سازمان مجاهدین خلق ایران
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۴۴ توسط چندین تن از جوانان مسلمان که برخی از آنها در دهه سی و چهل خورشیدی در نهضت مقاومت ملی و نهضت آزادی تجربه سیاسی اندوخته بودند، با هدف سرنگونی حکومت پهلوی با توسل به «مبارزه مسلحانه» و برقراری حکومت اسلامی پایهریزی شد.[نیازمند منبع] پس از پیروزی انقلاب، این گروه به خاطر اختلافات ایدئولوژیک با حکومت روحالله خمینی به مخالفت برخاست و به اقدام مسلحانه علیه حکومت جمهوری اسلامی پرداخت.[نیازمند منبع]
[ویرایش] آغاز به کار سازمان
بنیانگذاران این سازمان محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان از فعالان مسلمان جبهه ملی دوم ایران بودند که پس از تشکیل نهضت آزادی از فعالان یا هواداران آن سازمان شدند.[نیازمند منبع] پس از دستگیری، محاکمه و محکومیت رهبران نهضت مانند مهدی بازرگان و یدالله سحابی[۱]، تحت تاثیر برخوردهای خشن حکومت شاه با مخالفان و سرکوب قیام ۱۵ خرداد و شکست مبارزات مسالمت آمیز، پاسخها و رویکردهای سیاسی نهضت آزادی در نگاه این جوانان، پاسخهای معقول و راهگشا به حساب نمیآمد و آنان در جریان تدوین استراتژی به مبازره قهرآمیز و تفسیری رادیکال از اسلام رسیده و به تدریج با بهرهگیری از تئوریهای انقلابیون آمریکای لاتین شیوه «جنگ چریکی شهری» و کار مخفی سازمانی و مسلح شدن را در تاکتیک پذیرفتند.[نیازمند منبع]
در شهریور سال ۱۳۵۰ و در آستانه برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ۱۳ نفر از سران سازمان دستگیر و پس از شکنجه ۱۲ نفر از آنان اعدام شدند.[نیازمند منبع] تنها فردی که از مجازات اعدام نجات یافت مسعود رجوی بود[۲] که بعدها رهبری سازمان را در اختیار گرفت. در آذر ماه همان سال رضا رضایی از کادرهای سازمان توانست از زندان فرار کند و تا کشته شدنش در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ نقش مهمی در رهبری و سازماندهی مجدد و عملیات نظامی مجاهدین ایفا کرد.[نیازمند منبع] بدین ترتیب بقایای سازمان به فعالیت خود ادامه دادند و سازمان با چند عمل مسلحانه در جامعه شناخته شد.[نیازمند منبع]
در دهه ۱۳۵۰ با مقابله شدید ساواک با نیروهای سیاسی مسلح، سازمان مجاهدین نیز در شرایط دشواری به فعالیت مخفی خود ادامه میداد و از حمایت بعضی از روشنفکران مذهبی مسلمان و روحانیون شیعه برخوردار بود.[۳] در این دوره مقامات امنیتی نظام شاه از سازمان مجاهدین به عنوان «مارکسیستهای اسلامی» نام میبردند.
[ویرایش] تغییر ایدئولوژی و انشعاب
در سال ۱۳۵۴ در شرایطی که بیشتر رهبران سازمان در زندان بسر میبردند، تقی شهرام یکی از اعضای بلندپایه مجاهدین از زندان ساری گریخت و به سازماندهی نیروهای پراکنده مجاهدین اقدام کرد. وی بهمراه چند تن دیگر منجمله بهرام آرام و وحید افراخته مدتی بعد شعار «فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» که در گوشه سمت راست صفحه اول نشریه پیام مجاهد قرار میگرفت، را حذف نمودند و اطلاعیهای موسوم به «تغییر ایدئولوژی» انتشار دادند. این اقدامات آنچنانکه بعدا از سوی رهبران سازمان مجاهدین یک کودتای آپورتونیستی نامیده شد در شرایطی بود که مرکزیت سازمان در زندان بود.[نیازمند منبع]
در متن مزبور آمده بود که سازمان مجاهدین خلق اعتقادات مذهبی خود را کنار گذارده و ایدئولوژی مارکسیسم را پذیرفتهاست.[نیازمند منبع] با توجه به سابقه مذهبی این سازمان و درگیریهایی شدیدی که در آن هنگام میان پیروان مذهب و چپگرایان ماتریالیست وجود داشت، بیانیه تغییر ایدئولوژی به جنجالهای بسیاری دامن زد.[نیازمند منبع] مخالفان مجاهدین آن را دلیل بر درستی نظر خود در مورد ماهیت التقاطی و اندیشههای ضداسلامی نهفته در آثار مجاهدین میدانستند. از یک سو جریاناتی که دارای برداشت قشری و عقب مانده از اسلام بودند, در فرصت ایجاد شده, بجای محکوم نمودن این حرکت, به ضدیت با مجاهدین اصیل پرداخته و این اقدام را به منزله ارتداد مجاهدین دانستند و برخی از روحانیون که از قبل در زندان درگیرهایی با زندانیان مارکسیست داشتند، در اطلاعیهای با اشاره به نجاست کفار اعلام کردند که تمامی زندانیان مسلمان باید از هرگونه ارتباط با مارکسیستها (غذا خوردن، تماس بدنی، وسایل مشترک زندانیان همبند) پرهیزکنند.[نیازمند منبع] از سوی دیگر برخی جریانات مارکسیستی نیز بجای محکوم کردن این اقدام فرصت طلبانه, مدعی شدند که این سرنوشت گریز ناپذیر مجاهدین بوده و میبایست به مارکسیسم روی میآوردند.[نیازمند منبع]
اما مسعود رجوی طی یک بیانیه ۱۲ مادهای مواضع سازمان مجاهدین در برابر این کودتا را اعلام کرد و آن را باعث رشد زودرس جریان راست ارتجاعی نامیدو اعلام نمود که دشمن اصلی همچنان رژیم شاه میباشد.[نیازمند منبع]
گروه تقی شهرام پس از انقلاب نام پیکار برای آزادی طبقه کارگر را بر خود نهادند.[نیازمند منبع]
[ویرایش] پس از انقلاب
مسعود رجوی مدتی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و سرنگونی شاه، در ۳۰ دی ۱۳۵۷ از زندان آزاد گردید و ریاست سازمان مجاهدین را به عهده گرفت. مجاهدین با استفاده از فضای آزادتری که پدید آمد با بالاگرفتن تب فعالیتهای سیاسی همچون سایر احزاب به سرعت رشد کرد. دیدگاهها و نگرشهای مختلف احزاب و گروهها پیرامون نوع حکومت پس از سرنگونی پهلوی، مطالبات قومی و در خواست فدرالیسم در میان برخی اقوام ایران، دخالت برخی دولتهای خارجی و نهایتا ضعف نهادهای مدنی و فرهنگ فعالیت دموکراتیک تب شدید فعالیتهای سیاسی در ایران پس از انقلاب را به سمت تنش و درگیری مسلحانه پیش برد. مجاهدین از همان ابتدا بااصل ولایت فقیه که تمام قدرت را منحصر به ولی فقیه میکند مخالفت ورزید و آنرا مخالف دمکراسی نامید.[نیازمند منبع] به همین جهت بر سر تدوین قانون اساسی خصوصاً بر سر اصل ولایت فقیه با حزب تازه تأسیس حزب جمهوری اسلامی که متشکل از روحانیون نزدیک به آیت الله خمینی بود، درگیر شد. مرگ آیتالله طالقانی که مجاهدین او را «پدر طالقانی» مینامیدند، باعث افزایش تنش میان دو طرف گردید، چرا که با توجه به محبوبیت فراوان او در میان مجاهدین و مقبولیتش در بین روحانیون سنتی و دیگر گروههای مذهبی، دعوت او به آرامش ممکن بود کارساز واقع شود.
در پی تعیین صلاحیت نامزدهای اولین انتخابات ریاستجمهوری در سال ۵۸، مسعود رجوی به عنوان کاندید سازمان مجاهدین، اعلام آمادگی نمود که مخالفت برخی همچون جمعیت فدائیان اسلام را برانگیخت، این گروه طی نامه سرگشادهای به شورای انقلاب، خواستار حذف برخی کاندیداها که منحرف نامیده بود (اشاره به مسعود رجوی) شد و عنوان داشت که در غیر این صورت، خود وارد عمل خواهد شد.[۴] متعاقباً در تاریخ ۲۹ دی، ازآیتالله خمینی درباره انتخابات ریاست جمهوری و اعتقاد نامزدها به قانون اساسی پرسشی به عمل آمد که وی با این اظهار که: «کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رأی ندادهاند، صلاحیت ندارند، رئیس جمهور ایران شوند.» بهطور رسمی و تلویحی دستور به حذف مسعود رجوی از دور انتخابات را داد.[۵]. مجاهدین به صورت علنی به محکوم کردن حکم خمینی پرداختند و مقامات دولتی نیز در پاسخ، به توقیف روزنامه مجاهدین که فروش آن ۱۶ برابر بیشتر از روزنامه روحانیون حاکم (حزب جمهوری اسلامی) بود،[۶] بازداشت چندین تن از سران آنان و ممنوع اعلام کردن فعالیت آنها پرداختند. اتفاقات دیگری همچون دستگیری محمدرضا سعادتی یکی از مهمترین اعضای سازمان، آن هم به اتهام سنگین جاسوسی وضعیت را وخیم تر کرد.
به دنبال کشمکشها و اختلاف نظرهای رئیس جمهور وقت ابوالحسن بنیصدر با حزب جمهوری اسلامی و تلاش ناموفقش در جهت سلب اختیارات آنان و در نتیجه از دست دادن حمایت خمینی، از آنجاکه او به تنهایی توان مقابله با مخالفانش را نداشت و پیشتر هیچگاه به ایجاد یک حزب و یا ائتلاف اقدام نکرده بود، با مجاهدین خلق که پیشتر از آنها به شدت انتقاد کرده بود، متحد شد.[۷] در اواخر ماه خرداد او که برای حفظ جان خویش در اختفا به سر میبرد مردم را به قیام فراخواند.[۸] مجاهدین خلق نیز در پی تعارضات شدید با حکومت در سال ۵۹، از بنیصدر حمایت کرده و در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۰ از هوادارانشان خواستند تا علیه استبداد حکومت خمینی به خیابانها بریزند. یک روز پس از آن، تظاهرات خشونت آمیزی در شهرهای مختلف کشور به راه افتاد در تهران حدود پانصدهزار نفر در خیابانها به دادن شعار و اعتراض و درگیری با نیروهای حزباللهی پرداختند.[۹][۱۰] حکومت نیز با اعلام آیتالله خمینی مبنی بر اینکه، «آنان که علیه حاکمان شرع حرف میزنند، با اسلام به مبارزه میپردازند» به سرعت عکسالعمل نشان ، چنانکه تنها در اطراف دانشگاه تهران حدود ۵۰ نفر کشته، ۲۰۰ نفر مجروح و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شدند.[۱۱] روز بعد، بنی صدر برکنار و دستور بازداشت او توسط روحالله خمینی به اتهام خیانت و توطئه علیه نظام صادر شد و به این ترتیب رقابتهای سیاسی وارد عرصه خشونت آمیزی گشت.[۱۲]
در روز هفتم تیر ۱۳۶۰ در حالیکه در دفتر حزب جمهوری اسلامی، اجلاسی از سران آن در حال برگزاری بود، بمب قدرتمندی منفجر شده و بیش از هفتاد تن از مقامات بلندپایه حکومتی از جمله، دبیرکل حزب و رئیس دیوان عالی کشور آیتالله بهشتی، چهار تن از وزرای کابینه دولت، ۲۳ نماینده مجلس و چندین تن از دیگر مقامات کشته شدند.[۱۳] مدتی بعد کرسی ریاست جمهوری به محمدعلی رجایی سپرده شد و او دبیر کل جدید حزب جمهوری اسلامی، محمدجواد باهنر را به مقام نخستوزیری خویش برگزید. مسعود رجوی و بنی صدر که در خفا بهسر میبردند توسط خلبان اختصاصی شاه سابق ایران بهزاد معزی طی یک عملیات پروازی از پایگاه یکم شکاری مهرآباد بوسیله یک جت از کشور خارج و در فرودگاه پاریس فرود آمدند. رجوی و بنی صدر به همراه برخی گروههای دیگر، شورای ملی مقاومت را برای مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی تشکیل دادند.
دو ماه پس از حادثه بمبگذاری ماه تیر، در انفجار مهیب دیگری در دفتر ریاست جمهوری به تاریخ ۸ شهریور، رجایی و باهنر کشته شدند. گرچه هیچ گروهی مسئولیت بمبگذاریها را برعهده نگرفت، اما جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق را عامل این اقدامات اعلام نمود. با این وجود مجاهدین مسئولیت دیگر ترورها را پس از عزل بنیصدر پذیرفتند. از جمله ترورهایی که در فاصله چند ماه اتفاق افتاد، میتوان به ترور امامجمعه شهرهای تبریز، کرمان، شیراز، یزد و باختران، یک استاندار، سرپرست زندان اوین، نظریهپرداز اصلی حزب جمهوری اسلامی، تنی چند از قضات دادگاههای انقلاب، نمایندگان مجلس، مقامات پایین رتبه دولتی و اعضای سازمانهای انقلابی اشاره کرد.[۱۳]
در ماه شهریور ۱۳۶۰، مجاهدین به منظور برانگیختن ناآرامی و شورش در کشور، هواداران جوان خود را برای اعتراض و درگیری مسلحانه با عوامل حکومتی به خیابانها فرستادند. در تاریخ ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ آنان از تیربار و نارنجکانداز آر پی جی علیه نیروهای سپاه پاسداران استفاده نموده و برخی از گروههای کوچکتر چپگرا همچون چریکهای فدایی، دست به اقدامات چریکی مشابهی زدند.[۱۳] حکومت وقت در پاسخ به اقدامات مسلحانه، نیروهای ضد اطلاعاتی سپاه را بسط داد و در ابعادی وسیع به دستگیری بسیاری از اعضای گروه و افراد مشکوک به همکاری با آنان شد.
در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران موفق به کشف محل اختفای اصلی رهبران مجاهدین در تهران در محله زعفرانیه شده و پس از محاصره آن محل و چند ساعت درگیری مسلحانه آنرا تصرف کردند. در این واقعه ۲۳ نفر از جمله موسی خیابانی مرد شماره ۲ سازمان، آذر رضايي همسر موسی خیابانی و اشرف ربیعی (رجوی) همسر مسعود رجوی کشته و پسر خردسال مسعود و اشرف نیز به اسارت درآمد. این واقعه از سوی مجاهدین به «عاشورای مجاهدین» نامیده شد.[۱۴] پس از آن بسیاری از آنان به شورشیان کُرد پیوسته و اعضای باقیمانده دیگر نیز به اروپا گریختند.[۸]
برآورد اشتباه مجاهدین خلق از میزان آسیب پذیری حکومت و اقدامات مسلحانه آنان نهایتاً بر قدرت حامیان آیتالله خمینی افزود،[۸] با وجود وقوع حوادث خشونت آمیز سال ۱۳۶۰ و کشته شدن برخی مقامات بلندپایه، بر خلاف پیشبینی مجاهدین خلق و سایر مبارزان مسلح که با ضربه وارد آوردن بوسیله عملیات مسلحانه و حذف فیزیکی نیروهای «مکتبی»، امید به سلب قدرت و ضعیف نمودن آنان داشتند، نه تنها از قدرت این نیروها کاسته نگردید، بلکه تمامی مراکز تصمیمگیری نیز در اختیار آنان قرار گرفته و فضای سیاسی کشور بسته شد. بدین ترتیب، همه گروههای سیاسی، جز آنهایی که در ردیف نیروهای «مکتبی» قرار داشتند، از میدان خارج شدند.[۱۵]
[ویرایش] انتقال به عراق و همکاری با صدام
اقدامات خشونتبار مجاهدین خلق در حمایت از عراق در جریان جنگ این کشور با ایران، منجر به کنارهگیری بنی صدر و بسیاری دیگر از اعضا از شورای ملی مقاومت شد. در سال ۱۹۸۶ میلادی دولت فرانسه مجاهدین را به خروج از پاریس مجبور کرد و از آن پس مرکز استقرار آنها شهر بغداد پایتخت عراق شد.[۸] مجاهدین پس از آن به تأسیس شهری در شمال بغداد، دراستان دیالی اقدام کردند. این شهر که شهر اشرف نامیده میشد، مرکز اقامت مجاهدین بود و پس از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف ضد ترور از سال ۲۰۰۳ تا اول ژانویه ۲۰۰۹ توسط آمریکائیها حفاظت میشد. دولت عراق از اول ژانویه سال ۲۰۰۹ مسولیت اداره اردوگاه اشرف را به دست گرفت که این موضوع باعث نگرانی ساکنین این اردوگاه و حامیان آنها شده است.[۱۶]
مسعود رجوی پس از انتقال به عراق کمک های مالی و نظامی از جمله مقادیری اسلحه ، تانک های ساخت برزیل و بریتانیا را (که در جنگ با ایران به دست عراقی ها افتاده بود)، همراه با نفربرهای زرهی روسی و... از صدام دریافت کرده و به عملیات علیه نیروهای ایرانی پرداخت.به همین جهت نیز این سازمان نزد اکثر ایرانیان با گرایشات مختلف منفور است.[۱۷]
این سازمان همچنین متهم به همکاری با صدام در سرکوب و قتل عام کرد ها و شیعیان عراق است هرچند که خود این اتهام را رد میکند.[۱۷]
[ویرایش] طلاق اجباری
پس از انتقال اعضا به عراق زوجها ملزم به جدایی از یکدیگر شدند و سازمان فرزندانشان را به اروپا منتقل کرد.[۱۸]بسیاری از آنان دیگر فرزندانشان را ندیدند.یک بازدید کننده اروپایی از قرار گاه اشرف میگوید:
| ” | حدود دو دهه پیش، خانوادههایی که در این اردوگاه زندگی میکردند "منحل" شدند، زوج های متاهل به اجبار از هم طلاق گرفتند و بچههای آنان به خارج فرستاده شدند و بسیاری از آنان در حال حاضر با هواداران گروه در کشورهای غربی زندگی میکنند که سرگرم پرورش این کودکان براساس عقاید مجاهدین خلق هستند که یک ناظر بی طرف از آن به عنوان "نوعی فرقه" یاد کرده است.[۱۷] | “ |
[ویرایش] عملیات نظامی علیه ایران
چندی پس از انتقال اغلب نیروهای سازمان به عراق و تغییر استراتژی جنگ چریکی به جنگ کلاسیک ، در آخرین سال جنگ ایران و عراق و در شرایطی که توان نظامی ایران در پی چندین سال جنگ فرسایشی و توان اقتصادی و روحی ایرانیان با کاهش بسیار شدید درآمدهای نفتی شدیدا تحلیل رفته است، سازمان مجاهدین رویارویی علنی با نیروهای ایرانی در جبههها را آغاز میکند.
حکومت ایران و برخی رهبران جدا شده از سازمان معتقدند که توپخانه و هلیکوپتر های ارتش عراق نقش مهمی در پیشتیبانی از مجاهدین داشته اند ، هرچند دولت وقت عراق و رهبران سازمان مجاهدین این موضوع را تکذیب کرده و مدعی شدند که عملیات کاملا توسط سازمان صورت گرفته است.
[ویرایش] عملیات آفتاب
این عملیات برای اول فروردین سال ۱۳۶۷ در اطراف شوش برنامه ریزی شده بود ، اما درگیری دو تن از نیروهای شناسایی سازمان و دستگیر شدن وی توسط نیروهای ایرانی منجر به تردید هایی پیرامون لو رفتن احتمالی عملیات و تعویق یک هفته ای آن شد.نهیاتا این عملیات در ۸ فروردین آغازشد.
در جریان این عملیات به گفته مجاهدین بیش از ۴۱۷ تن از نیروهای ارتش (لشکر ۷۷ خراسان) و ژاندارمری به اسارت درآمده و پشت جبهه منتقل میشوند و همچنین ۳۵۰۰ تن از نیروهای نظامی ایران کشته و مجروح شده و مقدار زیادی تجهیزات جنگی به غنیمت آنان درامد. مجاهدین تعداد تلفات خود را ۱۲۳ نفر گزارش داده و پس از اجرای عملیات منطقه را ترک و به خاک عراق باز میگردد.
[ویرایش] عملیات چلچراغ
سه ماه پس از عملیات آفتاب که مجاهدین را در موقعیت سیاسی و تبلیغاتی مناسبی قرار میدهد در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷، سازمان عملیات چلچراغ را اجرا میکند. هدف این عملیات تصرف شهر مهران است که محقق میشود.در این عملیات نیز مجاهدین عده ای از نیروهای ایرانی را کشته و تعدای را به اسارت گرفتند. این سازمان همچنین لیست بلند بالایی را بعنوان غنائم بدست آمده از ارتش ایران منتشر میکند.به گفته سازمان بیش از ۸۰۰۰ تن از نیروهای ایران در این عملیات کشته و مجروح شدند. سازمان تعداد کشته شدگان خود را ۶۸ تن گزارش میکند.
منابع ایرانی ضمن پذیرش شکست در مهران اعلام کردند که پیروزی مجاهدین ناشی از پشتیبانی ارتش عراق و استفاده از تسلیحات شیمیایی بوده است.[۱۹]
برخی از رهبران جدا شده از سازمان مجاهدین خلق میگویند که این سازمان ضمن فراخوان گسترده نیروهای خود از اروپا و کشورهای همسایه ، با تحت فشار قرادادن اسرای ایرانی و دادن وعده آزادی عده ای از آنان را جذب میکند.
[ویرایش] عملیات فروغ جاویدان
شش روز پس از قبول قطعنامه توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با بهره برداری از ضعف شدید روحیه نیروهای ایرانی مجددا به خرمشهر حمله کرده و تا آستانه تصرف آن پیش میروند ، سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را آغاز میکند. هدف مجاهدین از این عملیات تصرف تهران اعلام میشود اما بر خلاف دو عملیات قبلی به شکست گسترده و تلفات شدید سازمان منتهی میشود.
این آخرین فرصتی بود که از سوی صدام به مجاهدین برای تجزیه بخشی از خاک ایران و ایجاد یک منطقه خودمختار داده شده بود.[۲۰]
[ویرایش] اعدام اعضای دربند پس از جنگ
پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در هجدهم ژوئیه ۱۹۸۸ میلادی، توسط ایران، برای آتش بس جنگ هشت ساله بین این کشور و عراق، در ۲۴ جولای، سازمان مجاهدین خلق، برای براندازی دولت اقدام به حمله گستردهایبه مرزهای غربی و جنوب غربی ایران تحت عنوان «عملیات فروغ جاویدان» نمود و جمهوری اسلامی در پاسخ به این حمله، «عملیات مرصاد» را به اجرا گذاشت. اگرچه عملیات نظامی مجاهدین به راحتی توسط نیروهای ایرانی خنثی شد، اما دستاویزی برای مقامات حکومتی فراهم کرد تا بسیاری از مخالفان سیاسی از جمله مجاهدین را که چندین سال پیش از آن دستگیر و محکوم شده بودند را به صورت فیزیکی حذف نمایند.[۲۱][۲۲][۲۳] آیتالله حسینعلی منتظری، که هنگام اعدامها از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی و قائم مقام رهبری بود، بعدها در خاطرات خود مطالبی درباره آن اعدامها نگاشت که نشان میدهد دستور اعدام تمامی زندانیان سیاسی که تا آنزمان بر عقیده خود پابرجا بودند، توسط روحالله خمینی، در اواخر تابستان سال ۱۳۶۷ صادر شدهاست.[۲۴] بنا به گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر، این اعدامها که در اقصی نقاط ایران به انجام پیوست، اغلب در نقاطی بسیار دور از محل حمله و شامل زندانیان سیاسی از جمله تعداد نامعلومی زندانیان عقیدتی که پیشتر سالها در زندان به سر میبردهاند بودهاست. بدین دلیل این افراد نمیتوانستند نقشی در حمله یا جاسوسی ایفا کرده باشند. بسیاری از آنان پیش از اعدام، محاکمه و به مدتهای مختلفی به حبس در سالهای آغازین دهه هشتاد محکوم شده بودند و در فعالیتهای غیرخشونت آمیز از جمله پخش روزنامه و یا اعلامیه و یا تظاهرات شرکت داشتند و بسیاری نیز در زمان دستگیری دانشجو یا دانش آموز و کم سن و سال بودهاند. سازمان عفو بين الملل طي سال 1981 اين اعدامها را ثبت كرده است گزارشها حاكي است كه محاكمه هادرصورتي كه اصلا محاكمه اي در كار مي بود شتابزده انجام مي شدو به متهمان امكان تعيين وكيل يا دفاع از خود داده نمي شد در ميان قربانيان آن سال تعداد زيادي از نوجوانان وزنان وجود داشتند[۱]اکثریت اعدامشدگان آن سال از هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند اما صدها عضو و هوادار گروههای سیاسی دیگر از جمله سازمان چریکهای فدایی خلق ایران (جناحهای مختلف)، حزب توده، حزب دموکرات کردستان، راه کارگر و دیگران نیز بههمراه آنان اعدام گشتند.[۲۱]
[ویرایش] وضعیت بعد از جنگ عراق - آمریکا
بعد از خاتمه جنگ مجاهدین کلیه نیروهای خود را در شهر اشرف متمرکز نمودند. مسعود رجوی رهبر گروه از آن زمان به بعد دیده نشده و به احتمال فراوان کشته شده است.[۱۷] گرچه سازمان مجاهدین با پخش پیام هایی منسوب به وی مدعی زنده بودن اوست.این افراد بعد از حدود ۶ سال همچنان در اشرف بسر میبرند. این شهر در حال حاضر موضوع اصلی ترین نبرد بین مجاهدین و جمهوری اسلامی میباشد. جمهوری اسلامی تلاشهای زیادی برای منحل کردن واخراج اعضای مجاهدین و یا بازگرداندن آنها به ایران چه مستقیما و چه از طریق افراد وابسته به خود در دولت عراق به کار بستهاست.متقابلا مجاهدین طی ۶ سال گذشته دست به کمپین گستردهای در میان مردم عراق زدهاند تا حمایتهایی راکسب نمایند. منجمله اعلام نمودند که ۵ میلیون و دویست هزار نفراز مردم عراق با امضای بیانیه حمایت خودشان را از مجاهدین اعلام کرده وخواهان خلع ید از جمهوری اسلامی در عراق شدند.[۲][۳] در این حال مشاور امنیت ملی عراق اعلام کرد که دولت عراق به اعضای گروه مجاهدین خلق اعلام کرده است که دو راه بیشتر ندارند. یا این که به ایران باز گردند یا کشور دومی را برای حضور خود انتخاب کنند چرا که تحت هیچ شرایطی دیگر نمیتوانند در خاک عراق بمانند.[۲۵]
[ویرایش] قرار گرفتن در فهرست سازمانهای تروریستی
بعد از آن که محمد خاتمی به ریاست جمهوری نظام انتخاب گردید, در راستای جلب حمایتهای بین المللی اقدام به ارائه چهره میانه رو تری از خود نمود. سیاستمداران آمریکایی در دولت وقت آمریکا یعنی دولت کلینتون که سالیان بهدنبال جناح میانه رویی درون نظام جمهوری اسلامی بودند, با این تصور که بین خاتمی و نظام ولایت فقیه تفاوتهای بنیادین وجود دارد از انتخاب محمدخاتمی استقبال کرده و برای نزدیک شدن به وی و بنا به درخواست وی بمنظور نشان دادن حسن نیت خودت نام سازمان مجاهدین را درلیست سازمانهای تروریستی قرار دادند. در همان اوان مارتین ایندیک, معاون وزارتخارجه آمریکا در امور خاور نزدیک, به این واقعیت اذعان نمود. این واقعیت توسط مقامات دیگری ازایالات متحده نیز اذعان شدهاست.[۲۶] [۲۷] [۲۸]بار دیگر در تاریخ ۱۲ ژانویه سال ۲۰۰۹ وزارت امور خارجه آمریکا، مجاهدین خلق را یک گروه تروریستی شناخت.[۲۹] روز دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۷ , شورای وزیران اتحادیه اروپا با خارج شدن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی اتحادیه اروپا موافقت کرد. مریم رجوی در اطلاعیهای که از سوی شورای ملی مقاومت صادر گردید گفت: ” با لغو برچسب تروریستی سیاست استمالت اروپا در هم شکست و چرخهای تغییر در ایران با شتاب مضاعف شروع به حرکت خواهند نمود.” [۴][۵][۶][۷]
پیش از آن نیز در ۳۰ نوامبر ۲۰۰۷ دادگاه ویژهای در بریتانیا رای داد که دولت این کشوربایستی نام سازمان مجاهدین خلق ایران را از فهرست گروههای تروریستی حذف و فعالیتشان را در بریتانیا قانونی اعلام کرد.[۳۰][۳۱]. اخيرا بيش از 100 عضو پارلمان اروپا از پرزيدنت اوباما خواستند كه نام مجاهدين خلق را از ليست سازمانهاى تروريستى آمريكا حذف نمايد. قانونگذاران در نامهيى گفتند كه سازمان مجاهدين خلق ايران «بهوضوح نشان داده است» كه دشمن بنيادگرايى اسلامى است. [۸]
كميته پارلماني ايران آزاد كه ازحمايت اكثريت مجلس عوام و بيش از200عضو مجلس اعيان برخوردار است، روز 15مي2009اعلام كرد: در يك كنفرانس مطبوعاتي در مجلس عوام بريتانيا, اعلام شد كه بيش از 180 نماينده از هر دو مجلس و از احزاب مختلف با ارسال نامه اي به پرزيدنت باراك اوباما از وي خواهان حذف نام گروه اصلي آپوزيسيون ايراني, سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست سازمانهاي تروريستي خارجي گرديدند. لرد كوربت رئيس كميته پارلماني ايران آزاد اعلام كرد قانونگذاران بريتانيايي بخشي از 503 پارلمانتر اروپايي هستند كه ابتكار عمل جديد در رابطه با اتخاذ سياست جديد در قبال ايران را به آمريكا پيشنهاد كرده اند. [۹]
[ویرایش] اقدامات تروریستی منتسب به سازمان علیه جمهوری اسلامی
| این بخش نوشتار، نیازمند گسترش است. |
- انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی ۷ تیر ۱۳۶۰ که در آن سید محمد حسینی بهشتی و بیش از ۷۰ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی کشته شدند.
- حسن آیت ۱۴ مرداد ۱۳۶۰
- انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰ که در آن محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر و یک نفر دیگر کشته شدند.
- آیتالله مدنی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ [۳۲]
- عبدالکریم هاشمینژاد - ۷ مهر ۱۳۶۰ [۳۳]
- آیتالله دستغیب و ۱۲ نفر دیگر از همراهان وی در نمازجمعه - ۲۰ آذر ۱۳۶۰ [۳۴] [منابع بیشتری نیازست]
- آیتالله محمد صدوقی(سومین شهید محراب) - ۱۱ تیر ۱۳۶۱ [۳۵]
- اسدالله لاجوردی - ۱ شهریور ۱۳۷۷ [۳۶]
- علی صیاد شیرازی - اردیبهشت ۱۳۷۸[۳۷] [منابع بیشتری نیازست]
[ویرایش] کشته شدگان غیر سرشناس
- محمد سالم هوسی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۰ [۳۸]
- فاطمه عشریه، علیاکبر خدادادی، عشرت اسکندری - ۴ شهریور ۱۳۶۱ [۳۹] [۴۰] [۴۱]
- محمد علی اکبری - ۲۵ شهریور ۱۳۶۱ [۴۲]
- محمود افتخاری - ۲۵ مهر ۱۳۶۱ [۴۳]
- موسی الرضا مقیسه - ۲۷ فروردین ۱۳۶۳ [۴۴]
- ۱۴ نمازگزار در انفجار در نمازجمعهٔ تهران - ۲۴ اسفند ۱۳۶۳ [۴۵]
- حمله با خمپاره به قصد ساختمان ریاست جمهوری در دوره سید محمد خاتمی در بهمن ۱۳۷۸[۴۶] و حمله خمپاره ای خيابان ولیعصر تهران در سال1379 كه موجب مرگ 2 نفر و مجروح شدن 7 نفر شد، حمله خمپاره ای به دانشگاه شهید چمران اهواز، حمله خمپاره ای به ساختمان مسكونی در ایلام و حمله خمپاره ای به مجموعه مسكونی در تهران.[۴۷]
[ویرایش] ترورهای ناموفق
- سید علی خامنهای ۶ تیر ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران که منجر به از کار افتادن یک دست وی شد.[۴۸]
- سعید حجاریان - ۸ شهریور ۱۳۶۰ - نازیآباد تهران [۴۹][نیازمند منبع]
[ویرایش] سایر فعالیّتها
- افشای فعالیتهای مخفی هستهای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۰۲ به بعد که در نهایت منجر به صدور چهار قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و اعمال تحریمهای مختلف علیه دولت جمهوری اسلامی شد.[۵۰] [۵۱]
- افشای نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی همراه با انتشار لیست بیش از ۲۰۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] از کشته شدگان توسط جمهوری اسلامی. این اقدامات تا کنون باعث گردیدهاست که نظام جمهوری اسلامی تا کنون ۵۴ بار توسط مجمع عمومی و کمیسیون سوم حقوق بشر ملل متحد بخاطر نقض شدید حقوق بشر در ایران محکوم گردد.[۱۰]
- انتشار لیست ۳۲۰۰۰ تن که به گفته این سازمان از ماموران و عوامل وابسته به جمهوری اسلامی در عراق هستند ، همراه با شماره حساب بانکی و میزان حقوق ماهیانه هرکدام که از نیروی قدس سپاه پاسداران دریافت میکنند. [۵۲]
- حمایت و همراهی در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸ (۱۹۷۹) [۵۳] [۵۴]
- عملیّات ۱۲ بهمن در سال ۲۰۰۰ که طی آن ۱۲ عملیات بر علیه ایران انجام گرفت [۵۵]
- حمله تقریباً همزمان به سفارت ایران در ۱۳ کشور خارجی در ۱۹۹۲ [۵۶]
- قتل کارمندان غیر نظامی و نظامی آمریکایی مشغول در پروژههای دفاعی ایران در ۱۹۷۰ [۵۷]
[ویرایش] پانویس
- ↑ نگاهی به بنیانگذاران سازمان. ایران دیدبان.
- ↑ آنها که رفته اند خاطرات مهندس لطف ا.. میثمی، انتشارات صمدیه، چاپ نخست، 1386
- ↑ خاطرات لطفالله میثمی، ج ۲
- ↑ مروری بر پیشینه هشت دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران (رئیس جمهور نافرجام)، روزنامه ایران (شماره ۳۱۳۳، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۴)
- ↑ انتخابات ریاست جمهوری (اول و هفتم) در وبگاه روزنامه ایران (شماره ۲۱۴۷، دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۱)
- ↑ Radical Islam: Iranian Mojahedin, by Ervand Abrahamian, Page 1, Publisher: I B Tauris & Co Ltd (December 31, 1989), ISBN-10: 1850430772, ISBN-13: 978-1850430773
- ↑ انتخابات ریاست جمهوری (اول و هفتم) در وبگاه روزنامه ایران، شماره ۲۱۴۷ - سال هشتم - دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۱
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ایران امروز، ریشهها و پیآمدهای انقلاب به قلم نیکی کدی و یان ریچارد، صفحه ۲۵۳
- ↑ Radical Islam: Iranian Mojahedin, by Ervand Abrahamian, Page 1, Publisher: I B Tauris & Co Ltd (December 31, 1989), ISBN-10: 1850430772, ISBN-13: 978-1850430773
- ↑ Iranian Mojahedin, by Ervand Abrahamian, Page 218, Publisher: I B Tauris & Co Ltd (December 31, 1989), ISBN-10: 1850430772, ISBN-13: 978-1850430773
- ↑ Radical Islam: Iranian Mojahedin, by Ervand Abrahamian, Page 219, Publisher: I B Tauris & Co Ltd (December 31, 1989), ISBN-10: 1850430772, ISBN-13: 978-1850430773
- ↑ ابوالحسن بنیصدر (انگلیسی). دانشنامه بریتانیکا (۲۰۰۸). بازدید در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۰۸.
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ ایران پس از پیروزی انقلاب ۵۷ (ترور و سرکوبی) (انگلیسی). Iran Chamber Society (۲۰۰۸). بازدید در تاریخ ۲۶ مه ۲۰۰۸.
- ↑ عبور از بحران، خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی، ۱۳۷۸، دفتر نشر معارف انقلاب، ص ۴۷۰
- ↑ مطبوعات سیاسی از ۵۷ تا ۸۰ در وبگاه روزنامه ایران، شماره ۲۱۳۶ - سال هشتم - دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۱
- ↑ http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/01/090112_wmj-mko-us.shtml
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ مجاهدین خلق از عراق به کجا خواهند رفت؟ در وبگاه بی بی سی فارسی ( ۲۱ فروردین ۱۳۸۸)
- ↑ تبعید و برزخ عراق :ان.پی.آر از وضعیت اعضای مجاهدین خلق در عراق میگوید در وبگاه مردمک(۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ )
- ↑ [http://www.time.com/time/magazine/article/0,9171,967851,00.html World Notes THE GULF] TIME ( Jul. 04, 1988)
- ↑ A Gulf Truce Leaves Rebels In a Quandary New York Times ( August 28, 1988)
- ↑ ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Pour-Mohammadi and the ۱۹۸۸ Prison Massacres at Human Rights Watch website
- ↑ چهار هزار و چهارصد و هشتاد و پنج نفر... در وبگاه دویچهوله
- ↑ آمران قتلها: کابینه امنیتی دولت جدید ایران در وبگاه میهن
- ↑ .متن نامه منسوب به حضرت امام در ارتباط با اعدام منافقین سرموضع در زندانها (سایت آیت الله العظمی منتظری)
- ↑ http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/01/090119_mg_iraniraq.shtml
- ↑ Gross Misrepresentation of Historical Facts - Near East Policy Research
- ↑ Iran Nuclear Watch: Representatives Call for Supporting the MEK to Overthrow Iranian Regime
- ↑ Foreign Terrorist Organizations
- ↑ http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/01/090112_wmj-mko-us.shtml
- ↑ دادگاه بریتانیایی مجاهدین خلق را تروریست ندانست (بیبیسی فارسی)
- ↑ درخواست خروج مجاهدین خلق از فهرست تروریستی بریتانیا (رادیو فردا)
- ↑ irdc
- ↑ irdc
- ↑ habilian
- ↑ habilian
- ↑ ترور اسداللَّه لاجوردی توسط سازمان مجاهدین، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
- ↑ مجاهدین خلق در آئینه تاریخ، علی اکبر راستگو
- ↑ www.habilian.com - «حجةالاسلام محمد سالم هوسی»
- ↑ www.habilian.com - شهيد فاطمه عشريه
- ↑ www.habilian.com - شهيد عشرت اسکندری
- ↑ www.habilian.com - شهيد علی اکبر خدادای
- ↑ www.habilian.com - شهيد محمد علی اکبری
- ↑ www.habilian.com - شهيد محمود افتخاری
- ↑ www.habilian.com - شهید موسی الرضا مقیسه
- ↑ www.habilian.com - «انفجار بمب در نماز جمعه»
- ↑ گزارش شورای روابط خارجی Council of Foreign Relations، ۱۸ آپریل ۲۰۰۸
- ↑ روزنامه جام جم
- ↑ بی بی سی
- ↑ : SharifNews.ir:: تشكیل وزارت اطلاعات به روایت حجاریان
- ↑ usa today
- ↑ Intelligence on Iran Still Lacking, Council on Foreign Relations December 4, 2007
- ↑ Iran Solution: Empower This Opposition Group - HUMAN EVENTS
- ↑ گزارش شورای روابط خارجی Council of Foreign Relations، ۱۸ آپریل ۲۰۰۸
- ↑ Massoumeh Ebtekar and Fred Reed, Takeover in Tehran: The Inside Story of the ۱۹۷۹ U.S. Embassy Capture , Talon Books, ۲۰۰۰
- ↑ گزارش شورای روابط خارجی Council of Foreign Relations، ۱۸ آپریل ۲۰۰۸
- ↑ گزارش شورای روابط خارجی Council of Foreign Relations، ۱۸ آپریل ۲۰۰۸
- ↑ گزارش شورای روابط خارجی Council of Foreign Relations، ۱۸ آپریل ۲۰۰۸


