سرباز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
استراحت دو سرباز با درجه سرجوخه در پارک آریانا

سرباز در فرهنگ فارسی محمد معین این گونه معنی شده‌است.

  1. آنکه آماده باشد که سر و جان خویش را در راه هدف خود فدا کند.
  2. سپاهی، لشکری.
  3. آنچه سرش گشاده بود؛ سربسته.[۱]

به عبارتی سرباز در معنای کسی است که از جانش در پی آرمانی گذشته و از باختن سرش ابایی نداشته باشد. ولی معنای کاربردی این واژه برای کسی به کار برده می‌شود که پیشهٔ نظامی‌گری داشته باشد و در ارتش خدمت کند که بدین معنا سپاهی و لشکری هم می‌گویند.

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. فرهنگ فارسی دکتر محمد معین، جلد دوم، ص ۱۸۵۴ .

منابع[ویرایش]

  • دادگستری جمهوری اسلامی ایران، مجموعه قوانین سال ۱۳۵۸، تصویب‌نامه‌ها، ص۲۷۹.
  • ویکی‌پدیای انگلیسی، نسخهٔ ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۶.
  • فرهنگ همراه پیشرو آریانپور، انگلیسی-فارسی.