توابسازی
سیاست تـَوّابسازی در زندانهای دهه شصت جمهوری اسلامی ایران اجرا میشد و زندانیان سیاسی توسط بازجویان و مدیران زندانها، تـَوّاب میشدند.[۱] به جز توبه مذهبی، توابسازی شامل وادار زندانی به نفی گذشتهاش و حتی انجام اعمالی علیه همرزمانش میشد. مثلاً گاه توابین باید در شکنجه یا اعدام همکیشان سابقشان شرکت میکردند. این عمل فراتر فرایند هویتزدایی و فرهنگزدایی (شستشوی مغزی) میرفت. گرفتن اقرار تلویزیونی نیز از توابین بسیار رواج داشت.[۱]
از شکنجه برای توابسازی استفاده میشد و توابها پس از شکنجه باید مصاحبهای جهت ابراز پشیمانی و ندامت از کارهای گذشته خود میکردند و اسلام میآوردند.[۱] توابین پس از آن فعالانه به امر سرکوب سایر زندانیان سیاسی و همکاری با زندان می پرداختند مانند شرکت در جوخه اعدام و تیرخلاص زدن، جاسوسی و گزارش دادن از اعمال زندانیان دیگر (هم مخفیانه و هم علنی -که تاثیر بدتری بر روحیه دیگران داشت)، انتشار نشریه در زندان، گشت خیابانی رفتن همراه پاسدارها برای شکار مبارزان بیرون زندان. این امر موجب افزایش فضای رعب و وحشت در زندان، شکستن فضای مبارزاتی در زندان و بی اعتمادی زندانیها به یکدیگر نیز می شد.[۲]
بر اساس تحقیقات یرواند آبراهامیان، «بیشتر بازجویان از میان طلّاب و روحانیون جوان که در حوزهها تعلیم اسلامی دیده و یا هنوز میدیدند انتخاب میشدند.»[۱]
در این دوره اسدالله لاجوردی (۱۳۱۴ - ۱۳۷۷) که دادستان انقلاب و رئیس زندان اوین بود، در اشاره به همین سیاست، زندانهای جمهوری اسلامی را «دانشگاههای انسانسازی» نامید.[۱]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
|
|||||||||||