تفسیر قرطبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تفسیر قُرطُبی، تفسیری مفصّل با گرایش فقهی از قرن هفتم، نوشتة ابوعبداللّه محمدبن احمد انصاری قرطبی، مفسر و فقیه مالکی . نام اصلی آن الجامع لاِ حکامِ القرآن و المُبَیِّن لِما تَضَمَّنه مِن السُنّة و آیِ الفُرقان است [۱]. بخش عمدة این تفسیر به بیان احکام فقهی و اختلاف مذاهب فقهی اختصاص دارد ولی به مباحث کلامی و اخلاقی و ادبی و تاریخی و اجتماعی نیز پرداخته است .
قرطبی در خطبة کتاب به روش تفسیری خود و شیوه های دیگر مفسران اشاره کرده و در مقدمه ای مفصّل، مباحثی در بارة آداب تلاوت قرآن، اِعراب و تعلیم آن، ثواب قرائت قرآن، تفسیر به رأی و ویژگیهای آن، اعجاز و عدم تحریف قرآن آورده است [۲]؛ همچنین بخشهایی از رسالة مفقود ابوبکر محمدبن قاسم انباری [۳]، به نام الرّدُّ علی مَن خالَفَ مُصْحَفَ عثمان [۴]، را در مقدمة تفسیرش آورده است [۵].
قرطبی در تفسیر آیات گاه تفسیر چند آیه را ذیل ابوابی که از چند مسئله تشکیل یافته است می آورد، نظیر سورة فاتحة الکتاب که تفسیر آن را در چهار باب قرار داده است [۶] و گاهی تفسیر آیات را به صورت مسائل مستقل می آورد، نظیر آیة سوم سورة اعراف که آن را در دو مسئله ذکر کرده است [۷] و گاه آیات را بدون دسته بندی در قالب باب یا مسئله تفسیر می کند، نظیر آیة ۵۴ سورة الرحمن [۸].
از ویژگیهای تفسیر قرطبی، که خود او در مقدمة تفسیر به آن اشاره کرده است، نقل سخنان و آرا با ذکر نام گوینده و مأخذ آنهاست [۹]. با وجود این، گاهی نام گوینده و مأخذ آن را ذکر نمی‌کند [۱۰]. از جمله کسانی که قرطبی از آنان بسیار سخن نقل کرده، ابن عطیة اندلسی است . قرطبی گاهی عین مطالب را از تفسیر او با ذکر نام، و در مواردی بدون ذکر نام، نقل می کند و گاهی سخن او را به خود نسبت می دهد و گاهی به رد سخن او می پردازد [۱۱]. وی همچنین از تفسیر طبری، احکام القرآن کیا هرّاسی، احکام القرآن ابن عربی، اعراب القرآن و معانی القرآن هر دو از ابوجعفر نحّاس نحوی، صحاح شش گانة حدیث، التفصیل الجامع لعلوم التنزیل نوشتة احمدبن عمار مهدوی، الکشّاف عن حقائق التنزیل زمخشری و برخی کتابهای دیگر بهره برده است [۱۲].
قرطبی برای ریشه یابی لغات و معانی آنها و مباحث نحوی و قرائتهای مختلف، بخش جداگانه ای اختصاص داده و حتی برای بیان احکام فقهی به ریشة لغات و مباحث نحوی پرداخته [۱۳] و شواهد شعری بسیاری هم آورده است [۱۴].
در تفسیر قرطبی برخی آیات به مدد آیات دیگر تفسیر شده است [۱۵]. در این تفسیر اسرائیلیات نیز بسیار راه یافته است [۱۶]. قرطبی به تفسیر رمزی توجهی نداشته، اما تفسیر صوفیانه را پذیرفته و مطالبی از تفاسیر صوفیانی چون ابوعبدالرحمان سُلَمی و قُشَیری نقل کرده است [۱۷].
برخی مؤلفان، تفسیر قرطبی را «تفسیر به رأی » دانسته‌اند [۱۸]، اما قرطبی در مقدمة تفسیرش فصلی را به نقل احادیث نهی از تفسیر به رأی اختصاص داده و در آن به نقد کسانی پرداخته است که معتقدند قرآن را فقط از طریق نقل باید تفسیر کرد. او کسانی را که با مبانی علمی صحیح و در مقاصد و اهداف شایسته از آیات الاهی بهره می گیرند، مشمول این احادیث ندانسته و این نهی را بر دو گروه تطبیق داده است :

  1. کسانی که اندیشه ای را می پذیرند و سپس آیات قرآن کریم را برای توجیه آن به کار می گیرند.
  2. کسانی که با اندک توجه به ظاهر آیات به تفسیر آنها می پردازند [۱۹].


قرطبی در تفسیر خود به آرای مذهب اشعری پایبند است و جنبه های کلامی آیات را با عقاید اشعری توجیه می کند؛ مثلاً در تفسیر آیة ۱۴۳ سورة اعراف ــ که طبق آن حضرت موسی درخواست کرد که پروردگار، خودش را به وی نشان دهد، اما پاسخ شنید که هرگز مرا نخواهی دید ــ قرطبی، مطابق عقاید اشاعره، رؤیت خداوند را فقط در دنیا نفی کرده و کسانی را که به نفی کلی رؤیت معتقدند، گمراه و بدعتگذار می داند [۲۰]. او همچنین در بسیاری موارد به آرای معتزله، قدریه، صوفیان، شیعیان، خوارج، کرامیه، حلولیه، زنادقه، قرامطه و دیگر فرق و مذاهب دینی و سیاسی اشاره کرده و به رد و طعن آنها پرداخته است [۲۱].
قرطبی در فقه پیرو مالک بن انس بوده و در تفسیر آیات فقهی، ضمن نقل آرای فقیهان مذاهب دیگر، به بیان دیدگاههای فقهی مالک بن انس و اثبات آنها پرداخته است . بااینهمه، در مواردی که دلیل مالک را استوار ندانسته و به دلایلی محکمتر دست یافته، اقوال دیگران را بر فتوای مالک مقدّم داشته است [۲۲]. او همچنین در برخی موارد به مسائل اصول فقه از دیدگاه اهل سنّت اشاره کرده است [۲۳].
عمادالدین اسماعیل بن عمرو ابن کثیر در تفسیرالقرآن العظیم، محمدبن علی شوکانی در دو کتاب فتح القدیر و الجامع بین فَنَّیِ الروایة و الدرایة من علم التفسیر، محمدامین بن محمدمختار شَنقیطی در اضواءالبیان فی ایضاح القرآن بالقرآن و جمال الدین محمدبن محمد قاسمی در محاسن التأویل از تفسیر قرطبی اثر پذیرفته‌اند [۲۴].
چاپ تفسیر قرطبی نخستین بار در قاهره از ۱۳۱۴ ش / ۱۹۳۵ آغاز شد و مجلدات بیست گانة آن بتدریج انتشار یافت و بارها در مصر و لبنان و ایران تجدید چاپ شد. مقدمة این تفسیر نیز با تحقیق محمد طلحه بلال مینار جداگانه در سال ۱۴۱۸ ق یا ۱۹۹۷ م در بیروت به چاپ رسیده است . سه مختصر هم از این تفسیر وجود دارد:

  1. مختار تفسیرالقرطبی از توفیق الحکیم (قاهره ۱۹۷۷)
  2. تفسیر القرطبی از عرفان حسونه (بیروت ۲۰۰۱)
  3. تفسیر القرطبی از محمدکریم راجح

وی با حذف تفاصیل احکام فقهی که با محتوای آیه پیوند مستقیمی ندارند و حذف پاره ای از مباحث لغوی و اعرابی و نحوی و اسرائیلیات، آن را در پنج جلد در بیروت چاپ کرده است . همچنین عبدالعال سالم مکرم، شواهد شعری تفسیر قرطبی را با عنوان الشواهدالشعریة فی تفسیر القرطبی در ۱۴۱۸ق یا ۱۹۹۸م در چهار جلد در بیروت چاپ کرده است .

منابع[ویرایش]

  • دانشنامه جهان اسلام
  • ابن عطیّه
  • المحرر الوجیز فی تفسیرالکتاب العزیز، ج ۱، ] رباط [ ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵؛ ابن ندیم
  • الفهرست، چاپ ناهد عباس عثمان
  • دوحه ۱۹۸۵؛ محمدعلی ایازی
  • المفسرون : حیاتهم و منهجهم
  • تهران ۱۴۱۴؛ عبدالقادر رحیم جدی الهیتی
  • ابوعبداللّه القرطبی و جهوده فی النحو و اللغة فی کتابه الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶
  • قصبی محمود زلط
  • القرطبی و منهجه فی التفسیر
  • کویت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛ محمدبن احمد قرطبی
  • الجامع لاحکام القرآن
  • الامام القرطبی شیخ ائمة التفسیر
  • دمشق ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛ مصطفی ابراهیم مشنی
  • مدرسة التفسیر فی الاندلس
  • بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ محمدعلی مهدوی راد
  • «شناسائی برخی از تفاسیر عامّه »

پشمک[ویرایش]

  1. قرطبی، ج ۱، ص ۳
  2. (ج ۱، ص ۱ـ ۷۸)
  3. متوفی ۳۲۸
  4. ابن ندیم، ص ۱۴۸
  5. (قرطبی، ج ۱، ص ۸۰ ـ ۸۶)
  6. رجوع کنید به ج ۱، ص ۱۰۸ـ۱۵۱
  7. رجوع کنید به همان، ج ۷، ص ۱۶۱ـ۱۶۲
  8. رجوع کنید به قرطبی، ج ۱۷، ص ۱۷۹ـ۱۸۰
  9. (همان، ج ۱، ص ۳)
  10. (مشنی، ص ۶۹۹ـ۷۰۱؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی، ج ۲، ص ۳۷، که از ابن عَطیّه، ج ۱، ص ۲۹۹ـ۳۰۰ نقل کرده است )
  11. ( رجوع کنید به مشنی، ص ۶۹۷ـ۷۰۲؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی، ج ۱، ص ۴۰۷ـ ۴۰۸، که از ابن عطیه، ج ۱، ص ۲۲۸ نقل و در آن مناقشه کرده است )
  12. (زلط، ص ۱۲۳ـ۱۸۳؛ مشنی، ص ۶۹۱ـ ۷۰۲؛ ایازی، ص ۴۱۱؛ مهدوی راد، ص ۸۲ـ۸۵)
  13. (جدی الهیتی، ص ۴۶ـ۵۱)
  14. (همان، ص ۴۹؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله )
  15. (جدی الهیتی، ص ۴۹؛ مشنی، ص ۱۴۹؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی، ج ۱، ص ۱۵۷، ج ۱۵، ص ۱۳۳ـ۱۳۴)
  16. (زلط، ص ۴۱۰ـ۴۱۷)
  17. (همان، ص ۳۰۸ـ۳۰۹؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی، ج ۱، ص ۱۴۵، ج ۴، ص ۲۳۷)
  18. (زلط، ص ۱۸۶؛ مهدوی راد، ص ۵۰)
  19. (ج ۱، ص ۳۳ـ۳۴)
  20. (ج ۷، ص ۲۷۸ـ۲۷۹)
  21. (برای نمونه رجوع کنید به ج ۱، ص ۹۸، ۱۴۹، ۱۹۳، ج ۳، ص ۴۷، ج ۴، ص ۱۴، ۱۶۳، ج ۷، ص ۱۶۵؛ برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به محمود سلمان، ص ۱۸۷ـ۲۳۷)
  22. (مهدوی راد، ص ۶۲؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی، ج ۲، ص ۳۲۲)
  23. (ج ۲، ص ۵۷ ـ ۵۸، ج ۷، ص ۱۱۹)
  24. (مشنی، ص ۸۶۴ ـ۸۸۱)