کتب اربعه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کتب اربعه
Hadith1.png
نویسندهشیخ کلینی
شیخ صدوق
شیخ طوسی
تاریخ نگارشقرن سوم تا پنجم ه‍. ق
سبکحدیث‌نگاری
زبانعربی

اصول اربعه یا کتب اربعه یا به اختصار الاربعه به مجموعه چهار کتاب حدیثی شیعه اطلاق می‌شود که توسط سه محدث بزرگ شیعه، شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ طوسی گردآوری شده‌است. به این سه مؤلف به اختصار محمدون ثلاث (به علت اشتراک نام محمد در آنها) نیز گفته می‌شود. این چهار اثر به ترتیب تاریخ نگارش عبارتند از کافی گردآوری شده توسط محمد بن یعقوب کلینی؛ من لایحضر الفقیه اثر محمد بن علی بابویه، تهذیب الاحکام و الاستبصار تألیف محمد بن حسن طوسی می‌باشند. این آثار چهارگانه به نوعی ارتباط بین شیعیان با روایات امامان خویش می‌باشند.

تا پیش از نگارش اینگونه آثار، شیعیان به واسطه کتبی که توسط اصحاب امامان شیعه نگارش یافته است، به روایات اسلامی دسترسی داشتند. به این کتب که توسط اصحاب امامان نگاشته شده است، اصل می‌گفتند. از آنجا که تعداد این اصول، چهارصد عدد گزارش شده‌است؛ به اصول، اصطلاحا اصول اربعه مائه (اصول چهارصدگانه) گفته می‌شود. نویسندگان کتب اربعه با در اختیار داشتن این اصول -که به تحقیق برخی از پژوهشگران حوزه حدیث ۶۵ اصل از اصول چهارصدگانه را شامل می‌شود- کتب اربعه را در تدوین نمودند.

با وجود آنکه اخباری‌ها تمام روایات کتب اربعه را معتبر قلمداد می‌کنند اما در مقابل اصولی‌ها، روایاتی را که با اصول اعتبار روایت سازگاری داشته باشد را معتبر می‌دانند. در این بین، روایات ضعیف و مجهول کتب اربعه مورد نقد برخی از دانشمندان شیعه قرار گرفته است. به هر حال، انتساب این آثار به نویسندگانشان به اجماع دانشمندان شیعه و بدون تردید قبول شده‌است.

پیشینه[ویرایش]

تاریخ حدیث‌نگاری در اسلام، فراز و نشیب بسیاری را طی کرده‌است. تدوین حدیث از نیمه سده دوم هجری قمری و به دستور عمر بن عبدالعزیز عمل گردید. وی در دوران خلافت خود، بفکر افتاد تا احادیث پیامبر اسلام را جمع‌آوری نماید و به این منظور، به حکام ولایت‌های اسلامی بخشنامه‌ای را صادر کرد تا هر حدیثی منسوب به پیامبر اسلام را بنویسند. در میان این بخشنامه‌ها، مدینه به جهت حضور پیامبر اسلام و صحابه او در آنجا، اهمیت و اهتمام بیشتری داشت. ذهبی در این خصوص می‌نویسد که به سال ۱۴۳ ه‍. ق، عالمان اسلام در مکه و مدینه شروع به تدوین حدیث کردند. اما پیشتر از آن نیز شاگردان محمد باقر (۵۷–۱۱۴ ه‍.ق) اقدام به نگارش و تدوین حدیث نموده‌بودند. این امر در دوران جعفر صادق با توان بیشتری پی گرفته شد و کتب حدیثی فراوانی به اصحاب جعفر صادق (مـ ۱۴۸ ه‍.ق) نسبت داده شده‌است. از این میان می‌توان یه آبان بن تغلب، جابر بن یزید جعفی (مـ ۱۲۸ ه‍.ق)، محمد حلبی (مـ ۱۱۴ ه‍.ق)، زرارة بن اعین (مـ ۱۵۰ ه‍.ق) و محمد بن مسلم طائی (مـ ۱۵۰ ه‍.ق) اشاره کرد. در این خصوص علامه تهرانی در کتاب خویش الذریعه، به یکصد و هفده کتاب حدیث (اصول) اشاره می‌کند که نویسندگان آنها، از بین اصحاب محمد باقر و جعفر صادق بوده‌اند.[۱] روند نگارش حدیث برای شیعیان تا دوران امامت حسن عسکری (مـ ۲۶۰ ه‍.ق) ادامه داشت.[۲]

امامان شیعه همواره به ترغیب شاگردان خویش برای نگارش احادیث می‌پرداختند. محمد باقر در این خصوص به مفضل بن عمر توصیه می‌کند: «بنویس و به این وسیله علم خود را میان برادران دینی‌ات منتشر کن و هنگام مرگ، نوشته‌هایت را برای فرزندانت به ارث بگذار، زیرا زمانی پرآشوب خواهد آمد که بجز بنوشته‌های شما علاقه دینی ممکن نیست.»[یادداشت ۱] در دوران جعفر صادق به جهت آزادی بیان بیشتر، کتب اصول حدیثی در دوران امامت جعفر صادق رونق بیشتری گرفته و اکثر کتب حدیثی در این دوران به نگارش درآمدند. با جمع‌آوری احادیث توسط اصحاب ائمه شیعه، کتب حدیثی شکل گرفتند که در اصطلاح علوم حدیث به آنها اصل گفته می‌شد که تعداد آنها را ۴۰۰ اصل گزارش کرده‌اند. از میان این چهارصد کتاب حدیثی، نام و نشانی ۱۱۱ اثر در کتاب الذریعه گزارش شده‌اند. برخی تعداد این اصول را بیشتر از ۴۰۰ دانسته و عدد چهارصد را تنها تعداد کتبی می‌دانند که توسط شاگردان امامان شیعه تألیف شده‌است. با گذر زمان و روی کار آمدن عباسیان؛ سخت‌گیری بر علویان بیشتر گردید و برای کنترل بیشتر شیعیان، از ملاقات با ائمه شیعه منع صورت می‌گرفت. از این روی شیعیان اهمیت نگارش حدیث را دو چندان دانسته و برای اقدام به جمع‌آوری احادیث انگیزه بیشتری یافتند.[۳][۴]

در مرحله دیگری از عصر حدیث نگاری، شیعیان با توجه به آثار باقی مانده از اصول اربعماه اقدام به نگارش آثار حدیثی نمودند. این نویسندگان با دسترسی به منابعی که از حوادث زمان مصون مانده‌بودند، اقدام به نگارش کتب حدیثی جدید کردند. از این میان می‌توان به حسین بن سعید اهوازی و برادرش حسن بن سعید اشاره کرد. به گواه نجاشی، این دو برادر مجموعاً ۳۰ اثر حدیثی به نگارش درآوردند. از میان آثار این دو برادر، جز منقولاتی که توسط احمد بن محمد بن عیسی اشعری و احمد بن محمد بن خالد برقی؛ اثری باقی نمانده‌است. دیگر نویسندگان حدیث در این دوره، احمد بن محمد برقی (مـ ۲۷۴ ه‍.ق) است که از منقولات حسن و حسین اهوازی، کتابی را تألیف کرد. سعد بن عبدالله اشعری (مـ ۲۹۹ ه‍.ق) نیز دیگر محدث شیعه است که کتبی را در زمینه حدیث نگارش کرده‌است. علی بن مهزیار اهوازی دیگر محدثی است که آثار فراوانی را در حدیث به خود اختصاص داده‌است. احمد بن محمد بن حسین قمی نیز از مؤلفان کتب حدیثی است که به گواه نجاشی بیش از ۱۰۰ اثر حدیثی به رشته تحریر درآورده است. اما با این وجود، به جهت عدم شمول تمام ابواب معارف اسلامی این آثار و همچنین عدم دقت و مراعات اصول نقل حدیث برخی نویسندگان مذکور، نیاز به اثری جامع، دقیق و معتبر برای جامعه اسلامی نمایان بود. همین امر سبب گردید تا حدیث نگاران به نگارش کتب اربعه همت گمارند.[۵] این آثار به جهت حلقه اتصال بودن بین شیعیان و امامان دوازده‌گانه، مورد توجه قرار گرفته‌است.[۶]

کتب اربعه[ویرایش]

تاریخچه و نام‌گذاری[ویرایش]

اولین کتاب از کتب اربعه، به همت محمد بن یعقوب کلینی (شیخ کلینی) و با نام کافی به رشته تحریر درآمد. با فاصله اندکی محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق) کتاب من لایحضره الفقیه را نوشت و پس از آن محمد بن الحسن طوسی (شیخ طوسی) دو کتاب تهذیب و استبصار را گردآوری کرد.[۷] بجز کتاب کافی، سه کتاب دیگر در دوران سلطه آل بویه تألیف شدند و در آغاز دوره سیاسی بویهی‌ها شهرت یافتند. به این چهار کتاب اصلی حدیثی، اولین بار در قرن ششم هجری قمری «کتب اربعه» یا «الاربعه» اطلاق شده‌است. استفاده از این تعبیر احتمالاً به جهت جایگزینی برای صحاح سته (آثار حدیثی اهل سنت) تعبیر شده‌است.[۸] پس از تحریر کتب اربعه، به مرور از رغبت دانشمندان حدیث در اسنتساخ اصول کاسته شد و در نتیجه کتب اصول متروک گردید. در آتش‌سوزی کتابخانه کرخ بغداد به سال ۴۴۷ ه‍. ق، برخی از کتب اصول به کلی از بین رفتند. یکی از عواملی که شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی را که به محمدون ثلاث شهره‌اند، به تدوین کتب اربعه واداشت، وجود تعارض‌ها در روایات، مبارزه با جریان انحرافی غلات و تحریف روایات بود. پس از تدوین کتب اربعه، و با تلاش‌های سید مرتضی و شیخ مفید در زمینه حدیث؛ پرونده نابسامانی در احادیث شیعه در عصر متقدمان بسته گردید و تاریخ شاهد تدوین کتب کلامی و فقهی در بین دانشمندان شیعه بود.[۹]

اعتبار[ویرایش]

اعتبار احادیث کتب اربعه در دیدگاه اخباری‌ها، به‌طور تمام مورد قبول است. بر اساس این دیدگاه، اخباری‌ها وجود تعارض در روایات را دلیل بر بی‌اعتباری روایت نمی‌دانند و با اصل تقیه، این تعارضات را حل می‌نمایند. در مقابل مکتب اصولی قرار دارد که با پذیرش وجود روایات غیر معتبر در منابع روایی، گزینشی عمل کرده و روایات را با معیارهای به‌خصوصی می‌سنجند.[۱۰] اعتبار این چهار کتاب، از جهت انتساب و تعلق به نویسندگان آن‌ها -مشایخ اربعه- نزد کتب رجال و حدیث‌شناسان امری مسجل و قطعی تلقی می‌شود. در خصوص منابع کتب اربعه؛ نمازی شاهرودی، در کتاب الاعلام الهادیه الرفیعه فی اعتبار الکتب الاربعه، پس از تحقیقی که در اعتبار کتب اربعه متحمل شده‌است، ۶۵ اصل از اصول چهارصدگانه را نام می‌برد که در کتب رجال مورد وثوق قرار گرفته‌اند.[۱۱] از دیگر دلایل اعتبار کتب اربعه، قدمت زمان و نزدیکی به عصر صدور روایات می‌باشد.[۱۲] مؤلفین کتب اربعه خود نیز به اعتبار احادیث کتب خویش تصریح دارند. کلینی در اینباره می‌گوید: «در کتاب کافی، تمام آنچه متعلم در فنون علم دین، به آن نیاز دارد و قصد عمل به اخبار درست و سنن صحیح دارد، جمع شده‌است.» حر عاملی و مجلسی این عبارت کلینی را تصریح وی در صحت احادیث کتاب کافی می‌داند. شیخ صدوق نیز در ابتدای کتاب خویش -من لایحضره الفقیه- از حجیت تمام احادیث کتابش سخن به میان می‌آورد. همین عبارت صدوق سبب شده‌است تا برخی چون علامه حلی، احادیث مرسل صدوق را نیز معتبر قلمداد نمایند. در همین خصوص، شیخ طوسی نیز در ابتدای کتاب تهذیب؛ می‌نویسد: «اخباری که در کتابم نقل کرده‌ام، اخبار متواتر و روایاتی است به همراه قرائن دال بر صحت، و همان سنت مقطوعی که اصحاب مشهور ما آورده‌اند.»[۱۳] به این ترتیب اخبار کتب اربعه همگی از مقبولیت عرفی برخوردار بوده اما در خصوص حجیت و اعتبار روایات در کتب اربعه، مشروط به وجود نداشتن موانع اعتبار و حجیت[۱۴] می‌باشد.[۱۵]

شیخ مفید در شرح تصحیح الاعتقاد، کتاب کافی را پر فایده معرفی کرده‌است و تأکید دارد که اصول اربعه مأئه در نزد مشایخ ثلاثه بوده‌است.[۱۶] کاشف‌الغطا، تمام کتب اربعه و آنچه شبیه به آن باشد را از باب اجماع معتبر و احادیثش را صحیح می‌داند. شیخ بهایی نیز این کتب را از باب قرائن متعدد در اعتبارشان، تماماً صحیح می‌داند. سید مرتضی به جهت تواتر، کتب اربعه را معتبر دانسته‌است و مامقانی در رجال خویش، احادیث کتب اربعه را مورد اعتماد می‌خواند.[۱۷]

ویژگی‌ و نقدها[ویرایش]

عکسی از جلد کتاب کافی

کافی اثر شیخ کلینی[ویرایش]

کافی به عنوان اولین کتاب از کتب اربعه، در سخت‌ترین و بحرانی‌ترین شرایط وضعیت فکری و اعتقادی شیعه تدوین شده‌است. نجاشی، کلینی را از بزرگان امامیه گزارش می‌کند و شیخ طوسی او را آگاه به روایات و مورد اعتماد توصیف می‌نماید. محمدباقر مجلسی و سید بن طاووس از اعتماد قاطبه مردم بر وی اشاره دارند. این اثر که در عصر غیبت صغرا نگارش یافته، به گفته مجلسی از جامعیت برخوردار است. جامعیت این کتاب به جهت شمول روایات اعتقادی، اخلاقی و فقهی است که نسبت به سایر کتب اربعه، بی‌نظیر است. از دیگر ویژگی‌های این اثر، صرف ۲۰ سال وقت برای تألیف آن است که نشانه دقت مولف در جمع‌آوری کتاب می‌باشد. دیگر ویژگی خاص این اثر، وجود ثلاثیات[یادداشت ۲] در آن است. کلینی در این اثر به ذکر اسناد کامل روایات پرداخته‌است که در سایر کتب اربعه به این صورت، انجام نگردیده‌است. دیگر ویژگی‌های این اثر، عنوان دهی دقیق و موجز ابواب، تشخیص آسان توضیحات مصنف از اصل روایت و شهرت به اضبط بودن کتاب از سایر کتب اربعه است. کلینی برای حل تعارض روایات در کتابش، به سه مسلک استمداد جسته‌است؛ اول: عرضه روایات بر قرآن. دوم: عرضه روایات بر سنت قطعیه و سوم: مخالفت با احادیث عامه. با این حساب و به اعتقاد شوشتری، اگر از بین روایات متعارض، کلینی تنها یکی از طرفین تعارض را نقل کرده‌باشد؛ آن روایت مورد تأیید خودش را که صحیح می‌داند گزارش نموده‌است. باقی موارد نقل دو روایت متعارض توسط کلینی، نشانه‌ایست بر توقف کلینی در تشخیص طرف صحیح از تعارضات. این اثر از سه بخش اصول، فروع و روضه تشکیل شده که کتاب پایانی (روضه) در انتساب به کلینی محل تردید است. با این حال نجاشی تصریح کرده‌است که کتاب روضه نیز کتاب پایانی کافی است.[۱۸]

معایبی نیز برای کتاب کافی گزارش شده‌است از جمله، وجود روایت‌های ضعیف در کتاب که شامل روایات با ذکر سند مرسل و یا روایات مجهول، مهمل، غالی و راویان ضعیف می‌باشد. از همین رو ابوالقاسم خویی با اشاره به تصریح کلینی در مقدمه کتاب کافی، می‌نویسد که اگر منظور کلینی از این مقدمه، اعتبار و وثاقت تمام راویان کتاب باشد، که این امر صحیح نیست و در روایات کافی از افراد مجهول و ضعیف گزارش شده‌است و اگر منظور کلینی، صحت روایات با استناد به قرائن باشد؛ علاوه بر غیر محتمل بودنش؛ این قرائن اجتهاد شخصی کلینی بوده و نمی‌توان به آن اعتماد کرد. هاشم معروف الحسنی، تعداد ۵۰۷۸ حدیث از مجموع احادیث کافی را صحیح، ۱۴۴ روایت را حسن، ۱۱۲۸ حدیث را موثق[یادداشت ۳] یا قوی و ۹۴۵۸ حدیث را ضعیف می‌داند. ضعف متن دیگر عیب کتاب کافی گزارش شده‌است که تعداد آن را نادر نوشته‌اند. یکی از دلایل وجود اینگونه روایات در کتاب کافی، به جهت نفوذ جریان غلو در کتب اصول بوده‌است.[۱۹]

من لایحضره الفقیه اثر شیخ صدوق[ویرایش]

من لایحضره الفقیه، یکی از آثار شیخ صدوق است که رجال‌شناسان از اعتبار آثار وی سخن به میان آورده‌اند. نجاشی وی را فقیه و آبروی طائفه شیعه می‌داند و علامه حلی وی را در میان دانشمندان حدیث قم، بی‌همتا گزارش کرده‌است. موضوع این اثر، احادیث فقهی است که به گفته خود شیخ صدوق، تمام منابع مورد استفاده آن، معتبر می‌باشند. به گفته صدوق، در تدوین این اثر از آثار یازده مولف استفاده شده‌است که مهمترین آنها سه اثر الرحمه اثر محمد بن عبدالله اشعری، جامع اثر ابن ولید و شرایع تألیف ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) می‌باشد. صدوق در تدوین این اثر، در ابتدای هر باب، روایتی جامع را نقل کرده و سپس به بیان روایات مفصل‌تر پرداخته است. در این اثر، صدوق برخی روایات را تقطیع و یا با توضیحاتی ارائه داده‌است. دلیل این کار، هدف وی در نگارش کتاب فقهی بوده‌است و نه کتاب روایی. بنابراین در این اثر از آیات قرآن، توضیح روایات و بیان فتوای صدوق یاد شده‌است. در این اثر روایات متعارض گزارش نشده و در صورت گزارش، رفع تعارض آن را توضیح داده‌است. همینطور صدوق در برخی موارد به علل احکام شرعی و یا بیان احادیث اعتقادی نیز پرداخته‌است. کتاب من لایحضره الفقیه، مورد توجه عالمان، محدثان و محققان بوده‌است و برخی آن را برتر از سایر کتب اربعه حتی کافی می‌دانند.[۲۰] با وجود آنکه صدوق در مقدمه کتابش برای اعتبار احادیث اثر بیان کرده و آنها را معتبر دانسته‌است، اما کلام وی مبنی بر اعتماد به سخنان استادش در اعتبار احادیث، مورد انتقاد قرار گرفته‌است. همچنین در اعتماد کامل صدوق بر کتاب‌های مرجع نیز مورد انتقاد قرا گرفته است. همچنین صدوق با وجود آنکه طریق خود را به ۳۷۹ تن از مشیخه‌هایش را بیان کرده٬است؛ اما ۱۲۰ تن از مشیخه‌های اسناد خویش را بدون بیان طریق وانهاده است. همینطور ۵۰ نفر از اشخاصی که صدوق از آنها نقل روایت کرده‌است، اصل و کتابی نداشته‌اند تا صدوق به استخراج احادیث از کتاب‌های آنان بپردازد. از نقاط ضعف این کتاب، ۵۰ تن از راویان حدیث می‌باشد که در منابع رجالی تضعیف شده‌اند اما صدوق از آنان نقل روایت داشته‌است. همچنین برخی از فتواهای صدوق نیز به جهت نادر و شاذ بودن، مورد انتقاد قرار گرفته‌است. دیگر نقطه ضعف این اثر، خلط روایات با بیان شیخ است. وجود ۲۰۵۵ روایت مرسل (نزدیک به یک سوم مجموع کتاب) در این کتاب، دیگر نقطه ضعف آن به‌حساب می‌آید.[۲۱]

برگی از یک نسخه نفیس و قدیمی تهذیب الاحکام، مربوط به سده ۱۱ هجری که تاریخ ۵۷۵ قمری در آن دیده می‌شود

تهذیب اثر شیخ طوسی[ویرایش]

از ویژگی‌های اصلی این کتاب، دسترسی نویسنده آن به کتابخانه‌های بزرگی چون کتابخانه سید مرتضی و کتابخانه محله کرخ بغداد و تجمیع روایاتی که شناخته شده نبوده‌اند می‌باشد. در این اثر روایات متعارض گزارش شده‌اند و این مساله به عمق و اعتبار بیشتر می‌افزاید. شیخ در این اثر، روایات ابتدای باب را بر روایات انتهای باب، ترجیح داده‌است. این اثر بر ترتیب کتاب مقنعه اثر شیخ مفید نگاشته شده است. شیخ طوسی، برای اختصار در کتابش، احادیث را با سندی معلق نقل می‌کند و در انتهای کتاب، طریقه خویش به هر راوی را می‌نویسد. روایات این اثر اکثر در زمینه فقه هستند و نسبت به آثار صدوق و کلینی، احادیث فقهی بیشتری را شامل می‌شود. این اثر توانسته ارائه نسبتا کاملی از آراء موافق و مخالف احکام شرعی مورد اختلاف را داشته باشد.[۲۲] بر این اثر نقدهایی وارد شده است از جمله روایت احادیث ضعیف، ضعف در بیان وجوه حل تعارض بین روایات، بیان دلایل غیر محکم برای برخی ادعاها و وقوع خطا و تحریف در نقل سند و متن برخی روایات.[۲۳]

استبصار اثر شیخ طوسی[ویرایش]

این کتاب اولین اثر فقهی شیعی است که به جمع روایات مختلف پرداخته‌است. طبق گفته شیخ طوسی در مقدمه کتاب، طوسی ابتدا حکم شرعی مورد استنباط خودش را به همراه روایت مدنظر بیان کرده و در ادامه روایات مخالف فتوایش را می‌آورد. در نهایت راه جمع یا طرح روایات را توضیح می‌دهد. این اثر با کتاب تهذیب در تنظیم شدن بر اساس کتاب مقنعه، حذف اسانید برای اختصار و کوشش در رفع تعارض میان روایات مشترک است. شیخ طوسی در این اثر روایات را به دو دسته متواتر و غیر متواتر، و غیر متواتر را نیز به دو دسته روایات همراه با قرائن و روایات بدون قرائن (آحاد) تقسیم بندی می‌نماید. بر اساس این تقسیم‌بندی روایات آحاد بدون معارض، مورد پذیرش هستند و در صورت داشتن تعارض، باید قواعد تعادل و تراجیح در تعیین روایت حجت مورد استفاده قرار گیرد. همچنین شیخ در این اثر به بیان برخی از قرائن برای اعتبار روایت پرداخته است. تمام نقدهایی که بر کتاب تهذیب وارد شده بود، بر استبصار نیز وارد شده‌است.[۲۴]

فهرست کتب اربعه[ویرایش]

فهرست کتب اربعه
نام اثر

............................................

نام مؤلف

................................

تاریخ نگارش

ه‍.ق)

حجم اثر توضیحات منبع
ابواب حدیث وجه تسمیه شرح اثر
کافی

یا

کافی فی علم الدین

یا

کلینی

محمد بن یعقوب کلینی رازی ۳۲۹ ۳۵ ۱۶۱۱۹ نام کتاب از مقدمه کلینی بر کتابش مأخوذ است. در مقدمه اثر و علت نگارش کتاب، آمده‌است: «انک تحب ان یکن عندک کتاب کاف یجمع فیه فنون علم الدین.»[یادداشت ۴]همچنین عبارت منسوب به حجت بن الحسن که پس از دیدن کتاب گفته‌اند: «کافی کاف لشیعتا» در شهرت این نام تأثیر بسزایی گذاشته‌است. کتاب کافی شامل سه بخش کلی اصول، فروع و روضه می‌باشد. کلینی در این اثر، روایات را به ترتیب اعتبار بیشتر به کمتر نقل کرده‌است. تالف این اثر بین ۲۰ تا ۳۰ سال زمان برده‌است. [۲۵]
من لایحضر الفقیه

یا

الفقیه

محمد بن علی بابویه قمی ۳۷۲ ۵۶۶ ۵۹۶۳ در مقدمه کتاب آمده‌است که شریف ابوعبدالله نعمت به شیخ صدوق گوید: «زکریا رازی کتابی به نام من لایحضره الطبیب دارد… دوست دارم کتابی در حلال و حرام بنگاری» به این منظور، شیخ نام کتابش را من لا یحضر الفقیه نامید. صدوق روایات این کتاب را تماماً معتبر می‌داند و در مقدمه کتاب به فتوا دادن بر اساس روایات کتابش اذعان دارد. همچنین وی در مقدمه کتاب، از نهایت دقتش در نگارش کتاب یاد می‌کند. در تألیف این اثر تنها به مصدر حدیث اشاره شده و در انتهای کتاب، شیخ طریق خویش را به مصادر بیان می‌کند. در تعداد روایات این اثر اختلافی وجود دارد.[یادداشت ۵] [۲۶]
تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه

یا

تهذیب الاحکام

محمد بن حسن طوسی ۴۱۳ ۳۹۳ ۱۳۵۹۰ طبق مقدمه اثر، شیخ طوسی کتاب استادش شیخ مفید را که با نام الرساله المقنعه شناخته می‌شود، اصل کتاب خویش قرار داده‌است و اقدام به شرح و طرح‌ریزی کتاب کرده‌است. مؤلف در این اثر سند روایات را کوتاه ذکر کرده و در پایان کتاب، سند کامل را بیان کرده‌است. [۲۷]
الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار

یا

الاستبصار

قرن پنجم ۹۲۶ ۵۵۱۱ شیخ طوسی در این اثر سعی در حل اختلافات و معضلات در روایات نموده‌است. شیخ در این اثر نیز همچون اثر قبلی خود، سند کامل روایات را در پایان کتاب متذکر شده‌است. [۲۸]

فهرست مؤلفان مصادر کتب اربعه[ویرایش]

طبرسی در خصوص اصول اربعه مأئه می‌نویسد که چهارهزار نفر از اهل علم، از جعفر صادق روایت کرده و سوالات از وی و جواب‌های او را جمع‌آوری کردند. این کتب جمع‌آوری شده به اصول اربعه‌مأئه شناخته شد. علی نمازی با اشاره به این سخن طبرسی، تمام روایات موجود در کتب اربعه را، اتخاذ شده از همین اصول می‌داند. وی در تحقیقی؛ مؤلفان اصول شصت و پنج‌گانه که توسط مؤلفان کتب اربعه مورد استناد و استفاده قرار گرفته‌است را چنین شرح می‌دهد:[۲۹]

فهرست مؤلفان اصول مورد استناد در کتب اربعه
اصحاب سجاد
اصحاب محمدباقر
اصحاب جعفر صادق
اصحاب موسی کاظم
اصحاب علی الرضا
اصحاب محمد تقی
اصحاب علی النقی
اصحاب حسن عسکری
اصحاب حجت بن الحسن
  • علاوه بر دو اصل مورد تأیید حجت بن الحسن (اصل یونس بن عبدالرحمن به علی بن موسی الرضا و اصل فضل بن شاذان به حسن عسکری، یک اصل نیز به وی متصل است:

یادداشت[ویرایش]

  1. «اکتب و بث علمک فی اخوانک، فإن مت فاورث کتبک بنیک فانه یأتی علی الناس زمان هرج لا یستأنسون الا بکتبکم» رک: اعیان الشیعه، ج۱، ص ۹۲
  2. ثلاثیات روایاتی است که با سه واسطه به امامان شیعه رسیده باشد. رک: هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۱۹۸.
  3. حدیث حسن: حدیثی است که شیعه و ممدوح بوده‌است ولی تصریح به عدالت وی نشده‌است. حدیث موثق: حدیثی است که در سلسله سند آن، فرد مسلمان غیر شیعه مورد وثوق باشد. حدیث قوی: حدیثی است که در سلسله سند آن فرد شیعه وجود دارد که مدح و ذمی درباره او نرسیده است. رک: هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۰۳.
  4. ترجمه: «گویا مایلی که نزدت کتابی باشد که با جامعیت در علوم دین، کافی باشد.»
  5. حسن صدر، تعداد روایات من لایحضر را ۹۰۴۴ عدد روایت می‌داند؛ اما سید حسن خرسان این روایات را ۵۹۳۶ می‌داند. این اختلاف در تعداد روایات ناشی از در هم آمیختن روایات با فتاوای شیخ صدوق می‌باشد. رک: ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۷.

پانویس[ویرایش]

  1. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۶۶–۱۶۷.
  2. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۵.
  3. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۶۹–۱۷۱.
  4. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۵.
  5. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۷۱–۱۷۳.
  6. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۱۹۵.
  7. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۷۴.
  8. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۴.
  9. جمعی از محققین، دانشنامه جهان اسلام، ۳۲۸۶، ذیل عنوان تدوین حدیث.
  10. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۶۱.
  11. میر، «بررسی اعتبار کتب اربعه»، سفینه، ۸۳.
  12. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۱۹۵.
  13. میر، «بررسی اعتبار کتب اربعه»، سفینه، ۹۱–۹۲.
  14. از جمله موانع اعتبار و حجیت روایات: مخالفت عقل، مخالفت کتاب، مخالفت سنت قطعیه، مخالفت عمل مشهور، وجود اخبار مخالف، وجود اضطراب در روایت و... می‌باشد. رک: هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۳۴.
  15. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۳۴.
  16. میر، «بررسی اعتبار کتب اربعه»، سفینه، ۸۸.
  17. میر، «بررسی اعتبار کتب اربعه»، سفینه، ۹۲–۹۳.
  18. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۱۹۸-۲۰۱.
  19. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۰۲-۲۰۵.
  20. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۱۴-۲۱۸.
  21. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۱۸-۲۱۹.
  22. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۵-۲۲۸.
  23. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۳۱.
  24. هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۸-۲۳۲.
  25. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۷۴–۱۷۹.
    ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۵ و ۱۶۶.
    میر، «بررسی اعتبار کتب اربعه»، سفینه، ۸۲.
    هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۰۰.
  26. مدیرشانه‌چی، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۸۳–۱۹۰.
    ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۶–۱۵۷.
  27. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۸–۱۵۹.
    هاشمی خانعباسی و رجایی‌پور، «کتب اربعه، مزیت‌ها و اشکالات»، فقه و تاریخ تمدن، ۲۲۶.
  28. ذوقی، «سه گفتار در باب کتب اربعه»، سفینه، ۱۵۹–۱۶۰.
  29. میر، «بررسی اعتبار کتب اربعه»، سفینه، ۸۳–۸۷.

منابع[ویرایش]

  • مدیرشانه‌چی، کاظم (۱۳۴۷). «کتب اربعه حدیث شیعه». نامه آستان قدس (سی و هشتم): ۱۶۵–۱۹۲.
  • میر، منصور (۱۳۸۳). «بررسی اعتبار کتب اربعه از دیدگاه آیت الله نمازی شاهرود». سفینه (دوم): ۸۰–۱۰۹.
  • هاشمی خانعباسی، سید علی؛ رجایی‌پور، مصطفی (۱۳۸۹). «کتب اربعه مزیت‌ها و اشکالات». فقه و تاریخ تمدن (بیست و ششم): ۱۹۴-۲۳۸.
  • ذوقی، فتح‌الله (۱۳۹۱). ترجمهٔ حسین متقی. «سه گفتار در باب کتب اربعه، کافی و کلینی» (PDF). سفینه (سی و پنجم): ۱۵۳–۱۷۲.
  • جمعی از محققین (۱۳۹۵). دانشنامه جهان اسلام. قم: دایرة المعارف بزرگ اسلام.

پیوند به بیرون[ویرایش]