شاپور بختیار
![]() |
|
| شناسنامه | |
|---|---|
| زادروز | ۴ تیر ۱۲۹۳ ۲۶ ژوئن ۱۹۱۴ |
| زادگاه | ایذه، ایران |
| تاریخ مرگ | ۶ اوت ۱۹۹۱ (۷۷ سال) |
| جایگاه مرگ | حومه پاریس، فرانسه |
| همسر | مدلین (فرانسوی) شهین تاج بختیار |
| فرزندان | گیو، فرانس، پاتریک، ویوین، همه از همسر فرانسوی گودرز از همسر ایرانی |
| دانشآموخته | دانشگاه سوربن |
| اطلاعات سیاسی | |
| حزب سیاسی | حزب ایران جبهه ملی ایران نهضت مقاومت ملی ایران |
| سمت | نخست وزیر |
| کارها | وکیل - مشاور امور حقوقی و اقتصادی |
| پادشاه | محمدرضا پهلوی |
| پس از | غلامرضا ازهاری |
| پیش از | مهدی بازرگان |
| وبگاه رسمی | www.shapourbakhtiar.com |
شاپور بختیار (۱۲۹۳ شهرکرد - ۱۳۷۰ پاریس) سیاستمدار ایرانی، دبیرکل حزب ایران از اعضای جبهه ملی ایران و آخرین نخستوزیر ایران، پیش از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی بود.[۱] پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از بنیانگذاران نهضت مقاومت ملی بود. در ۱۶ دی ۱۳۵۷ شاه و شاپور بر سر نخستوزیری به توافق رسیدند.[۲] شاپور با پذیرش نخستوزیری هزینهٔ شخصی سنگینی پرداخت کرد تا جایی که هممسلکاناش در جبههٔ ملی رأی به اخراج او و رد همکاری با دولت وی دادند.[۳] حکومت بختیار نخستین دولت مخالف نحوهٔ حکومت شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد بود.[۴] بختیار از آغاز به کار فعالیت سیاسی خود و در طول دوران نخستوزیریش همواره محمد مصدق را رهبر خود میدانست و به پیروی از او تأکید میکرد.[۵] با اعلام بیطرفی ارتش در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ او تنها ماند و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ دولتش سقوط کرد.
بختیار پس از ۶ ماه زندگی مخفیانه در ایران در تیر ۱۳۵۸ به فرانسه رفت و در قالب نهضت مقاومت ملی ایران به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت.[۶] در دوران مبارزاتش در خارج از کشور، اولین سوءقصد به جانش در تابستان ۱۳۵۹ رقم خورد. بختیار از این سوءقصد جان سالم به در برد. برنامهٔ ترور او توسط گروهی به رهبری انیس نقاش صورت گرفت. دومین ترور ۱۱ سال پس از آن، منجر به قتل بختیار در سن ۷۷ سالگی در پاریس شد.[۷] هر دو سوءقصد توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران با استخدام تروریستهایی طرحریزی شده بود.[۸]
به عقیدهٔ لادن برومند و افشین مبصر مهمترین ویژگیهای بختیار در تمامی دوران مبارزات سیاسیش، ایستادگی در برابر حکومت استبدادی، روحالله خمینی و عدم امکان هر گونه سازش با او، احیای مشروطه، اعتقاد و اصرار به اجرای قانون اساسی مشروطه و فدا کردن جان خود در راه ایجاد یک نظام سوسیال دموکرات و آزاد است.[۹] بختیار در پیشگفتار کتابش یکرنگی نوشتهاست، پیش از آنکه خود را ایرانی و پایبند مذهب خاصّی بداند، به انسان و انسانیت اعتقاد دارد.[۱۰] فصلالخطاب تمام سخنرانیهایش این عبارت بود: «ایران هرگز نخواهد مرد.»[۱۱][۱۲]
[ویرایش] کودکی و جوانی
شاپور بختیار در ۴ تیر ۱۲۹۴ در کنوک (جنوب غربی شهرکرد) و از پدری به نام محمدرضا معروف به سردار فاتح بختیاری و مادری به نام نازبیگم به دنیا آمد. خانوادهٔ او از طوایف ایل بختیاری بودند.[۱۳] در آن زمان ایل بختیاری یکی از بانفوذترین قبایل به شمار میرفتند و توانسته بودند پستهای بسیار مهم و حساس را در عرصهٔ سیاسی از آن خود کنند.[۱۴] پدربزرگ مادری بختیار، نجف قلی صمصمامالسلطنه ۲ بار در ۱۲۹۱ و ۱۲۹۷ به نخستوزیری احمد شاه قاجار رسیده بود. ایل بختیاری سالها در جهت حفظ مشروطه از گزند یورش استبداد قاجارها کوشش کرده بودند.[۱۵] پدر شاپور و بسیاری از خوانین ایل بختیاری از نوادگان شخصی به نام حیدرخان هستند که اصالتاً از ایل پاپی ساکن در بخشهای گرمسیری خوزستان و سردسیری لرستان میباشند و بنا به دلایلی حیدرخان از اطراف اندیمشک، به چغاخور چهارمحال و بختیاری مهاجرت کرده بود. تیمور بختیار، پسرعموی شاپور، ۴ سال ریاست ساواک را بر عهده داشت. از دیگر خویشاوندان بختیار ثریا اسفندیاری (دخترعموی بختیار)، لوئیز صمصام بختیاری و محمدعلی قطبی هستند.[۱۶][۱۷]
[ویرایش] تحصیلات
شاپور بختیار تحصیلات دورهٔ ابتدایی را در شهرکرد گذارند و تحصیلات متوسطه را ابتدا در اصفهان و سپس در بیروت به پایان رساند. او مدرک دیپلم خود را از مدرسه فرانسوی بیروت دریافت کرد. آشنایی او با دنیای سیاست و نظریات سوسیال دموکراتها و علاقه به فرهنگ و ادبیات فرانسه (شعر) از همان دبیرستان فرانسوی شروع شد و تا آخر با او ماند.[۱۸] بختیار قصد داشت بلافاصله بعد از اتمام دبیرستان به پاریس برود اما در ۱۳۱۳ تراژدی اعدام پدر (و پیشتر از آن اعدام عموهایش) به جرم شورش مسلحانه در جهت سرکوب ایلات توسط رضاشاه و از دست دادن تعدادی از اعضای خانوادهٔ خود، چارهای جز بازگشت به ایران برای او باقی نگذاشت. گویا ریشهٔ نفرت او از خاندان پهلوی به همین دلیل بودهاست.[۱۹][۲۰]
وی در ۱۳۱۵ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن ثبتنام کرد. در ۱۳۱۸ با مدرک کارشناسی از این دانشگاه فارغالتحصیل شد. با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه تحصیلاتش با وقفهای ۲ ساله روبهرو شد. شاپور وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و به عنوان یکی از سربازان فرانسه[یادداشت ۱] (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه) در گردان اورلئان در راه آزادی این کشور جنگید.[۲۱]
در ۱۳۲۴ دکترای خود را در حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه سوربن دریافت کرد.[۲۲] گویا شاپور نخستین بختیاری است که موفق به اخذ مدرک دکترا در این رشته شدهاست. رسالهٔ دکترایش دربارهٔ رابطهٔ مذهب با قدرت سیاسی در جوامع باستانی (جدایی دین از سیاست) بود.[۲۳] او دو مدرک کارشناسی در زمینههای فلسفه و اقتصاد عمومی، نیز دارد.[۲۴] شاپور بختیار سیاستمداری شعردوست و شعرشناس بود و به حافظ انس و شیفتگی خاصی داشت.[۲۵][۲۶] او به زبان فرانسوی و انگلیسی کاملاً تسلط داشت و علاوه بر آن با زبانهای آلمانی و عربی و بسیاری از نویسندگان و سیاستمداران برجستهٔ غرب و فرانسه آشنایی داشت.[۲۷]
[ویرایش] بازگشت به وطن
در ۱۳۲۵ شاپور به ایران بازگشت. در ۱۳۳۰ در وازرت کار که به ابتکار احمد قوام ایجاد شده بود به عنوان مدیر ادارهٔ کار استان اصفهان انتخاب شد و به هنگام نهضت ملیشدن نفت به سمت مدیرکل کار استان خوزستان (مرکز صنعت نفت ایران) ارتقا یافت. در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران، بختیار که عضو حزب ایران شده بود به طرفداری از مصدق برخاست و در دولت او، معاون وزارت کار شد.[۲۸] در همان دوران معاونت وزارت کار، بختیار قانون بیمهٔ اجتماعی کارگران را با امضای مصدق تصویب کرد که بعدها این قانون باعث پیریزی سازمان بیمههای اجتماعی کارگران شد.[۲۹] تعدادی از یاران نزدیک مصدق با استناد به اسناد محرمانه شرکت منحلهٔ نفت ایران و انگلیس، بختیار را به دریافت مقرری از این شرکت و همکاری با آن متهم کردند.
پس از بازگشت محمدرضا پهلوی در پی کودتای ۲۸ مرداد، بختیار به صف منتقدان شاه پیوست و به همین علت چند بار به زندان افتاد.[یادداشت ۲] بعد از آن، بختیار برای گذران زندگی در چند شرکت مختلف خصوصی به عنوان عضوی از هیئت مدیره مشغول به فعالیت شد.[۳۰] بختیار در جبههٔ ملی دوم، نیز فعال بود و در بهمن ۱۳۴۲ همراه با دیگر رهبران جبههٔ ملی به زندان افتاد.[۳۱]
| متن مربوطه در ویکینبشته: نامه ۳ امضایی (سنجابی، بختیار و فروهر) |
[ویرایش] نامه به شاه
در ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ سه تن از سران جبههٔ ملی، کریم سنجابی، داریوش فروهر و شاپور بختیار نامهای سرگشاده به محمدرضا پهلوی امضا کردند و از او خواستند که برای نجات کشور به حکومت استبدادی پایان دهد و اصول مشروطیت را تمکین کند.[۳۲][۳۳]
به واقع آنها عامل بحران در ایران را شاه دانسته و او را متهم کردند که به واسطهٔ تورم و بیتوجهی به کشاورزی اقتصاد ایران را به نابودی کشاندهاست. نحوهٔ مدیریت شاه و عدم احترام و مغایرت آن با قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر از دیگر نکات مورد تاکید نویسندگان نامه بود. آنان در بخش پایانی نامه تنها راه برون رفت از چنین وضعیتی را ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد، اعلام کردند. در این نامه برخلاف سابق لقب همیشگی آریامهر در کنار پهلوی دوم نیامده بود و عنوان آن با "پيشگاه اعليحضرت همايوني شاهنشاهي" آغاز مي شد.[۳۴][۳۵] تاریخ آن هم به جای شاهنشاهی، هجری شمسی بود.
بلافاصله بعد از انتشار این نامه بختیار و سنجابی توسط عدهای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و بار دیگر به زندان افتادند.[۳۶][۳۷]
[ویرایش] اوجگیری انقلاب و قبول نخستوزیری
محمدرضا پهلوی که در آن زمان حکومتاش رو به زوال بود و بیش از هر زمان دیگر واشنگتن نسبت به بقای حکومتش بیاعتماد شده بود، در جستجوی شخصی بود که با خروجاش از ایران در شرایط قابل قبول و محرمانه موافقت کند. به همین منظور ابتدا با احمد بنی احمد و کریم سنجابی دیدار و از آنها درخواست پذیرش نخستوزریری دولت را کرد. سنجابی با استناد به اعلامیهٔ سه مادهای و مخالفت با باقی ماندن ارتش در خانوادهٔ سلطنتی و خودداری شاه از کنارهگیری سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح حاضر به پذیرش مصالحه با شاه و پذیرش این سمت نشد.[۳۸][۳۹] محمدرضا پهلوی سپس با غلامحسین صدیقی و مظفر بقایی، دیگر رهبران جبههٔ ملی، دیدار کرد و به آنان پیشنهاد در دست گرفتن حکومت را داد اما هر یک از آنان به دلایلی از پذیرفتن حکومت سرباز زدند. پیشنهاد نخستوزریری شاه به صدیقی و بقایی به این دلیل شکت خورد که هر دو قبولیشان مشروط به ماندن محمدرضا پهلوی در ایران (جایی دور از تهران) بود. استدلال این دو، آن بود که حضور شخص شاه در ایران به دلیل ارتباط نزدیکی که با ارتش دارد سبب حفظ یکپارچگی و انسجام ارتش میشود.[۴۰]
محمدرضا پهلوی در ادامهٔ انتخابهایش در اواخر سال ۱۳۵۷ دستور آزادی بختیار را از زندان صادر کرد و از وی به ناچار در دیداری خصوصی در کاخ نیاوران تهران میخواهد که مقام نخستوزیری ایران را قبول کند.[۴۱] شاه در این خصوص میگوید:
| « | با بیمیلی و اکراه و به خاطر فشار خارجی، با انتصاب بختیار به سمت نخستوزیری موافقت کردم. همیشه او را دوستدار انگلیس و جاسوس پترولیوم انگلیس میدانستم. اما بالاخره بعد از دیدار با لرد جرج براون، وزیر امور خارجه وقت انگلیس تصمیم گرفتم نام بختیار را به عنوان نخستوزیر اعلام کنم، چرا که دیگر برگ برندهای نداشتم.[۴۲][۴۳] | » |
بختیار یکی از رهبران جبهه ملی، با ارائه شرایط ۷ گانهای (شاه از کشور خارج شود و تهعد نماید که از این به بعد سلطنت نماید و نه حکومت، انتخاب وزرا منحصر به خودش باشد، ساواک منحل شود (تبعید ۱۴ تن از نظامیان سرسخت از جمله غلامعلی اویسی)، زندانیان سیاسی آزاد شوند، شرایط آزادی مطبوعات فراهم شود، بنیاد پهلوی به دولت منتقل شود و کمسیون شاهنشاهی که در تمام امور دخالت میکند حذف شود) پذیرفت که ریاست یک دولت غیرنظامی را برعهده گیرد. شاه با قبول تمامی شرایط او در ۹ دی ۱۳۵۷ بختیار را به نخستوزیری منصوب کرد.[۴۴][۴۵][۴۶]
در خصوص نحوهٔ انتخاب بختیار به این سمت گمانهزنیهای مختلفی صورت گرفتهاست. عدهای معتقدند ظاهراً فرح پهلوی مسبب اصلی انتصاب شاپور بختیار به ریاست دولت بودهاست و فرح پهلوی ۳ ماه قبل از آنکه شاپور در کاخ نیاوران با شاه ملاقات داشتهباشد در ویلای محمدعلی قطبی در خفا با شاپور ملاقات کردهاست.[۴۷] بنا به گفتهٔ برتران دوکاستل باژاک[یادداشت ۳] «فرح پس از اظهار همعقیدگی با شاپور مایل بود که شاه به دلیل وضعیت وخیم جسمانی و بیماریاش هرچه زودتر ایران را ترک کند و انتقال آرام قدرت از همسرش به ولیعهد که هنوز به سن تاج و تخت نرسیده بود روی دهد.» اما فرح پهلوی در خاطرات خود اولین ملاقاتاش را با بختیار را پس از نخستوزیری او، در اواخر نیمهٔ آذر ۱۳۵۸ میداند.[۴۸] علاوه بر این فرح در ماجرای انتصاب شاپور بختیار برای انگلیسیها نقشی قائل نیست. او معتقد است ناصر مقدم، آخرین رئیس ساواک و غلامعلی اویسی نقش زیادی در معرفی و پیشنهاد شاپور به شاه داشتند.[۴۹]
[ویرایش] مخالفان نخستوزریری بختیار
بختیار علیرغم مخالفت جبههٔ ملی و بدون توجه به رأی شورای مرکزی مبنی بر خوداری اعضا از پذیرش نخستوزیری این سمت را قبول کرد. با توجه به عدم تمکین بختیار از این موضوع او از جبههٔ ملی طرد شد و تمامی اعضای آن در رأیگیری که در این خصوص به عمل آمده بود، (حتی بدون رأی ممتنع) رأی به اخراج بختیار از جبههٔ ملی و حزب ایران دادند.[۵۰][۵۱][۵۲] بسیاری از دوستان و همحزبیهای بختیار او را خائن و سلطنتطلب خواندند و او را متهم کردند که با نخستوزیر شدنش اعتبار و حیثیت جبهه ملی و خط مصدق را از بین برده و تکروی کردهاست و این در حالی بود که به اعتقاد بختیار، وی به هدف حزبی، که کسب قدرت از طریق مخالفت قانونی است،پایبند بود و اکنون که بالاترین منصب قانونی ممکن در دولت پهلوی به او پیشنهاد شده بود، دلیلی برای امتناع از پذیرش نمیدید.
بختیار، پس از این که یاران حزبی قدیمیش را رفیقان نیمهراه دید، با توجه به دشواری انجام وظیفه در پیامی در دیماه ۱۳۵۷، دست همیاری به سوی مردم دراز کرد و در انتهای پیامش [۵۳] بیتی از چکامه مرغ طوفان[۵۴] غلامعلی رعدی آذرخشی چاشنی کرد که
| من مرغ طوفانم نیاندیشم ز طوفان | موجم، نه آن موجی که از دریا گریزد |
اشاره وی به این شعر باعث شد که بعدها هم موافقان و هم مخالفان او از او با عنوان مرغ طوفان یاد کنند.
به هرحال پس از پذیرش نخستوزیری بسیاری از افراد، نظیر طبقهٔ متوسط شهری، روشنفکران، سازمانهای سیاسی چپ، ملیگرا و لیبرال از او حمایت نکردند و به افرادی تبدیل شدند که خواسته و آرمانشان برقراری نظام اسلامی بود.[۵۵][۵۶][۵۷]
[ویرایش] حامیان نخستوزیری بختیار
| ” | من صدایم را به پشتیبانی از آقای شاپور بختیار با سربلندی هرچه تمامتر بلند میکنم، حتی اگر این صدا در فضا تنها بماند. من از تنها ماندن هرگز هراسی به دل راه ندادهام ولی این بار میترسم، نه به خاطر خودم بلکه به خاطر آیندهٔ این مملکت و سرنوشت همهٔ آنها که دوستشان دارم. | “ |
|
—مهشید امیرشاهی، [۵۸] |
||
افرادی که در آن زمان حامی دولت بختیار بودند، از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکرد. مهشید امیرشاهی از جمله معدود کسانی بود که به صورت علنی از بختیار حمایت کرد و در شمارهٔ ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در روزنامهٔ آیندگان مقالهای با عنوان «کسی نیست از بختیار حمایت کند؟» منتشر کرد. او در مصاحبهای بختیار را به عنوان «جلوه و اسوهٔ کمال انسانی و خرد» ستود.[۵۹][۶۰] در یکی از رمانهای امیرشاهی، راوی داستان بعد از شنیدن خبر نخستوزیری بختیار با خود میگوید:
| « | پس بالاخره اوضاع خوب شد. آرزوی آدمهایی مثل من بالاخره به حقیقت پیوست. از فردا، میتوانیم زندگی کنیم، تحت حمایت یک دولت محبوب که کنترل را به دست خواهد گرفت، اصلاحات را آغاز خواهد کرد و امنیت را برقرار خواهد ساخت.[۶۱] | » |
[ویرایش] اهداف بختیار از پذیرش نخستوزیری
بختیار سیاستمداری بود که به نظام مشروطه به هر شکلی (مشروطهٔ پادشاهی و مشروطهٔ پارلمانی) اعتقاد داشت. گرایش شدید او به حکومت سوسیال دموکرات حاوی این طرز نگرش اوست. با آنکه حکومت آن زمان ایران به ریسمانی بند بود اما شاپور آن را اصلاحپذیر میدانست و معتقد بود میتواند با پذیرش این پست و انجام اصلاحات اساسی هوای تازهای به مملکت وارد کند.[۶۲] شاپور نه به نظام آریامهری تن داد و نه به طرح جمهوری اسلامی.[۶۳] او در تقابل با این دو، راهحل سومی را که همان برقراری نظامی دموکراتیک، دولتی سکولار و قانونمند، [۶۴] احیای مشروطهٔ پارلمانی و اجرای تمام و کمال قانون اساسی مشروطه بود، پیش روی ملت قرار داد.[۶۵] بختیار برخلاف دوستان و رهبران جبههٔ ملی که با موج انقلاب و خمینی همراه شدند، تز فکری و موجودیت جمهوری اسلامی را رد کرد و تلاش خود را برای جلوگیری از استقرار این نوع حکومت آغاز نمود.[۶۶]
هدف دیگر او زودن روح انفعال و خمودگی و پراکندگی شخصیتهای دموکرات سکولار آن زمان و جلوگیری از ورود روحانیون به دستگاه دولتی و برقرای حکومت دینی و چیرگی مطلق آنان بود.[۶۷]
[ویرایش] اخذ رأی اعتماد از مجلس
بختیار دولت خود و برنامهٔ آن را در ۲۰ دی ۱۳۵۷ به مجلسین (شورای ملی و سنا) معرفی کرد. در ۲۶ دی ۱۳۵۷ بختیار به همراه وزرایش با ۱۴۹ رأی موافق، ۴۳ رأی مخالف و ۱۳ رأی ممتنع از مجلس رأی اعتماد گرفت.[۶۸] مجلس شورای ملی قبلاً به او رأی اعتماد داده بود. تنها دقایقی پس از اخذ رأی اعتماد محمدرضا پهلوی که در فرودگاه انتظار میکشید، در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به همراه فرح پهلوی از کشور خارج شد.[۶۹] در آخرین لحظات خروج شاه از ایران، بختیار به وی اطمینان داد که تمام تلاش خود را برای حفظ کشور به کار بندد. ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ بختیار در مجلس شورای اسلامی گفت:
| « | دولت او که همواره به اهداف جبههٔ ملی چشم خواهد دوخت ثمرهٔ انقلابی است که از ۲ سال پیش در گرفته و او میراثدار ۲۵ سال آشفتگی است که هیچ سهمی در آن جز زندان، تبعید و گوشهنشینی نداشتهاست.[۷۰][۷۱] | » |
| ر. | وزیر | وزارتخانه |
| ۱ | محمد مشیری یزدی | معاون نخست وزیر |
| ۲ | جعفر شفقت | وزیر دفاع ملی |
| ۳ | احمد میر فندرسکی | وزارت خارجه |
| ۴ | یحیی صادق وزیری | دادگستری |
| ۵ | منوچهر کاظمی | کشاورزی |
| ۶ | عباسقلی بختیار | بازرگانی |
| ۷ | محمد امین ریاحی | وزیر علوم و آموزش و پرورش |
| ۸ | منوچهر رزمآرا | بهداری |
| ۹ | سیروس آموزگار یگانه | وزیر مشاور و سرپرست وزارت اطلاعات |
| ۱۰ | رستم پیراسته | وزیر امور اقتصادی و دارایی |
| ۱۱ | علی صمیمی | وزیر پست و تلگراف |
| ۱۲ | جواد خادم احمدآبادی | شهرسازی و مسکن |
| ۱۳ | منوچهر آریانا | کار و امور اجتماعی |
| ۱۴ | فتحالله معتمدی | معاون نخستوزیر (در آخرین روز کابینه) |
| ۱۵ | شاپور بختیار | وزیر کشور |
[ویرایش] نخستین اقدامات پس از نخستوزیری
| ” | من معتقدم که اگر مصدق را حتی در سال ۱۳۱۰ که میخواستند بکشند، کشته بودند و ملی کردن نفت هم باعث شهرتش نشده بود باز همان خدمتی که در روشن کردن افکار مردم راجع به دموکراسی و حکومت پارلمانی کرده بود، برای باقی ماندن نامش در تاریخ ایران کافی بود. | “ |
|
—شاپور بختیار، [۷۲] |
||
بختیار در همان بدو نخستوزیری با حضور در احمدآباد، تبعیدگاه مصدق و سوگند یاد کردن بر مزار او با آرمانهای مصدق بار دیگر تجدید میثاق کرد. پس از سقوط مصدق این نخستین بار بود که نخستوزیری، اولین سخنرانی خود را با ادای احترام به مصدق، در کنار تصویر او و ننگین خواندن کودتای ۲۸ مرداد آغاز میکرد.[۷۳][یادداشت ۴] بختیار همواره خود را شاگرد مکتب مصدق میدانست و یکی از آرمانهای او پیاده سازی مجدد اهدافی بود که مصدق سالها برای آن جنگیده بود.
شاپور با تقدیم لایحهٔ قانونی به هیئت رئیسهٔ مجلس، خواستار اعادهٔ حیثیت از محکومان دادگاه نظامی از تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این سو و محاکمه همهٔ نخستوزیران و وزیران دولتهای ۲۵ سال اخیر شد. از دیگر نخستین تصمیمات او، برداشتن تصاویر رسمی شاه از دفاتر سفارتخانههای ایران در خارج از کشور است.[۷۴]
[ویرایش] برنامههای بختیار در دوران ۳۷ روز نخستوزیری
بختیار به صراحت و مکرراً در سخنرانیها و برنامههای خود اعلام میکرد که در اصول نه با شاه سازش میکند و نه به خمینی و با تمام قوا تلاش خواهد کرد جلوی دستیابی خمینی به قدرت را بگیرد.[۷۵] مهمترین اقدامات بختیار برای راضی نگاه داشتن مخالفان در دوران نخستوزیریاش عبارتند از:
- وعدهٔ لغو تدریجی حکومت نظامی و برگزاری انتخابات کاملاً آزاد؛
- انحلال ساواک از نظر قانونی و جایگزین کردن آن با یک دستگاه اطلاعاتی که در خدمت استقلال و تأمین امنیت کشور باشد؛
- آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی از زندان، اعادهٔ حیثیت و پرداخت غرامت به آنها؛[۷۶]
- محاکمهٔ متجاوزان به حقوق مردم (دستگیری عدهای از سرمایهداران و یا مدیران دولتی فاسد رژیم سابق، که گمان سوءاستفاده از مقامشان در این مورد میرفت)؛[۷۷][۷۸]
- پشتیبانی بدون قید و شرط از اصول منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای مربوط به آن؛[۷۹]
| متن مربوطه در ویکینبشته: تصمیم قانونی دایر بهابراز رایاعتماد به دولت جناب آقای شاپور بختیار نخستوزیر |
- قطع پیمانهای نظامی با ایالات متحده آمریکا؛
- واگذاری بنیاد پهلوی به عنوان وقف عام؛
- لغو چند قرارداد تسلیحاتی به ارزش ۷ میلیارد دلار؛
- متوقف ساختن خروج نفت به آفریقای جنوبی و اسرائیل، اعلام این نکته که ایران از سازمان سنتو خارج شدهاست و دیگر ژاندارم خلیجفارس نخواهد بود؛[۸۰][۸۱]
- اعطای عنوان شهید به قربانیان انقلاب از طریق گذراندن قانون از مجلسین؛
- اعلام آزادی بیان مطبوعات[یادداشت ۵] و لغو هر نوع سانسور (به دنبال همین گفتهٔ بختیار بود که اعتصاب ۶۰ روزهٔ مطبوعات شکسته شد)[۸۲][۸۳]
تز فکری بختیار بر مواضع کرامت انسان، احیای مشروطه، اجرای قانون اساسی منبعث از نظام مشروطه، مخالفت با ترور اندیشه، جدایی دین از حکومت،[۸۴] تفکیک قوای سهگانه کشور فقط از طریق مجلس مؤسسان[۸۵] و انتقال مسالمتآمیز قدرت به وسیلهٔ رأی مردم در مقابل ولی امر مسلمین میچرخید.[۸۶] بختیار در ۳۷ روز نخستوزریریش پیدرپی در مورد جایگزینی دیکتاتوری نعلین با دیکتاتوری چکمه هشدار میداد. به اعتقاد او خطر روی کارآمدن و اسقرار حکومت دینی، از دیکتاتوری چکمه به مراتب بدتر است. او از تقتق نعلین روحانیون صدای فاشیسم را میشنید.[۸۷][۸۸][یادداشت ۶]
[ویرایش] اولین انتقادها به خمینی و روحانیون
بختیار در مصاحبهای اعلام کرد که «هیچ گاه مخالف روحانی که کار روحانیت خویش را صرفاً انجام دهد نیست و خلاف این را مغایر با اصول آزادی میداند. او با روحانیتی که میخواهد بر تمام کشور حکومت کند و در امور سیاسی دخالت ورزد به شدت مخالفت است.»[۸۹] بختیار وعدهٔ ساخت واتیکانی را در قم داد تا روحانیون بتوانند تنها در آنجا شبکهٔ اجتماعی خود را گسترش دهند.[۹۰] او در این خصوص گفت: «خمینی میتواند به ایران بازگردد[یادداشت ۷] و دولت اسلامی تنها در شهر قم آزاد است. ما برای خمینی در شهر قم دیواری خواهیم کشید که او هم در آنجا واتیکان کوچکی داشته باشد.»[۹۱]
بختیار در مصاحبه با روزنامهٔ لومتن گفت:
جمهوری اسلامی خمینی یک مجهول مطلق است، اگر کسی برای فهمیدن این موضوع به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه در میآید. او نه تعدد گروههای سیاسی را میپذیرد و نه دموکراسی را، میخواهد روحانیت قانونی الهی را اجرا کند. همه چیز اینجا شروع میشود و اینجا تمام میشود.[۹۲]
وی در مقایسه منش سیاسی خود با خمینی چنین گفت:
| « | ایشان (خمینی) از یک موضعی صحبت میکنند که آن چه را که من میگویم باید بشود. من از یک موضع دیگر صحبت میکنم و آن این است که هرچه من میگویم بسنجید با معیار اصول فلسفی و اخلاقی و تعقل، بدون هیجان روحی، بدون داد و فریاد (با مشاوره با هر گونه حزب و اجتماعی که دارید) و بعد راه خودتان را انتخاب کنید...[۹۳][۹۴] | » |
بختیار در اظهار نظر دیگری با صراحت و قاطعیت بیان کرد که با رژیمی که آخوند بخواهد در امور غیر روحانی دخالت بکند صددرصد مخالف است و این جزء موضوعاتی است که به هیچوجه قبول نخواهد کرد.[۹۵]
[ویرایش] درخواست دیدار با خمینی
بختیار قصد داشت قبل از پیروزی انقلاب و خمینی برای حفظ منافع مملکت و جلوگیری از سقوط جنبش مردم در دست روحانیون، در خصوص مسائل و مصائب کشور با خمینی گفتگویی دوبهدو ترتیب دهد.[یادداشت ۸] بختیار مقصود خود را از گفتگوی دوبهدو اینطور بیان کرد: «این ملاقات صرفاً از جانب دو شخص به عنوان شاپور بختیار و روحالله خمینی است و من هیچ تعهدی مبنی بر پذیرش استعفا یا پذیرش خمینی به عنوان رهبر ملت ایران نمیدهم.» به رغم عدم مخالفت خمینی، بازرگان، بهشتی و مطهری با این دیدار، در لحظات آخر برخی نیروهای سیاسی نزدیک به خمینی نظیر بنیصدر، سنجابی و داریوش فروهر نظر خمینی را تغییر دادند و ملاقات شاپور با خمینی را منوط به استعفای بختیار کردند.[۹۶][۹۷][۹۸][۹۹] بختیار با توجه به این شرط از این دیدار صرف نظر کرد. بنیصدر در این خصوص به یک روزنامهٔ فرانسوی گفت: «اگر نفس بختیار به خمینی میرسید امکان داشت که آقا خیلی از این شدتی که داشت کاسته بشود و جا بزند و نفع ما در این نبود. انقلاب اسلامی بایستی میشد و لازم بود که این ملاقات را به هم بزنیم.»[۱۰۰]
[ویرایش] دولت سایه
تضاد خمینی و بختیار در عدم مشروعیت و غیرقانونی بودن نخستوزریری بختیار (از دیدگاه خمینی) و درخواست استعفای او پیش از پیش نمایان شد. خمینی پس از ۱۳ سال تبعید در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و در همان روز اول با تعبیر بیسابقهای در بهشت زهرا اعلام کرد «در دهان بختیار و دولتاش میزند و دولت تعیین خواهد کرد.»[۱۰۱] در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ خمینی (با استناد به حق شرعی و قانونی خود)، دولت اپوزسیونی با نخستوزیری مهدی بازرگان تشکیل داد[۱۰۲] و اعلام کرد که هر دولت منصوب شاه غیر قانونی است و پیروی از بختیار همانند پیروی از ارباب او -شیطان- است.[۱۰۳]
بختیار و بازرگان هر دو در پی اثبات مقام مشروعیت خود و ارائهٔ ادله در خصوص عدم مشروعیت رقیب برآمدند. بازرگان منشأ مشروعیت مقام نخستوزریریش را، انتصاب توسط فرمان خمینی میدانست و با این توجیه مشروعیت ملی مقام نخستوزریری بختیار را رد کرد.[۱۰۴][۱۰۵] او در این مورد گفت:
| « | مگر قانون اساسی زاییدهٔ انقلاب مشروطیت و معرف ارادهٔ ملت نیست؟ ملت آمده به شاه گفتهاست که آقا آنچه که ادعا میکنی موهبتی است الهی که از مردم، از ناحیهٔ ملت به شاه واگذار میشود، خوب ما این موهبت را و این واگذاری را پس گرفتیم... آخر این چطور دکتر در حقوق است و آزادیخواه، هزار بار مردم این مملکت این قانون اساسی را با آن زوائدش نفی کردند، طرد کردن، پاره پاره کردند. حالا ایشون میخواهد این را زنده کند.[۱۰۶] | » |
بختیار مشروعیت حکومت خود را صرفاً نه مبتنی بر فرمان شاه یا رأی اعتماد از مجلسینی که نمایندگانشان در انتخابات غیر آزاد تعیین شده بودند بلکه پشتوانه خودش را بیشتر بر اساس قانون اساسی مشروطه (که خود حاصل اعمال حاکمیت ملی در انقلاب مشروطه بود) میدانست.[۱۰۷] او در ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در سخنرانی در شورای ملی در جواب بازرگان چنین گفت:
| « | افرادی را میشناسم که تا دیروز طرفدار جدی قانون اساسی و امروز آن را منسوخ میدانند غافل از اینکه قانون گناهی نکرده، بلکه مجریان آن گناهکار بودهاند... قانون اساسی که شما و من را به اینجا آورده و به آن گرانی تمام شده، برای آن مجاهدتها شده، حالا باطل شده؟ چه کسی باطل کردهاست؟ چگونه مصدق و بقیه نخستوزیر شدند و فرمان آنها صحیح بود ولی فرمان من غلط بود... وقتی گفتیم رو به دموکراسی میرویم، مقصود این بود که باید با آزادی همراه باشد نه با آزادی یک عده، وقتی صحبت از قانون اساسی میکنیم، صحبت از اجرای صحیح قانون اساسی میکنیم.[۱۰۸] | » |
بختیار به درخواست استعفا از جانب خمینی، نه مطلق گفت و هر گونه سازشی را رد کرد. او امکان هر گونه تغییر را فقط در چارچوب قانون و از طریق انتخابات آزاد و رأی عدم اعتماد مجلس به او پذیرفت.[۱۰۹][یادداشت ۹] در دیدگاه بختیار این تنها مقامی بود که حق پذیرش یا رد استعفا او را داشت.[۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲]
[ویرایش] پایان ۳۷ روز
اعتصابات و تظاهرات مردم ایران و اتحاد طبقهٔ متوسط شهری و طبقهٔ کارگر با فراخوان خمینی بیش از پیش گسترش یافت. روحیهٔ ارتش که بر اثر ۱۶ ماه درگیریهای خیابانی، ۶ ماه راهپیمایی تودهای و ۵ ماه اعتصاب فلج کننده، به شدت تضعیف شده بود.[۱۱۳] از مهمترین اقدامات خمینی برای در دست گرفتن صدای انقلاب، تشکیل یک شورای انقلاب مخفی[۱۱۴][یادداشت ۱۰] برای گفتگوهای پنهانی و متعاقد کردن رؤسای ستاد ارتش، در جهت عدم حمایت از بختیار بود. در ساعت ۲ بعدازظهر ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، رئیس ستاد کل ارتش اعلام کرد که در مبارزهٔ میان بختیار و شورای انقلاب، ارتش بیطرف است و به یگانهای نظامی دستور داده شد که به پادگانهای خود برگردند.[۱۱۵] بختیار اعلام بیطرفی ارتش را یک ننگ بزرگ دانست و امیرانی که این فرمان را صادر کرده بودند به خیانت متهم کرد.[۱۱۶] شواهدی وجود دارد که نشان میدهد دولتهای غربی و به خصوص آمریکا تمایل داشتند که بختیار از ایران برود و کشور را به خمینی و بازرگان تحویل دهند.[۱۱۷] در همین راستا، در ۱۵ دی ۱۳۵۷ جیمی کارتر بدون اطلاع شاه یا بختیار، رابرت هایزر را به ایران فرستاد. وظیفهٔ او این بود که به فرماندهان ارتش ایران تفهیم کند، اگر بخواهند عکسالعملی در برابر انقلاب خمینی از خود نشان دهند، دولت آمریکا از آنان حمایت نخواهد کرد.[۱۱۸][یادداشت ۱۱] بختیار در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (یک ربع مانده به ساعت ۲ بعدازظهر) ساختمان نخستوزیری را قبل از آنکه به دست انقلابیان بیفتد ترک کرد و بدین ترتیب دوران ۳۷ روزهٔ نخستوزریری بختیار به پایان آمد.[۱۱۹]
[ویرایش] فعالیتهای بختیار پس از انقلاب ایران
شاپور پس از انقلاب درایران ۶ ماه زندگی مخفیانهای داشت اما در این مدت هم از مبارزات سیاسی دست برنداشت. در عید نوروز به وسیلهٔ کاست پیامی فرستاد و ۲ ماه بعد هم در جهت مبارزه با حکومت ایران پیامی دیگر فرستاد. بختیار در این مدت حتی یک کنفرانس مطبوعاتی هم تشکیل داد.[۱۲۰] به کمک سازمانهای اطلاعاتی خارجی و دوستانش در میانهٔ فروردین ۱۳۵۸ به فرانسه رفت و در آنجا نهضت مقاومت ملی ایران[یادداشت ۱۲] را بنیان گذاشت. او در این نهضت به مخالفت صریح با جمهوری اسلامی و خمینی پرداخت و به صراحت براندازی نظام فعلی را چارهٔ کار ایران دانست. بختیار در فراخوانی در ۱۴ مرداد ۱۳۵۹ از تمامی یاران و همرزمان سابق خود در جبههٔ ملی و کسانی که دغدغهٔ دستیابی به اصولی چون آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و دموکراسی به معنای واقعی کلمه، در ایران را دارند خواست که به نهضت مقاومت ملی ایران بپیوندند و مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران را در این راه ادامه دهند.[۱۲۱][۱۲۲]
با واسطهگری مهدی سمیعی، بختیار و علی امینی و رضا پهلوی درصدد تشکیل اپوزیسیونی با اهداف اصلاحطلبی صلحآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران برآمدند اما به دلایلی که هرگز مشخص نشد، این اتحاد شکست خورد. بعد از آن بختیار توانست در غرب کابینهای از مخالفان حکومت ایران که توانسته بودند با موفقیت فرار کنند تشکیل دهد. این کابینه به طور مرتب تشکیل جلسه میداد و بختیار هم به آنها حقوق پرداخت میکرد. همچنین بختیار ماهیانه منابع مالی قابل توجهی به شاعران، روزنامهنگاران، محققین و نویسندگان تبعید شده به غرب و ۳ تن از سران ایلات و عشایر ایران که در آوارگی به سر میبردند، در جهت کمک و حمایت از او و برنامههایش پرداخت میکرد.
بختیار معتقد بود مبارزهٔ سیاسی باید توأمان با ساختار سازی فرهنگی باشد. در همین راستا توانست ۲ نشریهٔ قیام ایران[یادداشت ۱۳] و نهضت[یادداشت ۱۴] را به چاپ برساند و همچنین یک برنامهٔ رادیویی در قاهره و بعدها در بغداد و پاریس راهاندازی کند.[۱۲۳]
[ویرایش] مرگ شاپور بختیار
[ویرایش] اولین ترور
در تابستان ۱۳۵۹ تیمی به رهبری انیس نقاش (یک تبعهٔ لبنانی) اقدام به ترور شاپور کردند که با هوشیاری محافظان بختیار نافرجام ماند. هرچند بختیار از این سوء قصد جان سالم به در برد اما در این ماجرا یک پلیس جوان زخمی و فلج شد و یکی از همسایگان خانهٔ بختیار به قتل رسید. انیس نقاش توسط پلیس فرانسه دستگیر و به حبس ابد محکوم شد اما پس از مدتی و در تبادل با گروگانهای فرانسوی در لبنان از طرف دولت فرانسه مورد عفو قرار گرفت و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. انیس نقاش بعد از آزادی و در ایران اعلام کرد که این تیم، از سوی مسئولان جمهوری اسلامی برای قتل شاپور بختیار اعزام شده بودند.[۱۲۴] نقاش در خصوص برنامهٔ تروراش[یادداشت ۱۵] میگوید:
| « | برنامه بر این اساس بود که من همراه دو نفر دیگر از همراهانم به عنوان خبرنگار وارد اتاق بختیار شویم و در حین مصاحبه با اسلحهٔ صدا خفهکن شاپور و همراهش را ترور کنیم. اما متأسفانه با اشتباه خلخالی[یادداشت ۱۶] محافظهای او افزایش پیدا کردند. در نتیجه ما مجبور شدیم با کشتن افراد پلیس جلوی منزل او به سختی وارد خانه شویم و به زور تا پشت در اتاق بختیار نفوذ کنیم.[۱۲۵] | » |
[ویرایش] دومین ترور
در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ (برابر با ۶ اوت ۱۹۹۱) شاپور بختیار و منشی وی، سروش کتیبه در خانهٔ مسکونی بختیار در حومهٔ پاریس به قتل رسیدند. ترور توسط گروهی ۳ نفره، فریدون بویر احمدی، محمد آزادی و علی وکیلیراد[یادداشت ۱۷] که در قالب حامیان و دوستداران بختیار توانسته بودند به اقامتگاه شاپور نفوذ کنند صورت گرفت. فریدون بویراحمدی عضو شورای نهضت مقاومت ملی ایران بود و از سالها پیش به منزل بختیار رفت و آمد داشت.[۱۲۶] با وجود محافظت شبانهروزی از خانهٔ بختیار و با وجود ۱۳ محافظ مسلح، قاتلان از خانهٔ وی خارج شده و متواری شدند. جسد شاپور بختیار و سروش کتیبه در حدود ساعت ۱۱:۵۰ دقیق صبح روز ۱۷ مرداد ۱۳۷۰ در حالیکه ۴۸ ساعت از مرگ آنها[یادداشت ۱۸] گذشته بود پیدا شد.[۱۲۷] بعد از چند روز علی وکیلیراد در لوزان، سوئیس دستگیر شد و به فرانسه تحویل داده شد. او در جریان محاکمهاش در ۱۳۷۲ در جریان اعترافاتش بیان کرد که «این ترور با دستور مسئولین وقت جمهوری اسلامی ایران انجام شدهاست.»[۱۲۸]
زمانی که فرضیهٔ دست داشتن ایران در ترور بختیار مشخص شد یکی از دختران او توانست در دادگاهی از سران جمهوری اسلامی ایران به جرم شرکت در ترور بختیار شکایت کند. شهین تاج بختیار (همسر دوم بختیار) و گودرز بختیار (پسر بختیار) هم توانستند به همین اتهام از جمهوری اسلامی ایران در دادگاههای آمریکا شکایت کنند.[۱۲۹] همچنین بنیصدر علیرغم اختلافات دیرینهای که با بختیار داشت در دادگاه بختیار حاضر شد و به نفع او شهات داد.[۱۳۰] بنا به گفتهٔ وزیر خارجهٔ فرانسه، محمود احمدی نژاد در اوایل دی ماه ۱۳۸۸ به دولت فرانسه پیشنهاد کردهاست که وی را با کلوتیلد ریس، معلم فرانسوی که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) در ایران دستگیر شده بود، معاوضه کند ولی این درخواست از طرف دولت فرانسه رد شد.[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳] در حالیکه وکیلیراد به حبس ابد محکوم شده بود تنها چند روز بعد از آزادی کلوتیلد رسی با حکم دادگاهی در فرانسه پس از ۱۹ سال از زندان آزاد شد.[۱۳۴] شماری از مقامات جمهوری اسلامی ایران نظیر حسن قشقاوی و کاظم جلالی (عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی) از وکیلی راد استقبال کردند.[۱۳۵]
هرچند بنا به گفتهٔ فرانسوا میتران[یادداشت ۱۹] آزادی وکیلیراد مطابق با مرّ قانون و کاملاً عادی بودهاست و او در این خصوص از حق عفو که در چارچوب اختیارات ریاست جمهوری فرانسهاست، استفاده کرده است[۱۳۶] اما به باور بسیاری از فعالان سیاسی همزمانی آزادی وکیلیراد با کلوتیلد ریس نشان از عمل معاوضهٔ غیرمستقیم میان سران جمهوری اسلامی ایران و دولت فرانسه دارد و این آزادی نه تنها اتوماتیک و طبیعی و در چارچوب اقدامات قضایی نبوده بلکه نشان از، تابعیت آن از عوامل سیاسی (فشار دیپلماتیک) بودهاست.[۱۳۷]
[ویرایش] اتهامات وارده به بختیار
[ویرایش] اتهامات دانشجویان خط خمینی
در هنگام اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط خمینی در آبان سال ۱۳۵۸ شاپور به جرایم بسیار مهمی متهم شد. دانشجویان با انتشار اسنادی مدعی شدند که بختیار از سال ۱۳۴۰ با آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) مرتبط بودهاست. بنا بر ادعای آنها دراین اسناد همچنین اطلاعاتی در خصوص سفرهای محرمانهٔ بختیار به مصر برای رایزنی با محمدرضا پهلوی و سفرهایی به عراق در جهت اتحاد و تشویق صدام حسین برای حمله به ایران دیده میشود.[۱۳۸] شاپور در ۲۱ مهر ماه بیانیهای صادر کرد و علیرغم اینکه حکومت جمهوری اسلامی ایران را به نامردی و بیعدالتی متهم کرده بود مقاومت مردم ایران و ارتش را در برابر حملهٔ عراق ستود.[۱۳۹]
[ویرایش] اتهامات بنیصدر
- بنیصدر و مقامات جمهوری اسلامی ایران، بختیار و طرفدارانش را به کودتای نافرجام در پایگاه هوایی شاهرخی که به کودتای نوژه معروف است متهم کردند.
- بنیصدر بر اساس اسناد منتشر شده از سوی انگلستان و آمریکا، بختیار را متهم به همکاری با صدام حسین در ابتدای جنگ کردهاست و در خصوص بختیار گفت: «او کسی است که به قدرتهای خارجی رو آوردهاست برای اینکه به وطناش حملهٔ نظامی شود.» نهضت مقاومت ملی ایران این اتهام بنیصدر را رد کردهاست.
- بنیصدر حتی کابینهٔ بختیار را هم متهم کردهاست (بنا به اسنادی که سفارت آمریکا منتشر کردهاست) به اینکه اکثراً از عوامل آمریکایی بودهاند و تا آخر هم تابع سیاست آنها باقی ماندند.[۱۴۰]
- بختیار در ۷ شهریور ۱۳۵۶ نامهای خطاب به خمینی مینویسد و آنرا از طریق بنیصدر در اختیار خمینی میگذارد و در آن از خمینی درخواست حمایت و راهنمایی میکند. بنیصدر در اتهامی دیگر بیان میکند که بختیار در واقع در این نامه خود را در اختیار خمینی گذاشتهاست و به او اظهار نزدیکی و صمیمیت کردهاست.[۱۴۱][۱۴۲]
- بنیصدر در اتهامی دیگر بیان کردهاست که بختیار پیشنهاد او مبنی بر استعفا از نخستوزیری شاه و پذیرش نخستوزریری انقلاب از طرف خمینی را قبول کردهاست. از سوی دیگر خمینی هم موافقت خود را در این خصوص اعلام کردهاست اما در آخر کار بختیار از پذیرش این پیشنهاد منصرف میشود چراکه بنا بر خاطرات منتشر شدهٔ کارتر و قرهباغی، بختیار در این خصوص از آمریکاییها استعلام کرده و کارتر به او گفتهاست با آدمهای خمینی هرگز.[۱۴۳]
[ویرایش] اتهامات مظفر بقایی و حسین مکی و شمسالدین امیر علائی
از آنجا که بختیار حاضر بود نظرات سیاسی جبههٔ ملی را به سفارتخانههای انگلیس و آمریکا اعلام کند و در جلساتی به همین منظور شرکت میکرد، منتقدان بسیاری به او اتهام انگلیس دوستی زدند. یکی از مهمترین این منتقدان مظفر بقایی بود که مدعی شد فعالان حزباش در حمله به خانهٔ ریچارد سدان (اقامتگاه رئیس شرکت نفتی ایران و انگلیس) اسنادی را یافتهاند که در آن نشان از خدمات بختیار به انگلیس است. همچنین بقایی مدعی شد متن بعضی از سخنرانیهای بختیار توسط مقامات انگلیسی تهیه میشدهاست. بختیار این اتهامات را رد کردهاست و اسناد را تقلبی میداند و در این خصوص گفت: «این اسناد را تنها بقایی دیدهاست.» [۱۴۴][۱۴۵]
[ویرایش] سیاست ایران در مقابل بختیار
ایران همواره و در همه جا از بختیار به عنوان فردی سلطنتطلب و طرفدار و سرسپردهٔ نظام آریامهری و بیگانه یاد میکند. در وبگاه اسناد انقلاب اسلامی در خصوص زندگینامهٔ بختیار نوشته شدهاست:
| « | شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر پیش از انقلاب، فردی نفوذی در جبههٔ ملی بودهاست که به پاس این خدمات، با موافقت ضمنی یا مستقیم شاه، سرپرستی چند شرکت وابسته به بنیاد پهلوی به او سپرده شدهاست. | » |
همچنین در زندگینامهٔ او نوشته شدهاست، عاقبت شاپور پس از نزدیک به ۱۲ سال عملیات علیه آرمانهای جمهوری اسلامی ایران، به دست افراد ناشناس به قتل رسید. در تبلیغات رسمی ایران سعی شده تا ۳۷ روز نخستوزریری او را به حساب همان ۳۷ سال سلطنت محمدرضا پهلوی بگذارند. ایران تاکنون مسئولیت قتل شاپور بختیار را بر عهده نگرفته ولی آن را هم محکوم نکردهاست.[۱۴۶][۱۴۷]
[ویرایش] اظهار نظر شاپور بختیار در مورد جنگ ایران و عراق
به عقیدهٔ بختیار در آن زمان کشور در شرایط حساسی قرار گرفته بود. از یک طرف خمینی با سوءاستفاده از پولی که در اختیار داشت و گماشتن بیحد و حصر آخوند و شیعه در بغداد و تهدید به لغو پیماننامه ۱۹۷۵ الجزایر (صرفاً به این دلیل که شاه آن را امضا کرده بود) شروع به تحریکات داخلی در عراق میکند. از سوی دیگر ارتش بر اثر اقدامات خمینی به شدت تضعیف و تحقیر شده و دیگر آن انسجام لازم را ندارد. از همینجا بود که خطا و اشتباه عراق شروع میشود. عراق به این دلیل که میخواست از دست خمینی هرچه زودتر راحت شود به خیال خود در پی استفاده از وضعیت تضعیف ارتش برآمد، غافل از اینکه ایران و خمینی دو مقولهٔ جدا از هم هستند. وقتی به ایران حملهای شود هر ایرانی، جدا از هر عقیده و مذهبی که دارد در دفاع از آب و خاک میهن با دیگران هماهنگ میشود. هیچکس نمیتواند یک جنگ میهنی را جنگ امپریالیستی جلوه دهد.
بختیار معتقد بود این جنگ هدیهای است بر جمهوری اسلامی و وسیلهاست برای تقویت و تداوم آن، چه این نظام آن را وسیلهای قرار خواهد داد برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیهای خود در ادارهٔ مملکت و سرکوب اعتراضات مردم. نهضت مقاومت ملی ایران و شاپور بختیار از معدود گروهها و شخصیتهای مخالف حکومت ایران بودند که از همان روز اول از تصویب قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت استقبال و بر اجرای آن اصرار ورزیدند.[۱۴۸][۱۴۹]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] یادداشتها
- ↑ بختیار پیش از این در جنگ داخلی اسپانیا در صف طرفداران جمهوریت و مخالفان ژنرال فرانکو هم جنگیده بود.
- ↑ هرچند بختیار در فاصلهٔ سالهای میان کودتا و نخستوزیری محمدرضا پهلوی در مقام رهبری حزب ایران و جبههٔ ملی ایران ۵ سال و ۸ ماه به زندان افتاد و ۷ سال هم ممنوعالخروج بود اما هیچگاه در کتابهای درسی تاریخ ایران اشارهای به زندانی شدن او، خصوصاً بعد از کودتای ۲۸ مرداد نمیشود.
- ↑ از زندگینامه نویسان محمد رضا شاه پهلوی.
- ↑ بختیار با این اقدام، عملاً حقانیت شاه را که تماماً مشروعیت خود را از کودتای ۲۸ مرداد میدانست زیر سؤال برد.
- ↑ شاپور در خصوص آزادی بیان نشریات به پیروی از مصدق گفت: «هر چه علیه وی در مقام نخستوزیری گفته شود، ولو نادرست، او نویسنده و نشریه را مورد تعقیب قانونی قرار نمیدهد.»
- ↑ تعبیر خود بختیار در مورد جایگزینی دیکتاتوری نعلین به جای دیکتاتوری چکمه: «فاشیسم ملّاها از گروههای نظامی به مراتب تاریکتر هستند.»
- ↑ بختیار معتقد بود هیچ ایرانی را نمیشود از اینکه به ایران بیاید منع کرد و خمینی هم تبعهٔ ایران است و حق دارد هر وقت که میخواهد به ایران بیاد و هر وقت که مایل است از ایران برود.
- ↑ بختیار در خاطراتش میگوید: «من فکر میکردم اگر هیچ قدمی به سوی خمینی برندارم ممکن است تاریخ مرا محکوم کند که چرا کوشش نکرد شخصاً او را ببیند؟»
- ↑ اگر بختیار استعفای خود را میپذیرفت و تقدیم خمینی میکرد در واقع بر مشروعیت مقام ولایت فقیه صحه میگذاشت و به ۳۰ سال مبارزهٔ خود در راه مصدق و پدر مشروطهخواهش خیانت میکرد.
- ↑ حدود یک سال بعد آشکار شد که اعضای اصلی شورای انقلاب عبارت بودند از: بنیصدر (مشاور اصلی خمینی از هنگام اقامتش در پاریس)، بازرگان، ابراهیم یزدی، صادق قطبزاده (۳ تن از سخنگویان نهضت آزادی ایران)، بهشتی، رفسنجانی، باهنر و مطهری (از شاگردان پیشین خمینی در قم).
- ↑ الکساندر دومارانش هم که به مدت ۱۲ سال رئیس سازمان اطلاعات فرانسه و مشاور امنیتی بینالمللی چند تن از سران کشورهای جهان آزاد است این را در کتاب خاطرات خود نوشتهاست.
- ↑ نام نهضت مقاومت ملی ایران به پیشنهاد شاپور بختیار و به واسطهٔ عضویتاش در نهضت مقاومت ملی فرانسه انتخاب شد.
- ↑ به سرپرستی و نویسندگی ایرج پزشکزاد.
- ↑ به نویسندگی پرویز نقبی.
- ↑ به روایت نقاش حکم ترور بختیار توسط صادق خلخالی صادر شدهبود.
- ↑ خلخالی، حاکم شرع در سال ۱۳۵۹ در مصاحبهای اعلام کرده بود: «برای اجرای حکم شاپور بختیار به پاریس کماندو فرستادهام.» همچنین خلخالی در مصاحبهٔ دیگری بختیار را به خیانت متهم کرد و در این خصوص گفت: «او مفسد فیالارض است و باید از بین برود.»
- ↑ پلیس فرانسه اسامی این سه تن را (آخرین افرادی هستند که وارد خانهٔ بختیار شدهاند) از روی دفتر ثبت اسامی کسانی که وارد خانهٔ بختیار میشوند پیدا کرد.
- ↑ در این خصوص به نقش دولت فرانسه و سیاستهای این دولت اعتراضات زیادی صورت گرفت.
- ↑ رئیس جمهور وقت فرانسه.
[ویرایش] پانویس
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برزگر، جمشید. «پیشه بدفرجام صدارت و سرنوشت یگانه بختیار». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ اکبری، حمید. «پژواک پیام نخست وزیری بختیار در بیستمین سالروز ترورش». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ کوشان، منصور. «شاپور بختیار؛ برآمده شکستی محتوم». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شهروز، کاوه. «میراث حقوق بشری شاپور بختیار». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲٫۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ لاهیجی، فرنگیس. «مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی به مناسبت سالگرد ترور بختیار «بختیار به دستور جمهوری اسلامی به قتل رسید»». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، شاپور. «یکرنگی (کتاب)» (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، هومان. «بختیار؛ سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ ذوالنور، حمید. «جبهه ملی و آیت الله خمینی در آستانه انقلاب». بیبیسی فارسی، ۱۱ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «پیام دکتر شاپور بختیار به یاران و همرزمان دیرین در جبهه ملی». بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «شاپور بختیار: از تولد تا ترور». رادیو فردا، ۴ اوت ز۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ جمشید، برزگر. «پیشه بدفرجام صدارت و سرنوشت یگانه بختیار». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «گاه شمار زندگی بختیار». صدای آمریکا. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ ادیبزاده، ایرج. «گزارشی از هیجدهمین سالگرد قتل شاپور بختیار، بختیار، مردی برای تمامی عقاید». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «زندگینامه شاپور بختیار به قلم او» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، هومان. «بختیار؛ سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ پزشکزاد، ایرج. «بختیار و شعر و ادبیات ایران». رادیو فردا، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار؛ شیفته و شیدای حافظ». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ اکبری، حمید. ««من اول انسانم، بعد ایرانیم و بعد مسلمانم»: جاذبههای شاپور بختیار». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «دولت بختیار از دیدگاه حسین هیکل». بازبینیشده در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «من مرغ طوفانم». نهضت مقاومت ملی ایران، ۲۳ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ ادیب، مهران. «چهاردهم مرداد، سالگرد انقلاب مشروطه». اخبار روز، ۳ اوت ۲۰۰۸. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲٫۱۱.
- ↑ «بیانیه جبهه ملی ایران- اروپا بهمناسبت ۲۲ بهمن». ایران امروز، ۲ فوریه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ BBC فارسی - ايران - جبهه ملی و آیت الله خمینی در آستانه انقلاب
- ↑ مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران IICHS
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۱۹.
- ↑ «شاپور بختیار در کوران انقلاب بهمن ۵۷». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۷.
- ↑ سنجابی، کریم. «روایت کریم سنجابی از نخست وزیری شاپور بختیار». بیبیسی فارسی.
- ↑ کاتوزیان، امیر مصدق. «همایون کاتوزیان: دلایل و پیامدهای نخست وزیری بختیار». رادیو فردا، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سرکوهی، فرج. «چرا طبقه متوسط، چپها و روشنفکران از بختیار حمایت نکردند؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ تفرشی، مجید. «شاپور بختیار در آیینه اسناد تازه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا (بخش اول)». رادیو فردا، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۷.
- ↑ شاکریزند، علی. «ایستادگی شاپور بختیار و جنبش آزادیخواهانه ملت ایران». رادیو فردا، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، شاپور. «یکرنگی (کتاب)، عجله کنید! برای من دولت تشکیل دهید!» (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، شاپور. «یکرنگی (کتاب)، آمد و شد کابینهها» (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ «(رمز ماندگاری بختیار)». جبهه ملی ایران. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سنجابی، امیدها و ناامیدیها، بنیاد تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد.
- ↑ امیر علائی، دشواریهای مامویت من در فرانسه و در راه انقلاب، ۶۸-۶۷.
- ↑ پیوند به پیامهای دکتر بختیار در یوتیوب
- ↑ چکامه مرغ طوفان
- ↑ کاتوزیان، امیر مصدق. «بختیار که بود و چه کرد؟». رادیو فردا، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سرکوهی، فرج. «چرا طبقه متوسط، چپها و روشنفکران از بختیار حمایت نکردند؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ شاکریزند، علی. «درباره علت پذیرش پست نخستوزیری توسط شاپور بختیار». بیبیسی فارسی.
- ↑ «امیر شاهی: حتی یک نفر نیست از بختیار دفاع کند؟». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ امیرشاهی، مهشید. «مقاله مهشید امیرشاهی در دفاع از بختیار در روزنامه آیندگان». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «کسی نیست از بختیار حمایت کند؟». بازبینیشده در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ مبصر، افشین. «شاپور بختیار؛ اصلاح طلب واقعی؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سرکوهی، فرج. «چرا طبقه متوسط، چپها و روشنفکران از بختیار حمایت نکردند؟». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ کوشان، منصور. «شاپور بختیار؛ برآمده شکستی محتوم». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برومند، لادن. «چرا بختیار نمیتوانست استعفا بدهد؟». بیبیسی فارسی، ۶ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ خوانساری، مهرداد. «بختیار؛ اولین پرچمدار راهی که باید به مقصد برسد». بیبیسی فارسی، ۸ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سنجابی، سعید. «روایت کریم سنجابی از نخست وزیری شاپور بختیار». بیبیسی فارسی، ۱۰ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بازگشت آیت الله منتظری از پاریس» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سپهری، سحاب. «سه روز تاریخساز، بیست تا بیستودو بهمن ۵۷ (۲)». رادیو زمانه، ۱ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ %20Bakhtiar/Barnameh%20dolate%20Bakhtiar.htm «برنامه دولت بختیار». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبی سی فارسی.
- ↑ ایرج پزشک زاد. «چرا بختیار در فهریت سیاه قربانیان رژیم جای گرفت؟» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، شاپور. «یکرنگی (کتاب)، چشیدن مزه زندانهای شاه» (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ مناف زاده، علیرضا. «نخست وزیری بختیار؛ معنای یک کنش تاریخی». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر.
- ↑ «در آینه ۳۷ روز، رئوس برنامههای فوری دولت» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «گفت وگوی اشپیگل با شاپور بختیار». ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ اکبری، حمید. ««من اول انسانم، بعد ایرانیم و بعد مسلمانم»: جاذبههای شاپور بختیار». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۷.
- ↑ «یکشنبه ۸ بهمن ۵۷، ایران از سنتو خارج میشود» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ باقرزاده، حسین. «بختیار، سیاستمداری که در تاریخ بزرگ شد». ۱۱ نوامبر ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بهنود، مسعود. «زندانی ما را آزاد کرد بختیار». بیبیسی فارسی، ۹ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ خوشنام، الهه. «شاپور بختیار، مردی در بزنگاه تاریخ (۲)». دویچه وله، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «مبانی اندیشههای سیاسی و برنامههای اجرایی بختیار» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بمناسبت نوزدهمین سالگرد قتل دکتر شاپور بختیار». بگاه نهضت مقاومت ملی، ۲۱ نوامبر ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ کاتوزیان، امیر مصدق. «بختیار که بود و چه کرد؟». رادیو فردا.
- ↑ چالنگی، جمشید. «شاپور بختیار در آینه نسل این زمان». صدای آمریکا. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ [http://namir.info/home/37rooz.pdf «سی و هفت روز پس از سی و هفت سال»] (پیدیاف). نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار:مبارزه میکنم، اگرچه قربانی دیکتاتوری جدید شوم». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ بختیار، هومان. «بختیار؛ سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم». بیبیسی فارسی.
- ↑ «به مناسبت آغاز دولت دکتر شاپور بختیار، حوادث ۱۳۵۷ و وظایف کنونی طرفداران استقرار حاکمیت ملی». نهضت مقاومت ملی ایران، ۶ ژوئن ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «یکشنبه ۸ بهمن ۵۷، جمهوری اسلامی برای من مجهول است» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار: جمهوری اسلامی خمینی پشت آدم را به لرزه درمیآورد». نهضت مقاومت ملی ایران، ۱ اکتبر ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Shapour Bakhtiar 37 days after 37 years.doc «سی و هفت روز پس از ۳۷ سال» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «شاپور بختیار در کوران انقلاب بهمن ۵۷». رادیو فردا، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «آخرین نخست وزیر مشروطیت». صدای آمریکا. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «مصاحبه مطبوعاتی دکتر شاپور بختیار، نخست وزیر ایران ۹ بهمن ۱۳۵۷». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سپهری، سحاب. «سه روز تاریخساز، بیست تا بیستودو بهمن ۵۷ (۲)». رادیو زمانه، ۱ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Shapour Bakhtiar 37 days after 37 years.doc «سی و هفت روز پس از ۳۷ سال» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «یکشنبه ۸ بهمن ۵۷، من توی دهن این دولت میزنم» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ سپهری، سحاب. «شورای انقلاب- بهمن ۵۷ تا تیر ۵۹». رادیو زمانه، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «در آینه ۳۷ روز، آیتالله خمینی» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بارزگان: استعفا عاقلانه ترین راه بختیار است» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «غفلتهای سال ۵۷ را تکرار نکنیم». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برومند، لادن. «چرا بختیار نمیتوانست استعفا بدهد؟». بیبیسی فارسی، ۶ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ برومند، لادن. «چرا بختیار نمیتوانست استعفا بدهد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ «بختیار: هیچ تزلزلی به این دولت وارد نخواهد شد». بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ مبصر، افشین. «شاپور بختیار؛ اصلاح طلب واقعی؟». بیبیسی فارسی، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار: روحانیت در ایران به همه چیز کار دارد جز معنویت و مذهب». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «بختیار: آیتالله خمینی مرتجع و کهنهپرست است». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۴۹.
- ↑ «امام خمینی: تا چند روز دیگر دولت تازه تشکیل میشود» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۵۲-۶۵۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ شاکریزند، علی. «شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم از تهران تا پاریس بخش دوم (۲؛؛ ب)». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی.
- ↑ «بختیار از مخفیگاهش پیام فرستاد». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «در باره نهضت» (پیدیاف). بازبینیشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «پیام دکتر شاپور بختیار به یاران و همرزمان دیرین در جبهه ملی». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ «از محکومیت به قتل بختیار در پاریس تا استقبال رسمی در تهران». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «انیس نقاش: از تهران گفتند که بختیار باید هرچه زودتر کشته شود». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ طهیری، شهران. «برومند: فرانسه فشار بر روی بختیار را زیاد کرده بود». رادیو فردا، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «برومند: فرانسه فشار بر روی بختیار را زیاد کرده بود».
- ↑ سکندری، پری. «قاتلان بختیار در دادگاه». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ پارسانژاد، امید. «اولین رئیسجمهور ایران در مورد آخرین نخست وزیر مشروطه چه میگوید؟». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «اطلاعیهٔ نهضت مقاومت ملی ایران دربارهٔ موضوع مبادلهٔ زندانی میان ایران و فرانسه!». بازبینیشده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «اسرار آزادی کلوتیلد ریس از زبان رییسجمهوری سنگال». دویچه وله، ۱۷ مه ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «کلوتیلد ریس، متهم یا گروگان سیاسی؟». دویچه وله، ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «قاتل شاپور بختیار عازم ایران شد». دویچه وله، ۱۸ مه ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «از محکومیت به قتل بختیار در پاریس تا استقبال رسمی در تهران». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شاکریزند، علی. «چرا آزادی قاتل بختیار برخلاف قوانین فرانسه است؟». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ واحدی، مجتبی. «ترور بختیار؛ نمونهای از سیاست امتیازخواهی و ارعاب». بیبیسی فارسی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شاکریزند، علی. «میراث سیاسی شاپور بختیار». رادیو فردا، ۷ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی.
- ↑ پارسانژاد، امید. «اولین رئیسجمهور ایران در مورد آخرین نخست وزیر مشروطه چه میگوید؟». بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «من مرغ طوفانم». نهضت مقاومت ملی ایران، ۲۳ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ شاکری زند، علی. «شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم از تهران تا پاریس بخش دوم (۲؛ الف) دربارهٔ نامهٔ کلیشه شده از بختیار خطاب به خمینی». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ دادرس، فرامرز. «جمهوری اسلامی با نیش بنی صدر میگزد». نهضت مقاومت ملی، ۵ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ نهاوندی، هوشنگ. «روایتی دیگر: بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ میلانی، عباس. «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». بیبیسی فارسی.
- ↑ «قتل «شاپور بختیار» آخرین نخستوزیر دوران پهلوی». مرکز اسناد انقلاب اسلامی. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ رهبر، محمد. «شاپور بختیار در روایت جمهوری اسلامی». بیبیسی فارسی.
- ↑ «شاپور بختیار یا مبارزه با فاشیسم از تهران تا پاریس بخش دوم (۱)». نهضت مقاومت ملی ایران. بازبینیشده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «نظر بختیار در مورد جنگ ایران و عراق» (فایل صوتی). بیبیسی فارسی، ۴ اوت ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱.
[ویرایش] منبع
- آبراهامیان، یرواند. «انقلاب اسلامی». در ایران بین دو انقلاب. ترجمهٔ احمد گلمحمدی، محمدابراهیم فتاحی و لیلایی. تهران: نشر نی، ۱۳۸۹. شابک ۹۶۴-۳۱۲-۳۶۳-۴.
- بختیار، شاپور. یکرنگی. ترجمهٔ مهشید امیرشاهی. چاپ چهارم. انتشارات خاوران، ۱۳۸۵.
- سی و هفت روز پس از سی و هفت سال، چند گفتگو با شاپور بختیار درباره دوران زمامداریش. چاپ پنجم. ۱۳۶۲.
- سنجابی، کریم. امیدها و ناامیدیها، بنیاد تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد. به کوشش حبیب لاجوردی. چاپ چهارم. نشر زیبا، ۱۳۸۰. شابک ۹۶۴-۹۲۵۳۲-۱.
- مراقبی، غلامحسین. تاریخ شنیداری ایران، گفتگو با شاپور بختیار. چاپ اول. تهران، ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۹۱۶۴۹-۶-۰.
- شاپرون, ژان ایو و ژان نوئل فورنیه. Enquete sur l'assassinat de Chapour Bakhtiar. چاپ اول, 1992. ISBN 978-2863915226.
- امیر علائی، شمسالدین. دشواریهای مامویت من در فرانسه و در راه انقلاب. دهخدا.
[ویرایش] پیوند به بیرون
- سایت رسمی شاپور بختیار
- صفحه ویژهٔ بیبیسی فارسی، بیستمین سالگرد قتل شاپور بختیار
- اندکی از زندگی نامهٔ خودنوشت شاپور بختیار
- مصاحبه با شاپور بختیار، از مجموعه تاریخ شفاهی ایران، دانشگاه هاروارد
- سیوهفت روز، مستندی درباره دوران کوتاه نخستوزیری بختیار
- بختیار
- شاپور بختیار
- مبانی اندیشههای سیاسی و برنامههای اجرائی بختیار
- متن اعلامیه دکتر شاپور بختیار در رابطه با جنگ ایران و عراق
|
|||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
- وزیران دولت شاپور بختیار
- نخستوزیران پهلوی دوم
- زادگان ۱۹۱۴ (میلادی)
- درگذشتگان ۱۹۹۱ (میلادی)
- کشتهشدگان ۱۹۹۱ (میلادی)
- ایرانیان مقیم فرانسه
- سیاستمداران کشتهشده
- دانشآموختگان دانشگاه پاریس
- انقلاب ۱۳۵۷
- ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه
- تبعیدشدگان اهل ایران
- ایرانیان کشتهشده در خارج از کشور
- افراد کشتهشده در فرانسه
- درگذشتگان بر پایه سلاح سرد
- فعالان دموکراسی در ایران
- دفنشدگان گورستان منپارناس
- اعضای جبهه ملی ایران
- ایل بختیاری
- خاندان بختیار
- اهالی شهرکرد
- اعضای حزب ایران
- زادگان ۱۲۹۳
- درگذشتگان ۱۳۷۰
- فعالان سیاسی کشتهشده اهل ایران
- ترورشدگان توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران
