شاپور بختیار
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
| در بیطرفی این مقاله یا بخش اختلاف نظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
![]() |
|
| شناسنامه | |
|---|---|
| زادروز | ۴ تیر ۱۲۹۳ ۲۶ ژوئن ۱۹۱۴ |
| زادگاه | ایران |
| تاریخ مرگ |
۱۵ مرداد ۱۳۷۰ |
| جایگاه مرگ | حومه پاریس، فرانسه |
| همسر | مدلین (فرانسوی) شهین تاجبختیار |
| فرزندان | گیو، فرانس، پاتریک، ویوین، همه از همسر فرانسوی گودرز از همسر ایرانی |
| دانشآموخته | دانشگاه سوربن |
| اطلاعات سیاسی | |
| حزب سیاسی | حزب ایران جبهه ملی ایران نهضت مقاومت ملی ایران |
| سمت | نخست وزیر |
| کارها | وکیل - مشاور امور حقوقی و اقتصادی |
| پادشاه | محمدرضا پهلوی |
| پس از | غلامرضا ازهاری |
| پیش از | مهدی بازرگان |
| وبگاه رسمی | www.shapourbakhtiar.com |
شاپور بختیار (زادهٔ ۴ تیر ۱۲۹۳؛ ۲۶ ژوئن ۱۹۱۴ در شهرکرد - درگذشتهٔ ۱۵ مرداد ۱۳۷۰؛ ۶ اوت ۱۹۹۱ پاریس) سیاستمدار ایرانی، دبیرکل حزب ایران، عضو جبهه ملی ایران، از بنیانگذاران نهضت مقاومت ملی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و آخرین نخستوزیر ایران، پیش از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی بود.[۱] در ۱۵ دی ۱۳۵۷ با محمدرضا شاه پهلوی بر سر نخستوزیری به توافق رسید.[۲] با پذیرش نخستوزیری هممسلکانش در جبههٔ ملی رأی به اخراج او و رد همکاری با دولت وی دادند.[۳] حکومت بختیار نخستین دولت مخالف نحوهٔ حکومت شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد بود.[۴] بختیار از آغاز به کار فعالیت سیاسی خود و در طول دوران نخستوزیریش همواره محمد مصدق را رهبر خود میدانست و به پیروی از او تأکید میکرد.[۵] سرانجام با ورود روحالله خمینی به ایران و چندی بعد اعلام بیطرفی ارتش، دولتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سقوط کرد.
پس از آن، بختیار ۶ ماه در ایران مخفیانه زندگی کرد و در تیر ۱۳۵۸ به فرانسه رفت. او در قالب نهضت مقاومت ملی ایران به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت.[۶] در دوران مبارزاتش در خارج از کشور، اولین سوءقصد ناموفق به جانش در تابستان ۱۳۵۹ رقم خورد. برنامهٔ ترور او توسط گروهی به رهبری انیس نقاش صورت گرفت. دومین ترور ۱۱ سال پس از آن، منجر به قتل بختیار در سن ۷۷ سالگی در پاریس شد.[۷] ظاهراً هر دو سوءقصد توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران با استخدام تروریستهایی طرحریزی شده بود.[نیازمند منبع]
به عقیدهٔ لادن برومند و افشین مبصر مهمترین ویژگیهای بختیار در تمامی دوران مبارزات سیاسیش، ایستادگی در برابر حکومت روحالله خمینی و عدم امکان هر گونه سازش با او، احیای مشروطه، اعتقاد و اصرار به اجرای قانون اساسی مشروطهاست.[۸] بختیار در پیشگفتار کتابش، یکرنگی نوشتهاست پیش از آنکه خود را ایرانی و پایبند مذهب خاصّی بداند، به انسان و انسانیت اعتقاد دارد.[۹]
کودکی و جوانی [ویرایش]
شاپور بختیار در ۴ تیر ۱۲۹۳ در کنرک (جنوب غربی شهرکرد) و از پدری به نام محمدرضا معروف به سردار فاتح بختیاری و مادری به نام نازبیگم به دنیا آمد. خانوادهٔ او از طوایف ایل بختیاری بودند.[۱۰] در آن زمان ایل بختیاری یکی از بانفوذترین قبایل به شمار میرفت و بختیاریها توانسته بودند پستهای بسیار مهم و حساس را در عرصهٔ سیاسی از آن خود کنند.[۱۱] پدربزرگ مادری بختیار، نجف قلی صمصمامالسلطنه ۲ بار در ۱۲۹۱ و ۱۲۹۷ به نخستوزیری احمد شاه قاجار رسیده بود. ایل بختیاری سالها در جهت حفظ مشروطه از گزند یورش استبداد قاجارها کوشش کرده بودند.[۱۲] پدر شاپور و بسیاری از خوانین ایل بختیاری از نوادگان شخصی به نام حیدرخان از ایل پاپی هستند که به دلیل اختلافات ایلی به چغاخور و خاندان شهباز خان زراسوند گریخته بود. تیمور بختیار، پسرعموی شاپور، ۴ سال ریاست ساواک را بر عهده داشت. از دیگر خویشاوندان بختیار ثریا اسفندیاری (دخترعموی بختیار)، لوئیز صمصام بختیاری و محمدعلی قطبی هستند.[۱۳]
تحصیلات [ویرایش]
شاپور بختیار تحصیلات دورهٔ ابتدایی را در شهرکرد گذارند و تحصیلات متوسطه را ابتدا در اصفهان و سپس در بیروت به پایان رساند. او مدرک دیپلم خود را از مدرسه فرانسوی بیروت دریافت کرد. آشنایی او با دنیای سیاست و نظریات سوسیال دموکراتها و علاقه به فرهنگ و ادبیات فرانسه خصوصاً شعر از همان دبیرستان فرانسوی شروع شد و تا آخر با او ماند.[۱۴] بختیار قصد داشت بلافاصله بعد از اتمام دبیرستان به پاریس برود اما در ۱۳۱۳ اعدام پدر و ۴ تن از خویشاوندانش به جرم شورش مسلحانه، در جهت سرکوب ایلات توسط رضاشاه چارهای جز بازگشت به ایران برای او باقی نگذاشت.[۱۵][۱۶]
وی در ۱۳۱۵ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن ثبتنام کرد. در ۱۳۱۸ با مدرک کارشناسی از این دانشگاه فارغالتحصیل شد. با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه تحصیلاتش با وقفهای ۲ ساله روبهرو شد. شاپور وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و به عنوان یکی از سربازان فرانسه (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه)[یادداشت ۱] در گردان اورلئان در راه آزادی این کشور جنگید. در ۱۳۲۴ دکترای خود را در حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه سوربن دریافت کرد.[۱۷][۱۸] گویا شاپور نخستین بختیاری است که موفق به اخذ مدرک دکترا در این رشته شدهاست.[۱۹] رسالهٔ دکترایش دربارهٔ رابطهٔ مذهب با قدرت سیاسی در جوامع باستانی (جدایی دین از سیاست) بود.[۲۰] او دو مدرک کارشناسی در زمینههای فلسفه و اقتصاد عمومی، نیز دارد.[۲۱] شاپور بختیار سیاستمداری شعردوست و شعرشناس بود و به حافظ انس و شیفتگی خاصی داشت.[۲۲] او به زبان فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت و علاوه بر آن با زبانهای آلمانی و عربی و بسیاری از نویسندگان و سیاستمداران برجستهٔ غرب و فرانسه آشنایی داشت.[۲۳]
بازگشت به وطن [ویرایش]
در ۱۳۲۵ بختیار به ایران بازگشت. در ۱۳۳۰ در وازرت کار که به ابتکار احمد قوام ایجاد شده بود به عنوان مدیر ادارهٔ کار استان اصفهان انتخاب شد و به هنگام نهضت ملیشدن نفت به سمت مدیرکل کار استان خوزستان (مرکز صنعت نفت ایران) ارتقا یافت. در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران، بختیار که عضو حزب ایران شده بود به طرفداری از مصدق برخاست و در دولت او، معاون وزارت کار شد.[۲۴] در همان دوران معاونت وزارت کار، بختیار قانون بیمهٔ اجتماعی کارگران را با امضای مصدق تصویب کرد که بعدها این قانون باعث پیریزی سازمان بیمههای اجتماعی کارگران شد.[۲۵] تعدادی از یاران نزدیک مصدق با استناد به اسناد محرمانه شرکت منحلهٔ نفت ایران و انگلیس، بختیار را به دریافت مقرری از این شرکت و همکاری با آن متهم کردند.
پس از بازگشت محمدرضا پهلوی در پی کودتای ۲۸ مرداد، بختیار به صف منتقدان شاه پیوست و به همین علت چند بار به زندان افتاد.[یادداشت ۲] بعد از آن، بختیار برای گذران زندگی در چند شرکت مختلف خصوصی به عنوان عضوی از هیئت مدیره مشغول به فعالیت شد.[۲۶] بختیار در جبههٔ ملی دوم، نیز فعال بود و در بهمن ۱۳۴۲ همراه با دیگر رهبران جبههٔ ملی به زندان افتاد[۲۷]
پیش از نخست وزیری [ویرایش]
سالهای بعد از اوت ۱۹۵۳ (۲۸ مرداد ۱۳۳۲)، برای افرادی همچون بختیار سالهای عذاب آور و شکستآمیزی بود و جو مأیوس کنندهای در فضای سیاسی کشور وجود داشت. مصدق زندانی بود و جنبشش منزوی شده بود. بختیار همانند بسیاری دیگر از سران جبهه ملی سعی کرد در این سالها سکوت و احتیاط محتاطانه داشته باشد و در عین حال دشمنی خود با شاه را حفظ کند. تنها فعالیت سیاسی که بختیار در این سالها داشت تحت عنوان جنبش مقاومت ملی و با حضور افرادی چون مهدی بازرگان و سید محمود طالقانی که بعدها از شخصیتهای کلیدی جمهوری اسلامی گردیدند بود.[۲۸]
بختیار در بخش خصوصی آغاز به کار کرد و مدیر برخی کارخانجات یا مشاور بعضی کارخانجات بزرگ بود. شاه سعی کرد که تلفیقی از سیاست مشارکت دادن جبهه ملی در دولت و کنترل و سرکوب آنها را اتخاذ کند. یکبار شاه در سخنانش به برخی سران جبهه ملی به مانند بختیار به علت همکاری با کمونیستها و مصدق، حمله کرد و گفت که آنها «شامپاین رفاقت» را با تجزیه طلبان آذربایجان خوردهاند. شاه گرچه این گروه را توبیخ مینمود اما اجازه پیدا کردن شغل برای امرار معاش را به این گروه میداد. در همین زمان گروهی از جبهه ملی با شاه صلح کرده و مورد عطا و بخشش های زیادی قرار گرفتند. به عنوان مثال فریدون مهدوی از سران دوران اولیه جبهه ملی در سالهای ۱۹۶۰، در اوایل دهه ۱۹۷۰ یکی از اعضا قدرتمند کابینه دولت هویدا گردید.[۲۹]
میلانی مینویسد بنا به گفته خود بختیار، روی کار آمدن دولت جان اف. کندی در آمریکا در سال ۱۹۶۱، دلیل مهمی برای احیا جبهه ملی یا به طور دقیقتر تشکیل جبهه ملی دوم و سوم بودهاست. در سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴، تحت فشار آمریکا، شاه مجبور گردید که یک ائتلاف دولتی برای جبهه ملی تشکیل دهد. بین خود اعضای جبهه ملی در مورد پیوستن یا نپیوستن به این ائتلاف اختلاف نظر شدیدی وجود داشتهاست. از طرفی گروهی که هنوز حوادث ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را از یاد نبرده بودند، دوست داشتند که هیچ گونه کاری با دولت محمدرضا پهلوی نداشته باشند. گروهی دیگر همانند بختیار نیز از طرف دیگر نیز مترصد هر فرصتی برای مذاکره با شاه بودند تا دولت پهلوی هر چه بیشتر به یک دولت دمکرات ملیگرا تبدیل شود.[۲۹]
سرانجام، گروهی از جبهه ملی که خواستار عدم فعالیت سیاسی بودند، رأی اکثریت آوردند. آنها هیچ یک از دولتهای نخست وزیران شاه از امینی] و علم گرفته تا منصور و هویدا وارد نگردیدند. اما با این وجود، ۱۵ سال بعد در زمانی که روحالله خمینی در دولت جدید، نقشی کم به جبهه ملی اختصاص داده بود، همین گروه مخالف، طرفدار ایده تشکیل حزب دولتی شدند. در دهه ۱۹۶۰، بختیار از جمله معدود افرادی از این حزب بود که سیاستی زیرکانهتر اتخاذ کرده بود و چه در این دوران و چه در دوران تشکیل حکومت جدید، از تنها مخالفان هم بستگی با حکومتی مبتنی بر ولایت فقیه بود. در هر دو برهه زمانی، بختیار بعضی از سران جبهه ملی را افرادی بی اثر، منفعل و متعصب خوانده بود و شعاری نیز داشت که می گفت: «مردان واقعی، شجاعت ایجاد تغییر و پذیرش ریسک را دارند.»[۲۹]
عباس میلانی معتقد است، بختیار، تفکری تلفیقی از خشونتگرایی نزاع طلبانه و مصلحت گرایی ماکیاولیستی داشته است و انعطاف پذیری تاکتیکی را بر اصول گرایی محض بر میگزید و به خاطر این ویژگی در میان سران جبهه ملی مشهور شدهاست. او نه تنها همیشه آماده مذاکره با شاه و دولت پهلوی بود بلکه حتی با سفرای خارجی نیز بحث و گفتگو مینمود. به طوری که در سال ۱۹۵۱ وی مایل بود تا در مورد تفکرات سیاسی جبهه ملی با سفرای آمریکا و انگلیس مباحثه کند. این دیدارها سبب بروز اتهاماتی به بختیار از سوی دشمنان و منتقدانش مبنی بر انگلوفیل بودن (طرفدار انگلستان) وی گردید.[۲۹]
نامه به شاه [ویرایش]
| متن مربوطه در ویکینبشته: نامه ۳ امضایی (سنجابی، بختیار و فروهر) |
در ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ سه تن از سران جبههٔ ملی، کریم سنجابی، داریوش فروهر و شاپور بختیار، نامهای سرگشاده به محمدرضا پهلوی نوشتند و از او خواستند که برای نجات کشور به حکومت استبدادی پایان دهد و اصول مشروطیت را تمکین کند. به واقع آنها عامل بحران در ایران را شاه دانسته و او را متهم کردند که به واسطهٔ تورم و بیتوجهی به کشاورزی اقتصاد ایران را به نابودی کشاندهاست. نحوهٔ مدیریت شاه و عدم احترام و مغایرت آن با قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر از دیگر نکات مورد تأکید نویسندگان نامه بود. آنان در بخش پایانی نامه تنها راه برون رفت از چنین وضعیتی را ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، دادن آزادی مطبوعات و آزادی اجتماع، آزادی زندانیان، دادن اجازه بازگشت به تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد، اعلام کردند. در این نامه برخلاف سابق و به عمد تقویم شاهنشاهی و لقب همیشگی آریامهر در کنار پهلوی دوم نیامده بود.[۳۰]
اوجگیری انقلاب و قبول نخستوزیری [ویرایش]
محمدرضا پهلوی که در آن زمان حکومتش رو به زوال بود و بیش از هر زمان دیگر واشنگتن نسبت به بقای حکومتش بیاعتماد شده بود، در جستجوی شخصی بود که با خروجش از ایران در شرایط قابل قبول و محرمانه موافقت کند. به همین منظور ابتدا با احمد بنی احمد و کریم سنجابی دیدار و از آنها درخواست پذیرش نخستوزریری دولت را کرد. سنجابی با استناد به اعلامیهٔ سه مادهای و مخالفت با باقیماندن ارتش در خانوادهٔ سلطنتی و خودداری شاه از کنارهگیری از سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح حاضر به پذیرش مصالحه با شاه و پذیرش این سمت نشد.[۳۱][۳۲] محمدرضا پهلوی سپس با مظفر بقایی و غلامحسین صدیقی، دیگر رهبر جبههٔ ملی دیدار کرد و به آنان پیشنهاد در دست گرفتن حکومت را داد اما هر یک از آنان به دلایلی از پذیرفتن حکومت سرباز زدند. پیشنهاد نخستوزریری شاه به صدیقی و بقایی به این دلیل شکت خورد که هر دو قبولیشان مشروط به ماندن محمدرضا پهلوی در ایران، جایی دور از تهران بود. استدلال این دو، آن بود که حضور شخص شاه در ایران به دلیل ارتباط نزدیکی که با ارتش دارد سبب حفظ یکپارچگی و انسجام ارتش میشود.[۳۳]
محمدرضا شاه در ادامهٔ انتخابهایش در اواخر سال ۱۳۵۷ دستور آزادی بختیار را از زندان صادر کرد و از وی به ناچار در دیداری خصوصی در کاخ نیاوران تهران میخواهد که مقام نخستوزیری ایران را قبول کند.[۳۴] شاه در این خصوص میگوید:
با بیمیلی و اکراه و به خاطر فشار خارجی، با انتصاب بختیار به سمت نخستوزیری موافقت کردم. همیشه او را دوستدار انگلیس و جاسوس پترولیوم انگلیس میدانستم. اما بالاخره بعد از دیدار با لرد جرج براون، وزیر امور خارجه وقت انگلیس تصمیم گرفتم نام بختیار را به عنوان نخستوزیر اعلام کنم، چرا که دیگر برگ برندهای نداشتم.[۳۵]
بختیار، از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی، با ارائه شرایط ۷ گانهای (شاه از کشور خارج شود و تهعد نماید که از این به بعد سلطنت نماید و نه حکومت، انتخاب وزرا منحصر به خودش باشد، ساواک منحل شود (تبعید ۱۴ تن از نظامیان سرسخت از جمله غلامعلی اویسی)، زندانیان سیاسی آزاد شوند، شرایط آزادی مطبوعات فراهم شود، بنیاد پهلوی به دولت منتقل شود و کمسیون شاهنشاهی که در تمام امور دخالت میکند حذف شود) پذیرفت که ریاست یک دولت غیرنظامی را برعهده گیرد. شاه با قبول تمامی شرایط او در ۹ دی ۱۳۵۷ بختیار را به نخستوزیری منصوب کرد.[۳۶]
در خصوص نحوهٔ انتخاب بختیار به این سمت گمانهزنیهای مختلفی صورت گرفتهاست. هوشنگ نهاوندی در فصل پایانی کتاب خود، آخرین تلاشها و آخرین دسیسهها نوشتهاست که فرح پهلوی مسبب اصلی انتصاب شاپور بختیار به ریاست دولت بوده و ۳ ماه قبل از آنکه شاپور در کاخ نیاوران با شاه ملاقات داشتهباشد در ویلای محمدعلی قطبی در خفا با او ملاقات کردهاست. بنا به گفتهٔ برتران دوکاستل باژاک[یادداشت ۳] «فرح پس از اظهار همعقیدگی با شاپور مایل بود که شاه به دلیل وضعیت وخیم جسمانی و بیماریاش هرچه زودتر ایران را ترک کند و انتقال آرام قدرت از همسرش به ولیعهد که هنوز به سن تاج و تخت نرسیده بود روی دهد.» اما فرح پهلوی در خاطرات خود اولین ملاقاتاش را با بختیار را پس از نخستوزیری او، در اواخر نیمهٔ آذر ۱۳۵۸ میداند.[۳۷] علاوه بر این فرح در ماجرای انتصاب شاپور بختیار برای انگلیسیها نقشی قائل نیست. او معتقد است ناصر مقدم، آخرین رئیس ساواک و غلامعلی اویسی نقش زیادی در معرفی و پیشنهاد بختیار به شاه داشتند.[۳۸]
مخالفان نخستوزریری بختیار [ویرایش]
بختیار علیرغم مخالفت جبههٔ ملی و بدون توجه به رأی شورای مرکزی مبنی بر خودداری اعضا از پذیرش نخستوزیری این سمت را قبول کرد. با توجه به عدم تمکین بختیار از این موضوع او از جبههٔ ملی طرد شد و تمامی اعضای آن در رأیگیری که در این خصوص به عمل آمده بود، (حتی بدون رأی ممتنع) رأی به اخراج بختیار از جبههٔ ملی و همینطور حزب ایران دادند.[۳۹][۴۰][۴۱] بسیاری از دوستان و همحزبیهای بختیار او را خائن و سلطنتطلب خواندند و او را متهم کردند که با نخستوزیر شدنش اعتبار و حیثیت جبهه ملی و خط مصدق را از بین برده و تکروی کردهاست. این در حالی بود که به زعم بختیار، وی به هدف حزبی، که کسب قدرت از طریق مخالفت قانونی است، پایبند بود و اکنون که بالاترین منصب قانونی ممکن در حکومت پهلوی به او پیشنهاد شده بود، دلیلی برای امتناع از پذیرش نمیدید.
بختیار، پس از این که یاران حزبی قدیمیش را با خود همراه ندید، با توجه به دشواری انجام وظیفه در پیامی در دیماه ۱۳۵۷، دست همیاری به سوی مردم دراز کرد و در انتهای پیامش [۴۲] بیتی از چکامه مرغ طوفان[۴۳] غلامعلی رعدی آذرخشی چاشنی کرد که:
| من مرغ طوفانم نیندیشم ز طوفان | موجم، نه آن موجی که از دریا گریزد |
اشاره وی به این شعر باعث شد که بعدها هم موافقان و هم مخالفان او از او با عنوان مرغ طوفان یاد کنند. پس از پذیرش نخستوزیری، بسیاری از افراد، نظیر طبقهٔ متوسط شهری، روشنفکران، سازمانهای سیاسی چپ، ملیگرا و لیبرال از او حمایت نکردند و به افرادی تبدیل شدند که ظاهراً خواسته و آرمانشان برقراری نظام اسلامی بود.[۴۴][۴۵][۴۶]
حامیان نخستوزیری بختیار [ویرایش]
| ” | من صدایم را به پشتیبانی از آقای شاپور بختیار با سربلندی هرچه تمامتر بلند میکنم، حتی اگر این صدا در فضا تنها بماند. من از تنها ماندن هرگز هراسی به دل راه ندادهام ولی این بار میترسم، نه به خاطر خودم بلکه به خاطر آیندهٔ این مملکت و سرنوشت همهٔ آنها که دوستشان دارم. | “ |
|
—مهشید امیرشاهی، [۴۷] |
||
افرادی که در آن زمان حامی دولت بختیار بودند، از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکرد. مهشید امیرشاهی از جمله معدود کسانی بود که به صورت علنی از بختیار حمایت کرد و در شمارهٔ ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در روزنامهٔ آیندگان مقالهای با عنوان «کسی نیست از بختیار حمایت کند؟» منتشر کرد. او در مصاحبهای بختیار را به عنوان «جلوه و اسوهٔ کمال انسانی و خرد» ستود.[۴۸][۴۹] در یکی از رمانهای امیرشاهی، راوی داستان بعد از شنیدن خبر نخستوزیری بختیار با خود میگوید:
پس بالاخره اوضاع خوب شد. آرزوی آدمهایی مثل من بالاخره به حقیقت پیوست. از فردا، میتوانیم زندگی کنیم، تحت حمایت یک دولت محبوب که کنترل را به دست خواهد گرفت، اصلاحات را آغاز خواهد کرد و امنیت را برقرار خواهد ساخت.[۵۰]
اهداف بختیار از پذیرش نخستوزیری [ویرایش]
بختیار سیاستمداری بود که به نظام مشروطه به هر شکلی (مشروطهٔ پادشاهی و مشروطهٔ پارلمانی) اعتقاد داشت. گرایش شدید او به حکومت سوسیال دموکرات حاوی این طرز نگرش اوست. با آنکه حکومت آن زمان ایران به ریسمانی بند بود اما شاپور آن را اصلاحپذیر میدانست و معتقد بود میتواند با پذیرش این پست و انجام اصلاحات اساسی هوای تازهای به مملکت وارد کند.[۵۱] شاپور نه به نظام آریامهری تن داد و نه به طرح جمهوری اسلامی.[۵۲] او در تقابل با این دو، راهحل سومی را که همان برقراری نظامی دموکراتیک، دولتی سکولار و قانونمند، [۵۳] احیای مشروطهٔ پارلمانی و اجرای تمام و کمال قانون اساسی مشروطه بود، پیش روی ملت قرار داد.[۵۴] بختیار برخلاف دوستان و رهبران جبههٔ ملی که با موج انقلاب و خمینی همراه شدند، تز فکری و موجودیت جمهوری اسلامی را رد کرد و تلاش خود را برای جلوگیری از استقرار این نوع حکومت آغاز نمود.[۵۵]
هدف دیگر او زودن روح انفعال و خمودگی و پراکندگی شخصیتهای دموکرات سکولار آن زمان و جلوگیری از ورود روحانیون به دستگاه دولتی و برقرای حکومت دینی و چیرگی مطلق آنان بود.[۵۶]
اخذ رأی اعتماد از مجلس [ویرایش]
بختیار دولت خود و برنامهٔ آن را در ۲۰ دی ۱۳۵۷ به مجلسین (شورای ملی و سنا) معرفی کرد. در ۲۶ دی ۱۳۵۷ بختیار به همراه وزرایش با ۱۴۹ رأی موافق، ۴۳ رأی مخالف و ۱۳ رأی ممتنع از مجلس رأی اعتماد گرفت.[۵۷] مجلس شورای ملی قبلاً به او رأی اعتماد داده بود. تنها دقایقی پس از اخذ رأی اعتماد محمدرضا پهلوی که در فرودگاه انتظار میکشید، در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به همراه فرح پهلوی از کشور خارج شد.[۵۸] در آخرین لحظات خروج شاه از ایران، بختیار به وی اطمینان داد که تمام تلاش خود را برای حفظ کشور به کار بندد. ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ بختیار در مجلس شورای ملی گفت:
| ر. | وزیر | وزارتخانه |
| ۱ | محمد مشیری یزدی | معاون نخست وزیر |
| ۲ | جعفر شفقت | وزیر دفاع ملی |
| ۳ | احمد میر فندرسکی | وزارت خارجه |
| ۴ | یحیی صادق وزیری | دادگستری |
| ۵ | منوچهر کاظمی | کشاورزی |
| ۶ | عباسقلی بختیار | بازرگانی |
| ۷ | محمدامین ریاحی | وزیر علوم و آموزش و پرورش |
| ۸ | منوچهر رزمآرا | بهداری |
| ۹ | سیروس آموزگار یگانه | وزیر مشاور و سرپرست وزارت اطلاعات |
| ۱۰ | رستم پیراسته | وزیر امور اقتصادی و دارایی |
| ۱۱ | علی صمیمی | وزیر پست و تلگراف |
| ۱۲ | جواد خادم احمدآبادی | شهرسازی و مسکن |
| ۱۳ | منوچهر آریانا | کار و امور اجتماعی |
| ۱۴ | فتحالله معتمدی | معاون نخستوزیر (در آخرین روز کابینه) |
| ۱۵ | شاپور بختیار | وزیر کشور |
دقایقی پس از اخذ رأی اعتماد بختیار از مجلس، محمدرضا پهلوی، که در فرودگاه منتظر هواپیما بود، با نگرانی ایران را ترک کرد. بختیار میدانست که شانس اندکی برای برگرداندن اوضاع کشور به نفع خود، آرام کردن اوضاع، اعمال اصلاحات شدید و محکم کردن جای پای خود دارد. عباس میلانی می نویسد بختیار سعی داشت این تفکر را القا کند که وی باعث خروج شاه از ایران شدهاست. در عین حال میدانست که اگر در جشن گرفتن به خاطر خروج شاه از ایران یا در اصلاحات خود زیادهروی کند، حمایت ارتش را که در حال حاضر تنها نقطه اتکایش بود، از دست خواهد داد.[۶۱]
نخستین اقدامات پس از نخستوزیری [ویرایش]
| ” | من معتقدم که اگر مصدق را حتی در سال ۱۳۱۰ که میخواستند بکشند، کشته بودند و ملی کردن نفت هم باعث شهرتش نشده بود باز همان خدمتی که در روشن کردن افکار مردم راجع به دموکراسی و حکومت پارلمانی کرده بود، برای باقیماندن نامش در تاریخ ایران کافی بود. | “ |
|
—شاپور بختیار، [۶۲] |
||
بختیار در همان بدو نخستوزیری با حضور در احمدآباد، تبعیدگاه مصدق و سوگند یاد کردن بر مزار او با آرمانهای مصدق بار دیگر تجدید میثاق کرد. پس از سقوط مصدق این نخستین بار بود که نخستوزیری، اولین سخنرانی خود را با ادای احترام به مصدق، در کنار تصویر او و ننگین خواندن کودتای ۲۸ مرداد آغاز میکرد.[۶۳][یادداشت ۴] بختیار همواره خود را شاگرد مکتب مصدق میدانست و یکی از آرمانهای او پیاده سازی مجدد اهدافی بود که مصدق سالها برای آن جنگیده بود.
شاپور با تقدیم لایحهٔ قانونی به هیئت رئیسهٔ مجلس، خواستار اعادهٔ حیثیت از محکومان دادگاه نظامی از تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این سو و محاکمه همهٔ نخستوزیران و وزیران دولتهای ۲۵ سال اخیر شد. از دیگر نخستین تصمیمات او، برداشتن تصاویر رسمی شاه از دفاتر سفارتخانههای ایران در خارج از کشور است.[۶۴]
برنامههای بختیار در دوران ۳۷ روز نخستوزیری [ویرایش]
بختیار به صراحت و مکرراً در سخنرانیها و برنامههای خود اعلام میکرد که در اصول نه با شاه سازش میکند و نه به خمینی و با تمام قوا تلاش خواهد کرد جلوی دستیابی خمینی به قدرت را بگیرد.[۶۵] مهمترین اقدامات بختیار برای راضی نگاه داشتن مخالفان در دوران نخستوزیریاش عبارتند از:
- وعدهٔ لغو تدریجی حکومت نظامی و برگزاری انتخابات کاملاً آزاد؛
- انحلال ساواک از نظر قانونی و جایگزین کردن آن با یک دستگاه اطلاعاتی که در خدمت استقلال و تأمین امنیت کشور باشد؛
- آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی از زندان، اعادهٔ حیثیت و پرداخت غرامت به آنها؛[۶۶]
- محاکمهٔ متجاوزان به حقوق مردم (دستگیری عدهای از سرمایهداران و یا مدیران دولتی فاسد رژیم سابق، که گمان سوءاستفاده از مقامشان در این مورد میرفت)؛[۶۷][۶۸][۶۱]
- پشتیبانی بدون قید و شرط از اصول منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای مربوط به آن؛[۶۹]
| متن مربوطه در ویکینبشته: تصمیم قانونی دایر بهابراز رایاعتماد به دولت جناب آقای شاپور بختیار نخستوزیر |
- قطع پیمانهای نظامی با ایالات متحده آمریکا؛
- واگذاری بنیاد پهلوی به عنوان وقف عام؛
- لغو چند قرارداد تسلیحاتی به ارزش ۷ میلیارد دلار؛
- متوقف ساختن خروج نفت به آفریقای جنوبی و اسرائیل، اعلام این نکته که ایران از سازمان سنتو خارج شدهاست و دیگر ژاندارم خلیجفارس نخواهد بود؛[۷۰][۷۱]
- اعطای عنوان شهید به قربانیان انقلاب از طریق گذراندن قانون از مجلسین؛
- اعلام آزادی بیان مطبوعات[یادداشت ۵] و لغو هر نوع سانسور (به دنبال همین گفتهٔ بختیار بود که اعتصاب ۶۰ روزهٔ مطبوعات شکسته شد)[۷۲][۷۳]
تز فکری بختیار بر مواضع کرامت انسان، احیای مشروطه، اجرای قانون اساسی منبعث از نظام مشروطه، مخالفت با ترور اندیشه، جدایی دین از حکومت،[۷۴] تفکیک قوای سهگانه کشور فقط از طریق مجلس مؤسسان[۷۵] و انتقال مسالمتآمیز قدرت به وسیلهٔ رأی مردم در مقابل ولی امر مسلمین میچرخید.[۷۶] بختیار در ۳۷ روز نخستوزریریش پیدرپی در مورد جایگزینی دیکتاتوری نعلین با دیکتاتوری چکمه هشدار میداد. به اعتقاد او خطر روی کارآمدن و اسقرار حکومت دینی، از دیکتاتوری چکمه به مراتب بدتر است. او از تقتق نعلین روحانیون صدای فاشیسم را میشنید.[۷۷][۷۸][یادداشت ۶]
رویکرد به خمینی و روحانیون [ویرایش]
بختیار در مصاحبهای اعلام کرد که «هیچ گاه مخالف روحانی که کار روحانیت خویش را صرفاً انجام دهد نیست و خلاف این را مغایر با اصول آزادی میداند. او با روحانیتی که میخواهد بر تمام کشور حکومت کند و در امور سیاسی دخالت ورزد به شدت مخالفت است و این جزء موضوعاتی است که به هیچوجه قبول نخواهد کرد.»[۷۹] بختیار وعدهٔ ساخت واتیکانی را در قم داد تا روحانیون بتوانند تنها در آنجا شبکهٔ اجتماعی و حیطهٔ قدرت خود را گسترش دهند.[۸۰][۶۱][۸۱] او در این خصوص گفت: «خمینی میتواند به ایران بازگردد[یادداشت ۷] و دولت اسلامی تنها در شهر قم آزاد است. ما برای خمینی در شهر قم دیواری خواهیم کشید که او هم در آنجا واتیکان کوچکی داشته باشد.»[۸۲]
بختیار در مصاحبه با روزنامهٔ لومتن گفت:
جمهوری اسلامی خمینی یک مجهول مطلق است، اگر کسی برای فهمیدن این موضوع به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه در میآید. او نه تعدد گروههای سیاسی را میپذیرد و نه دموکراسی را، میخواهد روحانیت قانونی الهی را اجرا کند. همه چیز اینجا شروع میشود و اینجا تمام میشود.[۸۳]
وی در مقایسه منش سیاسی خود با خمینی چنین گفت:
ایشان (خمینی) از یک موضعی صحبت میکنند که آن چه را که من میگویم باید بشود. من از یک موضع دیگر صحبت میکنم و آن این است که هرچه من میگویم بسنجید با معیار اصول فلسفی و اخلاقی و تعقل، بدون هیجان روحی، بدون داد و فریاد (با مشاوره با هر گونه حزب و اجتماعی که دارید) و بعد راه خودتان را انتخاب کنید...[۸۴][۸۵]
او معتقد بود که علمای شیعه در صورت به قدرت رسیدن حکومتی استبدادی و فاشیستیتر از گروههای نظامی تشکیل خواهند داد و چندین بار با لحنی غمبار این مطلب را به مردم ایران بیان میداشت. عباس میلانی مینویسد وی مکرراً بیان میداشت که از هیچ گونه کوششی برای جلوگیری از ورود روحالله خمینی به حیطه قدرت در ایران فرو گذار نخواهد کرد. بختیار تلاشهای زیادی انجام داد تا با روحانیون میانه رو تماس حاصل کرده و از آنان بخواهد تا در ایزوله کردن خمینی به وی کمک کنند. این روحانیون با وجود اینکه نگرانی خود را از استبداد روحانیتی ابراز میداشتند، اما درخواست بختیار را رد کردند به این علت که نقد کردن خمینی به صورت آشکارا در جامعه در آن برهه از زمان از لحاظ عملی ممکن نبود. علاوه بر آن بر طبق گفته بختیار، آنان پول زیادی را در قبال عوض کردن رأیشان به نفع بختیار از وی مطالبه کردند که دادن چنین پولی در قوه و اختیارات بختیار نبود.[۶۱]
درخواست دیدار با خمینی [ویرایش]
بختیار به گفتهٔ خود قصد داشت قبل از پیروزی انقلاب و خمینی برای حفظ منافع مملکت و جلوگیری از سقوط جنبش مردم در دست روحانیون، در خصوص مسائل و مصائب کشور با خمینی گفتگویی دوبهدو ترتیب دهد.[یادداشت ۸] بختیار مقصود خود را از گفتگوی دوبهدو اینطور بیان کرد: «این ملاقات صرفاً از جانب دو شخص به عنوان شاپور بختیار و روحالله خمینی است و من هیچ تعهدی مبنی بر پذیرش استعفا یا پذیرش خمینی به عنوان رهبر ملت ایران نمیدهم.» به رغم عدم مخالفت خمینی، بازرگان، بهشتی و مطهری با این دیدار، در لحظات آخر برخی نیروهای سیاسی نزدیک به خمینی نظیر بنیصدر، سنجابی و داریوش فروهر نظر خمینی را تغییر دادند و ملاقات شاپور با خمینی را منوط به استعفای بختیار کردند.[۸۶][۸۷][۸۸][۸۹] بختیار با توجه به این شرط از این دیدار صرف نظر کرد. بنیصدر در این خصوص به یک روزنامهٔ فرانسوی گفت: «اگر نفس بختیار به خمینی میرسید امکان داشت که آقا خیلی از این شدتی که داشت کاسته بشود و جا بزند و نفع ما در این نبود. انقلاب اسلامی بایستی میشد و لازم بود که این ملاقات را به هم بزنیم.»[۹۰]
دولت سایه [ویرایش]
تضاد خمینی و بختیار در عدم مشروعیت و غیرقانونی بودن نخستوزریری بختیار (از دیدگاه خمینی) و درخواست استعفای او پیش از پیش نمایان شد. خمینی پس از ۱۳ سال تبعید در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و در همان روز در بهشت زهرا اعلام کرد «در دهان بختیار و دولتاش میزند و دولت تعیین خواهد کرد.»[۹۱] در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ خمینی با استناد به حق شرعی و قانونی خود، دولت اپوزسیونی با نخستوزیری مهدی بازرگان تشکیل داد[۹۲] و اعلام کرد که هر دولت منصوب شاه غیر قانونی است و پیروی از بختیار همانند پیروی از ارباب او -شیطان- است.[۹۳]
بختیار و بازرگان هر دو در پی اثبات مقام مشروعیت خود و ارائهٔ ادله در خصوص عدم مشروعیت رقیب برآمدند. بازرگان منشأ مشروعیت مقام نخستوزریریش را، انتصاب توسط فرمان خمینی میدانست و با این توجیه مشروعیت ملی مقام نخستوزریری بختیار را رد کرد.[۹۴][۹۵] او در این مورد گفت:
مگر قانون اساسی زاییدهٔ انقلاب مشروطیت و معرف ارادهٔ ملت نیست؟ ملت آمده به شاه گفتهاست که آقا آنچه که ادعا میکنی موهبتی است الهی که از مردم، از ناحیهٔ ملت به شاه واگذار میشود، خوب ما این موهبت را و این واگذاری را پس گرفتیم... آخر این چطور دکتر در حقوق است و آزادیخواه، هزار بار مردم این مملکت این قانون اساسی را با آن زوائدش نفی کردند، طرد کردن، پاره پاره کردند. حالا ایشون میخواهد این را زنده کند.[۹۶]
بختیار مشروعیت حکومت خود را صرفاً نه مبتنی بر فرمان شاه یا رأی اعتماد از مجلسینی که نمایندگانشان در انتخابات غیر آزاد تعیین شده بودند بلکه پشتوانه خودش را بیشتر بر اساس قانون اساسی مشروطه (که خود حاصل اعمال حاکمیت ملی در انقلاب مشروطه بود) میدانست.[۹۷] او در ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در سخنرانی در شورای ملی در جواب بازرگان چنین گفت:
افرادی را میشناسم که تا دیروز طرفدار جدی قانون اساسی و امروز آن را منسوخ میدانند غافل از اینکه قانون گناهی نکرده، بلکه مجریان آن گناهکار بودهاند... قانون اساسی که شما و مرا به اینجا آورده و به آن گرانی تمام شده، برای آن مجاهدتها شده، حالا باطل شده؟ چه کسی باطل کردهاست؟ چگونه مصدق و بقیه نخستوزیر شدند و فرمان آنها صحیح بود ولی فرمان من غلط بود... وقتی گفتیم رو به دموکراسی میرویم، مقصود این بود که باید با آزادی همراه باشد نه با آزادی یک عده، وقتی صحبت از قانون اساسی میکنیم، صحبت از اجرای صحیح قانون اساسی میکنیم.[۹۸]
بختیار به درخواست استعفا از جانب خمینی، نه مطلق گفت و هر گونه سازشی را رد کرد. او امکان هر گونه تغییر را فقط در چارچوب قانون و از طریق انتخابات آزاد و رأی عدم اعتماد مجلس به او پذیرفت.[۹۹][یادداشت ۹] در دیدگاه بختیار این تنها مقامی بود که حق پذیرش یا رد استعفا او را داشت.[۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲]
پایان ۳۷ روز [ویرایش]
اعتصابات و تظاهرات مردم ایران و اتحاد طبقهٔ متوسط شهری و طبقهٔ کارگر با فراخوان خمینی بیش از پیش گسترش یافت. روحیهٔ ارتش که بر اثر ۱۶ ماه درگیریهای خیابانی، ۶ ماه راهپیمایی تودهای و ۵ ماه اعتصاب فلج کننده، به شدت تضعیف شده بود.[۱۰۳] از مهمترین اقدامات خمینی تشکیل یک شورای انقلاب مخفی[۱۰۴][یادداشت ۱۰] برای گفتگوهای پنهانی و متعاقد کردن رؤسای ستاد ارتش، در جهت عدم حمایت از بختیار بود. در ساعت ۲ بعدازظهر ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، رئیس ستاد کل ارتش اعلام کرد که در مبارزهٔ میان بختیار و شورای انقلاب، ارتش بیطرف است و به یگانهای نظامی دستور داده شد که به پادگانهای خود برگردند.[۱۰۵] بختیار اعلام بیطرفی ارتش را یک ننگ بزرگ دانست و امیرانی که این فرمان را صادر کرده بودند به خیانت متهم کرد.[۱۰۶] شواهدی وجود دارد که نشان میدهد دولتهای غربی و به خصوص آمریکا تمایل داشتند که بختیار از ایران برود و کشور را به خمینی و بازرگان تحویل دهند.[۱۰۷] در همین راستا، در ۱۵ دی ۱۳۵۷ جیمی کارتر بدون اطلاع شاه یا بختیار، رابرت هایزر را به ایران فرستاد. وظیفهٔ او این بود که به فرماندهان ارتش ایران تفهیم کند، اگر بخواهند عکسالعملی در برابر انقلاب خمینی از خود نشان دهند، دولت آمریکا دیگر توان حمایت از آنان را ندارد.[۱۰۸][یادداشت ۱۱]
عباس میلانی مینویسد اصلاحات، سخنان و تهمیداتی که ناشی از ترس بختیار از قشر متوسط جامعه بود نتوانست باعث ثبات قدرتش شود. نه تنها وی نتوانست که مخالفان سرشناس خمینی را به کابینه خود ملحق کند، بلکه وزیران بختیار نیز به علت اعتصابهای کارکنان و کارگران، نتوانستند در پست تعیین شده خود شروع به کار کنند. حتی هیئت نایب رئیسهای که در ۲۳ دی ۱۳۵۷ تشکیل داد، نتوانست کاری از پیش ببرد. چون رئیس این هیئت که به منظور مذاکره با خمینی به پاریس رفته بود، به محض ورود به پاریس از سمت خود استعفا نمود.[۶۱]
سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پس از آنکه ارتش بیطرفی خود را اعلام نمود، از بعد از ظهر به بعد، بختیار میتوانست صدای شادی مردم را که به دفتر نخستوزیری نزدیک میشدند را بشنود.[۶۱] او یک ربع مانده به ساعت ۲ بعدازظهر ساختمان نخستوزیری را قبل از آنکه به دست انقلابیان بیفتد ترک کرد و بدین ترتیب دوران ۳۷ روزهٔ نخستوزریریش به پایان آمد.[۱۰۹] بختیار چارهای نداشت جز اینکه با هلی کوپتری به مخفیگاه خود برود و چند هفتهای در آنجا باشد. بختیار معتقد بود که اگر ارتش چند هفته بیشتر از وی حمایت میکرد، میتوانست اوضاع را آرام کرده و قدرت را در دست گیرد. به گفتهٔ عباس میلانی، بختیار بعد از اینکه مدتی در مخفیگاه خود در تهران ماند، به کمک سرویس جاسوسی خارجی و دوستانش (حتی احتمالاً به کمک مهدی بازرگان که در دولت جدید نخستوزیر شده بود) از ایران گریخته و دیری نگذشت که یکی از قدرتمندترین مخالفان جمهوری اسلامی گردید.[۶۱]
فعالیتهای بختیار پس از انقلاب ایران [ویرایش]
شاپور پس از انقلاب درایران ۶ ماه زندگی مخفیانهای داشت اما در این مدت هم از مبارزات سیاسی دست برنداشت. در عید نوروز به وسیلهٔ کاست پیامی فرستاد و ۲ ماه بعد هم در جهت مبارزه با حکومت ایران پیامی دیگر فرستاد. بختیار در این مدت حتی یک کنفرانس مطبوعاتی هم تشکیل داد.[۱۱۰] به کمک سازمانهای اطلاعاتی خارجی و دوستانش در میانهٔ فروردین ۱۳۵۸ به فرانسه رفت و در آنجا نهضت مقاومت ملی ایران[یادداشت ۱۲] را بنیان گذاشت. او در این نهضت به مخالفت صریح با جمهوری اسلامی و خمینی پرداخت و به صراحت براندازی نظام فعلی را چارهٔ کار ایران دانست. بختیار در فراخوانی در ۱۴ مرداد ۱۳۵۹ از تمامی یاران و همرزمان سابق خود در جبههٔ ملی و کسانی که دغدغهٔ دستیابی به اصولی چون آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و دموکراسی به معنای واقعی کلمه، در ایران را دارند خواست که به نهضت مقاومت ملی ایران بپیوندند و مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران را در این راه ادامه دهند.[۱۱۱][۱۱۲]
با واسطهگری مهدی سمیعی، بختیار و علی امینی و رضا پهلوی درصدد تشکیل اپوزیسیونی با اهداف اصلاحطلبی صلحآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران برآمدند اما به دلایلی که هرگز مشخص نشد، این اتحاد شکست خورد. بعد از آن بختیار توانست در غرب کابینهای از مخالفان حکومت ایران که توانسته بودند با موفقیت فرار کنند تشکیل دهد. این کابینه به طور مرتب تشکیل جلسه میداد و بختیار هم به آنها حقوق پرداخت میکرد. همچنین بختیار ماهیانه منابع مالی قابل توجهی به شاعران، روزنامهنگاران، محققین و نویسندگان تبعید شده به غرب و ۳ تن از سران ایلات و عشایر ایران که در آوارگی به سر میبردند، در جهت کمک و حمایت از او و برنامههایش پرداخت میکرد.
بختیار معتقد بود مبارزهٔ سیاسی باید توأمان با ساختار سازی فرهنگی باشد. در همین راستا توانست ۲ نشریهٔ قیام ایران[یادداشت ۱۳] و نهضت[یادداشت ۱۴] را به چاپ برساند و همچنین یک برنامهٔ رادیویی در قاهره و بعدها در بغداد و پاریس راهاندازی کند.[۱۱۳]
مرگ شاپور بختیار [ویرایش]
اولین ترور [ویرایش]
در تابستان ۱۳۵۹ تیمی به رهبری انیس نقاش (یک تبعهٔ لبنانی) اقدام به ترور شاپور کردند که با هوشیاری محافظان بختیار نافرجام ماند. هرچند بختیار از این سوء قصد جان سالم به در برد اما در این ماجرا یک پلیس جوان زخمی و فلج شد و یکی از همسایگان خانهٔ بختیار به قتل رسید. انیس نقاش توسط پلیس فرانسه دستگیر و به حبس ابد محکوم شد اما پس از مدتی و در تبادل با گروگانهای فرانسوی در لبنان از طرف دولت فرانسه مورد عفو قرار گرفت و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. انیس نقاش بعد از آزادی و در ایران اعلام کرد که این تیم، از سوی مسئولان جمهوری اسلامی برای قتل شاپور بختیار اعزام شده بودند.[۱۱۴] نقاش در خصوص برنامهٔ ترورش[یادداشت ۱۵] میگوید:
برنامه بر این اساس بود که من همراه دو نفر دیگر از همراهانم به عنوان خبرنگار وارد اتاق بختیار شویم و در حین مصاحبه با اسلحهٔ صدا خفهکن شاپور و همراهش را ترور کنیم. اما متأسفانه با اشتباه خلخالی[یادداشت ۱۶] محافظهای او افزایش پیدا کردند. در نتیجه ما مجبور شدیم با کشتن افراد پلیس جلوی منزل او به سختی وارد خانه شویم و به زور تا پشت در اتاق بختیار نفوذ کنیم.[۱۱۵]
دومین ترور (مرگ) [ویرایش]
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ (برابر با ۶ اوت ۱۹۹۱) شاپور بختیار و منشی وی، سروش کتیبه در خانهٔ مسکونی بختیار در حومهٔ پاریس به قتل رسیدند. ترور توسط گروهی ۳ نفره، فریدون بویر احمدی، محمد آزادی و علی وکیلیراد[یادداشت ۱۷] که در قالب حامیان و دوستداران بختیار توانسته بودند به اقامتگاه وی نفوذ کنند صورت گرفت. فریدون بویراحمدی عضو شورای نهضت مقاومت ملی ایران بود و از سالها پیش به منزل بختیار رفتوآمد داشت.[۱۱۶] با وجود محافظت شبانهروزی از خانهٔ بختیار و با وجود ۱۳ محافظ مسلح، قاتلان از خانهٔ وی خارج شده و متواری شدند. جسد شاپور بختیار و سروش کتیبه در حدود ساعت ۱۱:۵۰ دقیق صبح روز ۱۷ مرداد ۱۳۷۰ در حالیکه ۴۸ ساعت از مرگ آنها[یادداشت ۱۸] گذشته بود پیدا شد.[۱۱۷] بعد از چند روز علی وکیلیراد در لوزان، سوئیس دستگیر شد و به فرانسه تحویل داده شد. او در جریان محاکمهاش در ۱۳۷۲ بیان کرد که «این ترور با دستور مسئولین وقت جمهوری اسلامی ایران انجام شدهاست.»[۱۱۸]
زمانی که فرضیهٔ دست داشتن ایران در ترور بختیار مشخص شد یکی از دختران او توانست در دادگاهی از سران جمهوری اسلامی ایران به جرم شرکت در ترور بختیار شکایت کند. شهین تاج بختیار (همسر دوم بختیار) و گودرز بختیار (پسر بختیار) هم توانستند به همین اتهام از جمهوری اسلامی ایران در دادگاههای آمریکا شکایت کنند.[۱۱۹] همچنین بنیصدر علیرغم اختلافات دیرینهای که با بختیار داشت در دادگاه بختیار حاضر شد و به نفع او شهات داد.[۱۲۰]
بنا به گفتهٔ وزیر خارجهٔ فرانسه، محمود احمدی نژاد در اوایل دی ماه ۱۳۸۸ به دولت فرانسه پیشنهاد کردهاست که وی را با کلوتیلد ریس، معلم فرانسوی که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) در ایران دستگیر شده بود، معاوضه کند ولی این درخواست از طرف دولت فرانسه رد شد.[۱۲۱][۱۲۲] در حالیکه وکیلیراد به حبس ابد محکوم شده بود تنها چند روز بعد از آزادی ریس با حکم دادگاهی در فرانسه پس از ۱۹ سال از زندان آزاد شد.[۱۲۳][۱۲۴] شماری از مقامات جمهوری اسلامی ایران نظیر حسن قشقاوی و کاظم جلالی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از وکیلی راد استقبال کردند.[۱۲۵]
به گفتهٔ نیکلا سارکوزی رئیس جمهور وقت فرانسه، آزادی وکیلیراد مطابق با مرّ قانون و کاملاً عادی بودهاست و او در این خصوص از حق عفو که در چارچوب اختیارات ریاست جمهوری فرانسه است، استفاده کردهاست.[۱۲۶] بیبیسی مینویسد به باور بسیاری از فعالان سیاسی همزمانی آزادی وکیلیراد با کلوتیلد ریس نشان از عمل معاوضهٔ غیرمستقیم میان سران جمهوری اسلامی ایران و دولت فرانسه دارد و این آزادی نه تنها اتوماتیک و طبیعی و در چارچوب اقدامات قضایی نبوده بلکه نشان از، تابعیت آن از عوامل سیاسی (فشار دیپلماتیک) بودهاست.[۱۲۷][۱۲۸]
اتهامات وارده به بختیار [ویرایش]
اتهامات دانشجویان خط خمینی [ویرایش]
در هنگام اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط خمینی در آبان سال ۱۳۵۸ شاپور به جرایم بسیار مهمی متهم شد. دانشجویان با انتشار اسنادی مدعی شدند که بختیار از سال ۱۳۴۰ با آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) مرتبط بودهاست. بنا بر ادعای آنها دراین اسناد همچنین اطلاعاتی در خصوص سفرهای محرمانهٔ بختیار به مصر برای رایزنی با محمدرضا پهلوی و سفرهایی به عراق در جهت اتحاد و تشویق صدام حسین برای حمله به ایران دیده میشود.[۱۲۹] بختیار در ۲۱ مهر ماه بیانیهای صادر کرد و علیرغم اینکه حکومت جمهوری اسلامی ایران را به نامردی و بیعدالتی متهم کرده بود مقاومت مردم ایران و ارتش را در برابر حملهٔ عراق ستود.[۱۳۰]
اتهامات بنیصدر [ویرایش]
- بنیصدر و مقامات جمهوری اسلامی ایران، بختیار و طرفدارانش را به کودتای نافرجام در پایگاه هوایی شاهرخی که به کودتای نوژه معروف است متهم کردند.
- بنیصدر بر اساس اسناد منتشر شده از سوی انگلستان و آمریکا، بختیار را متهم به همکاری با صدام حسین در ابتدای جنگ کردهاست و در خصوص بختیار گفت: «او کسی است که به قدرتهای خارجی رو آوردهاست برای اینکه به وطناش حملهٔ نظامی شود.» نهضت مقاومت ملی ایران این اتهام بنیصدر را رد کردهاست.
- بنیصدر بنا به اسنادی منتشر شده توسط سفارت آمریکا، کابینهٔ بختیار را متهم کردهاست به اینکه اکثراً از عوامل آمریکایی بودهاند و تا آخر هم تابع سیاست آنها باقیماندند.[۱۳۱]
- بختیار در ۷ شهریور ۱۳۵۶ نامهای خطاب به خمینی مینویسد و آنرا از طریق بنیصدر در اختیار خمینی میگذارد و در آن از خمینی درخواست حمایت و راهنمایی میکند. بنیصدر در اتهامی دیگر بیان میکند که بختیار در واقع در این نامه خود را در اختیار خمینی گذاشتهاست و به او اظهار نزدیکی و صمیمیت کردهاست.[۱۳۲][۱۳۳]
- بنیصدر در اتهامی دیگر بیان کردهاست که بختیار پیشنهاد او مبنی بر استعفا از نخستوزیری شاه و پذیرش نخستوزریری انقلاب از طرف خمینی را قبول کردهاست. از سوی دیگر خمینی هم موافقت خود را در این خصوص اعلام کردهاست اما در آخر کار بختیار از پذیرش این پیشنهاد منصرف میشود چراکه بنا بر خاطرات منتشر شدهٔ کارتر و قرهباغی، بختیار در این خصوص از آمریکاییها استعلام کرده و کارتر به او گفتهاست با آدمهای خمینی هرگز.[۱۳۴]
اتهامات مظفر بقایی [ویرایش]
از آنجا که بختیار حاضر بود نظرات سیاسی جبههٔ ملی را به سفارتخانههای انگلیس و آمریکا اعلام کند و در جلساتی به همین منظور شرکت میکرد، منتقدان بسیاری به او اتهام انگلیس دوستی زدند. یکی از مهمترین این منتقدان مظفر بقایی، از مهمترین هم پیمانان جبهه ملی در سال ۱۹۵۱، مدعی شد که فعالان حزبش در حمله به خانهٔ ریچارد سدان (اقامتگاه رئیس شرکت نفتی ایران و انگلیس) اسنادی را یافتهاند که در آن نشان از خدمات بختیار به انگلیس است. همچنین بقایی مدعی شد متن بعضی از سخنرانیهای بختیار توسط مقامات انگلیسی تهیه میشدهاست. بختیار این اتهامات را رد کردهاست و اسناد را تقلبی میداند و در این خصوص گفت: «این اسناد را تنها بقایی دیدهاست.» [۱۳۵][۱۳۶][۱۳۷]
سیاست ایران در مقابل بختیار [ویرایش]
ایران همواره و در همه جا از بختیار به عنوان فردی سلطنتطلب و طرفدار و سرسپردهٔ نظام آریامهری و بیگانه یاد میکند. در وبگاه اسناد انقلاب اسلامی در خصوص زندگینامهٔ بختیار نوشته شدهاست:
شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر پیش از انقلاب، فردی نفوذی در جبههٔ ملی بودهاست که به پاس این خدمات، با موافقت ضمنی یا مستقیم شاه، سرپرستی چند شرکت وابسته به بنیاد پهلوی به او سپرده شدهاست.
همچنین در زندگینامهٔ او نوشته شدهاست، عاقبت شاپور پس از نزدیک به ۱۲ سال عملیات علیه آرمانهای جمهوری اسلامی ایران، به دست افراد ناشناس به قتل رسید. در تبلیغات رسمی ایران سعی شده تا ۳۷ روز نخستوزریری او را به حساب همان ۳۷ سال سلطنت محمدرضا پهلوی بگذارند. ایران تاکنون مسئولیت قتل شاپور بختیار را بر عهده نگرفته ولی آن را هم محکوم نکردهاست.[۱۳۸][۱۳۹]
اظهار نظر شاپور بختیار در مورد جنگ ایران و عراق [ویرایش]
به عقیدهٔ بختیار در آن زمان کشور در شرایط حساسی قرار گرفته بود. بختیار بر این باور بود که از یک طرف خمینی با سوءاستفاده از پولی که در اختیار داشت و گماشتن بیحد و حصر آخوند و شیعه در بغداد و تهدید به لغو پیماننامه ۱۹۷۵ الجزایر (صرفاً به این دلیل که شاه آن را امضا کرده بود) شروع به تحریکات داخلی در عراق میکند. از سوی دیگر ارتش بر اثر اقدامات خمینی به شدت تضعیف و تحقیر شده و دیگر آن انسجام لازم را ندارد. از همینجا بود که خطا و اشتباه عراق شروع میشود. عراق به این دلیل که میخواست از دست خمینی هرچه زودتر راحت شود به خیال خود در پی استفاده از وضعیت تضعیف ارتش برآمد، غافل از اینکه ایران و خمینی دو مقولهٔ جدا از هم هستند. وقتی به ایران حملهای شود هر ایرانی، جدا از هر عقیده و مذهبی که دارد در دفاع از آب و خاک میهن با دیگران هماهنگ میشود. هیچکس نمیتواند یک جنگ میهنی را جنگ امپریالیستی جلوه دهد.
بختیار معتقد بود این جنگ هدیهای است بر جمهوری اسلامی و وسیلهاست برای تقویت و تداوم آن، چه این نظام آن را وسیلهای قرار خواهد داد برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیهای خود در ادارهٔ مملکت و سرکوب اعتراضات مردم. نهضت مقاومت ملی ایران و شاپور بختیار از معدود گروهها و شخصیتهای مخالف حکومت ایران بودند که از همان روز اول از تصویب قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت استقبال و بر اجرای آن اصرار ورزیدند.[۱۴۰]
جستارهای وابسته [ویرایش]
یادداشتها [ویرایش]
- ↑ بختیار پیش از این در جنگ داخلی اسپانیا در صف طرفداران جمهوریت و مخالفان ژنرال فرانکو هم جنگیده بود.
- ↑ هرچند بختیار در فاصلهٔ سالهای میان کودتا و نخستوزیریِ محمدرضا پهلوی در مقام رهبری حزب ایران و عضویت جبههٔ ملی ایران ۵ سال و ۸ ماه به زندان افتاد و ۷ سال هم ممنوعالخروج بود اما هیچگاه در کتابهای درسی تاریخ ایران اشارهای به زندانی شدن او، خصوصاً بعد از کودتای ۲۸ مرداد نمیشود.
- ↑ از زندگینامه نویسان محمد رضا شاه پهلوی.
- ↑ بختیار با این اقدام، عملاً حقانیت شاه را که تماماً مشروعیت خود را از کودتای ۲۸ مرداد میدانست زیر سؤال برد.
- ↑ شاپور در خصوص آزادی بیان نشریات به پیروی از مصدق گفت: «هر چه علیه وی در مقام نخستوزیری گفته شود، ولو نادرست، او نویسنده و نشریه را مورد تعقیب قانونی قرار نمیدهد.»
- ↑ تعبیر خود بختیار در مورد جایگزینی دیکتاتوری نعلین به جای دیکتاتوری چکمه: «فاشیسم ملّاها از گروههای نظامی به مراتب تاریکتر هستند.»
- ↑ بختیار معتقد بود هیچ ایرانی را نمیشود از اینکه به ایران بیاید منع کرد و خمینی هم تبعهٔ ایران است و حق دارد هر وقت که میخواهد به ایران بیاد و هر وقت که مایل است از ایران برود.
- ↑ بختیار در خاطراتش میگوید: «من فکر میکردم اگر هیچ قدمی به سوی خمینی برندارم ممکن است تاریخ مرا محکوم کند که چرا کوشش نکرد شخصاً او را ببیند؟»
- ↑ اگر بختیار استعفای خود را میپذیرفت و تقدیم خمینی میکرد در واقع بر مشروعیت مقام ولایت فقیه صحه میگذاشت و به ۳۰ سال مبارزهٔ خود در راه مصدق و پدر مشروطهخواهش خیانت میکرد.
- ↑ حدود یک سال بعد آشکار شد که اعضای اصلی شورای انقلاب عبارت بودند از: بنیصدر (مشاور اصلی خمینی از هنگام اقامتش در پاریس)، بازرگان، ابراهیم یزدی، صادق قطبزاده (۳ تن از سخنگویان نهضت آزادی ایران)، بهشتی، رفسنجانی، باهنر و مطهری (از شاگردان پیشین خمینی در قم).
- ↑ الکساندر دومارانش هم که به مدت ۱۲ سال رئیس سازمان اطلاعات فرانسه و مشاور امنیتی بینالمللی چند تن از سران کشورهای جهان آزاد است این را در کتاب خاطرات خود نوشتهاست.
- ↑ نام نهضت مقاومت ملی ایران به پیشنهاد شاپور بختیار و به واسطهٔ عضویتش در نهضت مقاومت ملی فرانسه انتخاب شد.
- ↑ به سرپرستی و نویسندگی ایرج پزشکزاد.
- ↑ به نویسندگی پرویز نقبی.
- ↑ به روایت نقاش حکم ترور بختیار توسط صادق خلخالی صادر شدهبود.
- ↑ خلخالی، حاکم شرع در سال ۱۳۵۹ در مصاحبهای اعلام کرده بود: «برای اجرای حکم شاپور بختیار به پاریس کماندو فرستادهام.» همچنین خلخالی در مصاحبهٔ دیگری بختیار را به خیانت متهم کرد و در این خصوص گفت: «او مفسد فیالارض است و باید از بین برود.»
- ↑ پلیس فرانسه اسامی این سه تن را که آخرین افرادی هستند که وارد خانهٔ بختیار شدهاند، از روی دفتر ثبت اسامی کسانی که وارد خانهٔ بختیار میشوند پیدا کرد.
- ↑ در این خصوص به نقش دولت فرانسه و سیاستهای این دولت اعتراضات زیادی صورت گرفت.
پانویس [ویرایش]
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برزگر، جمشید. «پیشه بدفرجام صدارت و سرنوشت یگانه بختیار». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ اکبری، حمید. «پژواک پیام نخست وزیری بختیار در بیستمین سالروز ترورش». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ کوشان، منصور. «شاپور بختیار؛ برآمده شکستی محتوم». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شهروز، کاوه. «میراث حقوق بشری شاپور بختیار». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲٫۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، شاپور. «یکرنگی (کتاب)» (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، هومان. «بختیار؛ سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «شاپور بختیار: از تولد تا ترور». رادیو فردا، ۴ اوت ز۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ جمشید، برزگر. «پیشه بدفرجام صدارت و سرنوشت یگانه بختیار». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Milani, “Shapur Bakhtiyar”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 1: 105.
- ↑ «زندگینامه شاپور بختیار به قلم او» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟. بیبیسی فارسی، ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۲
- ↑ بختیار، هومان. «بختیار؛ سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار؛ شیفته و شیدای حافظ». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ اکبری، حمید. ««من اول انسانم، بعد ایرانیم و بعد مسلمانم»: جاذبههای شاپور بختیار». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود. بیبیسی فارسی، ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۲
- ↑ «من مرغ طوفانم». نهضت مقاومت ملی ایران، ۲۳ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Milani, “Shapur Bakhtiyar”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 1: 105.
- ↑ ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ ۲۹٫۳ Milani, “Shapur Bakhtiyar”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 1: 106.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۱۹.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۷.
- ↑ سنجابی، کریم. «روایت کریم سنجابی از نخست وزیری شاپور بختیار». بیبیسی فارسی.
- ↑ روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟. بیبیسی فارسی، ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۲
- ↑ سرکوهی، فرج. «چرا طبقه متوسط، چپها و روشنفکران از بختیار حمایت نکردند؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۷.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ «(رمز ماندگاری بختیار)». جبهه ملی ایران. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سنجابی، امیدها و ناامیدیها، بنیاد تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد.
- ↑ امیر علائی، دشواریهای مامویت من در فرانسه و در راه انقلاب، ۶۸-۶۷.
- ↑ پیوند به پیامهای دکتر بختیار در یوتیوب در یوتیوب
- ↑ چکامه مرغ طوفان
- ↑ کاتوزیان، امیر مصدق. «بختیار که بود و چه کرد؟». رادیو فردا، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سرکوهی، فرج. «چرا طبقه متوسط، چپها و روشنفکران از بختیار حمایت نکردند؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ شاکریزند، علی. «درباره علت پذیرش پست نخستوزیری توسط شاپور بختیار». بیبیسی فارسی.
- ↑ «امیر شاهی: حتی یک نفر نیست از بختیار دفاع کند؟». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ امیرشاهی، مهشید. «مقاله مهشید امیرشاهی در دفاع از بختیار در روزنامه آیندگان». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «کسی نیست از بختیار حمایت کند؟». بازبینیشده در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ مبصر، افشین. «شاپور بختیار؛ اصلاح طلب واقعی؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سرکوهی، فرج. «چرا طبقه متوسط، چپها و روشنفکران از بختیار حمایت نکردند؟». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ کوشان، منصور. «شاپور بختیار؛ برآمده شکستی محتوم». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برومند، لادن. «چرا بختیار نمیتوانست استعفا بدهد؟». بیبیسی فارسی، ۶ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ خوانساری، مهرداد. «بختیار؛ اولین پرچمدار راهی که باید به مقصد برسد». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سنجابی، سعید. «روایت کریم سنجابی از نخست وزیری شاپور بختیار». بیبیسی فارسی، ۱۰ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بازگشت آیتالله منتظری از پاریس» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سپهری، سحاب. «سه روز تاریخساز، بیست تا بیستودو بهمن ۵۷ (۲)». رادیو زمانه، ۱ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ %20Bakhtiar/Barnameh%20dolate%20Bakhtiar.htm «برنامه دولت بختیار». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبی سی فارسی.
- ↑ ۶۱٫۰ ۶۱٫۱ ۶۱٫۲ ۶۱٫۳ ۶۱٫۴ ۶۱٫۵ ۶۱٫۶ Milani, “Shapur Bakhtiyar”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 1: 109.
- ↑ ایرج پزشک زاد. «چرا بختیار در فهریت سیاه قربانیان رژیم جای گرفت؟» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، شاپور. «یکرنگی (کتاب)، چشیدن مزه زندانهای شاه» (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ مناف زاده، علیرضا. «نخست وزیری بختیار؛ معنای یک کنش تاریخی». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر.
- ↑ «در آینه ۳۷ روز، رئوس برنامههای فوری دولت» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «گفتگوی اشپیگل با شاپور بختیار». ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ اکبری، حمید. ««من اول انسانم، بعد ایرانیم و بعد مسلمانم»: جاذبههای شاپور بختیار». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۷.
- ↑ «یکشنبه ۸ بهمن ۵۷، ایران از سنتو خارج میشود» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ باقرزاده، حسین. «بختیار، سیاستمداری که در تاریخ بزرگ شد». ۱۱ نوامبر ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بهنود، مسعود. «زندانی ما را آزاد کرد بختیار». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ خوشنام، الهه. «شاپور بختیار، مردی در بزنگاه تاریخ (۲)». دویچه وله، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «مبانی اندیشههای سیاسی و برنامههای اجرایی بختیار» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بمناسبت نوزدهمین سالگرد قتل دکتر شاپور بختیار». بگاه نهضت مقاومت ملی، ۲۱ نوامبر ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ کاتوزیان، امیر مصدق. «بختیار که بود و چه کرد؟». رادیو فردا.
- ↑ چالنگی، جمشید. «شاپور بختیار در آینه نسل این زمان». صدای آمریکا. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ [http://namir.info/home/37rooz.pdf «سی و هفت روز پس از سی و هفت سال»] (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار:مبارزه میکنم، اگرچه قربانی دیکتاتوری جدید شوم». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Shapour Bakhtiar 37 days after 37 years.doc «سی و هفت روز پس از ۳۷ سال» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، هومان. «بختیار؛ سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم». بیبیسی فارسی.
- ↑ «به مناسبت آغاز دولت دکتر شاپور بختیار، حوادث ۱۳۵۷ و وظایف کنونی طرفداران استقرار حاکمیت ملی». نهضت مقاومت ملی ایران، ۶ ژوئن ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «یکشنبه ۸ بهمن ۵۷، جمهوری اسلامی برای من مجهول است» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار: جمهوری اسلامی خمینی پشت آدم را به لرزه درمیآورد». نهضت مقاومت ملی ایران، ۱ اکتبر ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «شاپور بختیار در کوران انقلاب بهمن ۵۷». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «آخرین نخست وزیر مشروطیت». صدای آمریکا. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «مصاحبه مطبوعاتی دکتر شاپور بختیار، نخست وزیر ایران ۹ بهمن ۱۳۵۷». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سپهری، سحاب. «سه روز تاریخساز، بیست تا بیستودو بهمن ۵۷ (۲)». رادیو زمانه، ۱ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Shapour Bakhtiar 37 days after 37 years.doc «سی و هفت روز پس از ۳۷ سال» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «یکشنبه ۸ بهمن ۵۷، من توی دهن این دولت میزنم» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سپهری، سحاب. «شورای انقلاب- بهمن ۵۷ تا تیر ۵۹». رادیو زمانه، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «در آینه ۳۷ روز، آیتالله خمینی» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بارزگان: استعفا عاقلانه ترین راه بختیار است» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «غفلتهای سال ۵۷ را تکرار نکنیم». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برومند، لادن. «چرا بختیار نمیتوانست استعفا بدهد؟». بیبیسی فارسی، ۶ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برومند، لادن. «چرا بختیار نمیتوانست استعفا بدهد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ «بختیار: هیچ تزلزلی به این دولت وارد نخواهد شد». بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ مبصر، افشین. «شاپور بختیار؛ اصلاح طلب واقعی؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار: روحانیت در ایران به همه چیز کار دارد جز معنویت و مذهب». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار: آیتالله خمینی مرتجع و کهنهپرست است». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۹.
- ↑ «امام خمینی: تا چند روز دیگر دولت تازه تشکیل میشود» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۵۲-۶۵۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ شاکریزند، علی. «شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم از تهران تا پاریس بخش دوم (۲؛؛ ب)». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی.
- ↑ «بختیار از مخفیگاهش پیام فرستاد». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «در باره نهضت» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «پیام دکتر شاپور بختیار به یاران و همرزمان دیرین در جبهه ملی». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ «از محکومیت به قتل بختیار در پاریس تا استقبال رسمی در تهران». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «انیس نقاش: از تهران گفتند که بختیار باید هرچه زودتر کشته شود». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ France Vows to Press for Release of Newly Taken Hostageٓ. نیویورک تایمز،۱۰ اوت ۱۹۹۱
- ↑ «برومند: فرانسه فشار بر روی بختیار را زیاد کرده بود».
- ↑ سکندری، پری. «قاتلان بختیار در دادگاه». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ پارسانژاد، امید. «اولین رئیسجمهور ایران در مورد آخرین نخست وزیر مشروطه چه میگوید؟». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «اسرار آزادی کلوتیلد ریس از زبان رییسجمهوری سنگال». دویچه وله، ۱۷ مه ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «کلوتیلد ریس، متهم یا گروگان سیاسی؟». دویچه وله، ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «قاتل شاپور بختیار عازم ایران شد». دویچه وله، ۱۸ مه ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ وزارت خارجه ایران:آمریکاییها به درخواست کشورهای دوست آزاد شدند. بیبیسی فارسی، ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱
- ↑ «از محکومیت به قتل بختیار در پاریس تا استقبال رسمی در تهران». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شاکریزند، علی. «چرا آزادی قاتل بختیار برخلاف قوانین فرانسه است؟». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ واحدی، مجتبی. «ترور بختیار؛ نمونهای از سیاست امتیازخواهی و ارعاب». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ وزارت خارجه ایران:آمریکاییها به درخواست کشورهای دوست آزاد شدند. بیبیسی فارسی، ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی.
- ↑ پارسانژاد، امید. «اولین رئیسجمهور ایران در مورد آخرین نخست وزیر مشروطه چه میگوید؟». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «من مرغ طوفانم». نهضت مقاومت ملی ایران، ۲۳ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شاکری زند، علی. «شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم از تهران تا پاریس بخش دوم (۲؛ الف) دربارهٔ نامهٔ کلیشه شده از بختیار خطاب به خمینی». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ دادرس، فرامرز. «جمهوری اسلامی با نیش بنی صدر میگزد». نهضت مقاومت ملی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ Milani, “Shapur Bakhtiyar”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 1: 109.
- ↑ «قتل «شاپور بختیار» آخرین نخستوزیر دوران پهلوی». مرکز اسناد انقلاب اسلامی. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی.
- ↑ «نظر بختیار در مورد جنگ ایران و عراق» (فایل صوتی). بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
منابع [ویرایش]
- آبراهامیان، یرواند. «انقلاب اسلامی». در ایران بین دو انقلاب. ترجمهٔ احمد گلمحمدی، محمدابراهیم فتاحی و لیلایی. تهران: نشر نی، ۱۳۸۹. شابک ۹۶۴-۳۱۲-۳۶۳-۴.
- بختیار، شاپور. یکرنگی. ترجمهٔ مهشید امیرشاهی. چاپ چهارم. انتشارات خاوران، ۱۳۸۵.
- سی و هفت روز پس از سی و هفت سال، چند گفتگو با شاپور بختیار درباره دوران زمامداریش. چاپ پنجم. ۱۳۶۲.
- سنجابی، کریم. امیدها و ناامیدیها، بنیاد تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد. به کوشش حبیب لاجوردی. چاپ چهارم. نشر زیبا، ۱۳۸۰. شابک ۹۶۴-۹۲۵۳۲-۱.
- مراقبی، غلامحسین. تاریخ شنیداری ایران، گفتگو با شاپور بختیار. چاپ اول. تهران، ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۹۱۶۴۹-۶-۰.
- شاپرون, ژان ایو y ژان نوئل فورنیه. Enquete sur l'assassinat de Chapour Bakhtiar. چاپ اول, 1992. ISBN 978-2863915226.
- امیر علائی، شمسالدین. دشواریهای مامویت من در فرانسه و در راه انقلاب. دهخدا.
- Milani, Abbas. “Shapur Bakhtiyar”. In Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran, 1941-1979. vol. 1. Syracuse University Press, 2008. ISBN 0815609078, 9780815609070.
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ شاپور بختیار موجود است. |
- وبگاه رسمی شاپور بختیار
- اندکی از زندگی نامهٔ خودنوشت شاپور بختیار
- مصاحبه با شاپور بختیار، از مجموعه تاریخ شفاهی ایران، دانشگاه هاروارد
- بختیار
- شاپور بختیار
- مبانی اندیشههای سیاسی و برنامههای اجرائی بختیار
- متن اعلامیه دکتر شاپور بختیار در رابطه با جنگ ایران و عراق
- سیوهفت روز، مستندی درباره دوران کوتاه نخستوزیری بختیار در یوتیوب
- پیوند به مصاحبه با دکتر بختیار در یوتیوب
- پیوند به پیامهای دکتر بختیار در یوتیوب در یوتیوب
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
- وزیران دولت شاپور بختیار
- نخستوزیران پهلوی دوم
- ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه
- اعضای جبهه ملی ایران
- اعضای حزب ایران
- افراد کشتهشده در فرانسه
- انقلاب ۱۳۵۷
- اهالی شهرکرد
- ایرانیان کشتهشده در خارج از کشور
- ایرانیان مقیم فرانسه
- ایل بختیاری
- تبعیدشدگان اهل ایران
- ترور شدگان توسط جمهوری اسلامی در خارج از کشور
- ترورشدگان توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران
- خاندان بختیار
- دانشآموختگان دانشگاه پاریس
- درگذشتگان ۱۳۷۰
- درگذشتگان ۱۹۹۱ (میلادی)
- درگذشتگان بر پایه سلاح سرد
- دفن شدگان گورستان مونپارناس
- زادگان ۱۲۹۳
- زادگان ۱۹۱۴ (میلادی)
- سیاستمداران ترورشده اهل ایران
- سیاستمداران کشتهشده
- فعالان دموکراسی در ایران
- فعالان سیاسی کشتهشده اهل ایران
- کشتهشدگان ۱۹۹۱ (میلادی)
- نخستوزیران اهل ایران
