ایران‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ارنست امیل هرتسفلد، در تخت جمشید
ریچارد فرای در نزد رومن گیرشمن در خرابه‌های باستانی شوش در سال ۱۹۶۶

ایران‌شناسی مطالعه فرهنگ و تاریخ ایران‌زمین را گویند. البته نمی‌توان دقیقا تعریفی از ایران‌شناسی ارائه کرد که جامع و مانع باشد اما می‌توان به تعاریفی دست یافت که بتوان حوزه مطالعات ایران‌شناسی را با ان تشریح کرد.

ایران‌شناسی شاخهٔ منظمی از دانش است که به مطالعه دانش فرهنگی ایران از زمان باستان تا حال می‌پردازد. (شامل ایران‌شناسی کهن و ایران‌شناسی نو). این فرهنگ شامل تاریخ، ادبیات، هنر و فرهنگ ایران کهن و ایران نو و به همراه فرهنگ تودهٔ آن می‌شود. علاوه بر این به مطالعه زبان‌های ایرانی نیز پرداخته می‌شود. ایران‌شناسی محدوده جغرافیایی کشورهای امروزی ایران، افغانستان ازبکستان و تاجیکستان را شامل می‌شود.

محتویات

پیشینه باستان‌شناسی [ویرایش]

در قرن ۱۵ میلادی سیاحان اروپایی به ویرانه‌های کاخ تخت‌جمشید و برآمدگی‌های و برجستگی‌های نقش رستم توجه نمودند و اولین اطلاعاتی که در این‌باره کسب شد به وسیله سفیر جیوسافات باربارو (به انگلیسی: Giosafat Barbaro)‏ بود که در سال ۱۴۷۲ میلادی به ایران سفر کرد. گرچه حکایتات سیاحان و جهانگردان اروپایی مقرون به صحت و حقیقت نبود، ولی در هر حال علاقه و توجه اروپاییان نسبت به آثار و ابنیهٔ ایران روز به روز شدیدتر می‌شد.[۱] جیوسافات باربارو سفیر حکومت ونیز در دربار اوزون حسن آق قریونلو بود که تخت جمشید را با نام «چهل منار» توصیف کرده است. قریب به یک سده پس از وی جفری داکت (به انگلیسی: G. Duchet)‏ انگلیسی، در 977ق/ 1569م به تخت جمشید سفر کرده، و مطلب کوتاه و اغراق‌آمیزی دربارۀ آن باقی گذاشته است.[۲]

اولین آشنایی اروپائیان با خطوط میخی در سال ۱۶۱۸ میلادی روی داد یعنی در زمانی که سفرای پادشاه اسپانیا فیلیپ سوم در دربار شاه عباسی اول بنام‌های راه آنتونیو دو گووه‌آ (به انگلیسی: antonio de gouvea)‏ و دوک دن گارسیا د سیلوا فیگوروا (به انگلیسی: don garcias de sylva de figueroa)‏ برای اولین بار در اروپا موضوع علائم میخی را که در ویرانه‌های کاخ داریوش بزرگ در تخت‌جمشید پیدا شده بود به اطلاع محققین رساندند. گارسیا یادآور شد که خطوطی را که دیده بهیچ‌وجه با خطوط دیگر شباهت نداشته و صور هرمی شکلی است که به طرق مختلف نقش شده است.[۳]

پیترو دلاواله

در سال ۱۶۲۱ پیشاهنگ شرقی‌شناس کشور ایتالیا به نام پیترو دلاواله ویرانه‌های تخت جمشید را توصیف نمود و از پنج علامت خطوط میخی نسخه‌هایی عکس‌برداری، یعنی شبیه‌نویسی کرد. با توجه به سمت و جهت استقرار علائم چنین استنباط نمود که خطوط مزبور باید از چپ به راست خوانده شود. دلاواله علائم میخی را به دقت نسخه‌برداری کرد و جهت خواندن خطوط مزبور را تعیین نمود.[۴]

سر ژان شاردن

در سال ۱۶۷۴ جهانگرد فرانسوی موسوم به ژان شاردن نسخه‌ای از کتیبه‌های فارسی باستان را به همراه خود به کشور اروپا برد. او به اشتباه تصور می‌کرد که کتیبه‌های مزبور باید مانند هزوارش‌های چینی از بالا به پائین خوانده شود.[۵]

کشف رمز خواندن خطوط میخی بعدها به کندی انجام گرفت؛ بدین معنی که برای خواندن کتیبه‌ها لازم بود معنای هر علامت معلوم گردد، در حالی که هنوز زبانی که این خطوط میخی بدان تحریر شده بود و زمان تحریز و ملت منتسب به آن از مسائل مجهول به شمار می‌رفت.[۶]

کارستن نیبور

در ماه مارس ۱۷۶۵ میلادی، کارستن نیبور پدر مورخ شهیر ونامی، در حین سیر و گردش خویش، چند روزی را هم در تخت‌جمشید گذرانید و از کتیبه‌های معروف و تازه کشف شده نسخه‌برداری دقیق نمود. این اقدام وی گامی بود که به جلو برداشته شد، زیرا تا آن زمان هنوز در اروپا نسخهٔ دقیقی از متون مرتبط به یکدیگر وجود نداشت. کارستن نیبور نظر پیترو دلاواره را مبنی بر اینکه خطوط میخی باید از راست به چپ خوانده شود تائید و تصدیق نمود و علاوه بر آن نیبور به این نکته توجه کرد که کلیهٔ کتیبه‌های تخت‌جمشید در سرستون قرار گرفته و یا در روی لوحه‌های جداگانه‌ای منقوش است و این لوحه‌ها هم سه‌گانه بوده است. در نتیجهٔ این مشاهدات چنین نتیجه گرفت که کتیبه‌های مزبور با سه نوع خط نوشته شده، ولی متن همهٔ آنها یکی است. خط نوع اول ساده‌تر و الفبایی و مشتمل بر ۴۲ علامت می‌باشد. اثر نی‌بور که در سال ۱۷۷۸ میلادی انتشار یافت در امر آشنایی اروپائیان با خطوط میخی کمک شایانی نمود و مبنا و پایهٔ کشف رمز خواندن خط مزبور قرار گرفت و از اینرو تمام کوشش‌ها در راه مطالعه و تحقیق دربارهٔ خط ساده معطوف و متمرکز گردید.[۷]

سر هنری کرسویک راولینسون

نخستین کسی که موفق به رمزگشایی خط میخی فارسی باستان شد، گروتفند بود که نتیجه کار خود را در سال 1802 منتشر کرد، ولی در نتیجه بداقبالی موفقیت او به دست فراموشی سپرده شد و این افتخار 44 سال بعد (1846 میلادی) نصیب هنری کرسویک راولینسون از اهالی انگلستان گردید.[۸]

پیشینه زبان‌شناسی [ویرایش]

فرانکسیسکوس راپلنگیوس نخستین کسی بود که در اواخر سده شانزدهم میلادی به وجود رابطه‌ای میان زبان فارسی و آلمانی پی برد. پس از او، کلاودیوس سالماسیوس در سال 1643 م، در کتابی با نام درباره یونان‌شناسی برای نخستین بار نظریه هندواسکیتی را مطرح کرد و مدعی شد که زبان‌های ژرمنی (گوتی و آلمانی)، فارسی، لاتینی و یونانی بازماندگان زبان واحدند که دیگر موجود نیست. اندگی بعد گئورک استیرنهیلم سوئدی در مقدمه‌ای که در سال 1671 م بر ترجمه گوتی کتاب مقدس نوشت، فهرست سالماسیوس را کامل‌تر کرد و زبانهایی که اکنون اسلاوی، ایتالیک و سلتی می‌نامیم، نیز بدان افزود.[۹]

در سال 1767 م، پزشکی انگلیسی به نام جیمز پارسونز کتابی به نام «بازمانده‌های یافث: بررسی‌های تاریخی درباره خویشاوندی و منشا زبان‌های اروپایی» منتشر کرد. او در این کتاب با بررسی و مقایسه اعداد پایه در زبان‌‌های آلمانی، اسپانیایی، انگلیسی کهن، ایتالیایی، ایرلندی، بنگالی، دانمارکی، روسی، سوئدی، فارسی، فرانسوی، لاتینی، لهستانی، هلندی، وِلش و یونانی و سپس مقایسه آنا با برابرهای کاملاً متفاوتشان در زبان‌های ترکی، چینی، عبری و مالزیایی، بدین نتیجه رسید که زبان‌های اروپا، ایران وهند بازماندگان زبانی واحدند که زبان یافث، پسر نوح بوده است.[۱۰]

سر ویلیام جونز

اما افتخار کشف خانواده زبان‌‌های هندواروپایی نصیب سر ویلیام جونز انگلیسی (1746-1794 م) شد. او پس از فراگیری زبان‌های عربی، فارسی، لاتینی و یونانی، در سال 1873 م به عنوان قاضی به دیوان عالی بنگال در کلکته فرستاده شد. او در سال 1783 م انجمن سلطنتی آسیایی را در کلکته تاسیس کرد و سپس به فراگیری زبان سنکسریت پرداخت. سرانجام در سخنرانی معروفش در آن انجمن در سال 1786 م، خویشاوندی زبان سنکریت را با زبان‌‌های ژرمنی، لاتینی و یونانی به اثبات رساند.[۱۱]

ایران‌شناسی در ایران معاصر [ویرایش]

در ایران سازمانی به نام بنیاد ایران‌شناسی در حوزه پژوهش‌های ایران‌شناختی فعالیت می‌کند. این سازمان در سال ۱۳۷۶ تاسیس شد. بنیاد ایران شناسی، کوشش در ساماندهی فعالیتها و گسترش آنها به منظور شناختن و شناساندن جلوه‌های تمدن و فرهنگ ایران اسلامی و تاریخ آن را هدف اصلی خود می‌داند.[۱۲] همچنین از سال ۱۳۸۱، مجله‌ای با عنوان پژوهش‌های ایران‌شناختی توسط مرکز نشر دانشگاهی در همین حوزه منتشر می‌شود که به زبان آلمانی است. دانشگاه شهید بهشتی نیز با همکاری بنیاد ایران‌شناسی، در مقطع کارشناسی ارشد رشته ایرانشناسی دانشجو می‌پذیرد.[۱۳]

ایران‌شناسی در اروپا [ویرایش]

زبان و ادبیات فارسی و پشتو در دانشگاه کراکف (لهستان) تدریس می‌شود. بخش ایران‌شناسی دانشگاه کراکف

ایران‌شناسی در آمریکای شمالی [ویرایش]

ایران‌شناسی در خاور دور [ویرایش]

ایران شناسان برجسته [ویرایش]

تعدادی از ایرانشناسان معروف:

جستارهای وابسته [ویرایش]

مجلات ایران‌شناسی [ویرایش]

پانویس [ویرایش]

منابع [ویرایش]

فارسی


لاتین


  • . 
  • . 
  • . 
  • . 
  • . 

پیوند به بیرون [ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ایران‌شناسی موجود است.