آیه اخوت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
آیه اخوت
Quran - year 1874 - Page 108.jpg
ورقی از قرآنی خطی متعلق به قرن هجدهم میلادی که آیه اخوت در آن مشهود است
مشخصات قرآنی
نام آیهآیه اخوت
نام سورهحجرات
شماره آیه۱۰
محل نزولمدینه
شأن نزولدارد
شماره جزء۲۶
شماره حزب۵۲
نام‌های دیگرآیه برادری
اطلاعات دیگر
شماره کلمه۱۰
شماره حرف۶۲
حروف مقطعهندارد

آیه اخوت دهمین آیه از سوره حجرات است که پیرامون یکی از شعارهای اساسی و ریشه‌دار اسلامی و برادری میان محمد و علی است.[۱][۲][۳]

متن و ترجمه[ویرایش]

  • ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴾(سورهٔ حجرات-آیهٔ ۱۰)
  • در حقیقت مؤمنان با هم برادرند پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید امید که مورد رحمت قرار گیرید.
  • The believers are but brethren, therefore make peace between your brethren and be careful of (your duty to) Allah that mercy may be had on you.

تفسیر[ویرایش]

سنی[ویرایش]

تفاسیر سنی همچون تفسیر ابن عربی، التحریر و التنویر، تفسیر القرآن العظیم، پیرامون آیه اینگونه توضیح داده‌اند که در آیه اشاره به تساوی بین افراد و عدم تفاوت از نظر قوم و قبیله و نژاد و معیار برتری تقوا،[۴] وجوب اصلاح بین برادران دینی[۵] برادری مؤمنان در دین[۶] شده‌است.

شیعی[ویرایش]

در مجمع البیان و برهان فی تفسیر القرآن ذیل آیه اینگونه آمده‌است:

پس از آنکه آیه «انما المومنون إِخوة» نازل شد، محمد میان مسلمانان پیمان اخوت برقرار کرد، بین ابو بکر و عمر و بین عثمان و عبد الرحمن و بین فلان تا اینکه بین تمام یارانش هر کس طبق منزلتش با دیگری پیمان اخوت بسته شد، سپس به علی بن ابی طالب گفت: تو برادر من هستی و من برادر توأم.[۲][۳]

پانویس[ویرایش]

  1. برگزیده تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۵۰
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ تفسیر برهان، ج ۴، ص ۲۰
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۳، ص ۲۰۳
  4. تفسیر ابن عربی، ج ۲، ص ۲۷۶
  5. التحریر و التنویر، ج ۲۶، ص ۲۰
  6. تفسیر القرآن العظیم، ج ۷، ص ۳۵۰

منابع[ویرایش]

  • منابع سنی

ابن عربی، تفسیر ابن عربی، ج۲، ص. ۲۷۶
ابن عاشور محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج ۲۶، ص. ۲۰۳
ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص. ۲۷۶

  • منابع شیعی

گروهی از مترجمان، مجمع البیان، ج ۲۳، ص. ۲۰۳
سید هاشم بحرانی، برهان، ج۴، ص. ۲۰
ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۴، ص. ۵۰