سعدالدین نزاری قهستانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از حکیم نزاری قهستانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
سعد الدین نزاری قهستانی
Nazari quhistani.jpeg
چهره خیالی او در مستند روایت حکیم گمنام
نام اصلی حکیم سعد الدین ابن شمس الدین ابن محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی
زمینهٔ کاری شعر و نثر فارسی
زادروز ۶۴۵ هجری قمری
فوداج
پدر و مادر شمس الدین
مرگ ۷۲۱ هجری قمری
ملیت ایرانی
جایگاه خاکسپاری بیرجند در خیابان حکیم نزاری
در زمان حکومت کرتیان و ایلخانان
رویدادهای مهم درگیری هلاکوخان با پیروان اسماعیلیه در پی حمله مغول به ایران
نام(های)
دیگر
نزاری قهستانی و نزاری بیرجندی
لقب حکیم
پیشه شاعر
کتاب‌ها دیوان اشعار، سفر نامه، ادب نامه، مناظره شب و روز، مثنوی ازهر و مزهر
تخلص نزاری
فرزندان ۳ پسر:
تاج الدین محمد
نصرت
شاهنشاه
دلیل سرشناسی سراینده توانای اسماعیلی مذهب
اثرگذاشته بر جامی، حافظ
اثرپذیرفته از ابوالقاسم فردوسی، عمر خیام، نظامی گنجوی، سنایی، فرید الدین عطار

حکیم سعدالدین بن شمس‌الدین نزاری بیرجندی قهستانی (۶۴۵–۷۲۱ قمری) معروف به حکیم نزاری از سرایندگان بزرگ نیمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم، در روستای فوداج از توابع بیرجند متولد شد. نزاری را نخستین نویسنده دوره بعد از الموت دانسته‌اند که زبان شعر و تعبیرات و اصطلاحات صوفیان را برای پنهان کردن عقاید اسلامی برگزید.[۱] وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیات و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، اران، گرجستان، ارمنستان و باکو رفت و پس از دو سال به قهستان بازگشت و به خدمت امرای خاندان کرتیان درآمد. اما معاندان وی، ملوک کرت را بر وی برانگیختند تا جایی که معزول و اموالش مصادره گشت. نزاری سالهای پایان عمر خود را به انزوا گذراند و به شغل کشاورزی پرداخت. در نام وی و پدرش در برخی منابع اختلاف وجود دارد.[۲]

بسیاری از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامی، شاعر و عارف نامدار سده نهم برخی از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزاری می‌دانند و به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزاری پیروی کرده‌است.[۳]


زندگی[ویرایش]

کودکی[ویرایش]

حکیم نزاری قهستانی دریکی از سال‌های آشوب و فتنه، هم‌زمان حملهٔ نهایی مغولان که برای اتمام فتح ایران و و برانداختن اسماعیلیه، در کانون نا آرامی‌ها، در روستای فوداج از روستاهای دامنهٔ کوه‌های باقران بیرجند، در خانواده ای مذهبی (اسماعیلی) در سال ۶۴۵ق/۱۲۴۷م به دنیا آمد.[۴]

کودکی سعد الدین در زمان نابسامانی و حملات هلاکوخان به بهانه از بین بردن اسماعیلیان گذشت. به نوشته جان ریپکا، ایرانشناس دانشگاه پراگ، خانواده نزاری ثروتمند بوده که بعداً تهی دست شده‌اند. نزاری در اشعار خود به کودکی اش اشاره می‌کند:

خرم و خوش باغچه ای داشتمنیست چنان باغچه پنداشتم
بر چمنش سرو و گل و ارغوانتکیه گهم بر لب آب روان
مرتفع از توت و رَز و میوه داراز به و شفتالو و سیب و انار

تحصیلات[ویرایش]

وی تحت تربیت خانواده خود بزرگ شد و تحصیلات ابتدایی خود را نزد پدرش شمس الدین فرا گرفت. شمس الدین که خود نیز فرد با سوادی بود، فر زندش را در بیرجند و قائن و سپس برای تحصیلات عالی در مدارس اسلامی فرستاد و نزاری دانش خود را در ادبیات و فلسفه عربی و فارسی گسترش داد.[۵] اما از سوی دیگر روش‌های تعلیم در مدارس بر خلاف عقاید شیعه اسماعیلی بود و با توجه به برخی از سروده‌های او می‌توان فهمید نزاری جوان تمایل اندکی به تعلیم آن نشان می‌داده‌است:[۶]

روزگاری به باد دادمبا گروهی ز فرط نادانی
که در ایشان نیافتم هرگزذره ای مردمی و انسانی
دشمن آل مصطفی جملهوانگهی دعوت مسلمانی
می‌کنم پشت دست و می‌گریموای ویلی زهی پشیمانی

نزاری با اشعار ابوالقاسم فردوسی (مرگ ۴۱۱ ه‍. ق)، عمر خیام (مرگ حدود ۵۱۷ ه‍. ق) و نظامی گنجوی (مرگ حدود ۶۰۰ ه‍. ق) و همچنین صوفیان شاعری همچون سنایی (مرگ حدود ۵۲۵ ه‍. ق)، فرید الدین عطار (مرگ ۶۲۷ ه‍. ق) آشنایی کامل داشته‌است.[۷]

فرزندان[ویرایش]

حکیم نزاری سه فرزند پسر داشت که بزرگترین پسرش تاج الدین محمد در جوانی در سال ۷۰۶ درگذشت و باعث شد نزاری برای او اشعاری به سبک سوگواری بسراید. او دو پسر دیگر به نام شاهنشاه و نصرت داشته که در پاره ای زمان به دست الجایتو زندانی می‌شوند و نزاری در نامه‌های خود به سلطان الجایتو خواستار آزادی آن‌ها از بند می‌شود.[۸]

کار دولتی[ویرایش]

نزاری در سال ۶۶۹ در سن ۲۰ سالگی به دستگاه شمس الدین کرت در هرات به خدمت دیوانی مشغول شد. فقر خانواده وی پس از حمله مغولان سبب گرایش او به این کار شد. گرچه حکّام هرات سنی مذهب بودند اما با حضور شیعه مذهبان در دربار خود مشکلی نداشتند. وجود برخی جباران در هرات باعث شده بود تا این شاعر ظلم ستیز در مقابله با آن شعر بسراید. او بعد به خدمت علیشاه در آمد و در کنار این حاکم به کار دیوانی و شاعری مشغول شد تا این که از خدمت او معاف گشت و دور از کار دولتی به سرودن اشعارش ادامه داد.

سفرها[ویرایش]

حکیم نزاری سفرش را از قهستان به ماوراء قفقاز از سال ۶۷۸ ه‍.ق /۱۲۸۰م تا ۶۷۹ه‍.ق / ۱۲۸۱م به پایان می‌رساند؛ و در منظومه ای به نام سفرنامه گزارش سفرش از قهستان به ناحیه ماوراء قفقاز است که بیش از یکسال و نیم زمان برده‌است. شاعر در اول شوّال سال ۶۷۸ه‍.ق همراه با خواجه تاج‌الّدین عمید (مأمور حکومتی مغول) به قصد رفتن به اردوی مقّر ایلخان و سپاهیان در ییلاق آلاطاق) از شهرتون (فردوس کنونی) حرکت کردو به اصفهان می‌رسند و در نیمه ذوالقعده عازم نطنز می‌شوند و پس از آن به تبریز می‌رسند. در پنجم ماه صفر، تبریز را همراه با وزیر اعظم با تدبیر «آباقاآن» مغول یعنی شمس‌الدین جوینی صاحب دیوان (مقتول به سال ۶۸۳ هجری) ترک کرده و با گذشتن از کنار دریاچه «تله» یا «تلا» (ارومیه) راه خوی را در پیش می‌گیرند. آنها سپس از خوی به سوی آلاطاق (محل تجّمع اردوی آباقاآن پسر هلاکوخان مغول) می‌روند و در ادامه سفر به ارمنستان می‌رسند. سپس از ارمنستان هم به سمت گرجستان می‌روند. در مسیر سفر از «کیتوکرخ» گذشته و به «گوکچه تنگیز» رفته و از آن محل هم به سوی «اراّن» ادامه مسیر می‌دهند. در هشتم جمادی الاخر به «برمک» و سپس «باکو» و «دربند» می‌رسند. اما در مسیر بازگشت ابتدا به «سرا» سپس به «اردبیل» و «بیله سوار» (پیل سوار)، بعد از آن به زنگان (زنجان) و سپس از «شیرویازی» و «ابهر» می‌گذرند و در ربیع الثانی سال ۶۷۹ هجری به قهستان می‌رسند.[۹]

دیدار با سعدی[ویرایش]

نزاری هم عصر سعدی بوده‌است. در کتاب تاریخ آل یاسر مشهور به حسامی واعظ، ضمن بیان هم عصری حکیم نزاری با سعدی آمده‌است که این دو با هم در شیراز و بیرجند صحبت داشته‌اند و شیخ یکی دو نوبت به عشق صحبت با او از شیراز به بیرجند آمده و ذکر او را در منظومات خود آورده‌است.[۱۰] تذکره نویسان نیز در منابع مختلف از دیدار حکیم بیرجند با سعدی شیرازی سخن گفته‌اند. الطاف حسین حالی نویسنده کتاب حیات سعدی به نقل از سرگور اوسلی از کتاب مجالس العشاق می‌نویسد: حکیم نزاری قهستانی در حمام با شیخ روبرو شد شیخ از وی پرسید در خراسان کسی سعدی را نمی‌شناسد؟ نزاری جواب داد کلام سعدی در خراسان در افواه عموم جاری است، خواهش کرد چند شعر از سعدی بخواند و شیخ دانست نزاری صاحب کمالات است و ذوق شعر دارد بالاخره یکدیگر را شناختند و و سعدی نزاری را به خانه خویش دعوت کرد و تا چند روز از وی پذیرایی شایانی نمود هنگام حرکت نزاری به نوکرش گفت اگر سعدی گاهی به خراسان آمد مهمان نوازی خود را به او نشان خواهم داد. به گوش شیخ رسید و متأسف شد که شاید خوب پذیرایی نکرده‌است. اتفاقاَ سالی گذرش به قهستان افتاد و با حکیم نزاری ملاقات دست داد. حکیم پذیرایی ساده نمود و اغذیهٔ ساده بر سفره می‌چید و هنگام تودیع گفت پذیرایی پرتکلف موجب شرمندگی مهمان می‌شود رسم ما این است که ملاحظه کردی.[۱۱]

آثار[ویرایش]

حکیم نزاری آثار متعددی در شعر فارسی دارد که در قالب‌های غزل و مثنوی و رباعی ترجیع بند سروده شده‌است، بسیاری از آثار حکیم نزاری به همت دکتر محمود رفیعی به چاپ رسیده‌است.[۱۲]

  • دیوان حکیم نزاری قُهستانی، به تصحیح دکتر مظاهر مصفّا، جلد اول – انتشارات علمی، بهار ۱۳۷۱، تهران، جلد دوم – نشر صدوق، زمستان ۱۳۷۳، تهران، هر دو جلد به اهتمام دکتر محمود رفیعی.[۱۳]
  • مثنوی روز و شب، به تصحیح و با مقدمه دکتر نصرالله پور جوادی، نشرنی – تهران، ۱۳۸۵٫[۱۴]
  • سفرنامه، تصحیح و مقابله چنگیز غلام علی بایبوردی، انتشارات هیرمند – تهران، ۱۳۹۱، به اهتمام دکتر محمود رفیعی[۱۵]
  • ادب‌نامه، به کوشش دکتر محمود رفیعی، انتشارات هیرمند – تهران، ۱۳۹۲٫[۱۶]
  • ازهر و مزهر[۱۷]
  • نامه‌های منظوم و رباعیات حکیم نزاری قهستانی[۱۸]

حکیم نزاری در سال ۷۲۰ یا ۷۲۱ قمری چشم از جهان بسته‌است. آرامگاه حکیم نزاری قهستانی در بیرجند و در خیابانی که به نام و افتخار او نامگذاری شده، واقع است.[۱۹]

تصویر آرامگاه حکیم نزاری آبان ۱۳۹۶

نمونه اشعار[ویرایش]

آتش سودای تو جانم بسوخت یک شررش هر دو جهانم بسوخت
سوخته را خوش بتوان سوختن سوخته‌ای بودم از آنم بسوخت
طاقت خورشید وصالم نبود حیرت از آن وسع و توانم بسوخت
از من و ما گر اثری بود، رفت عشق به‌کل نام و نشانم بسوخت
قصد سخن کردم تا سوز دل شرح دهم، کام و زبانم بسوخت
خواستم از درد که احوال جان وصف کنم، شرح و بیانم بسوخت
نامهٔ اندوه نهادم اساس سوز سخن کلک و بنانم بسوخت
بس که چراغ نظر افروختم مردمک چشم عیانم بسوخت
دود سخن روزن حلقم ببست تفِّ جگر شمع روانم بسوخت
قصه دراز است نزاری خموش گو همه پیدا و نهانم بسوخت

[۲۰]

فیلم[ویرایش]

براساس بخشی از زندگینامه این حکیم، در سال ۱۳۹۳ فیلم مستندی با نام روایت حکیم گمنام به کارگردانی محمدتقی محمدقلیها تولید گردید. این فیلم برشی از زندگی پر فراز و نشیب حکیم سعدالدین نزاری بیرجندی از شاعران و سخنوران قرن هفتم و هشتم هجری را روایت می‌کند.[۲۱]

منابع[ویرایش]

  • صفا، ذبیح‌اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۷.
  1. تأملی در سفرنامه حکیم نزاری قُهستانی
  2. سایت آفتاب
  3. گنجور صفحه حکیم نزاری
  4. بایبوردی. زندگی و آثار نزاری. 41-44. 
  5. Virani, Shafique N. اسماعیلیان در قرون وسطی: تاریخچه بقا، یک جستجو برای رستگاری (نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد), ۲۰۰۷, ص. ۸۲–۸۳.
  6. بایبوردی، چنگیز غلامحسین (مترجم: مهناز افشار). زندگی و آثار نزاری. تهران، ۱۳۷۰. ص ۴۷. 
  7. نادیا ابوجمال (مترجم: محمود رفیعی). اسماعیلیان پس از مغول. هیرمند، ۱۳۸۹. ص ۱۰۵. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۶۹۷۴-۵۸-۶. 
  8. مصفّا، مظاهر. متن انتقادی دیوان حکیم نزاری قهستانی. چاپخانه مهارت، 1371. 15-17. 
  9. تأملی در سفرنامه حکیم نزاری قُهستانی
  10. گنجور صفحه حکیم نزاری
  11. الطاف حسین حالی، حیات سعدی، ترجمه سید نصرالله سروش، 1316.
  12. زندگینامه، احوال و آرای نزاری ، بهروز صاحب اختیاری
  13. زندگینامه، احوال و آرای نزاری ، بهروز صاحب اختیاری
  14. زندگینامه، احوال و آرای نزاری ، بهروز صاحب اختیاری
  15. زندگینامه، احوال و آرای نزاری ، بهروز صاحب اختیاری
  16. زندگینامه، احوال و آرای نزاری ، بهروز صاحب اختیاری
  17. مثنوی ازهر و مزهر
  18. معرفی کتاب/ نامه‌های منظوم و رباعیات حکیم نزاری قهستانی
  19. شعری که برای حکیم نزاری مقبره شد
  20. گنجور غزل 105 حکیم نزاری
  21. مستند روایت حکیم گمنام زندگی حکیم نزاری قهستانی