دزد دوچرخه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
دوچرخه‌دزدها
Bicycle Thieves
Ladri3.jpg
کارگردان ویتوریو دسیکا
تهیه‌کننده پرودوزیونی دسیکا
نویسنده فیلمنامه: ویتوریو دسیکا
سزار زاواتینی
سوزو کچی دآمیکو
جراردو گویرری
اورسته بیانوچولی
آدولفو فرانسی
داستان اصلی: لویجی بارتولینی
بازیگران لامبرتو ماجورینی
انزو استایولا
لیانلا کارل
ویتوریا آنتونوچی
موسیقی آلساندرو کیگومینی
فیلم‌برداری کارلو مانتوری
تدوین ارالدو دا روما
تاریخ‌های انتشار
۲۴ نوامبر ۱۹۴۸ (ایتالیا)
۱۲ دسامبر ۱۹۴۹ (ایالات متحده)
مدت زمان
۹۳ دقیقه
کشور ایتالیا
زبان ایتالیایی
هزینهٔ فیلم ۱۳۳٬۰۰۰ دلار آمریکا

دزدان دوچرخه یا دوچرخه‌دزدها یا دزد دوچرخه (به ایتالیایی: Ladri di biciclette)، فیلمی نئورئالیستی ساختهٔ ویتوریو دسیکا، فیلمساز ایتالیایی است که در سال ۱۹۴۸ میلادی ساخته شد. این فیلم به عنوان یکی از متحول‌کننده‌ترین و تأثیرگذارترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان شناخته شده‌است.

این فیلم، که مانند سایر فیلم‌های نئورئالیستی، در خارج از استودیو و در فضای واقعیِ محله‌های شهر ساخته شده و خواهان ارتباط مستقیم با واقعیات جامعه است، در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در وب‌گاه IMDb در رتبهٔ نود و نهم قرار دارد.[۱] دزدان دوچرخه، تنها پس از گذشت چهار سال از ساخت، در مجلهٔ سایت اند ساوند به عنوان برترین فیلم تاریخ سینما شناخته شد.

خلاصه داستان[ویرایش]

کارگر بی‌کاری به‌نام «آنتونیو» (ماجورانی) سرانجام به‌عنوان اعلان‌چسبان استخدام می‌شود. وی مجبور است برای اینکه در این شغل تأیید شود، دوچرخه‌ای را به همراه داشته باشد تا بوسیله آن پوسترها در سطح شهر نصب نماید. از اینرو با توجه به تهی‌دستی خانواده‌اش، با پول ملحفه‌های تخت خواب خانه که می‌فروشد و دوچرخه قدیمی خود را که گرو بانک است، آزاد می‌کند و سر کار می‌رود. اما در روز اول کار، دزدی دوچرخه آنتونیو را در هنگام کار کردن وی می‌دزدد و آنتونیو مجبور است برای اینکه شغلش را از دست ندهد، هرچه سریعتر دوچرخه‌اش را پیدا کند. از اینرو از روز بعد از دزدیده‌شدن دوچرخه، با کمک پسر کوچک و دوستانش، به امید یافتن دوچرخه در شهر جستجو می‌کنند. پس از چند ساعت آنتونیو دزد دوچرخه را در خیابانی می‌بیند و دنبالش می‌کند؛ ولی دزد از دست او فرار می‌کند. پس از آن، او همه‌جا رد او را می‌گیرد و در نهایت موفق به، به‌دام‌انداختن وی در محله او می‌شود؛ ولی وقتی پلیس را خبر می‌کند، با توجه به اینکه همه افراد آن محل از دزد دفاع می‌کنند و پلیس موفق به پیدا کردن دوچرخه نمی‌شود، آنتونیو با بی‌احترامی مجبور به ترک آنجا می‌شود.

سکانس ماندگار: در حالی که پدر و پسر از صبح تا عصر در به در به دنبال دوچرخه گشته و خسته و ناامید شده‌اند، آنتونیو در اوج ناامیدی تصمیم می‌گیرد که برای دلجویی از پسرش، او را به یک رستوران اشرافی ببرد و لااقل، برای یک لحظه هم که شده شاد زندگی کنند و غذای اشرافی بخورند. برونو (پسر آنتونیو) در حالی که روش خوردن غذا با کارد و چنگال را نمی‌داند در رستوران از پدرش می‌خواهد همان غذایی را سفارش دهد که یک کودک ثروتمند و خانواده‌اش در حال خوردن آن هستند. آنتونیو به پسرش می‌گوید: «برای آن طوری غذا خوردن، باید یک میلیون لیر در ماه درآمد داشته باشی.» سپس هر دو به این نتیجه می‌رسند که حتی قدرت سفارش پیتزا را هم ندارند و به یک برش نان و پنیر موتزارلا راضی می‌شوند. پسر با اشتها و رضایت خاطر با دست غذا را می‌بلعد و پدر، مأیوس و غمگین نگاهش می‌کند. دیالوگ ماندگار: آنتونیو: چرا باید با نگرانی خودمو بکشم در حالی که در نهایت قراره بمیرم؟ جوایز و افتخارات: برنده اسکار افتخاری بهترین فیلم غیر انگلیسی، نامزد دریافت اسکار بهترین فیلمنامه. هنرپیشگان : لامبرتو ماجرونی (آنتونیو)، انزو استایولا (برونو)، لیانلا کارل (همسر آنتونیو). سکانس پایانی فیلم بسیار تاثیر گذار و به یادماندنی است. آنتونیو که در به دست آوردن تنها وسيله كسب‌ درآمدش ناكام ‌مانده، ناگهان متوجه یک دوچرخه می‌شود که در کنار خیابان پارک شده و تصمیم می‌گیرد که آن را بدزدد.

جوایز[ویرایش]

این فیلم کاندیدای ۲ اسکار (کاندیدای اسکار بهترین مستند بلند-کاندیدای اسکار بهترین فیلمنامه) در سال ۱۹۴۹ شد.

منابع[ویرایش]

  1. [IMDb.com/Chart/Top «Top 250»]. Internet Movie Database. بازبینی‌شده در ۸ آوریل ۲۰۱۴.