خدا در اسلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

خدا یکی از مفاهیم کلیدی در اسلام بوده و نام او الله است و بقیه اسامی صفات او هستند.

اعتقاد به خدا

محور اصلی همه مفاهیم دین اسلام خدا می باشد. مسلمان کسی است که فقط به خدای یگانه اعتقاد داشته باشد و محمد را فرستاده او بداند. در واقع رسالت محمد نیز شناخت خدا بوده است. اصلی ترین محور اندیشه اسلامی، توحید و نفی شرکت است. چنانچه در قرآن کتاب مسلمانان سوره نساء آیه 116 آمده که خدا گناه شرک ندانسته را نمی بخشد. [۱]

خدا در قرآن

نام خاص خدا «الله» بارها در قرآن آمده است. علاوه بر آن رحمان و رب هم در قرآن به عنوان نام های خدا بکار رفته است. مطابق قرآن آدمیان خدا را میشناسند و به خدایی او شهادت داده اند: "و اذ اخذربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی" به این معنا که:"به یاد آر هنگامی که خدای تو از فرزندان آدم ذریه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی"، و خلقت آدم با شناخت خدا در عالم الست بوده است. و گمراهی بشر سبب شرک به خدا شده است.[۱]

قرآن خدا را اینگونه توصیف کرده است: آفریدگاری که جز او نیست، به پنهان و آشکار آگاهی دارد. بر همه چیز پیروز، توانمند و از همه چیز برتر است. او از هر گونه شریک بی نیاز است و آفریدگاری است که صورتگری همه موجودات به دست اوست. آنچه را که بخواهد انجام می دهد و آنچه که انجام می دهد برخواسته از حکمت و تدبیر است.[۲]

خدا در احادیث

احادیثی که در اسلام درباره خدا آمده دو دسته می باشند: احادیث قدسی که در به ادعای بعضی سخن خدا هستند، که در یکی از این احادیث خداوند گفته: گنجی مخفی بودم، دوست داشتم شناخته شوم، خلق را آفریدم تا شناخته شوم. و دیگری احادیث پیامبر اسلام و امامان شیعه هست مانند آنکه گفته شده هر کس خودش را بشناسید به تحقیق پروردگارش را شناخته است.[۱]

خدا از دیدگاه متکلمان

کلام متکلمان درباره خدا را می توان به چند دسته تقسیم کرد:

۱- بحث درباره وجود خدا و اثبات آن

۲- بحث درباره توحید خدا و اثبات آن و نفی شرکت به طور عام و نفی ثنویت و تثلیث

۳- بحث درباره صفات خدا که خود دارای چند بخش می باشد

۴- بحث در توفیقی بودن یا نبودن اسما و صفات خدا

۵- بحث درباره تشبیه و تنزیه و تعطیل

۶- بحث درباره کلام خدا و حادث و قدیم بودن آن

۷- بحث درباره نسبت قدرت و علم و رحمت خدا با افعال بندگان و مخلوقات

خدا از دیدگاه فلاسفه اسلامی

فیلسوفان اسلامی آمیزه هایی از آرای افلاطون، ارسطو و فلوطین را در اختیار داشتند و تلاش می کردند با اخذ و اقتباس مفاهیمی از آنان به بازسازی الهیات بپردازند. فیلسوفان اسلامی تلاش کرده اند برای واجب الوجود فلسفی استدلال هایی را ذکر کنند. در اندیشه ملاصدرا همه جهان در حرکتی ذاتی و جوهری است. این حرکت بازگشت صعودی موجودات و حشر و قیام و معاد و حتی صورت جسمانی آن را تضمین میکند. [۱]

خدا از نظر عرفا

خدا از نظر عارفان یکی می باشد که دو و غیر ندارد. هر نوع دوتایی بودن وچندگانگی مردود است. خداوند، آن گنجِ مشتاقِ ظهور، هم باطنِ هستی (غیب، وحدت، تجلی بر خویش، فیض اقدس، حضرت اسماء) وهم ظاهرِ هستی (شهود، کثرت، خیال، فیض مقدس، مظاهر اسماء) هم اول وهم آخر است. پس وجود و هستی واحد و یگانه است و غیر از حق چیزی موجود نیست. به قولی حق، شخص است و عالَم سایه اوست ودر اسماء متعدد، خویش رابر خویش عیان می سازد.(همه اسماء دلالت برمسمائی واحد دارند.) نوری است که انکشافْ ذاتی اوست. زیبارویی است که تاب مستوری ندارد، بلکه همان سایه ها نیز هم حق اند وهم غیرحق، مخلوقات آینه هایی هستند که جمال واسماء جمیلِ اورا نمایش می دهند وانسان تصویر کاملی از اوست.[۳]

خدا بطور کلی از منظر عرفان به صورتی متفاوت از دیگران دیده می شود و حتی می توان گفت در تقابل با خدای فیلسوفان قرار می گیرد. در مباحث عرفانی مباحث استدلالی و عقلی مورد توجه نبوده بلکه بر رابطه دو سویه انسان و خدا تاکید شده است که از آن تعبیر به عشق می کنند. از نظر آنها شناخت خدا معرفی است که پیش شرط آن سلوک عملی و غایت آن شهود و اشراق و کشف حجاب و رفع و طرد خود و هواهای نفسانی است.[۱]

نام ها و صفات

مسلمانان بر طبق روایات نام های خدا را ۹۹ اسم می دانند که یکی از آنها اسم اعظم می باشد.

در قرآن صفات مختلفی برای خدا ذکر شده است که به چند دسته عمده تقسیم بندی می شوند:

قدرت مطلق خدا: مانند قدیر، غنی، قوی، کبیر، عظیم

علم مطلق خدا: مانند حکیم، سمیع، بصیر، خبیر

خیر محض بودن خدا: لطیف، رزاق، غفور، حافظ، وکیل[۱]

صفات ثبوتیه

مراد آن دسته از صفاتی است که یا عین ذات اوست یا ناشی از ذات اوست.

ذاتیه

بخشی از صفات مربوط به ذات حق تعالی است و عین ذات او می‌باشد. مجموعه صفات ذاتی خداوند در ۴ صفت اصلی قابل جمع است که عبارتنداز:

۱-وحدانیت: خداوند یگانه است بی مثل و مانند و شبیه و مرکب از اجزاء خارجی و عقلی نمی‌باشد. صفاتی که به این صفت اصلی بازمی‌گردد عبارتند از: احد، واحد، مشهور، معروف، غریب، فرد، کافی، وتر، موجود، غایت.[۴]

۲-سرمدیت: خداوند جاودانه، ازلی و ابدی است یعنی از ابتدا بوده و خواهد بود. صفاتی که باین صفت اصلی بازمی‌گردد عبارتند از: آخر،اول، باقی، حی، دائم، سابق، سرمد، قدیم، قریب، قائم، قیوم، متین، مکین، حق، ازلی، ابدی، واجب الوجود.[۴]

۳-عالمیت : خداوند داناست به همهٔ هستی و ذات خود از ازل تا ابد در هر زمان و هر مکان وعلم او حضوری است. صفاتی که باین صفت اصلی بازمی‌گردد عبارتند از: بصیر، باطن، برهان، جمیل، حسن، حکیم، محیط، خبیر، مدرک، دلیل، رای، سرور، سامع، سمیع، سند، شاهد، شهید، عالم، علیم، علام، فخر، قره عین، ناطق، ناظر، نور، کاشف، کامل، کنز، معلن، عارف.[۴]

۴-قادریت :خداوند تواناست به هر امری که در هستی امکان‌پذیراست. صفاتی که باین صفت اصلی بازمی‌گردد عبارتند از: باذخ، جبار، جلیل، محول، ذخز، رافع، رفیع، سریع، سالم، سید، شدید، شریف، صادق، عده، عز، عزیز، معز، عظیم، علی، عالی، اعلی، متعالی، فوق، عون، معین، مستعان، غالب، غناء، غنی، مغنی، فاتح، فتاح، فالق، فارج، مفرج، فاتق، فائق، قادر، قدیر، مقنی، قاهر، قهار، ماجد، مجید، منیع، ناصر، نصیر، کبیر، متکبر، کثیر، واسع، موسع، مهیمن، مکین، مانع، مطلق، حق، فاصل، فارق، مفصل، قابض، مقدر. نکته،دو صفت ذاتی وحدانیت و سرمدیت بدون اضافه به چیزی بذات باریتعالی اتصاف دارد لیکن دو صفت قادریت و عالمیت بااضافه به مخلوق قابل اتصاف است.

فعلیه

بخشی از صفات مربوط به افعال باریتعالی است اینگونه صفات حادث و ناشی از قدرت وعلم اویند مجموعه صفات فعل خداوند در ۴صفت اصلی قابل جمع است که عبارتنداز:

۱-خالقیت (خلق دفعی): خداوند آفریدگار هستی است وهمه چیز با اراده او حیات دارد و صفاتی که باین صفت اصلی بازمی‌گردد عبارتند از: بدی، مبدء، مبدل، بارء، باعث، جاعل، محیی، خالق، خلاق، مسبب، مسخر، صانع، مصور، مضعف، معید، مغیر، فاطر، فاعل، فعال، فالق، مغنی، مقلب، ماهی، ممکن، ممیت، منشئ، منور، مکون، موسع، ماهد[۴][۵]

۲-ربانیت (خلق تدریجی): خداوند پروردگار و مربی همه مخلوقاتست وجهان لحظه‌ای بدون توجه او پیش نمی‌رود. صفاتی که باین صفت اصلی برمی‌گردد عبارتند از: امان، امین، مومن، انیس، مونس، مستانس، بر، بار، باسط، مبشر، مبین، مبین، تواب، مثیب، جابر، مجزل، جلیس، مجمل، مجیب، مجاب، جواد، جار، مجبر، حبیب، محبوب، محذر، داعی، مدعو، حفیظ، حافظ، حفی، حلیم، حامد، حمید، محمود، حنان، محیل، مخوف، خیر، مختار، مدبر، حرز، حاسب، حسیب، دافع، مدیل، دیان، ذارء، ذاکر، مذکور، رئوف، رب، مرتب، راتق، رجاء، راحم، رحیم، رحمان، ارحم، رازق، رزاق، راضی، رضی، مرضی، رضوان، مرغوب، مرغب، رفیق، رقیب، موهوب، مرتاح، مزین، ساتر، ستار، سلام، سامق، مسهل، شافی، شاکر، شکور، مشکور، صبور، صبار، صریخ، جبار، ضامن، طبیب، مطعم، طالب، مطلوب، مطور، عدل، عادل، عاصم، عصمت، عطوف، معطی، عفو، معافی، غافر، غفار، غفور، غفران، غیاث، مغیث، مطرح، مفرغ، مفضل، قابل، قبیل، قاسم، مقسم، مقسط، مقیت، مقیل، ملجا، ملقن، ملهم، ملی، منان، ممهل، منجی، منذر، منزل، منزل، منعم، منفس، منول، منیل، کریم، اکرم، مکرم، کالئ، ودود، موسع، ماصل، موصوف، وافی، وفی، وقی، واقی، واهب، وهاب.

۳-حاکمیت : همه هستی تحت حکومت او قرار دارند و او مقنن و قاضی و والی اصلیست. صفاتی که باین صفت اصلی برمی‌گردند عبارتند از: اله، امر، حاکم، دلیل، راشد، مرشد، رشید، راعی، مسئول، معبود، معقب، عماد، غایت، مقصود، قاضی، منی، ناهی، منتهی، ولی، والی، مولی، هادی، حکم.

۴-مالکیت :همه مخلوقات و هستی ازان اوست و او مالک علی الاطلاق است. صفاتی که باین صفت اصلی برمی‌گردند عبارتند از: جامع، سلطان، شافع، شفیع، صاحب، مالک، ملیک، ملک، مقدر، مقدم، کاسر، کفیل، وکیل.[۶]

صفات سلبیه

دو صفت قدوس وسبوح درقرآن کریم به عنوان صفت سلبی معروفند که مفهوم آن دو تنزیه حق تعالی از صفات محدود ناقص و بشری است اولی تنزیه مادی و دومی تنزیه معنوی.

اثبات وجود خدا

برخی اساسا وجود خدا رو بدیهی می دانند و معتقدند نیازی به استدلال برای وجود خدا نیاز نیست . برخی دیگر اما بر وجود خدا استدلال اقامه کرده ند. بعضی از آنها وجود خدا را بصورت پیش بینی اثبات کرده اند یعنی مخلوقات واسطه اثبات خدا نیستند مانند برهان صدیقین، برهان وجودی، برهان فطرت، برهان تجربه دینی، برهان اخلاقی، برهان معقولیت. بعضی دیگر وجود خدا را بصورت انی اثبات کرده اند و ملوقات واسطه اثبات خدا هستند. مانند برهان علّی، برهان امکان و وجوب، برهان نظم، برهان حرکت، برهان درجات کمال، برهان معجزه، برهان فسخ عزایم.[۷]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ محمدمنصور هاشمی. «خدا». دانشنامه جهان اسلام.
  2. مهدی تجلیل. «توصیف خدا در قرآن». پرتال جامع علوم انسانی به نقل از نشریه رشد آموزش قرآن 1387 شماره 22.
  3. علی اکبر افراسیاب پور بنقل از نشریه ادیان و عرفان سال سوم بهار 1385 شماره 7. «خدا از نظر عرفان». پرتال جامع علوم انسانی.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ تفسیر موضوعی قرآن کریم تألیف آیت‌الله مکارم شیرازی بخش صفات خداوند
  5. لا مؤثر فی الوجود الا الله (حدیث)
  6. دعای جوشن کبیر از مفاتیح الجنان
  7. محمد محمدرضایی. «براهین اثبات وجود خدا». پرتال جامع علوم انسانی به نقل از نشریه قبسات 1385 شماره 41.