موزه هنرهای معاصر تهران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۵°۴۲′۴۰.۹″ شمالی ۵۱°۲۳′۲۵.۷۳″ شرقی / ۳۵.۷۱۱۳۶۱° شمالی ۵۱.۳۹۰۴۸۰۶° شرقی / 35.711361; 51.3904806

موزهٔ هنرهای معاصر تهران
Tehran Museum of Contemporary Art logo.svg
نشان‌وارهٔ موزهٔ هنرهای معاصر تهران
Tehran Museum of Contemporary Art 1.JPG
نام موزهٔ هنرهای معاصر تهران
کشور  ایران
استان تهران
شهرستان تهران
اطلاعات اثر
کاربری موزه
دیرینگی پهلوی
دورهٔ ساخت اثر محمدرضا پهلوی
بانی اثر فرح پهلوی
مالک فعلی اثر معاونت امور هنری وزارت ارشاد
اطلاعات ثبتی
شمارهٔ ثبت ۷۰۶۸
تاریخ ثبت ملی ۱۲/۱۱/۱۳۸۱
اطلاعات بازدید
امکان بازدید یکشنبه الی پنجشنبه؛ ساعت ۱۰ تا ۱۹، جمعه؛ ۱۵ تا ۱۹.
شماره تلفن ‎۸۸۹۶۳۲۰۰
وبگاه tmoca.com

موزهٔ هنرهای معاصر تهران یکی از مهم‌ترین موزه‌های شهر تهران است. این موزه در سال ۱۳۵۶ خورشیدی (۱۳ اکتبر ۱۹۷۷ میلادی) به کوشش و ابتکار کامران دیبا و با پشتیبانی شهبانو فرح پهلوی، ملکهٔ همسر محمدرضا پهلوی، در گوشه غربی پارک لاله و در زمینی به مساحت ۲٬۰۰۰ متر مربع (به جز باغ تندیس‌ها) بنا شد. بنای این موزه توسط دیبا و با الهام از بادگیرهای ایرانی طراحی شده است. در حال حاضر این مؤسسه یکی از واحدهای معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این موزه در خارج از ایران با عنوان «TMoCA» (برگرفته از سرواژگان عبارت «Tehran Museum of Contemporary Art») شناخته می‌شود.[۱]

در دههٔ ۱۹۷۰ میلادی، درآمدهای نفتی سرشار حکومت شاهنشاهی ایران اجازهٔ خرید آثار هنری معتبر بین‌المللی را به ایران می‌داد. در این هنگام خریدهای صورت گرفته توسط حکومت و نیز نیاز هنرمندان نوگرای ایرانی به داشتن فضایی برای ارائه آثار خود منجر به شکل‌گیری ایدهٔ ساخت موزهٔ‌ هنرهای معاصر تهران شد. اندک زمانی پس از گشایش موزه، رویداد انقلاب ۱۳۵۷ ایران و پس از آن جنگ ایران و عراق باعث شدند تا سیاست‌های نوگرای موزه تا سال‌ها جای خود را به سیاست‌های محافظه‌کارانه و همسو با هنر انقلابی دهد. روی کار آمدن محمد خاتمی در ایران اما باعث بازتر شدن فضا در این موزه و نمایش دوبارهٔ آثار هنرمندان نوگرای غربی و ایرانی شد.

این موزه شامل جامع‌ترین و مهم‌ترین گنجینه‌های هنر مدرن از پس از جنگ جهانی دوم تا پیش از دههٔ ۸۰ میلادی در خارج از اروپا و آمریکای شمالی است که شامل کارهای مهمی از جنبش‌های هیجان‌نمایی انتزاعی، پاپ آرت، مینی‌مالیسم، مفهومی، و فوتورئالیسم می‌شود.[۲] ارزش آثار موزه در حدود ۲٫۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود. بیشتر این آثار در دههٔ ۱۹۷۰ میلادی و با نظارت فرح پهلوی خریداری شده‌اند، اما پس از انقلاب، بعضی از آثار ارزشمند موزه در زیرزمین آن انبار شدند و به نمایش درنیامدند. در سال ۲۰۰۵ برای نخستین بار نمایشگاهی از گنجینهٔ موزه برگزار گردید که توجه علاقه‌مندان را به خود جلب نمود. از جمله آثار موزه می‌توان به کارهای بسیار شاخصی از گوگن، رنوار، پیکاسو، ماگریت، ارنست، پولاک، وارهول، لُویت، و جاکومتی اشاره کرد. مجموعه بسیار مهمی از هنر معاصر ایران نیز از جمله دارایی‌های این موزه است.

پیشینه[ویرایش]

نوشتار اصلی: هنر معاصر ایران

جنبش هنر نوین و معاصر در ایران در حوالی دهه ۱۹۴۰ میلادی و با مرگ کمال‌الملک و گشایش دانشکده هنرهای زیبا در تهران آغاز شد. با ورود استادان غربی همچون آندره گودار و سفر دانشجویان هنر برای دانش‌اندوزی به اروپا، هنرمندان ایرانی به آرامی با اندیشه‌های نوین در هنر جهان – از جمله دریافتگری – آشنا شدند.[۳]

دهه ۱۹۴۰ همچنین شاهد برگزاری نخستین نمایشگاه‌های هنری نوین در ایران، کشش به سبک‌های جدیدتر، و برخورد هنرمندان نوگرا با سنت‌گرا بود. کسانی چون محمود جوادی‌پور، حسین کاظمی، و جلیل ضیاءپور از جمله پیش‌گامانی بودند که فضا را در ایران برای پذیرش هنر نوین باز کردند.[۴] ارتباط هنری میان این گروه از هنرمندان با افزایش تعداد گالری‌های تهران بیشتر شد و نخستین محفل‌های هنری ایران، به ویژه انجمن خروس جنگی، آغاز به کار کردند.[۵]

دهه ۱۹۵۰ شاهد رفت و آمد بیشتر هنرمندان ایرانی به خارج و ارتباط آن‌ها با مکتب مینیمالیستی و تجسمی نیویورک بود. بازگشت تدریجی موج دانش‌جویان ایرانی از خارج به ایران در دهه ۱۹۵۰ و در پس آن ورود اندیشه‌های هنری نوین به کشور، نخستین گروه از هنرمندان جوان و مطرح آن سال‌ها، از جمله پرویز تناولی، حسین زنده‌رودی، و سیا ارمجانی را خواهان برپایی مکانی برای ارائهٔ آثار هنرمندان ایرانی کرد. اگرچه دوسالانه‌های هنر ایران برای پنج دوره پیش از انقلاب صورت پذیرفتند، اما پس از مدتی تعطیل شدند[۶] و بعدها هنرمندان نوگرا به باشگاه‌های چون «باشگاه هنرمندان» رفت و آمد می‌کردند.[۷] در این دوره، رویکرد حکومت پشتیبانی از هنر سنتی ایران و آثار دانش‌آموختگان دانشکده هنرهای زیبا بود، اما با ازدواج فرح دیبا با محمدرضاشاه پهلوی، جریانی در حکومت پدید آمد که پشتیبان نوگرایی و هنر روز جهان بود. تا اواسط دهه ۱۹۷۰، فعالیت‌های «دفتر مخصوص شهبانو [فرح پهلوی]» باعث گسترش ارتباط فرهنگی ایران با نهادهای بین‌المللی همچون یونسکو و شورای بین‌المللی موزه‌ها و خرید انبوه هنر معاصر از سوی دستگاه‌های دولتی شده بود.[۸]

تاریخچه[ویرایش]

دوره حکومت پهلوی[ویرایش]

اندیشهٔ ساختنِ جایی در ایران برای نمایش آثار هنر معاصر ایرانی و خارجی را نخستین بار کامران دیبا، معمار و نقاش و پسرعموی فرح پهلوی، شهبانوی ایران در دورهٔ محمدرضا شاه پهلوی، در گفتگوهای مستمرش با فرح پهلوی مطرح کرد. دیبا در این باره می‌گوید:

«پس از بازگشت از تحصیلات در خارج، چندین بار با شهبانو در این رابطه صحبت کردم؛ چرا که به باورم هیچ بنیادی در کشور به شکل جدی به جمع‌آوری هنر نمی‌پرداخت. [...] ایدهٔ اصلی در ۱۹۶۶ شکل گرفت، اما سال‌ها طول کشید[یادداشت ۱] تا پروژه به پایان برسد.»[۹]

به گفتهٔ فرح پهلوی، علاقهٔ شخصی او به هنر نوین سبب شده بود تا در زمان حکومت همسرش، دستگاه‌های دولتی و اشخاص مجموعه‌دار را تشویق کند تا به جای خریدن آثار سنتی، پول بیشتری برای خرید و نمایش آثار نوین کنار بگذارند.[۱۰] هنگام بازدید از نمایشگاه کارهای ایران درودی، نقاش نامدار ایرانی، و در پی درخواست درودی از فرح پهلوی برای ایجاد مکانی برای نمایش همیشگی آثار، فرح پهلوی در نهایت مصمم شد تا موزهٔ هنرهای معاصر ساخته شود.[۱۱] این هنگامی بود که افزایش ناگهانی قیمت‌های نفت در سال‌های دهه ۱۹۷۰ و اوج گرفتن آن در ۱۹۷۵، پول زیادی به خزانه حکومت ریخته بود،[۱۲] و او می‌کوشید تا به نامِ برنامهٔ «تمدن بزرگ»، به نمایش چهره‌ای نوین از کشور و بالا بردن جایگاه ایران میان دیگر کشورهای جهان بپردازد. اِیمن استدلال می‌کند که قرار گرفتن هتل اینترکنتیننتال تهران (لاله کنونی)، موزهٔ هنرهای معاصر، پارک فرح پهلوی (لالهٔ کنونی)، و موزهٔ فرش در کنار هم، همگی تلاشی از سوی محمدرضا پهلوی برای مدرن کردن تهران و ارائهٔ تصویری شکوهمند از آن بود.[۱۳]

فرح پهلوی در آغاز، طرح ساخت موزه‌ای برای هنر معاصر در تهران را با شاه و امیرعباس هویدا، نخست وزیر وقت، در میان گذاشت. وی پیشنهاد کرده بود که هنگام سرشاری خزانه، بهترین زمانِ خرید آثار نوین و نیز سنتی و باستانی بود. بنا شد تا بنای دو موزه، یکی برای هنر نوین و دیگری (با نام موزهٔ فرش) برای نمایش آثار سنتی دستبافت ایرانی، در بخش‌هایی از پارک فرح گذاشته شود.[۱۱] فرح پهلوی همچنین قراردادی با آلوار آلتو، معمار سرشناس فنلاندی، امضا کرد تا شعبه‌ای از موزه را در شیراز برپا سازد، که به خاطر تأخیر انجام طرح و نیز وقوع انقلاب، ناتمام ماند.[۱۴] کامران دیبا در آغاز مأمور شد تا آثار هنری ارزشمند را از بیرون از کشور تهیه کند. به گفتهٔ آیدین آغداشلو، دیبا تعدادی از آثار مطرح هنر نوین را خریداری کرد و با خود به ایران آورد. در میان آن آثار، کارهای بی‌نظیر و گاه اما کارهای کم‌اهمیت‌تر به چشم می‌خورد.[۱۵][یادداشت ۲]

کامران دیبا همچنین با کمک همکارانش آغاز به طراحی معماری موزه بر بنیاد اصول نوین و با نگاه به فرهنگ ایرانی کرد. «دفتر مخصوص شهبانو» در آن هنگام هزینهٔ هنگفت ساخت موزه را در اختیار دیبا گذاشت. این هزینه، بیش از ۷٫۲ میلیون دلار تنها برای ساختمان تخمین زده شده.[۱۶] اگرچه ایدهٔ اصلی ساخت موزه را دیبا سال‌ها پیشتر ارایه کرده بود، اما تا پیش از تحویل هزینه ساخت از سوی سازمان برنامه و بودجه کشور، ساخت و سازی صورت نگرفته بود. در نهایت در ۱۹۷۶ کارِ ساختمان موزه به پایان رسید و در ۱۴ اکتبر ۱۹۷۷، برابر با زادروز فرح پهلوی، موزه با حضور مهمانان ویژه‌ای چون خود محمدرضا و فرح پهلوی، نلسن ای. راکفلر معاون پیشین رئیس جمهور آمریکا، تامس مسر رئيس موزه گوگنهایم، و دو ویلد رئیس موزه اشتدلیک آمستردام گشایش یافت.[۱۷][۱۸] راکفلر در مراسم گشایش موزه آن را «یکی از زیباترین موزه‌های جهان» و ادامه و تکمیل‌دهنده موزه گوگنهایم نامید.[یادداشت ۳] برای جشن گشایش، مجموعه‌ای سفارشی از کارهای دنیس اوپنهایم برای فضای بیرونی موزه ترتیب داده بودند و برنامه‌های موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی کلاسیک همراه رقص‌های محلّی ایران و رقص‌های مدرن غربی درون و در محوطهٔ بیرونی موزه اجرا می‌شد.[۱۶] به گفتهٔ دیبا، شاه خود در مراسم از وی درباره اثر معروف هاراگوچی که به شکل آینه دیده می‌شد پرسیده بود؛ که دیبا به وی پاسخ داده بود که آن [به ظاهر شیشه] نفت است. شاه که نفت بودن سطح را باور نمی‌کرد انگشت خود را در حوض کرد و سپس ناچار شد تعداد زیادی دستمال کاغذی استفاده کند تا انگشتش را از نفت به کار رفته پاک سازد.[۱۹]

ایدهٔ اصلی تشکیل موزه این بود که بازدیدکنندگان برای دیدن کارهای هنری معاصر سدهٔ ۲۰ میلادی تنها به یک موزه بروند؛ چراکه اگر همهٔ آثار موجود در موزهٔ هنرهای معاصر تهران به نمایش درمی‌آمد، بازدیدکننده می‌توانست دستِ‌کم یک کار از هر هنرمند مطرح این سده ببیند. دیوید گالووی، متخصص هنری که نخستین نمایشگاه‌گردان موزه بود، در وصف آن می‌گوید: «بازخوردی بسیار گرم و مثبت، تا انتهای کار، از مجموعه به عمل آمد. البته، تلاش ما این بود تا تعادل میان هنر معاصر ایرانی و هنر معاصر غربی درست کنیم».[۱۵] گالووی این موزه را «پلی میان شرق و غرب» دانسته است.[۲۰]

آثار ایرانی و خارجی به وسیلهٔ کارشناسان هنری چون دانا استاین و دیوید گالووی آمریکایی، کامران دیبا و کریم‌پاشا بهادری و زیر نظر مستقیم «دفتر مخصوص شهبانو» خریده شد. پول خرید این آثار از شرکت ملی نفت ایران و سازمان برنامه و بودجه تأمین می‌شد.[۲۱] استاین از جمله کارشناسان هنری خبره‌ای بود که چندین کار از پابلو پیکاسو، ژرژ براک، پل گوگن، و جکسون پولاک برای دفتر مخصوص خرید. او همچنین خریدار اصلی تندیس‌های بی‌مانند موزه، از جمله کارهای ماکس ارنست، آلبرتو جاکومتی، هنری مور، و مارینو مارینی بود؛ که امروز برخی از این‌ها در باغ تندیس‌های موزه است.[۲۲] کریم‌پاشا بهادری نیز با رئیسان حراجی‌های هنری معتبر کریستی و ساتبی و نیز گالری ارنست بیلر در سوئیس دیدار کرده بود و پس از گزینش آثار، با نظارت دفتر مخصوص آن‌ها را می‌خرید. پس از وی، کامران دیبا جریان گزینش را به دست گرفت.[۱۱] به گفتهٔ دیبا، در هنگام مدیریت وی بر مجموعه (۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸)، وی خود ۳٬۶۰۰٬۰۰۰ دلار برای آثار هنری غربی و ۹۶٬۰۰۰ برای کارهای ایرانی پرداخت. او خود آگاهی‌ای از دیگر مبلغ‌های پرداخت‌شده برای خرید آثار هنری در غیر از زمان مدیریت خود نداشته است.[۱۷]

هیئت مدیره آغازین موزه فاطمه فرمانفرماییان، علی لاجوردی، کریم امامی، شهردار وقت تهران، مهدی کوثر، و داریوش مهرجویی بودند.[۲۳]

در جریان انقلاب[ویرایش]

گالووی می‌گوید هنگامی که در سال ۱۹۷۹ ایران دستخوش شورش و ناآرامی شد، وی واپسین بار از موزه دیدار کرد. او نقشی از تام وسلمان از مجموعهٔ نامدار Great American Nude را به یاد می‌آورد که نگاره‌ای از «زنی آمریکایی برهنه با پستان‌های بزرگ صورتی‌رنگ» بود. پس از وقوع انقلاب، یکی از کارمندان موزه برگه‌ای را از نقاشی آویزان دید که در زیر قاب چپانده شده بود و بر رویش نوشته بود: «دفعهٔ بعد به جای این برگه یک بمب خواهد بود!». گالووی سپس‌تر نمایش این اثر و نیز تابلوی زن ۳ کارِ دکونینگ را نادرست دانست.[۱۵]

گالووی اوایل ۱۹۷۸ میلادی، تنها یک سال پیش از انقلاب از سمت خود کناره گرفت و کامران دیبا نیز در اکتبر همان سال به کارکنان موزه اطلاع داده بود که به سبب بیماری از ایران خواهد رفت. تا ۱۶ ژانویهٔ ۱۹۷۹ که شاه و خانواده‌اش ایران را ترک کردند، کمتر کسی از بنیان‌گذاران اصلی موزه در ایران مانده بود.[۲۴]

با بالا گرفتن راهپیمایی و درگیری‌های خونین خیابانی، کارکنان موزه آثار موجود را به زیرزمین ساختمان – که در آن هنگام همچون پناهگاهی موقت در نظر گرفته بودند – منتقل کردند. آغداشلو در این باره می‌گوید:

در آغاز انقلاب کسی نمی‌دانست چه اتفاقی پیش خواهد آمد. پس تنها کاری که کردند آن بود که زمین را بکنند. چیزی همچون مجموعه درسدن در جریان جنگ جهانی دوم که همه چیز را در غارها نگاه داشتند؛ مشابه چنین چیزی در لوور انجام شد. این چیزها پدید می‌آید. [مهم این است] تا بتوان آثار را امن نگاه داشت. آن‌ها در انجام چنین کاری موفق شدند.[۱۵]

به گفتهٔ گالووی، هنردوستی مردم ایران و فرهنگشان مانع نابودی آثار موزه در جریان انقلاب شد. به باور او عشق به زیبایی، ابراز هنرمندانه، تزئین، طراحی، و رنگ در ایرانیان آن گونه بوده است که گویی «در شکلی خنده‌دار، مجموعه‌ای که آثار اندی وارهول و روی لیختنشتاین را در خود جای داده باشد، بی‌تردید در چنان فرهنگی ریشه دارد.»[۱۵] به گفتهٔ آیدین آغداشلو، در سخت‌ترین روزهای انقلاب، مردم از موزه برابر تجاوز دفاع می‌کرده‌اند. مهدی کوثر – رئیس دانشکدهٔ معماری دانشگاه تهران که در آن هنگام مدیر موزه شده بود – فهرستی از آثار موزه تهیه کرده و کمک کرده بود تا آثار در زیرزمین مجموعه پاسداری شود.[۲۵] کوثر که واپسین مدیر موزه پیش از انقلاب بود توانست همه کارهای هنری را به خوبی در زیرزمین قرار دهد تا در نهایت در واپسین روزهای فوریه ۱۹۷۹ و اندکی پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، مدیریت موزه را به نیروهای پاسدار انقلاب – که از سوی آیت‌الله خمینی مأمور پاسداری از گنجینه‌های کشور شده بودند – سپرد.[۱۹]

با این حال تعداد انگشت‌شماری از آثار نتوانستند دوران انقلاب را سپری کنند. پس از وقوع انقلاب، پرتره‌ای از فرح پهلوی که وارهول به سال ۱۹۷۷ میلادی کشیده بود با چاقو تکه‌تکه شد و تندیسی از بهمن محصص را که غیراسلامی و تحریک‌آمیز پنداشته بودند، شکستند.[۱۱]

پس از انقلاب[ویرایش]

موزهٔ هنرهای معاصر تهران در زمان برپایی نمایشگاه «چشم درون»، آوریل ۲۰۰۸ (فروردین ۱۳۸۷)

پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، موزهٔ هنرهای معاصر بر خلاف بسیاری دیگر از موزه‌های ایران تنها دورهٔ تعطیلی کوتاهی به خود دید. به گفتهٔ ایمن، تاریخچهٔ موزه پس از رویدادهای منجر به انقلاب و پس از آن – که با کوشش حکومت اسلامی نوپا برای زدودن یادگارهای خاندان پهلوی در ایران همراه بود – در میان دیگر نهادهای همانندش استثناء به شمار می‌رود.[۲۶] پس از رویدادهای بهمن ماه ۱۳۵۷ که منجر به سرنگونی پادشاهی در ایران شد، موزه دو هفته تعطیل شد و سپس با بازگشت کارکنان اصلی، تا ۶ ماه به فعالیت خود در پشت درهای بسته بر روی بازدیدکنندگان ادامه داد، تا آنکه پس از تشکیل نهادهای هنری جدید و تغییر مدیریت، دوباره درهایش را گشود.[۲۷] از این هنگام به بعد بسیاری از آثار غربی موجود در موزه برچسب «غیرقابل نمایش» خورد و از دیدگان همگان پنهان شد. شماری از آثار که نمایندهٔ برهنگی بود نیز سبب برانگیختن واکنش مسئولان حکومت جمهوری اسلامی شد. این آثار حتی برای نمایش به کشورهای دیگر قرض داده نمی‌شد.[نیازمند منبع] با این حال، در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی تعدادی از آن‌ها برای نمایش به موزه‌های غربی فرستاده شد.[۲۸] نخستین نمایشگاه پس از انقلاب موزه، باعنوان «سیر تحول هنر ایران؛ از قدیمی‌ترین ایام تا کمال‌الملک» به نمایشگاه‌گردانی آیدین آغداشلو برگزار شد.[نیازمند منبع]

در سال‌های آغازین پس از انقلاب، نمایشگاه‌های گوناگونی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب در موزه برگزار شد. در این نمایشگاه‌ها آثاری از هنرمندان انقلابی و همچنین آثاری از هنرهای سنّتی مانند خوشنویسی و نگارگری به نمایش درمی‌آمد.[۲۹] این رویه تا چندین سال ادامه داشت تا اینکه موزهٔ هنرهای معاصر دست به برگزاری نمایشگاه‌های منظم دوسالانه و سه‌سالانه زد. نخستین نمایشگاه دوسالانهٔ نقاشی ایرانی در پاییز ۱۹۹۱ (۱۲ سال پس از انقلاب) با سازماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موزه برگزار گردید.[یادداشت ۴] هدف از برگزاری این نمایشگاه، بنا بر کاتالوگ‌های آن، «بهبود کمی و کیفی هنر نقاشی و ایجاد فضایی رقابتی در میان هنرمندان به منظور کشف و حمایت از استعدادهای جوان» بود.[۳۰] بیشتر آثار انتخابی در این نمایشگاه کارهایی دارای مایه‌های ایرانی–اسلامی بود. نامِ بخشی از نمایشگاه را نیز «فلسطین» گذاشته بودند.[۳۱] موزه در طول دوسالانهٔ نخست، کنفرانسی با موضوع مرکزی «هویت فرهنگی و هنری» برگزار نمود. هویت فرهنگی و هنری از مباحثی بود که پیش از انقلاب نیز بدان پرداخته شده بود؛ وانگهی همایش این بار بر جنبه‌های انقلابی، اسلامی و سنتی فرهنگ متمرکز شد و مسئولان امیدوار بودند که بتوانند هنری اسلامی را ارائه نمایند. در سال ۱۹۹۳ دومین دوسالانه با گرایشی میانه‌روتر[کدام؟] برگزار گردید. از این تاریخ دوسالانهٔ جداگانه‌ای به نمایش نقّاشی‌های مینیاتور اختصاص یافت.[۳۲]

تا ۱۵ سال پس از انقلاب، موزه نزدیک به ۱۵ مدیر بر خود دید و گرایشش را به نمایش آثار هنر نوین، همچون هنر ایدئولوژیک در خدمت تبلیفات سیاسی تغییر داد.[۳۳] به گفتهٔ اِیمن، موزه در این هنگام تبدیل شده بود به یکی گالری برای نمایش آثار جنگی مربوط به جنگ ایران و عراق و تصویرهای کشتگان و نیز کارهای هنرمندان انقلابی فلسطینی و مکزیکی به نمایش در می‌آمد. این دوره‌ای از تاریخ موزهٔ هنرهای معاصر بود که می‌توان آن را «دوره ارزش‌های انقلابی» نامید. مدیران موزه در این دوره از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب می‌شدند و بیشترشان تحصیلات یا آشنایی هنری نداشتند.[۲۷]

برگ آغازین و نخستین برگ خطاطی شاهنامه تهماسبی که در سال ۱۳۸۱ به مجموعه موزه افزوده شد.

بزنگاه دگرگونی در مدیریت و گرایش موزه، انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ بود. انتخابات ۱۳۷۶ و روی کار آمدن اصلاح‌طلبان ایران سبب شد تا اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و لیبرال در محیط هنری بیشتر پیگیری شود و خاتمی – که خود پیش‌تر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی بود – علیرضا سمیع آذر را به مدیریت موزه برگزید. سمیع آذر که میان سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۴ مدیر موزه بود، تحصیل‌کردهٔ بریتانیا و دارای مدرک دکتری در معماری بود و بر خلاف مدیران پیش از خود ارزش بسیاری به نمایش آثار موجود و همچنین آثار هنرمندان ایرانی – که چه بسا همسو با حاکمیت نبودند – داد.[۳۴]

موزهٔ هنرهای معاصر پس از انتخابات ۱۳۷۶ به مهم‌ترین مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تبدیل شد. موزه از این تاریخ بطور فعال و نظام‌مند سمینارها، نمایشگاه‌ها و دوسالانه‌هایی برگزار کرد. هنرمندان نوسنت‌گرا و برخی از بزرگان جنبش سقاخانه، مانند حسین زنده‌رودی، مسعود عربشاهی، محسن وزیری‌مقدم، منصوره حسینی، بهجت صدر و پرویز تناولی – که برخی گاه پس از انقلاب از جامعهٔ هنری ایران گسسته بودند – اکنون برای برگزاری نمایشگاه یا شرکت در سمینار به موزه دعوت می‌شدند و آثارشان در سلسله نمایشگاه‌های پیشگامان هنر مدرن ایران به نمایش در می‌آمد. در این زمان موزه فعالیت خارج از کشورش را نیز افزایش داد و به برگزاری نمایشگاه‌هایی در اروپا، آمریکا و آسیا پرداخت.[۳۵] موزه در این هنگام با نمایش کارهای نقاشی، طراحی گرافیک، و مجسمه‌سازی توانست مخاطبان خود را گسترش دهد و هنرمندان نامدار بین‌المللی ایرانی چون عباس کیارستمی، آیدین آغداشلو، و فرح اصولی در آن به برگزاری نمایشگاه در کنار هنرمندان جوان‌تر پرداختند.[۳۴]

۲۲ سال پس از انقلاب نیز، بخش مهمی از آثار غربی گنجینه موزه در چند نمایشگاه مرتبط با پاپ آرت، امپرسیونیسم، و مینی‌مالیسم طی ۵ سال به نمایش در آمد.[۳۳] تا آنکه سال ۲۰۰۵ میلادی، نزدیکِ ۲۷ سال پس از انقلاب، نمایشگاهی بزرگ از آثار ممنوعهٔ این مجموعه برای متخصصان هنری برگزار شد. البته شماری از آثار نامدار، از جمله «گابریل با پیراهن باز»[یادداشت ۵] از رنوار و گذر ۲[یادداشت ۶] از جانز،[۳۶] در این نمایشگاه به نمایش در نیامد. همچنین پس از آنکه مسئولان تابلویی سه‌لتی از فرانسیس بیکن به نام «آرمیدن دو نفر بر تخت، در حضور دیگران»[یادداشت ۷] را مظنون به داشتن مایهٔ همجنسگرایانه شناختند، نامه‌ای رسمی به برگزارکنندهٔ موزه فرستاده شد تا لت میانی را از نمایش به در بیاورد.[۲۸] این نمایشگاه که با نام «جنبش هنر مدرن» نامیده شده بود با کوشش مسئولان موزه و پشتیبانی مستقیم خاتمی برپا شد و نخستین بار بود که شماری از کارهای اندی وارهول، ونسان ون گوگ، تولوز لوترک، و سالوادور دالی پس از انقلاب به نمایش گذاشته می‌شد. سمیع‌آذر توانست به مسئولان حکومتی را بپذیراند تا آثار مجموعه را بی کم و کاست به تماشای متخصصان هنری داخلی و خارجی بگذارند. نمایشگاه تا ۵ ماه ادامه داشت و اقبال بسیار خوبی یافت. با این حال، پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، سمیع‌آذر از کار کناره گرفت و آثار بار دیگر به زیرزمین فرستاده شد.[۱۴][۱]

با پایان ریاست سمیع‌آذر و تغییر سیاست‌های فرهنگی، حبیب‌الله صادقی نقاش انقلابی به ریاست موزه رسید و گرایش‌هایی ایدئولوژیک همچون آغاز انقلاب پی گرفت. پس از وی، محمود شالویی مدیریت موزه را بر عهده گرفت و از آنجا که همزمان مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، با شتاب سیاست‌های کنترل سختی بر کارهای هنری به اجرا گذاشت. این دوره‌ای بود که به خاطر برگزاری نمایشگاه‌های ضعیف و گاه نامربوط به هنر معاصر، شمار بازدیدکنندگان موزه رو به کاهش نهاد.[۳۷]

معماری[ویرایش]

نورگیرهای طراحی‌شده به شکل بادگیرهای ایرانی، نور بیرون را به درون فضاهای درونی و گالری‌های مجموعه هدایت می‌کنند.

ساختمان موزهٔ هنرهای معاصر از نمونه‌های معماری نوین در ایران به شمار می‌رود. در این سازه، از معماری سنتی ایران و مفاهیم فلسفی همراهِ عناصر مدرن بهره گرفته شده‌. طراحی و معماری این سازه به دست کامران دیبا معمار ایرانی انجام گرفت که عناصر معماری سنتی ایران، همچون هشتی، چهارسو، و گذرگاه را در طراحی آن قرار داد.[۳۸] به گفتهٔ کامران دیبا، معماری نوین موزه را همانندی در هیچ‌یک از کشورهای عرب و مسلمان، از جمله مصر و ترکیه، نمی‌توان یافت.[۱] دیبا ایدهٔ طرح موزه را از کارهای لو کوربوزیه و فرانک لوید رایت وام گرفت و در طراحی محتوا و بخش‌های لازم آن به موزه هنرهای مدرن نیویورک نیز چشم داشت.[۳۹] دیبا همچنین در طراحی سازه از آثاری از خوسپ لوئیس سرت همچون فونداسیون مگ و نیز آثار لوئی کان – که دارای عرفان نهادینه در خود بودند – بهره گرفت.[۴۰] تعدادی از مجسمه‌های برنزی پرویز تناولی به سفارش دیبا برای این مجموعه ساخته شد و در محوطهٔ اطرافش تعبیه گردید. به گفتهٔ دیبا، وی فضاهای درونی موزه را به گونه‌ای طراحی کرد تا «ارتباط میان انسان‌ها و فعالیت‌های آنان با هم» را تقویت کند. فضاهای باز و راهروهایی که به آرامی در فضای موزه چرخیده و به گالری‌ها می‌رسد به درستی چنین فضایی را فراهم کرده‌اند.[۴۱]

ساختمان موزه از سنگ و بتون ساخته شده و روی هم رفته (همراه باغ‌های اطرف) ۸۵۰۰ مترمربع مساحت دارد. مساحت سطح کلی دیوارهای موزه نزدیکِ ۲۵۰۰ مترمربع است.[۳۸] خود موزه بیش از ۵۰۰۰ متر مربع مساحت دارد و ساختنش ۹ سال طول کشید. محوطهٔ موزه دارای دو ورودی است که یکی در سوی پارک لاله قرار گرفته و خدماتی به شمار می‌رود، و دیگری ورودی اصلی است که از سوی خیابان کارگر در غرب سازه راه می‌دهد. ساختمان خود موزه در جنوب بستر طرح و باغ مجسمه واقع شده؛ و این باغ محیطی گسترده و چمن‌کاری شده در شمال ساختمان است.[۳۹]

نمای بیرونی ساختمان با الهام از بادگیرهای مناطق حاشیهٔ کویر ایران ساخته شده است. به گفته دیبا، به خاطر آنکه وی بودجه‌ای در اختیار نداشت تا به دیدار موزه‌های مختلف جهان برود، آرام‌آرام توجهش به یافتن سبکی از معماری محلی جلب شد و بهترین نمونه‌های چنین سبکی را در پشت‌بام‌های گِلی و گنبدهای شهرهای کویری ایران یافت.[۴۰] طاق‌های مرسوم روستایی و نورگیرهای برگرفته از بادگیرهای کویری نقش نوعی هدایت‌کنندهٔ نور فضای بیرون به درون مجموعه را بازی می‌کند. اگرچه در گذشته پنجره‌های تعبیه‌شده در انتهای «بادگیر» این طاق‌ها، نقش انتقال‌دهندهٔ جریان باد و تهویه را در ساختمان داشت، اما امروزه دیگر باز نمی‌شوند و تنها به فضاهای درونی روشنی می‌بخشند.[۳۸] بنا نسبت به خیابان اصلی به اندازهٔ ۴۵ درجه چرخیده است و به جز چهار نورگیر فراز ورودی، دیگر نورگیرها همگی به سوی شمال شرق هستند.[۴۲]

انتهای شیب‌راه و اثر آینه‌مانند هاراگوچی

ساختمان موزه از دو بخش کلی، مجموعه‌ای از فضاهای بسته و حیاط میانی، تشکیل شده است. درون ساختمان و در فضای بسته آن، مسیری مارپیج به صورت چرخشی طراحی شده است که افراد با پیمودن مسیری با شیب کم، به سوی پایین راهنمایی می‌شوند. این مسیر مارپیچ داخلی در تضاد با نمای بیرونی، حالتی کاملاً نوین دارد.[۳۸] مارپیچ دارای هفت فضا یا گالری (نگارخانه) اصلی است. فضای نخست سرسرای اصلی ساختمان است که «گالری شماره یک» خوانده می‌شود. این گالری به آرامی به گالری پس از خود متصل می‌شود و بازدیدکننده را به درون زمین می‌برد.[۴۲] گالری‌های مجموعه دارای طرح‌های کمابیش همانند هستند. اما گالری‌های یک و پنج – که محور اصلی ساختمان موزه را می‌سازند – با دیگر گالری‌ها متفاوتند. اتصال هر گالری به گالری پس از خود از راه شیبراهه‌هایی با شیب ملایم صورت گرفته‌ که در هماهنگی کامل با گالری‌ها ساخته شده‌اند.[۴۲]

نمای موزه از بالا در نخستین سال‌های گشایش.

طراحی فضاهای بسته به گونه‌ای است که گالری شمارهٔ یک یا همان سرسرای اصلی، نقطهٔ آغاز و پایان بازدیدکننده خواهد بود. این سرسرا، قاعده‌ای از هشت‌ضلعی نیمه‌منظم و طاقی بلند دارد که در بالایش نورگیر سقفی بزرگی با چهاربادگیر قرار دارد. دیبا در طراحی این سرسرا اهمیت زیادی به فضای میانی و ارتباط آن با ورودی و زنجیرهٔ گالری‌های دیگر، و نیز با کتاب‌فروشی و رستوران مجموعه داده است.[۴۲] ارتباط سرسرای اصلی با پایین‌ترین سطح موزه از فضای تهیِ میانی و شیبراههٔ مارپیچ به وجود آمده است. پایین مارپیچ و در دل هشتی، اثری مدرن از هنرمند ژاپنی نوریوکی هاراگوچی با نام ماده و فکر قرار دارد که ترکیبی از روغن و پولاد است.[۳۸] این اثر، که در ایران ساخته شده است، همانند حوضخانه‌های ایرانی است و به دلیل ویژگی انعکاسی این ترکیب، بازدیدکنندگان آن را به شکل آینه‌ای بزرگ می‌بینند.[۱۹]

فضاهای باز و حیاط میانی موزه شکلی نامنظم دارند. حیاط میانی در راستای شمال–جنوب و عمود بر محور ورودی موزه کشیده شده است و شکل آن برآمده از پس و پیش‌نشستگی‌های حجم گالری‌هاست. گالری‌های شماره یک و پنج دو در ورودی شیشه‌ای به این حیاط دارند. از آنجا که گالری‌ها خود به تدریج پایین‌تر می‌روند، حیاط میانی نیز ترازهای گوناگون دارد و دارای سکوهایی با بلندی ناهمسان و پله‌هایی است که آن سکوها را به هم می‌پیوندد. در میان سکوها و در میان پله‌ها، حوضی چهارگوش قرار دارد که بر محور اصلی حیاط واقع شده است.[۴۳]

دیوارهای ساختمان موزه، بسته و کم‌روزنه هستند و شکلی دژمانند از حجم‌های توپر و سنگین را تشکیل داده‌اند. مصالح به کار رفته در نمای ساختمان سنگ‌های بادبر نارنجی و بتون هستند. این سنگ‌های بادبر به آن خاطر انتخاب شده‌اند تا نما را سنگین و سنتی نشان داده و به آن شکل تاریخی دهند. بخش مدور نورگیرها با ورقه‌های مسی پوشانده شده است و شیشه‌هایی که در انتهای نورگیرها قرار دارد تیره‌رنگ هستند. دیوارهای سنگی با بتن قاب‌بندی شده‌اند و رنگ متمایل به کرم این بتن و ترکیب آن با سنگ‌های لاشه سبب پدید آمدن رنگ و بوی معماری کاهگلی کویری ایران شده است.[۴۳]

نقشهٔ موزهٔ هنرهای معاصر تهران

امکانات موزه[ویرایش]

موزهٔ هنرهای معاصر دارای ۹ گالری است که سه‌تایش نمایشگاهِ آثاری از نقاشان و هنرمندان بین‌المللی است که در گنجینه دائمی موزه نگهداری می‌شوند. این گنجینه آثار بسیار باارزشی از کلود مونه، ونسان ون گوگ، پابلو پیکاسو، رنه ماگریت، اندی وارهول و دیگران دارد. نمایشگاه‌های موقتی و فصلی در شش گالری دیگر موزه برپا می‌شود.[۴۴] گالری‌ها یکی پس از دیگری در راه گذر بازدیدکنندگان قرار دارند و این تماشای همه کارها را آسان می‌کند.[۴۵]

کتابخانهٔ تخصصی[ویرایش]

کتابخانهٔ تخصصی موزه در پایان شیبراهی که به بخش‌های امور اداری و هنری می‌رسد واقع شده. در مخزن این کتابخانه نزدیک ۵۰۰۰ کتاب فارسی و غیرفارسی هست، که موضوعات هنری گوناگونی چون معماری، نقاشی، طراحی، ارتباط تصویری، عکاسی، سینما و جز این‌ها را پوشش می‌دهد. سامانهٔ رده‌بندی این کتاب‌ها به شکل LC است و تنها اعضا می‌توانند از آن استفاده کنند. عضویت در این کتابخانه، ویژهٔ دانشجویان و پژوهشگران رشتهٔ هنر است.[۴۶] در بخش نشریات ادواری نیز نشریات فرهنگی و هنری داخلی و برخی نشریات خارجی در موضوع‌های مرتبط نگهداری می‌شود.[۴۵]

بخش‌های جنبی[ویرایش]

نمایی از فضای درونی و کتاب‌فروشی موزه

موزهٔ هنرهای معاصر چندین بخش جنبی نیز دارد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان سینماتک، کتابفروشی تخصصی و رستوران را نام برد. سینماتک در مهر ۱۳۷۷ آغاز به کار نمود. هدف از برپایی آن نمایش کارهای ارزشمند سینمای ایران و جهان و سنجش فیلم‌های به نمایش درآمده برای ارتقای کیفیت نگاه مخاطبان است. این مجموعه همچنین به برگزاری جلسه‌های نقد، سمینار و مراسم آغاز و پایان نمایشگاه‌ها می‌پردازد. گنجایش ثابت سینماتک ۲۰۰ صندلی است. اندازهٔ پردهٔ نمایش آن ۶ × ۸ متر است که امکان نمایش فیلم و اسلاید را فراهم می‌سازد. سینماتک اعضای ثابت دارد و در روزهای آغازین هر سال عضویت می‌پذیرد. اعضایش یک سال از برنامه‌های سینماتک استفاده می‌کنند. این اعضا همچنین از دیگر برنامه‌های موزه و کتابخانه نیز بهره‌مند می‌شوند.[۴۷]

کتابفروشی تخصصی در سمت چپ سالن ورودی به گالری‌ها است و در آن نشریه‌های هنری ایرانی، نمونه‌هایی از کارهای نویسندگان ایرانی، گاهشمار، کارت‌پستال‌های هنری و آثار منتشر شده در مؤسسهٔ هنرهای تجسمی را می‌فروشند. رستوران موزه نیز در طبقهٔ همکف ورودی است. دیواری شیشه‌ای آن را از باغ تندیس جدا کرده است و می‌شود چهار تندیسِ اسب و سوارکار مارینی، درمانگر ماگریت، زن ایستادهٔ ۱ و مرد در حال قدم‌زدن ۱ جاکومتی را از داخل رستوران تماشا کرد.[۴۵]

مجموعهٔ آثار هنری[ویرایش]

مجموعهٔ آثار موزه را می‌توان در سه گروه آثار موجود در مخزن (گنجینه)، آثار ارائه شده در گالری‌ها و فضاهای درون موزه، و نیز تندیس‌های موجود در محوطه بیرونی دسته‌بندی کرد. مجموعهٔ دائمی موزهٔ هنرهای معاصر تهران از تقریباً ۴۰۰۰ اثر ارزشمند از هر دو خاستگاه غربی و ایرانی تشکیل شده است که در مالکیت موزه است.[۴۸] از میان این کارها، نزدیک ۴۰۰ اثر بسیار برجسته‌اند.[۲۷]

به گفتهٔ کامران دیبا، هنگام راه‌اندازی موزه، هنر معاصر کمتر در ایران شناخته شده بود. به جز تعداد کمی از هنرمندان که به اروپا رفته بودند و کارهای هنرمندان دریافتگرا را شناخته بودند، کمتر کسی از کارهای هنری در نیویورک آگاه بود. از سوی دیگر، مسئولان ایرانی بیشتر دیدی مایل به کارهای هنر زیبای سنتی داشتند. فرح پهلوی خود در آغاز علاقه داشت مجموعه‌ای از کارهای امپرسیونیستی گرد آید، ولی دیبا وی را قانع به خرید آثار هنر نوین از روی فهرست خودش کرد.[۴۹] دیبا برای خرید آثار به ایالات متحده و اروپا سفر می‌کرد و با دلالان هنری دیدار می‌کرد. دفتر فرح پهلوی همچنین سفارش‌هایی به حراجی‌های معتبری چون ساتبی و کریستی داد. آن‌ها برای خرید کارها با رقابت چندانی از سوی دیگر مجموعه‌داران روبرو نشدند، چراکه به خاطر بحران اقتصادی آن سال‌ها توان خرید در بسیاری مجموعه‌داران نمانده بود.[۴۹]

آثار باغ تندیس[ویرایش]

باغ تندیس، فضای سبز واقع در شمال ساختمان موزه است با مجسّمه‌هایی از ماکس ارنست، پرویز تناولی، هنری مور، ماکس بیل و دیگران.[۵۰]

دورنمایی از باغ تندیس و ساختمان موزه در انتهای آن

در هنگام ساخت موزه، دیبا از پرویز تناولی درخواست می‌کند تا تندیسی با نام «مرد رهگذر» برای جلوی ورودی موزه بسازد؛ تندیسی از مردی خسته که روی نیمکت نشسته و میان مردم بیرون جای دارد. دیبا می‌خواست ارتباطی میان مردم در بیرون از ساختمان، با آنچه در درونش وجود دارد برقرار کند. تناولی تندریس را با بهره‌گیری از شکل جامه و همچنین چهرهٔ خود دیبا ساخت. این تندیس در دوران انقلاب توقیف، و سپس ناپدید شد.[۵۱]

برخی از پیکره‌های موجود در محوطهٔ موزه عبارتند از:

نام اثر نام هنرمند تاریخ ساخت اثر جنس اثر بلندی یا ابعاد (به سانتی‌متر) نگاره
پیکر لمیدهٔ دوقطعه‌ای[یادداشت ۸] هنری مور ۱۹۶۹–۷۰ برنز ۲۵۴[۵۲]

Two–Pieces Reclining FigureArched leg (Moore).png

پیکر لمیدهٔ سه‌قطعه‌ای[یادداشت ۹] هنری مور ۱۹۶۸–۶۹ برنز ۲۶۵[۵۳]

Three–Pieces Reclining Figure (Moore).png

درمانگر[یادداشت ۱۰] رنه ماگریت ۱۹۷۶ برنز ۱۶۰[۵۴]

Le Thérapeute (Magrit).png

نقش جدی[یادداشت ۱۱] مکس ارنست ۱۹۴۴ برنز ۲۴۰[۵۵]

Capricorn (Ernst).png

زن ایستادهٔ ۱[یادداشت ۱۲] آلبرتو جاکومتی ۱۹۶۰ برنز ۲۶۷[۵۶]

Standing Woman 1 (Giacometti).png

مرد در حال قدم‌زدن ۱[یادداشت ۱۳] آلبرتو جاکومتی ؟ برنز ۱۸۲٫۵[۵۷]

Walking Man 1 (Giacometti).png

در ستایش پابلو نرودا[یادداشت ۱۴] ادوآردو چیلیدا ۱۹۷۴ فولاد ۱۶۸[۵۸]

Homage to Pablo Neruda (Chilida).png

[یادداشت ۱۵] آرنالدو پومودورو ۱۹۶۷–۱۹۷۵ برنز با پتینه طلا ۱۵۶[۵۹]

Untitled (Pomodoro).png

ریتم در فضا[یادداشت ۱۶] ماکس بیل ۱۹۶۴ سنگ گرانیت قرمز ۳۲۵[۶۰]

Rhythmus in Raum (Bill).png

گلابی خاردار[یادداشت ۱۷] الکساندر کالدر ۱۹۶۴ فولاد ۴۰۰ × ۳۵۰ × ۲۵۰[۶۱]

Prickly Pear (Calder).png

تقدیس ۱[یادداشت ۱۸] پرویز تناولی ۱۹۷۶ (۱۳۵۵ خورشیدی) برنز ۱۰۰ × ۲۲۷ × ۲۸۵[۶۲]

Sanctified 1 (Tanavoli).png

اسب و سوارکار[یادداشت ۱۹] مارینو مارینی ۱۹۵۳ برنز ۱۳۸[۶۳]

The Horse and The Rider (Marini).png

[یادداشت ۲۰] کارل اشلامینگر‏ ۱۹۷۷ برنز ؟[۶۴]

Untitled (Schlamminger).png

[یادداشت ۲۱] کارل اشلامینگر ۱۹۷۷ برنز ؟[۶۵]

Untitled 2 (Schlamminger).png

گنجینه[ویرایش]

طبیعت بی‌جان و باسمه ژاپنی، پل گوگن، ۱۸۸۹.

در گنجینهٔ دائمی موزه بیش از ۴۰۰۰ اثر ارزشمند و یگانه از نخبگان هنرهای تجسمی ایران و جهان نگهداری می‌شود که نزدیک به ۴۰۰ عدد از آن‌ها ارزش استثنایی دارند.[۶۶] در سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ این گنجینه به طور کامل در نمایشگاهی به نام جنبش هنر مدرن به نمایش درآمد. به گفتهٔ رئیس وقت موزه در سال ۱۳۹۳، به خاطر عدم نمایش، بیشتر آثار نگهداری شده در زیرزمین موزه در معرض هوای بیرون قرار نگرفته‌ و آسیب کمی دیده‌اند و هیچ‌یک از این آثار دارای آسیب جدی نیست.[۶۷] به گفتهٔ برخی کارشناسان هنری، آثار نگهداری‌شده در این گنجینه «بی‌نظیر» هستند و گردآمدن این آثار به خاطر تلاش بسیار حکومت پهلوی در خرید آثار هنر مدرن آمریکا و اروپا و برای نشان دادن چهره‌ای نوگرا از حکومت بود. فرح پهلوی در گفتگو با روزنامهٔ گاردین در سال ۲۰۱۲، آثار این موزه را «سرمایهٔ ملی» خوانده بود و ابراز امیدواری کرده بود تا مردم ایران از این مجموعه به خوبی نگهداری کنند.[۶۸]

موزهٔ هنرهای معاصر دارای یکی از کامل‌ترین مجموعه‌های هنر اکسپرسیونیسم انتزاعی در جهان است.[۶۹] به گفتهٔ علی‌رضا سمیع‌آذر، از مدیران پیشین موزه، مجموعه آثار موزه از آن جهت در جهان استثنایی هستند که همهٔ جنبش‌های هنری سده‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی را یکجا پوشش می‌دهند؛ چیزی که «نه در ژاپن و شرق، نه در کشورهای اروپای شرقی، نه در اسکاندیناوی، نه در آمریکای جنوبی و آسیا، و نه در هیچ جای دیگر نمونه‌اش را نمی‌توان یافت».[۱۲] ارزش مادی بعضی از این آثار چنان است که «همچون جواهرات سلطنتی، پشتوانهٔ اسکناس [ایران] به شمار می‌روند.»[۷۰]

خبرگزاری فارس در گزارشی به سال ۱۳۹۱ به ارزش روز آثار این موزه پرداخت. بنا بر این گزارش، اگرچه آثار موزه را هیچ‌گاه کارشناسان معتبر خارجی قیمت‌گذاری نکرده‌اند، اما ارزش حدودی این آثار بیش از ۲٫۵ میلیارد دلار است.[۷۱] مشخصاً، سه عدد از این آثار که در چند سال گذشته به امانت سپرده شده‌اند و در آن هنگام برای تخمین میزان بیمه نیاز به کارشناسان معتبر برای قیمت‌سنجی آثار بود، دارای قیمت‌هایی به ترتیب زیر هستند:[۷۱]

از جمله دیگر آثار این موزه، تابلوی زن ۳ اثر ویلم دکونینگ بود که در سال ۱۹۹۴ در سکوت خبری از ایران بیرون برده و با باقی‌مانده صفحات شاهنامهٔ تهماسبی – که در اختیار دیوید گفن، میلیاردر آمریکایی، بود – تاخت زده شد که این معاوضه به خاطر «غیرقابل نمایش» بودن تابلو در ایران صورت گرفت. در سال ۲۰۰۶ میلادی، این تابلو به قیمت ۱۳۷٫۵ میلیون دلار به فروش رفت و عنوان دومین تابلوی گران‌بهای فروخته‌شده تا آن زمان در جهان را به دست آورد.[۷۲]

نقاش و مدلش پیکاسو از جمله نامدارترین آثار این هنرمند است که به نوشتهٔ گاردین، ارزشی میان ۲۵ تا ۳۰ میلیون پوند دارد.[۲۵] وال استریت ژورنال نیز آن را از برترین آثار پیکاسو می‌داند.[۷۳] این تابلو در ایران به نمایش همگانی گذاشته نمی‌شود و در انبار زیرزمینی موزه روبروی تابلویی از روح‌الله خمینی نگهداری می‌شود.[۲۵]

آرمیدن دو نفر بر تخت، در حضور دیگران تابلویی سه‌لتی از فرانسیس بیکن است که از جمله مهم‌ترین آثار وی به شمار می‌رود. این اثر به دلیل مایهٔ همجنسگرایانه‌اش تنها یک بار پس از انقلاب به نمایش در آمد. با این حال، در سال ۲۰۰۴ برای نمایش در موزهٔ تیت لندن به بریتانیا قرض داده شد.[۷۴]

آثار موجود از اندی وارهول در این موزه از جمله نامدارترین کارهایش هستند. وارهول خود رابطه خوبی با خاندان پادشاهی داشت و پرتره‌هایی از ایشان، از جمله فرح و اشرف پهلوی، کشیده بود.[۷۵] تابلوی خودکشی (مرد صورتی‌پوش که به پایین می‌پرد)[یادداشت ۲۶] (۱۹۶۵) از وی در سال ۱۹۷۵ خریداری شد. تونی شفرازی، دلال آثار هنری مقیم نیویورک، ارزش کنونی تابلو را ۷۰ میلیون دلار تخمین می‌زند.[۱۴] از جمله دیگر آثار وارهول در موزه تابلوهایی از مائو تسه‌تونگ و پرتره‌های میک جگر و مرلین مونرو است.[۱۱] از جمله دیگر آثار مطرح هنر مردمی موزه می‌توان براتاتا (۱۹۶۲) را – که از مطرح‌ترین کارهای روی لیختنشتاین است – نام برد.[۱۴]

از آثار هنرمندان تندیس‌ساز مفهومی می‌توان به کارهایی از دانلد جاد (بی‌عنوان، ۱۹۶۵) و ادواردو چیلیدا (یادی از پابلو نرودا، ۱۹۷۴) و دن فلاوین (بی‌عنوان، ۱۹۶۶–۱۹۷۱)، و سول لویت (ساختار مکعبی، ۱۹۷۶) اشاره کرد.[۷۶]

بر دروازهٔ ابدیت کار ونسان ون گوگ، ۱۸۸۲، چاپ‌سنگی، ۵۰ × ۳۵ سانتیمتر

از جمله دیگر آثار مطرح موزه این‌ها هستند:[۷۷][۷۸][۷۹]

گنجینه هنرهای معاصر ایران موزه شامل مجموعه کم‌نظیری از آثار پیشروان هنر معاصر ایران است که کار گردآوری آن پیش از انقلاب آغاز شد، و پس از انقلاب ادامه یافت چنان‌که بیش‌تر خریدهای موزه را شامل می‌شد. از جملهٔ این کارها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۸۰]

سهراب، رستم را به زمین می‌کوبد، از مجموعهٔ شاهنامهٔ تهماسبی در موزهٔ هنرهای معاصر تهران

موزه هنرهای معاصر همچنین دارای ۱۱۸ برگ از شاهنامه تهماسبی است که اگرچه این آثار، معاصر به شمار نمی‌روند، اما به دلیل آن‌که معاوضه صورت گرفته در سال ۱۹۹۴ با یکی از آثار مدرن مجموعه این موزه بوده است، موزه مالک کنونی این برگ‌ها به شمار می‌رود. از جمله نگاره‌های موجود در مجموعه موزه می‌توان به این‌ها اشاره کرد:[۸۲]

  • در ستایش خداوند و خرد (آغاز کتاب شاهنامه)[یادداشت ۲۷]
  • ماران شاه ضحاک
  • کاوه محضر ضحاک را به زیر پای می‌افکند
  • پسران فریدون با دختران شاه سرو
  • فریدون نامه‌ای از سلم و تور دریافت می‌کند
  • تور، قباد را سرزنش می‌کند
  • منوچهر، سلم را می‌کشد
  • زایش زال

گنجینهٔ عکس‌ها[ویرایش]

گنجینهٔ عکس‌های موزهٔ هنرهای معاصر تهران شامل دست‌کم ۱۲۰ نگاره از عکاسان خارجی مانند هنری فاکس تالبوت، نادار، آگوست سندر، آلفرد اشتایگلیتس، انسل آدامز، جولیا مارگارت کامرون، ادوارد جین استایکن، لوئیس هاین، من ری، مارگارت برک وایت، و واکر ایوانز است.[۸۳] نگاره‌ها در زمان مدیریت کامران دیبا خریداری شد و پیش از انقلاب در نمایشگاهی به نام «عکاسی خلاقه» نمایش یافت. پس از انقلاب نگاره‌ها به مدت سی سال به نمایش در نیامدند تا اینکه در اسفند ۱۳۸۶ در نمایشگاهی با عنوان «چشم درون» به نمایش گذارده شدند. قدیمی‌ترین نگارهٔ این مجموعه مربوط به سال ۱۸۳۵ میلادی است.[۸۴]

همکاری با دیگر بنیادهای فرهنگی[ویرایش]

موزهٔ هنرهای معاصر تهران با هنرمندان و دیگر موزه‌های هنر معاصر در جهان همکاری می‌کند و به تبادل فرهنگی با آن‌ها می‌پردازد. این همکاری‌ها شامل برگزاری نمایشگاه‌های دوره‌ای از آثار هنرمندان خارجی و یا به‌امانت‌سپاری آثار ارزشمند خود موزه به موسسات فرهنگی دیگر است. به گفتهٔ مجید ملانوروزی، مدیر کل دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد ایران، این موزه تلاش می‌کند تا در سایه برنامه‌های امانت‌گذاری، هنر معاصر ایران را نیز در کشورهای دیگر به نمایش بگذارد، و همچنین بخشی از سود حاصل از فروش بلیت نمایش این آثار در کشورهای خارجی به موزهٔ هنرهای معاصر برسد.[۶۷] پس از به‌امانت‌سپاری تابلوی معروف جکسون پولاک به ژاپن، این موزه از قصد خود برای نگهداری دائم آن تابلو و تعدادی دیگر از آثار منحصر به فرد گنجینه در درون خود موزه و عدم امانت دادن دوبارهٔ آن‌ها خبر داد.[۶۷]

از دیگر همکاری‌های موزه می‌توان به قرض دادن تابلوی ترینیداد فرناندز به موزهٔ بویمانس فان بنینگن در رتردام هلند در سال ۲۰۱۰،[۸۵] و قرض دادن تابلوی نقاش و مدلش به کونستهاوس زوریخ در اکتبر ۲۰۱۰ که پس از بازدید لیویا لوی آگوستی، سفیر پیشین سوئیس در ایران، و درخواست او از موزه انجام گرفت، اشاره کرد.[۸۶]

بازتاب[ویرایش]

تابلوی گابریل با پیراهن باز از رنوآر پس از انقلاب ایران تاکنون هیچ‌گاه به نمایش در نیامده است.

گشایش موزه و خرید آثار گرانبهای غربی برای آن در آغاز انتقاد گروهی از کنشگران ایرانی را در پی داشت. گروه‌های چپ‌گرا همچون حزب توده در ایران دست به انتقاد از خرید «هنر دون‌پایه» غربی و به ویژه آمریکایی زدند؛ این هنگامی بود که جنگ سرد میان شوروی و آمریکا در جریان بود. به گفتهٔ آن‌ها، یک تابلو از پیکاسو نمی‌توانست «برای پسربچه‌ای ایرانی در خیابان معنا داشته باشد.»[۸۷] انتقادهایی کم‌تعداد نیز از سوی غربیان دربارهٔ گشایش موزه صورت گرفت. برای نمونه، هرالد تریبیون به گردآوری هنر غربی توسط ایران انتقاد داشت و به جای آن، گردآوری هنر بومی را به آن کشور پیشنهاد داد. همچنین، کوسیه فان بروخن، همسر کلاس اولدنبرگ، مجسمه‌ساز آمریکایی، کارزاری به راه انداخت تا از هنرمندان بخواهد از فروش کارهای خود به حکومت پادشاهی ایران خودداری ورزند.[۸۸] در سال ۱۹۸۱ و هنگامی که بسیاری از دلالان آثار هنری به دنبال معامله کارهای موجود در موزه بودند نیز، مجلهٔ هنر در آمریکا نوشتاری به چاپ رساند که در آن، نویسنده تلویحاً ایرانیان را شایسته دارا بودن چنین مجموعه‌ای ندانسته و آن را «دستگاهی ساخت خارج که ایرانی‌ها نمی‌دانند از آن چگونه بهره گیرند» توصیف کرده بود.[۸۹]

بیشتر انتقادها از موزه هنرهای معاصر تهران اما مربوط به پس از انقلاب و عدم نمایش آثار هنری ارزشمند آن بوده‌اند. این انتقادها هم از سوی هنردوستان و کنشگران درون کشور، و هم از سوی کارشناسان هنری بیرون از ایران بوده است که عدم نمایش آن‌ها را نشانهٔ انزوای فرهنگی ایران و «دفن کردن» آثار هنری در این کشور دانسته‌اند.[۲۵] با این حال، مسئولان موزه نیز بارها عدم نمایش آثار را به دلیل کمبود جا برای نمایش دائم آن‌ها، و انتظار برای تکمیل ساختمانی به عنوان «موزهٔ ملی هنر» و سپس انتقال آثار به آن مکان دانسته‌اند.[نیازمند منبع]

بعضی از آثار موزه پس از انقلاب ایران به نمایش گذاشته نشدند و اجازهٔ ورود به گنجینهٔ زیرزمینی موزه تنها برای بازدیدهای کم‌تعداد از سوی کارشناسان و دانشجویان هنر داده می‌شد.[۲۵] پس از نمایشگاه «جنبش هنر مدرن» در سال ۲۰۰۵ و نمایش کامل آثار مجموعه به کارشناسان هنری، عده‌ای انتقاد بعضی مسئولان حکومت در زمینهٔ مغایرت آثار موزه با شئونات اسلامی را زیر سوال قرار داده‌اند و تنها دو یا سه اثر از مجموعهٔ کامل را غیرقابل نمایش دانسته‌اند.[۹۰]

پس از انقلاب، همچنین، در کاتالوگ‌های رسمی موزه نامی از بنیان‌گذاران آن و همچنین معمار آن، کامران دیبا، آورده نشد. اگرچه در راهنماهای چاپ‌شده به معماری «بی‌نظیر و عالی» سازه اشاره می‌شود، اما عدم اشاره به نام دیبا در موزه می‌تواند به دلیل رابطه خانوادگی وی با خاندان پادشاهی پیشین ایران باشد.[۹۱]

موزهٔ هنرهای معاصر تهران همچنین به دلیل آنکه در دهه‌های گذشته آثار معاصر شاخص دیگری جز آنچه در گنجینهٔ خود دارد خریداری نکرده است، مورد انتقاد قرار دارد. اگرچه این موزه پس از انقلاب دست به خرید آثار هنرمندان ایرانی – از جمله نگارگران مینیاتور – زده است، اما به باور بعضی کارشناسان نبود آثار هنر معاصر تازه‌خریداری‌شده در فهرست آثار نمایشگاه در عمل ویژگی «معاصر» بودن خود را از دست داده است.[۹۲]

فروش یکی از کارهای موجود در موزه در سال ۱۳۸۱ موجی از انتقاد از فروش این آثار را در ایران در پی داشت. فروش اثر به شکل پنهانی و بدون اعلام پیشین انجام شد و خبرگزاری‌ها تنها پس از انجام پی به صورت گرفتن چنین فروش‌هایی بردند. در این سال، مجلس شورای اسلامی طرحی را به تصویب رساند که فروش کارهای هنری موزه‌های ایران، از جمله موزهٔ هنرهای معاصر، که توانایی نمایش در درون کشور ندارند را قانونی می‌کرد. اگرچه این طرح بعدها از سوی شورای نگهبان رد شد، اما معاوضهٔ تابلوی زن ۳ اثر دکونینگ در سکوت خبری انتقادهایی را در ایران برانگیخت.[۹۳] کامران دیبا با چاپ نوشتاری در کیهان بین‌المللی، به شدت به این معاوضه اعتراض کرد و نسبت به آغاز فروش گنجینه موزه هشدار داد. او همچنین به معیار مورد استفاده در معاوضه میان یک تابلوی غربی با صفحاتی از شاهنامه ایرانی اعتراض داشت و قیمت گذاشته شده برای این دو را نامتناسب می‌دانست.[۹۴] با این حال بعضی کارشناسان هنر در ایران نیز از معاوضه‌های صورت‌گرفته پشتیبانی کردند. برای نمونه، آیدین آغداشلو پس از انتشار خبر معاوضه، مقاله‌ای به چاپ رساند که در آن معاوضه اثر با ۱۱۸ برگ از شاهنامهٔ نفیس تهماسبی و به دست آوردن «قبالهٔ هنر کتاب‌آرایی و نقاشی ایرانی» را ستوده بود.[۹۵]

تأثیرات اجتماعی[ویرایش]

تندیس ساخته‌شده توسط پرویز تناولی به نام مرد رهگذر که از چهرهٔ کامران دیبا ایده گرفته است.[۵۱]

تغییرات مدیریتی و رویکرد موزهٔ هنرهای معاصر تهران، به ویژه پس از روی کار آمدن دولت خاتمی، فضای بیشتری به هنرمندان ایرانی در ارائهٔ آثار متمایل به «غرب» خود داد. در ششمین دوسالانهٔ هنر معاصر ایران در سال ۲۰۰۲، بسیاری از کارها نمایشگر شکاف میان حکومت مذهبی ایران و جامعه هنری آن بودند؛ زنان بی‌حجاب و نگاره‌ای کارشده از مونا لیزا و اشاره‌های هر چه بیشتر به هنر غربی در این دوسالانه نشان از تغییری محسوس در نگرش جامعه پساانقلابی ایران با آرمان‌های انقلابی داشتند.[۳۴] با آغاز دوران اصلاحات، مسئولان موزه تلاش ظریفی برای بازتر کردن فضا در عین عدم ناخشنود کردن گروه‌های اصولگرا در ایران کردند. در کنار نمایش آثار هنرمندان غربی و دعوت از آنان برای حضور در ایران، نمایشگاه‌هایی از هنر مدرن ایرانی برگزار می‌شدند تا انتقاد سنت‌گرایان در کشور را به دلیل نمایش بیش از حد آثار هنری غربی برنیانگیزند.[۹۶]

موزهٔ هنرهای معاصر توانست هنرمندان ایرانی را که به دلیل رویکرد اندیشه‌شان و یا وابستگیشان به حکومت پیشین توانایی کاری محدود پیدا کرده بودند، دوباره به جامعه معرفی کند. از جمله این هنرمندان، پرویز تناولی بود که به دلیل روابط نزدیکش با دربار پهلوی مورد خشم گروه‌هایی درون حکومت کشور بود. با این حال، کارهای او برای نخستین بار پس از انقلاب به شکل گسترده و همگانی در زمستان ۲۰۰۳ و به عنوان بخشی از سری نمایشگاه‌های پیشگامان هنر مدرن ایران به نمایش درآمدند. استقبال گسترده جوانان از نمایشگاه او را می‌توان به نقش موزه در ارتباط دادن نسل‌های گسسته هنری ایران پیوند داد.[۹۶]

هلیا دارابی به تاریخچه موزه به مثابه زنجیره‌ای از رویدادهای هنری که بازتابی از سیاست‌های فرهنگی در ایران بوده‌اند نگاه می‌کند و نوع نمایشگاه‌های گذاشته شده و آثار موجود در آن‌ها را مرتبط با حال و هوای سیاسی–اجتماعی ایران در نزدیک به چهار دهه گذشته می‌داند.[۹۷] به باور او، از پس انقلاب سفید و تلاش برای مدرن‌سازی کشور در دوران پهلوی، اندیشه‌های مذهبی کسانی چون شریعتی و جلال آل احمد در تلاش برای کندن از غرب و ساخت جامعه‌ای شیعه‌مذهب ولی نوین در سال‌های پس از انقلاب بروز می‌کنند و فضای پذیرای فرهنگ غربی نوین، جای خود را به نمایش کارهای نوین ایرانی، اما با رویکرد مذهبی و انقلابی داد.[۹۸] با پایان جنگ و آغاز دوران موسوم به سازندگی، جامعه هنری ایران نیز به آرامی از رویکرد ایدئولوژیک خود کاسته و هنر به مثابه هنر را پذیرا شد و درهای خود را به همکاری بیشتر با جامعه جهانی گشود. نخستین روابط هنری حکومت ایران با جهان بیرون در دوران اصلاحات آغاز شد و اوج همکاری‌های حکومت با جامعه هنری را در هنگامی می‌توان دید که موزه در سال‌های پایانی دولت اصلاحات به نمایش کامل آثار موجود در خود پرداخت. با آغاز دولت احمدی‌نژاد و بازگشت سیاست‌ها به دوران انقلاب، سیاست‌های کنترلی مدیران موزه آینه‌ای از سیاست‌های دولت شدند. این دوران، دوران افول تعداد بازدیدکنندگان نیز به شمار می‌رود.[۳۷]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. دیبا در آغاز کارِ پروژه، ماکت‌ها و نقشه‌هایی تهیه کرد و آن‌ها را نزد مهرداد پهلبد، وزیر فرهنگ و هنر وقت، برد. پهلبد اگرچه از کارها خشنود بود، به سبب عدم پشتیبانی مناسب از آن و اختصاص ندادن بودجه، کار سال‌ها از حد طرح پیش‌تر نرفت. ببینید دانشور، باغی میان دو خیابان، ۱۲۸.
  2. آغداشلو همچنین مدتی بسیار کوتاه – ده روز – به دعوت هوشنگ نهاوندی به سِمَتِ مدیر موزه معرفی شد؛ اما پس از آن کامران دیبا به ریاست مجموعه گذاشته شد و آغداشلو «مدیر امور فرهنگی و هنری دفتر مخصوص شهبانو» گشت.
  3. خانوادهٔ راکفلر خود پیش‌تر موزهٔ نامدار هنر مدرن را در نیویورک راه انداخته بود.
  4. در واقع این ششمین دوسالانه بود؛ چراکه پنج دوسالانه پیش از انقلاب برگزار شده بود. برگزارکنندگان نام نمایشگاه را اینچنین توجیه کردند: «... با توجه به دگرگونی عمیق در جنبه‌های گوناگون زندگی ایرانی، شامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، این دوسالانه که همچنین محصولی از دورهٔ پیش از انقلاب بوده، نمی‌توانسته است وابستگی‌های زیادی با دوسالانه‌های پیش از انقلاب داشته باشد؛ و از آنجایی که این نخستین نمایشگاه جامع در دورهٔ پس از انقلاب است، نخستین دوسالانهٔ نقاشی ایرانی نام می‌گیرد.»
  5. Gabrielle Avec la Chemise Ouverte
  6. ‏(به انگلیسی: Passage II)‏، این تابلو در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ میلادی خریداری شد. دلیل نمایش نیافتن تابلو، احتمالاً وجود پای یک زن در آن بوده است.
  7. Two Figures Lying on a Bed With Attendant
  8. Two–Pieces Reclining Figure: Arched leg
  9. Three–Pieces Reclining Figure
  10. Le Thérapeute
  11. Capricorn
  12. Standing Woman 1
  13. Walking Man 1
  14. Homage to Pablo Neruda
  15. بدون عنوان
  16. Rhythmus in Raum
  17. Prickly Pear
  18. Sanctified 1
  19. Horse and Rider
  20. بدون عنوان
  21. بدون عنوان
  22. Mural on Indian red ground
  23. Painter and Model
  24. Trinidad Fernandez
  25. Still-Life with Japanese Woodcut
  26. Suicide (Purple jumping man)
  27. این برگ، نخستین برگ کتاب و دارای خطاطی است. نخستین برگ نقاشی‌شده مجموعه، دربار کیومرث نام دارد که در اختیار موزه آقاخان، تورنتو، است.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Lorraine Rossignol. «En Iran, on a soif de culture sous la censure». Le monde, 22 June 2007. Consulté le 16 December 2014. 
  2. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۴۲.
  3. پاکباز، نقاشی ایران.
  4. Issa, Iranian Contemporary Art, 15.
  5. Daftari and Diba, Iran Modern, 17.
  6. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۸۶.
  7. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۹۹–۱۱۰.
  8. Daftari and Diba, Iran Modern, 55.
  9. Daftari and Diba, Iran Modern, 80.
  10. Scheiwiller، Performing the Iranian State، 75-82.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ ۱۱٫۴ Saeed Kamali Dehghan. “Former queen of Iran on assembling Tehran's art collection”. The Guardian, 1 August 2012. Retrieved 6 December 2014. 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ Kim Murphy. “Picasso is hiding in Iran: Part I”. Los Angeles Times, 19 September 2007. Retrieved 6 December 2014. 
  13. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۸۷.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ Olga of Greece. “Masterpiece Basement: Part I”. New York Times, 2 December 2007. Retrieved 10 December 2014. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ ۱۵٫۴ “Picasso is hiding in Iran: Part II”. Los Angeles Times, 19 September 2007. Retrieved 6 December 2014. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۸۸.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Daftari and Diba, Iran Modern, 81.
  18. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۱۵۲.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Daftari and Diba, Iran Modern, 85.
  20. شاه‌زاده آرانی، «موزه هنرهای معاصر پلی بین شرق و غرب»، ۲۴.
  21. «فرح پهلوی از جمع‌آوری آثار هنر معاصر در ایران می‌گوید». رادیو فردا، ۲۴ مرداد ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۲۲ اوت ۲۰۱۲. 
  22. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۲.
  23. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۱۴۹.
  24. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۱.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ ۲۵٫۳ ۲۵٫۴ Robert Tait. “The art no one sees: a basement that symbolises cultural isolation”. The Guardian, 29 October 2007. Retrieved 10 December 2014. 
  26. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۱.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۲.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ “Picasso is hiding in Iran: Part III”. Los Angeles Times, 19 September 2007. Retrieved 6 December 2014. 
  29. Keshmirshekan، Discourses on Postrevolutionary Iranian Art: Neotraditionalism during the 1990s، 136.
  30. Keshmirshekan، Discourses on Postrevolutionary Iranian Art: Neotraditionalism during the 1990s، 137.
  31. Keshmirshekan، Discourses on Postrevolutionary Iranian Art: Neotraditionalism during the 1990s، 140.
  32. Keshmirshekan، Discourses on Postrevolutionary Iranian Art: Neotraditionalism during the 1990s، 141.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ پرویز جاهد. «هنر مدرن، قربانی نگاه ایدئولوژیک؛ گفتگو با علیرضا سمیع آذر». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۵. بازبینی‌شده در ۲۷ اوت ۲۰۱۵. 
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ ۳۴٫۲ Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۳.
  35. Keshmirshekan، Discourses on Postrevolutionary Iranian Art: Neotraditionalism during the 1990s، 144.
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ Barbara Rose. “How I Lost My Leg in Tehran”. The Wall Street Journal, 14 September 2006. Retrieved 23 December 2014. 
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ Keshmirshekan، Contemporary Art from the Middle East، ۲۳۸–۲۴۰.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ ۳۸٫۳ ۳۸٫۴ «تحلیل معماری موزه هنرهای معاصر تهران». معماری‌نیوز، ۱۳ اسفند ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۵ آذر ۱۳۹۳. 
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ خانی‌زاده، «طراحی موزه در ایران و جهان»، ۱۰۴.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ دانشور، باغی میان دو خیابان، ۱۲۴–۱۲۵.
  41. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۸۹.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ ۴۲٫۲ ۴۲٫۳ خانی‌زاده، «طراحی موزه در ایران و جهان»، ۱۰۶.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ خانی‌زاده، «طراحی موزه در ایران و جهان»، ۱۰۹.
  44. “Museum of Contemporary Arts of Tehran”. Iranian Chamber Society. Retrieved 30 May 2014. 
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ۴۵٫۲ «درباره موزه». وب‌گاه موزه هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۵ دسامبر ۲۰۱۴. 
  46. شاه‌زاده آرانی، «موزه هنرهای معاصر پلی بین شرق و غرب»، ۲۵.
  47. «معرفی سینماتک». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۶ دسامبر ۲۰۱۴. 
  48. میرزایی و نادعلیان، «مطالعه موردی شش اثر هنر جدید در موزه هنرهای معاصر تهران».
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ Daftari and Diba, Iran Modern, 82.
  50. «نقشه و محل دقیق مجسمه‌های باغ مجسمه موزه هنرهای معاصر تهران». تارنمای گوشه. بازبینی‌شده در ۰۲ ژوئن ۲۰۱۳. 
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ دانشور، باغی میان دو خیابان، ۲۸–۲۹.
  52. «پیکر لمیده دو قطعه‌ای (مور)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  53. «پیکر لمیده سه قطعه‌ای (مور)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  54. «درمانگر (ماگریت)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  55. «نقش جدی (ارنست)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  56. «زن ایستاده ۱ (جاکومتی)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  57. «مرد در حال قدم زدن ۱ (جاکومتی)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  58. «در ستایش پابلو نرودا (چیلیدا)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  59. «بدون عنوان (پومودورو)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  60. «ریتم در فضا (بیل)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  61. «گلابی خاردار (کالدار)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  62. «تقدیس ۱ (تناولی)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  63. «اسب و سوارکار (مارینی)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  64. «بدون عنوان (اشلامینگر)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  65. «بدون عنوان (اشلامینگر)». وب‌گاه موزهٔ هنرهای معاصر تهران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  66. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۲.
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ «مونالیزای موزه هنرهای معاصر را به خارجی‌ها نمی‌دهیم». خبرگزاری مهر، ۱۸ آبان ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۲ آذر ۱۳۹۳. 
  68. گنجینه بی نظیر موزه هنرهای معاصر تهران. رادیو فردا. بازبینی‌شده در ۳ اوت ۲۰۱۲. 
  69. تندیس، «معاصر ماندن موزه»، ۷.
  70. تندیس، «معاصر ماندن موزه»، ۷.
  71. ۷۱٫۰ ۷۱٫۱ فاطمه حامدی‌خواه. «ارزش ۲٫۵ میلیارد دلاری گنجینه خارجی موزه هنرهای معاصر تهران». خبرگزاری فارس، ۲۶ شهریور ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۷ آذر ۱۳۹۳. 
  72. Kim Murphy. “Picasso is hiding in Iran”. Los Angeles Times, 19 September 2007. Retrieved 27 November 2014. 
  73. Michael Fitzgerald. “A Rare Look at a Career's Missing Link”. Wall Street Journal, 5 March 2011. Retrieved 10 December 2014. 
  74. لارنس پولارد. «همکاری موزه هنرهای معاصر و گالری تیت لندن». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۸ ژوئن ۲۰۰۴. بازبینی‌شده در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۴. 
  75. Bockis، Warhol: the biography، ۱۵۰.
  76. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۱۸۶–۱۸۹.
  77. نیاکان، «شوق دیدار در نهانخانه چشم»، ۳۰–۳۲.
  78. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۱۸۶–۱۸۹.
  79. براتی، «گنج ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلاری در یک زیرزمین»، ۱۰۰–۱۰۱.
  80. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۲۲۶–۲۲۹.
  81. حسینی و بیات، «نقاش محبوب دولت‌ها نبودم، نقاش مردمم».
  82. Canby, The Shahnama of Shah Tahmasp, 334–357.
  83. ساغر رفیعی. «عکسهای ریکاردو زیپولی در موزه هنرهای معاصر تهران». رادیو زمانه، ۱ اسفند ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۸ شهریور ۱۳۹۴. 
  84. نازنین معتمدی. «نمایشگاه 'چشم درون' در موزه هنرهای معاصر تهران». بی‌بی‌سی فارسی. بازبینی‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۱۵. 
  85. “Dutch museum keen on collaboration with Iranian cultural organizations”. Mehr News Agency, 2 October 2010. Retrieved 28 December 2014. (subscription required)
  86. “Tehran art show draws 75,000 visitors”. Mehr News Agency, 15 November 2010. Retrieved 28 December 2014. (subscription required)
  87. Daftari and Diba, Iran Modern, 83.
  88. Daftari and Diba, Iran Modern, 82-83.
  89. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۱۵۳.
  90. نیاکان، «شوق دیدار در نهانخانه چشم»، ۲۶.
  91. Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۰.
  92. تندیس، «معاصر ماندن موزه»، ۷.
  93. حسینی، «بالاخره چوب حراج به آرشیو موزه هم خورد».
  94. دانشور، باغی میان دو خیابان، ۳۵-۳۶.
  95. تندیس، «معاصر ماندن موزه»، ۷.
  96. ۹۶٫۰ ۹۶٫۱ Scheiwiller، Performing the Iranian State، ۹۵.
  97. Keshmirshekan، Contemporary Art from the Middle East، ۲۲۱.
  98. Keshmirshekan، Contemporary Art from the Middle East، ۲۲۹.

منابع[ویرایش]

  • حسینی، مهدی. «بالاخره چوب حراج به آرشیو موزه هم خورد». تندیس، ش. ۳ (۱۳۸۱). 
  • حسینی، فرزام و محمد بیات. «نقاش محبوب دولت‌ها نبودم، نقاش مردمم: گفت وگو با «آیدین آغداشلو» به مناسبت برگزاری نمایشگاه نقاشی پس از ٣٩ سال». اعتماد، ش. ۳۱۰۶ (۱۳۹۳): ۱۲. 
  • خانی‌زاده، شهریار. طراحی موزه در ایران و جهان. چاپ ۳. هنر معاری قرن، ۱۳۹۲. 
  • دانشور، رضا. باغی میان دو خیابان: چهار هزار و یک روز از زندگی کامران دیبا. البرز، پاریس، ۲۰۱۰. شابک ‎978-2-35997-001-2. 
  • شاه‌زاده آرانی، حسن. «موزه هنرهای معاصر پلی بین شرق و غرب». کتاب ماه کلیات (هنر معاری قرن)، ش. ۲۲ (۱۳۷۸). 
  • میرزایی، کرم و احمد نادعلیان. مطالعه موردی شش اثر هنر جدید در موزه هنرهای معاصر تهران. فصلنامه نگره، ۱۳۸۸. ۹۳-۱۰۵. 
  • نیاکان، سهیلا. «شوق دیدار در نهانخانه چشم». هفت، ش. ۲۴ (۱۳۸۴): ۲۶-۳۲. 
  • براتی، پرویز. «گنج ۲٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلاری در یک زیرزمین تهران». نافه، ش. ۲ (دوره جدید) (۱۳۸۹): ۱۰۰-۱۰۱. 
  • «معاصر ماندن موزه: گفتگو با آیدین آغداشلو پیرامون طرح فروش آثار موزه هنرهای معاصر». تندیس، ش. ۲ (۱۳۸۱): ۷. 
  • Bockis, Victor. Warhol: the biography. Da Capo Press, 2003. ISBN ‎978-0306812729. 
  • Canby, Sheila. The Shahnama of Shah Tahmasp: The Persian Book of Kings. Metropolitan Museum of Art, 2014. ISBN ‎978-0300194548. 
  • Daftari, Fereshteh and Layla S. Diba. Iran Modern. Asia Society, 2013. ISBN ‎978-0300197365. 
  • Keshmirshekan، Hamid, ed. Contemporary Art from the Middle East: Regional Interactions with Global Art Discourses. I.B.Tauris, 2015. ISBN ‎9781784530020. 
  • Keshmirshekan, Hamid. “Discourses on Postrevolutionary Iranian Art: Neotraditionalism during the 1990s”. Muqarnas (BRILL), no. 23 (2006): 131-157. ISSN 07322992.  (subscription required)
  • Scheiwiller, Staci Gem. Performing the Iranian State: Visual Culture and Representations of Iranian Identity. Anthem Press, 2014. ISBN ‎978-1783083282. 

پیوند به بیرون[ویرایش]