مولانا خالد شهرزوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری، از مرشدان طریقت نقشبندیه است؛ وی به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری (۱۷۷۹م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ چشم به جهان گشود.

تحصیلات اولیه را در کانون گرم خانواده و در کنار پدر بزرگوارش مولانا احمد بن حسین عثمانی شروع کرد، قرآن مجید و مقدماتی از صرف و نحو را در قره‌داغ آموخت و برای ادامهٔ درس و استفاده از محضر استادان بزرگ، راهی سلیمانیه شد.

استادان وی عبارتند از: سید عبدالکریم برزنجی، سید عبدالرحیم برادر سید عبدالکریم، شیخ عبدالله خرپانی، ملا ابراهیم بیاره‌ای، ملا جلال‌الدّین خورمالی، ملا محمود غزائی، ملا صالح تره‌ماری، ملا عبدالرحیم زیارتی، ملا محمّد بالکی مشهور به ابن آدم، شیخ محمّد قسیم سنه‌ای (سنندجی) متوفی به سال ۱۲۳۶هجری که اجازهٔ اجتهاد از وی دریافت کرده‌است.

مولانا در همهٔ علوم عقلی و نقلی آن عهد چون صرف و نحو، معانی و بیان و بدیع، منطق و آداب بحث و مناظره، حکمت، هیئت، حساب و هندسه، عروض و قافیه، اصول فقه و اصول دین، حدیث و تفسیر و تصوف دارای مرتبه‌ای بلند و عالیمقام بوده تا آنجا که به هر مسألهٔ دشوار و مشکلی پاسخ می‌داده و چنان به سرحد کمال رسیده که در میان علما و دانشمندان عصر خویش نظیر و همتائی نداشته‌است.

مولانا در سال ۱۲۲۰هـ / ۱۸۰۵م. به شوق زیارت خانهٔ خدا و مدینهٔ منورّه راهی حجاز می‌شود. پس از زیارت مرقد سرور کائنات (ص) برای یافتن یکی از اولیاء که از او کسب فیض کند به جستجو می‌پردازد و هنگام مراجعت از مدینه، با دانشمندی یمنی برخورد می‌کند که به او یادآور می‌شود اگر در مکّه کسی را دیدی که ظاهراً رفتارش بر خلاف شریعت است، وی را انکار نکن و تردیدی به خود راه مده چه بسا که گشایش کارت به دست او باشد. مولانا در مکه آن شخص را پیدا می‌کند و از وی درخواست می‌کند که تحت تعلیم او قرار گیرد. اما او با دست اشاره می‌کند که گشایش کارش در هندوستان است و باید منتظر کسی باشد که وی را بدان دیار رهنمائی کند.

پس از بازگشت مولانا به سلیمانیه یک روز درویشی از مریدان و نمایندگان قطب روزگار شاه عبدالله دهلوی نقشبندی، قدّس سرّه، به مسجد عبدالرّحمن پاشا که مولانا در آنجا تدریس می‌کرد، وارد می‌شود؛ مولانا از طریق این درویش که نام او میرزا رحیم الله بیگ معروف به درویش محمّد عظیم آبادی بود با شاه عبدالله آشنا می‌شود و در سال ۱۲۲۲ هـ به اتفاق او رهسپار هندوستان می‌شود. مولانا از طریق ایران و افغانستان و پاکستان در مدت یک سال به هندوستان می‌رسد و به حضور شیخ عبدالله دهلوی شرفیاب می‌شود و چنان مورد توجه قرار می‌گیرد که مدت پنج ماه مقام قرب حضور و مشاهده را دریافت می‌نماید. سینه‌اش طور تجلی انوار حق می‌گردد و در طریقت و عرفان به مقام «فنا» و «بقا» ارتقاء پیدا می‌کند و شاه عبدالله با اشاره‌ای روحانی از اولیاء کرام و بزرگوار نقشبندی، قدس الله اسرارهم، ضمن اجازهٔ ارشاد هر پنج طریقهٔ معروف: نقشبندی، قادری، سهروردی، کبروی و چشتی اجازهٔ تدریس حدیث و تفسیر و تصوف، اوراد و ادعیه را به او می‌دهد. مولانا خالد پس از یک سال توقف در دهلی و طی مراتب عالیهٔ کمال و کسب اجازهٔ ارشاد در طریقت از پیر بزرگوار خود و نیز کسب اجازهٔ تدریس همهٔ علوم آن روزگار و روایت کتب صحاح و غیره از مدرّس و عارف بزرگوار مولانا عبدالعزیز حنفی، به امر شاه عبدالله به کردستان باز می‌گردد تا در آنجا به ارشاد طالبان حق و حقیقت بپردازد.

مولانا پس از مراجعت از هندوستان، در سنندج و سلیمانیه و بغداد و سپس در شام به ارشاد مشغول می‌شود. جمع کثیری از علما و بزرگان به جمع مریدان مولانا می‌پیوندند و در زمانی بسیار اندک آوازهٔ مولانا و نور عرفان و علم او تمام جهان اسلام را فرا می‌گیرد و رسائل و کتب فراوانی در مناقب و مقامات وی تألیف می‌شود.

این عارف و عالم بزرگ که به «مجدّد قرن سیزدهم» شهرت یافته‌است، سرانجام شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری در ۴۹ سالگی چشم از جهان فرو می‌بندد. همان شب پیکر پاک او را به مدرسه‌اش انتقال داده، مراسم غسل و تکفین را به جای می‌آورند و بنا بر وصیتش تا صبحگاه بر جنازه‌اش قرآن می‌خوانند. سپس خلفا و مریدان، پیکرش را برسر دست به مسجد «یلبغا» انتقال می‌دهند و پس از ادای نماز به وسیلهٔ سید محمّدامین ابن عابدین(فقیه بزرگ حنفی که مرید مولانا بود)، پیکر پاکش را در «تل نور» جبل قاسیون به خاک می‌سپارند. ماده تاریخش را در کلمهٔ «مغرب» ثبت کرده‌اند.[۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. نقشی از مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او

منابع[ویرایش]

  • نقشی از مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او از دکتر مهیندخت معتمدی (تهران، نشر پاژنگ،۱۳۶۹).
  • «تاریخ مشاهیر کرد» نوشتة بابا مردوخ روحانی شیوا.
  • «مولانا خالد و طریقت نقشبندی» تالیف سید محمد طاهر هاشمی

پیوند به بیرون[ویرایش]