شفاعت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت •
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
علما روحانیان شیعه
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه چراغ • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه • غلاه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

شفاعت به معنای تقویت و نیرو بخشیدن به شخص ضعیف است، و شفیع به کسی گفته می‌شود که به نیازمند کمک کند تا او را به اعتدال و عدم نیازمندی برساند.[۱] همچنین شفاعت به معنای درخواست بخشش یا کمک کردن از کسی برای دیگری است.[۲]

پیرامون واژه[ویرایش]

شفاعت از ماده «شفع» است که در لغت به معنای «جفت شدن با چیزی» است، و اصطلاحاً به معنای حائل شدن برای رفع ضرر از کسی و یا رساندن منفعتی به اوست و در عبارت ساده‌تر و در محاورات عرفی بدین معنا به کار می‌رود که شخص آبرومندی از بزرگی بخواهد که از مجرمی بگذرد یا بر پاداش خدمتگزاری بیفزاید.[۳] همچنین سید محمد جواد غروی در کتاب خود می نویسد که شفاعت -به غلط- در میان برخی عوام مردم(و نه علما) به این معنی است که انسان هر گناهی کرده باشد با سلام کردن و زیارت اهل قبور ائمه و عزاداری برای آن ها شفاعت شامل حال آن هاست و گناهانشان بخشیده می شود.[۴] «راغب اصفهانی» در تفسیر گران سنگ خویش در این مورد می نویسد: «الشّفعُ ضَمُّ الشَّی ءِ إِلی مِثلِهِ». همان طور که حکماء گفته‌اند «السنخیته علت الانضمام». پس منظور الله از شفاعت انضمام به یک فرد است. حال این فرد میتواند انسانی فاجر باشد.و حتماً شفاعت کننده برای بهشت شفاعت نمی‌کند و عده ای برای دوزخ شفاعت میکنند.

در اسلام[ویرایش]

در اصطلاح شرعی و مذهبی شفاعت درآن جا مطرح می‌شود که شخصی در نزد خداوند برای دیگری طلب مغفرت و آمرزش نماید و یا بخواهد عقابی که در اثر گناه متوجه نفس گنهکار شده از او برداشته شود و یا تخفیف یابد. در این حال، شخص گنهکار، شفاعت شونده و خداوند پذیرندهٔ شفاعت خواهد بود. شفاعت به این معنا از مسلّمات دین اسلام به شمار می‌رود.[۳]

در اسلام، شفیعان در روز قیامت از روایات زیادی که در این مورد وارد شده، معلوم می‌شود که شفیعان در روز قیامت فراوانند؛ از جمله انبیاء الهی، علماء، شهداء، ملائکه، مؤمنین، اعمال صالح، ائمه و قرآن.[۱]

شفاعت و اذن خدا[ویرایش]

سید محمد جواد غروی با اشاره به آیات الهی در قرآن کریم اثبات می کند که شفاعت موقوف به اذن خداست و خداوند وقتی اجازه می دهد، که پیامبر یا ائمه با کسی که برایش شفاعت می شود سنخیت داشته باشد و اخلاق و اعمال آن شخص مورد رضایت خداوند باشد[۵] این موضوع در آیات بقره ۲۵۵، تحریم ۸ نیز نمایان است.

اقسام شفاعت[ویرایش]

شفاعت بر سه نوع است:

  • نوع اول:شفاعتی است که مشرکان و بت پرستان بدان معتقد بودند[۶] و می گفتند این بتان شفیعان مایند نزد خدا.[۷] مانند آیات زمر ۳، زمر ۴۳.
  • نوع سوم:شفاعت به معنای مقرون شدن و سنخیّت یافتن با مطیعین و طیّبین است یعنی ملحق شدن سنخی به سنخ خود، چنانکه حکما گفته اند سنخیت علت انضمام است.[۶] و خداوند عزیز در آیه نور ۲۶ به این موضوع اشاره دارد.

رابطه معنوی شفاعت شونده و شفیعان[ویرایش]

به عقیده مسلمانان کسانی در روز قیامت مورد شفاعت قرار میگیرند که رابطه روحی و قلبی با شافعین داشته باشند. کسانی که نسبت به اولیای الهی محبت داشته و پیرو آن ها و عقیده‌شان مانند آنان بوده است و با آنان به درجاتی روحی رسیده اند مورد شفاعت قرار خواهند گرفت. یکی از حکمت هایی که باعث شده است خداوند در روز رستاخیز اولیای الهی را واسطه و شفیع این افراد قرار دهد، همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در بین آنان نسبت به یکدیگر وجود دارد. در روایات متعدد و بسیار زیادی به دوستی پیامبر و اهل بیتش تأکید شده است چراکه همین دوستی موجب رابطه معنوی و سنخیتی روحی با آنان می شود.در منبع دینی آمده است کسانی که حلقه ارتباط و اتصال به اولیای الهی را گسسته و امامت را نپذیرفته اند، شفاعت نخواهند شد برای مثال به این روایت اشاره می کنیم که پیامبر اسلام می گوید: «به خدا سوگند ! برای کسانی که فرزندان و ذریه ام را آزار کرده باشند شفاعت نمی‌کنم.[۸]»

رضایت از شفیع[ویرایش]

همانطور که خداوند باید از شفاعت شونده رضایت داشته باشد همانطور هم باید از شفیعان رضایت داشته باشد، چراکه شفیعان واسطه فیض خدا هستند به همین علت شرط اصلی و اساسی آنان این است که مورد رضایت و پسند خدا باشند و آنان کسانی اند که خدا برای این کار پسندیده است و به آن ها اجازه شفاعت داده است.

رضایت از شفاعت شونده[ویرایش]

شفاعت شفاعت شوندگان، باید مورد رضای خدا باشد. یعنی شفاعت در حق کسی خواهد شد که در دنیا، راه حق را رفته و مسیر بندگی را در پیش گرفته باشد.
در حقیقت شفاعت تجلی اراده و خواست خدا برای بخشش بندگانی است که در دنیا عقیده و اعمالشان مورد رضایت خدا بوده است؛ هرچند اگر لغزش و گناهی از آنان سرزده باشد، شفاعت، پاداشی در حق آنان می باشد.

کسانی که از شفاعت محروم می باشند[ویرایش]

به عقیده مسلمانان کافران و مشرکان و کسانی که پیامبر و اهل بیت ایشان را آزار داده اند و همینطور دشمنان اسلام و همچنین کسانی که نماز را سبک می شمارند مورد شفاعت قرار نخواهند گرفت. در روایتی از جعفرصادق در رابطه با کسانی که نماز را سبک می شمارند چنین بیان نموده است: «کسی که نماز را سبک بشمارد شفاعت ما هرگز شامل حالش نمی‌شود.[۹]»

شفاعت از منظر قرآن[ویرایش]

آیه ای در ارتباط با شفاعت بر دیوار مسجد سلطان حسن

آیاتی مرتبط با شفاعت[ویرایش]

بیست ودو آیه در قرآن مربوط به شفاعت است: ۱-الأنبیاء۲۸ ۲-الأعراف ۵۳ ۳-النساء۸۵ ۴-مریم۸۷ ۵-طه۱۰۹ ۶-الزخرف۸۶ ۷-بقره۲۵۵ ۸-یونس۳ ۹-یونس۱۸ ۱۰-السجدة۴ ۱۱-بقره۴۸ ۱۲-سبأ۲۳ ۱۳-غافر۱۸ ۱۴-یس ۲۳ ۱۵-الأنعام۷۰ ۱۶-النجم۲۶ ۱۷-الزمر۴۳ ۱۸-الزمر۴۴ ۱۹-هود۷۴ ۲۰-لمدثر۴۸ ۲۱-الشعراء۱۰۰ ۲۲-بقره۲۵۴

۱- "بگو شفاعت یکسره از آن خداست فرمانروایی آسمانها و زمین خاص اوست سپس به سوی او باز گردانیده می‌شوید " زمر ۴۴

۲-"به جای خدا چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند و نه به آنان سود می‌دهد و می‌گویند اینها نزد خدا شفاعتگران ما هستند بگو آیا خدا را به چیزی که در آسمانها و در زمین نمی‌داند آگاه می‌گردانید او پاک و برتر است از آنچه شریک می‌سازند" یونس ۱۸

۳- "و بسا فرشتگانی که در آسمانهایند شفاعتشان به کاری نیاید مگر پس از آنکه خدا به هر که خواهد و خشنود باشد اذن دهد " نجم۲۶

۴- "ای کسانی که ایمان آورده‌اید از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی و کافران خود ستمکارانند" شعرا ۲۵۴

۵- "خدا کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت برای شما غیر از او سرپرست و شفاعتگری نیست آیا باز هم پند نمی‌گیرید" سجده ۴

آیاتی که شفاعت را نفی میکنند مانند: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنْفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لَابَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَعَةٌ وَالْکَفِرُونَ هُمُ الْظَّلِمُونَ.[۱۰]» ترجمه فارسی آیه: ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه خرید و فروشی در آن است و نه دوستی و نه شفاعتی، و «بدانید که» کافران همان ستمگران هستند. «که هم به خود ستم می‌کنند وهم به دیگران.»

آیاتی که شفاعت را تنها مختص به خدا می دانند مانند: «أللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ مَا لَکُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِیٍ‌ّ وَلَا شَفِیعٍ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ.[۱۱]» ترجمه فارسی آیه: خداوند کسی است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دو است، در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلا یافت؛ برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده ای نیست، آیا متذکّر نمی‌شوید «و پند نمی‌گیرید؟»

آیاتی که از شفاعت دیگران به اجازه خدا یاد میکنند مانند: «اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی الْسَّمَوَتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیْهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَآءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ الْسَّمَوَتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ.[۱۲]

آیاتی که شرایط شفاعت کنندگان را بیان می کنند. مانند:

  • «وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی[۱۳]»ترجمه فارسی آیه: «شفاعت نمی‌کنند مگر برای کسی که مورد رضایت خدا باشد.»
  • «مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَلَا شَفِیعٍ[۱۴]»ترجمه فارسی آیه: «برای ستمکاران، دوستدار و شفیعی نیست.»

مشمولین شفاعت[ویرایش]

مشمولین شفاعت همان اصحاب یمین هستند که دین و اعتقادی صحیح دارند و از بهشتیان محسوب می شوند. «وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی[۱۳]» براساس این آیه شفاعت تنها به کسانی تعلق دارد که خدا از آنان راضی یا خشنود باشد. در این آیه تنها خشنود بودن خدا ملاک می باشد و از شرایط دیگری برای شفاعت ذکر نشده است. به تفسیر مفسران منظور خدا از خشنودی، خشنود بودن از دین آن هاست و نه اعمال آن ها. از این مجموع این آیه ها نتیجه می گیریم که مشمولین شفاعت کسانی هستند که معتد به دین حق باشند، امّا گناهان کبیره انجام داده باشند، چراکه در ابتدای سورۀ نساء به این مسئله اشاره شده است که تنها گناهان کبیره است که تا قیامت باقی می ماند و الا کسانی که مرتکب گناهان صغیره شده اند براساس مفاد ابتدای این سوره مورد عفو قرار می گیرند.

شافعین[ویرایش]

شفاعت دو قسمت است: شفاعت تکوینی و شفاعت تشریعی
شفاعت تکوینی عبارت است از وساطت علل وجودی در میان خدا و موجودات دیگر. براساس این نظر تمام اسباب و علل وجودی، شفیع محسوب می شوند.
شفاعت تشریعی نیز دو قسمت است: یکی شفاعت کنندگان در دنیا که سبب مغفرت، آمرزش و غرب الهی می شوند. موارد زیر را می توان از جمله این شفاعت کنندگان برشمرد:
توبه[۱۵]، قرآن[۱۶] و ایمان[۱۷] عمل صالح، مساجد، اماکن مقدس و متبرکه، روزهای شریف و مهم، انبیاء، ملائکه و مؤمنان.
دیگر شفاعت کنندگان در جهان آخرت و قیامت، از آیه ۱۴۳ سوره بقره، این گونه می توان استفاده نمود که منظور از شهدا، شاهدان اعمال هستند. نه کشته شدگان در راه خدا.

شفاعت از منظر روایات[ویرایش]

شفاعت پیامبر اسلام[ویرایش]

در روایتی نیز از جعفرصادق سؤال شد:

مگر مؤمن به شفاعت محمد صلی الله علیه و آله و سلم درآن روز نیازمند است ؟ فرمود : آری؛ مؤمنان نیز خطاها و گناهانی دارند و هیچ کس نیست مگر این که آن روز به شفاعت محمد صلی الله علیه و آله و سلم محتاج است.[۱۸]

شفاعت قرآن[ویرایش]

علی بن ابیطالب در نهج البلاغه در این باب چنین می گوید:

قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته می شود.[۱۹]

شفاعت اهل بیت پیامبر اسلام[ویرایش]

در حدیث هایی از محمدباقر و جعفرصادق چنین نقل شده است که گفته اند:

به خدا سوگند که ماشفاعت می کنیم؛ به خدا سوگند که ما در حق شیعیان گنهکارمان شفاعت می کنیم چنان که دشمنان ما با دیدن آن می گویند : ما را نه شفاعت کنندگانی است و نه دوستی مهربان.[۲۰]

شفاعت ایمان و عمل صالح[ویرایش]

علی ابن ابیطالب می گوید:

شفیع مردمان، عمل به حق است و پایبندی به صداقت و راستی.[۲۱]

شفاعت توبه[ویرایش]

از علی بن ابیطالب در این باب منقول است که گفته است:

شفاعت کننده ای موفق تر از توبه نیست.[۲۲]

شفاعت پیامبران الهی[ویرایش]

علی ابن ابیطالب در این مورد چنین می گوید:

دعوت پیامبران خدا را اجابت کنید و در برابر آن ها سر تسلیم فرود آورید و فرمان آن ها را ببرید تا مشمول شفاعت آنان شوید.[۲۳]

شفاعت فرشتگان و ملائکه الهی[ویرایش]

از پیامبر اسلام درباره این موضوع منقول است که گفته است :

شفاعت کردن مخصوص پیامبران و اوصیاء و مؤمنان و فرشتگان است.[۲۲]

شفاعت شهیدان راه حق[ویرایش]

پیامبر اسلام در مورد شفاعت شهیدان چنین گفته است:

یک نفر از آن ها در باره هفتاد هزار نفر از خانواده و همسایگان شفاعت می کنند.

شفاعت دانشمندان و علمای دین[ویرایش]

پیامبر اسلام در باب این مسئله چنین گغته است :

یک نفر از آن ها در باره هفتاد هزار نفر از خانواده و همسایگان شفاعت می کنند.[۲۴]

شفاعت مؤمنین[ویرایش]

جعفرصادق دربارۀ شفاعت مؤمنین چنین گفته است:

مؤمن بر دو گونه است : مؤمنی که به عهد و شرط خدا وفا کند و این سخن خدای عزوجل است که « مردانی هستند که به پیمانی که به خدا بسته بودند وفا کردند » . چنین مؤمنی نه گرفتار هول و هراس های دنیا می شود و نه هول و هراس های آخرت . او از کسانی است که شفاعت می کند و نیاز به شفاعت کسی ندارد ؛ «دوم» مؤمنی که چون ساقه گیاه گاه کج و گاه راست می شود . چنین مؤمنی دستخوش هول و هراس های دنیا و آخرت می شود و از جمله کسانی است که برایش شفاعت می شود ولی قدرت شفاعت کردن ندارد.[۲۵]

شفاعت خویشاوندان[ویرایش]

محمدباقر چنین گفته است:

انسان برای قبیله خود شفاعت می کند؛ انسان برای خانواده خود شفاعت می کند؛ انسان به اندازه عمل خود در حق دو نفر شفاعت می کند؛ این است آن مقام محمود.[۲۶]

شفاعت عابدین و کسانی که عمر خود را در اسلام و برای خدمت به خلق خدا صرف کردند[ویرایش]

از جعفرصادق منقول است که در این باب چنین گفته است:

چون روز قیامت شود .... به عابد گفته می شود : به بهشت برو و به عالم گفته می شود : بایست و به سبب آنکه مردم را تربیت و ادب نیکو آموختی، برای آنان شفاعت کن.[۲۷]

از دیدگاه متفکران[ویرایش]

علی شریعتی :شفاعت در اسلام عامل کسب شایستگی نجات است، نه وسیله «نجات ناشایسته»، این فرد است که باید شفاعت را از شفیع بگیرد و سرنوشت خود را بدان عوض کند. یعنی سرشتش را چنان تغییر دهد که شایسته تغییر سرنوشتش باشد.[۲۸]

مرتضی مطهری می نویسد: در شفاعت غلط، شفیع تحت تأثیر گناه‌کار و صاحب قدرت تحت تأثیر شفیع قرار می‌گیرد؛ ولی در شفاعت صحیح، برعکس است: خدا علت مؤثر در شفیع است، و شفاعت شفیع، تحت تأثیر او و به خواست او در گناه‌کار مؤثر واقع می‌شود. سلسله‌جنبان رحمت، در نوع غلط شفاعت، گناه‌کار است و در نوع صحیح آن، مشفوعٌ عنده (خدا) است.[۲۹]

رضا قهرمانی می نویسد:بزرگان دین و ائمه واسطه ای برای تعلیم و تربيت و به تكامل رساندن مردم هستند و آموزه هایشان واسطه ای است برای نزدیکی انسان به خدا و رفتار و عمل به آن موجب رضای خدا و استجابت دعا می شود. شفاعت در حق کسی خواهد شد که در دنیا، راه حق را رفته و مسیر بندگی را در پیش گرفته باشد و مورد رضای خدا باشند.[۳۰]

نقد[ویرایش]

احمد کسروی، در خرده گیری به باور به شفاعت در رساخیز، مینویسد:

اول بايد دانست كه شفاعت در دستگاه عدالت نمي شود، در دستگاه ظلم و جهل مي شود. در زمان قديم پادشاهان مستبد كه بودند احكام آنها از روي جهل يا ظلم بود. بيك مرد بيگناهي تهمت ميزدند و ميآوردند و پادشاه بدون تحقيق حكم مي كرد ببرند سرش را ببرند، يا كسي يك گناه كوچك كرده بود پادشاه خشمش ميگرفت و ميگفت شكمش را پاره كنند. در برابر آنها شفاعت لازم بوده وزيرها بايستي بخاك افتند و بقبله عالم التماس كنند تا بدبختي را از كشته شدن نجات دهند. ولي در دستگاه عدالت شفاعت معني ندارد. مثلاً امروز در عدليه گناهكاري را میآورند و تحقيق ميكنند و حكم ميدهند كه اعدام شود، آيا ممكنست كسي در آنجا شفاعت كند؟!. هيچ تاكنون شده است؟!. مثلاً درباره ي محمود قاتل ، اصغر بروجردي ، پزشك احمدي حكم دادند، آيا كسي شفاعت كرد؟.. آيا ممكن بود بكند؟. اين است كه مي گويم : شفاعت در دستگاه ظلم و جهل مي شود ، در دستگاه عدالت نمي شود .

پس شما كه بشفاعت عقيده داريد معنيش آنست كه دستگاه خدا را دستگاه ظلم و جهل مي شناسيد، معنيش اين است كه بخدا توهين ميكنيد.

بعقيده شما روز قيامت خدا چون براي رسيدگي بحساب مردم مينشيند ، يك دفعه بغضب ميآيد ، نزديك ميشود كه حكم كند آتش جهنم مانند اژدها ، همه را بكام خود كشد ، مردم بترس ميافتند ، ملائكه لرزيدن ميگيرند پيغمبرها وانفسا ميگويند، در چنان هنگامي امامهاي شما پيش ميآيند و بشيعيان خود شفاعت ميكنند. يكي را ميگويند شيعه ماست ، ديگري را ميگويند زوار ماست ، هر كسي را بعنواني از خشم خدا نجات ميدهند ، اگر در يكجا خدا ايستادگي كرد و كار بسختي كشيد فاطمه ي زهرا ناله ميكشد كه عرش و كرسي بلرزه ميافتد ، خدا ناچار ميشود هرچه ميخواهند بدهد. ببينيد چه توهيني بخدا كرديد؟!.

اين معنايش آنست كه امامهاي شما بمردم مهربانتر از خدا بوده اند. خدا خواهد خواست همه را بسوزاند و آنها شفاعت كرده نخواهند گذاشت.

من تعجب ميكنم شما از يك طرف ميگوييد : حساب هست ، كتاب هست . از يك طرف هم ميگوييد شفاعت خواهد بود. اگر حساب و كتاب هست ديگر شفاعت چه معني دارد؟!.[۳۱]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «شفاعت»(فارسی)‎. دانشنامهٔ رشد. بازبینی‌شده در ۱ شهریور ۱۳۸۸. 
  2. فرهنگ فارسی معین، سرواژهٔ «شفاعت».
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «شفاعت در قرآن و حدیث»(فارسی)‎. فارس نیوز. بازبینی‌شده در ۱ شهریور ۱۳۸۸. 
  4. کتاب چند گفتار، نشر نگارش، 1379، گفتار هشتم:پاسخ به چند سؤال
  5. کتاب چند گفتار، نشر نگارش، 1379، گفتار هشتم:رابطه ی میان شفاعت و اذن خدا
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ کتاب چند گفتار، نشر نگارش، 1379، گفتار هشتم:اقسام شفاعت
  7. سوره ی یونس آیه ی 18
  8. بحار ج ۹۳ ص ۲۱۸.
  9. میزان الحکمه ج ۴ ص ۱۴۷۲
  10. سوره بقره، آیه ۲۵۴.
  11. سوره سجده، آیه ۴.
  12. خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مىگيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مىداند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمىيابند كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ سوره بقره، آیه ۲۵۵.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ سوره انبیاء، آیه ۲۸.
  14. سوره غافر، آیه ۱۸.
  15. سوره زمر، آیه ۵۴.
  16. سوره مائده، آیه ۱۶.
  17. سوره حدید، آیه ۲۸.
  18. بحار ج ۸ ص ۴۸.
  19. نهج البلاغه خ ۱۷۶.
  20. بحار ج ۶ ص ۳۷.
  21. غرر الحکم ۵۷۸۹.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ بحار ج ۸ ص ۵۸.
  23. غررالحکم ۲۵۰۹.
  24. خصال ۱۵۶/۱۹۷.
  25. کافی ج ۲/۲۴۸.
  26. بحار ج ۸ ص ۴۳.
  27. علل الشرایع ۳۹۴/۱۱.
  28. کتاب فاطمه فاطمه است ،علی شریعتی ،بخش 5
  29. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج1، عدل الهی، 242
  30. کتاب حقیقت امامت ،رضا قهرمانی ،صفحه 155
  31. کسروی، احمد. گفت و گو - استا رجبعلی دین یاد میگیرد.. چاپخانه پیمان، 1324. 12-13. 

منابع[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

شفاعت از دیدگاه قرآن

پیوند به بیرون[ویرایش]