ایرانشناسی
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
ایرانشناسی مطالعه فرهنگ و تاریخ ایرانزمین را گویند. البته نمیتوان دقیقا تعریفی از ایرانشناسی ارائه کرد که جامع و مانع باشد اما میتوان به تعاریفی دست یافت که بتوان حوزه مطالعات ایرانشناسی را با ان تشریح کرد.
ایرانشناسی شاخهٔ منظمی از دانش است که به مطالعه دانش فرهنگی ایران از زمان باستان تا حال میپردازد. (شامل ایرانشناسی کهن و ایرانشناسی نو). این فرهنگ شامل تاریخ، ادبیات، هنر و فرهنگ ایران کهن و ایران نو و به همراه فرهنگ تودهٔ آن میشود. علاوه بر این به مطالعه زبانهای ایرانی نیز پرداخته میشود. ایرانشناسی محدوده جغرافیایی کشورهای امروزی ایران، افغانستان ازبکستان و تاجیکستان را شامل میشود.
محتویات |
پیشینه باستانشناسی [ویرایش]
در قرن ۱۵ میلادی سیاحان اروپایی به ویرانههای کاخ تختجمشید و برآمدگیهای و برجستگیهای نقش رستم توجه نمودند و اولین اطلاعاتی که در اینباره کسب شد به وسیله سفیر جیوسافات باربارو (به انگلیسی: Giosafat Barbaro) بود که در سال ۱۴۷۲ میلادی به ایران سفر کرد. گرچه حکایتات سیاحان و جهانگردان اروپایی مقرون به صحت و حقیقت نبود، ولی در هر حال علاقه و توجه اروپاییان نسبت به آثار و ابنیهٔ ایران روز به روز شدیدتر میشد.[۱] جیوسافات باربارو سفیر حکومت ونیز در دربار اوزون حسن آق قریونلو بود که تخت جمشید را با نام «چهل منار» توصیف کرده است. قریب به یک سده پس از وی جفری داکت (به انگلیسی: G. Duchet) انگلیسی، در 977ق/ 1569م به تخت جمشید سفر کرده، و مطلب کوتاه و اغراقآمیزی دربارۀ آن باقی گذاشته است.[۲]
اولین آشنایی اروپائیان با خطوط میخی در سال ۱۶۱۸ میلادی روی داد یعنی در زمانی که سفرای پادشاه اسپانیا فیلیپ سوم در دربار شاه عباسی اول بنامهای راه آنتونیو دو گووهآ (به انگلیسی: antonio de gouvea) و دوک دن گارسیا د سیلوا فیگوروا (به انگلیسی: don garcias de sylva de figueroa) برای اولین بار در اروپا موضوع علائم میخی را که در ویرانههای کاخ داریوش بزرگ در تختجمشید پیدا شده بود به اطلاع محققین رساندند. گارسیا یادآور شد که خطوطی را که دیده بهیچوجه با خطوط دیگر شباهت نداشته و صور هرمی شکلی است که به طرق مختلف نقش شده است.[۳]
در سال ۱۶۲۱ پیشاهنگ شرقیشناس کشور ایتالیا به نام پیترو دلاواله ویرانههای تخت جمشید را توصیف نمود و از پنج علامت خطوط میخی نسخههایی عکسبرداری، یعنی شبیهنویسی کرد. با توجه به سمت و جهت استقرار علائم چنین استنباط نمود که خطوط مزبور باید از چپ به راست خوانده شود. دلاواله علائم میخی را به دقت نسخهبرداری کرد و جهت خواندن خطوط مزبور را تعیین نمود.[۴]
در سال ۱۶۷۴ جهانگرد فرانسوی موسوم به ژان شاردن نسخهای از کتیبههای فارسی باستان را به همراه خود به کشور اروپا برد. او به اشتباه تصور میکرد که کتیبههای مزبور باید مانند هزوارشهای چینی از بالا به پائین خوانده شود.[۵]
کشف رمز خواندن خطوط میخی بعدها به کندی انجام گرفت؛ بدین معنی که برای خواندن کتیبهها لازم بود معنای هر علامت معلوم گردد، در حالی که هنوز زبانی که این خطوط میخی بدان تحریر شده بود و زمان تحریز و ملت منتسب به آن از مسائل مجهول به شمار میرفت.[۶]
در ماه مارس ۱۷۶۵ میلادی، کارستن نیبور پدر مورخ شهیر ونامی، در حین سیر و گردش خویش، چند روزی را هم در تختجمشید گذرانید و از کتیبههای معروف و تازه کشف شده نسخهبرداری دقیق نمود. این اقدام وی گامی بود که به جلو برداشته شد، زیرا تا آن زمان هنوز در اروپا نسخهٔ دقیقی از متون مرتبط به یکدیگر وجود نداشت. کارستن نیبور نظر پیترو دلاواره را مبنی بر اینکه خطوط میخی باید از راست به چپ خوانده شود تائید و تصدیق نمود و علاوه بر آن نیبور به این نکته توجه کرد که کلیهٔ کتیبههای تختجمشید در سرستون قرار گرفته و یا در روی لوحههای جداگانهای منقوش است و این لوحهها هم سهگانه بوده است. در نتیجهٔ این مشاهدات چنین نتیجه گرفت که کتیبههای مزبور با سه نوع خط نوشته شده، ولی متن همهٔ آنها یکی است. خط نوع اول سادهتر و الفبایی و مشتمل بر ۴۲ علامت میباشد. اثر نیبور که در سال ۱۷۷۸ میلادی انتشار یافت در امر آشنایی اروپائیان با خطوط میخی کمک شایانی نمود و مبنا و پایهٔ کشف رمز خواندن خط مزبور قرار گرفت و از اینرو تمام کوششها در راه مطالعه و تحقیق دربارهٔ خط ساده معطوف و متمرکز گردید.[۷]
نخستین کسی که موفق به رمزگشایی خط میخی فارسی باستان شد، گروتفند بود که نتیجه کار خود را در سال 1802 منتشر کرد، ولی در نتیجه بداقبالی موفقیت او به دست فراموشی سپرده شد و این افتخار 44 سال بعد (1846 میلادی) نصیب هنری کرسویک راولینسون از اهالی انگلستان گردید.[۸]
پیشینه زبانشناسی [ویرایش]
فرانکسیسکوس راپلنگیوس نخستین کسی بود که در اواخر سده شانزدهم میلادی به وجود رابطهای میان زبان فارسی و آلمانی پی برد. پس از او، کلاودیوس سالماسیوس در سال 1643 م، در کتابی با نام درباره یونانشناسی برای نخستین بار نظریه هندواسکیتی را مطرح کرد و مدعی شد که زبانهای ژرمنی (گوتی و آلمانی)، فارسی، لاتینی و یونانی بازماندگان زبان واحدند که دیگر موجود نیست. اندگی بعد گئورک استیرنهیلم سوئدی در مقدمهای که در سال 1671 م بر ترجمه گوتی کتاب مقدس نوشت، فهرست سالماسیوس را کاملتر کرد و زبانهایی که اکنون اسلاوی، ایتالیک و سلتی مینامیم، نیز بدان افزود.[۹]
در سال 1767 م، پزشکی انگلیسی به نام جیمز پارسونز کتابی به نام «بازماندههای یافث: بررسیهای تاریخی درباره خویشاوندی و منشا زبانهای اروپایی» منتشر کرد. او در این کتاب با بررسی و مقایسه اعداد پایه در زبانهای آلمانی، اسپانیایی، انگلیسی کهن، ایتالیایی، ایرلندی، بنگالی، دانمارکی، روسی، سوئدی، فارسی، فرانسوی، لاتینی، لهستانی، هلندی، وِلش و یونانی و سپس مقایسه آنا با برابرهای کاملاً متفاوتشان در زبانهای ترکی، چینی، عبری و مالزیایی، بدین نتیجه رسید که زبانهای اروپا، ایران وهند بازماندگان زبانی واحدند که زبان یافث، پسر نوح بوده است.[۱۰]
اما افتخار کشف خانواده زبانهای هندواروپایی نصیب سر ویلیام جونز انگلیسی (1746-1794 م) شد. او پس از فراگیری زبانهای عربی، فارسی، لاتینی و یونانی، در سال 1873 م به عنوان قاضی به دیوان عالی بنگال در کلکته فرستاده شد. او در سال 1783 م انجمن سلطنتی آسیایی را در کلکته تاسیس کرد و سپس به فراگیری زبان سنکسریت پرداخت. سرانجام در سخنرانی معروفش در آن انجمن در سال 1786 م، خویشاوندی زبان سنکریت را با زبانهای ژرمنی، لاتینی و یونانی به اثبات رساند.[۱۱]
ایرانشناسی در ایران معاصر [ویرایش]
در ایران سازمانی به نام بنیاد ایرانشناسی در حوزه پژوهشهای ایرانشناختی فعالیت میکند. این سازمان در سال ۱۳۷۶ تاسیس شد. بنیاد ایران شناسی، کوشش در ساماندهی فعالیتها و گسترش آنها به منظور شناختن و شناساندن جلوههای تمدن و فرهنگ ایران اسلامی و تاریخ آن را هدف اصلی خود میداند.[۱۲] همچنین از سال ۱۳۸۱، مجلهای با عنوان پژوهشهای ایرانشناختی توسط مرکز نشر دانشگاهی در همین حوزه منتشر میشود که به زبان آلمانی است. دانشگاه شهید بهشتی نیز با همکاری بنیاد ایرانشناسی، در مقطع کارشناسی ارشد رشته ایرانشناسی دانشجو میپذیرد.[۱۳]
ایرانشناسی در اروپا [ویرایش]
زبان و ادبیات فارسی و پشتو در دانشگاه کراکف (لهستان) تدریس میشود. بخش ایرانشناسی دانشگاه کراکف
ایرانشناسی در آمریکای شمالی [ویرایش]
ایرانشناسی در خاور دور [ویرایش]
ایران شناسان برجسته [ویرایش]
تعدادی از ایرانشناسان معروف:
- حامد الگار
- الیاس جوزف بیکرمن
- ایلیا پائولوویچ پطروشفسکی
- ایلیا گرشویچ
- میخاییل سرگیویچ ایوانف
- پیتر ایوری
- ایگور دیاکونوف
- کلیفورد ادموند باسورث
- جمشید بهنام
- الساندرو بوزانی
- مری بویس
- جان اندرو بویل
- بیانکا اسکارچا آمورتی
- هرلد والتر بیلی
- آدریان دیوید هوج بیوار
- گای لو استرنج
- فریدون آدمیت
- جان مانوئل کوک
- جان پری (تاریخدان)
- ژاک دوشن گیمن
- دیوید سلوود
- اچ آر روئمر
- عبدالحسین زرینکوب
- راجر سیوری
- امین سیکل
- استنفورد جی شاو
- آنهماری شیمل
- ذبیحالله صفا
- برت فراگنر
- ریچارد فرای
- فیروز کاظمزاده
- لارنس لاکهارت
- لارنس پال الول ساتن
- ژیلبر لازار
- آن لمبتون
- ویلفرد مادلونگ
- مارشال گووین سیمز هاجسون
- ماکس مالوان
- روی متحده
- سید حسین نصر
- نینا گارسوئیان
- هاوارد باون جونز
- هربرت بوسه
- گوین همبلی
- ویلیام بین فیشر
- ویکتور دنر
- خاویر پلانول
- ژان دو مناش
- کلود کائن
- کارستن کالپ
- نیکی کدی
- ادوارد استوارت کندی
- هانری کوربن
- اولگ گرابر
- محمدحسن گنجی
- احسان یارشاطر
- یان ریپکا
- حمید دباشی
- محمود محمود
- ابراهیم پورداوود
- علیرضا شاپور شهبازی
- یرواند آبراهامیان
- سعید امیرارجمند
جستارهای وابسته [ویرایش]
مجلات ایرانشناسی [ویرایش]
- پژوهشهای ایرانشناختی (مرکز نشر دانشگاهی)، به سردبیری امید طبیبزاده، به زبان آلمانی
- ایرانشناسی (مجله)
- ایران شناخت
- رهاورد
- نامه فرهنگستان
- مجله زبانشناسی
- فرهنگ کرمان
- Abstracta Iranica
- Acta Iranica
- Archäologische Mitteilungen aus Iran und Turan
- Critique: Critical Middle Eastern Studies
- Indo-Iranica
- Indo-Iranian Journal
- Iran: Journal of the British Institute of Persian Studies
- Iran Analysis Quarterly (ISG Journal)
- Iran & the Caucasus
- Iranian Studies
- Iran-nameh: Armenian Journal of Oriental Studies
- Persian (Iranian) Studies Journal
- Iranica Antiqua
- Iranistische Mitteilungen
- Manuscripta Orientalia (indludes articles on Persian manuscripts etc.)
- Persica. Jaarboek van het Genootschap Nederland-Iran
- Studia Iranica
- Scandinavian Society for Iranian Studies
پانویس [ویرایش]
- ↑ داندامایف، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ۱۶-۱۷.
- ↑ موسوی، تخت جمشید، 14.
- ↑ داندامایف، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ۱۷.
- ↑ داندامایف، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ۱۷.
- ↑ داندامایف، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ۱۷.
- ↑ داندامایف، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ۱۷-۱۸.
- ↑ داندامایف، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ۱۸-۱۹.
- ↑ ملک شهمیرزادی، تاریخ ایران باستان، 38.
- ↑ رضایی باغبیدی، تاریخ زبانهای ایرانی، 1.
- ↑ رضایی باغبیدی، تاریخ زبانهای ایرانی، 1.
- ↑ رضایی باغبیدی، تاریخ زبانهای ایرانی، 2.
- ↑ بنیاد ایرانشناسی
- ↑ دفترچه راهنمای آزمون کارشناسی ارشد، سازمان سنجش آموزش کشور، ۱۳۹۰
منابع [ویرایش]
- فارسی
- داندامایف، محمد. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی. ترجمهٔ روحی ارباب. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۵-۳۳۴-۲.
- رستمی، محمد. ایرانشناسان و ادبیات فارسی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1390. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۲۶-۵۲۸-۰.
- رضایی باغبیدی، حسن. تاریخ زبانهای ایرانی. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1388. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۰۲۵-۸۴-۳.
- معصومی، غلامرضا. تاریخچه علم باستانشناسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، 1389. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۵۹-۸۱۴-۲.
- ملک شهمیرزادی، صادق. «تاریخ ایران باستان». در تاریخ ایران باستان. ج. 1. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، 1389. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۴۸۸-۹.
- موسوی، علی. «تخت جمشید». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. 14. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1385. شابک ۸-۵۴-۷۰۲۵-۹۶۴. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در 17/5/2013. بازبینیشده در 17/5/2013.
- موسوی، محمود. «باستان شناسی». در دانشنامه جهان اسلام. بازبینیشده در 24/5/2013.
- لاتین
- Young, T. C. “ARCHEOLOGY i. Pre-Median”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 16/5/2013.
- Stronach, D. “ARCHEOLOGY ii. Median and Achaemenid”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 16/5/2013.
- Schippmann, K. “ARCHEOLOGY iii. SELEUCID AND PARTHIAN”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 16/5/2013.
- Huff, D. “ARCHEOLOGY iv. Sasanian”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 16/5/2013.
- Hillenbrand, R. “ARCHEOLOGY vi. Islamic Iran”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 16/5/2013.
- Stronach, David. “EXCAVATIONS i. In Persia”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 16/5/2013.
- Piemontese, A. M. “BARBARO, GIOSAFAT”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 17/5/2013.
- Emerson, John. “CHARDIN, Sir JOHN”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 5/24/2013.
- Potts, D.T. “KHARG ISLAND”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 5/24/2013.
- Bast, Oliver. “GERMANY v. German travelers and explorers in Persia”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 5/24/2013.
- Bernardini, Michele. “FIGUEROA, GARCÍA DE SILVA Y”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 5/24/2013.
- Matthee, Rudi. “GOUVEA, ANTONIO DE”. In Encyclopædia Iranica. Retrieved 5/24/2013.
- .
- .
- .
- .
- .
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ ایرانشناسی موجود است. |
- ایرانشناسی در سرزمینهای آلمانی زبان[۱] مقالهای در بی بی سی از خسرو ناقد
- گروه مطالعات ایرانشناسی در دانشگاه مریلند
- گروه مطالعات ایرانشناسی در دانشگاه دورهام انگلیس
- گروه مطالعات ایرانشناسی در دانشگاه هاروارد
- گروه مطالعات ایرانشناسی در دانشگاه تگزاس - آستین
- گروه مطالعات ایرانشناسی در دانشگاه MIT

