوشیدن خمار یا شنل که تا روی دامن بیاید طبیعی است که دستها تا نیمه ساعداز زیر آن خارج خواهد ماند و فقط قسمت بالای ساعد که گوشتین است مانند ساق پا مستور می‌شود ولی همان تقوایی که در باب آزار و دامن ایجاب می‌کرد تا آن را بلندتر تهیه نمایند که در حال خم و راست شدن بالا نجهد و ساق گوشتین زن عریان نشود دراین جا هم ایجاب می‌کند که خمار و شنل چندان بلند و عریض باشد که در حال خم و راست شدن فاصله شنل با دامن مکشوف نگردد و بالای ناف و به موازات آن پهلو و پشت عریان نشود که دراین صورت ساعد دستها تا حدود مچ نیز در زیر خمار و شنل مستور خواهد گشت. باز براساس استثنائی که دارد اگر در حال حرکت دستها قدری بالا برود و تا نیمه ساعد عریان شود اشکال نخواهد داشت.

برخی نویسندگان در مفروض بودن وجوب پوشیدن خمار (یا مانند آن) در این آیه، هم در پوشانده شدن موی سر توسط خمار تشکیک می‌کنند.[۲۳][۴۶][۴۷] امیرحسین ترکاشوند می‌گوید:

استنباط لزوم پوشش مو از راه قهری بودن استتارش در پی پوشش گردن و سینه، در نهایت ضعف و سستی است. از آن گذشته، شرعی قلمداد شدن استفاده از سرانداز در پیش از نزول آیه نیز نادرست است زیرا هیچ آیه‌ای پیش از این آیه (و حتی پس از آن) دال بر لزوم استفاده از خمار و سرانداز نشده… به این ترتیب آیه در این عبارت خمار و سرانداز را به عنوان دم‌دست‌ترین وسیله… انتخاب کرده تا زنان به آن وسیله جَیب و سینه را بپوشانند.[۴۸]

آیهٔ دیگری که در آن به مسئلهٔ پوشش زنان مسلمان پرداخته شده، آیهٔ ۵۹ سورهٔ احزاب است. در این آیه از زنان پیامبر اسلام و زنان مؤمنان خواسته می‌شود که جلباب‌های خود را بر خویش فروافکنند، تا شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ۚ ذٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (۵۹) (ترجمه: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب‌ها [= روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند). خداوند همواره آمرزنده رحیم است)[۳۳–۵۹]

دربارهٔ میزان پوشانندگی جلباب و امکان نتیجه‌گیری پوشش مو از آیه استدلال موافقان و مخالفان مشابه مورد قبلی است. علاوه بر این، یکی از مسائل مطرح شده حول این آیه عبارت «أن یعرفن فلایؤذین» (ترجمه: تا شناخته شوند و آزار نبینند) است. مرتضی مطهری می‌نویسد:

مفسرین گفته‌اند که گروهی از منافقین اوایل شب که هوا تازه تاریک می‌شد در کوچه‌ها و معابر مزاحم کنیزان می‌شدند. البته برای کنیزان چنان‌که گفتیم پوشاندن سر واجب نبوده است. گاهی از اوقات این جوانان مزاحم و فاسد متعرض زنان آزاد نیز می‌شدند و بعد مدعی می‌شدند که ما نفهمیدیم که آزاد است و پنداشتیم که کنیز است؛ لذا به زنان آزاد دستور داده شد که بدون جلباب یعنی در حقیقت بدون لباس کامل از خانه خارج نشوند تا کاملاً از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد مزاحمت و اذیت قرار نگیرند. بیان مذکور خالی از ایراد نیست زیرا چنین می‌فهماند که مزاحمت نسبت به کنیزان مانعی ندارد.

نویسندگانی از جمله نبیل فیاض، با استناد به همین آیه و تفاسیرش حجاب را دستوری برای تشخیص داده شدن طبقات اجتماعی از یکدیگر دانسته‌اند، نه امری شرعی برای حفظ عفاف عمومی. فیاض برای نشان دادن اهمیت نقش طبقاتی حجاب به روایاتی استناد می‌کند که مطابق آنها خلیفهٔ دوم عمر بن خطاب کنیزان را از پوشیدن روسری منع می‌کرد.[۳۷]

احادیث نبوی[ویرایش]

مشهورترین روایتی که از پیامبر اسلام دربارهٔ پوشش اعضای بدن زنان وجود دارد، روایتی‌ست که از چند طریق با جزئیات متفاوت نقل شده و در آن پیامبر اسلام در خانه در حضور همسرش (عایشه یا ام سلمه) از پوشش زنی (اسماء یا دختری تازه‌بالغ) ابراز نارضایتی می‌کند و می‌گوید تنها موضع قابل کشف برای زنان صورت (یا صورت و دو دست) است. در صحت این حدیث اختلاف نظر وجود دارد. برای نمونه، نگارندهٔ سنن ابوداوود خود به ضعیف بودن منبع این حدیث اشاره کرده، چرا که راوی حدیث، خالد بن دریک، که حدیث را بی‌واسطه از قول عایشه نقل کرده، هرگز عایشه را ندیده است.[۴۹] گفتنی‌ست برخی فقهای مخالف وجوب حجاب، موی سر را جزو بدن ندانسته و در نتیجه چنین احادیثی را دال بر وجوب ستر راس نمی‌دانند.[۴۶]

در منابع حدیثی شیعی نیز چند حدیث از پیامبر اسلام در تأکید بر پوشش زنان وجود دارد.[۵۰] عبدالحسین خسروپناه به روایتی در مجمع البیان طبرسی استناد می‌کند که مطابق آن پیامبر اسلام لباس زنان در برابر مرد نامحرم را «درع» و «خمار» و «آزار» و «جلباب» معرفی می‌کند.[۵۱] در روایت دیگری در متون شیعی، پیامبر اسلام پیش از ورود به خانهٔ فاطمه به همراه مرد نامحرم، او را به پوشیدن چیزی بر سر امر می‌کند.[۵۲]

امیرحسین ترکاشوند معتقد است که روایت «زن عورت است» از پیامبر اسلام، تاثیرگذارترین عبارت دینی بر روی حجاب بانوان است و با اشاره به سخنان فقهایی از جمله علامه حلی و صاحب جواهر می‌گوید که این حدیث از سوی فقها اساس و مبنای داوری قرار گرفته است. وی با وارد کردن اشکال‌های متعدد به سند این حدیث، خاطرنشان می‌کند که این حدیث در تمام حدود بیست منبع اولیه‌ای که در آنها ذکر شده، مشتمل بر موارد دیگری است که زن را به ماندن در خانه ترغیب می‌کنند و بهترین جا برای زن را پستوی خانه می‌دانند و در نتیجه این حدیث را غیرقابل اعتماد می‌داند.[۵۳] گروه دیگری از فقها هم در صحت این حدیث و هم در دلالت آن به وجوب پوشش اعضای بدن، و به خصوص مو، تشکیک کرده‌اند.[۴۶] سوزنچی ضمن دفاع از سند این حدیث، تأثیرگذاری جدی آن در استنباط وجوب حجاب از سوی فقها را رد می‌کند.[۵۴]

روایات متعارضی دربارهٔ حجاب از امامان شیعه وجود دارد[۴۶][۵۵] و فقیهان مخالف و موافق حجاب در تعریف فعلی، به موارد مختلفی از این احادیث استناد کرده‌اند.

احادیث متمایل به پوشش بیشتر[ویرایش]

طبق چند حدیث از امامان شیعه، بخشی از بدن زن که مجاز است که آشکار باشد تنها وجه و کفین (صورت و دو دست) است.[۵۶] گفتی است که برخی پژوهش‌گران مخالف حجاب، این احادیث را دلیل کافی برای وجوب پوشش مو نمی‌دانند چون مو را جزو بدن زن نمی‌دانند.[۴۶] اما علاوه بر این احادیث، احادیث دیگری از امامان به شکل صریح‌تر به وجوب پوشش مو اشاره می‌کنند.[۵۷] در روایات دیگری نیز پوشش موی سر در سخنان نقل شده امامان شیعه مفروض دانسته می‌شود و به چند و چون آن پرداخته می‌شود.[۵۸]

قتاده می‌گوید: از رسول خدا حدیث آمده است که فرمود: هیچ خانمی که خدا و روز جزا را باور کرده است حق ندارد دست خود را از زیر خمار خود بیرون بیاورد مگر تااین جا. با دست خود نیمه ساعد اشاره کرد.[۳۵][۵۹]

امه سلمه همسر رسول خدا می‌گوید: من خدمت رسول خدا صلوات الله علیه بودم. میمونه زوجه دیگر رسول خدا هم حاضر بود. ابن ام مکتوم دائی زاده حضرت خدیجه وارد شد. رسول خدا فرمود: بروید و پشت پرده بنشینید. ما گفتیم: یا رسول‌الله! مگراین مرد نابینا نیست؟ رسول خدا گفت: او نابیناست ولی شما که نابینا نیستید.[۳۵][۶۰]

احادیث متمایل به پوشش کمتر[ویرایش]

در مقابل، روایاتی با رویکرد آسان‌گیرانه‌تر دربارهٔ پوشش و نگاه وجود دارد. افرادی چون مسلم خلفی و امیرحسین ترکاشوند با ذکر این احادیث کوشیده‌اند نگاه مسلط فعلی به حجاب که آن را حد اکثری و برای حفظ زن از نگاه لذت‌جوی نامحرم معرفی می‌کند، زیر سؤال ببرند. مسلم خلفی حدیثی را نقل می‌کند که در آن علی بن سوید می‌گوید به امام موسی کاظم عرض کردم من به نگاه کردن زنی زیبا مبتلا شده‌ام و نظر به وی، مرا به تحسین وادار می‌کند. امام فرمود: اگر خداوند صداقت را در نیت تو بیابد، اشکالی ندارد. سند این روایت غیرقابل خدشه خوانده شده است.[۴۶]

گروهی معتقدند دوران امامان شیعه نیز همچنان وجود روسری ناشی از عرف و تشخص و اعتبارات اجتماعی بود نه مربوط به حجاب شرعی و در کوشش برای اثبات این ادعا ا به احادیثی در وسائل الشیعه از امامان شیعه، محمد باقر و جعفر صادق اشاره می‌کند که طبق آنها زنان در صورتی که روسری‌شان را پیدا نکنند می‌توانند بی‌حجاب در برابر مرد نامحرم ظاهر شوند و همچنین می‌توانند بی‌حجاب نماز بخوانند.[۶۱]

گروه دیگری از احادیث به میزان لازم برای پوشش زنان در هنگام نماز اشاره دارند. گرچه ستر صلاتی و ستر در برابر بیگانه دو مقوله جدا از هم می‌باشند، اما دلایل مورد استناد در هر حوزه بسیار شبیه و نزدیک به هم است. برخی فقها به تلازم بین این دو اعتقاد دارند. حتی گاهی در ستر صلاتی سخت گیری بیشتری شده است.[۴۶] بنا بر حدیثی از امام صادق، زن مسلمان آزاد اشکالی ندارد که بدون پوشش سر نماز بخواند.[۶۲] برخی فقها از جمله مقدس اردبیلی از این حدیث به عنوان موثقه تعبیر نموده‌اند.[۴۶] این حدیث با تفاوت‌های جزئی به شکل‌های دیگر نیز از امام صادق نقل شده است.[۴۶]

احمد پاکتچی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با جمع‌بندی احادیث در این زمینه به این نتیجه می‌رسد که:

دربارهٔ درع و خمار و آزار -که حجابی پوشش محور بوده- ضرورت داشته است که به اندازه کافی ضخیم باشد که پوست و مو از خلال آن دیده نشود. از همین روست که در روایات پرشمار از استفاده از پارچه‌هایی شفافی مانند قباطی چه در رویارویی با نامحرم و چه در نماز نهی شده است.

به گفته پاکتچی در مورد جلباب که حجابی بوده است که به منظور بازشناسی و نه پوشش مورد استفاده قرار می‌گرفته چنین محدودیتی دیده نمی‌شود. به علاوه به گفته وی وجه غالب روایات پوشش صورت (نقاب) را برای زن لازم نمی‌دانند.[۱]

حد پوشش نزد شیعیان[ویرایش]

براساس قرآن و فتواهای مراجع تقلید شیعه، زنان و مردان هرکدام وظیفه‌هایی دارند که در برخی موارد میان فقها اختلاف هست. این حد در میان فتاوی مشترک است که مرد و زن باید عورتهایشان را در هر شرایط از هرکس به جز همسرشان بپوشانند، مگر در شرایط اجباری مانند هنگامی که برای دستشویی نیاز به کمک داشته‌باشند که احکام خاص خود را دارد.

طبق نظر مراجع تقلید معاصر شیعه، زنان باید همهٔ بدنشان از جمله همهٔ موی سر، تن و پایشان را از مردان نامحرم بپوشانند، ولی می‌توانند گردی صورت و دست‌ها را از مچ به پایین باز بگذارند. در مورد لزوم پوشش پاها از مچ به پایین، هنگام نماز واجب نیست، اما از دید نامحرم باید پوشیده باشد. احکام دربارهٔ مردان نیز اختلافی است. برخی مراجع تقلید معاصر افزون بر حد مشترک می‌گویند مردان باید تن و جاهای نامتعارف بدنشان را از زن نامحرم بپوشند. مثلاً به فتوای آنها مردان نمی‌توانند پیش زن نامحرم پیراهن آستین‌کوتاه بپوشند یا با شلوارک‌های ورزشی ظاهر شوند. احکام نگاه کردن نیز بسیار اختلافی است ولی طبق فتوای مراجع تقلید معاصر، به جز زن و شوهر به طور کلی هیچ‌کس نباید به قصد لذت به دیگری -محرم یا نامحرم و زن یا مرد- نگاه کند.

حجاب از نظر فقهای پیشین شیعه[ویرایش]

در اکثر منابع فقهی گذشته، از اعضایی از بدن که لازم بود «در نماز» (ستر صلاتی) و «در برابر نامحرم» پوشانده شوند با نام «عورت» یاد می‌شده و معمولاً احکام یکسانی برای پوشش در این دو وضعیت مطرح می‌شده.[۴۶] مرتضی مطهری می‌گوید:

ظاهراً اختلافی نیست در این که ستر صلاتی و غیر صلاتی از نظر مقدار و حدود پوشش با هم تفاوت ندارند… آنچه در نماز باید پوشیده شود همان است که در مقابل نامحرم باید پوشیده شود؛ و شاید اگر بحثی باشد در این است که آیا در نماز، زائد بر آنچه در مقابل نامحرم باید پوشیده شود لازم است پوشیده شود یا نه. اما در این که آنچه درنماز لازم نیست پوشیده شود، در مقابل نامحرم نیز لازم نیست پوشیده شود، بحثی نیست.

[۶۳]

شیخ جواد مغنیه، همین توافق بر سر یکسان بودن ستر صلاتی و غیر صلاتی را به کل علمای اسلام نسبت می‌دهد.[۶۴] البته گاه فقیهانی نیز بوده‌اند که احتمال به وجود تفاوت میان این دو سطح از پوشش داده‌اند. به هر روی، اکثر فقها در ذیل موضوع پوشش در هنگام نماز به حدود پوشش زنان پرداخته‌اند. گفتنی‌ست که در آرای به جا مانده فقیهان گذشته در این باره بعضاً تفاوت‌های فاحشی با آرای فقهای امروز دارد.

مخالفان وجوب حجاب معتقدند ابن جنید اسکافی، فقیه شیعهٔ بزرگ قرن چهارم، تنها پوشاندن عورتین (پشت و جلو) را برای زن مسلمان آزاد واجب می‌دانسته.[۲۳][۴۶][۶۵][۶۶] اما برخی از موافقان حجاب این ادعا را رد می‌کنند.[۶۷] ترکاشوند مدعی است تا پیش از قرن هشتم، به طور کلی فقهای شیعه معمولاً جز در موارد خاص سخنی دربارهٔ وجوب یا عدم وجوب پوشاندن مو به طور خاص (چه در نماز و چه خارج از آن) نمی‌گفتند.[۶۸] به گفتهٔ وی حتی صاحب جواهر، هنگام برشمردن موافقان پوشش مو، از هیچ فقیهی که پیش از شهید اول و قرن هشتم باشد نام نمی‌برد.[۶۹] عاملی، صاحب مدارک، (اوایل قرن ۱۱ ه. ق) دربارهٔ ستر صلاتی می‌گوید:

آگاه باش که در عبارت محقق حلی و نیز در کلام اکثر فقهای شیعه، نه تنها به وجوب پوشش موی سر پرداخته نشده، بلکه از ظاهر عبارت چنین بر می‌آید که پوشاندنش لازم و واجب نیست زیرا مو جزو جسد و بدن به حساب نمی‌آید.

[۷۰]

پس از مطرح شدن مسئلهٔ پوشش مو در میان فقهای شیعه، بسیاری از فقهای بزرگ شیعه، از جمله محقق سبزواری،[۷۱] ملا محسن فیض کاشانی،[۷۲] عاملی صاحب مدارک[۷۰] و مقدس اردبیلی[۷۳] در نوشته‌های فقهی خود دلایل موجود در حدیث و آیات را برای وجوب پوشش موی سر (بعضی در هنگام نماز و بعضی بدون قائل شدن به تفکیک) کافی ندانسته‌اند. با گذر زمان از اواخر دورهٔ صفوی به بعد تصریح علمای شیعه به واجب بودن پوشش مو (و گردن و برخی اعضای دیگر بدن) بیشتر شد. ترکاشوند می‌گوید ملا احمد نراقی، فقیه بزرگ دورهٔ قاجار، پوشاندن موی بیرون مانده از روسری را در هنگام نماز (بدون ذکر فتوای جداگانه برای حالت خارج از نماز) برای زنان واجب نمی‌دانست.[۷۴] سوزنچی انتساب این موضع به شخص نراقی را رد می‌کند و معتقد است که نراقی تنها توضیح داده که بدون اتکا به اجماع وجوب پوشش بیش از این حد قابل اثبات نیست.[۷۵]

از میان محققان شیعه، تنها احمد قابل[۶۵] صراحتاً وجوب حجاب را رد کرده است و محسن کدیور نیز آن را به شدت زیر سؤال برده است.[۲۳] سایر فقهای معاصر شیعه و تمامی مراجع تقلید شناخته شده، حجاب تمام بدن و موها به جز صورت و دو دست را برای زن مسلمان غیرکنیز واجب می‌دانند.

حجاب از دیدگاه مخالفان[ویرایش]

برخی از مخالفان حجاب و به خصوص اجباری بودن آن، واجب نبودن حجاب بر کنیز را گواهی بر این نکته می‌گیرند که هدف از فرمان حجاب رعایت امنیت جنسی جامعه نبوده، چرا که کنیزان نیز، حتی گاهی بیش از زنان آزاد عرب، دارای جذابیت جنسی بودند.

گروه دیگری از مخالفان حجاب که به کارکرد جنسیتی آن معتقدند، ادعا می‌کنند که «حجاب زنان را تبدیل به یک شئ»[۷۶] می‌کند. برخی این گفته که حجاب برای محافظت زن است را در تناقض با قانون شیعی ازدواج موقت می‌دانند.[۷۷] و در بدترین حالت حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان می‌دانند.[۷۸] به گفته مخالفان حجاب: از دیدگاه فلسفهٔ حجاب، زن سرچشمهٔ تهییج شهوت‌های جنسی مردان است[۷۹]

به علاوه گفته می‌شود که در سینمای هند (که نشان دادن برهنگی تا اندازه‌ای مجاز است) از حجاب بعنوان نوعی وسیله برای تهییج جنس مخالف استفاده می‌شود.[۸۰]

حجاب از دیدگاه موافقان[ویرایش]

گروهی از مسلمانان ادعا دارند حجاب وسیله‌ای برای محدود کردن زن به خانه نیست بلکه حجاب وسیله‌ای برای حضور سالم زن در اجتماع است.[۸۱] ضرورت دیگر وجود حجاب از دیدگاه بسیار ی از مسلمانان محدود کردن ارضای میل جنسی به محیط خانواده برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری در جامعه است.

از نظر مرتضی مطهری:[۸۲]

اگر بی‌حجابی تمدن است پس حیوانات از همه متمدن تر هستند.

علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنانکه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرائی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی می‌شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهای بدن نما و آرایشهای تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‌خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

از نظر جوادی آملی، قرآن وقتی دربارهٔ حجاب سخن می‌گوید، می‌گوید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند؛ بنابراین، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز می‌داند.[۸۳] حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد، نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش است. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است و خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد.[۸۲]

به گزارش ایسنا، احمد جنتی در خطبه‌های یکی از نمازجمعه‌های تهران دربارهٔ حجاب اعلام داشت که، حجاب نقش اثر گذاری در جامعه دارد و تنها مسئله‌ای شرعی نیست، چراکه حجاب فلسفه دارد که جلوی حرام‌زادگی را می‌گیرد.[۸۴]

مرتضی مطهری، دانشمند و فیلسوف اسلامی، استحکام خانوادگی را یکی از مهم‌ترین دلایل عقلی حجاب می‌داند، او معتقد است برهنگی و نبود پوشش مناسب عامل آزادی روابط جنسی و در نتیجه ولنگاری و بی بندوباری جنسی است و همین موجب تضعیف روابط زوجین شده و زندگی آن‌ها را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد[۸۵] او می‌گوید:

تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می‌کند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می‌شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت، و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد و آنها را ملزم می‌سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می‌بخشد.[۸۵]

یکی از دلایل عقلی حجاب از نظر اندیشمندان اسلامی، مسئله آزادی فکر است، از آنجا که یکی از ویژگی‌های شخصیتی زنان، توجه به ظاهر و آراستگی خود می‌باشد، نبود پوشش مناسب موجب ایجاد مشغولیت ذهنی برای زنان شده و آنان را درگیر ظاهر خود می‌کند، از طرفی برهنگی تأثیر بسیاری در تحریک شهوت داشته و مسلم است که وقتی افراد درگیر شهوت خود باشند، دچار مشغولیت فکر شده و از آزادی فکر جهت نیل به اهداف علمی و انسانی بازمی‌مانند.[۸۶]

دین اسلام با ضروری دانستن حجاب، از اینکه زن تنها وسیله‌ای برای رفع شهوت باشد، جلوگیری کرده است، مرتضی مطهری در تفسیر آیه («ذلِک ادْنی انْ یعْرَفْنَ فَلایؤْذَینَ)می‌گوید: این کار (حفظ پوشش) برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی‌دهند بهتر است و درنتیجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر می‌گردد.[۸۷]

عبدالله جوادی آملی، با اشاره به آیه <<ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین[۸۸]>> می‌گوید:

حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند[۸۹]

یکی از دلایلی که برای ضرورت حجاب مطرح شده است، موضوع محفوظ بودن چیزهایی است که گرانبهاتر هستند، خطبای اسلامی همواره با تمسک به این موضوع، بحث حجاب را مطرح می‌ساخته‌اند، در مبحث حجاب سید ابوالحسن مهدوی آمده است:

عقل می‌گوید هر شخص یا شی، هر چه ارزشمندتر باشد، باید محفوظ‌تر باشد؛ مثلاً چرا هزار نیروی امنیتی، از فلان رئیس جمهور دنیا حفاظت می‌کنند؟ آیا با این حفاظت، او را محدود می‌کنند؟ نه! اتفاقاً با این کار به او آزادی می‌بخشند تا بتواند بدون مزاحمت و خطر به وظیفهٔ اصلی‌اش که اداره کشور است، بپردازد![۹۰]

اندیشمندان دینی، با اشاره به اینکه حجاب یکی از میراث ملی ایران و در دوران قبل از اسلام وجود داشته است، همواره بر حفظ حجاب به عنوان یک فرهنگ صحیح ملی و ایرانی تأکید داشته‌اند. ویل دورانت ، پژوهشگر آمریکایی می‌گوید:

در نقش‌هایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی‌رسد[۹۱]

همچنین بنفشه حجازی، پژوهشگر تاریخ زنان ایران، در کتاب زن به ظن تاریخ، می‌نویسد:

لباس‌های زنان در دوره اشکانی پیراهنی بلند تا به روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین دار یا بدون آستین و یقه راست بوده است، پیراهنی دیگر داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند، قد این نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است، روی این دو پیراهن، چادری سر می‌کرده‌اند. زنان عهد ساسانی گاهی چادر گشاد پرچین به سر می‌کردند که تا به وسط ساق پا می‌رسیده است.[۹۲]

سید ابوالحسن مهدوی معتقد است، نوع پوشش می‌تواند تأثیر زیادی در حفظ یا نابودی اصل حیا داشته باشد. او می‌گوید رابطه حیا و پوشش مانند رابطهٔ شاخ و برگ با ریشهٔ درخت است؛ ریشه، باعث به وجود آمدن شاخ و برگ و همچنین شاخ و برگ موجب محکم شدن ریشه می‌گردد. او با بیان این مثال می‌گوید؛ حیا، نیازِ به پوشش را در وجود شخص پدیدار و پوشش موجب استحکام و تقویت حیا می‌شود.[۹۳]

سید ابوالحسن مهدوی می‌گوید وقتی بی‌بندوباری جنسی، بی‌حجابی و درنتیجه فضای شهوت‌رانی در جامعه عادی شود، طبیعی است که درصد زیادی از مردان، درگیر شهوت‌پرستی در فضایی غیر از خانه خواهند شد و کم‌کم ویژگی‌های اخلاقی خود ازجمله غیرت را از دست خواهند داد، با این شرایط وقتی همسر آن‌ها وسیله‌ی کام‌جویی و مزاحمت دیگران قرار گیرد و دست و نگاه‌های آلوده متوجه او شود، نه‌تنها ناراحت نمی‌شوند بلکه لذت می‌برند و افتخار هم خواهند کرد تا جایی که شاید برنشان دادن زیبایی‌های همسر خود به دیگران اصرار هم بورزد. او معتقد است پوشش کامل می‌تواند تقویت‌کننده‌ی صفت غیرت و عامل پاسداری و محافظت مرد از ناموس خود باشد و در مقابل بی‌حجابی و بی‌بندوباری تأثیر زیادی در نابودی غیرت و بی‌توجهی مردان نسبت به ناموس خود خواهد گذاشت.[۹۴]

محسن قرائتی در تفسیر سوره حجرات می‌گوید:

زنان ودخترانی که به اسم آزادی، به هر شکلی خود را در مَعرَض دید دیگران قرار می‌دهند، اگر چند دقیقه (تنها چند دقیقه) با خود فکر کنند، حتّی اگر مسلمان نباشند، عقل و علم ایشان، آنان را به سوی پاکی و عفّت و پوشش دعوت خواهد کرد.

او ۱۷ پیامد برای نبود حجاب عنوان می‌کند: ۱- سوءظن نسبت به آنان، ۲- توطئه برای ربوده شدن آنان، ۳- گسستن نظام خانواده، ۴- تحریک‌های نابجا و به هم خوردن تعادل روحی، ۵ - گرایش به خودنمائی و تجملات، ۶- ضربه علمی به دانشجویان و از بین بردن تمرکز فکری آنان نسبت به درس و مطالعه، ۷- خجل کردن افراد بی‌بضاعتی که توان تهیّه این گونه لباس و تجمّل را ندارند، ۸ - ضربه اقتصادی، زیرا به جای دقّت در کار، به هوسبازی سرگرم می‌شوند، ۹- به ناکامی کشاندن زنان و دخترانی که شکل و رویِ در خور توجّهی ندارند، ۱۰- ایجاد دغدغه برای والدین، ۱۱- راضی کردن هوس‌بازان، ۱۲- پیدایش رقابت‌های منفی، ۱۳- فرار از خانه، ۱۴- پیدایش اطفال نامشروع، ۱۵- بروز امراض مقاربتی، ۱۶- پیدا شدن امراض روانی، ۱۷- پیش آمدن مسائلی از قبیل سقط جنین، خودکشی یا دیگرکشی یا حمله به دیگران و حوادث رانندگی و…[۹۵]

کشورهای دارای حجاب اجباری[ویرایش]

شماری معدود از کشورهای اسلامی رعایت حجاب را در برخی از نقاط کشور خود اجباری اعلام کرده‌اند. در این زمینه می‌توان به کشورهای زیر اشاره نمود:

عربستان سعودی[ویرایش]

اندونزی[ویرایش]

در استان آچه اندونزی زنان مسلمان نیاز به داشتن حجاب در عموم دارند.[۹۶]

گامبیا[ویرایش]

دولت گامبیا دستور داده است زنانی که کارمند دولت هستند باید در محل کار روسری سرشان کنند.[۱۳]

ایران[ویرایش]

پس از انقلاب ایران، نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی با اجباری شدن حجاب، مخالفت برخی صاحب‌نظران را برانگیخت. برای نمونه محمود طالقانی پس از اعلام اجباری شدن پوشش سر برای زنان در ادارات دولتی توسط روح‌الله خمینی به موضع‌گیری علیه آن پرداخت. روزنامهٔ اطلاعات به نقل از وی در شماره ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ نوشت.[۹۷][۹۸]

«... ساخته من و فقیه و دیگران نیست؛ این نص صریح قرآن است. آن قدری که قرآن مجید بیان کرده، نه ما می‌توانیم از حدود آن خارج شویم و نه زنانی که معتقد به این کتاب بزرگ آسمانی هستند، اسلام، قرآن و دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود؛ این حرکت انقلابی است. کی در این راهپیمایی‌ها، خانم‌ها، خواهران و دختران ما را مجبور کرد که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ خودشان با احساس مسئولیت اسلامی که این لباس یکی از شعارهای اسلامی و ایرانی است، اصالت خودشان را نشان دادند …

حجاب حتی برای زن‌های مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت‌الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‌کند راهنمایی اش می‌کند که شما این جور باشید به این سبک باشی بهتر می‌توانی روح اسلام و سنت ایرانی‌ات را متجلی است… ما اسلام، قران و مراجع دینی می‌خواهند زنان ما شخصیتشان حفظ بشود اصل مسئله این است. هیچ اجباری هم در کار نیست و مسئله چادر هم نیست[۹۹]

در برابر این مخالفت‌های موافقان حجاب اجباری نیز در آن دوران با توسل به دلایل و برهان‌هایی حمایت خود را از «اجباری کردن حجاب» اعلام می‌کردند. از سال ۱۳۵۹طبق دستور خمینی ورود زنان بدون حجاب به ادارات دولتی ممنوع شد[۱۰۰] و درسال ۱۳۶۲ با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس شورای اسلامی ایران عدم رعایت حجاب در معابر عمومی موجب حکم حد شرعی ۷۲ ضربه جاری شد.[۱۰۱] گاه افراد بدحجاب دستگیر به جریمه نقدی محکوم شدند.[۱۰۲]

منع حجاب[ویرایش]

ترکیه[ویرایش]

در ترکیه داشتن حجاب اسلامی در دانشگاه‌های دولتی ممنوع بود، اما در سال ۲۰۰۸ پارلمان ترکیه رای به لغو این قانون داد.[۱۰۳]

ایران[ویرایش]

رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ قانون کشف حجاب را رسمی کرد اما این قانون پس از دوران رضاشاه در شهریور بیست پی‌گیری نشد.[۱۰۴][۱۰۵]

فرانسه[ویرایش]

قانون ممنوعیت استفاده از نشان‌های مذهبی در فرانسه

قوانین کشور فرانسه از سال ۲۰۰۴ دختران را از داشتن حجاب اسلامی در مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها و مکان‌های دولتی منع کرد.[۱۰۶]

جمهوری‌های قفقاز[ویرایش]

ممنوعیت رعایت حجاب در مدارس آذربایجان، تاجیکستان و قرقیزستان وجود دارد. این محدودیت از زمان حکومت کمونیستی شوروی وجود دارد.[۱۰۷]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی مدخل حجاب نوشته احمد پاکتچی.
  2. مطهری، ص. ۱۵۹
  3. Abdelhadi, Magdi Tunisia attacked over headscarves, BBC News, 26 September 2006. Accessed 6 June 2008.
  4. Turkey headscarf ruling condemned Al Jazeera English (7 June 2008). Retrieved on February 2009.
  5. «Syria bans face veils at universities». BBC. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 16 ژوئیه 2016. 
  6. Richard Hamilton (6 October 2006) Morocco moves to drop headscarf BBC News (BBC). Retrieved on 13 February 2009.
  7. Mendes, Jessica (13 November 2001). "Taliban rulers curtail women's freedom, health care". Canadian Medical Association Journal. Retrieved 19 July 2010.
  8. Lawrence, Quil (13 July 2010). "Peace In Afghanistan At What Cost To Its Women?". NPR. Retrieved 19 July 2010.
  9. Lemmon, Gayle Tzemach (16 July 2010). "Will Afghan women's rights be bargained away?". CNN. Retrieved 19 July 2010.
  10. International Hijab Day and Its observance in Bangladesh
  11. A Video tells all about Hijab in Bangladesh iReport. CNN.
  12. «نوال السعداوی: الحجاب عادة سیئة وتدین زائف». ۰۷ اوت ۲۰۱۶. 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ جمهوری اسلامی گامبیا حجاب را اجباری کرد خبرگزاری انتخاب
  14. John M. Echols, Hassan Shadily, An English-Indonesian dictionary: Kamus Inggris-Indonesia Kamus Inggris-Indonesia University Press: 1975: ISBN 0-8014-9859-7: 660 pages
  15. http://barayemardom.ir/news/news_item.asp?NewsID=4910
  16. http://aftabnews.ir/fa/news/255878/هاشمی-رفسنجانی-تفکیک-جنسیتی-نتیجه-عکس-می‌دهد
  17. http://www.jomhouriat.ir/fa/content/17000/هاشمی-رفسنجانی-در-مصاحبه-با-کیهان-تفکیک-جنسیتی-نتیجه-عکس-می‌دهد
  18. غروی
  19. احمد، ص. ۵
  20. مطهری، ص. ۲۵
  21. القمنی
  22. العشماوی
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ ۲۳٫۲ ۲۳٫۳ کدیور
  24. ترکاشوند، ص. ۶۹
  25. ترکاشوند و به نقل از مکارم الاخلاق، بحارالانوار، مجمع البحرین طریحی و مستدرک الوسائل، ص. ۳۲
  26. ترکاشوند و به نقل از کنزالاعمال، ص. ۳۴
  27. ترکاشوند، ص. ۳۴
  28. ترکاشوند و به نقل از مسند احمد بن حنبل و سنن ابن ماجه، ص. ۴۳
  29. البناء
  30. ترکاشوند و به نقل از کافی و من لا یحضره الفقیه، ص. ۱۸۸
  31. ترکاشوند، ص. ۱۵۵
  32. البنا
  33. ترکاشوند، ص. ۷۰۹
  34. ترکاشوند، ص. ۷۱۰
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ ۳۵٫۲ ۳۵٫۳ مقاله حجاب شرعی از مترجم و مفسر قرآن محمد باقر بهبودی
  36. مطهری، ص. ۱۵۹
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ فیاض
  38. عابدینی
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ مرتضوی
  40. ایازی
  41. اسلام وب، مرکز فتوای سازمان دعوت و ارشاد دینی قطر
  42. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیر ترکاشوند، ۷۸۵
  43. ČĀDOR, In Islamic Persia, Encyclopedia Iranica, Hamed Algar
  44. مطهری، ص. ۱۵۵
  45. تفسیر المیزان- حجاب در قرآن
  46. ۴۶٫۰۰ ۴۶٫۰۱ ۴۶٫۰۲ ۴۶٫۰۳ ۴۶٫۰۴ ۴۶٫۰۵ ۴۶٫۰۶ ۴۶٫۰۷ ۴۶٫۰۸ ۴۶٫۰۹ ۴۶٫۱۰ خلفی
  47. ترکاشوند، ص. ۶۰۲–۵۶۲
  48. ترکاشوند، ص. ۵۷۵
  49. ترکاشوند، ص. ۶۷۶
  50. http://www.jahannews.com/vdcdso0sjyt09x6.2a2y.html
  51. خسروپناه
  52. جمشیدی
  53. ترکاشوند، ص. ۶۴۷
  54. سوزنچی، ص. ۲۶
  55. ترکاشوند
  56. مطهری، ص. ۱۹۸
  57. صدوق، ۱۴۱۳ق: ج۳، ص۴۳۶
  58. وسائل الشیعه، حر عاملی، کتاب النکاح
  59. صحیح ترمذی ج 41393 ط مدینه مسندابن حنبل ج 11291 سنن ابن داود کتاب لباس 04. کافی ج 50415 وسائل الشیعه ج 341372
  60. 8تفسیر طبرسی الدرالمنثور ذیل آیه.
  61. ترکاشوند، ص. ۷۱۹
  62. ترکاشوند، ص. ۵۵۸
  63. مطهری، ص. ۲۴۳
  64. مغنیه، ص. ۱۱۱
  65. ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ قابل
  66. ترکاشوند، ص. ۷۸۰
  67. سوزنچی، ص. ۲۰
  68. ترکاشوند، ص. ۵۸۰
  69. ترکاشوند، ص. ۷۰۵
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ ترکاشوند، ص. ۶۹۸
  71. ترکاشوند، ص. ۶۹۹
  72. ترکاشوند، ص. ۶۷۴
  73. ترکاشوند، ص. ۷۱۳
  74. ترکاشوند، ص. ۷۰۲
  75. سوزنچی، ص. ۱۸
  76. "The veil turns women into things". [۱]

  77. Sexual Paradox: Complementarity, Reproductive Conflict and Human Emergence. Christine Fielder, Chris King. Publisher Lulu.com, 2006. ISBN 1-4116-5532-X pp.272

  78. http://spinner.cofc.edu/chrestomathy/vol5/diffendal.pdf?referrer=webcluster&
  79. «These customs presuppose that women are the source of sexual arousal and temptation for men". Women's rights law reporter, Volumes 26–27. Author: Rutgers Law School (Newark, N.J.). Publisher: Women's Rights Law Reporter, 2005
  80. «The Veil Unveiled: The Hijab in Modern Culture». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۳. 
  81. فلسفه حجاب، مرتضی مطهری، نشر صدرا
  82. ۸۲٫۰ ۸۲٫۱ همان
  83. آیت الله العظمی جوادی آملی، مقالهٔ حجاب، حق‌الله است یا حق‌الناس؟
  84. http://khordadnews.ir/news/72951
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ مسئله حجاب، صفحه 82 ، انتشارات صدرا
  86. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام sahebnews.ir وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  87. مسئله حجاب، صفحه 87 ، انتشارات صدرا
  88. قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 59
  89. زن در آئینه جمال و جلال، عبدالله جوادی آملی، صفحه 242
  90. دلایل عقلی حجاب، سید ابوالحسن مهدوی، صفحه 39 ، انتشارات جوانان موفق
  91. ویل دورانت، تاریخ تمدن، صفحه 434
  92. بنفشه حجازی، زن به ظن تاریخ، تهران، شهرآب، 1370
  93. سیدابوالحسن مهدوی، مبحث حجاب، انتشارات اعتلای وطن
  94. سید ابوالحسن مهدوی، مبحث حجاب، اعتلای وطن، ص 49
  95. تفسیر نور، سوره حجرات، آیه 1 ، انتشارات درسهایی از قرآن
  96. Jewel Topsfield (April 7, 2016). "Ban on outdoor music concerts in West Aceh due to Sharia law". The Sydney Morning Herald. 
  97. رادیو زمانه | «در مورد حجاب، اجبار در کار نیست»
  98. «آیت‌الله خمینی و آیت‌الله طالقانی حجاب را اختباری بیان کردند». خبرنامه گویا. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  99. روزنامه اطلاعات یکشنبه مورخ 20 اسفند ماه 1357 شماره 15805
  100. کیهان ۱۶ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۵ صفحهٔ ۱
  101. چگونه در اوایل انقلاب حجاب اجباری شد
  102. جریمه‌های یک میلیون تومانی برای 'بدحجابی' در مشهد
  103. قانون منع حجاب در دانشگاه‌های ترکیه لغو شد. . روزنامه اعتماد، ش. شماره ۱۶۱۲ (۲۱ بهمن ۱۳۸۶): صفحه ۳. 
  104. ساناساریان، الیز. جنبش حقوق زنان در ایران؛ طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا ۵۷. تهران: اختران، ۱۳۸۴. صص ۱۰۰–۱۰۳. ISBN 964-7514-78-6. 
  105. صلاح، مهدی. کشف حجاب، زمینه‌ها، پیامدها و واکنش‌ها. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی. ص ۱۱۸. 
  106. استثنای فرانسوی. . روزنامه همشهری. ترجمهٔ مرمر کبیر سال یازدهم، ش. شماره ۳۴۸۹ (سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۳). 
  107. [dari.irib.ir/component/k2/item/43004-اسلام-ستیزی-در-جمهوری-های-آسیای-مرکزی-و-قفقاز-قسمت-چهارم-و-پایانی واحد مرکزی خبر]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]