محمد صادقی تهرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد صادقی تهرانی
Drsadeghi.jpg
شناسنامه
نام کامل محمد صادقی اصفهانی
لقب

آیت‌الله العظمی
دکتر، حاج شیخ
خادم القرآن
علامه، علامه مجاهد

لقب علامه ی مجاهد را آیت الله خوئی به ایشان اعطا کرده اند.[۱]
تاریخ تولد ۱ فروردین ۱۳۰۵
زادگاه تهران ایران
محل تحصیل تهران و قم
محل زندگی قم
محل مرگ ۱ فروردین ۱۳۹۰ (۸۵ سالگی) قم
اطلاعات علمی
استادان میرزا محمدعلی شاه‌آبادی
حسین طباطبایی بروجردی
محمدحسین طباطبایی
میرزا مهدی آشتیانی
میرزا احمد آشتیانی
روح‌الله خمینی
تالیفات

الفرقان فی تفسیر القرآن بین الکتاب والسنة
تفسیر البلاغ
ترجمان قرآن
ترجمان فرقان (تفسیر مختصر ۵ جلدی)
اصول الاستنباط
غوص فی البحار
تبصرة الفقهاء
نماز و روزه مسافران
علیٌ والحاکمون

و...[۲]
وبگاه رسمی

http://forghan.com http://forghan.ir

http://forghan.org

محمد صادقی اصفهانی معروف به صادقی تهرانی، (تولد: ۱ فروردین ۱۳۰۵ تهران - درگذشت: ۱ فروردین ۱۳۹۰ قم) از مراجع تقلید شیعه و مفسران قرآن است. وی صاحب تفسیر «الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه» و مترجم قرآن کریم «ترجمان وحی» است. وی از سید ابوالقاسم خویی حکم اجتهاد دارد که در آن علامه مجاهد خطاب شده است.[۳] وی از جمله حافظین موضوعی قرآن بوده و با توجه به تألیفات متعدد تفسیری از جمله، تفسیر تسلسلی قرآن با عنوان «الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه» در سی جلد به زبان عربی و همین‌طور تفسیر موضوعی سی جلدی قرآن، به زبان عربی (تفسیر الفرقان موضوعی)، همچنین تفسیر مختصر قرآن به زبان عربی با عنوان تفسیر البلاغ در یک جلد و تفسیر قرآن پنج جلدی فارسی به نام ترجمان فرقان و ترجمه تفسیری قرآن به زبان فارسی با عنوان ترجمان وحی از جمله نوادر اندیشمندان و متخصصین برجسته در این رشته از معارف الهی به شمار می‌رود که در این وسعت تعدادی و مفهومی، در تفسیر قرآن وارد شده است. وی از معدود مراجع تقلید شیعه بود که علاوه بر طی مدارج رسمی حوزوی، تحصیلات عالی کلاسیک دانشگاهی داشته و دارای مدرک دکترای عالی الهیات و معارف اسلامی و چهار مدرک لیسانس حقوق، علوم تربیتی، فلسفه و فقه از دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۸ هجری خورشیدی است.[۴]

معرفی کلی[ویرایش]

محمد صادقی تهرانی، سرسلسله دار بیداری قرآنی در تاریخ معاصر جهان اسلام بود و با پیشینهٔ بیش از نیم‌قرن مجاهدت در حوزه‌های علمیه قم، تهران، نجف، مکه، مدینه، بیروت و سوریه و کاوش بی‌شائبه درون قرآنی، برای دریافت و نشر حقایق و ظرائف کلام وحی الهی و تألیف بسیاری کتب فقهی، اصولی، مقارنات ادیان، فلسفی، عرفانی، عقیدتی، سیاسی و ... بر مبنای قرآن‌کریم، بنیانی نوین در بیداری قرآنی تاریخ معاصر جهان اسلام نهاد.[۵]

وی از مراجع تقلید شیعه و مفسران معاصر است که تفسیر «الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه» او، یکی از چند تفسیر ممتاز و در خور توجه سده اخیر در جهان اسلام به شمار می‌آید. آثار و تألیفات گوناگون وی بالغ بر یکصد اثر در خور توجه بوده که به دلیل تخصص ویژه‌اش در قرآن‌شناسی، بسیاری از این آثار در ارتباط با زمینه‌های گوناگون قرآنی است؛ چنان‌که دیگر آثارش در زمینه‌های فقهی، کلامی، فلسفی و جز آن نیز دارای لون و صبغه قرآنی است؛ چنان‌که کتاب «تبصره الفقهاء» وی را می‌توان یک دوره بازنگری تطبیقی کامل ابواب فقهی بر محور قرآن به شمار آورد. صادقی تهرانی به جد، روش تفسیر قرآن به قرآن را باور داشته و با تکیه و اعتماد اصلی بر قرآن، منابع دیگر دینی را با نگاه نقادانه نگریسته و به همین دلیل در برخی موارد دیدگاه‌های ویژه‌ای از سوی وی ارائه شده است. او در کنار تفسیر، از ده‌ها سال پیش در زمینه مطالعات تطبیقی ادیان نیز تلاش‌های علمی گسترده‌ای داشته و افزون بر مطالعات و تألیفات متعدد در این زمینه با حضور و اقامت چند ساله در کشورهای عربی و اسلامی گفتگوهای بسیاری با عالمان دیگر ادیان نیز داشته است.

آثار او در زمینه مطالعات تطبیقی ادیان، شامل کتابهای: عقائدنا، المقارنات، رسول الاسلام فی الکتب السماویه، بشارات عهدین، مسیح از نظر قرآن و انجیل و … است؛ افزون بر مطالب ارزشمندی که در این زمینه در تفسیر «الفرقان» ذیل آیات مربوطه دیده می‌شود. مجموعه آثار یادشده که هر یک به بعدی از ابعاد مختلف ادیان ابراهیمی و آموزه‌های آن پرداخته، نشان از مطالعات جامع و آگاهی ژرف و گسترده او در این زمینه دارد.[۶]

صادقی تهرانی در تفسیر قرآن از روش قرآن به قرآن استفاده می‌کرد و بعد از استاد خود سید محمد حسین طباطبایی، در زمره کسانی است که به طور جدی از این روش استفاده کرده‌اند. وی در تمام ابعاد فقهی، فلسفی، عرفانی و... و حتی ادبیات عرب، به خود قرآن تمسک نموده و مخصوصاً آیات الاحکام را در تفسیر خود مورد بررسی خاصی قرار داده است.

او در برابر فقه پویا و فقه سنتی که عامه علمای معاصر شیعی برمبنای آن‌ها فتوی می‌دهند، برای صدور احکام برمبنای فقه گویا فتوی می‌دهد. او ارائه دهنده فقه گویا است که در آن تنها قرآن، محور استنباط است بدین صورت که سنت قطعیه از عرضه احادیث بر قرآن بدست می‌آید.

در روش فقهی صادقی تهرانی که آن را فقه گویا نام نهاده‌است، علم رجال ملاک اصلی حجیت نیست بلکه تنها قرآن ملاک اصلی است. با این روش، بین دو حدیث که یکی معتبر ولی خلاف قرآن و دیگری ضعیف ولی موافق قرآن باشد، حدیث دوم پذیرفته می‌گردد.

صادقی تهرانی با وجود مخالفت با نظام پهلوی و فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی بسیار قبل از انقلاب و رابطه نزدیک و صمیمی اش با سید روح‌الله خمینی، مخالف ولایت غیر شورایی و فردی بود.[۷]

زندگی‌نامه[ویرایش]

او متولد ۱۳۰۵ خورشیدی در تهران و از خاندانی روحانی حاج شیخ رضا لسان المحققین بود. در حدود سن ۱۳ سالگی به دروس عرفانی تفسیری محمدعلی شاه‌آبادی استاد سید روح‌الله خمینی پیوست و یک سال هم به دروس مقدماتی پرداخت و عازم قم شد، طی سه سال دروس سطح را پایان داد. در سال ۱۳۲۳ که سید حسین طباطبایی بروجردی به قم آمد، در دروس بروجردی شرکتی فعال داشت و در مسائل فقهی، خود اتخاذ رأی می‌کرد. ضمن ۷ سال حضور در کلاس‌های این ۲ استاد در سفرهای بسیاری که از قم به تهران داشت از دروس فلسفی میرزا مهدی آشتیانی و میرزا احمد آشتیانی بهره می‌برد.

پس از ده سال حضور در قم، به تهران مراجعت کرد و هم در زمینه علمی و هم سیاسی به فعالیت پرداخت. با سید ابوالقاسم کاشانی در قیام ملی شدن نفت و علیه محمد رضا شاه و با سید احمد خوانساری و محمدتقی آملی از نظر استمرار مراحل علمی/فقهی ارتباط داشت. طی اقامت ده ساله در تهران از دانشکدهٔ معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) چهار لیسانس حقوق، علوم تربیتی، فلسفه و فقه؛ و سپس دکترای عالی معارف اسلامی را دریافت کرد.

در آنجا سه سال به تدریس حکمت (فلسفه اسلامی) بر مبنای قرآن و سنت از روی متن کتاب «آفریدگار و آفریده» پرداخت و جلساتی هم بر دو محور علمی و سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی در هفت نقطه تهران داشت که مورد توجه دانشجویان بود. وی به خاطر منابری که تشکیل می‌داده، مورد تعقیب و تهدید حکومت شاه بود.

در سال ۱۳۴۱ در اثر مبارزات ضد شاه، خصوصاً به جهت سخنرانی در سالگرد درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی در مسجد اعظم قم که برای نخستین بار سخنانی علیه شاه را دربر داشت از سوی ساواک محکوم به اعدام شد و ایران را مخفیانه به قصد حج ترک نمود، در مکه و مدینه به دلیل ایراد سخنرانی‌ها و اعلامیه‌هایی که به زبان فارسی و عربی علیه حکومت پهلوی داشت، بین عمره و حج دستگیر شد، حج را در حصار مأموران دولتی انجام داد، ولی بر اثر استدلالات وی در برابر حکومت سعودی و اجتماع و تحصن علمای عراقین در مسجدالحرام، آزاد شد و به عراق رفت.

در نجف فعالیت‌های علمی قرآنی و سیاسی را به مدت ده سال با تدریس تفسیر، فقه، اخلاق، سخنرانی و تألیف ادامه داد و به درخواست دولت ایران، حکومت عراق تصمیم گرفت وی را به ساواک ایران تحویل دهد، ولی به خاطر مخفی شدن در بیت سید ابوالقاسم خویی و حمایت او، دستگیری وی ممکن نشد.

صادقی تهرانی با آغاز اخراج ایرانیان از نجف و کل شهرهای عراق، به بیروت رفت. به مدت پنج سال در لبنان فعالیت داشت که با شدت گرفتن جنگ داخلی لبنان، آن جا را به قصد حجاز ترک کرد. دو سال متمادی در مکه با شخصیتهای علمی و سیاسی اسلامی سراسر جهان، فعالیت‌هایی برای رشد تفکر قرآنی در میان مسلمانان انجام داد. در آنجا اضافه بر مناظره قرآنی با علمای وهابی و توفقاتش در آن مناظرات، حدود یکصد خانواده سنی را در مرکز حکومت آل سعود، تنها با ادلهٔ قرآنی و گاه با استناد به یک آیه از قرآن (آیه ۳۲ از سوره فاطر) به مذهب اهل بیت فراخوانده و شیعه کرد. برای دومین بار به فاصلهٔ ۱۷ سال، دستگیر شد و پس از آزادی به لبنان بازگشت. در هر دو مرحله بازداشت درمکه زندانی بود و پس از گذشت دو هفته از زندان دوم به بیروت بازگشت و از آنجا برای دیدار سید روح‌الله خمینی به پاریس رفت. طی اقامت در پاریس و شرکت در جلسات سید روح‌الله خمینی، در چندین دانشگاه سخنرانی‌های قرآنی و سیاسی کرد.

وی چند روز پس از بازگشت سید روح‌الله خمینی به ایران، پس از ۱۷ سال مهاجرت که در طی آن چهار بار غیاباً توسط ساواک، محکوم به اعدام شده بود به ایران بازگشت و در قم اقامت کرد و دروس و تألیفات و خطابات خود را ادامه داد ولی در کارهای اجرائی شرکت نکرد. مگر چند روزی در آغاز انقلاب که برحسب خواسته سید روح‌الله خمینی، مراجعات مردم را پاسخگو بود و پیش از تشکیل رسمی نمازهای جمعه، اضافه بر سخنرانی‌هایی در سراسر ایران، نماز جمعه را در برخی مراکز استان‌ها و شهرها تشکیل داد. از جمله اولین نماز جمعه مشهد، نماز جمعه مستمری در مسجد جمکران قم، در دانشگاه صنعتی شریف و چند جمعه هم در مسجد دانشگاه تهران که سپس سید روح‌الله خمینی، سید محمود طالقانی رابه عنوان امام جمعه تهران مقرر کرد. پس از ترک نماز جمعه در قم تمام اوقاتش صرف تدریس و تألیف شد و در مدت ده سال در قم، ۲۵ جلد از تفسیر سی جلدی الفرقان را ضمن دو تدریس عربی و فارسی تألیف کرد.

وی می‌گوید: به یاد دارم که مرحوم علامه طباطبایی فرمودند تا این تفسیر پایان نیافته کتاب دیگری ننویسم و چنان هم شد.

وی بیش از ۱۱۳ جلد کتاب که نیمی از آن به زبان عربی است، تألیف کرد که مشهورترین آن‌ها تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسنه است که طی ۱۰ سال و با تشویق استاد خود محمدحسین طباطبایی در شهر قم به پایان برد. در دستنوشته‌ای ازمحمد حسین طباطبایی در تعریف از تفسیر وی نوشته است «تفسیر شریف فرقان موجب روشنی چشم و مایه افتخار ما است»[۸]

وفات[ویرایش]

دفن در گورستان باغ بهشت قم[ویرایش]

صادقی تهرانی در اول فروردین ۱۳۹۰ درگذشت و پس از اقامه نماز بر پیکرش، توسط آقای اشکوری در حرم فاطمه معصومه، روز سوم فروردین در قبرستان باغ بهشت قم به خاک سپرده شد.[۹]

سید علی خامنه‌ای در پیام تسلیتی که خطاب به مهدی مصطفوی قائم مقام وزارت امور خارجه و داماد صادقی صادر کرده بود از صادقی به عنوان عالمی متفکر یاد کرد.[۱۰]

همایش بیداری قرآنی[ویرایش]

روز پنج شنبه ۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۲ش. همایشی با عنوان بیداری قرآنی با محوریت بررسی اندیشه‌های قرآنی صادقی تهرانی در دانشگاه مفید قم برگزار شد.[۱۱]

شیوه تفسیری[ویرایش]

محمد صادقی تهرانی، در تفسیر قرآن، سبک و شیوه‌ای منحصر به فرد و متمایز از دیگر مفسرین دارد. عنوان تفسیر چنین می‌نماید که مفسر از دو سبک تفسیر قرآن با قرآن و تفسیر قرآن با سنّت، سود برده است. امّا در مقدمه تفسیر اظهار می‌دارد که بایسته‌ترین روش تفسیری، شیوه تفسیر قرآن با قرآن است. وی می‌نویسد: «همه شیوه‌های تفسیری، نادرست است. جز شیوه تفسیر قرآن با قرآن و این همان شیوه تفسیری پیامبر و امامان است. بر مفسران لازم است که این روش تفسیری را از معلمان معصوم فرا گیرند و در تفسیر آیات به کار بندند». در مجالی دیگر می‌نویسد: «روشهای تفسیری، از دو حالت بیرون نیستند؛ یا تفسیر قرآن با قرآن هستند و یا تفسیر قرآن با رأی».روش تفسیری صادقی تهرانی مفسر، در تحلیل و تأ یید این شیوه پیشنهادی، به آیاتی استدلال می‌کند که قرآن را نور، برهان، بیان و هدایت معرفی می‌کند و می‌گوید: «چیزی که خود، بیان و هدایت است و مرجع و تکیه‌گاه غیر خود به شمار می‌آید، پیش از این که روشن‌گر غیر باشد، باید خود مبین و روشن‌گر خود باشد».روش تفسیری صادقی تهرانی مفسر بر این باور است که برآیند تفسیر قرآن به قرآن، دستیابی به نخستین مفاهیم و معارف قرآنی است، مرتبه‌ای از معنا که در چارچوب دلالت تطابقی آیه قرار دارد؛ در حالی که نگاه روایات تفسیری، به معانی ژرف‌تر کلام وحی است؛ با این ویژگی که مفاهیم ژرف، ریشه در معانی و منطوق دارد و در پرتو آن شکل می‌گیرد؛ به گونه‌ای که درستی و نادرستی آن‌ها در گرو برابری و نابرابری با منطوق آیات است؛ چه این که به مقتضای محوریت قرآن در ارزشیابی روایات و درستی و نادرستی آن‌ها، منطوق آیات، معیار سازگاری و ناسازگاری روایات با قرآن است. در نتیجه، تفسیر مأثور، چیزی جدا از آیه نیست. بلکه برخی از مراتب معنایی آن است که در پرتو سطح ظاهر آیه، با یاری جستن از آیات دیگر به دست آمده است؛ بنابراین تفسیر قرآن با سنت، گونه‌ای از تفسیر قرآن با قرآن است. صادقی تهرانی، در مقدمه تفسیر می‌نویسد: «کمترین چیزی که باید نسبت به آن اقدام کرد، فهم عبارت است که همان معنای مطابقی و ظاهر آیه است. پس این معنای مطابقی، پایه و اساس کشف زوایای دیگر از معنا قرار می‌گیرد؛ چه این‌که، تفسیر دارای چهار مرتبه است: تفسیر عبارت، تفسیر اشارت، تفسیر لطافت و تفسیر حقایق، پس همین معنای ظاهر، معیار عرضه حدیث بر قرآن است تفسیر الفرقان - صادقی تهرانی - محمد - مقدمه جلد اول نمونه‌های عملی تفسیر نیز گویای همین واقعیت است که مفسر در پذیرش تفسیر مأثور، بیش از هر چیز به سازگاری آن با مراتب مختلف معنایی آیه می‌اندیشد و دستیابی به هر معنای تازه را در پرتو مفهوم ظاهر آیه و سازگاری با آن جستجو می‌کند. به این ترتیب، شیوه مفسر در حقیقت همان شیوه پیشنهادی تفسیر قرآن با قرآن است؛ هر چند از سنت نیز بهره برده است. از جهتی نیز می‌توان گفت، تفسیر ایشان در ردیف تفاسیر تحلیلی، اجتهادی، تربیتی و اجتماعی محسوب می‌گردد.[۱۲]

روش فقهی[ویرایش]

وی در قسمتی از کتاب اصول الاستنباط و در بخش اصول استنباط فقهی و روش فقهی که در سایت رسمی خود منتشر نموده، قرآن و سنت (بر محور کتاب) را پایه اصول استنباط فقهی و دلائل قطعی و معصوم می‌داند. از دیدگاه وی کتاب و سنت، برهم تطابق دارند و محور احکام اخلاقی، عقیدتی، فردی، اجتماعی، عبادی، سیاسی و... فقط قرآن و در رتبه دوم، سنت منطبق بر محور وحی قرآنی است؛ و بر حسب نصوص، فقط کتاب الله، دلیل است؛ هم مشرِّع و هم دلیل شرعی است.

او بدین شیوه، بقیه مبانی استدلال و استنباط فقهی مشهور شیعه و اهل سنت از جمله؛ عقل، اجماع و شهرت را به گونه استقلالی و سیره علما، خبر واحد ظنی، قیاس، استحسان، استصلاح و... را به طور مطلق با استدلال به قرآن، مردود می‌داند[۱۳] و نیز تصریح می‌کند که «اطباق، ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتی که مخالف قرآن باشد مردود است. اما اجماع، شهرت و هر روایتی که خلاف قرآن نباشد؛ در صورتی که معارضی نداشته و از طریق علمای امامیه، به ما رسیده باشد طبق آیه «قل فللّه الحجّة البالغة» مقبول است، زیرا اگر شارع مقدس با آن مخالف بود؛ حتماً حجتی رسا بر ضد آن برای مکلفان ارسال می‌داشت؛ و در تعارض دو روایت نیز مرجحات منقول در مقبوله عمر بن حنظله مقبول است». روش فقهی صادقی تهرانی به عقیده وی، محور اصلی در همه عرصه‌های دینی «قرآن» است، زیرا خدای متعال می‌فرماید: «و اتلُ ما اوحی الیک من کتاب ربّک لا مبدّل لکلماته و لن تجد من دونه مُلتحداً: و بخوان، و پیروی کن آنچه را از کتاب پروردگارت: (قرآن) به سویت وحی شده، هرگز هیچ تبدیل کننده‌ای برای آن نیست و هرگز به جز قرآن پناهگاهی (رسالتی و وحیانی) نتوانی یافت» (کهف/۲۷). بنابرین آیه مبارکه، مسلمانان نیز به پیروی از وحی الهی به پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله هیچ مرجع و پناهگاهی فراتر از قرآن نخواهند داشت.

همچنین وی معتقد است؛ هر حدیثی چه متواتر و یا غیر متواتر در صورت مخالفت با نص و یا ظاهر مستقر قرآن مردود است، اما حدیثی که اکثر امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضی هم نداشته باشد و قرآن هم نفی و یا اثباتی دربارهٔ آن نداشته باشد از باب «اطیعواالرّسول و أولی الأمر منکم» پذیرفته است؛ و چنین احادیثی هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزی آیات قرآن است، که آیه ۲۷ کهف، منشأ همه احکام را از قرآن می‌داند و بس؛ در نتیجه سنت، برداشتی از رموز قرآن و همان وحی قرآنی در مرحله حقایق یا تأویل است لذا سنت به هیچ وجه در عرض قرآن نیست تا ناسخ آن باشد. و نص و ظاهر مستقر قرآن جز با نص و ظاهر مستقر آن نسخ نمی‌شود.

ضمن اینکه به عقیده وی؛ دلیل ظنی هم از دیدگاه قرآن مطرود است که آیه «لاتقف ما لیس لک به علم: آنچه را که نسبت به آن، برایت علمی نیست پیروی مکن»، نیز هرگز ویژه اصول دین نیست، زیرا این ممنوعیت غیر علم، پس از احکامی فرعی آمده است، بنابرین ظن و گمان هرگز نقشی در احکام الهی ندارد که: «انّ الظّنّ لایغنی من الحق شیئاً»؛ اگر هم کتاب‌هایی اسلامی در حوادثی از میان رفته، علم و قدرت و رحمت الهیه در بیان حجت بالغه‌اش از میان نرفته است.

صادقی تهرانی، نقش علم رجال را، بیشتر در موضوعات می‌داند و معتقد است که در طول زمان از بدو اسلام تا کنون، جاعلان مغرض، متون بسیاری از احادیث را به انضمام اسنادی جعلی ساخته و پرداخته‌اند و در نتیجه با عنوان احادیثی صحیح السند برخلاف نص یا ظاهر پایدار قرآن، به دست ما داده‌اند. وی در کتاب «غَوصٌ فی البِحار» حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب حدیثی شیعی و سنی را برمبنای کتاب و سنت نقد کرده است.

از نظر وی، ادله حجیت خبر واحد ظنی، مردود است. یعنی ادله حجیت آن، تماماً در مقابل آیاتی از قرآن است که عمل به ظن را نفی کرده «ولا تقف ما لیس لک به علم: آنچه را که برایت به آن علمی نیست، پیروی نکن» بنابراین با استدلال به قرآن، آن دسته از ادله‌ای که برای حجیت خبر واحد ظنی، در معالم، رسائل و کفایه آورده‌اند را تماماً با مراحل مختلف نقض می‌کند؛ و می‌گوید ببینید خدا باب علم را مفتوح کرده است کتاباً و سنتاً ولکن آقایان فقهای سنتی باب علم را مسدود کرده‌اند. اگر باب علم مُنْسَدّ است پس باب اسلام مُنسدّ است. چون اسلام علمی است. اسلام ظنی نیست. وانگهی خدای سبحان می‌فرماید: «قل فللّه الحجّة البالغة» (انعام، ۶/۱۴۹) آیا حجت بالغه، حجت رسا، علمی است و یا ظنی؟ حجت ظنی، رسا نیست. مادونِ علم نه حجت است، نه رسا است؛ بنابراین مع‌الأسف قائلیت حوزویان به انسداد باب علم، در حقیقت مُنْسَدّ کرده است، باب قرآن را که علم است و باب سنت قطعیه را که علم است. فقه گویا - صادقی تهرانی - محد - صفحه ۲۰ - چاپ ۱۳۸۰

نظرات[ویرایش]

ولایت مطلقه فقیه[ویرایش]

گرچه وی با نظام پهلوی در ایران مخالف بود و در آن دوران فعالیت‌های سیاسی بسیاری داشت و با روح‌الله خمینی هم رابطه بسیار نزدیک و صمیمانه‌ای داشت اما پس از انقلاب از منتقدان نظریه ولایت مطلقه فقیه بود.

وی به ولایت شورایی فقیهان در عصر غیبت معتقد بود که آن شورا هم با رأی مردم انتخاب نمی‌شود. او معتقد بود که در هر انتخاباتی باید رأی دهندگان در آن موضوع تخصص داشته باشند و رأی غیر تخصصی را حرام می‌دانست و لذا موافق برگزاری رفراندوم و انتخابات به صورت معمول نبود و ساز و کارهای دیگری را برای اعمال نظر مردم مطرح می‌کرد.

هرگز نمی‌تواند فرد مبنای مشروعیت باشد. ولایت مطلق از آن خداست و ولایت شرعی با پیامبر و ائمه‌است، علما ولایت کلی ندارند. علما هم خطا می‌کنند.[۷][۱۴]

آرای او در رابطه با نظریه ولایت مطلقه فقیه مقبولیت قابل توجهی در بین عامه ایرانیان دارد. طیف وسیعی از ایرانیان تحصیل‌کرده آرای وی را به مثابه نگاهی متفاوت از آنچه تفکرات طیف موسوم به اقتدارگرایان خوانده می‌شود قلمداد می‌کنند.[نیازمند منبع]

داماد وی عنوان کرده است که او تا آخر عمر حامی انقلاب ایران بود و همواره با سید علی خامنه‌ای همراه بود.[۱۵]

وی دربارهٔ سرکوب مراجع مردمی و دیگر عقاید توسط حکومت گفته بود:

نباید چنین بکنند. با این حمله‌ها و هجوم‌ها خیلی خطا می‌کنند. با یهود و نصارا و بهایی‌ها هم نباید چنین کرد، مسلمانان وهابی هم احترام دارند. مراجع اختلاف داشته باشند با هم به دعوا نمی‌رسند و این رفتارها اشتباه است.[۷]

تفکیک انواع بلوغ از دیدگاه کتاب و سنت[ویرایش]

از دیدگاه صادقی تهرانی، معیار نشیب و فراز بلوغ در تمامی مراحل آن توان عقلی یا بدنی یا جنسی یا مالی و یا اجتماعی است و بلوغ را به شش قسمت تقسیم می‌کند:

  • - بلوغ نماز: میانگین سن بلوغ نماز برای پسر و دختر، از ابتدای دهسالگی است و احیاناً پیش از دهسالگی یا پس از آن این بلوغ حاصل می‌شود.
  • - بلوغ روزه داری: معیار سن بلوغ در روزه داری، توانایی جسمی است و میانگینش برای دختر و پسر، سیزده سالگی است.
  • - بلوغ ازدواج: ملاک در این بلوغ توان زناشویی بوده و نوعاً دختران زودتر ازپسران بالغ می‌شوند، چنان‌که بلوغ حجاب دختران نیز پیش از بلوغ جنسی پسران است.
  • - بلوغ اقتصادیدر این بلوغ نوعاً پسران بردختران مقدمند، زیرا رشد و زمینهٔ تلاش اقتصادیشان بیشتر است، به ویژه برای پرداخت حقوق شرعی، حج، عمره و سایر عبادات، به مال نیازمندند.
  • - بلوغ تبلیغ اسلام: امر به معروف و نهی از منکر است که به هنگام دارا بودن شرایط لازم، بر هر دوی پسر و دختر واجب بوده و مسئولیت پسران نیز بیش از دختران است، زیرا در اجتماع وسیع‌تری زندگی می‌کنند.
  • - بلوغ جهاد ودفاع: که بر پسران واجد شرایط آن واجب بوده ودر صورت نیاز کلی و بسیج عمومی بر دختران نیز واجب می‌گردد. معیار نشیب و فراز بلوغ در تمامی مراحل آن توان عقلی یا بدنی یا جنسی یا مالی و یا اجتماعی است.رساله توضیح المسائل نوین- صادقی تهرانی- احکام بلوغ

سجده ملائکه بر آدم یا خدا؟[ویرایش]

صادقی تهرانی بر خلاف نظر رایج اکثر مفسران، سجده ملائکه را به شکرانه خلقت آدم بر خدا می‌داند و نه بر آدم، و با دقت ویژه در تفسیر آیه ۱۱ سوره اعراف، آنرا این‌گونه تفسیر می‌کند: و به راستی ما شما را در زمین همواره (در حد امکان و توانتان) تمکین دادیم، و برای شما در آن وسایلی برای معیشت نهادیم (اما) چه کم سپاسگزاری می‌کنید (۱۰) و بی چون شما را به درستی آفریدیم. سپس به صورتگری شما پرداختیم. پس از آن به فرشتگان گفتیم: «برای (شکرانهٔ تعلیم) آدم (برای من) سجده کنید.» پس (همه) سجده کردند، جز ابلیس (که) از سجده کنندگان نبود.[۱۶]

{به اعتقاد وی، در آیه ۱۱ سوره اعراف اینجا که فرمان حق نسبت به سجده فرشتگان برای آدم ـ پس از آفرینش و تصویر آدمیان آمده ـ بر دوپایه استوار است.

  • - آفرینش و تصویر انسان‌ها در شخص آدم به گونه‌ای ویژه محقق است، که در آینده تناسلی بر همان بنا استوار می‌باشد؛ و این دو خلق و تصویر با یکدیگر دارای اختلاف چهره فعلی و شأنی است، چهره فعلیش در آدم اول نمودار بوده، که هم خلق و هم تصویرش فعلیت داشته، ولی نسبت به ذریه‌اش که صلب او و ترائب حوا بود فعلیت خلقش همان حالت ذریه است، و تصویرش حالت شأنی صورت‌های گوناگون این ذریه‌ها می‌باشد، و این خلقت «کم» هم که: «صورناکم» کلاً نظر به حالت فعلی دارد ـ هر کدام در زمان خود ـ سپس فرشتگان که به شکرانه معلم بودن آدم مأمور به سجده برای خدا شدند، منظور شخص آدم نبود، بلکه کل آدمیت‌ها و انسانیت‌های شایسته مرادند مخصوصاً محمد و محمدیان و سایر پیامبران و معصومان که کلاً از آدم برترند، و این نکته اضافه بر جهت معنویتش «ثم قلنا لِلملائکه» که این امر ربانی نسبت به سجود فرشتگان پس از آفرینش و تصویر انسان است. حالت نخستینش آدم است و حالات بعدیش سایر معصومان.

«فرشتگان که به شکرانه معلم بودن آدم مأمور به سجده برای خدا شدند، منظور شخص آدم نبود، بلکه کل آدمیت‌ها و انسانیت‌های شایسته مرادند مخصوصاً حضرت محمد صلی الله علیه و آله و محمدیان و سایر پیامبران و معصومان علیهم السلام که کلًا از آدم برترند، و این نکته اضافه بر جهت معنویتش» ثم قلنا لِلملائکة «که این امر ربانی نسبت به سجود فرشتگان پس از آفرینش و تصویر انسان است. حالت نخستینش آدم است و حالات بعدیش سایر معصومان. ۲- اینکه سجده ملائکه برای شخص آدم نبوده بلکه برای کلّ انسانیتهای والا است که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و حضرات محمّدیان علیهم السلام در بالاترین قله این انسانیت والا قرار دارند، و چنانکه شخص آدم در تعلیم أسماء معلّم فرشتگان به گونه‌ای بسی شایسته بوده است، دیگر پیامبران الهی می‌باشند که محمّدیان در بالاترین درجات آن قراردارند، و چنانکه در جاهای مناسب بیان کرده‌ایم مورد سجده خود حضرت آدم نبوده، زیرا بر حسب فطرت و عقل و کتاب و سنّت سجده برای غیر خدا حرام است، روی این اصل این سجده برای آدم و آن سجده پدر و مادر یوسف هردو برای یوسف سجده شکر بوده که مورد سجده «اللَّه» است؛ و سبب سجده خلق اللَّه، که نعمت بزرگی برای فرشتگان نسبت به آدم و برای پدر و مادر یوسف نسبت به یوسف بوده است.» تفسیر ترجمان فرقان - سوره اعراف - آیه ۱۱ «اسجدوا» فعل لازم است، روی این اصل برای شامل شدن سجده نسبت به مسجود حرف تعدید لازم می‌باشد، و چون مورد سجده فقط خداست، در اینجا «لله» محذوف است، که طبعاً لامش برای تعدیه می‌باشد ولیکن لام در لاِدم برای تعدید نیست، بلکه به منظور تکریم آدم است، که در جمع معنای این جمله مبارکه چنین می‌شود: برای گرامی داشت آدم که معلم شما می‌باشد، به شکرانه‌اش برای خدا سجده کنید، روی این اصل آدم نه به عنوان عبودیت مسجود له است، و نه به عنوان احترام، بلکه مسجودٌ له ـ در عبودیت و احترام ـ فقط خداست و آدم به اصطلاح - مسجودٌ لاِجله -بوده، مانند آنکه اگر خدا به شما نعمتی بزرگ از مال یا فرزند عطا فرمود به شکرانه این نعمت برای خدا سجده می‌کنید، آیا مورد سجده شما مال و فرزند است؟ هرگز! بلکه این خداست که برای او به شکرانه این نعمت سجده می‌کنید.تفسیر ترجمان فرقان - صادقی تهرانی-محمد - انتشارات شکرانه - چاپ اول - ۱۳۸۸

برخی فتاوا و مواضع[ویرایش]

آثار[ویرایش]

در طول ۸۵ سال زندگی این عالم شیعه، آثار مکتوب و همچنین نوارهای سخنرانی بسیاری از ایشان بر جای مانده است. تألیفات برتر ایشان تفسیر ۳۰ جلدی الفرقان و تفسیر موضوعی در ۳۰ جلد و همچنین حدود ۱۰۰ جلد کتب دیگر به زبان‌های عربی و فارسی است.[۱۸]

همچنین پس از درگذشت او و با هدف اشاعه فرهنگ بیداری قرآنی که آن مرحوم سرسلسله دار آن بوده است، کلیه آثار وی در حال ترجمه به زبان‌های انگلیسی و فارسی نیز می‌باشند.

فهرست آثار[ویرایش]

عربی[ویرایش]

  • الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسنه۳۰ جلد
  • التفسیر الموضوعی بین الکتاب والسنه ۳۰ جلد
  • الفقه المقارن بین الکتاب والسنه ۸ جلد
  • عقائدنا
  • المقارنات
  • رسول الاسلام فی الکتب السماویه
  • حوار بین الالهیین و المادیین
  • علی و الحاکمون
  • علی شاطیءالجمعه
  • فتیاتنا
  • أین الکراسه
  • مقارنات فقهیه
  • تاریخ الفکر و الحضاره
  • لماذا نصلی و متی نقصر من الصلاه؟
  • لماذا انتصرت اسرائیل و متی تنهزم؟
  • حوار بین اهل الجنه و النار
  • المناظرات
  • المسافرون
  • تبصره الفقهاء بین الکتاب و السنه
  • تبصره الوسیله بین الکتاب و السنه
  • اصول الاستنباط بین الکتاب و السنه
  • غوص فی البحار
  • الفقهاء بین الکتاب و السنه
  • شذرات الوسائل و الوافی المخطوط
  • البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن
  • أین الکراسه

فارسی[ویرایش]

  • بشارات عهدین (در آنچه پیامبران الهی راجع به پیامبر اسلام گفته‌اند)
  • ستارگان از دیدگاه قرآن
  • اسرار، مناسک و ادله حج
  • انقلاب اسلامی ۱۹۲۰ عراق
  • آفریدگار و آفریده
  • حکومت قرآن
  • دعاهای قرآنی
  • حکومت مهدی
  • آیات رحمانی (در پاسخ به کتاب آیات شیطانی)
  • گفتگویی در مسجدالنبی
  • مسیح از نظر قرآن و انجیل
  • خاتم پیامبران
  • سپاه نگهبانان اسلام
  • مفت خواران از دیدگاه کتاب و سنت
  • قرآن و نظام آموزشی حوزه
  • قضاوت از دیدگاه کتاب و سنت
  • پرسش و پاسخهای احکام قضایی بر مبنای قرآن
  • حکومت صالحان یا ولایت فقیهان
  • ماتریالیسم و متافیزیک
  • مفسدین فی الارض
  • نماز جمعه
  • پیروزی اسرائیل چرا و شکست آن کی؟
  • برخورد دو جهان بینی
  • حقوق بانوان از دیدگاه کتاب و سنت
  • رساله توضیح المسائل نوین
  • فقه گویا
  • مسافران (نگرشی جدید بر نماز و روزه مسافر)
  • تاریخ اندیشه وتمدن
  • علی و زمامداران
  • ترجمان وحی (ترجمه فارسی قرآن کریم)
  • ترجمان فرقان (تفسیر مختصر قرآن کریم فارسی ۵ جلدی)
  • نقدی بر دین پژوهی فلسفه معاصر
  • گناهان کبیره و صغیره از دیدگاه کتاب و سنت
  • اجتهاد و تقلید از دیدگاه کتاب و سنت
  • خوردنیها و آشامیدنیها از دیدگاه کتاب و سنت
  • وصیت و ارث از دیدگاه کتاب و سنت
  • روزه (خودساری) از دیدگاه کتاب و سنت
  • ازدواج و زناشویی از دیدگاه کتاب و سنت
  • طلاق از دیدگاه کتاب و سنت
  • طهارت (وضو-غسل-تیمم) از دیدگاه کتاب و سنت
  • طهارت (پاک و نجس) از دیدگاه کتاب و سنت
  • مالیاتهای اسلامی از دیدگاه کتاب و سنت
  • اقتصاد و تجارت از دیدگاه کتاب و سنت
  • پرسش‌ها و پاسخ‌های احکام قضایی
  • علم قضاوت در اسلام
  • مفت خواران
  • مناسک حج

پانویس[ویرایش]

  1. . https://bayanbox.ir/view/5874336540153545216/ejaze-Khoei.jpg. 
  2. آثار جهت دانلود
  3. سایت جامعة علوم القرآن
  4. ترجمان وحی - مقدمه - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵
  5. جامعة علوم القرآن
  6. فصلنامه پژوهشهای قرآنی - قرآن و ادیان و فرهنگها (۳) بهار ۱۳۸۲
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ "آیت الله محمد صادقی تهرانی درگذشت". Retrieved ۲۰۱۱-۰۳-۲۴. 
  8. تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن - ص 1- چاپ اول - انتشارات شکرانه
  9. ارتحال آیت‌الله صادقی تهرانی
  10. http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=11822
  11. http://www.irna.ir/fa/NewsPrint.aspx?ID=81075735
  12. جامعه‌علوم‌القرآن
  13. فقه گویا - صادقی تهرانی - محمد - نقد وبررسی فقه سنتی - صفحه ۱۹ - انتشارات امید فردا - چاپ ۱۳۸۰
  14. «آیت‌الله صادقی تهرانی و ولایت فقیه». ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۳. 
  15. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9001020155
  16. ترجمان وحی (ترجمان قرآن کریم) - سوراعراف - آیه ۱۱ - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵. 
  17. رساله توضیح المسائل نوین، مسئلهٔ 47
  18. دانلود تألیفات و آثار

منابع[ویرایش]