سینما

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سینما یک رسانه دیداری شنیداری مبتنی بر تکنولوژی است که به وسیله آن فعالیت اقتصادی صورت می‌گیرد و همچنین قابلیت استفاده هنری را داراست. یک اثر سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه و توسط مجموعه‌ای از بازیگرها، کارگردان، فیلم‌بردار و عوامل دیگر ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارائه می‌کند. سینما همچنین به محل پخش عمومی فیلم سینمایی نیز گفته می‌شود.

ریشه نامگذاری[ویرایش]

واژه سینما از واژه یونانی κινῆμα, -ατος به معنای جنبش گرفته شده است.

تاریخچه[ویرایش]

برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ سینماتوگراف (اولین دوربین فیلم برداری) را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. بطوریکه نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف موثر بوده‌اند.

برادران لومیر خود ده‌ها فیلم کوتاه ساختند که همهُ آنها صرفاً از یک نما تشکیل می‌شد و قطع و وصل و تدوین در آنها وجود نداشت. از جملهٔ این فیلم‌ها می‌توانیم به "ورود قطار به ایستگاه"(که به عنوان اولین فیلم ساخته شده به دست بشر محسوب می‌شود)، "خروج قایق از لنگرگاه"، "غذا خوردن کودک" و "خروج کارگران از کارخانه" اشاره کنیم.

پس از لومیرها، ژرژ مه‌لیس باعث تکامل فن سینما شد. دیدگاه مه‌لیس نسبت به سینما یک دیدگاه تئاتری بود. او پرده‌های گوناگونی از نمایش را فیلمبرداری می‌کرد و سپس این پرده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کرد. ژرژ مه‌لیس همچنین پدیدآورنده فن تروکاژ در سینماست.

پس از مه‌لیس، ادوین اس پورتر باعث تکامل بنیادین و ساختاری سینما شد. او با ساختن فیلم‌های «زندگی آتش‌نشان آمریکایی» و «سرقت بزرگ قطار» سینما را به عنوان پدیده‌ای که امروزه می‌شناسیم معرفی کرد. سینمای پورتر دیگر ارتباطی به تئاتر نداشت، بلکه به هنری مستقل و جدید تبدیل شده بود. پورتر، پیشگام فن تدوین فیلم نیز می‌باشد. راهی که او در سینما آغاز کرد در نهایت به سینمای داستان‌گوی هالیوود منجر شد.

انیمیشن به مثابه بخشی از تاریخ سینما[ویرایش]

شخص خاصی به عنوان مخترع هنر فیلم پویانما وجود ندارد، چرا که افراد بسیاری پروژه‌های متعددی که می‌توان به عنوان گونه‌های مختلف پویانمایی مطرح کرد را تماما در زمان‌های یکسانی انجام می‌دادند. موضوع پويانمايي از ديرباز مطرح بوده است به طوری که تا قبل از قرن ۱۸ میلادی طبیعت را جاندار فرض می­کردند (زندی، ۱۳۸۳).[۱] طی دهه­ های اولیه قرن بیستم، انیمیشن آرام آرام از قلمروی مرموز جادو و شگفتی بیرون آمده و به نوعی تفریح و سرگرمی بدل شد که تماشاگران آن را با طیب خاطر می­پذیرفتند. فیلم­های انیمیشن، حرکات جسمانی و اندامی را به گونه­ای تصویری بازسازی می­کردند و بر خلاف فیلم­های زنده، از انعطاف بیشتری برای کاربرد خلاقه حرکت، تخیل و زندگی برخوردار بودند (فریال، ۱۳۸۵).[۲] عاملی که به دلیل استقبال گسترده­ از جانب مخاطبین پویانمایی - که از اقشار مختلف اجتماعی نظیر کودکان، نوجوانان، والدین، هنر دوستان و ... تشکیل می­شدند - برگ برنده ­ای راهبردی را شامل حال این هنر - صنعت کرده و باعث رونق روز افزون کمی و کیفی آن می­ شد.[۳] هرچند در آغاز قرن بیستم در مقایسه با فیلم، برای انیمیشن چشم انداز چندان خاصی متصور نبوده و فقط به صورت آزمایشی تلاش می­کردند طراحی‌ها را متحرک کنند اما هم­اکنون می­توان پویانمایی را یک شکل هنری دانست که در منظر مدرن خود پا به پای صنعت فیلم ظاهر شده و رشد نموده است. در واقع می­توان گفت ایده و فکر ساخت پویانمایی در قرن بیستم از زماني به طور جدی مطرح شد که دست­ اندرکاران ساخت فيلم­هاي سينمايي و تلویزيوني، به فکر افتادند که چرا فقط راجع به جهان حقیقی پيرامون خود اثر تولید کنند؟ چرا جهان گسترده و بينهايت ذهن، تخیل و تصورات خود را به تصویر نکشند؟ این تمایل در کنار علاقه و دغدغه­ای جدی، آنان را بر آن داشت که با کنار هم قرار دادن نقاشي­هاي متعدد، تصاوير متحرک بسازند. به این ترتیب اولین آثار انیمیشنی اندک اندک ساخته شدند (رومياني و باقري طوراني، ۱۳۸۲).[۴] به مرور زمان اين تولیدات پویانمایی آرام آرام از حالت خشک بودن حرکات کاراکترها و یکنواخت بودن محيط خارج شده و با انجام رفتاری اغراق آمیز توسط شخصیت­ها و فضایی غالباً شاد و فانتزی به تحریک عنصر خیال در مخاطبان خود پرداختند. ناگفته نماند که در ادامه این راه شرکت­هاي بزرگ و سرمايه داران مطرحی به عرصه انيميشن وارد شدند و تلاش زیاد آنها با کسب سودهای قابل توجهی مواجه گشت.[۵] فیلمساز فرانسوی جورج ملیس[۶] که سازنده جلوه‌های ویژه فیلم‌هایی مانند سفری به ماه[۷] بود، تکنیک‌های بسیاری در کارش استفاده می‌کرد- که یکی از آنها نگه داشتن جرخش فیلم دوربین، و تغییر کوچکی در صحنه و سپس دوباره به جرخش در آوردن فیلم دوربین بود. این بسیار شبیه به ایده‌ای است که بعدها زنده نگاری استاپ-موشن[۸] شد. ملیس به طور اتفاقی به این تکنیک دست یافت. هنگامی که او اتوبوسی را در حال رد شدن از جلوی دوربین می‌گرفت، دوربین خراب شد. موقعیکه دوربین تعمیر شد، درست زمانیکه ملیس شروع به فیلم گرفتن کرد، تصادفاً یک اسب از جلوی دوربین رد شد. نتیجه آن بود که در فیلم به نظر می‌رسید که اتوبوس به یک اسب تبدیل می‌شود.

صحنه خیالات ساخته امیل کال، ۱۹۰۸.

ج. استوارت بلکتون[۹] شاید اولین فیلمساز آمریکایی باشد که تکنیک‌های استاپ-موشن و انیمشن طراحی دستی را استفاده کرد. ادیسون او را با فیلمسازی آشنا کرد. او با اولین کارش مورخ ۱۹۰۰ که کپی رایت داشت، پیشگام این ایده‌ها در دوران قرن بیستم شد. بسیاری از فیلمهایش، از میان آنها طراحی سحرآمیز[۱۰] (۱۹۰۰) و فکاهی صورت‌های متغیر مسخره[۱۱] (۱۹۰۶) نسخه‌های فیلم روزمره از بلکتون «هنرمند درخشان» بود، و نسخه‌های اصلاح شده مورد استفاده ملیس قدیمی‌ترین تکنیک‌های استاپ-موشن برای ساختن سری‌هایی از طراحی‌های روی تخته سیاه بود که به نظر می‌رسند که حرکت می‌کنند و خود را تغییر شکل می‌دهند. فکاهی صورتهای متغیر مسخره به عنوان اولین فیلم پویانماشده واقعی ثبت، و بلکتون به عنوان اولین زنده نگاری واقعی شناخته شده‌است.

هنرمند فرانسوی دیگری به نام ایمل کال،[۱۲] شروع به طراحی سلسله کارتون‌هایی کرد. او در سال ۱۹۰۸ فیلمی با نام صحنه خیالات Phantasmagoria را ساخت. این فیلم شامل تعداد زیادی طراحی ساده سرگردان است که به هم تبدیل می‌شوند، مانند بطری شراب که به یک گل تبدیل می‌شد. همچنین قسمتهایی از تصاویر زنده وجود داشت، جایی که دست زنده نگار وارد صحنه می‌شد. این فیلم با طراحی هر فریم روی کاغذ ایجاد شده بود و هر فریم با نگاتیو فیلم گرفته می‌شد، که به تصویر، ظاهر تخته سیاه را می‌داد. بدین ترتیب صحنه خیالات نخستین فیلم پویانمایی سنتی (طراحی دستی) به شمار می‌آید.

در ادامه موفقیت‌های بلکتون و کال، هنرمندان متعدد دیگری شروع به تجربیاتی در پویانمایی کردند. از جمله وینزور مکی[۱۳] که یک کارتونیست موفق روزنامه بود. او زنده نگاری‌های پرجزئیاتی ساخت که نیازمند تیم هنرمندان و توجهی طاقت فرسا به جزئیات بود. هر فریم یک طراحی روی کاغذ بود که همواره می‌بایست که پس زمینه و شخصیت‌ها هردو دوباره طراحی و انیمیت شوند. برجسته‌ترین فیلم‌های مکی عبارتند از نموی کوچولو[۱۴] (۱۹۱۱)، جریت دایناسور[۱۵] (۱۹۱۴) و غرق شدن لوسیتینیا[۱۶] (۱۹۱۸).

تولید فیلم‌های پویانمای کوتاه، که عموما «کارتون» نامیده می‌شوند، در طول دهه ۱۹۱۰ به یک صنعت بدل شد، و کارتون‌های کوتاه برای نمایش در فیلم‌های سینما تولید شدند. موفق‌ترین تولید کننده قدیمی زنده نگاری جان رندولف ری[۱۷] بود، کسی که همراه با ارل هرد[۱۸] پویانما، سل پویانمایی (پویانمایی روی طلق) را پایه‌گذاری کرد که در باقی دهه بر صنعت زنده نگاری حکمفرما بود.


ساختار سینما[ویرایش]

در آغاز سینما را بیشتر یک پدیده علمی صنعتی می‌دانستند. در سالهای جنگ جهانی اول سینما، به عنوان یک وسیله نمایشی و سرگرمی، رونق تجاری یافت. سپس قابلیت‌های هنری آن توسط فیلم سازان اروپایی و آمریکایی کشف شد. در همین سالها ریچیوتو کانودو منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی، سینما را «هنر هفتم» معرفی کرد. زیرا به عقیده او سینما هنری ترکیبی است که در آن همه هنرها حضور دارند.

سینما به معنی ثبت حرکات است و همان طور که در مباحث قبل گفتیم پیدایش تصویر متحرک در نتیجه تکامل تکنولوژی ابزارهای عکاسی بود. به همین سبب شیوه ضبط تصویر (فیلمبرداری) آن، عکسبرداری پشت سر هم، البته با فواصل زمانی ثابت و متوالی است. هیچ هنری به استثنای رسانهٔ تلویزیون، نتوانسته از لحاظ محبوبیت، فراگیری و نیروی تاثیر بر عواطف و افکار مخاطب، با سینما رقابت کند، به همین دلیل و همچنین به علت آن که سینما به صنعت فن و ابزارهای فنی اتکای زیادی دارد، آن را «هنر قرن بیستم» نامیده‌اند. منشا اصطلاح سینما توگرافی واژه‌ای یونانی (کینه ما) به معنای حرکت است. سینما توگرافی به معنای «حرکت نگاری» یا فن ضبط حرکت است. تاریخ تکامل و تحول سینما را به طور کلی می‌توان به سه دوره عمده (با تاکید بر فنون و تکنیک‌های سینمایی) تقسیم بندی کرد:

  1. دوره سینمای صامت: در سال ۱۸۹۵ دوره سینمای صامت آغاز شد. این دوره به زمان سینمایی بدون صدا و ساخت فیلم سیاه و سفید مربوط می‌شود.
  2. دوره سینمای ناطق: در سال ۱۹۲۷ عصر فیلم صدادار آغاز شد و عامل صدا عملاً، سینما را به صورت یک هنر سمعی-بصری در آورد.
  3. دوره سینمای رنگی: از اواخر دههٔ ۱۹۳۰ میلادی با اختراع فیلم رنگی آغاز شد.[۱۹]

اکران[ویرایش]

سالن سینما

اِکران واژه‌ای فرانسوی است به معنای پرده سینما که در فارسی هم بکار می‌رود. در فارسی واژه اکران معنی «به نمایش درآوردن» نیز گرفته‌است. چنانکه می‌گویند «روز اکران این فیلم نزدیک است».

نقد سينما[ویرایش]

تعریف نقادی فیلم عبارت‌اند از تحلیل و ارزیابی فیلم‌ها است. به صورت کلی، این کارها را می‌توان به دو گروه تقسیم نمود؛ نقادی فیلم توسط افراد صاحب‌نظر در رشته فیلم‌سازی و نقادی روزنامه‌ای که به صورت روزمره در روزنامه‌ها و دیگر رسانه ها دیده می‌شود.

منتقدین فیلم که برای روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌های گروهی کار می‌کنند، به‌طور عمده بر روی فیلم‌های جدید نظر می‌دهند. آن‌ها به صورت عادی فقط یک‌بار فیلم مورد نظر را دیده و فقط یک یا دو روز وقت دارند تا نظر خود را ارائه نمایند. علی‌رغم این موضوع، منتقدین تأثیری عمده بر فیلم‌ها دارند به‌خصوص آن‌هائی که دارای یک نوع خاص هستند. نشرايات تخصصي زيادي در زمينه نقد فيلم در جهان وجود دارند. به عنوان مثال کایه دو سینما (به فرانسوی:Cahiers du cinéma، به معنی دفترچه‌های سینما) یک مجله سینمایی تاثیرگذار و معتبر فرانسوی است که در سال ۱۹۵۱ توسط آندره بازن، ژاک دونیول-والکروز و ژوزف-ماری لودوکا بنیان گذاشته شد. ماهنامه فيلم مجله تاثير گذار و معتبر ايراني. اين ماهنامه از سال 1360 شروع به فعاليت كرد. صاحب امتياز و مدير مسئول اين نشريه مسعود مهرابي است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. زندي، كيارش (۱۳۸۳). «انیمیشن...تاریخچه و معانی آن». فصل نامه رشد آموزش هنر، شماره ۳،‌ پاييز: ۴۴ - ۴۲.
  2. فریال، بهزاد (۱۳۸۵). «انیمیشن و سینمای کودک». فارابی، شماره ۶۲،‌ زمستان: ۲۹۶- ۲۹۱.
  3. نوری، محمد (۱۳۹۳). «گذری بر اقتضائات اندیشه ای هنر پویانمایی»، وبگاه فضای فانتزی، سال دوم، مقالات و مصاحبه های انیمیشن ، ۶ اسفند ۱۳۹۳
  4. رومياني، فرجاد و باقري طوراني،‌ علي (۱۳۸۲). «قصه پردازي در انيميشن». نشريه كتاب ماه هنر، شماره ۵۹ و ۶۰،‌ مرداد و شهريور: ۶۹ - ۶۷.
  5. نوری، محمد (۱۳۹۳). «گذری بر اقتضائات اندیشه ای هنر پویانمایی»، وبگاه فضای فانتزی، سال دوم، مقالات و مصاحبه های انیمیشن ، ۶ اسفند ۱۳۹۳
  6. Georges Méliès
  7. A Trip to the Moon
  8. stop-motion
  9. J. Stuart Blackton
  10. The Enchanted Drawing
  11. Humorous Phases of Funny Faces
  12. Émile Cohl
  13. Winsor McCay
  14. Little Nemo
  15. Gertie the Dinosaur
  16. The Sinking of the Lusitania
  17. John Randolph Bray
  18. Earl Hurd
  19. نسل شریف، افسانه. خلاقیت نمایشی.