الله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
الله
الله

Islamic God

۞ ۞

الله در زبان عربی، به معنی خداوند در زبان فارسی است. مسلمانان الله را تنها خدای عالم می‌دانند. این کلمه توسط عرب‌زبانان مسیحی و یهودی نیز در اشاره به خدا به‌کار می‌رود؛ ولی در مغرب زمین، این کلمه به علت استفاده مسلمانان از آن شهرت یافته‌است.[۱][۲][۳] هرچند اعراب مسیحی جز الله کلمه دیگری برای اشاره به خدا ندارند و به عنوان مثال از کلماتی مانند الله الأب (به معنی خدای پدر) استفاده می‌کنند.[۴]

مفاهیمی که به کلمه الله نسبت داده شده‌است در بین مکاتب مختلف تفاوت‌هایی با هم دارد. قبل از اسلام الله خدای یکتا نبود، بلکه یاران و همراهان و پسران و دخترانی داشت،[۵] هرچند هیچگاه بتی مجسم‌کنندهٔ الله یافته نشده‌است.[۶][۷] مفاهیم مشرکانه با ظهور اسلام به شدت مردود شناخته شد. در اسلام، الله نام برتر خداوند بوده؛ باور مسلمانان این است که تمامی نام‌های دیگر الهی به این نام اشاره می‌کنند.[۵] الله یکتاست، تنها خدا بوده، و خالق توانای جهان می‌باشد.[۱][۲]

یک مسلمان واقعی بدون در نظر گرفتن نژاد و جنسیت خود، باید به یکتا و یگانه بودن الله به صورت قلبی، زبانی و عملی اعتقاد داشته و اعتقاد خود را توسط جملات شهادتین (اَشهدُ انْ لا اِلٰهَ الا الله و اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله) به معنای «گواهی می‌دهم، خدایی جز الله نیست و گواهی می‌دهم، همانا محمد فرستادهٔ الله است.» بیان کند.[۴] همچنین در قرآن «پرستش الله» به عنوان کاری مشترک میان مسلمانان و اهل کتاب معرفی‌شده و از اهل کتاب خواسته که به آن پایبند باشند.[۸]

ریشه‌یابی[ویرایش]

مولفه‌های کلمهٔ الله:

در ریشه‌یابی واژهٔ الله دو نظر وجود دارد: این کلمه مشتق است یا جامد.[۹][۱۰] دیدگاه مشتق بودن دیدگاه اکثریت است، و به سه شکل ارائه می‌شود. نظریهٔ اول برآن است که الله را تشکیل‌شده از دو بخش ال (الف و لام تعریف) + اله (ایزد یا معبود) می‌داند.[۱۱] خویشاوندهای کلمه الله در بین دیگر زبان‌های سامی مانند عبری و آرامی موجود است. «اله» مسلماً با אֱלָהָא یکی‌است و شکل گسترش‌یافته تکواژ «اِل/ایل» است که در همه زبان‌های سامی وجود دارد.[۹] به هم چسباندن ال و اله در تشکیل الله (خدا، فرم مذکر) مشابه به هم چسباندن ال و الهه در تشکیل اللات (خدا، فرم مؤنث) است.[۱۲]

در مورد چگونگی تبدیل «ال+اله» به الله گفته‌شده که «خدای متعال» را «اله» خوانده و «ال» تعظیم را به آن اضافه‌کرده‌اند که الاله شده‌است. استعمال زیاد این کلمه سبب تخفیف همزه و تبدیل کلمه به الله شده‌است. در چگونگی این تبدیل بحث‌های مفصلی شده و آن را با تبدیل «لکن + أن ← لکنّ» مقایسه کرده‌اند.[۱۰]

زبان‌شناسان تاریخی عرب مفصلاً راجع به ریشه و معنی کلمات «اله» و «الله» بحث کرده‌اند. اغلب زبان‌شناسان اسم خاص «الله» برگرفته از الإله در نظر گرفته‌اند و سعی کرده‌اند اله را به ریشه‌ای سه‌حرفی (ثلاثی) ربط دهند.[۹] کلمهٔ اله را بر وزن فعال دانسته و اصل آن را فعلی به صورت اَلِهَ-یالَهُ یا وَلِهَ-یؤلَهُ دانسته‌اند.[۱۰] بر این اساس صورت‌های اشتقاق از ریشه‌های زیر پیشنهاد شده‌اند:[۹][۱۰]

  1. برخی اصل کلمهٔ اله را از اَلَهَ-یاله به معنی پناه‌بردن دانسته‌اند واله را کسی دانسته‌اند که بنده به او پناه می‌برد. در باب افعال این به معنی پناه‌دادن است. بدون تفاوتی در این معنی، برخی اله را از ریشهٔ وَلِهَ-یَولَهُ دانسته‌اند.
  2. برخی وَلِهَ-یَولَهُ را به معنی «عاشق شدن» و «شیدا شدن» دانسته‌اند. در این معنی، اله کسی است که دل‌ها شیفتهٔ او می‌شوند.
  3. چون الوَلَه از ریشهٔ وَلِهَ به معنی عشق شدید است، اله را به معنی دوستدار بندگان یا محبوب آنان نیز دانسته‌اند.
  4. اَلِهَ-یألَهُ می‌تواند به معنی حیران و سرگردان‌شدن باشد که در این صورت اله به معنی کسی است که حیران اویند؛ زمخشری متذکر می‌شود که فعل الهه از اسم الُهه به معنای سرگشته شدن، مبهوت شدن مشتق شده‌است، زیرا ذهن از شناخت ذات الله دچار بهت می‌شود («ولهه» همان معنا را می‌رساند).
  5. اَلِهَ-یألَهُ می‌تواند معنی پرستیدن بدهد که در آن صورت اله به معنی معبود است.
  6. اَلِهَ-یألَهُ می‌تواند معنی اقامت گزیدن نیز بدهد که در اینجا اله وجود تغییرناپذیر و فناناپذیر معنی می‌دهد.
  7. «ل-و-ه»، از آنجا که لَها آفریدن معنا می‌دهد.
  8. اَوَلَ و ایل، ریشه‌هایی که بر دیدگاه تقدم و اولویت نظر دارد.

مکتب نحوی بصره با رد ارتباط مستقیم بین این دو کلمه، ساخت «الله» را بی‌واسطه و آنی (مرتجل) یا به‌شکل «لاه» از ریشه «ل-ی-ه» می‌دانند که حرف تعریف «ال» به آن چسبیده‌است.[۹] «لاه» به معنی «پنهان بودن» یا «برفراز رفتن و علو یافتن» است. پس «اله» به معنی وجودی است که از دید بندگان پنهان می‌ماند یا وجودی است والا و متعالی.[۱۰]

نظریهٔ سوم در دیدگاه مشتق‌بودن کلمهٔ الله آن را مشتق از ضمیر سوم‌شخص «ها» می‌داند.[۱۰] ابوالبقاء کفوی در کلیات العلوم چنین نظر می‌دهد که واژهٔ الله از «ها»، اسم جمع و ضمیر سوم شخص و «لام» ملکی ساخته شده‌است.[۹] به عبارتی دیگر، خدای متعال را ابتدا با ضمیر سوم شخص خوانده، سپس لام ملکیت به آن افزوده و «لهُ» را تشکیل داده‌اند. سپس به خاطر تعظیم، ال به آن اضافه کرده‌اند «اللَه» و سپس فتحهٔ میانی را به مصوت بلند تبدیل کرده‌اند.[۱۰]

گروهی مانند ابوزید بلخی که به جامد بودن اسم الله معتقدند الله را وام‌واژه‌ای عبری یا سریانی دانسته‌اند.[۱۰][۹] برخی فرهنگ‌ها، کلمه‌های معادل آرامی الله در زبان آرامی کتب مقدس را אֱלָהָא Ĕlāhā و فرم سریانی آن را ܐܰܠܳܗܳܐ ˀAlâhâ یا Ālōho دانسته‌اند.[۱۳] نظریهٔ دیگری که الله را جامد می‌داند و به سیبویه، خلیل، و مبرد نسبت داده‌شده، گسترش زیادی نیافته‌است. در این نظریه، الله نام خاص است و هیچ معنای معینی ندارد (نعت نیست). دلیلی که آورده می‌شود این است که هیچ‌گاه نمی‌توان «ال» را از اول واژه برداشت؛ یا اینکه وقتی حرف ندا به قبل آن اضافه می‌کنیم «ال» را حذف نمی‌کنیم و همچنان می‌گوییم «یا الله».[۱۰]

کاربرد[ویرایش]

دوران پیش از اسلام[ویرایش]

در دوران پیش از اسلام در مکه، الله بخوبی شناخته شده و ورای خدای یهودیان و مسیحیان، و به عنوان یک خدای بدوی و ساده مورد استفاده بود[۱۴] به‌طوری‌که او یکی از خدایان مکه بود.[۱۵] گونه‌های محلی کلمهٔ الله در نوشته‌های پیش از اسلام مشرکان و مسیحیان یافت می‌شود.[۱۶][۱۷] الله احتمالاً خدای برتر و مسلماً خدای آفریدگار بود.[۱۸] لات، منات و عزی دختران الله محسوب می‌شدند.[۱۹] هیچ تجسم شمایل گونه‌، بت، از الله شناخته نشده‌است.[۶][۷] نام عبدالله، پدر پیامبر اسلام، به معنی «بندهٔ الله» است.[۱۲]

نظریه‌های مختلفی دربارهٔ جایگاه الله در میان خدایان مشرکان پیش از اسلام مطرح شده‌است. برخی از نویسندگان پیشنهاد داده‌اند که اعراب مشرک الله را به عنوان خدای آفریدگار یا خدای برتر در میان ایزدان خود می‌دانستند.[۲۰][۲۱] بنابر برخی از آیات قرآنی (مثلاً عنکبوت ۶۱–۳، لقمان ۲۴–۲۵، و زمر ۳۸) قریشیان باور داشتند که الله خالق جهان، سرور نیروهای مادی، و سرور ایشان و پدرانشان بود. در کشمکش‌های آغاز اسلام میان پیامبر اسلام و قریشیان، پیوسته الله که مورد تأیید مشرکان قریش بود در کنار الرحمان که ظاهراً درمیانشان ناشناخته بود قرار می‌گرفت.[۱۰]

این کلمه ممکن است معنی مبهمی در میان اهالی مکه می‌داشت.[۲۰][۱۲] براساس نظریهٔ یولیوس ولهاوزن، الله (خدای برتر مجموعه قبایل اطراف قریش) مقامی بود که تقدس هبل (خدای برتر قریش) را باعث می‌شد.[۱۶] او الله را یک «اسم جنس» تلقی کرده و معتقد بود مشرکان، به خاطر کراهت بردن نام بت‌ها، اسم جنس الله را به جای آن‌ها به‌کار می‌بردند.[۱۰] اگرچه شواهدی هست که نشان می‌دهد الله و هبل دو ایزد متفاوت بودند.[۱۶] براساس این نظریه، کعبه برای اولین بار برای خدای والا الله ساخته شده‌بود اما پس از فتح مکه توسط قریش (حدود یک قرن قبل از پیامبر اسلام) به بت‌کده و جایگاه ایزدان قریش تبدیل شد.[۱۶] برخی نوشته‌ها نشان از کاربرد الله به عنوان نام یکی از ایزدان مشرکان در قرن‌ها قبل از این اتفاقات دارند، هرچند چیز دقیقی در مورد این نوشته‌ها نمی‌دانیم.[۱۶] برخی محققان پیشنهاد داده‌اند که الله یک خدای آفریدگار دست‌نیافتنی بود که اهمیتش کم‌کم زیر سایهٔ ایزدان مجسم کمرنگ شده‌بود.[۲۲][۲۳] رنه دوسو[الف] معتقد است که الله برخلاف هبل تندیس و بتی نداشته و لذا حجرالاسود را نماد الله قرار داده‌اند.[۱۰] درمورد اینکه آیا الله در دین مشرکان مکه نقش مهمی ایفا می‌کرد بین محققان اختلاف نظر وجود دارد.[۶][۲۲]

«اله» در میان اقوام گوناگون عرب کاربر فراوان داشت و قدمتی بیشتر از الله، که گویا تنها برای خدای متعال استفاده شده، دارد. الله در هیچ‌یک از نوشته‌های جاهلی نیامده، اما به وفور در اشعار جاهلی به کار رفته، از امرؤالقیس تا عدی بن زید، زهیر و به ویژه امیة بن ابی‌الصلت که آن را به‌وفور به کار برده‌است. الله در آثار صفائیان هم پنج بار به کار رفته‌است. آذرتاش آذرنوش در دایرة المعارف بزرگ اسلامی از تردید برخی از شرق‌شناسان در جاهلی بودن کلمهٔ الله می‌نویسد. برخی معتقدند (۱) سراسر اشعار جاهلی از جمله اشعاری که در آنان الله به‌کار رفته جعلی‌اند، (۲) بعد از اسلام الله را به همراه معانی یکتاپرستی به اشعار جاهلی افزوده‌اند، یا (۳) در شعر جاهلی هرجا نام بتی بوده آن را با الله جایگزین کرده‌اند، مانند عبدالعزی ← عبدالله.[۱۰]

مسیحیت[ویرایش]

دستنوشته Mussai Borg از انجیل دیاتسرون عربی

کلمهٔ آرامی برای «خدا» در زبان آشوری‌ها ʼĔlāhā یا الاهه است. عرب زبانانی که پیرو یکی از ادیان ابراهیمی هستند از کلمهٔ الله برای اشاره به خدا استفاده می‌کنند.[۳][ امروزه عرب‌های مسیحی کلمه‌ای غیر از الله برای اشاره به خدا ندارند.[۴] حتی سخنگویان به زبان مالتی (شعبه‌ای از زبان عربی) که تقریباً همه کاتولیک رومی هستند برای اشاره به خدا از کلمهٔ Alla استفاده می‌کنند. مسیحیان عرب به عنوان مثال از کلمه‌های الله الأب (خدای پدرالله الإبن (پسر خدا)، و الله الروح القدس (خدای روح مقدس) برای بیان مفاهیم تثلیث استفاده می‌کنند.

بنا بر نظر مارشال گووین سیمز هاجسون، به نظر می‌رسد در دوران پیش از اسلام، برخی مسیحیان به زیارت کعبه رفته و به الله به عنوان خدای آفریدگار احترام گذاشته‌اند.[۲۴] کاوش‌های باستانشناسی در کلیسای ام‌الجمال در شمال اردن منجر به کشف کتیبه‌ها و قبرهایی از مسیحیان عرب پیش از اسلام گشته‌است. این کتبیه‌ها از الله به عنوان نام خدا استفاده کرده و برخی عنوان «عبدالله» (بندهٔ خدا) را داشته‌اند.[۲۵][۲۶][۲۷] کلمهٔ الله به کرات در گزارش‌ها و فهرست شهیدان مسیحی در جنوب عربستان یافت می‌شود. این گزارش‌های باستانی سریانی، اسامی کشته‌شدگان مسیحی در زمان پادشاهی حمیر و امپراتوری اکسوم را در بر می‌گیرند.[۲۸][۲۹] یک رهبر مسیحی به نام «عبدالله بن ابی‌بکر بن محمد» که در سال ۵۲۳ پیش از میلاد کشته‌شده‌بود، انگشتری داشت که بر روی آن نوشته بود «الله پروردگار من است».[۲۸][۳۰] در یک کتیبه مربوط به سال ۵۱۲ میلادی در کلیسایی که دارای مرقد شهدای مسیحی بود اشارات به الله به هر دو زبان عربی و آرامی یافت می‌شود. کتیبه با عبارت «با کمک الله» شروع می‌شود.[۲۸][۳۱][۳۲] در نسخه‌های عربی پیش از اسلام کتاب عهد جدید، نام الله به عنوان خدا مورد استفاده قرار گرفته‌است.[۳۳][۳۴][۳۵] اعراب پیش از اسلام، از عبارت «یا لعباد الله» (ای بندگان خدا) برای دعوت یکدیگر به میدان مبارزه استفاده می‌کرده‌اند.[۳۶] الله در اشعار عرب‌های مسیحی پیش از اسلام سروده شده توسط غسانیان و تنوخیان در سوریه و شمال شبه‌جزیره عربستان یافت می‌شود.[۳۷][۳۸][۳۹]

اسلام[ویرایش]

نقش الله بر روی مدال بزرگی در مسجد ایاصوفیه در شهر استانبول ترکیه.
نقش الله در کاشی‌کاری‌های آرامگاه و مسجد محمد محروق، نیشابور، دوران تیموریان و صفویه

در اسلام، الله خدای یکتا و قادر متعال و تنها ایزد و آفریدگار گیتی است و برابر با خدا در ادیان ابراهیمی است.[۱][۲] الله رایج‌ترین کلمه برای اشاره به خدا در اسلام است[۱۲] و تسلیم در برابر اراده و دستورهایش شالودهٔ اعتقاد اسلامی را تشکیل می‌دهد.[۲] او خدای یکتا، آفریدگار گیتی و قاضی روز قیامت است.[۱][۲] او احد (یگانه)، واحد (ذاتاً یکتا)، رحمن، و قادر متعال است.[۲] قرآن در مورد حقیقت الله، ذات رازآلودِ دست نیافتنی‌اش، نام‌های او و کارهایش در مورد مخلوقاتش سخن می‌گوید.[۲]

اسماء الحسنی (نام‌های نیکو) در اسلام شامل ۹۹ نام هستند که ویژگی‌های خدا در اسلام را بیان می‌کنند.[۱][۴۰] همهٔ این نام‌ها به الله اشاره می‌کنند، نام الهی والا و جامع همهٔ این ویژگی‌ها.[۵] در میان این نام‌ها، از همه مشهورتر و پراستفاده‌تر رحمان (بخشنده) و رحیم (مهربان) هستند.[۱][۴۰]

اکثر مسلمانان عبارت «ان‌شاءالله» (به معنی «اگر خدا بخواهد») را بدون ترجمه بعد از صحبت در مورد وقایع آینده استفاده می‌کنند.[۴۱] مسلمانانی که در گفتار تقوا می‌کنند، غالباً سخن خود را با عبارت «بسم الله» (به معنی «به نام خدا») آغاز می‌کنند.[۴۲] عبارات دیگری که در نزد مسلمانان محبوب است و به عنوان ذکر به کار می‌رود شامل موارد زیر است: «سبحان الله» (به معنی «پاک و منزه است خدا»)، «الحمد لله» (به معنی «ستایش از آن خداست»)، «لا اله الا الله» (به معنی «هیچ خدایی جز خدا نیست»)، و «الله اکبر» (به معنی «خدا بزرگتر است»).[۴۳] در یکی از اعمال صوفیان به نام «ذکرالله» فرد صوفی الله و دیگر نام‌های او را در مراسم خود تکرار می‌کنند و در آنان می‌اندیشند در حالی که نفس کشیدن خود را کنترل می‌کند.[۴۴]

برخی محققان بر این باورند که الله کلمه‌ای بود که پیامبر اسلام از آن برای اشاره به خدا در مقابل هم عرب‌های مشرک و هم مسیحیان و یهودیان استفاده کرد تا فهم مشترکی در مورد نامی برای خدا ایجاد کند.[۱۲] هرچند گرهارد بوورینگ[ب] در مورد این نظریه ابراز تردید کرده، چرا که بر طبق نظر او در اسلام، برخلاف عرب‌های مشرک، خدا هیچ شریک و همراهی ندارد، رابطهٔ خویشاوندی هم بین خدا و جنیان وجود ندارد.[۱۲] مشرکان به سرنوشتی محتوم و قدرتمند و عاری از احساسات معتقد بودند، در اسلام این سرنوشت با خدای قادر ولی حکیم و بخشنده جایگزین شده‌است.[۲]

فرانسیس ادواردز پیترز می‌گوید: «قرآن تأکید می‌کند، مسلمانان اعتقاد دارند، و مورخان تأیید می‌کنند که محمد و پیروان او همان خدای یهودیان را پرستش می‌کنند. (قرآن، سورهٔ عنکبوت (سورهٔ ۲۹ام)، آیهٔ ۴۶) الله در قرآن همان آفریدگار هستی هست که با ابراهیم عهد بست.» پیترز می‌گوید که قرآن الله را قدرتمندتر و منزه (غیرقابل تصور و دسترس) از یهوه توصیف می‌کند، خدایی که برای همهٔ جهانیان است برعکس یهوه که همراهی نزدیکی با اسرائیلیان دارد.[۴۵]

واژه الله به شکل مکتوب در رسم‌الخط عربی از احترام ویژه‌ای نزد مسلمانان برخوردار است و بسیاری از ایشان دست زدن به این واژه را بدون وضو جایز نمی‌شمارند. از این رو بسیاری از مسلمانان هنگام نوشتن به جای این کلمه، «ا…» می‌نویسند. مثلاً «آیت‌ا…» به جای «آیت‌الله». این رسم در میان یهودیان نیز برای نوشتن واژه‌هایی که به خدا بازمی‌گردند رایج است.

ترجمه‌های متون غیراسلامی[ویرایش]

در ترجمه‌های عربی از متون باستان ایرانی، مثلاً ترجمهٔ ابوعلی مسکویه، اهورامزدا به الله ترجمه شده‌است. ترجمه‌های جدید از کتاب مقدس، یهوه و تئوس (theos, θεός) را به الله ترجمه کرده‌اند.[۸]

وام‌واژه[ویرایش]

انگلیسی و سایر زبان‌های اروپایی[ویرایش]

تاریخچهٔ استفاده از واژهٔ الله در زبان انگلیسی احتمالاً تحت تأثیر دین‌شناسی تطبیقی در قرن ۱۹ بوده‌است. به عنوان مثال، توماس کارلایل (۱۸۴۰) گهگاه کلمهٔ الله را استفاده می‌کرد بدون آنکه این مفهوم را برساند که الله چیزی جز خدا است. اما در شرح زندگانی محمد (۱۹۴۳)، تور آندرائه همیشه کلمهٔ الله را استفاده می‌کرد، اگرچه «مفهوم خدا» در نوشتار او به نظر می‌رسد که اجازه دهد الله متفاوت از خدای یهودیان و مسیحیان باشد.[۴۶] برخی مسلمانان کلمهٔ الله را در زبان انگلیسی بدون ترجمه به کار می‌برند.[۴۷] برخی از مترجمان معتقدند که کلمهٔ «الله» غیرقابل ترجمه است و در مقابل نیز برخی اصرار دارند که الله خدای واحد و معبود ادیان ابراهیمی است و نباید از ترجمهٔ نام الله به خاطر یگانگی آن ترسید.[۸]

زبان‌هایی که معمولاً کلمهٔ الله را برای اشارهٔ به خدا استفاده نمی‌کنند ممکن است عباراتی که شامل این واژه باشد را استفاده کنند. به عنوان مثال، در نتیجهٔ قرن‌ها زندگی مسلمانان در اندلس، کلمات ojalá در زبان اسپانیایی و oxalá در زبان پرتغالی از عبارت «إن شاء الله» برگرفته شده‌اند. این کلمات اسپانیایی و پرتغالی به معنی «اگر خدا بخواهد» یا «امیدوارم» هستند.[۴۸]

در الفبا و زبان‌های دیگر[ویرایش]

کلمهٔ الله در خطوط دیگر

در زبان‌هایی که از خط عربی استفاده می‌کنند (مانند فارسی، دری، اردو، و اویغوری) کلمهٔ الله به همان شکل عربی‌اش استفاده می‌شود. در زبان‌های دیگر الله به شکل زیر استفاده می‌شود:

تایپوگرافی[ویرایش]

نشان رسمی جمهوری اسلامی ایران

یونی‌کد یک موقعیت کد ویژه برای الله دارد: U+FDF2.[۴۹] براساس مشخصات رسمی یونی‌کد این حرف به حروف زیر تجزیه می‌شود الف-لام-لام-ه (الله‬ U+0627 U+0644 U+0644 U+0647).[۵۰] قلم‌های عربی معمولاً لیگچر خاصی برای [ا]لله دارند و الف اول را در نظر نمی‌گیرند.[۵۱]

نسخهٔ خوشنویسی این کلمه که در نشان رسمی جمهوری اسلامی ایران به کار رفته نیز در یونی‌کد موقعیت کدی ویژه در بخش کدهای متفرقه دارد، U+262B (☫).[۵۲] نشان رسمی جمهوری اسلامی ایران در وسط پرچم ایران نیز به‌کار رفته. این نشان یا به معنی نوعی خطاطی از کلمهٔ الله است یا به معنی کره‌ای است که دو هلال آن را دربر گرفته‌اند.[۵۳]

نشان و سمبل[ویرایش]

پرچم‌ها
نشان‌های ملی

نکات[ویرایش]

  1. René Dussaud
  2. Gerhard Böwering

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ Encyclopedia of the Modern Middle East and North Africa, Allah
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ ۲٫۷ «Allah.» Encyclopædia Britannica. 2007. Encyclopædia Britannica
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ "Allah." The Columbia Encyclopedia, 6th ed.. 30 Nov. 2018
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ Lewis, Bernard; Holt, P. M. ; Holt, Peter R. ; Lambton, Ann Katherine Swynford. The Cambridge history of Islam. Cambridge, Eng: University Press, 1977. 32. ISBN ‎0-521-29135-6. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ Murata, ‎Sachiko. The Tao of Islam: a sourcebook on gender relationships in Islamic thought. Albany NY USA: SUNY, 1992. 206. ISBN ‎0791409147. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ Francis E. Peters (1994). Muhammad and the Origins of Islam. SUNY Press. p. 107. ISBN 978-0-7914-1875-8. Archived from the original on 16 December 2018. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Irving M. Zeitlin (19 March 2007). The Historical Muhammad. Polity. p. 33. ISBN 978-0-7456-3999-4. Archived from the original on 16 December 2018. 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ پاکتچی، احمد. «الله». در دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۰. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ۷۳–۷۷. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸. بازبینی‌شده در ۲۷/۸/۱۳۹۷. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ ۹٫۵ ۹٫۶ MacDonald, D.B. , “Ilāh”, in: Encyclopaedia of Islam, Second Edition, Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs. Consulted online on 11 June 2017 <http://dx.doi.org/10.1163/1573-3912_islam_SIM_3526>
  10. ۱۰٫۰۰ ۱۰٫۰۱ ۱۰٫۰۲ ۱۰٫۰۳ ۱۰٫۰۴ ۱۰٫۰۵ ۱۰٫۰۶ ۱۰٫۰۷ ۱۰٫۰۸ ۱۰٫۰۹ ۱۰٫۱۰ ۱۰٫۱۱ ۱۰٫۱۲ آذرنوش، آذرتاش. «اله». در دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۰. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ۷۸–۷۹. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸. بازبینی‌شده در ۲۷/۸/۱۳۹۷. 
  11. L. Gardet, Allah, Encyclopaedia of Islam
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ ۱۲٫۵ Böwering, Gerhard, God and His Attributes, Encyclopaedia of the Qurʾān, Brill, 2007.
  13. The Comprehensive Aramaic Lexicon - Entry for ˀlh
  14. Studies on Islam. Merlin L. Swartz. University Press, 1981. ISBN: 0-19-502716-7 pp.12
  15. L. Gardet, Encyclopaedia of Islam, eds. B. Lewis, C. Pellat and J. Schacht, Vol. 1, pp. 406
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ ۱۶٫۳ ۱۶٫۴ Christian Julien Robin (2012). Arabia and Ethiopia. In The Oxford Handbook of Late Antiquity. OUP USA. pp. 304–305. Archived from the original on 16 December 2018. 
  17. Hitti, Philip Khouri (1970). History of the Arabs. Palgrave Macmillan. pp. 100–101. 
  18. "Allāh." Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Brill, 2012.
  19. Macdonald, M.C.A. ; Nehmé, Laila. "al-ʿUzzā." Encyclopaedia of Islam, Second Edition. , 2012.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ L. Gardet, Allah, Encyclopaedia of Islam, ed. by Sir H.A.R. Gibb
  21. Zeki Saritopak, Allah, The Qu'ran: An Encyclopedia, ed. by Oliver Leaman, p. 34
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Jonathan Porter Berkey (2003). The Formation of Islam: Religion and Society in the Near East, 600-1800. Cambridge University Press. p. 42. ISBN 978-0-521-58813-3. Archived from the original on 16 December 2018. 
  23. Daniel C. Peterson (26 February 2007). Muhammad, Prophet of God. Wm. B. Eerdmans Publishing. p. 21. ISBN 978-0-8028-0754-0. Archived from the original on 16 December 2018. 
  24. Marshall G. S. Hodgson, The Venture of Islam: Conscience and History in a World Civilization, University of Chicago Press, p. 156
  25. James Bellamy, "Two Pre-Islamic Arabic Inscriptions Revised: Jabal Ramm and Umm al-Jimal", Journal of the American Oriental Society, 108/3 (1988)
  26. Enno Littmann, Arabic Inscriptions (Leiden, 1949)
  27. Rick Brown, Who is "Allah" ? - International Journal of Frontier Missions, (23:2 Summer 2006), page 80.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ Rick Brown, Who was 'Allah' before Islam? Evidence that the term 'Allah' originated with Jewish and Christian Arabs (2007), page 8.
  29. Ignatius Ya`qub III, The Arab Himyarite Martyrs in the Syriac Documents (1966), Pages: 9-65-66-89
  30. Alfred Guillaume& Muhammad Ibn Ishaq, (2002 [1955]). The Life of Muhammad: A Translation of Isḥāq's Sīrat Rasūl Allāh with Introduction and Notes. Karachi and New York: Oxford University Press, page 18.
  31. Adolf Grohmann, Arabische Paläographie II: Das Schriftwesen und die Lapidarschrift (1971), Wien: Hermann Böhlaus Nochfolger, Page: 6-8
  32. Beatrice Gruendler, The Development of the Arabic Scripts: From the Nabatean Era to the First Islamic Century according to Dated Texts (1993), Atlanta: Scholars Press, Page:
  33. Rick Brown, Who was 'Allah' before Islam? Evidence that the term 'Allah' originated with Jewish and Christian Arabs (2007), page 10.
  34. Frederick Winnett V, Allah before Islam-The Moslem World (1938), Pages: 239–248
  35. Michael Macdonald, Personal Names in the Nabataean Realm-Journal Of Semitic Studies (1999), Page: 271
  36. Irfan Shahîd, Byzantium and the Arabs in the Fourth Century, Dumbarton Oaks Trustees for Harvard University-Washington DC, page 418.
  37. Irfan Shahîd, Byzantium and the Arabs in the Fourth Century, Dumbarton Oaks Trustees for Harvard University-Washington DC, Page: 452
  38. A. Amin and A. Harun, Sharh Diwan Al-Hamasa (Cairo, 1951), Vol. 1, Pages: 478-480
  39. Al-Marzubani, Mu'jam Ash-Shu'araa, Page: 302
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Bentley, David (September 1999). The 99 Beautiful Names for God for All the People of the Book. William Carey Library. ISBN 978-0-87808-299-5. 
  41. Gary S. Gregg, The Middle East: A Cultural Psychology, Oxford University Press, p.30
  42. Carolyn Fluehr-Lobban, Islamic Society in Practice, University Press of Florida, p. 24
  43. M. Mukarram Ahmed, Muzaffar Husain Syed, Encyclopaedia of Islam, Anmol Publications PVT. LTD, p. 144
  44. Carl W. Ernst, Bruce B. Lawrence, Sufi Martyrs of Love: The Chishti Order in South Asia and Beyond, Macmillan, p. 29
  45. F.E. Peters, Islam, p.4, Princeton University Press, 2003
  46. William Montgomery Watt, Islam and Christianity today: A Contribution to Dialogue, Routledge, 1983, p.45
  47. F. E. Peters, The Monotheists: Jews, Christians, and Muslims in Conflict and Competition, Princeton University Press, p.12
  48. Islam in Luce López Baralt, Spanish Literature: From the Middle Ages to the Present, Brill, 1992, p.25
  49. http://www.unicode.org/charts/PDF/UFB50.pdf Unicode Standard 5.0, p.479,492
  50. Unicode Character 'Arabic ligature Allah isolated form' (U+FDF2) http://www.fileformat.info/info/unicode/char/fdf2/index.htm
  51. Arabic fonts and Mac OS X, Programs for Arabic in Mac OS X
  52. Unicode Standard 5.0, p.209,210, http://www.unicode.org/charts/PDF/U2600.pdf
  53. Encyclopædia Britannica, flag of Iran
  • بخشی از این مقاله از نسخه ۹ نوامبر ۲۰۰۸ مقالهٔ الله در ویکی‌پدیای انگلیسی ترجمه شده‌است.

جستارهای وابسته[ویرایش]