جنگ یوم کیپور

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یوم کیپور
بخشی از نزاع اعراب و اسرائیل
Bridge Crossing.jpg
نیروهای مسلح مصر در حال عبور از کانال سوئز در روز ۷ اکتبر ۱۹۷۳.
زمان ۶ تا ۲۶ اکتبر ۱۹۷۳
مکان صحرای سینا، بلندی‌های جولان
نتیجه آتش‌بس مطابق قطعنامه ۳۳۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد و ارجاع به کنفرانس ژنو
جنگندگان
 اسرائیل  سوریه
 مصر
فرماندهان
گلدا مایر

موشه دایان
دیوید الازار
شاموئل گونن
همین بار لو
اسرائیل تال
ایزاک هافی
بنیامین پلد
بنیامین تلم
آلبرت ماندلر
آبراهام عدن
آریل شارون

انور سادات

حافظ اسد
احمد اسماعیل علی
مصطفی تلاس
سعد الشاذلی
ژنرال شکور
حسنی مبارک
ناجی جمیل عبدالمنعم واصل
محمدعلی فهمی
ابو ذکری
عمر ابرش

نیروها
۳۷۵ تا ۴۱۵ هزار سرباز،۱۷۰۰ تانک، ۳۰۰۰ خودرو زره‌پوش جنگی، ۹۴۵ عراده توپ، ۴۴۰ هواپیمای جنگی و ۸۴ هلیکوپتر مصر: ۶۵۰ تا ۸۰۰ هزار سرباز، ۱٫۷۰۰ تانک، ۲۴۰۰ خودرو زره‌پوش، ۱۱۲۰ عراده توپ، ۴۰۰ هواپیمای جنگی، ۱۴۰ هلیکوپتر، ۱۰۴ شناور نیروی دریایی، ۱۵۰ آتش‌بار موشک ضدهوایی (۶۲ آتشبار در خط مقدم)

سوریه:۱۵۰ هزار سرباز،۱٫۲۰۰ تانک، ۸۰۰ تا ۹۰۰ خودرو زره‌پوش، ۶۰۰ عراده توپ، ۳۵۰ هواپیمای جنگی و ۳۶ هلیکوپتر
عراق:۳۰٫۰۰۰ نیروی پیاده،۲۵۰-۵۰۰ تانک و ۷۳ هواپیما

تلفات
۲٬۶۵۶–۲٬۸۰۰ کشته

۷٬۲۵۰–۹٬۰۰۰ مجروح

۵٬۰۰۰*** کشته

۸٬۵۲۸*–۱۵٬۰۰۰** کشته ۹٬۰۰۰ مجروح*** ۱۹٬۵۴۰*–۳۵٬۰۰۰** مجروح

* منابع غربی
** منابع اسرائیلی
*** منابع عرب

جنگ یوم کیپور یا جنگ اعراب و اسرائیل ۱۹۷۳ جنگی بود که از ششم تا بیست‌وپنجم اکتبر ۱۹۷۳ میان سوریه و مصر (با حمایت چند کشور عربی دیگر) و اسرائیل اتفاق افتاد. این جنگ با حمله غافلگیرانه مصر و سوریه علیه مواضع نیروهای اسرائیلی در شرق کانال سوئز و ارتفاعات جولان آغاز شد، مناطقی که شش سال قبل در جنگ شش‌روزه به تصرف قوای اسرائیل درآمده بود. حمله در آخرین ساعات یوم کیپور مقدس‌ترین روز در آئین یهودی آغاز شد. روزی که از غروب ۹ مهر ماه آغاز می‌شود و یهودیان در آن روزه‌دار هستند. از آن‌جا که این جنگ در ماه اکتبر و ماه رمضان رخ می‌داد به جنگ اکتبر و جنگ رمضان نیز معروف شده‌است.

این جنگ موضع‌گیری‌های بین‌المللی گسترده‌ای را برانگیخت و در جریان آن ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی دو ابرقدرت وقت با ارسال گسترده تجهیزات نظامی و تدارکاتی به حمایت از متحدین خود پرداختند.

جنگ با حمله‌ای وسیع و موفقیت‌آمیز از سوی نیروهای مصری آغاز شد که از کانال سوئز گذر کرده و بدون برخورد با مقاومت جدی در صحرای سینا پیشروی کردند. اسرائیل پس از سه روز توانست با به تحرک درآوردن بیشتر نیروهای خود یورش مصری ها را دفع کرده و نبرد را به بن‌بست بکشاند. سوری‌ها نیز در حمله همزمان نقاط حساسی را در جولان به تصرف خود درآوردند اما اسرائیل پس از سه روز توانست آن‌‌ّ‌ها را به خط آتش‌بس قبل از جنگ بازگرداند و سپس در یک ضدحمله چهار روزه در عمق خاک سوریه پیشروی کند، به طوری‌که بعد از یک هفته حومه دمشق زیر آتش توپخانه اسرائیل قرار گرفت. انور سادات رئیس‌جمهور مصر که نگران شکست متحد اصلی خود بود تصمیم گرفت با تسخیر دو مسیر استراتژیک در عمق صحرای سینا موقعیت قوی‌تری به دست آورد. اما این حمله به سرعت دفع شده و سپس اسرائیلی‌ها در یک ضد حمله موفق شدند ارتباط نیروهای مصری در شمال و جنوب ساحل شرقی سوئز را قطع کرده و با گذر از سوئز به داخل خاک اصلی مصر وارد شوند. پس از آن اسرائیلی‌ها در دو مسیر؛ یکی از جنوب به سمت بندر سوئز و دیگری از غرب به سوی قاهره پیشروی آهسته‌ای داشتند که با نبردی سنگین و خونین و تلفات بسیار از طرفین همراه بود.

در روز ۲۲ اکتبر میانجی‌گری سازمان ملل برای آتش‌بس ناکام ماند و هر یک از طرفین دیگری را به نقض آتش‌بس متهم می‌کرد. دو روز بعد اسرائیلی‌ها مواضع خود را به طرز قابل توجهی بهبود بخشیده و سپاه سوم مصر در صحرای سینا و همینطور شهر سوئز در ساحل دریای سرخ را در محاصره کامل خود گرفتند. روز ۲۵ اکتبر در حالی که اختلاف شوروی و آمریکا به اوج خود رسیده بود، سازمان ملل برای دومین بار درخواست آتش‌بس کرد که با موافقت دو طرف به پایان جنگ منجر شد.

این جنگ تاثیری بسیار عمیق و دیرپا بر طرفین درگیر و منطقه خاورمیانه گذاشت. عرب‌ها که با شکست یک‌طرفه ائتلاف مصر و سوریه و اردن در جنگ سال ۱۹۶۷ به شدت تحقیر شده بودند، این بار با موفقیت‌های ابتدایی در این جنگ روحیه خود را بازیافتند. اسرائیلی‌ها نیز با وجود دستاوردهای چشمگیر عملیاتی و تاکتیکی که در میدان جنگ به دست آوردند، به این نکته پی بردند که برتری نظامی آن‌ها بر نیروهای عربی همیشگی و تضمین‌شده نخواهد بود. این تغییر نگرش راه را برای فرایند صلح میان دو طرف باز کرد تا جایی که در سال ۱۹۷۸ پیمان کمپ دیوید صحرای سینا را به مصر بازگرداند و اسرائیل از سوی مصر که پیش از آن اصلی‌ترین دشمن خود بود، به رسمیت شناخته شد. همچنین این جنگ به فاصله گرفتن مصر از اتحاد شوروی منجر شد تا جایی که این کشور به طور کامل از دایره نفوذ شوروی خارج شد.


پیش‌زمینه[ویرایش]

در جنگ ۱۹۶۷ اسرائیل موفق شد در طول شش روز بخش عمده نیروی هوایی مصر، سوریه، اردن را نابود کند و در طول شش روز تمام صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن و ارتفاعات جولان را به تصرف خود در بیاورد. این شکست سنگین برای اعراب بسیار تحقیرآمیز بود. به ویژه مصر که قویترین ارتش عربی را داشت و در حالیکه داعیه رهبری جهان عرب را داشت سنگینترین شکست را خورده بود. در مقطع بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳ درگیری‌های مختصری بین اسرائیل و همسایگان عرب خود اتفاق افتاد اما به صورت جنگ تمام عیار درنیامدند.

سیر جنگ[ویرایش]

جلسه انورسادات و فرماندهان ارشد مصر در روز ۶ اکتبر
عبور مصری‌ها از کانال سوئز در ساعات آغازین جنگ
تانک‌های منهدم‌شده ام۴۸ پاتون اسرائیلی در کرانه سوئز
جنگنده میراژ ۳ اسرائیلی که سابقه ۱۳ پیروزی هوایی را در کارنامه خود دارد
تانک سنچوریون ارتش اسرائیل در نبرد با نیروی زرهی مصر

حمله مصر[ویرایش]

جنگ در ساعت ۲ بعدازظهر ۶ اکتبر به صورت غافلگیرانه توسط مصر و سوریه آغاز شد. در جبهه مصر کانال سوئز دو کشور را از هم جدا می‌کرد. اسرائيلی‌ها خط دفاعی مستحکمی را به طول ۱۵۰ کیلومتر در شرق سوئز ساخته بودند تا عبور نیروی پیاده و زرهی مصر از آن ناممکن شود. این خط دفاعی ابتکار حیم بارلو بود و به دژ بارلِو شهرت داشت. این دژ با یک دیوار شنی پیوسته به ارتفاع ۲۰ تا ۲۵ متر و زاویه ۴۵ تا ۶۵ درجه و مجموعه‌ای از خندق‌ها و میدان‌های مین حفاظت می‌شد. اسرائیلی‌ها معتقد بودند شکستن این دیوار دست‌کم ۲۴ ساعت طول می‌کشد و واحدهای مهندسی رزمی مصر به ۴۸ ساعت زمان برای رخنه در دیوار و ایجاد یک پل در عرض سوئز نیاز دارند.

طرح گذر ارتش مصر از کانال سوئز و دژ بارلو در طول دو سال توسط ارتش مصر به رهبری ژنرال سعد شاذلی رئیس ستاد مشترک ارتش تهیه شد و در ساعت ۲ بعدازظهر ۶ اکتبر ۱۹۷۳ به اجرا درآمد. ۳۲ هزار سرباز در ۱۲ موج در طول ساعات ۱۴:۰۵ تا ۱۷:۳۰ با قایق به آنسوی کانال منتقل شده و نیروهای مهندسی رزمی با ماشین آب‌پاش در دیوارهای بارلو رخنه ایجاد کردند. نیروی پیاده‌نظام به تعداد بسیاری آرپی‌جی-۷ و موشک ضدتانک مالیوتکا مسلح بود تا در ساعاتی که تا رسیدن نیروی زرهی مصر طول می‌کشد در مقابل حمله تانک‌های اسرائیلی مقاومت کند. این روش به خوبی در مقابل اولین حملات زرهی اسرائیل جواب داد.

برای جلوگیری از حمله نیروی هوایی اسرائیل تعداد زیادی سیستم‌های دفاع هوایی در غرب کانال مستقر شده بود و نیروی هوایی مصر مصر نیز همزمان با ۲۵۰ هواپیمای میگ-۱۷، میگ-۱۹ و میگ-۲۱ به مواضع اسرائیل در سینا حمله‌ور شده و ۲ هزار توپ و خمپاره و راکت‌انداز از انواع مختلف شروع به شلیک به تمام نقاط بارلو کردند. آتشبار آغازین مصر ۵۳ دقیقه طول کشید و تنها در یک دقیقه اول ۱۰۵۰۰ گلوله شلیک شد. یعنی ۱۷۵ گلوله در هر ثانیه.

به نوشته اندرو مک‌گرگور موفقیت موج اول حمله جنگنده‌های مصری موجب شد تا موج دوم که برای آن برنامه‌ریزی شده بود لغو شود اما کنت پولاک نوشته که ۱۸ هواپیمای مصری در این حمله ساقط شده و به همین دلیل موج دوم لغو شده‌است. یکی از مهمترین درگیری‌ها جنگ هوایی دو اف-۴ئی اسرائیلی با ۲۸ میگ مصری بود که حدود یک ساعت طول کشید و در طول آن ۷ یا ۸ میگ ساقط شدند.

همزمان ۱۴ بمب‌افکن استراتژیک توپولف-۱۶ هم با موشک کروز اهدافی را در سینا هدف گرفتند. دو توپولف دیگر نیز دو موشک کروز به ایستگاه راداری در مرکز اسرائیل شلیک کردند که یکی توسط میراژ ۳ در حال گشت‌زنی بود رهگیری و ساقط شده و دیگری در دریا افتاد.

مصری‌ها همزمان با عبور پیاده‌نظام خود کار ساخت پل را برای عبور نیروهای زرهی و سلاح‌های سنگین خود آغاز کردند. جنگنده‌های اسرائیلی سعی کردند جلوی ایجاد پل را بگیرند اما تعدادی از آنها با موشک‌های زمین‌به هوا سرنگون شدند و قسمتهایی از پل که تخریب می‌شد به سرعت قابل تعمیر بود. وقتی پل تکمیل شد ابتدا پیاده‌نظام باقیمانده با سلاح‌های سنگینتر مثل توپ‌های بدون لگد روانه میدان شدند و از ساعت ۲۰:۳۰ نخستین تانک‌های مصری نیز گذر خود را آغاز کردند. البته تمام پایگاه‌های دژ به اشغال مصر در نیامد. شمالی ترین استحکامات که به قلعه بوداپست معروف بود تا پایان جنگ در دست اسرائیل ماند.

مصری‌های همچنین با هلی‌برن کماندوهای خود به نقاط مختلف صحرای سینا سعی کردند تا جلوی ورود نیروهای کمکی اسرائیل به میدان نبرد بگیرند. اما این نقشه آنها با شکست فاجعه‌باری مواجه شد. نزدیک به بیست هلیکوپتر مصری توسط اسرائیل ساقط شده و تلفات سنگینی به کماندوهای مصری وارد آمد. گزارش‌های متناقضی در مورد تاثیرگذاری کماندوهای باقیمانده بر تحرکات اسرائیل موجود است. در مجموع از ۱۷۰۰ کماندو مصری که در طور جنگ به پشت خطوط اسرائیلی‌ها منتقل شدند حدود ۷۴۰ نفر در هلیکوپترهای ساقط شده کشته شده و ۳۳۰ نفر نیز به اسارت درآمدند.

پاتک‌های ناموفق اسرائیل و تثبیت نبرد[ویرایش]

تا صبح روز ۷ اکتبر حدود ۸۵۰ تانک مصری نیز از سوئز عبور کرده و دو لشکر مصری حدود ۴ تا ۵ کیلومتر در صحرای سینا پیروی کرده بود. به گفته شاذلی تا صبح این روز حدود ۲۸۰ سرباز مصری کشته و ۲۰ تانک منهدم شده بود. بیشتر سربازان اسرائیلی مدافع دژ کشته یا مجروح شده و حدود ۲۰۰ نفر نیز اسیر شدند. در روزهای بعد تعدادی از مدافعان دژ توانستند محاصره را شکسته و به خطوط دفاعی خود برگردند یا با ضدحملات نیروهای اسرائیلی از محاصره خراج شدند.

در همین روز نیروی هوایی اسرائیل نیز عملیاتی را علیه پایگاه‌های هوایی مصر ترتیب داد. این حمله که با پرواز ارتفاع پایین برای جلوگیری از تشخیص توسط رادارهای مصری، انجام می‌شد به هفت پایگاه هوایی مصر آسیب زد و دو هواپیمای تهاجمی آ-۴ اسکای‌هاوک اسرائیلی با خلبانانش از دست رفتند. در روزهای بعد نیروی هوایی اسرائیل حمله چندانی به نیروهای مصری نداشت چراکه نیروی خود را وقف مقابله با حمله خطرناکتر سوری‌ها به جولان کرده بود.

در همین روز شهر قنطره شرق نیز به تصرف لشکر هجدهم مصر درآمد. جنگ برای تصرف این شهر حتی به نبرد تن‌به تن هم کشیده شد و تا صبح ۸ اکتبر شهر به طور کامل در اختیار مصری‌ها قرار گرفت. در روز ۸ اکتبر یک پاتک زرهی اسرائیلی به سوی دژ بارلو با مقاومت شدید مصری‌ها روبرو شده و به خسارات قابل توجه نیروی اسرائیلی منجر شد. شب ۸ اکتبر پاتک مصری‌ها توسط لشکر زرهی ۱۴۳ اسرائیل به فرماندهی آریل شارون دفاع شد و در جریان آن ۵۰ تانک مصری از دست رفتند. گورویچ به نقل از منابع مصری تعداد تانک‌های از دست رفته مصر تا ۱۳ اکتبر را ۲۴ دستگاه گزارش کرده‌است.

در روز ۹ اکتبر خطوط مقدم جبهه تثبیت شده بود. به گفته هرزوگ حملات زرهی مصر در روزهای نهم و دهم اکتبر با خسارات زیاد شکست خورد اما شاذلی نوشته که مصری‌ها تا روز دهم اکتبر در حال پیشروی و بهبود مواضع خود بودند. در روزهای دهم تا سیزدهم عملیات وسیعی از سوی هیچیک از دو طرف انجام نشد و جبهه آرامشی نسبی پیدا کرد.

حمله ناموفق مصر[ویرایش]

در این دوره شاذلی به شدت مخالف هرگونه پیشروی دیگر به سوی شرق بود چراکه معتقد بود نیروی زرهی مصر بدون پوشش هوایی کافی محکوم به شکست است. اما ژنرال اسماعیل علی وزیر دفاع و انور سادات رئیس‌جمهور مصر بر ادامه حمله اصرار داشتند. البته یکی از دلایل آنها درخواست سوریه بود که در موضع دفاعی قرار گرفته بود و آنها قصد داشتند با این حمله بخشی از نیروهای اسرائیل را از جولان به سینا کشانده و فشار وارده به سوریه را کاهش دهند.

حمله مصری‌ها توسط سپاه دوم و سوم صورت گرفت. آنها در شش حمله همزمان در دشتهای باز خطوط دفاعی دشمن را شکافتند. پنج لشکر پیاده پشت‌ سر آنها حرکت کرده و سرپل‌های ارتباطی را تصرف و حفظ می‌کردند. نیروی مهاجم شامل ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ دستگاه تانک می‌شد و چون پوشش پدافند موشکی در اختیار نداشت، نیروی هوایی مصر وظیفه دفاع از آنها را بر عهده داشت. نیروهای زرهی و پیاده‌نظام مکانیزه در ۱۴ اکتبر با پشتیبانی توپخانه حمله خود را آغاز کردند و در یک نبرد عظیم تانک به تانک رویاروی ۷۰۰ تا ۷۵۰ تانک اسرائیلی قرار گرفتند. پیش از حمله مصری‌ها حدود صد کماندو را با هلیکوپتر به پشت خطوط دشمن منتقل کرده بودند اما یک واحد شناسایی اسرائیلی به سرعت آنها را تسلیم کرده و اغلب آن ها کشته و اسیر شدند و مصری‌ها با توجه به تلفات سنگین کماندوهای خود از پیاده کردن کماندوهای بیشتر صرفنظر کردند.

این حمله مصری‌ها با شکست قطعی روبرو شد. حداقل ۵۰ تانک و حدود ۲۰۰ خودرو زره‌پوش منهدم شدند و تلفات مصری‌ها بیش از هزار نفر بود. در حالیکه تعداد تانک‌های آسیب‌دیده اسرائیلی کمتر از ۴۰ دستگاه بود و تمام آنها به جز ۶ دستگاه تعمیر شدند. البته تلفات انسانی اسرائیل در این نبرد به ۶۶۵ نفر رسید.

پاتک اسرائیل: عبور از سوئز[ویرایش]

با بهبود وضعیت و آرامش نسبی در جبهه سوریه، فرماندهان ارشد اسرائیلی فرصت را برای یک پاتک بزرگ و عبور از سوئز مناسب دیدند. آریل شارون معتقد بود که فورا بایستی به لبه شمالی دریاچه مرة الکبری که تقریبا در وسط کانال سوئز قرار دارد، حمله‌ور شده و از کانال عبور کرد. روز ۹ اکتبر نیروهای شناسایی آنها شکافی را بین سپاه دوم و سوم مصر در این نقطه یافته بودند. الیعازر رئیس ستاد مشترک و حییم بار-لو فرمانده جبهه جنوبی موافق بودند که این قسمت برای عبور از سوئز ایده‌آل است اما با توجه به نیروی زرهی عظیم ذخیره مصر منتظر فرصت مناسبی برای آغاز حمله بودند که با کمترین مقاومت دشمن روبرو شوند.

این فرصت با حمله زرهی روز ۱۴ اکتبر مصر و شکست سنگین آنها مهیا شد. لشکر ۱۴۳ شارون که حالا با یک تیپ چترباز به فرماندهی سرهنگ دنی مت تقویت شده بود پیشاهنگ این حمله بود و وظیفه برقراری سرپل‌های ارتباطی در دو سوی کانال سوئز را بر عهده داشت. بلافاصله پس از آن دو لشکر زرهی با عبور از کانال و حرکت به سمت جنوب سپاه سوم مصر را در محاصره قرار می‌داند.

شب ۱۵ اکتبر ۷۵۰ نیروی چترباز سرهنگ مت با قایق‌های لاستیکی از کانال گذشته و سپس تانک‌های سوار شده روی کرجی‌های موتوری و نیروی پیاده‌نظام بیشتری به آن‌ها می‌پیوست. آنها در ابتدای حمله خود با مقاومتی روبرو نشدند و در گروه‌های متعدد تقسیم شده و به کاروان‌های تدارکاتی، سایت‌های موشکی زمین‌به‌هوا، مراکز لجستیکی و هرچیزی که ارزش نظامی داشت حمله‌ور شدند. اولویت‌ این حملات به پایگاه‌های موشک‌های زمین‌به‌هوا بود و همین شکاف مهمی را در دیواره آتش پدافندی مصر ایجاد کرده و به نیروی هوایی اسرائیل اجازه داد تا با توان مضاعفی به اهداف زمینی دشمن حمله کنند.

شب ۱۵ اکتبر ۲۰ تانک و ۷ نفربر اسرائیلی به فرماندهی حییم ارز ۱۲ کیلومتر در خاک اصلی مصر پیشروی کرده و با غافلگیر کردن مصری‌ها به پایگاه‌های سام و ستون‌های نظامی دشمن حمله‌ور شدند. صبح ۱۷ اکتبر تیپ زرهی بیست‌وسوم مصر به آنها حمله‌ورشد اما این حمله با موفقیت دقع شد. در آن زمان دیگر سوریه خطر خاصی محسوب نمی‌شود و نیروی هوایی اسرائیل میتوانست با تمام توان از این حمله حمایت کند و خسارات زیادی به اهداف نظامی از جمله کاروان‌های نظامی، نیروی زرهی و پایگاه‌های هوایی مصر وارد کرده و پل‌های مصر در کانال نیز با حملات هوایی و توپخانه‌ای اسرائیل آسیب دیدند.

حملات جنگنده‌های اسرائیلی به ایستگاه‌های سام و رادارها موجب شد تا ژنرال اسماعیل بخش عمده تجهیزات پدافند هوایی مصر را عقب بکشد و به این ترتیب آزادی عمل اسرائیلی‌ها برای عملیات در جبهه نبرد بیشتر شد. با این حال جت‌های اسرائیلی از حمله به زیرساخت‌های اقتصادی و استراتژیک مصر خودداری می‌کردند چراکه حمله هوایی به این تأسیسات با تلافی‌جویی مصری‌ها و شلیک موشک اسکاد به شهرهای اسرائیل همراه می‌شد. نیروی هوایی مصر بارها برای درگیری با جنگنده‌های مهاجم و حمله به نیروی زمینی اسرائیل اقدام کرد اما در نبردهای هوایی خسارات سنگینی به آنها وارد آمد.

الیعاذر و بار-لو فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل به شارون دستور داده بودند که نیروی خود را برای حفظ سرپل واقع در شرق سوئز متمرکز کند. در حالیکه شارون با اعتراض به این دستور معتقد بود که بایستی بیشتر قوایش را به ساحل غربی برده و با یک حرکت تهاجمی موجب فروپاشی نیروهای مصر در شرق سوئز شود. اما فرماندهی ارشد اسرائیل با این ریسک مخالف بود و اولویت را در حفظ سرپل واقع در شرق سوئز می‌دانست.

تحریم نفتی[ویرایش]

در پی این اتفاق کشورهای عربی فروش نفت به این کشور را متوقف کردند. دولت شاهنشاهی ایران فروش نفت به اسرائیل را ادامه داد و این کشور را از زیر فشار اقتصادی خارج کرد؛ آمریکا نیز با ایجاد یک بندر هوایی از طریق لیسبون به اسرائیل اسلحه می‌فروخت.

اولین شوک نفتی

در اجلاس فوق‌العاده وزیران دارایی و نفت اوپک که در ۲۹ مهر ۱۳۵۲ و در بحبوحه جنگ‌های اعراب و اسرائیل، در کویت تشکیل شد، اوپک برای اولین بار به طور یکجانبه قیمت نفت را بین هفتاد تا هشتاد درصد نسبت به انواع نفت خام صادراتی افزایش داد و به موازات آن کشورهای عربی صادر کنندة نفت (به استثنای عراق) صدور نفت به کشورهای حامی اسرائیل، و در رأس آنها آمریکا را تحریم کردند. تولید نفت کشورهای عربی با اعلام این تحریم تا ۲۵ درصد کاهش یافت و افزایش تولید در کشورهای دیگر صادر کننده نفت از جمله ایران، برای پرکردن جای خالی نفت صادراتی کشورهای عربی کافی نبود. در نتیجه، افزایش بی‌سابقة قیمت نفت که در آغاز به نظر می‌رسید برای کشورهای مصرف کننده غیرقابل قبول و غیر قابل هضم باشد، با کاهش تولید و صدور نفت «جا افتاد» و حتی در بازارهای آزاد نفت اروپا، نفت به قیمت بیشتری فروخته شد.[۱]

دومین شوک نفتی

پذیرش اولین افزایش یک جانبه قیمت نفت از طرف کشورهای صادر کننده نفت، که مطبوعات و رسانه‌های خبری غرب آن را اولین «شوک نفتی» خواندند، زمینه را برای دومین شوک نفتی فراهم ساخت و در کنفرانس وزیران نفت و دارایی اوپک، که در اول دی ۱۳۵۲ در تهران تشکیل شد، اوپک تصمیم گرفت قیمت نفت را به حدود دو برابر بهای تعیین شده در ماه مهر افزایش دهد، که در مقایسه با بهای نفت در نیمه اول سال ۱۳۵۲ نزدیک به چهار برابر بود.[۱]

پس از این شوک‌های نفتی کشورهای غربی به فکر صرفه‌جویی در مصرف انرژی افتادند و بعد از آن اولین محصولات کم مصرف طراحی و روانه بازار شدند.

پایان جنگ[ویرایش]

چهارمین جنگ عمده اعراب و اسرائیل سرانجام در روز ۲۵ اکتبر با تلاش سیاسی آمریکا و شوروی خاتمه یافت اما چند ماه پس از پایان این جنگ گلدامایر نخست‌وزیر اسرائیل تحت فشارها و مخالفت‌های داخلی به خاطر صدمات شدیدی که در جنگ به اسرائیل وارد شده بود، در ۲۱ فروردین ۱۳۵۳ از مقام خود استعفا داد.[۲]

سلاح‌ها[ویرایش]

ارتش‌های مصر و سوریه عمدتاً با سلاح‌های ساخت شوروی مجهز بودند و تسلیحات اسرائیلی اکثرا غربی (آمریکایی و فرانسوی) بود. تانک‌های تی-۵۴/۵۵ و تی-۶۲ مصر و سوریه به سیستم دید در شب مجهز بودند اما تانک‌های اسرائیلی فاقد این قابلیت بودند و این مزیت مهمی برای جنگ در تاریکی شب محسوب می‌شد. در حالیکه تانک‌های اسرائیلی از نظر سلاح (توپ ۱۰۵ م‌م) برتری داشتند. یک مزیت مشخص تانک‌های اسرائیلی در مسیرهای شیب‌دار بود چون لوله توپ آن‌ها قابلیت حرکت تا زاویه منفی ۱۰ درجه (رو به پایین) را داشت در حالیکه تانک‌های روسی فقط تا ۴ درجه می‌توانستند لوله خود را پائین بیاورند و این باعث می‌شد تا تانک‌های سنچوریون و پاتون اسرائيل به طرز موثری از تاکتیک پنهان شدن در پشت خاکریز و حرکت به روی آن برای شلیک مستقیم به تانک دشمن استفاده کنند.

مواضع ایران[ویرایش]

در طول جنگ، ایران به هردو جبهه درگیر در نبرد کمک‌رسانی می‌کرد. از طرفی برخلاف نظر اعراب، به فروش نفت به اسرائیل تداوم بخشید و نیاز اسرائیل را از این طریق برآورده می‌کرد. از طرفی محدوده هوایی خود را در اختیار هواپیماهای اتحاد جماهیر شوروی قرار داد تا از این طریق بتوانند به عراق کمک تدارکاتی نمایند. همچنین اقدام به فروش نفت به مصر نیز نمود، که اینکار موجب گسترش روابط ایران و مصر در سالهای بعد شد.

ایران پس از پایان جنگ نیز کوشش داشت نقش میانجی را بین اسرائیل و مصر بازی کند و از مشوقان اسرائیل برای برگرداندن زمین‌های مالک شده در طول جنگ بود[۳].

منابع[ویرایش]