ردیف (شعر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ردیف، اصطلاحی عروضی است و به واژه یا واژه‌هایی که به‌صورت مکرر و بدون هیچ تغییری در آخر بیت‌ها یا مصراع‌ها بعد از قافیه می‌آید گفته می‌شود. به بیت یا شعری که ردیف داشته باشد مُرَدُّف می‌گویند.

تعریف[ویرایش]

ردیف از خواص شعر فارسی به‌شمار می‌رود و در هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی استفاده نمی‌شود و استفاده آن را در اشعار زبان‌هایی همچون عربی، ترکی و اردو را از تأثیرات زبان فارسی می‌دانند. به گفته کارشناسان، از مهمترین عوامل پیدایش ردیف در شعر فارسی وجود فعل ربطی در این زبان است.[۱]

در فرهنگ معین زیر مادهٔ ردیف بعد از تعریف عمومی آن و قبل از تعریف ردیف به‌عنوان اصطلاحی در موسیقی نوشته شده‌است: «کلمه یا کلماتی مکرری که در آخر مصراع‌ها و ابیات درآورند، مثل «آید همی» در این بیت رودکی: بوی جوی مولیان آید همی [/] یاد یار مهربان آید همی»[۲]

تاریخچه استفاده از ردیف[ویرایش]

از قدیمی‌ترین نمونه‌های استفاده از ردیف می‌توان به یک هجویه در خراسان مربوط به قرن سوم هجری اشاره کرد:[۳]

از ختلان آمذیه برو تباه آمذیه

در اغلب نمونه‌های اولیه شعر زبان فارسی، ردیف به صورت افعال ربطی و ساده همچون «است»، «بود» و «شد» مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است ولی در طول زمان و به خصوص از نیمه دوم قرن پنجم هجری شاعران به انتخاب ردیف‌های بلند و دشوار می‌پردازند و برای نشان دادن قدرت شاعری از ردیف‌هایی با ترکیب‌های اسمی استفاده می‌کردند.[۴]

ردیف در قرن ششم هجری به تقلید از زبان فارسی وارد زبان عربی شد و شاعرانی که شروع به استفاده از آن در زبان عربی کردند، اغلب فارسی‌زبان بوده‌اند.[۵]

انواع ردیف[ویرایش]

ردیف متجانس «در عرف شعرا دو معنی دارد: یکی آنکه شاعر بعد از قافیه ردیف لفظی راآورد که دارای دو معنی باشد و آنرا بر طریق تجنیس دارد. مثال:

ستوده خان کریم آن سحاب گوهربار

که برد از در او خلق اشتر زر بار.

لفظ بار که ردیف است در مصرع اول از باریدن است و در مصراع دوم از بار کردن است. دوم آنکه: لفظی را در شعری یا غزلی ردیف سازد در مصراع اول و در ابیات دیگر لفظی آورد که از آن لفظ قافیه و ردیف هر دو خیزد. مثال:

آن یار دلربا که رخش را هر آینه

چون مه نموده راست نماید هر آینه.

مثال دیگر:

ای خنک جانی که در هر آینه

دید روی یار خود هر آینه.

لفظ آینه ردیف است در مصراع اول از هر آینه «لفظ» هر «قافیه» است و لفظ «آینه» ردیف، و در مصراع دوم قافیه و ردیف از یک لفظ هر آینه آورده‌است. وجه تسمیه ظاهر است چرا که ردیف براستی کلمه‌ای است مکرر به یک معنی، و اینجا مختلف است لکن بسبب مجانست لفظی به ردیف متجانس موسوم گشت. (از کشاف اصطلاحات الفنون).[۶]

ردیف محجوب
ردیف دومعنی

پانویس[ویرایش]

{{پانویس|۲}

منابع[ویرایش]

  • صور خیال در شعر فارسی ۱۷۰
  • معین ۱۶۴۶
  • صور خیال در شعر فارسی ۱۷۲
  • صور خیال در شعر فارسی ۱۷۳
  • صور خیال در شعر فارسی ۱۷۱
  • دهخدا ۳۶۱