هولاکوخان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از هلاکوخان)
پرش به: ناوبری، جستجو
هولاکوخان
نخستین ایلخان مغول
Hulagu Khan.jpg
نقاشی از هولاکوخان اثر رشیدالدین فضل‌الله همدانی اوایل سده ۱۴ام میلادی.
دوران ۶۵۱ - ۶۶۳ ه.ق.
۱۲۵۶ - ۱۲۶۵ م.
زادروز ۶۱۵ ه.ق.
۱۲۱۷/۱۲۱۸ م.
مرگ شب یکشنبه ۱۹ ربیع‌الثانی ۶۶۳ ه.ق.
۲۷ بهمن ۶۴۳
۱۲۶۵ م.
محل مرگ مراغه
آرامگاه جزیره شاهی در دریاچه ارومیه یا قلعهٔ تلا در مراغه
پیش از اباقا
پس از وجود نداشت
همسر دوقوز خاتون
دودمان بورجیگای، ایلخانان
پدر تولی‌خان
مادر سرقویتی بیگی
دین مسیحیت نسطوری تغییر به بودیسم در بستر مرگ
هولاکو در کنار ملکه و همسرش دوقوز خاتون متن: در روزی بغایت مسعود آنرا برافراشت و مجلس را به انواع تجملات بیاراستند و هولاکوخان آنرا پسندیده داشته مبارکی و طالع سعد بر تخت بختیار و مسند کامکاری نشست و خوانین و شهزادگان و امرا که حاضر بودند و تمامت ارکان دولت و اعیان حضرت و ملوک و حکام اطراف که جمع گشته تمامت رسم آیین بتقدیم رسانیدند واسلم.

هلاکو خان همچنین شناخته شده با نام هلاکو، هلاگو یا هولائو (۶۱۵–۶۶۳ ه.ق. /۱۲۱۸–۱۲۶۵ م مراغه؛ مغولی: Хүлэгу хаан؛ جغتایی: هلاکو؛ انگلیسی: Hulagu Khan؛ چینی: 旭烈兀) یک حاکم مغول بود که بخش عمده‌ای از غرب آسیا و از جمله ایران را تسخیر کرد. هولاکو بنیانگذار سلسله ایلخانیان در ایران است که پایه‌ای شد برای سلسله صفوی و شکل‌گیری ایران امروزی. هرچند نبردهای وی و بازماندگانش با مملوک‌ها به منظور فتح سوریه و مصر با شکست مواجه شد اما او بخش عمده‌ای از جهان اسلام را تحت حکومت خود درآورد و با شکست خلافت عباسیان و سقوط بغداد بر سیطره اعراب بر این مناطق پایان داد. او یکی از چهار پسر تولی خان و نوهٔ چنگیزخان بود. مادرش زنی عیسوی مذهب موسوم به سرقویتی بیگی بود و زنش دوقوز خاتون نیز مسیحی بود. برادر بزرگ او قوبلای خان نخستین امپراتور سلسله یوآن در چین بود. او همچنین برادر منگوقاآن جانشین چنگیز و چهارمین خان از امپراتوری مغول بود.

هولاکو و استقرار حکومت ایلخانی در ایران[ویرایش]

انتخاب شدن هلاکو از میان تمام شاهزادگان چنگیزی از سوی امپراتوری مغل برای فتح تمام ایران و برانداختن خلافت نشان دهنده این موضوع بود که در هولاکو توانایی انجام این کار مهم نمایان بود. به سبب اینکه مرکز خلافت در منتهی الیه غرب ایران واقع شده بود و هولاکو خان از منتهی الیه شرق راه افتاده بود درنوردیدن ایران از سمت شرق به غرب باعث شد که هر کدام از شهرهایی که قبلاً فتح شده بود بار دیگر رسماً تأیید اطاعت کنند. او در مرغزار شورقان در پشت رود جیحون متوقف شد و در همین محل بود که امیر ارغون حاکم مغولی شهرهای اشغالی ایران برای او بارگاهی بزرگ برپا کرد و مجلس بزرگی برای او به راه انداخت. هولاکو در این مجلس به تخت نشست. این مجلس بزرگ به ریاست هولاکو بر ایران جنبهٔ رسمی بخشید. سرانجام پس از پیروزی عظیم و کم مانند هولاکو خان بر خلافت عباسی و فتح کردن بغداد و نابود کردن کانون‌های مقاومت آنها هولاکو خان از بغداد به همدان برگشته و راهی آذربایجان شد تا حکومت خود را در ان ناحیه برپا کند و مراغه را به پایتختی برگزیند. هولاکو پس از به تخت نشستن در ایران هنوز راه درازی در زمینهٔ سیاست داخلی و خارجی در پیش داشت او در شروع کار می‌بایست حکومت خود را بر سرزمین‌های بیگانه استحکام می‌بخشید که بر انجام این مهم فایق آمد[۱]

فتح دژهای اسماعیلی‌ها[ویرایش]

هلاکو در سال ۶۵۱ ه.ق. مأمور تسخیر ایران مرکزی و غربی و فرونشاندن اسماعیلیان و سرکوب خلیفه عباسی شد. لشکریان وی اکثر از طوایف عیسوی مغول بودند.[۲] سال ۱۲۵۶ (میلادی) او موفق شد ایران را به طور قطعی فتح کند و سلسلهٔ خوارزمشاهیان را براندازد. از این گذشته، او برای اولین بار موفق شد، مقاومت اسماعیلیان در البرز را بشکند و قلعه الموت را بگیرد. اسماعیلیه نزدیک به پنجاه قلعهٔ مستحکم را در منطقه طالقان و کوه‌های الموت در اختیار داشتند. مأموریت هلاکو به امر برادر بزرگ‌ترش منگوقاآن شروع شد. ابتدا یکی از امرای لشگرش به قلعه‌های اسماعیلیه حمله برد و تعدادی از آنها را ویران کرد؛ سپس خود هلاکو پس از تصرف فرارود در سال ۶۵۳ ه ق از رود جیحون گذشت و پس از اینکه حاکم خراسان تسلیم او شد، بقایای اسماعیلیه را مورد هجوم قرار داد و توانست بر آنها چیره شود.
هلاکو دستور داد کتابخانه عظیم و بی‌مانند الموت را نابود سازند؛ ولی عطاملک جوینی -دانشمند بزرگی که در خدمت هلاکوخان بود- اجازه خواست تا نفایس کتابخانه را جدا کند که موفق به این کار شد.

فتح ایالت شبانکاره‌ایی[ویرایش]

در ایران یکی از ایالت‌هایی که به حکومت مغولان گردن ننهاده بود ولایت شبانکاره بود. شبانکاره در جنوب بود که تا این زمان فتح نشده بود و هم چنان خارج از نفوذ مغولان باقی مانده بود و اعلام فرمانبرداری نکرده بود. سپاهیان مغولان در سال ۶۵۸ ه برای فتح کردن این ایالت به راه افتادند و از راه شهر کرمان به دروازه‌های شهر رسیدند و خواستار ایلی شدند و در نهایت پس از مدتی ولایت شبانکاره‌ایی نیز خراجگزار حکومت مرکزی گردید.[۳]

فتح بغداد و انقراض خلافت عباسی[ویرایش]

هلاکوخان پس از فتح الموت عازم بغداد شد؛ در حالی که دانشمندانی چون خواجه نصیر طوسی، عطاملک جوینی و ابوبکر بن سعد اتابک در رکاب او بودند. در این زمان سی و هفتمین و آخرین خلیفه عباسی بر تخت فرمانروایی بود که ایام را به مطالعه و لهو و لعب می‌گذراند و به سیاست و حکومت، کاری نداشت. امور ممالک را وزیرش اداره می‌کرد.

در رمضان سال ۶۵۵ ه ق هلاکو کسانی را نزد خلیفه فرستاد و از او خواست تسلیم شده، خود یا وزیرش نزد او بیاید؛ اما خلیفه از این کار سرباز زد. از این رو هلاکو بغداد را محاصره کرد؛ طی چند روز مغولان وارد شهر شدند و قدم به قدم شهر را ویران کردند و بسیاری را به قتل رساندند. بالاخره شهر تصرف و خلیفه با نزدیکانش تسلیم شدند. هلاکو روز نهم صفر سال ۶۵۶ هجری وارد بغداد شد و مستعصم به دست خود کلیه خزائن بغداد را تسلیم وی کرد؛ اما هلاکوخان خلیفه عباسی را به قتل رسانده و بدین ترتیب به عمر طولانی سلسله عباسی پایان داد.

هولاکو در سال ۶۵۶ قمری بغداد را فتح کرد و سلسله خلافت عباسیان را به طور نهایی منقرض ساخت.

هلاکو پس از فتح بغداد به سوی شام رفت و سلاطین خاندان ایوبی - که حکومت‌های متعددی در آنجا داشتند- را شکست داد.

سپاه هولاکو خان[ویرایش]

سپاه هولاکو خان به باروت چینی و جدیدترین تجهیزات مهندسی آن دوره مجهز بود. کمانداران سواره بر اسب هولاکو تحت فرماندهی سرداران جنگی بودند که همگی آنها همراه با سوبوقای و چنگیز خان به عملیات نظامی پرداخته و آموزش‌های کافی را بلد بودند. سپاه هولاکو با سربازانی مسیحی از گرجستان تکمیل شده بود. آمدن سپاه هولاکو سلاطین و امرا و فرمانروایان سرزمین‌هایی را که زمانی جزو امپراتوری خوارزم شاه بود به تسلیم وادار ساخت آنها بدون هیچ مقاومتی اعلام کردند که در برابر اردوی در حال حرکت هیچ مقاومتی نخواهند کرد[۴]

نقش خواجه نصیرالدین طوسی[ویرایش]

در این دوره حساس و سرنوشت ساز تاریخ ایران خواجه نصیرالدین طوسی همانند گذشته نقشی اساسی و مهم بر دوش داشت و به جرات می‌توان اذعان داشت که در شروع حکومت ایلخانی سهم خواجه طوس در زنده کردن فرهنگ ایران بیشتر از همهٔ دست اندر کاران مملکتی بوده است. خواجه طوس بدون پذیرفتن یک شغل رسمی فرد اول حکومت گشته بود و هولاکو پس از تشکیل حکومت اوقاف کل کشور را به خواجه نصیر الدین طوسی واگذار کرد. خواجه بدون اینکه مقام وزارت را بپذیرد در هر ولایت و شهری نایبی از جانب خود قرار داده بود تا بر اوقاف مملکت نظارت کنند. بر این اساس خواجه نصیر الدین طوسی حقی بزرگ بر گردن یکی از مهم‌ترین ارکان اقتصادی مملکت یعنی اوقاف داشته است. خواجه موفق شد با از بین بردن دستگاه خلافت وضع مناسبی برای فعالیت اجتماعی و سیاسی شیعیان فراهم آورد.[۱]

پایتختی مراغه[ویرایش]

آذربایجان در آن زمان حساس اهمیتی خاص پیدا کرده بود. چرا که هولاکو در نظر داشت باقی ماندهٔ دنیای اسلام را فتح و به دریای مدیترانه هم دست یابد. از سویی فتح کامل گرجستان از سوی دیگر استحکامات قفقاز که کوه‌های آن به منزلهٔ سدهای طبیعی در برابر اولوس جوجی بودند از این نقطه نظرات آذربایجان بر سر راه هر دو هدف سیاسی –سوق الجیشی قرار داشت. علاوه بر این­ها راه ارتباطی از شرق به غرب به خصوص راه ابریشم از شهر می‌گذشت به همین دلایل بازسازی شهر به سرعت آغاز شد.

به طور کلی می‌توان گفت انتخاب مراغه به پایتختی شامل این دلایل بود:

۱-موقعیت سوق الجیشی آن که بر سر راه عراق عجم و ایالت‌های قسمت غربی به آذربایجان قرار داشت.

۲-داشتن چمن‌زارهای سرسبز و هوای خنک که شبیه به موطن مغول‌ها بود.

۳-موقعیت مناسب این شهر برای ایجاد رصدخانه به دست خواجه نصیرالدین طوسی که سال‌های بعد از بزرگترین پایگاه‌های فرهنگی و علمی ایران شد.[۱]

رصدخانه مراغه[ویرایش]

هلاکو در سال ۶۵۷ قمری به خواهش و پیشنهاد خواجه نصیر طوسی با ساخت رصدخانه مراغه موافقت کرد. ساخت رصدخانه در سه‌شنبه ۴ جمادی‌الاول ۶۵۷ (قمری) (۱۶ اردیبهشت ۶۳۸) آغاز شد.

هولاکو مراغه را مقر اقامت خود قرار داده بود و به خواجه نصیر الدین امر کرد در ان شهر محلی مناسب برای رصد خانه پیدا کند. در ابتدا دستور ساخت رصدخانه به فرمان منگو قاان بوده ولی چون منگو به فتح چین جنوبی اشتغال داشته هولاکو این چنین صلاح دید که این کار در ایران و به دستور او انجام پذیرد. خواجه نصیر الدین به هولاکو فهماند که ساختن رصدخانه و نوشتن زیجی تازه نزدیک به ۳۰ سال زمان نیاز دارد اما به دلیل هولاکو در انجام این کار اصرار بسیار داشت از خواجه خواست تا آن را در مدت ۱۲ سال به پایان برساند. محلی که برای رصدخانه در نظر گرفته شد در شمال شهر مراغه و بر روی تپه‌ایی بود. به دستور هولاکو تمام آلات رصدی لازم را در شهر بغداد و غیره که هولاکو و مغولان به غارت گرفته بودند در مراغه در اختیار خواجه نصیر قرار دادند. ساخت رصدخانه مراغه نزدیک به ۱۵ سال طول کشید و نتیجهٔ آن را خواجه نصیر طوسی در کتابی بنام زیج ایلخانی در سال ۶۶۳ یعنی در ایام ابقا خان منتشر ساخت. بنای این رصدخانه نزدیک به ۲۰٫۰۰۰ دینار خرج برداشت و بعد از ابقا به تدریج متروک ماند و امروزه نیز یه جز خرابه‌ایی از آن باقی نمانده است. منجمینی که درکار این رصدخانه به خواجه نصیر کمک کردند: مویدالدین عرضی دمشقی، علامه قطب‌الدین شیرازی، محی‌الدین مغربی، فخرالدین اخلاطی، نجم‌الدین دبیران کاتبی قزوینی، فخرالدین مراغی بودند.[۵]

دین هولاکو خان[ویرایش]

هولاکو خان شخصاً مذهب بودایی داشت و در شهر خوی بت خانه‌هایی ساخته بود؛ ولی همسر او دوقوز خاتون پسر زاده اوانگ خان مذهب مسیحی داشت و چون این زن از ابتدا همسر تولوی پدر هولاکو بوده و بعد از مرگ پدر به پسرش هولاکو رسیده بر این پادشاه نفوذ بسیار وکلی داشته. هولاکو به خاطر او عیسویان را احترام بسیار می‌گذاشت و مأمور به انجام کارهای مهم می‌کرد. چون در ایران کسی نبود که پیرو مذهب بودایی باشد هولاکو به دلیل نفوذ همسر و امرای خود به عیسویان ایران که در آذربایجان و ارمنستان مستقر بودند توجه بسیار داشت و به حکم او برای آنها در همه جا کلیسا می‌ساختند. ارامنه و عیسویان دیگر ایران که از استیلا داشتن مسلمانان هیچگاه خشنود نبودند هولاکو و دوقوز خاتون را نجات دهنده و یاور خود می‌دانستند.[۵]

درگذشت[ویرایش]

هلاکو سلسلهٔ ایلخانان را تأسیس کرد و پس از آن که با بستگان نزدیک خود -از جمله «برکای» پسر «جوچی» - دچار اختلاف شد، در سال ۶۶۳ ه ق بیمار و پس از مدتی در سن ۴۸ سالگی درگذشت. وی به همراه جواهرات قیمتی خود در مکانی نامعلوم در جزیره شاهی در دریاچه ارومیه دفن شد.[نیازمند منبع]

میراث هلاکوخان[ویرایش]

فتح ایران توسط ارتش هلاکوخان نفوذ فرهنگ شرقی چین و نیز فرهنگ اروپایی را آسان‌تر نمود. فتح ایران و تأسیس سلسله ایلخانیان مقدمه‌ای شد بر ظهور ایران امروزی که در سالهایی بعد توسط سلسله صفوی دنبال گردید. از دیگر تأثیرات هلاکوخان، شروع مجدد تاریخ‌نگاری به زبان فارسی توسط تاریخ‌نگاران ایرانی بود که از زمان فتح ایران توسط اعراب تاریخ تنها به زبان عربی نگاشته می‌شد.[۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ بیانی، شیرین. مغولان و حکومت ایلخانی در ایران. تهران: سمت، 1394. 180. 
  2. لغت‌نامه دهخدا
  3. تاریخ شاهی قراختاییان به اهتمام و تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی. ترهان: بنیاد فرهنگ ایران، 1365. 
  4. هال، مری. امپراطوری مغول. ترجمهٔ نادر میرسعیدی. تهران: ققنوس، 1384. 109. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ اقبال آشتیانی، عباس. تاریخ مغول. تهران: نگاه، 1389. 213. 
  6. Francis Robinson, The Mughal Emperors And The Islamic Dynasties of India, Iran and Central Asia, pages 19 and 36
  • دانشنامه رشد
  • تاریخ ایران کمبریج، جلد پنجم از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان، جی.آ. بویل، انتشارات امیرکبیر
  • Michael Prawdin: Mongol Empire: Its Rise and Legacy, (S. ۲۸۸–۳۷۹), ۲۰۰۶ ISBN 1-4128-0519-8