همزه (سوره)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سورهٔ ۱۰۴ قرآن
همزه
طعنه‌زن
Al-Humaza.svg
دسته‌بندیمکی
نام‌های دیگرلمزه
اطلاعات آماری
شمارهٔ نزول۳۲
جزء۳۰
شمار آیه‌ها۹
شمار واژه‌ها۳۳
شمار حرف‌ها۱۳۰
متن سوره
متن سوره با خط عثمانی
عصر
فیل

سورهٔ هُمَزَه (به عربی: الهمزة) صد و چهارمین سورهٔ قرآن است و ۹ آیه و ۳۳ کلمه دارد. کلمه همزه در زبان فارسی به معنی «طعنه‌زن» است. این سوره مکی دانسته شده‌است. سورهٔ همزه در جزء سی‌ام قرآن قرار دارد و بر اساس ترتیب نزول که توسط محمدهادی معرفت مشخص شده، سی و دومین سورهٔ نازل‌شده بر پیامبر اسلام است که پیش از مرسلات و پس از قیامت در مکه و پیش از هجرت محمد نازل شده‌است. این سوره از مفصلات است که در برخی از روایات از سوره‌های مفصلات با عنوان ریاض القرآن یاد می‌شود؛ سوره‌های مفصلات به سوره‌های کوتاه گفته می‌شود که در انتهای قرآن قرار دارند.

یکی از نظرات دربارهٔ شأن نزول این سوره، پشت سر پیامبر اسلام تهمت و طعنه می‌زدند و از نظرات دیگر این است که پیامبر اسلام را مسخره می‌کردند. از دیگر نظرات دربارهٔ شأن نزول این سوره، با توجه به اینکه این سوره در مکه نازل شده‌است، برای تذکر به کسانی است که از مردم عیب‌جویی می‌کنند و آنها را مسخره می‌کنند، تهمت می‌زنند و ثروت جمع می‌کنند. همچنین در روح‌المعانی نوشتهٔ شهاب‌الدین آلوسی، مفسر اهل سنت، آمده که شأن نزول این سوره، مردی به نام ابی بن خلف بسیار غیبت می‌کرد و به مردم تهمت می‌زد.

روایات متفاوتی در فضیلت قرائت این سورهٔ آمده‌است. از جمله این روایات، در حدیث ابی بن کعب نوشته شده‌است، هرکس سورهٔ همزه را قرائت کند، به وی پاداش داده می‌شود. همچنین روایت شده‌است: «هر کس در نمازهایش سورهٔ همزه را قرائت کند، به اندازه دنیا به وی پاداش داده می‌شود.» از دیگر فضیلت‌های این سوره، هر کس این سورهٔ را بیست و یک بار قرائت کند و اگر این سورهٔ را بنویسد و همراه خود داشته باشد، از تهمت و بدگویی به دور است.

نام‌ها[ویرایش]

سورهٔ هُمَزه را به این دلیل همزه نامیده‌اند که این کلمه در آیهٔ اول سوره آمده‌است. نام دیگر آن، لُّمَزَه است که این کلمه هم در آیهٔ اول وجود دارد.[۱][۲] نام‌های دیگر این سوره، «ویل لکل همزه» و «الحطمه» است.[۳] «همزه» و «لمزه» به معنی کسی است که عیب‌جویی و غیبت می‌کند.[۴]

محسن قرائتی در کتاب تفسیر نور در مورد نام سورهٔ همزه نوشته‌است که «هُمَزَةٍ» به معنی عیب‌جویی با چشم، ابرو و اشاره است.[۵]

نزول[ویرایش]

سورهٔ همزه که قبل از سورهٔ مرسلات و بعد از قیامت در مکه نازل شده‌است.[۶][۷] بر اساس ترتیب نزول مشخص‌شده توسط محمدهادی معرفت، سورهٔ همزه سی و دومین سورهٔ نازل‌شده بر پیامبر اسلام است.[۸]

بعضی از مفسران معتقدند این سوره دربارهٔ وَلید بن مُغِیرَه نازل شده‌است که محمد را مسخره می‌کرد و به وی تهمت می‌زد. ناصر مکارم شیرازی، مفسر شیعه، در تفسیر نمونه نوشته‌است افرادی چون ابیّ بن خلف، اخنس بن شریق، جمیل بن عامر، ولید بن مغیره و عاص بن وائل به محمد تهمت می‌زدند و بدگویی می‌کردند و در اینجا بود که خداوند سوره همزه را بر محمد نازل کرد.[۹] ابراهیم اقبال در کتاب فرهنگ‌نامه علوم قرآن نوشته‌است این سوره در تذکر به کسانی که از مردم عیب‌جویی می‌کنند، آنها را مسخره می‌کنند، تهمت می‌زنند و ثروت جمع می‌کنند نازل شده‌است.[۱۰]

ولید بن مغیره یکی از پنج نفری بود که محمد را مسخره می‌کرد و خدا به محمد وعده داده بود که از وی محافظت می‌کند.[۱۱] اُبیّ‌ بن خَلَف یکی دیگر از پنج نفر بود. کینه‌ورزی وی از زمان آغاز بعثت محمد شروع شد. ابی همیشه محمد را آزار می‌داد و هر وقت که محمد را در مکه می‌دید، به او می‌گفت: تو را خواهم کشت. ابی بن خلف در غزوه احد توسط محمد کشته شد.[۱۲] اخنَس بن شَريق به اخنس شهرت داشت و کنیه وی را ابوثعلبه گفته‌اند.[۱۳] وی از قبیله بنی علاج و هم‌پیمان با طایفه بنی زهره بود.[۱۴] اخنس وقتی که برای غزوه بدر به مدینه رفته بود، از این نبرد کناره گرفت و به مکه بازگشت و به همین دلیل به اخنس شهرت یافت.[۱۵]

به نقل از سدی، آیه‌های ابتدایی سورهٔ همزه دربارهٔ اخنس بن شریق نازل شده‌است.[۱۶] به گفته محمدبن كعب، اخنس از اسود بن عبد يغوث پرسيد: آيا خداوند سرّ ما را می‌شنود؟ اسود پاسخ داد: آن چه را در درون خود پنهان داريم، نمی‌شنود؛ اما نجوا و سخن آهسته را می‌شنود که بعد از آن، اين آيه نازل شد:«ام يَحسَبونَ انّا لانَسمَعُ سِرَّهُم و نَجوهُم».[الف][۱۷] «عاص بن وائل» از قبیله قریش بود و یکی از افرادی بود که محمد را مسخره می‌کرد.[۱۸] براساس نقلی، سورهٔ همزه درباره جمیل بن عامر نازل شده‌است.[۱۹]

«أمیة بن خلف» یکی دیگر از کسانی بود که محمد را مسخره می‌کرد و از طایفه بنی جُمَح بود.[۲۰] بعد از بعثت محمد، وی مسخره کردن، عیب‌جویی و اذیت کردن او را آغاز کرد.[۲۱][۲۲] وی در محاصرهٔ خانهٔ محمد و تعقیب او تا دهانهٔ غار ثور حضور داشت.[۲۳][۲۴] تاریخ‌نگاران و مفسران، وی را از «مستهزئين» دانسته‌اند.[۲۵][۲۶] امیه پس از هجرت محمد بر همین شیوه ماند و در غزوه بدر به همراه پسرش به گردآوری غنیمت پرداخته بود. امیه به عبدالرحمن بن عوف گفت: اگر من و فرزندم را به اسارت بگيرى و مانع كشته‌شدن ما شوى، براى آزادى خود شتران پر شير فديه خواهيم داد كه از جمع‌آورى زره براى تو سودمندتر است.[۲۷] عبدالرحمن آن دو را به محمد رساند. در مورد کشته‌شدن امیه اختلاف است؛ در کتاب المغازی نوشته شده‌است که حُباب بن مُنذر و خُبَيبَ بن يساف به تحریک بلال حبشی وی را کشته‌اند و تلاش عبدالرحمن بن عوف برای کشته‌نشدن امیه و پسرش بی‌نتیجه بوده است.[۲۸] در کتاب الاشتقاق نوشته شده‌است که امیه و فرزندش به دست بلال حبشی و مردی انصاری کشته شده‌اند.[۲۹]

محتوای سوره[ویرایش]

سورهٔ همزه صد و چهارمین سورهٔ قرآن است و ۹ آیه، ۳۳ کلمه و ۱۳۰ حرف دارد.[۳۰][۳۱][۳۲] این سوره از مفصلات است که در برخی از روایات از سوره‌های مفصلات با عنوان ریاض القرآن یاد می‌شود. سوره‌های مفصلات به سوره‌های کوتاه گفته می‌شود که در انتهای قرآن قرار دارند.[۳۳][۳۴] روایتی از محمد نقل شده‌است که خدا هفت سورهٔ طِوال را به جای تورات، سوره‌های مئین را به جای انجیل و سوره‌های مثانی را به جای زبور به من داد و من را با دادن سوره‌های مفصل فزونی بخشید.[۳۵] طوال، به معنی بلند و طولانی است[۳۶] و به هفت سورهٔ بلند قرآن گفته می‌شود و این هفت سوره همگی به جز دو سورهٔ انعام و اعراف، مدنی‌اند. هفت سورهٔ طولانی قرآن، بقره، آل‌عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف و توبه است.[۳۷][۳۸] سوره‌های مثانی، سوره‌هایی هستند که تعداد آیه‌های آنها کمتر از ۱۰۰ است و سوره‌های مئین، سوره‌هایی هستند که تعداد آیه‌های آنها از ۱۰۰ بیشتر نمی‌شود و از لحاظ طولانی بودن از سوره‌های طوال کمتر هستند.[۳۹] سورهٔ همزه یکی از سوره‌های مکی است و این سوره در اشاره به کسانی است که تمام تلاش خود را متوجه جمع مال کرده‌اند و به ثروت‌ خود مغرورند، از دیگران عیب‌جویی و مسخره‌شان می‌کنند. در پایان سوره، از سرنوشت آنها در جهنم سخن می‌گوید.[۴۰][۴۱]

در کتاب تفسیر قرآن مهر نوشته شده‌است که این سوره به سرزنش عیب‌جویان ثروت‌اندوز اشاره دارد.[۴۲][۴۳]

تفسیر[ویرایش]

سورهٔ همزه به کتابت میرزا احمد نیریزی
قرآن اثرِ میرزا احمد نیریزی؛ کتابت: ۱۱۱۷ ه‍. ق، اواخر دورهٔ صفوی؛ نگاه‌داری‌شده درکتابخانهٔ کاخ گلستان؛ معروف به قرآن آریامهری یا پهلوی. در این مصحف، سورهٔ همزه مکی دانسته شده‌است.

طبق کتاب‌های تفسر شیعه شامل، تفسیر المیزان، تفسیر نمونه و تفسیر نور، آیهٔ اول[ب] کسانی را که عیب‌جو هستند، مردم را مسخره می‌کنند و غیبت می‌کنند سرزنش کرده‌است. [۴۴][۴۵][۴۶] در تفسیر نور برای این آیه پیام‌ها و نتیجه‌هایی آمده که یکی از خطرهای ثروت‌اندوزی، تحقیر کردن دیگران است و مسلمان باید مراقب زبان و چشم خود باشد.[۴۷] کلمهٔ ویل به معنی هلاکت و بعضی به معنی انواع عذاب تفسیر کرده‌اند. این کلمه در قرآن چهل بار ذکر شده‌است.[۴۸] آیهٔ دوم[پ] به کسانی اشاره کرده و آنها را سرزنش کرده‌است که تنها در حال جمع کردن ثروت هستند.[۴۹][۵۰] در تفسیر آیه‌های سوم،[ت] چهارم[ث] و پنجم[ج] آمده‌است که انسان‌ها فکر می‌کنند اموال‌شان از بین نمی‌رود و از آنها محافظت می‌کند. اما انسان‌ها اشتباه می‌کنند و انسان‌ها جهنم را به خوبی درک نمی‌کنند. کلمهٔ «حطمة» به معنی خُرد كردن و شكستن كامل است و کلمهٔ «مُؤْصَدَةٌ» به حفره‌اى گفته مى‌شود كه در كوه ايجاد كنند و درب آن را محكم ببندند.[۵۱][۵۲][۵۳][۵۴] در تفسیر آیه ۸۱ سوره قصص،[چ] نشان می‌دهد که ثروت نمی‌تواند به انسان کمک کند.[۵۵] در آیه‌های ششم[ح] و هفتم[خ] آمده‌است که خدا کسانی را که همیشه تهمت می‌زنند، غیبت می‌کنند و مردم را مسخره می‌کنند، دچار عذاب می‌کند.[۵۶][۵۷][۵۸] در تفسیر آیه‌های پایانی،[د][ذ] خداوند چنین کسانی را عذاب می‌دهد و برای آنها راه نجاتی نیست.[۵۹][۶۰][۶۱] کلمهٔ «الله» در اصل کلمه‌ای عربی است[۶۲] و پیش از نزول قرآن این اسم در میان مردم عرب بوده است. کلمهٔ الله در اصل الإله و از ماده «ألَه يأْلَهُ الوهةً» به معنی عَبَد است.[۶۳][۶۴]

فضیلت[ویرایش]

اگر این سوره را بر انسانی که چشم‌درد دارد، تلاوت نمایند، به اذن خداوند درد وی از بین می‌رود.[۶۵]

هرکس این سوره را تلاوت کند، به عدد هر یک از کسانی که محمد و یارانش را استهزا کردند، ده حسنه به او داده می‌شود.

[۶۶]

هرکس آن را در نماز فریضه‌ای بخواند، فقر از او دور می‌شود، روزی به او رو می‌آورد و مرگ‌های زشت و بد از او قطع می‌گردد.

[۶۷]

یادداشت[ویرایش]

  1. زخرف: آیه ۸۰
  2. وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
  3. الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ
  4. یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ
  5. کَلَّا لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ
  6. وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْحُطَمَةُ
  7. ترجمهٔ آیه: آنگاه او را با سرای (پرزرق و برق) وی به (اعماق) زمین فرو بردیم؛ و او (در آن شرایط سخت) دار و دسته ای نداشت که در برابر (کیفر عادلانه) خدا او را یاری رسانند و (خودش هم با آن همه ادّعاها و لاف و گزافه‌ها) نتوانست از خویشتن دفاع نماید (و نابود گردید).
  8. نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ
  9. الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ
  10. متن آیه ۸:إِنَّهَا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ
  11. متن آیه ۹:فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ

پانویس[ویرایش]

  1. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ۲:‎ ۱۲۶۸.
  2. دوسری، أسماء سور القرآن و فضائل‌ها، ۱:‎ ۵۵.
  3. بن عاشور، التحریر و التنویر، ۳۰:‎ ۴۷۰.
  4. قرشی، قاموس قرآن، ۷:‎ ۱۶۴.
  5. قرائتی، تفسیر نور، ۱۰:‎ ۵۹۱.
  6. معرفت، علوم قرآنی، ۱:‎ ۷۸.
  7. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱:‎ ۱۶۶.
  8. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۲:‎ ۱۶۶.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵:‎ ۵۸۸.
  10. اقبال، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ۱:‎ ۳۱۷۳.
  11. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۳:‎ ۳۸۹.
  12. صادقی، «اُبىّ بن خَلَف»، دائرةالمعارف قرآن کریم.
  13. ابن اثیر، أسد الغابه فی معرفه الصحابه، ۱:‎ ۱۶۶.
  14. بن هشام، السيره النبويه، ۱:‎ ۲۸۲.
  15. واقدی، المغازی، ۱:‎ ۴۴.
  16. آلوسی، روح المعانی، ۳۰:‎ ۴۱۴.
  17. بلنسی، تفسير مبهمات القرآن، ۲:‎ ۴۷۳.
  18. هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۹:‎ ۴۹۲.
  19. طبری، تفسیر طبری، ۳۰:‎ ۱۸۹.
  20. ابوعبید، النسب، ۲۱۲.
  21. بن عاشور، التحریر و التنویر، ۱۰:‎ ۱۷۵.
  22. طبری، تفسیر طبری، ۱۹:‎ ۱۱.
  23. ابن سعد، طبقات الکبری، ۱:‎ ۱۷۶.
  24. شمس شامی، سبل الهدی، ۳:‎ ۲۴۱.
  25. ابن اسحاق، السير و المغازی، ۲۱۱:‎ ۲۱۱.
  26. سیوطی، الدر المنثور فی التفسير بالمأثور، ۳:‎ ۲۵۲.
  27. بن هشام، السيره النبويه، ۲:‎ ۶۳۱.
  28. واقدی، المغازی، ۱:‎ ۸۳.
  29. ابن درید، الاشتقاق، ۱:‎ ۱۲۹.
  30. اقبال، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ۱:‎ ۳۱۷۳.
  31. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۰۵.
  32. فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز، ۱:‎ ۵۴۳.
  33. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ۲:‎ ۱۲۶۸.
  34. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱:‎ ۳۱۳.
  35. طبری، تفسیر طبری، ۳۴.
  36. طریحی، مجمع البحرین، ۵:‎ ۴۱۵.
  37. سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ۱:‎ ۲۲۰.
  38. زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، ۱:‎ ۳۵۲.
  39. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱:‎ ۴۱.
  40. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۰۶.
  41. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۳۵۸.
  42. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۲۲:‎ ۳۳۷.
  43. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۳۵۸.
  44. قرائتی، تفسیر نور، ۱۰:‎ ۵۹۲.
  45. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۱۰.
  46. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۳۵۸.
  47. قرائتی، تفسیر نور، ۱۰:‎ ۵۹۲.
  48. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۵:‎ ۴۰۳.
  49. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۳۵۸.
  50. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۱۱.
  51. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۳۵۹.
  52. قرائتی، تفسیر نور، ۱۰:‎ ۵۹۲.
  53. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۱۳.
  54. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۱۵.
  55. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۷:‎ ۴۱۸.
  56. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۳۵۹.
  57. قرائتی، تفسیر نور، ۱۰:‎ ۵۹۱.
  58. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۱۳.
  59. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۳۶۰.
  60. قرائتی، تفسیر نور، ۱۰:‎ ۵۹۲.
  61. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۱۷.
  62. فخر رازی، تفسیر کبیر، ۱:‎ ۱۶۳.
  63. طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ۱:‎ ۹۲.
  64. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱:‎ ۱۱۹.
  65. الصالحی، حسن عبدالحسین. قرآن‌درمانی. ۱. ترجمهٔ زینب شبانکاری و کاظم عابدینی. ص. ۲۱۵. شابک ۹۶۴-۷۷۲۱-۳۹-۰.
  66. بحرانی، البرهان فی تفسير القرآن، ۵:‎ ۷۵۵.
  67. طبرسی، الاحتجاج، ۲:‎ ۴۸۲.

منابع[ویرایش]

همزه (سوره) در پروژه‌های خواهر

در ویکی‌نبشته متن مرتبط در ویکی‌نبشته
در ویکی‌انبار پرونده‌های مرتبط در ویکی‌انبار

پیوند به بیرون[ویرایش]