تحریم (سوره)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
سورهٔ ۶۶ قرآن
تحریم
At-Tahrim.svg
دسته‌بندیمدنی
اطلاعات آماری
شمارهٔ نزول۱۰۸
جزء۲۸
شمار آیه‌ها۱۲
شمار واژه‌ها۲۵۰
شمار حرف‌ها۱۱۵۴
متن سوره
متن سوره با خط عثمانی
طلاق
ملک

سوره تحریم سوره ۶۶ از قرآن است، ۱۲ آیه دارد و سوره‌ای مدنی است. پنج آيه اول این سوره مربوط به ماجرای ماریه کنیز قبطی پیامبر که از سوی مقوقس عزیز مصر برایش فرستاده شده بود و در آن‌ها به عایشه و حفصه هشدار داده می‌شود که از پیامبر خدا سرپیچی نکنند.

دلیل اعتراض حفصه به محمد رابطۀ جنسی محمد با کنیز حفصه، ماریه در خانۀ او بود. ماریه را عزیز مقوقس، به همراه خواهرش سیرین، برای محمد فرستاد، محمد سیرین را به حسان بن ثابت داد ولی ماریه را در ملک خودش گرفت و او را به همسرش حفصه هدیه داد. عایشه در حدیثی می‌گوید: «ماریه زنی زیبا بود. زمانی که مقوقس ماریه را فرستاد پیامبر از او خوشش آمد. نخست او را به خانۀ حارثه بن نعمان که نزدیک خانۀ خودش بود فرستاد. پس پیامبر بسیار به او توجه می‌کرد و روز و شب سراغ او را می‌گرفت و این برای من و دیگر همسران او دشوار بود.» عایشه می‌گوید که او و دیگر همسران پیامبر هر کاری که در توان داشتند را می‌کردند تا ماریه را برنجانند و بیازارند. اما محبت او و محمد روزبه‌روز افزون‌تر گشت.

نزدیک یک سال بعد از آمدن ماریه به مدینه، وقتی محمد به خانۀ حفصه رفت و او را نیافت، ماریۀ قبطیه را به آن‌جا دعوت کرد و با او رابطه برقرار کرد. حفصه وقتی برگشت محمد و ماریه را تنها در خانۀ خود دید و شور و غوغا راه انداخت[۱] حفصه آرام و قرار نداشت و گفت دیدم چه کسی با تو در خانه بود ، و در حال عصبانیت شدید به گریه افتاد و گفت : ای محمد آنچه را که با من کردی ، آن هم در روز مخصوص من و در خانه من و در رختخواب من با هیچکدام از زنان دیگرت نکردی ، محمد گفت : آرام باش ، او بر من حرام گردید به خاطر جلب رضایت تو و در روایتی گفت : آیا راضی میشوی او را بر خود حرام گردانم و دیگر هرگز به او نزدیک نشوم ؟ حفصه گفت : آری . پس محمد سوگند یاد کرد که دیگر به ماریه نزدیک نشود و او را بر خود حرام کرد و به حفصه گفت : آنچه را که با تو گفتم برای کسی بازگو مکن . ولی حفصه عایشه را از این موضوع مطلع ساخت و به او گفت : خداوند ما را از ماریه راحت نمود چون محمد او را بر خود حرام کرد و بقیه ماجرا را نیز تعریف کرد.[۲][۳][۴][۵][۶]

رابطه با کنیز همسر در زمان محمد حرام بود(ماریه توسط محمد به حفصه هدیه داده شد) و محمد برای حلال کردن آن، سورۀ تحریم را خواند علت اعتراض حفصه هم همین بود زیرا محمد کاری را کرد که در آن زمان حرام بود. محمد با آوردن سوره تحريم سعی در تبرئه کردن خود کرد. در آیۀ اول سوره تحريم، خدا او را به‌خاطر حرام کردن آن‌چه که برایش به اصطلاح حلال بود سرزنش کرد و گفت که کار نادرستی کرد ولی خدا او را می‌بخشد. در آیۀ دوم مشکل لغو کردن پیمان‌ها را با وجود کفاره دادن حل می‌کند. در آيه سوم اشاره به افشای راز حفصه می‌کند که حفصه را به شگفتی می‌اندازد، چنان‌که از او می‌پرسد: «چه کسی تو را از کار مخفیانۀ من باخبر ساخت؟» و محمد در جوابش می‌گوید: «کسی که دانا و آگاه است.» و در آیه چهارم و پنجم عايشه و حفصه را تهديد به طلاق می‌کند مگر آن‌که آنان از نافرمانی از او دست بردارند. و مثالی از همسران نوح و لوط می‌زند که همسران‌شان به‌خاطر سرپیچی از آنان هلاک گشتند و در برابر مثالی از آسیه همسر فرعون می‌زند که با وجود ظالم بودن همسر خود، رستگار شد.[۷]

در اغلب منابع، چون تفسير ابن كثير، تفسير جلالين، الدر المنثور في التفسير بالمأثور، تفسير بيضاوي، تفسير كشاف، تفسير كبير، تفسیر قمی، تفسير البرهان، تفسیر صافی، تفسير نورالثقلين، مجمع البيان في تفسير القرآن و تفسير الميزان دلیل فرستاده شدن سورۀ تحریم ماجرای ماریۀ قبطیه در نظر گرفته شده. در منابع اندکی، این جریان تفاوت دارد. در تفسیر طبری، روایت دیگری نیز از این ماجرا هست که در خانۀ عایشه اتفاق می‌افتد و کنیزی که پیامبر با او خلوت می‌کند، کنیزی حبشی بود، نه قبطی، که توسط نجاشی برای محمد فرستاده شد، نه مقوقس.[۸] برخی دیگر از منابع مانند صحیح بخاری، این ماجرا را دربارۀ عسل خوردن پیامبر در خانۀ زینب بنت جحش، و حسادت دیگر همسرانش می‌داند، چنان که پیامبر خوردن عسل را در خانۀ زینب بنت جحش برای خود حرام کرد. اما شواهدی وجود دارد که می‌توان فهمید عسل خوردن به عنوان اصطلاحی برای رابطۀ جنسی به کار می‌رفته است.

منابع[ویرایش]

  1. سورۀ المؤمنون، آیۀ شش.
  2. ابن سعد، طبقات الکبری، روایت شده از عروه بن زبیر و ابن عباس.
  3. ابوبکر البیهقي، السنن الکبری، حدیث 15075.
  4. التحقیق في أحادیث الخلاف، ابو الفرج ابن الجوزي.
  5. روایت شده از عمر بن خطاب، ضیاء الدين مقدیسی، الأحادیث المختارة، حدیث شمارۀ 189.
  6. سورۀ تحریم، تفسیر ابن کثیر.
  7. ابن سعد، طبقات الکبری، جلد هشتم.
  8. تفسیر طبری، جلد هفتم، ترجمۀ سورۀ تحریم.

پیوند به بیرون[ویرایش]