جنگ ایران و عراق
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
| در بیطرفی این مقاله اختلاف نظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
| جنگ عراق و ایران | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
عراق در طول جنگ در جبههها و مناطق مسکونی از گازهای شیمیایی استفاده کرد ،در این تصویر سرباز ایرانی از ماسک ضد گاز استفاده میکند |
|||||||||
|
|||||||||
| جنگندگان | |||||||||
| فرماندهان | |||||||||
| نیروها | |||||||||
| ۳۰۵٬۰۰۰ سرباز به همراه ۵۰۰٬۰۰۰ نیروهای سپاه پاسداران و بسیج ،۹۰۰ تانک ،۱٬۰۰۰ خودروی زره پوش ،۳٬۰۰۰ توپخانه ،۴۷۰ هواپیما ،۷۵۰ هلیکوپتر | ۱۹۰٬۰۰۰ سرباز ،۵٬۰۰۰ تانک ،۱٬۰۰۰ خودروی زره پوش ،۷٬۳۳۰ توپخانه ،بیش از ۵۰۰ هواپیما ،بیش از ۱۰۰ هلیکوپتر | ||||||||
| تلفات | |||||||||
| بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نفر نظامی و غیر نظامی کشته و زخمی | بیش از ۳۷۵٬۰۰۰ نفر نظامی و غیر نظامی کشته و زخمی | ||||||||
جنگ عراق با ایران که در ایران با نامهای دفاع مقدس و جنگ تحمیلی و در عراق با نام قادسیه صدام (به عربی:قادسيّة صدّام)[۱] شناخته میشود، جنگی است که از شهریور ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۷ بین نیروهای مسلح دو کشور ایران و عراق جریان داشت. جنگ هشت ساله ایران و عراق یکی از فاجعههای تاریخ بشری در قرن بیستم است. جنگی که پس از جنگ ویتنام، طولانیترین جنگ تاریخِ جهانِ قرن بیستم بودهاست.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] علل شروع جنگ
به نظر میرسد تحولات بعد از انقلاب ایران در ایران منجر به تصمیم عراق در حمله به ایران شد. ضعیف شدن ارتش بعد از انقلاب در ایران، اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری اعضای آن که باعث منزوی شدن ایران در صحنه بینالمللی شد و سیاست «صدور انقلاب» که از سوی آیتالله خمینی و رهبران ایران پیگیری میشد، صدام حسین و احتمالاً بسیاری از دولتمردان دیگر جهان را به اندیشه سرکوبی نظامی حكومت جدید ایران انداخت.
همچنین اندیشه جداسازی استان خوزستان و الحاق آن به خاک عراق یکی از دلایل مهم این جنگ بود به ویژه اینکه شورش عربهای بعثی مخالف انقلاب در خوزستان با شکست رو به رو شده بود. پس دولت عربگرای حزب بعث عراق خود دست به کار شد و در این راستا جنگ خود را نیز قادسیه دوم گذارده بود. قابل ذکر است که بیشتر کشورهای عرب -به جز چندی چون سوریه و لیبی از رژیم صدام در این جنگ پشتیبانی کردند. [۲]
ایران و عراق در سال ۱۹۷۵ در الجزایر، معاهدههایی در زمینه تعیین خطوط مرزی، بویژه در مورد اروندرود که مرز مشترک دو کشور را تشکیل میدهد امضا کردند. صدام حسین پس از پیروزی انقلاب ۵۷ در ایران و به نشانه بی اعتبار دانستن این معاهده، متن آن را در مقابل دوربین تلویزیون عراق پاره کرد و دستور حمله به ایران را صادر کرد. با نقض صریح معاهده الجزایر توسط عراق و حمله آن کشور به خاک ایران، جنگ هشت ساله ایران و عراق آغاز شد.
[ویرایش] سیاست صدور انقلاب اسلامی
آیتالله خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی اظهار داشت: «ما باید به هر قیمت شده انقلاب خود را به تمام ممالک اسلامی و تمام جهان صادر کنیم.»[۳]
او پس از استقرار از قم به تهران و اقامت در محله جماران تهران و در دیدار با مردم آن محله و خطاب به مردم ایران تصریح کرد که: «شما باید اسلام را به پیش ببرید و انشاءالله اسلام را به تمام دنیا صادر کنید و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرتها بفهمانید.»[۴]
دولت عراق این سیاست را برای خود تهدید میدانست زیرا عراق کشوری است که ۶۰ درصد جمعیت آن را شیعیان تشکیل میدهند.
رویدادهای سال ۱۳۵۸ و سیاست صدور انقلاب اسلامی و اقدامات آشکار و پنهان در منطقه زمینهای شد تا دو کشور عراق و عربستان سعودی به یکدیگر بیشتر نزدیک شوند و یک سال قبل از شروع جنگ در ۲۹ شهریور ۱۳۵۸ پیمان امنیت متقابل بین دو کشور امضاء گردید.
صدام حسین با جلب موافقت عربستان سعودی و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس برای جنگ با ایران توانست از امکانات مالی، نظامی و تدارکات این کشورها بهره برداری کند. رژیم عراق در آخرین سال قبل از جنگ حدود ۳۸ میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و با این وجود، کشورهای نفتی منطقه خلیج فارس (عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی و قطر) حاضر به پرداخت ۱۴ میلیارد دلار وام بدون بهره به عراق شدند.[۵]
حدود ۹-۸ ماه قبل از شروع جنگ، نوع خرید برخی تسلیحات جدید توسط رژیم صدام حسین گویای آن است که او زمینه تدارک برای اجرای حمله نظامی خود به ایران را، لااقل از این مقطع زمانی طرح ریزی کرده باشد. به عنوان مثال، خرید دو هزار دستگاه تانک نفربر خاکی-آبی از برزیل در اوائل زمستان ۱۳۵۸ از نوع EE-۱۱ که که از نقطه نظر نظامی به منظور عملیات عبور دادن نیروهای نظامی خود از رودخانه کارون به خاک ایران بودهاست.[۶]
[ویرایش] مقابله دولت عراق
دولت عراق سیاست صدور انقلاب اسلامی را برای خود تهدید میدانست از اردیبهشت ۱۳۵۹ بر تعداد زد و خوردهای مرزی و دامنه آن افزوده شد و ارتش عراق با نبردهای پراکنده و تقریباً روزانه، ارتش ایران را در چند جبهه در کردستان (مبارزه با کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) و در خوزستان (شورش حزب خلق عرب)، و مبارزه با سران عشایر دور مرزهای عراق مشغول نگاه میداشت.[۷]
شاپور بختیار آخرین نخستوزیر محمدرضا پهلوی، بود. بلافاصله پس از ورود به فرانسه به مخالفت صریح با جمهوری اسلامی و آیتالله خمینی پرداخت. از مهمترین فعالیتها وی طرح کودتای نوژه و طرح تجزیه خوزستان بود.
طبق طرح کودتای نوژه تنی چند از افسران با تمرکز افسران نیروی هوایی برای بازگردانی شاپور بختیار به ایران و کشتن آیتالله خمینی و نابودی جمهوری اسلامی طرح ریزی کرده بودند.
پس از کودتا طبق این طرح ارتش عراق میبایست در یك حمله سریع خوزستان را اشغال میكرد وبختیار "دولت آزاد" را در این خطه اعلام مینمود که با کشف کودتای نوژه در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ و اعدام بسیاری عوامل و دست اندرکاران آن، این کودتا قبل از هر اقدامی با شکست مواجه شد. ولی با وجود شکست کودتا ارتش عراق دست به حمله زد.
[ویرایش] اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری
نوشتار اصلی را بخوانید: تصرف سفارت آمریکا
زمینه دیگری که در وقوع جنگ و حمله گسترده نظامی رژیم عراق به خاک ایران به سهم خود تأثیر داشت، جریان اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری بود. این عملی بود بر خلاف قوانین و عرف بین المللی که موجب محکومیت ایران در مجامع بین المللی گردید. شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آراء این اقدام ایران را محکوم کرد و با تأکید به لزوم آزاد کردن فوری گروگانها، دو قطعنامه صادر کرد.[۸] دیوان بین المللی دادگستری و جامعه مشترک اروپایی، گروگان گیری را محکوم کردند.[۹] آمریکا در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ رابطه سیاسی خود را با ایران قطع کرد. گروگانگیری که آیت الله خمینی آنرا انقلاب دوم نامید،444 روز به طول انجامید.
[ویرایش] تضعیف ساختار ارتش
پس از انقلاب اسلامی ایران و در پی فرار یا اعدام سران رژیم شاهنشاهی و هرج و مرج ناشی از عدم وجود نیروی کارآزموده و مستقل و همچنین ترور شخصیتهای وفادار به انقلاب (همچون سرلشکر قرهنی) که توسط گروههای مخالف انقلاب انجام میشد، ساختار ارتش عملاً از هم پاشید[6].
در طول ۱۴-۱۵ ماه بعد از انقلاب و تا مقطع حمله ارتش عراق به ایران، به طور متوسط در فاصله هر ۴-۵ ماه یک فرمانده در مقام رئیس ستاد کل ارتش و یا فرمانده یکی از نیروهای سه گانه به اشکال مختلف تعویض شدند یا کناره گیری کردند. بعد از ترور سرلشکر قرهنی توسط گروه فرقان در طول مدت ۱۷ ماه رؤسای ستاد کل ارتش یکی پس از دیگری استعفا دادند. این فرماندهان ستاد کل به ترتیب عبارت بودند از: سرلشکر فربد، سرلشکر شادمهر، سرتیپ شاد و بالاخره سرتیپ فلاحی پنجمین رئیس ستاد کل ارتش به هنگام شروع جنگ.
در نیروی هوایی، در طول ۱۴-۱۵ ماه بعد از انقلاب، تعویض بالاترین رده در موقعیت فرماندهی آن نیرو بدین ترتیب بود: سپهبد مهدیون، سرتیپ ایمانیان، سرهنگ معین پور، سرلشکر باقری، و بالاخره سرهنگ فکوری پنجمین فرمانده نیروی هوایی به هنگام شروع جنگ.
در نیروی دریایی نیز این تغییرات در طول یک سال و نیم بدین ترتیب بودهاست: دریادار دکتر مدنی (از ایران فرار کرد)[7])، دریادار علوی (زندانی شد)، دریادار طباطبایی و بالاخره ناخدا دکتر مهندس بهرام افضلی که چهارمین فرمانده نیروی دریایی به هنگام شروع جنگ بود.
از میان فرماندهان نیروی هوایی در آن دوره زمانی، یک نفر اعدام (سپهبد مهدیون به علت شرکت در کودتای نوژه) و یک نفر زندانی (سرلشکر باقری) شد.
از ۱۳ تن بالاترین رده فرماندهان نیروهای مسلح ارتش ایران، ۸ نفر به اشکالی چون اعدام، زندان، تبعید و فرار حذف شدند[8].
در طول یک سال و نیم بعد از انقلاب تا مقطع شروع جنگ، وضعیت در ردههای پایین تر نیروهای مسلح ارتش به اشکالی چون پاکسازی، بازخرید، استعفا و بازنشستگی، حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از افسران نیروی هوایی عمدتاً افسران ارشد به یکی از اشکال یاد شده از نیروی هوایی خارج شدند. این وضعیت آماری عمدتاً از افسران ارشد در نیروی دریایی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد بودهاست.
ظرفیت پرسنلی نیروهای مسلح ارتش ایران در مقطع شهریور ۱۳۲۰ و به هنگام اشغال ایران توسط نیروهای متفقین بالغ بر ۱۷۰ هزار پرسنل بودهاست. (۳۷). این بار به هنگام حمله ارتش عراق به ایران، نیروهای مسلح ارتش ایران با ظرفیت پرسنلی بالغ بر ۱۸۰ هزار نفر،در حالیکه قبل از انقلاب، ظرفیت پرسنلی نیروهای مسلح ارتش ایران بالغ بر ۴۷۰ هزار نفر بودهاست.
در این فاصله زمانی، تنها واحد از نیروهای نظامی که در خرمشهر در مقابل دو لشکر عراق مقاومت کردند، مجموع ظرفیتشان کمتر از یک تیپ یعنی یک ششم ظرفیت واحدهای نظامی ارتش عراق در حمله به خرمشهر بود (شامل تکاوران نیروی دریایی، یک گردان پیاده، هنگ ژاندارمری و گروهی از دانشجویان دانشکده افسری) و اکثریت این پرسنل نظامی ارتش ایران در جریان مقاومت ۳۴ روزه در دفاع از خرمشهر در برابر حمله ارتش عراق جان باختند.
لشکر زرهی خوزستان که مجهزترین لشکر زرهی ارتش ایران قبل از انقلاب و نقش تدافعی در حمله احتمالی ارتش عراق به ایران جزو مسئولیتهای سازمانی آن لشکر مجهز بود، به هنگام حمله ارتش عراق به ایران از ۳۸۵ تانک سازمانی این لشکر، فقط ۳۸ تانک آماده عملیات بود.[9]
[ویرایش] حمله ارتش عراق به خاک ایران
عراق حمله به ایران را رسما در ۲۹ شهریور ۱۳۵۹ آغاز کرد.
در اطلاعیه شورای فرماندهی عراق در اولین روز حمله این کشور به ایران آمدهاست:
«... اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش عراق ایجاب کند که در سرزمینهای اشغالی بمانیم، آن را تحت اشغال قرار خواهیم داد.»[۱۰]
همچنین، صدام حسین قطعنامه ۱۹۷۵ الجزایر را پاره کرد و آن را یک طرفه ملغی اعلام کرد.[۱۱] در این حال، سخنگوی رژیم عراق سه شرط را برای پایان دادن به جنگ اعلام کرد:[۱۲]
- ۱. احترام ایران به حاکمیت عراق در محدوده خاک ایران؛
- ۲. شناسایی حقوق قانونی عراق بر شطالعرب؛
- ۳. بازپسدادن جزایر سه گانه تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی.
عراق همچنین میانجیگری کشورهای عربی را برای پایان دادن به جنگ، شدیداً رد کرد.[۱۳]
عراقیها بمب گذاری، مین گذاری، عملیات نامنظم و تجاوزهای مرزی شان را خیلی زودتر از آن چه شروع جنگ میدانیم، شروع کردند.
صدام حسین در نامهای که به تاریخ ۴ مهرماه ۱۳۵۹ به دبیر کل وقت سازمان ملل متحد نوشت، ادعا کرد که عملیات نظامی ارتش عراق که از تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به اجراء درآمد، «دفاع پیشگیری» برای دفاع از منافع حیاتی عراق بودهاست. در حالی که طبق پاراگراف اوّل بند ۵ قطعنامه شماره ۲۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد مصوبه ۱۲ آوریل ۱۹۷۴، «هیچ نوع دلیلی دارای هر ماهیتی که باشد اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی و یا غیره نمیتواند مجوزی برای تجاوز باشد»
نیروی هوایی عراق در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به پایگاههای نیروی هوایی ایران حمله کرد. حملات هوایی عراق به این صورت بود:
- ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر توسط ۶ میگ به فرودگاه اهواز،
- ساعت دو و دوازده دقیقه بعد از ظهر با سه میگ به فرودگاه مهرآباد تهران،
- ساعت دو و چهل پنج دقیقه به فرودگاه همدان، با سه میگ به فرودگاه سنندج، با هشت میگ به فرودگاه تبریز و نیز با حمله چند میگ به اسلام آباد و کرمانشاه.
خلبانان نیروی هوایی ایران به فاصله دو ساعت پس از بمباران عراقیها، توانستند در ساعت ۴ بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هواپیماهای اف-۴ به پایگاههای الرشید در جنوب بغداد و شعیبه در داخل خاک عراق و نزدیک مرز آن کشور حمله کنند و خسارات عمده به این دو پایگاه وارد آورند. فردای آن روز یعنی در روز یکم مهرماه ۱۳۵۹، خلبانان نیروی هوایی ایران به همراهی بنیصدر پس از خواندن دسته جمعی سرود «ای ایران» [۱۴][10] در باشگاه افسران نیروی هوایی تهران با ۱۴۰ فروند هواپیمای بمبافکن به پرواز درآمدند و به پایگاههای هوایی و مراکز ارتباط و رادار نیروی هوایی عراق حمله نمودند. در آسمان نیز درگیریهایی بین هواپیماهای دفاع هوایی ایران و هواپیماهای عراقی به وقوع پیوست و چند هواپیمای میگ عراقی سرنگون شدند. عملیات روز یکم مهرماه که در آن ۲۰۰ پرواز در یک روز توسط خلبانان نیروی هوایی ایران انجام گردید، عملاً توان و برتری قدرت هوایی ایران را نشان داد.
در روز پنجشنبه و جمعه ۳ و ۴ مهر ۱۳۵۹، ۵۹ فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران مواضع مهم نظامی و برخی تأسیسات نفتی عراق را منهدم کردند. در همین دو روز، ۴۱ فروند از میگهای عراقی توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شدند.
نیروی هوایی عراق به خاطر نگرانی از نابودی بیشتر هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» نزدیک اردن منتقل کند تا از برد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ایران در امان باشند. هواپیماهای شناسایی نیروی هوایی ایران، این عملیات را تعقیب نمودند و خلبانان ایرانی توانستند با انجام عملیات سوخت گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی را در زمین منهدم نمایند. این حمله به حملهٔ H۳ در تاریخ نظامی ایران ثبت شدهاست.
در ایامی که نیروی زمینی عراق به پیشروی خود در خاک ایران ادامه میداد و در فاصله دو ماه از شروع جنگ متجاوز از چهارده هزار کیلومتر مربع خاک ایران را تصرف کرده بود (شهرهای مرزی خرمشهر، سوسنگرد، بستان، مهران، دهلران، قصر شیرین، هویزه، نفت شهر، سومار، موسیان را به اشغال خود در آورد و شهرهای آبادان، اهواز، اندیمشک، دزفول، شوش و گیلان غرب را آماج توپخانه خود قرار میداد) نیروی هوایی ایران با برتری خود در آسمان، با پرواز در ارتفاع کم روی واحدهای تانک عراق عموماً با استفاده از جنگندههای اف-۴ و موشک هدایت شونده هوا به زمین ماوریک با شکار زره پوشهای عراقی توانست مانع سرعت پیشروی نیروی زمینی عراق که تا فاصله ۱۰ کیلومتری اندیمشک و ۲۰ کیلومتری اهواز رسیده بودند، بشود.
در این ایام، واحدهای مختلف نیروی زمینی ایران به دلیل از هم پاشیدگی با تأخیر توانستند خود را به جبهه جنوب برسانند. در هشتم و نهم آبان ۱۳۵۹، ارتش عراق با دو لشکر خود حمله گستردهای را برای تصرف پل نادری بر روی رودخانه کرخه انجام داد، مقاومت یگانهایی از لشکر ۲۱ حمزه (لشکر سابق گارد جاویدان) و یک گردان تانک از لشکر ۷۷ خراسان مانع از تصرف پل نادری شدند. در صورت تصرف پل نادری توسط عراق، این امر منجر به قطع جاده مهم اندیمشک - اهواز میشد و چنانچه خود را به ارتفاعات شمال منطقه میرساندند، کلیه ارتباطات جنوب قطع میشد و این مقدمهای بود برای سقوط آبادان و اهواز. مقاومت سرسختانه گردان ۴۴ پیاده نیروی زمینی ارتش در پنج کیلومتری آبادان در این مقطع نقش مهمی داشت.
همزمان با متوقف شدن پیشروی نیروی زمینی عراق و شکست نیروی دریایی عراق در ۷ آذر ۱۳۵۹ توسط نیروی دریایی ایران که منجر به بسته شدن راه آبی عراق به خلیج فارس شد، نیروی زمینی ارتش ایران با پشتیبانی نیروی هوایی و هلیکوپترهای هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی ایران) موفق به بازسازی، پیش بینیهای عملیاتی و طرحریزیهای لازم شد. بدین ترتیب، یگانهای پیاده و زرهی از یگانهای لشکر ۷۷ خراسان، لشکر ۲۱ حمزه مرکز، لشکر ۱۶ قزوین، گروه رزمی زرهی شیراز و تیپ خرم آباد و همدان و ... به طور گسترده برای مرحله بیرون راندن نیروهای عراقی، در جبهه جنوب مستقر شدند.
در میان واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در هفته اول حمله عراق به ایران، تنها سرهنگ هوشنگ عطاریان در جبهه غرب کشور بود که با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله در روز هشتم از شروع جنگ توانست ارتش عراق را از خاک ایران بیرون نمایند،[11] در گزارش جنگی جمهوری اسلامی در آن ایام آمدهاست:
«بعد از ظهر امروز سرهنگ عطاریان قصر شیرین را باز پس ستاند و در جبهه غرب کشور ۸۰ تانک عراقی را نابود کردند و نیروهای ما رادیو و تلویزیون را باز پس گرفتند».
دو سال بعد، سرهنگ عطاریان به علت تودهای بودن دستگیر و به اتهام عامل نفوذی بودن تیرباران شد.[۱۵].
در آن زمان، بارگیری و تخلیه کالا برای عراق از طریق بندر ام قصر که خارج از اروند رود است، انجام میگرفت. صدور نفت عراق از طریق دو سکوی عظیم نفتی به نامهای «البکر» و «الامیه» واقع در مصب اروندرود عملی میشد. در عملیات مروارید این سکوهای نفتی منهدم شدند و عملاً صدور نفت عراق از طریق دریا قطع گردید. بدین ترتیب، رفت و آمد کشتیهای نفت کش و تجاری برای کشور عراق که از این طریق انجام میگرفت و برای عراق در زمان جنگ نقش اساسی و تعیین کننده داشت، ناممکن شد. از آن سو، ۹۰ درصد از صادرات و واردات ایران که از طریق دریا بود با پیروزی نیروی دریایی ایران و سیادت دریایی ایران در خلیج فارس، امکانپذیر بود.
جنگ ایران و عراق در آن زمان، یک جنگ کلاسیک تمام عیار بود و چگونگی بهره برداری از تجارب و دستآوردهای فنی و دانش نظامی نقش تعیین کننده داشت.
[ویرایش] میانجیگری بینالمللی
حدود چهار پنج ماه پس از شروع جنگ، و پس از آن که عراق نتوانست در دوره کوتاه مدتی که اعلام کرده بود(یک هفته بعد در تهران) به نتایج دلخواه برسد و نیروهای ایرانی سازمان یافتند، مسئله آتش بس و صحبتهای اولیه آن از سوی هیأتهای موسوم به میانجی صلح مطرح شد.
دکتر مسعود اخوان کاظمی(استاد علوم سیاسی) در اینباره چنین اظهار نظر میکند:
اعلام آتشبس، عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی، پرداخت غرامت و تعیین متجاوز از اصلیترین شروط برقراری صلح بین دو کشور میباشد اما در سال ۶۱ هیچ یک از موارد فوق محقق نشده بود، زیرا نیروهای عراقی در مناطق مختلف هنوز در خاک ایران بودند و بازگشتی صورت نگرفته و متجاوز از سوی سازمان ملل تعیین نشده بود و تنها نمایندهای از کشور عربستان به طور غیر رسمی و غیرقابل استناد اعلام کرد که غرامت ایران را خواهد پرداخت.[12]
در همان زمان دو هیأت میانجی صلح یعنی هیأتی از کنفرانس کشورهای اسلامی و هیأتی از کشورهای جنبش عدم تعهد به دفعات به ایران و عراق سفر کردند و طرح پیشنهادی خود را برای آتش بس با مقامات دو کشور در میان گذاشتند.[13]
ابوالحسن بنیصدررئیس جمهور وقت در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ نامهای خطاب به آیتالله خمینی نوشت و پیشنهاد هیأت کشورهای غیر متعهد را به سود منافع ایران ارزیابی کرد.
بر اساس فعالیتهای میانجی گرانه، قرار بود هیأت صلح از سوی جنبش غیر متعهدها در اواخر خرداد ۱۳۶۰ برای دریافت پاسخ دولت جمهوری اسلامی نسبت به پیشنهاد خود به ایران سفر کنند. محمد علی رجایی نخست وزیر وقت از طریق سفیر کوبا در ایران به هیأت مزبور خبر میدهد که «فعلاً تحولاتی در ایران در پیش است. لذا امکان پذیرش هیأت میانجی صلح از جانب ایران مقدور نیست».[۱۶]
[ویرایش] پس از آزادسازی خرمشهر
نوشتار اصلی را بخوانید: آزادسازی خرمشهر
در عملیات آزادسازی خرمشهر که بنا به ادعای گرهارد کونزلمن، به مدیریت فرماندهان ارتش ایران[14] بود و بسیج مردمی و سپاه پاسداران هم در کمک در جبههها بودند، حدود ۵۵۰۰ کیلومتر مربع از اراضی اشغالی از جمله خرمشهر آزاد شد، ۳۴ هزار نفر از نیروهای ارتش عراق به اسارت درآمدند و ۱۶ هزار نفر کشته شدند. ۵۱۱ دستگاه تانک و نفربر عراقی، ۳۸ فروند هواپیما و ۸۰ قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد.
آیتالله خمینی در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۱ گفته بود: «ما باید از راه شکست عراق به لبنان برویم. ما میخواهیم که قدس را نجات بدهیم. لکن بدون نجات کشور عراق از این حزب منحوس (حزب بعث عراق) نمیتوانیم.
مقدمه اینکه لبنان را نجات بدهیم، این است که عراق را [با تشکیل حکومت اسلامی در آن کشور] نجات بدهیم».[۱۷]
«کیسینجر»، نظریهپرداز سیاست خارجی امریکا، پس از پیروزی ایران در عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر گفت: «اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانی و وحشت در خلیجفارس نبود و منافع ما در منطقه به آن اندازه که اینک در خطر قرار دارد، دچار مخاطره نبود و این به نفع ماست که هر چه زودتر آتشبس برقرار کنیم. [15]
قابل ذکر است پس از آزادسازی خرمشهر باز هم دولت عراق حاضر به پذیرش شروط ایران شامل عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی، پذیرش عنوان «شروع کننده جنگ» و پرداخت غرامت نبود.[16]
[ویرایش] فرماندهان ارتش و فرماندهان سپاه پاسداران
نخستین عملیات نظامی پس از آزادسازی خرمشهر در سوم تیرماه ۱۳۶۱ عملیات رمضان در وسعتی حدود ۱۵۰۰ کیلومتر مربع برای تصرف نهایی بصره انجام شد و بنا به اظهار وی با شکست سختی[17] مواجه گردید.
فتوای آیتالله خمینی در خصوص اعزام جوانان «بالغ» (۱۴ سال و ۶ ماه خورشیدی) به جبههها در همین راستا[18] بود. که چنین فتوا میداد: «مادامی که جبههها نیاز به نیرو دارد، رفتن به جبهه به بالغین واجب است و رضایت والدین شرط نیست»[۱۸]
.
قابل ذکر است، زمان اظهارات رئیس آموزش و پرورش ایران و فتوای روحالله خمینی مشخص نیست.
[ویرایش] اسامی فرماندهان
[ویرایش] عملیات بعدی در جنگ ایران و عراق
۸/۹/۱۳۶۰ هـ .ش: عملیات طریق القدس، در غرب سوسنگرد و بستان، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی[نیازمند منبع]، که به این نتایج انجامید:
- ۱- آزاد سازی شهر بستان و ۷۰ روستا و ۵ پاسگاه مرزی
- ۲- تأمین امنیت تنگه چزابه
- ۳- دسترس یافتن به هورالهویزه
- ۴- انهدام ۳۸۰ و غنیمت گرفتن ۵۷۰ تانک و خودرو نظامی
- ۵- سقوط ۱۳ هواپیما و ۴ بالگرد عراقی
- ۶- کشته و زخمی شدن هزاران عراقی.
۱۳۶۱/۰۲/۱۰ الی ۱۳۶۱/۰۳/۰۴ ه.ش: طی عملیات بیت المقدس ۵۰۳۸ کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه نیروهای عراقی خارج گردیدند. هم چنین ۱۸۰ کیلومتر از خط مرزی تامین شد.
با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.
فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونهای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای عراقی به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.
۱۰/۸/۱۳۶۱ هـ .ش: عملیات محرم، در جبهه جنوب (جنوب شرقی دهلران، غرب عین خوش، شهرهانی، زبیدات، بیات)، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]؛ نتایج مهم این عملیات عبارت است از:
- ۱- نابودی ۲۶۰ تانک و نفربر زرهی، منهدم کردن ۱۰ هواپیما
- ۲- غنیمت گرفتن ۱۵۰ تانک و نفربر زرهی و ۲۵۰ خودرو نظامی
- ۳- آزاد سازی ۵۵۰ کیلومتر مربع از خاک ایران و تسخیر ۳۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق، منابع نفتی موسیان و بیات و حوضچههای نفتی زبیدات و تلمبه خانه و ۷۰ حلقه چاه نفت
- ۴- کشته و زخمی شدن بیش از ۷ هزار نفر و اسارت ۳ هزار و۴۰۰ عراقی.
۲۰/۱/۱۳۶۲ هـ .ش: عملیات والفجر ۱، در جبهه جنوب (منطقه شمال غربی فکه)، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، که به کشته و زخمی شدن ۶ هزار و ۵۰۰ عراقی و انهدام ۹۸ تانک و نفربر و ۵ بالگرد عراقی و آزاد سازی بخشی از ایران انجامید.
۲۹/۴/۱۳۶۲ هـ .ش: عملیات والفجر ۲، نخستین عملیات کوهستانی[نیازمند منبع] در جبهه شمالی ـ منطقه حاج عمران ـ با همکاری مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، که ۱۴ روز طول کشید و به اسارت و کشته و زخمی شدن هزاران عراقی و سقوط ۵ هواپیما و ۱۰ بالگرد عراقی و آزاد سازی منطقهای حدود ۲۰۰ کیلومتر مربع (شامل ارتفاعات کینگ و گردمند و دربند و پادگان حاج عمران) و تصرف ۶۰ پایگاه عراقی انجامید.
۷/۵/۱۳۶۲ هـ .ش: عملیات والفجر ۳، در جبهه میانی ـ مهران، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، که ۱۳ روز طول کشید و به تأمین امنیت شهر مهران و خطوط مرزی و برقراری ارتباط جبهههای میانی و جنوب، از طریق جاده ایلام ـ دهلران، و کشته و زخمی شدن بیش از ۵ هزار عراقی و انهدام ۱۶۵ تانک و یک هواپیما و ۵ بالگرد انجامید.
۲۷/۷/۱۳۶۲ هـ .ش: عملیات والفجر ۴، در جبهه شمالی ـ منطقه بانه تا مریوان، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، که به این نتایج انجامید:
- ۱- کشته و زخمی شدن ۱۸ هزار عراقی
- ۲- انهدام بیش از ۹۰ تانک و نفربر و ۲۰۰ خودرو نظامی و ۱۰ هواپیما و ۱ بالگرد
- ۳- آزاد سازی حدود ۳۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران و تصرف ۷۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق.
۳/۱۲/۱۳۶۲ هـ .ش: عملیات خیبر، در جبهه جنوب (منطقه هورالهویزه، در شمال بصره)، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، که این نتیجهها را در برداشت:
- ۱- آزاد سازی حدود ۲ هزار و ۱۸۰ کیلومتر مربع، از جمله جزایر مجنون و ۵۰ حلقه چاه نفت
- ۲- انهدام ۶ هواپیما و ۹ بالگرد و ۳۳۰ تانک و نفربر
- ۳- کشته و زخمی شدن حدود ۱۵ هزار عراقی
- ۴- به غنیمت گرفتن دهها خودرو رزمی و مهندسی.
۱۹/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: عملیات بدر، در جبهه جنوب (منطقه هورالهویزه)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران[نیازمند منبع]، نتایج مهم آن عبارت بود از:
- ۱- آزاد سازی حدود ۸۰۰ کیلومتر مربع، دهها پاسگاه، جاده الحچرده (خندق)
- ۲- انهدام ۶ هواپیما، ۵ بالگرد، ۲۵۰ تانک و نفربر، ۲۰۰ خودرو نظامی
- ۳- کشته و زخمی شدن بیش از ۱۵ هزار عراقی و اسارت ۳ هزار و ۲۰۰ نفر از آنان.
۲۵/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: عملیات والفجر ۱۰، در جبهه شمالی (منطقه حلبچه)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی[نیازمند منبع]، با این نتایج:
- ۱- آزاد سازی شهرهای نوسود و حلبچه و خُرمال و دوجیله و بیاره و طویله و ۱۰۰ روستا و ارتفاعات مهم منطقه.
- ۲- انهدام ۱۰ هواپیما و یک بالگرد و ۴۵۰ تانک و نفربر و صدها خودرو نظامی
- ۳- کشته و زخمی شدن بیش از ۱۱ هزار عراقی، اسارت بیش از ۴ هزار و ۴۰۰ عراقی
- ۴- به غنیمت گرفتن بیش از ۲۵۰ تانک و نفربر، صدها خودرو نظامی، ۷۰ توپ و کاتیوشا و....
عملیات مرصاد یکی از عملیات جنگی نیروهای نظامی ایران در اواخر جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۷ بود که در مقابله با عملیات فروغ جاویدان از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران صورت گرفت. این عملیات پیروز شد و مانع پیشروی بیشتر[نیازمند منبع] عملیات مجاهدین شد.
در طول جنگ افسران رابط سیا اطلاعات نظامی ایران را که بخشی از آن توسط آواکسها تولید میشد، مستقیما به عراق میدادند. در حمله به فاو، سیا و دیا - سازمان اطلاعات پنتاگون- مستقیما علیه ایران عمل کردند و سه شبانهروز سیستم راداری ایران در منطقه عملیاتی را مختل کردند. ناوگان آمریکا مستقیما وارد جنگ با ایران شده اسکله سلمان را نابود کردند.
گرچه عراق از قبل شروع انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ جزو کشورهای تحت حمایت بلوک شرق بود اما گرهارد کونزلمن یکی از وقایعی را که سبب حمایت جدی دولت گورباچف رئیس جمهور شوروی از عراق در یکی از برهههای جنگ شد را افشای سفر مک فارلین مشاور امنیت ملی رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا به تهران میداند.[19][20][21]
گرهارد کونزلمن معتقد است: سفر محرمانه مک فارلین به ایران حکایت از آن داشت که ایران و آمریکا به خلاف جنگ لفظی پایان ناپذیر خود، پشت صحنه مشغول بده بستانهای سیاسی و نظامی بودهاند.[22][23]
[ویرایش] علل دوباره قدرت گرفتن عراق
بخشی از مهمترین عوامل عبارت بودند از:
- استفاده وسیع عراق از سلاحهای شیمیایی و سکوت مجامع جهانی در برابر این اقدام عراق؛
- بستهشدن راهکارهای عملیاتی و نیاز به راهکارهای جدید که فناوری آن در اختیار ایران نبود؛
- عدم تمرکز تجهیزات نظامی موجود در کشور در سازمانی که عمل کننده اصلی در جنگ بود (سپاه)؛
- مهمتر از همه، عقبماندگی اساسی ایران از نظر تجهیزات نظامی پیشرفته به ویژه پس از سال ۱۳۶۳، به دو علت توازن نسبی میان ایران و عراق ، با تحویل ابزارهای پیشرفته به آن کشور، به نفع عراق دگرگون شد:
- ۱. تحریم همهجانبه کشورهای جهان در واگذاری تجهیزات هر چند عمومی نظامی به ایران؛
- ۲. کاهش توان اقتصادی کشور برای خرید اقلام نظامی.
البته توان نظامی عراق، امر مبهمی نبود که ایران در ارزیابیهای نظامی خود از آن غافل شدهباشد؛ ولی توجه به یک امر مهم ضروری است و آن اینکه همزمان با تحولاتی که با پیروزیهای ایران در جبهههای جنگ حاصل شد ـ و بیشتر از خسارتی که ایران به ارتش عراق وارد کرد ـ نظام جهانی به تجهیز و تقویت عراق پرداخت. به عنوان مثال، پس از آن که آشکار شد عراق توان پیشروی در خاک ایران را ندارد، فرانسه در بهمن ماه ۱۳۵۹ اقدام به فروش هواپیماهای میراژ به عراق کرد.[24] همچنین پس از آن که توان نظامی ایران در طراحی عملیات خیبر مشخص شد، سلاحهای شیمیایی در حد گسترده به عراق فروخته شد و برای فشار بیشتر بر ایران و تهدید جریان فروش نفت و محدود ساختن منابع ارزی ایران، فرانسه هواپیماهای سوپراتاندارد و موشکهای اگزوسه را به عراق فروخت.[25] این روند پس از عملیات بدر با فروش میگ ـ ۲۵ از طرف روسها ادامه یافت[26] و پس از عملیات کربلای پنج، سلاحهای شیمیایی با کیفیت بهتر همچون سیانور به عراق دادهشد.[27] در سال ۱۳۶۶ نیز با ایجاد تغییراتی در برد موشکهای اسکاد ـ بی، عراق توانست تهران و شهرهای دورتر را هدف قرار دهد.[28] در حقیقت، تحولات نظامی عراق از توان داخلی آن کشور ناشی نمیشد بلکه قدرتهای بزرگ، اصلیترین عامل در تجهیز و تقویت عراق بودند[29] و این امری نبود که به آسانی قابل پیشبینی و مقابله باشد.
عراق به عنوان یک کشور توسعه نیافته در آغاز جنگ، فاقد فناوری پیشرفته نظامی بود ولی در طول جنگ، از انواع سلاحها و ادوات نظامی پیشرفته که دارای جدیدترین فناوریها بودند، بهرهمند شد.
همانطور که ذکر شد، این سلاحها همزمان با پیروزی نیروهای ایران، در اختیار عراق قرار گرفت.
همچنین، امریکا همزمان با تحریم تسلیحاتی ایران، قطعات رایانهای پیشرفته در اختیار عراق قرار دادکه این کشور را قادر میساخت برد موشکهای اسکاد ـ بی را به ۱۲۰۰ کیلومتر برساند.[30] علاوه بر آن، سایر کشورها نیز در مقاطع مختلف، انواع مهمات، خودرو، تجهیزات مخابراتی و.. را در اختیار عراق قرار دادند.[31] این در حالی بود که چند دفتر وزارتی و شرکتهای دولتی ایران در کشورهای غربی، به ویژه انگلستان به بهانه خرید سلاح برای ایران بسته شد.[32] از سوی دیگر، امریکا ایران را به طور کامل تحریم اقتصادی کرد و حتی دولت سوئد برای جلوگیری از فروش قایق موتوری با ظرفیت پایین، به جمهوری اسلامی فشار زیادی به شرکتهای سوئدی و مراکز ایرانی در سوئد وارد آورد.[33]
[ویرایش] قطعنامه ۵۹۸
نوشتار اصلی را بخوانید: قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت
قطعنامه ۵۹۸ که چهارمین قطعنامه دارای جنبه اجرایی از مجموع ۱۷ قطعنامه سازمان ملل در طول ۸ سال جنگ(مقایسه کنید با جنگ عراق و کویت: ۱۳ قطعنامه در ۸ ماه) بود در مرداد ماه سال ۱۳۶۶ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد رسید.[34]
قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد که جنگ ایران و عراق بر اساس آن پایان یافت، معاهده الجزایر را مبنای عقب نشینی ارتشهای دو کشور به پشت مرزهای خود تعیین کرد.
ارتش عراق از سال ۱۳۶۲[نیازمند منبع] در عملیات خیبر بصورت گسترده و مرتب دست به استفاده انواع گازهای شیمیایی زد.
[ویرایش] پذیرش قطعنامه ۵۹۸
نامه محرمانه آیتالله خمینی درباره پذیرش قطعنامه ۵۹۸ خطاب به مسئولان لشکری و کشوری[۱۹]:
«...... حال که مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ میباشند، صریحاً اعتراف میکنند که ارتش اسلام به این زودیها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمیدانند و با قاطعیت میگویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذاردهاند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمیشود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از دهها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکستهای اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ میباشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسائل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت مینمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ ۶۷/۴/۲ نگاشتهاست اشاره میشود ....
. . .
.... شما عزیزان از هر کس بهتر میدانید که این تصمیم برای من چون زهر کشندهاست ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشم خرج میکنم، خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول میکنیم ....
..... گفتم جلسهای تشکیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظف باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحا میگویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس العمل میشود. شما میدانید که مسئولان رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامیمان چنین تصمیمی گرفتهاند خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق میافتد از دوست بدانی....». . .
ایران در مرحلهای که رژیم عراق در حال پیشروی به درون خاک ایران بود[35] ، موافقت خود را با قطعنامه ۵۹۸ اعلام کرد.
آیتالله خمینی در روز ۲۹ تیر ۱۳۶۷ در مورد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ چنین گفت: «... با قبول آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام میدانم. و خدا میداند که اگر نبود انگیزهای که همه ما عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمیبودم، و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. بدا به حال من که هنوز زنده ماندهام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سرکشیدم».
[ویرایش] استفاده از سلاحهای شیمیایی توسط عراق
با بیش از ۱۰۰۰۰۰[۲۰] قربانی ناشی از جنگ شیمیایی عراق بر ضد ایران در طول هشت سال جنگ تحمیلی،ایران یکی از بزرگ ترین قربانیان سلاحهای کشتار جمعی میباشد.
بر اساس گزارشهای بنیاد شهید ایران،تخمین رسمی شهروندان غیرنظامی که به سلاحهای شیمیایی آلوده شدهاند و کودکانی که بر اثر آن آلوده شدهاند را در بر ندارد.بسیاری از آنان به بیماریهای خونی ،ریه و پوستی مبتلا شدهاند.
بر اساس گزارشهای رسمی ،گاز اعصاب باعث مرگ بیش از ۲۰۰۰۰ سرباز ایرانی به صورت آنی میباشد.از ۹۰۰۰۰ بازمانده این حملات ۵۰۰۰ نفر از آنها به طور مرتب به درمان نیاز دارند و در حدود ۱۰۰۰ نفر از آنان هنوز در بیمارستان بستری میباشند و حال آنان وخیم گزارش شدهاست.بسیاری دیگر نیز مورد اصابت گاز خردل بودهاند.[۲۱] همچنین عراق گازهای شیمیایی را بر ضد غیرنظامیان،روستاییان و بیمارستانها استفاده کرد که باعث مرگ بسیاری از آنان شد. علاوه بر این ۳۰۸ موشک عراقی در طی سالهای ۱۹۸۸-۱۹۸۰ بر ضد نواحی پر جمعیت ایران شلیک شد که باعث مرگ ۱۲۹۳۱ نفر شد.[۲۰]
در ماه مارس ۱۹۸۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کرد که «اعضای این شورا پس از تحقیقات کارشناسان به این نتیجه رسیدند که سلاحهای شیمیایی در موارد زیادی توسط نیروهای عراقی بر ضد نظامیان ایرانی به کار برده شدهاست و اعضای شورای امنیت به شدت این اقدام عراق در ادامه دادن استفاده از سلاحهای شیمیایی را محکوم میکنند.»[نیازمند منبع]
تنها کشوری که ابن موضوع را وتو کرد ایالات متحده بود..[۲۲]
بنا به گفته Colonel Walter Lang ،یک مقام ارشد وقت سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا(بازنشسته)«استفاده از سلاحهای شیمیایی در میدانهای جنگی توسط عراق موضوع مهمی برای ریگان و دستیاران او نبود.زیرا تنها برای آنها مهم بود که عراق در این جنگ شکست نخورد.» همچنین او ادعا کرد که سازمان اطلاعات دفاعی «هرگز استفاده از سلاحهای شیمیایی بر ضد غیرنظامیان را نپذیرفت.اما استفاده از آن در میدان جنگ برای جلوگیری از شکست عراق را اجتناب ناپذیر میدانست.»[۲۳] گرچه با وجود این اظهارات دولت ریگان حتی پس از حمله شیمیایی عراق با گازهای سمی به به شهروندان عراقی کرد خود کمکهای خود به عراق را قطع نکرد.[۲۴][۲۵][۲۶]
ملت و دولت ایران از دو موضوع بسیار ناراحت و خشمگین هستند.
یک اینکه جامعه جهانی به عراق در توسعه سلاحهای شیمیایی کمک کرد و دوم اینکه جامعه جهانی هیج اقدامی برای تنبیه دولت بعث عراق،حتی پس از دریافت گزارشهای تایید شدهای از استفاده سلاحهای شیمیایی انجام نداد.و این ناراحتی پس از اشغال عراق و سرنگونی رژیم بعثی عراق به دست کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا افزایش یافت.
همچنین کمیته اطلاعات دفاعی ،ایران را به اسفاده از سلاحهای شیمیایی متهم کرد.اما این ادعاها تا کنون تایید نشدهاست.
بر اساس گفتههای Joost Hiltermann (پژوهشگر اصلی سازمان دیده بان حقوق بشر در سالهای ۱۹۹۴-۱۹۹۲،یک پژوهش دوساله که همچنین بازرسیهای میدانی را در برمی گرفت و همچنین به اسناد رژیم عراق دست یافتهاست و در حال بررسی آنهاست) درباره جنگ ابران و عراق شماری از اتهامات و اظهارات درباره به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط ایران وجود دارد.امادر هیچ موردی هیچ گزارش معتبری وجود ندارد.[۲۷]بر اساس گفتههای Gary Sick و Lawrence Potter این اتهامات بر ضد ایران را «ادعاً خواند و افزود»هیچ دلیل قانع کنندهای درباره اینکه ایران در زمینه استفاده از سلاحهای شیمیایی گناهکار اصلی باشد ارایه نشدهاست.،شاید به خاطر اینکه در آن زمان هیچ مدرک و دلیلی وجود نداشتهاست.[۲۸][۲۹]
در دادگاه دسامبر ۲۰۰۶ صدام گفت که «با افتخار» مسوولیت هرگونه حمله با سلاحهای متعارف یا شیمیایی بر ضد ایران را به عهده مگیرد.[۳۰][۳۱]
بر طبق گزارش عراق به سازمان ملل متحد،مواد لازم برای تولید سلاحهای شیمیایی از شرکتهایی از آمریکا،آلمان غربی،انگلستان،فرانسه و جمهوری خلق چین به دست آمدهاست.در دسامبر ۲۰۰۲ در گزارش ۱۲۰۰ صفحهای عراق نام شرکتهای شرقی و غربی و از جمله اشخاصی که در مجموع ۱۷۶۰۲ تن مواد شیمیایی را در طول دو دهه در اختیار عراق گذاشتهاند فاش شد.بزرگ ترین ذخیره مواد خام برای تولید این سلاحهای شیمیایی به میزان ۴۵۱۵ تن از سنگاپور،۴۲۶۱ تن از هلند،۲۴۰۰ تن مصر،۲۳۴۳ تن هندوستان،۱۲۰۷ تن از دولت فدرال آلمان،میباشد.یک شرکت هندی ،Exomet Plastic،که اکنون بخشی از EPC میباشد ۲۲۹۲ تن از مواد پیش نیاز را به عراق صادر کرد. شرکت ال خلیج (فارس) شیمی که در سنگاپور قرار دارد و متعلق به شیخ نشینان امارات میباشد بیشتر از ۴۵۰۰ تن پیش نیازهای گازهای VX،سارین و خردل به همراه وسایل تولید آن را به عراق فرستاد.
[ویرایش] پس از آتشبس
جنگ ایران و عراق با آمار رسمی دولتی ایران ۲۱۳ هزار کشته و ۳۳۵ هزار معلول و ۴۰ هزار اسیر و هزار میلیارد دلار خسارت بر جامعه ایران وارد کردهاست. در حال حاضر، ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار اراضی ایران همچنان آلوده به مین است و هر هفته به طور متوسط ۱۵ نفر[نیازمند منبع] دراین اراضی آلوده جان خود را از دست میدهند. احتمالاً آمارهای مشابه در خصوص کشته شدگان، معلولین، خسارات مالی و غیره میتواند جزو صدماتی باشد که بر مردم عراق در آن جنگ نیز وارد آمده باشد.جنگ تحميلي،بعد از جنگ ويتنام كه 15 سال به طول انجاميد، دومين جنگ طولاني قرن بيستم بود( جنگ جهاني اول 4 سال و جنگ جهاني دوم 6 سال به طول انجاميد) مدافعان ايراني براي دفاع از خرمشهر 35 روز جنگيدند. در حالي كه در باز پسگيري خرمشهر، ايران 2 روزه موفق شد.
[ویرایش] مقایسه قدرت نظامی ایران و عراق
قدرت نظامی ایران و عراق از آغاز جنگ در سال ۱۹۸۰ میلادی تا پایان جنگ در سال ۱۹۸۷ هیچگاه با یکدیگر یکسان نبود. حمایت تمامی کشورهای عربی بجز سوریه از رژیم بعث عراق و حمایت مالی و تسلیحاتی بسیاری از کشورهای جهان از رژیم بعث عراق، تفاوت نابرابری قدرت نظامی میان دو کشور را به خوبی نمایان میکند. جدول زیر، نمودار قدرت نظامی دو کشور را در آغاز جنگ و در پایان جنگ نشان میدهد که توسط مجله معتبر ایکونومیست منتشر شد.[۳۲]
| نابرابری توازن قدرت (۱۹۸۰-۱۹۸۷) | عراق | ایران |
|---|---|---|
| تانکها در سال ۱۹۸۰ | 2700 | 1740 |
| تانکها در سال ۱۹۸۷ | 4500 | 1000 |
| هواپیماهای جنگنده در سال ۱۹۸۰ | 332 | 445 |
| هواپیماهای جنگنده در سال ۱۹۸۷ | 500+ | 65* |
| بالگردهای جنگنده در سال ۱۹۸۰ | 40 | 500 |
| بالگردهای جنگنده در سال ۱۹۸۷ | 150 | 60 |
| توپخانه در سال ۱۹۸۰ | 1000 | 1000+ |
| توپخانه در سال ۱۹۸۷ | 4000+ | 1000+ |