اسفندیار منفردزاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اسفندیار منفردزاده
Esfandiar Monfaredzadeh.jpg
اطلاعات هنرمند
زادروز ۲۴ اسفند ۱۳۱۹
تهران
اهل کشور پرچم شاهنشاهی ایران (پیش از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی) ایرانی
سبک‌ها موسیقی پاپ
موسیقی فیلم
کار(ها) آهنگسازی
تنظیم کننده
ساز(ها) پیانو
سازهای برجسته
پیانو

اسفندیار منفردزاده (زاده ۲۴ اسفند ۱۳۱۹، تهران[۱]) آهنگ‌ساز ایرانی است. وی از سال ۱۳۳۵ فعالیت خود را به عنوان آهنگساز در «رادیو ایران» آغاز کرد، و تا هشت سال بعد ادامه داد. قبل از آن برای مدت کوتاهی در رادیو «نیرو هوایی» و تئاترهای لاله زار عود می‌زد. او هم زمان با تنظیم اپرای تخت جمشید (۱۳۴۶) و فتح بابل (۱۳۴۷) آهنگ فیلم‌های هنگامه (۱۳۴۷) و جهنم سفید (۱۳۴۷) هر دو به کارگردانی ساموئل خاچیکیان، را ساخت. آهنگ دو ترانه برای صدای کورس سرهنگ زاده در فیلم حسن کچل (علی حاتمی، ۱۳۴۹)نیز از ساخته‌های اوست.[۲] دوران همکاری وی با مسعود کیمیائی درخشان‌ترین دوران کار وی به عنوان سازنده موسیقی فیلم است. او در این دوران آهنگ‌سازی فیلم‌هایی چون گوزن‌ها، تنگنا، داش آکل، خداحافظ رفیق، رضا موتوری و قیصر را به عهده داشت که مشهور ترین اثر او موسیقی فیلم قیصر می‌باشد. او همچنین برای موسیقی متن دو فیلم قیصر و رضا موتوری برنده جایزه از جشنواره فیلم سپاس شد.اکثر کارهای او با صدای زنده‌یاد فرهاد و گوگوش اجرا شده‌اند.[۳] چندین فیلم مسعود کیمیایی نیز موسیقی متن او را به همراه دارند.او از کودکی با مسعود کیمیایی دوست بوده‌است.[۴]

فرهاد، شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده روی جلد ترانه «جمعه»

زندگی‌نامه[ویرایش]

او که تحصیلاتش را در رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیمه‌تمام گذاشت، در دانشگاه موسیقی وین نیز نتوانست این رشته را به پایان برساند.او در سال ۱۳۴۶ در زمینه اپراهای تخت‌جمشید نیز فعالیت داشت.[۵]
در سال ۱۳۴۴ نیز همراه با علی‌اکبر صدیف، دکتر رضا ناروند، پرویز اتابکی و گروهی دیگر از هنرمندان، در اجرای اپرای فتح بابل در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران همکاری داشت.

سرود بهاران خجسته باد
به پیشنهاد پدرام اکبری، تصمیم به اجرای سرود بهاران خجسته باد که در بین زندانیان سیاسی معروف شده بود می‌گیرند. وظیفه ضبط این سرود به «اسفندیار منفردزاده» آهنگساز معروف، که خود نیز در رابطه با پروندهٔ خسرو گلسرخی توسط ساواک دستگیر و مدتی زندانی بود، سپرده می‌شود و از آن جا که حافظه پدرام و دوستانش هیچ ملودی مربوطی را به یاد نداشت و تکرار ملودی آهنگ های معروف بود، او خود به ساختن ملودی پرداخت و به دلیل تعطیل ارکستر ها و خانه نشین شدن نوازندگان، خود به تنهایی تمام سازها را ابتدا تک تک مینوازد و بعد همه را با هم می آمیزد. سرانجام، هنگامی که مراسم یادبود و بزرگداشت «کرامت» و «خسرو» در مدرسه عالی سینما-تلویزیون در حال برگزار شدن بود، نوار ضبط و آماده شده «بهاران خجسته باد!» را مستقیماً از استودیو به سالن برگزاری مراسم می‌آورند که برای نخستین بار این سرود پخش می‌شود.

منفردزاده خود درباره سابقه اجرای این سرود بعدها چنین می‌گوید: «. . . سرود «بهاران خجسته‌باد» با شتاب و با سازهایی در حد اسباب بازی، با وسائل ضبط زیر متوسط سال انقلاب - یعنی بسیار ابتدائی امروز - با صداهایی کاملاً غیر حرفه‌ای در منزل و نه در استودیو، ضبط شده است. . . اگر سرود «بهاران خجسته‌باد» بدون کمک امتیازات ویژه با چنین اقبالی ماندگار می‌شود، نام عشق و ایثارگر و انسانی بزرگ یعنی کرامت دانشیان،نیروی پرتوان ماندگاری آن بوده است، نه موسیقی و اجرائی ابتدائی آنهم با صدای غیر حرفه ای من. . . »[۶]


ترانه جمعه[ویرایش]

در سابقه و تاریخچۀ ترانۀ «جمعه»، باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساختۀ «امیر نادری» گفت و این واقعیت که: کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانۀ متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که می‌توانست سینماروهای آن‌روزگار را به دیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلم‌های نامتعارف سینمای ایران بود با بازی هنرپیشه‌هایی ناشناخته و نه چندان معروف.

«شهیار قنبری» در مجموعه‌ای از ترانه‌سروده‌های او که با نام «دریا در من» منتشر شده، در پانویس این شعر می‌نویسد:

«در یک عصر جمعه، ترانۀ جمعه را در خانۀ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. بلوار الیزابت دوم(نوشتم).(سپس آن را با موسیقی اسفندیار) ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیق‌اش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحۀ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و سیاه از جوانی‌ی ما(عکس از امیر نادری). پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این تصویر نوشتم: ـ نازنین، هدیه‌یی به تو که هر روزت، جمعه است. ترانۀ آمنه، با صدای آغاسی، همزمان منتشر شد. می‌گفتند: جمعه بیش از آمنه گل کرده است! جمعه، پیروزی ترانۀ نوین بود.» «منفردزاده» در همدلی‌ای که با جریان سینمای متفاوت و معترض داشت و از بابت قولی که داده بود ملودی و ریتم آهنگ و ترانه را می‌سازد اما از آنجا که خود درگیر تعهدات دیگری است که باید به موقع آماده کند از «محمد اوشال» از آهنگ‌سازان خوب و مطرح آن سالها می‌خواهد اجرای این‌کار را تقبل کند و «امیر نادری» را با او آشنا می کند. «محمد اوشال»، در جواب به این درخواست همکار خود، آن را تنظیم و اجرا می کند.آن چه که ضبط می کند بیشتر با سازهای بادی اجرا شده است. روی همین ریتم و ملودی که فضا و ضرباهنگی نظامی دارد، «فرهاد» سرودۀ «شهیار قنبری» را می‌خواند. حاصل آن هر چه هست اما به دل «امیر نادری» خوش نمی‌نشیند. پس با نارضائی از کار «اوشال» به خود «اسفندیار منفردزاده» باز می‌گردد و با این انتظار که خود او کار را تمام و به قولی که داده است عمل کند. این رفت‌وآمدها با به پایان رسیدن صدا گذاری و دوبلۀ فیلم بیشتر و بی پولی پروژه، فشرده‌تر و سخت تر می‌شود. تا آن که شبی از روزی که دیگر خلق همه از این به تاخیر و تعویق افتادن‌ها تنگ شده و کار دارد به رنجیدگی خاطر و آزردگی دل می‌کشد، «منفردزاده» با قرار قبلی و با کمک «شهبال»سر راه به رستورانی که «فرهاد» شب‌ها در آنجا می‌خواند می‌رود. ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد می‌نشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه «شهبال شب‌پره» یکی از اعضای گروه «بلک‌کتز» که آن زمان «فرهاد» خوانندۀ آن گروه است، برمی‌دارد و از «رستوران کوچینی» در حوالی «بلوار الیزابت» می‌رانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچۀ «رامسر». آن‌موقع از شب، استودیو آماده است.«گرجی» صدابردار و «محمد اوشال» با قرار قبلی آنجاهستند؛ «ناصر غواص» از جوانان علاقه‌مندی که معمولاً همان دور و برها هستند هم دم دست است. دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و به خواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال شب‌پره» پشت درام می‌نشیند و «محمد اوشال» روی کلیدهای پیانو خم می‌شود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است و «اسفندیار منفردزاده» کنترباس را بدست می گیرد. «شهرام غواص» را صدا می‌زنند که بیاید و«سوت» را بزند. می‌آید. می‌زند و «فرهاد» می‌خواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ـ ضبط و تمام می‌شود. ساعتی بعد که پگاه سر می‌زند، ترانۀ «جمعه» متولد شده است. «جمعه» با صدای «فرهاد»، بی‌هیچ چشم‌داشت مادی، و صرفاً در جهت حمایت از «امیر نادری»، و فیلم «خداحافظ رفیق»، به او هدیه می‌شود. این ترانه کمی بعدتر با صدای «گوگوش» هم اجرا شد و به بازار آمد. ولی اجرای «جمعه» با صدای فرهاد که تلخ می‌خواند بیشتر مورد قبول افتاد و ماندگار شد. او با صدای خود، این ترانه را به یاد و خاطرۀ نسل و زمانۀ ما پیوند زد. هفت سال بعد از انتشار این ترانه، بار دیگر جمعه‌ای دیگر در تاریخ مبارزات مردمی ایران، رخت عزا تن می‌کند و سیاه‌پوش می‌شود. جمعه‌ای که هفدهم شهریور ماه سال پنجاه و هفت است. هنوز روزی از وقوع این کشتار نگذشته که نسخۀ دوم ترانۀ «جمعه» در تنظیم و اجرایی تازه، با ریتمی متفاوت و کوبنده به بازار می‌آید. «اسفندیار منفردزاده»، در اجرای صدای چکش‌واری که در شروع نمونۀ بازخوانی شدۀ این ترانه می‌شنویم؛ از کوبش ضربه‌های بر هم دو پاره سنگ، و در ادامه از صدای «اسفندیار قره‌باغی»، خوانندۀ سرود مشهور «ای ایران»، برای بخش کورال و همسرایی بهره گرفته بود و «فرهاد» که این‌بار آن‌را با حس و حالی متفاوت از اجرای اول می‌خواند. این اجرای تازه با نام «جمعه برای جمعه»، در همدلی با واقعۀ جمعۀ سیاه ۱۷ شهریور منتشر شد و بعد از واقعۀ «سیاهکل» پیوندی همیشه با آن رویداد تاریخی نیز دارد. [۷]

اثار[ویرایش]

نوشتار اصلی: ترانه شناسی اسفندیار منفردزاده


خواننده نام ترانه ترانه سرا اهنگساز تنظیم
فرهاد جمعه شهیارقنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فرهاد مرد تنها شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فرهاد شبانه ۱ شهیارقنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فرهاد شبانه ۲ شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فرهاد گنجشکک اشی مشی مثل قدیمی اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فرهاد کودکانه شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فرهاد وحدت (محمد) سیاوش کسرایی اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فریدون فروغی تنگنا فرهاد شیبانی اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فریدون فروغی نیاز شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فریدون فروغی/ داریوش نماز شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فریدون فروغی/ داریوش همیشه غایب شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده واروژان
فریدون فروغی قاصدک فرهاد شیبانی اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
فریدون فروغی ماهی خسته من ویلیام خنو اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
گوگوش دیگه اشکم واسه من نازه می‌‎کنه شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
گوگوش کوچه ها شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
رامش قصه لبهای یخ بسته شهیار قنبری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
داریوش فصلی دوباره امیرفرخ تجلی اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
داریوش بهار فریدون مشیری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
داریوش تابوی ایرانی (آی آدم‌ها) فریدون مشیری اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
ابی طلوع کن ایرج جنتی عطایی اسفندیار منفردزاده شهرام آذر
ابی پریا احمد شاملو اسفندیار منفردزاده وحید آتش بار
ابی زنجیر و ورجین احمد شاملو اسفندیار منفردزاده اسفندیار منفردزاده
ابی هلا مینا اسدی اسفندیار منفردزاده شهرام آذر
ابی بشکن حسین سماکار اسفندیار منفردزاده شهرام آذر

فیلم‌شناسی[ویرایش]

ردیف سال ساخت نام فیلم کارگردان
1 ۱۳۸۹ تابوی ایرانی رضا علامه زاده
2 ۱۳۵۶ ماهی‌ها در خاک می‌میرند فرزان دلجو
3 ۱۳۵۴ گوزن‌ها مسعود کیمیایی
4 ۱۳۵۲ تنگنا امیر نادری
5 ۱۳۵۲ خاک مسعود کیمیایی
6 ۱۳۵۲ نفرین ناصر تقوایی
7 ۱۳۵۱ بلوچ مسعود کیمیایی
8 ۱۳۵۱ تپلی رضا میرلوحی
9 ۱۳۵۱ خواستگار علی حاتمی
10 ۱۳۵۰ داش آکل مسعود کیمیایی
11 ۱۳۵۰ خداحافظ رفیق امیر نادری
12 ۱۳۴۹ طوقی علی حاتمی
13 ۱۳۴۹ رضا موتوری مسعود کیمیایی
14 ۱۳۴۹ حسن کچل علی حاتمی
15 ۱۳۴۹ رقاصهٔ شهر شاپور قریب
16 ۱۳۴۸ قیصر مسعود کیمیایی
17 ۱۳۴۷ بیگانه بیا مسعود کیمیایی

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. از «صدای بی‌صدا» تا «سکوتم را مکن باور» (یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»)
  2. : Iranian Movie DataBase اسفندیار منفردزاده :
  3. «گپی با اسفندیار منفردزاده»(فارسی)‎. وب‌گاه دویچه‌وله، ۱ فروردین ۱۳۸. بازبینی‌شده در دی ۱۳۸۶. 
  4. «گپی با اسفندیار منفردزاده»(فارسی)‎. وب‌گاه دویچه‌وله. بازبینی‌شده در آذر ۱۳۸۶. 
  5. (فارسی)‎. وب‌گاه ایران‌اکت. http://www.iranact.com/cinema/Artists/showartist.asp?id=1920. بازبینی‌شده در آذر ۱۳۸۶. 
  6. تاریخچه سرود«بهاران خجسته‌باد!»
  7. داره از ابر سیاه خون می‌چکه! (تاریخچۀ ترانۀ جمعه)