اسلام‌هراسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پرچم فرضی مسلمانان فاشیست
پیروزی قزاق اوکراینی با سر یک مسلمان

اسلام‌هراسی یا اسلاموفوبیا یا اسلام‌ستیزی (انگلیسی: Islamphobia) به ترس، نفرت یا تبعیض علیه دین اسلام یا مسلمانان گفته می‌شود و متضمن نوعی از نژادپرستی است.[۱]

گروهی در پارلمان بریتانیا در سال ۲۰۱۸ اسلام‌هراسی را چنین تعریف می‌کند: «اسلام‌هراسی ریشه در نژادپرستی دارد و گونه‌ای از نژادپرستی است که جلوه‌های واقعی یا تصوری از مسلمانی را هدف می‌گیرد.»[۲]

سابقه‌ی این اصطلاح به دهه ۱۹۸۰ بازمی‌گردد[۳]، اما پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ استفادهٔ بیشتری از آن شده است.

مؤسسهٔ رانیمد تراست در انگلستان که به امر تبعیض و نفرت در این کشور می‌پردازد، در ۱۹۹۷ اسلام‌هراسی را ترس و نفرت از اسلام و بنابراین ترس و نفرت از همه مسلمانان تعریف کرد و ابراز داشت که این اصطلاح بر تبعیض و طرد مسلمانان از زندگی اقتصادی اجتماعی و عمومی کشور نیز دلالت دارد.[۴] همچنین اسلام‌هراسی در بردارنده این برداشت است که اسلام فاقد ارزش مشترک با دیگر فرهنگ‌هاست، در مقایسه با غرب در موقعیتی فرودست قرار دارد، و بیش از آنکه دین باشد، یک ایدئولوژی سیاسی است.[۵]

منشا و تعریف[ویرایش]

اندیشکده‌ی رانیمید، پس از گزارشی که در سال ۱۹۹۴ درباره‌ی یهودستیزی منتشر کرد، در سال ۱۹۹۷سفارش تنظیم گزارشی را از وضعیت اسلام‌ستیزی در بریتانیا را به کمیسیونی به سرپرستی گوردون کان‌وی، معاون ریاست دانشگاه ساسکس، داد. این گزارش چند ماه بعد با عنوان «اسلام‌هراسی: چالشی برای همه‌ی ما» بدست جک استرا، وزیر امور داخلی بریتانیا در آن زمان، منتشر شد.

این گزارش ۸ نشانه برای تفکر اسلام‌هراسانه برمی‌شمرد[۶]:

  1. نگاه به اسلام به عنوان یک تکه سنگ، ایستا، و تغییرناپذیر
  2. گاه به اسلام به عنوان چیزی جداگانه و «دیگری» که ارزشهایی مشترک با دیگر فرهنگها ندارد، از آنان تاثیر نمی‌گیرد و رویشان اثر نمی‌گذارد.
  3. نگاهی که اسلام را پایین‌تر از غرب می‌بیند و آن را وحشی، غیرعقلانی، بدوی، و جنسیت‌زده می‌داند.
  4. نگاهی که اسلام را خشن، تهاجمی، تهدیدآمیز، حامی تروریزم، و درگیر در نبرد تمدنها می‌داند.
  5. نگاهی که اسلام را یک ایدئولوژی سیاسی می‌بیند که برای کسب برتری سیاسی با نظامی بکار می‌آید.
  6. مردود دانستن فوری هرگونه نقدی که مسلمانان بر «غرب» می‌کنند.
  7. وقتی خصومت با اسلام برای توجیه اعمال تبعیض‌آمیز علیه مسلمانان و جداکردنشان از بدنه‌ی جامعه بکار رود.
  8. وقتی خصومت ضد مسلمانان طبیعی و عادی دیده شود.

در سال ۲۰۱۸، گروهی همه حزبی در پارلمان بریتانیا با عنوان «گروه همه‌حزبی پارلمانی در امور مسلمانان بریتانیا»[۲] گزارشی به عنوان «تعریف اسلام‌هراسی[۷]» منتشر کرد. این گزارش اسلام‌هراسی را نوعی از نژادپرستی می‌داند که «جلوه‌های واقعی یا مفروض مسلمانی را هدف می‌گیرد.»[۸].

اصطلاحات[ویرایش]

تعدادی دیگر از اصطلاحات برای اشاره به احساسات و گرایشات منفی در برابر اسلام و مسلمانان از قبیل ضد اسلام گرایی، عدم تحمل مسلمانان، تعصب ضد اسلامی، نفرت از مسلمانان، ضد گرایش به اسلام، مسلمان هراسی و اهریمن ماهیتی اسلام و مسلمانان وجود دارند. در آلمان از دو واژه اسلام هراسی (ترس) و اسلام ستیزی ( خصومت) استفاده می شود. در اسکاندیناوی واژه ای به معنای نفرت از مسلمانان به کار می رود.[۹]

هنگامیکه تبعیض در برابر مسلمانان با تاکید بر وابستگی و هواخواهی مذهبی شکل گرفت ، واژه های ضد اسلام گرایی[۱۰] ، ضد مسلمانی[۱۱] و ضد مسلمانان به جای مسلمان هراسی پدیدار شد [۱۲][۱۳][۱۴] و به افرادی که برای مسمانان تبعیض قائل می شوند در کل اسلام هراس [۱۵] [۱۶] ، ضد مسلمان [۱۷] ، فعال ضد اسلام [۱۸] ، ضد پیروان محمد[۱۹] با نوشتاری گوناگون می گویند[۲۰] درحالیکه کسانی که توسط فرقه ها و یا احزاب خاص تشویق به اینکار شدند ضد مسجد[۲۱]، ضد شیعه [۲۲] ( شیعه هراس [۲۳])، ضد صوفی گرایی[۲۴] (صوفی هراس)[۲۵] و ضد سنی (سنی هراس ) گفته می شود. [۲۶]

ریشه یابی و تعاریف[ویرایش]

کلمه " اسلام هراسی " ، واژه ای جدید است که از کلمه" اسلام" و پیشنودی یونانی به معنای ترس تشکیل شده. این پیشوند در زبان انگلیسی برای ساختن اسامی با مفهوم" ترس از ....." یا "نفرت از ......" به کار می رود.

بنا به واژه نامه انگلیسی اکسفورد، این کلمه به معنای نفرت زیاد و یا ترس از ان است به خصوص به عنوان یک نیروی سیاسی ، خصومت ویا تعصب نسبت به مسلمانان می باشد و در زبان انگلیسی از اوایل سال 1923 نثبیت شده است. یک پروژه تحقیقاتی مستند سازدر باره اسلام هراسی در دانشگاه بکرلی کالیفرنیا کاربرد این واژه را پیشنهاد داد. " اسلام هراسی ترس یا تعصبی ساختگی است که با تحریک ساختار قدرت جهانی اروپا محور و خاورشناسی شکل گرفته و هدفش متمرکز بر درک تهدید واقعی مسلمانان در بقا؛ و گسترش مخالفتهای کنونی در زمینه های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است در حالیکه لزوم استفاده از خشونت را به عنوان ابزاری برای " هوشیار سازی تمدن گرایانه " در جوامع مسلمان نشین و بقیه جوامع توجیه می کند. این واژه ساختار نژادی جهان را در مخالفت همیشگی و رو به رشد با توزیع منابع دوباره ارائه و اثبات میکند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Sandra Fredman, Discrimination and Human Rights, Oxford University Press, ISBN 0-19-924603-3, p.121.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ «APPG on British Muslims». APPG on British Muslims (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۱۴.
  3. Islamophobia: A Challenge for Us All, Runnymede Trust, 1997, p. 1, cited in Quraishi, Muzammil. Muslims and Crime: A Comparative Study, Ashgate Publishing Ltd. , 2005, p. 60
  4. Islamophobia: A Challenge for Us All, Runnymede Trust, 1997, p. 5
  5. (۱۳۸۸) تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از ۱۱ سپتامبر، فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر هلسینکی، ترجمه علی مرشدی‌زاده، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ص ۷
  6. «Runnymede Trust / Publications & Resources». www.runnymedetrust.org. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۱۴.
  7. «تعریف اسلام‌هراسی» (PDF). گروه همه‌حزبی پارلمانی بریتانیا در امور مسلمانان بریتانیا.
  8. Allen, Chris. "Why UK's working definition of Islamophobia as a 'type of racism' is a historic step". The Conversation. Retrieved 2019-04-14.
  9. Kaya, Ayhan (2014). "Islamophobia". In Cesari, Jocelyne. The Oxford Handbook of European Islam. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-960797-6.
  10. Carpente, Markus (2013). Diversity, Intercultural Encounters, and Education. p. 65.
  11. Pande, Rekha (2012). Globalization, Technology Diffusion and Gender Disparity. p. 99.
  12. Racism and Human Rights. p. 8, Raphael Walden – 2004
  13. Muslims in Western Europe. p. 169, Jørgen S. Nielsen – 2004
  14. Children's Voices: Studies of Interethnic Conflict and Violence in European schools, Mateja Sedmak, p124
  15. Kuwara, Ibrahim (2004). Islam Nigeria-UK Road Tour. p. 6.
  16. 2002, Fred halliday, Two hours that shook the world, p. 97
  17. Kollontai, Pauline (2007). Community Identity: Dynamics of Religion in Context. p. 254. ISBN 9780567031570.
  18. Seid, Amine (2011). Islamic Terrorism and the Tangential Response of the West. p. 39. ISBN 9781467885676.
  19. Arasteh, Kamyar (2004). The American Reichstag. p. 94.
  20. Goknar, Erdag (2013). Orhan Pamuk, Secularism and Blasphemy. p. 219.
  21. Dressler, Markus (2011). Secularism and Religion-Making. p. 250.
  22. Kaim, Markus (2013). Great Powers and Regional Orders. p. 157.
  23. 2013, Glen Perry, The International Relations of the Contemporary Middle East, p. 161
  24. Toyin Falola – 2001, Violence in Nigeria: The Crisis of Religious Politics and Secular Ideologies, p. 240, "Anti-Sufism itself is therefore a marker of identity, and the formation of the Izala proves this beyond any reasonable doubt".
  25. Colonialism and Revolution in the Middle East, p. 197, Juan Ricardo Cole – 1999, "Ironically, the Sufi-phobia of the British consuls in the aftermath of 1857 led them to look in the wrong places for urban disturbances in the 1860s."
  26. 2005, Ahmed Hashim, Insurgency and Counter-insurgency in Iraq, Cornell University Press (2006), شابک ‎۹۷۸۰۸۰۱۴۴۴۵۲۴

پیوند به بیرون[ویرایش]