بصره

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۰°۳۰′ شمالی ۴۷°۴۹′ شرقی / ۳۰.۵۰۰° شمالی ۴۷.۸۱۷° شرقی / 30.500; 47.817

بصره
البصرة Basra
بصرهالبصرة Basra بر عراق واقع شده‌است
بصره
البصرة Basra

۳۰°۱۸′ شمالی ۴۷°۲۹′ شرقی / ۳۰.۳۰° شمالی ۴۷.۴۹° شرقی / 30.30; 47.49

اطلاعات کلی
نام رسمی : بصره
البصرة Basra
کشور : عراق Iraq location map.svg
استان :

بصره

سال شهرشدن : ۶۳۶
مردم
جمعیت ۳,۸۰۰,۲۰۰ نفر
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی : ۴۰ ۹۶۴
وب‌گاه : http://basra.gov.iq/ar/


بصره دومین شهر بزرگ عراق با جمعیتی بالغ بر ۲۶۰۰۰۰۰ در سال ۲۰۰۳ می‌باشد. این شهر بندر اصلی کشور عراق است. بصره مرکز استان بصره‌است. بصره در تاریخ اولیه اسلام نقش مهمی داشته‌است.

نظر اجمالی[ویرایش]

شهر در امتداد اروند رود یک مسیر آبی نزدیک به خلیج فارس واقع شده‌است.بصره در ۵۵ کیلومتری خلیج فارس و در ۵۴۵ کیلومتری بغداد، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر عراق می‌باشد.

هد الخلدی. وضعیت حکمرانی در بصره سنتی طایفه‌ای می‌باشد. این شهر دارای طوایف زیادی می‌باشد. همچون، شمار، بنی خالد، تمیم، الجبور، الشوولات، بنی اسد، بنی سعد، السعدون، بنی منصور، الزفیر و سوباع و بسیاری طوایف دیگر. برخی از آنها سنی و بقیه از شیعه می‌باشند.

منطقه اطراف بصره دارای منابع مهم نفتی با چاههای نفت بسیار می‌باشد. شهر همچنین دارای یک فرودگاه بین‌المللی می‌باشد، که اخیراً با خطوط هوایی عراق خط هوایی پرچم ملی، شروع به اعاده سرویس به بغداد کرده‌است. بصره در یک منطقه حاصلخیز کشاورزی، با محصولاتی اصلی شامل برنج، ذرت، جو، ارزن، گندم، خرماها، و احشام می‌باشد.

پالایشگاه نفت شهر قابلیت تولید حدود ۱۴۰,۰۰۰ بشکه نفت ۲۲,۳۰۰ متر مکعب در روز را دارا می‌باشد.

پیروان مسلمان منطقه عمدتاً اعضای فرقه شیعه جعفری می‌باشند. همچنین تعداد قابل توجهی از فرقه اهل سنت و نیز تعداد کمی از مسیحیان در بصره زندگی می‌کنند. همچنین در کنار ایشان بقایایی از فرقه عرفانی پیش از اسلام از مندبنز، کسانی که مقر فرماندهی آنها منطقه‌ای بود که سابقاً ساک اش- شیخ نامیده می‌شد، زندگی می‌کنند.

شبکه کانال‌هایی که در میان شهر جریان دارد، به آن نام مستعار ونیز خاورمیانه دست کم در حد بالای جزر و مد می‌دهد. پایین آمدن جزر و مدها در بصره نزدیک به حدود ۹ پا (۷/۲متر) می‌باشد. برای مدت زمان طولانی، بهترین خرماهای جهان در بصره پرورش می‌یافت. وائل هالاک تذکر می‌دهد که در مقابله با مدینه و در یک وسعت کمتر سوریه، در عراق جمعیت مسلمان غیر متفرقی که به زمان پیامبر بازگردد وجود ندارد. بنابراین درخواستهای مالکی (و ازواعی) جهت تمرین («عمل») اتحاد نتوانست مورد استقبال واقع شود. در عوض مردم عراق بر آن دسته از اصحاب پیامبر که در آنجا ساکن شدند، و چنین فرقی از حجاز که بسیار مورد احترام آنان بود اعتماد کردند.

تاریخ بصره[ویرایش]

Persian gulf in the ottoman maps 1729
بخشی از یک نقشه دولت عثمانی در اوایل قرن بیستم که کویت در آن جزئی از ولایت بصره است.
نقشه‌ای اروپایی از سال ۱۷۳۰ که کویت در آن خارج از مرزهای دولت عثمانی است.

«طبقات» شیرازی، که وائل هالاک آن را «یک کار بیوگرافیکی مهم اولیه اهدا شده به حقوقدانان» خوانده‌است، ۸۴ «شکل شاخص» از فقه اسلامی را پوشش داده؛ که بصره ۱۷ مورد آن را فراهم کرد. بنابراین بصره مرکزی بود که فقط مدینه با (۲۲) مورد و کوفه با (۲۰) مورد از آن پیش افتادند. از جمله اصحابی که در بصره ساکن شدند ابوموسی و مالک بن انس بودند. در کنار حقوقدانان بصری، هالاک محمد ابن سیرین، ابو عبدالله مسلم ابن یاسر، و ابو ایوب السختیانی را بر می‌گزیند. قتدا ابن دیعما(سال ۶۸۰-۷۳۶) به عنوان یک محدث و مفسر قرآن احترام یافت. در اواخر سال ۷۵۰، سووار ابن عبدالله جهت اطمینان از بیطرفی آنها، شروع به پرداخت حقوق به شاهدان و منشیان دادگاه نمود. حماد ابن سلاما (سال ۷۸۴)، مفتی شهر بصره، معلمی از ابو حنیفه بود.زفار ابن الهدی شاگرد ابو حنیفه دیرتر از کوفه به بصره حرکت کرد. قوانین بصره‌ای و کوفی، تحت حمایت اولیه عباسیان، بخشی از فقه شد که مذهب حنفی نام گرفت؛ در نتیجه با دیگران، مثل تکرار در مدینه که منجر به مذهب مالکی شد، به مخالفت برخاست. سفیان ال- ثوری ومعمر ابن رشید بسیاری از آموزش‌ها و احادیث شرعی و غیر شرعی در کتابها را جمع آوری نموده، و به یمن مهاجرت کردند، در آنجا عبد الرزاق آن‌ها را در طی قرن نهم CE در مصنف خویش قرار داد. در بازگشت به بصره، مسدد ابن مصرحد جمع آوری‌های خویش را که به صورت «حدیث مسند» مرتب کرده بود، تألیف نمود.

بصره همچنین زادگاه تفاسیر دیگرگونی از اسلام شد. ربیعه العدویه القیسیه، (متولد سال ۷۱۷)، در آنجا زندگی کرد و به عنوان شاعر، متصوف، و معلم مشهور شد. او همچنین در زمره ارکان اولیه قدریه (جنبش وابسته به علوم الهی) بود.

قدریسم در اسلام همانند عقیده آزادی اراده انسان در مسیحیت، در مخالفت با این قبیل عقاید جبر و تفویض که پیش از این توسط اشخاصی، مانند، جان کالوین، ارایه شده بود، می‌باشد. محدث یحیی ابن یعمر ابداع عقاید قدری را در بصره به معبد ال-جوهانی(تاریخ. سال ۸۰) نسبت داده‌است. الحسن (محقق) در «رساله» خود: خدا ممکن است فرمان داده، ممنوع کند، ادب نموده، و امتحان نماید؛ اما علی‌رغم این که قدرت دارد انسان‌های عادی را به خیر یا شر زور نمی‌کند؛ یک روش میانه رو از قدریسم را گسترش داده‌است. بعقیده الذهبی («سیار اعلم ال- نوبالاً)، شاگرد الحسن ابو عثمان عمر ابن عبید (تاریخ. در حدود سال ۱۴۴) تدریس سیر و سلوک الحسن را ترک کرده و با اتخاذ بیشتر این عقاید خویس را در عزلت نگاهداشت. در سوریه، حکومت مروانیان جهت تصدیق دستیابی آنان بر اجازه معنوی بر جبر و تفویض تکیه داشت. مقتدا مالک در کتاب موطای خویش ثبت نموده‌است که خلیفه عمر بن عبدالعزیز فرمان داده بود که قدریه‌ها را باید»به شمشیر«سپرد. مخبران حدیث سوری احادیثی از پیامبر جعل کرده‌اند مبنی بر این که قدریسم را به عنوان یک بدعتکاری تقبیح نموده، و چنان‌که در سوره پنجم یهودیان گفته شده بود، معتقدان آن و کلاً همه بصره را به عنوان»میمون‌ها و خوک‌هاً برچسب زده‌است.

تحت تسلط ابو الهزی ال- علاف (به تاریخ سال ۸۴۱)، همچنین اهالی بصره جهت مدرسه طرفداران معتزلی، نوعی فلسفه عقل گرائی که شامل اصول قدری الحسن و جلب حمایت خلیفه عباسیان مأمون بوده، متهم گشته (یا سرزنش شده‌اند).

بنا به نظر آرتور جفری، بصره همچنین در ابتدا شیوه‌ای مخصوص از تلفظ قرآن را نگاهداشته، که آنها به عنوان «لباب الکلوب» بر کاغذ قرار گرفته و به ابو موسی نسبت داده شده. برای مثال، نسخه قدیمی استفاده شده «ابراهام» در مقابل «ابراهیم» که به واسطهٔ قافیه سوره بیست و یکم اجباراً تغییرداده شد، بسته به کتاب مقدس صحیح تر است؛ علاوه بر این مغایرتهای ثبت شده ابوموسی جهت سوره ۲۱ وجود ندارد.همچنین استنباط ابن الزبیر زمانی که به مکه آمد بدینگونه بود (اگرچه مغایرتهای او کار بر روی سوره ۲۱ را در بر می‌گرفت). احتمالاً راه حل این است که نص اولیه قرآن در بصره «ناقص» بوده، که گفته می‌شود فاقد نشانه‌های صدادار بلند بود؛ و این که بصره پیش تر از این که سوره‌های دیگر پذیرفته شود – به احتمال بسیار زیاد در طی یا بعد از نیمه – سال ۶۸۰، سوره ۲۱ را به عنوان بخشی از قرآن پذیرفت.

نام[ویرایش]

نام پیشین شهر بصره که امروزه بخشی از خاک عراق است، وهشت آباد اردشیر بوده است. این نام گویای ساخته شدن و آباد شدن این شهر به فرمان اردشیر بابکان، بنیادگذار شاهنشاهی ساسانی است.»[۱]

بر اساس کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان در خصوص نام بصره چند نظر وجود دارد.حمزه اصفهانی نوشته است که بصره عربی شده پس راه است.نامهای دیگری چون أم العراق، خزانة العرب، عين الدنيا، ذات الوشامين، البصرة الزاهرة، ثغر العراق الباسم، الفيحاء، قبة العلم،الرعناء نیز گفته شده و گفته اند که آپلوگوس یا اُبُله در نزدیکی بصره بوده است. در متن های ساسانی بسرا/باسرا تلفظ و نگارش شده است. بر اساس رهنامه دریای اریتره (نگاه کنید به نقشه) "در انتهای دریای پارس بر کنار رود، شهر بسیار آباد و سعادتمندی وجود دارد که تجار پارسی -هندی - رومی در آنجا تجارت دارندو حاکم آن عادلترین است" .

  • برخی آپلوگوس را اُبُله و نزدیک بصره می دانند و عده ای آنرا منطقه آبادان می دانند.در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است که بصره و شهرهای اطراف آن را بحر فارس سه بار نابود کرده است.
Names, خرکس و آپلوگوس ۵۰ م.

[۱] در هزار و یک شب تحت نام بس راه شهر ذکر شده‌است، و گفته شده سندباد ملوان سفر دریایی خویش را از اینجا شروع کرده‌است. همچنین «بصرا» نام یک نوع بازی – ماهیگیری (بازی کارتی) می‌باشد که در خاورمیانه در قهوه خانه‌ها بازی می‌کردند. بصره/ باصرا را بعضی ها سرزمین صخره معنی کرده اند و آنرا واژه سریانی دانسته اند.

خرمای بصره[ویرایش]

خرمای بصره چنان با اهمیت و پر آوازه بوده است که مقدسی گوید: «خرمای بصره فراموش شدنی نیست.» [۲] البته خرمای بصره، متنوع بوده است که مقدسی آن را بر چهل و نه گونه به شمار می آورد. [۳] حمداللّه مستوفی (متوفای 740 ق) نیز گوید که بصره، خرماهای خوب دارد و خرمای آنجا را تا هندوچین و ماچین می برند. [۴]

شرح تاریخچه کتاب‌ها[ویرایش]

  • حلاک، وائل. اصول و تکامل قانون اسلامی. چاپ دانشگاه کمبریج، سال ۲۰۰۵
  • هاتینگ، جرالد آر. اولین خاندان اسلامی.
  • میدلانگ، ویلفرد. «عبدالله بی. ال – زبیر و مهدی» در روزنامه نییر ایسترن استادیز ۴۰. سال ۱۹۸۱. صفحه ۲۹۱-۳۰۵.
  • وینسنت، استیفن. «به سوی منطقه قرمز: سفری به روح عراق». آی اس بی ان ۰-۵۷-۸۹۰۶۲۶-۱

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. هفته‌نامه امرداد، شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شماره ۲۸۸، ص ۶.
  2. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، بخش اول، ص 157
  3. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، بخش اول، ص 181-182.
  4. نزهة القلوب، ص 40.

پیوند به بیرون[ویرایش]