کودتای ۲۸ مرداد
مختصات: شرقی″۱۷ ′۴۱ °۵۳ شمالی″۴۰ ′۲۵ °۳۲ / °۵۳٫۶۸۸۰۴۶شرقی °۳۲٫۴۲۷۹۰۸شمالی
کودتای ۲۸ مرداد یا به تعبیر حکومت پهلوی رستاخیز ۲۸ مرداد[۱] کودتایی است که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا علیه دولت محمد مصدق در مرداد ۱۳۳۲ به انجام رسید. در آمریکا از آن بعنوان عملیات آژاکس (به انگلیسی: Operation Ajax) نیز یاد میشود.
پیشینه [ویرایش]
تابستان سال ۱۳۲۰ در میانه جنگ جهانی دوم، نیروهای بریتانیا و شوروی وارد ایران شدند. رضاشاه پهلوی عملاً از کشور تبعید شد و محمدرضا به جای پدر بر تخت سلطنت نشست. بی اقتداری نسبی شاه جدید و درحقیقت برپایی محدود و احیای اصول مشروطیت، به ویژه در سالهای ابتدایی، به تغییرات سریع در عرصه سیاسی و تزلزل نهادهای قدرت بنیاد شده در زمان رضاشاه، مانند ارتش دامن میزد.
در فاصله سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰، یعنی دهه اول سلطنت محمدرضا، نخست وزیر حدود پانزده بار عوض شد؛ افرادی چون احمد قوام السلطنه، علی سهیلی، محمد ساعد، ابراهیم حکیم الممالک و عبدالحسین هژیر در این دوران به مقام نخست وزیری رسیدند.
از سوی دیگر، با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم طرز فکر و پیروی ازجنبشهای استقلال طلب و ضدامپریالیستی در دنیا رو به گسترش بود و در ایران نیز نگاه ملی گرایانه جایگاه ویژهای در سیاست پیدا میکرد.
در سال ۱۳۲۷، جبهه ملی ایران با ائتلاف طیف گستردهای از نیروهای سیاسی که شاید تنها در نگاه ملی گرایانه خویش مشترک بودند، تأسیس شد، پایه اصلی این جبهه دکتر محمد مصدق بود.
در ۱۹۴۴ م ملیگرایان در دکتر محمد مصدق ۶۵ ساله که به علت مخالفتش با رضاشاه در زمان سلطنت او در تبعید به سر میبرد، رهبر تازهای برای خود یافتند. از دو نیروی محرک مصدق یکی دشمنی سیاسی با بیگانگان و دیگری کینه نسبت به نظام دیکتاتوری پهلوی بود. در اکتبر ۱۹۴۴ م مصدق در نطق مجلس خود دربارهٔ «موازنهٔ منفی» این طرح را پیشنهاد کرد که تا نیروهای بیگانه در ایران وجود دارد نباید به هیچ دولت خارجی امتیاز استخراج نفت داده شود. در ۱۹۴۹ م وی جبههٔ ملی را تشکیل داد که نهضتی بود متشکل از ملیگرایان بورژوا و روشنفکران چپ غیر تودهای و زمینداران و روسای قبایل و افراد طبقهٔ دینی (متشمل بر گروه متصعب افراطی راست) و بازرگانان، هر یک از این گروهها برای خود دلیل خاصی جهت ترسانیدن از بازگشت دیکتاتوری سلطنتی داشت.[۲]
رویارویی دکتر مصدق با بریتانیا در آغاز دهه ۳۰ خورشیدی موضوع تازهای نبود. سال ۱۳۰۲، در دوره تصدی وزارت امورخارجه در کابینه مشیرالدوله نیز، مصدق با آنچه بریتانیا «منافع» خود در ایران میدانست، به مخالفت پرداخته بود.
ظهور مجدد و مؤثر مصدق در عرصه سیاست ایران تنها پس از اشغال کشور و برکناری رضا شاه از سلطنت ممکن شد. در اولین انتخابات پس از رضا شاه (دوره چهاردهم مجلس شورای ملی)، مصدق بیشترین رأی را در تهران کسب کرد و با تلاش او طرحی در مجلس تصویب شد که به دولت اجازه نمیداد بدون اجازه مجلس در مورد نفت با خارجیها مذاکره کرده و به کشوری امتیاز دهد. یکی از نقاط مهم حیات سیاسی مصدق انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بود که تقلبهای گسترده در آن، برخی ملی گرایان را بیش از پیش به هم نزدیک کرد. جبهه ملی توسط ۱۹ نفر از افراد روزنامه نگار و نماینده مجلس و فعال سیاسی مانند محمد مصدق، کریم سنجابی، حسین مکی و مظفر بقایی تأسیس شد که ورودشان به مجلس شورای ملی شانزدهم (در دور دوم انتخابات) راه را برای تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت هموار کرد و سرانجام به رهبری مصدق، ملی سازی نفت ایران از طرح به قانون بدل شد. جوّ میهن پرستی و بیگانه ستیزی در ایران بالا گرفته بود و ترور نخست وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم آرا به دست «فدائیان اسلام» زنگ خطر دیگری بود هم برای محمدرضا، هم برای کسانی که «خائن» و «مزدور بیگانه» نامیده میشدند. حسین علاء هم که به جای نخست وزیر مقتول، سپهبد حاجعلی رزم آرا نشست، چارهای جز برخاستن زود هنگام و سپردن کرسی وزارت به مصدق نیافت.
دغدغه و برنامه اصلی دولت مصدق به اجرادرآوردن قانون «ملی شدن صنعت نفت» و برگزاری انتخابات آزاد بود. از آن پس مذاکرات پی در پی بریتانیاییها و میانجیگری امریکاییها بی نتیجه ماند و حتی شکایت انگلیس به دیوان لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تأثیری بر روند ملی شدن نفت ایران نگذاشت. مصدق در لاهه و نیویورک به دفاع از حق مالکیت مردم بر منابع سرزمین خود پرداخت تا «انگلیس»، «انگلیس دوستان» را بیش از پیش با خود دشمن کند.
پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران دکتر مصدق به نخستوزیری رسید. او برنامه خود را اجرای این قانون و نیز اصلاح قانون انتخابات اعلام کرد. مذاکرات با شرکت نفت ایران و انگلیس شروع شد.
شرکت نفت آماده پذیرش ملی شدن نفت ایران نبود و همچنان بر ادامه قرارداد ۱۹۳۳ اصرار داشت. دکتر مصدق از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید کرد و کارشناسان و مدیران این شرکت ناچار به ترک ایران شدند.
دولت بریتانیا از ایران به شورای امنیت شکایت کرد. شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان بینالمللی در لاهه ارجاع کرد. دکتر مصدق دادگاه بینالمللی را برای رسیدگی به این مسئله که امری مربوط به حق حاکمیت ایران بود صالح ندانست. دیوان نیز بالاخره به عدم صلاحیت خود رای داد. بدین ترتیب بریتانیا و شرکت نفت که نتوانستند از مجراهای قانونی بینالمللی با ملی شدن نفت ایران مقابله کنند به اقدام در ایران پرداختند. مخالفان مصدق در ایران را متشکل و هماهنگ کردند وبا صرف پول چهرههائی را که در آغاز نهضت ملی شدن نفت با مصدق همراه بودند، به مقابله با او کشاندند. هدف بریتانیا و شرکت نفت برکناری مصدق به صورتی دنیا پسند واز طریق مجلس و افزایش فشار داخلی بود.
دکتر مصدق توانست در مقابل این فشارها نیز مقاومت کند. با انجام رفراندم و اعلام حمایت مردم ازدولت و انحلال مجلس دیگر معلوم بود که شاه و بریتانیا باید دست از اقدامات بظاهرقانونی بردارند و رو در رو مصدق را ساقط کند. در گام اول با انجام کوتای ۲۵ مرداد و دریافت فرامین سفید امضا از محمدرضا پهلوی اقدام به صدور دستور عزل دکتر مصدق و نصب سپهبد زاهدی به نخستوزیری نمودند. در ۲۵ مرداد دکتر مصدق که صدور فرمان عزل را خلاف روح قانون اساسی و حکومت مشروطه و متوجه کودتای شاه گردید در برابر این کودتا مقاومت مینماید که منجر به فرار شاه به عراق میشود. در ۲۸ مرداد کودتایی که سازمانهای اطلاعاتی بریتانیاو آمریکا طرح کرده بودند آغاز شد.
بریتانیا و آمریکا [ویرایش]
طبق قرارداد ۱۹۳۳ «شرکت نفت ایران و انگلیس» نفت ایران را انحصارا در دست خود داشت. اما این فعالیت پر سود مدتها مورد نظر شرکتهای نفتی آمریکائی نیز بود و منتظر بودند که امکانی برای ورود به عرصه نفت ایران پیدا کنند.
در تحولات تاریخی دهههای ۲۰ و ۳۰ خورشیدی ایران، دولتهای بریتانیا و سپس آمریکا نقش بسیارمهم ولی در عین حال متفاوتی بازی کردند؛ بزرگترین دغدغه بریتانیاییها در ایران، منافع مالی یا به عبارت دیگر، منابع نفتی بود. پیشینه حضور بریتانیاییها در ایران موجب نفوذ آنها در لایههای مختلف اجتماع و سیاست ایران شده بود و به خطر افتادن منافع آنان در حقیقت منافع گره خورده برخی ایرانیها را نیز به خطر میانداخت. در مقابل، حضور آمریکاییها در ایران جدید بود؛ نفت ایران در اندازهای نبود که برای آمریکا حیاتی باشد. به همین جهت نیز آمریکا تا سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) هوادار ملی شدن نفت ایران بود. مهمترین دلیلش افزایش بی سابقه کمکهای مالی دولت آمریکا در دوران نخست وزیری مصدق به ایران میباشد.
ولی انگلیسیها برای همراه کردن آمریکاییها در مورد کودتا سعی در قوی جلوه دادن احتمال به قدرت رسیدن کمونیستها داشتند[۳]. اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا به خوبی نشان میدهد که آمریکاییها در ایران بیش از هر چیز نگرانیهای «ژئو استراتژیک» داشتند؛ این اسناد نشان میدهد که حضور دولت شوروی در همسایگی ایران، حساسیت ویژهای در دولتهای آمریکا پس از جنگ جهانی (ترومن و آیزنهاور) ایجاد کرده بود. دست کم سه سال پیش از کودتای ۲۸ امرداد ۳۲، آمریکاییها برنامه جامعی برای مقابله با «تهدید کمونیسم» در ایران داشتند.
در دوران ریاست جمهوری ترومن، تلاشهای دولت محافظه کار چرچیل در بریتانیا برای همراه ساختن آمریکا در تغییر دولت ایران نتیجه نداد و اسناد منتشره نشان میدهد که برنامه آمریکا در این دوره مشروط به حمله شوروی یا به قدرت رسیدن حزب توده در ایران بودهاست اما پس از روی کار آمدن دولت جمهوریخواه ژنرال آیزنهاور، سیاستهای آمریکا به سمت اقدام «پیشگیرانه» رفت و از این پس بود که پول و مأموران مخفی آمریکا به ایران سرازیر شدند.
روابط بریتانیاییها با درباریان، نظامیان و طبقه روحانی در ایران نیز کمک شایانی به برنامههای آمریکا میکرد و اسناد حاکی از آن است که برای همراه ساختن نمایندگان مجلس، روحانیون، افسران ارتش و روزنامهها با کودتا علیه دولت مصدق پول در نظر گرفته شده بود. همچنین پیداست که سپهبد فضلالله زاهدی انتخاب آمریکا برای فرماندهی کودتا بوده و بسیاری از فعالیتهای پیش از کودتا را نیز، عاملین آمریکا و نه خود تیمسار زاهدی به انجام میرساندند. در سطح پایینتر، نقش نمایندگان بریتانیا و بویژه برادران رشیدیان پررنگتر بودهاست که قادر بودند سران آشوب طلب و مردم عادی را با پول علیه مصدق بشورانند. تردیدی نیست که آمریکا و بریتانیا هر آنچه میتوانستند برای سرنگونی دولت مصدق کردند اما شاید موفقیت ایشان بدون نقش آفرینی خود ایرانیها ممکن نمیشد.[۳]
دولت بریتانیا که در مقابله با مصدق حاضر به هر اقدامی شده بود توانست نظر دولت آمریکا را به شرکت در مقابله با مصدق در مقابل شریک کردن شرکتهای آمریکائی در نفت ایران جلب کند. انتخاب دولت جمهوریخواه آیزنهاور در آمریکا نیز به این روند کمک کرد و سازمانهای اطلاعاتی دو کشور به طرح یک اقدام مشترک در ایران برای سرنگونی مصدق پرداختند. بریتانیا به دلیل نیاز به جلب مشارکت شاه و نیز به دلیل بسته بودن سفارت انگلستان در ایران نیاز مند به همراه کردن آمریکا در کودتا بود.[۳]
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، اسناد تازهای را در ارتباط با کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ منتشر کرد که نشان میدهد دولت آمریکا قصد داشت در صورتی که کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق شکست بخورد، در ایران یک جنگ چریکی دامنه دار به راه بیندازد. این سند «بکلی سری» که در سال ۱۹۵۳ در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا تنظیم شده، حکایت از آن دارد که آمریکا تا چه اندازه نگران آن بود که کودتا برای سرنگونی دکتر مصدق با ناکامی مواجه شود.[۲]
این سند همچنین اثبات میکند که طرحی در جریان بود تا با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و ایجاد یک نیروی چریکی ضد کمونیست در جنوب ایران، حرکتی برای بی ثبات کردن دولت مصدق آغاز شود.[۳]
دولت مصدق که با پافشاری برای در دست گرفتن کنترل کامل منابع نفتی کشور دشمنی دولتهای غربی را به جان خریده بود، سرانجام در ۱۹ ماه اوت سال ۱۹۵۳ برابر با ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ خورشیدی توسط سرلشکر فضلالله زاهدی که از حمایت ایالات متحده برخوردار بود، سرنگون شد. کودتا علیه دولت مصدق پس از آن امکانپذیر شد که ابتدا دولت آمریکا طی عملیاتی موسوم به «عملیات آژاکس» ایران را در آشوب و هرج و مرجی فروبرد که راه را برای سقوط مصدق هموار کرد. در آن زمان دولت آیزنهاور در آمریکا نگران آن بود که این طرح به بیراهه کشیده شود و نیروهای حزب توده با بهره جستن از نا امنی قدرت را در دست بگیرند.
والتر اسمیت معاون وزیر خارجه وقت به کاخ سفید اطلاع داد که سازمان سیا برای مقابله با این احتمال، آماده شدهاست تا در صورت شکست کودتا یک جنگ چریکی دراز مدت و دامنه دار علیه اعضای حزب توده و دیگر فعالان سیاسی در ایران به راه بیندازد.
اسمیت در این یادداشت نوشتهاست: «تا امروز سیا موفق شده ده نفر را با دستگاههای گیرنده و فرستنده رادیویی در نقاط مختلف ایران بگمارد تا در صورت لزوم با این سازمان تماس برقرار کنند. عده دیگری هم برای پیوستن به آنها تعلیم میبینند.»
در همان حال، در پایگاه ویلوس فیلد در لیبی که در آن زمان در اختیار آمریکا بود اسلحه و مهمات برای این منظور انبار شده بود. به گفته اسمیت این مقدار اسلحه و مهمات برای مسلح کردن ده هزار نفر کفایت میکرد. او میگوید که این تجهیزات میتوانست در عرض سه تا چهار هفته به ایران برسد. اسلحه و مهمات قرار بود در تهران وتبریز همراه با محمولههای مخفی طلا و پول نقد به دست افراد خاصی برسد.
سیا طرحی هم برای اداره چریکهایش توسط هشت گروه سه نفره تهیه کرده بود. در عین حال، قرار بود دهها هواپیمای آمریکایی هم در جنوبترکیه مستقر شوند و یک نیروی کوچک از نفرات و شناورهای آمریکایی هم قرار بود در نزدیکی بصره در جنوب عراق استقرار بیابند تا از پراکنده شدن کمونیستهای فراری در منطقه جلوگیری کنند.
ارتش آمریکا مصمم بود تا از یک پایگاه نظامی در ظهران واقع در عربستان سعودیهم سود بجوید. اما با پیروزی کودتای ژنرال زاهدی، سرنگونی دولت دکتر مصدق و بازگشت شاه به ایران دیگر نیازی به دست زدن به این عملیات پیدا نشد.
مخالفان مصدق [ویرایش]
اولین مخالفان مصدق وابستگان شرکت نفت ایران و انگلیس و هواداران سیاست بریتانیا در ایران بودند. این گروه در بخشهای مختلف اجتماع فعال بودند. برخی از نمایندگان دوره ۱۷ به ویژه در مجلس با دکتر مصدق آشکار و پنهان مخلفت میکردند. شبکه بدامن دستگاه مطبوعاتی وابسته به شرکت نفت ایران و انگلیس هم با نوشتن مقاله و پخش اخبار و دامن زدن به شایعات نقش خود را ایفا میکردند.
در ایران دوران کودتای ۲۸ امرداد، قبل و بعد از جنگ دوم جهانی، سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا، به ریاست شاپور ریپورتر که به عنوان رئیس (بعد از جنگ دوم جهانی) شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ایران اقامت داشت بر حوادث مهمی تأثیر نهاده و نقش اصلی و تعیین کننده داشت. در رأس عملیات انتشاراتی و دروغپراکنی انگلیسیها در ایران دکتر زنر از شبکه بدامن از نزدیکان خانم لمبتون قرارداشت که بهویژه برای همکاری با «شرکت نفت ایران و انگلیس» از سوی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا به ایران اعزام شده بود.
گروه دیگر درباریان و وابستگانشان بودند. اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی از فعالترین درباریان مخالف مصدق شدند.
در کمتر از پنج سال میان تشکیل «جبهه ملی ایران» و کودتای ۲۸ امرداد، اختلافهای بسیاری میان مصدق و نزدیکانش ایجاد شد و درگیریهای مصدق با یاران سابقش، سرنگونی دولت او را تسهیل کرد.
در این میان شاه به وضوح در پاسخ به درخواست مخالفین، از لزوم برکناری دولت از روشهای قانونی سخن میگفت.[۴][۵]
در آغاز سال ۱۳۳۱، قوام السلطنه به ایران بازگشت و حمایت بریتانیا و نزدیکان شاه، بخصوص خواهرش اشرف از قوام، با مشکلات مصدق با مجلس شورای ملی و رئیس وقت مجلس، حسن امامی همراه شد.
با شدت گرفتن اختلافها بر سر وزارت جنگ، مصدق در روز ۲۵ تیر ۱۳۳۱ از قدرت کناره گرفت اما حمایت بی سابقه روحانیت به رهبری آیتالله کاشانی از مصدق باعث یک شورش عمومی بر ضد قوام شد. در نتیجه شاه او را برکنار کرده و مصدق در رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با ختیارات بیشتر به قدرت بازگشت. از این زمان سناتور زاهدی - بازنشسته ارتش - خود را به عنوان اپوزیسیون دولت مطرح کرد.[۶]
آیتالله کاشانی که در آغاز همراه مصدق بود بعد از رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ همراه با دکتر مظفر بقائی و حسین مکی و حائریزاده به مخالفان او پیوست.
عدهای از افسران بازنشسته ارتش و ژاندارمری با تشویق و تحریک و تطمیع دربار به صف مخالفان پیوستند. توطئه ربودن و شکنجه و کشتن سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانی، به رویارویی همه جنبه دو طرف انجامید. دولت به دستگیری و تعقیب مخالفان خود پرداخت و از سوی دیگر مخالفان به رهبری حسین مکی در مجلس، طرح استیضاح دولت را مطرح کردند. هواداران دولت نیز کاشانی را از ریاست مجلس برداشتند. در این زمان همچنان اکثریت نمایندگان مجلس هوادار دولت بودند ولی به گفته خود دکتر مصدق، این اکثریت شکننده بود و به همین دلیل او تصمیم به انحلال مجلس گرفت.[۷]
نقش دربار [ویرایش]
شاه و خانواده سلطنتی و اطرافیان آنان در دربار از اقدامات محمد مصدق در محدود کردن اختیارات شاه و جلوگیری از دخالت درباریان در امور حکومتی با توجه به سابقه خانوادگی محمد مصدق که از شاهزادگان قاجار بود ناراضی بودند و از این روی برای سلطنت سلسله پهلوی احساس خطر میکردند. آنان نیز با دولت بریتانیا در مقابله با دکتر مصدق همسود بودند.
در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاشاه و حوادث بعدی آن سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران، که از سال۱۸۹۳ میلادی/ ۱۳۱۰ ق. یعنی از سه سال قبل از قتل ناصرالدین شاه به وسیله سِر اردشیر ریپورتر (اردشیر جی) اداره میشد، نقش اصلی و تعیین کننده داشت.[۴][۸]
سِر اردشیر ریپورتر (اردشیر جی) مجری دستورات وزیر جنگ وقت بریتانیا، یعنی سِر وینستون چرچیل، بود. بعدها چرچیل، به عنوان نخست وزیر وقت بریتانیا، نقش سرنوشت سازی در کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ ایفا کرد.
در کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و حوادث بعدی آن سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران، به ریاست شاپور ریپورتر(فرزند اردشیر ریپورتر - اردشیر جی) که به عنوان رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ا یران اقامت داشت بر حوادث مهمی تأثیر نهاده و نقش اصلی و تعیین کننده داشت.[۵][۶][۹]
مصدق به صورت یک شخصیت محبوب و بینالمللی درآمده بود و شاه نیز از همین مسئله هراس داشت.[۷][۱۰] هراس از تشکیل یک حکومت جمهوری، همان چیزی که در پشت جلد قرآن از مصدق بر عدم آن سوگند گرفته بود که در هر شرایطی به این کار دست نزند.
این هراس بعد از چند اتفاق و رویداد مهم از جمله درگیری احزاب در ۲۳ تیر و رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به او هشدار داد تا کار را تمام کند. کاری به نام «برکناری محمد مصدق» که برادران دالس (جان فاستر دالس و آلن دالس) که در دولت آیزنهاور به عنوان وزیر خارجه و رئیس سیا حاضر شدند به عنوان مهرههای طرف مشورت انگلیس به آیزنهاور یادآوری کنند که آماده نجات ایران از دامن کمونیسم باشد. آنها همچنین به چرچیل نیز خبر دادند که آماده کودتا باشد. رهبری عملیات به عهده افسری با تجربه به نام کرمیت روزولت گذاشته شد. روزولت در آن زمان ۳۷ ساله و رئیس بخش آسیا- خاور نزدیک سازمان سیا بود.
او با یک پرواز به بیروت رفت و از آنجا با اتومبیل از طریق بیابانهای سوریه و عراق با نام مستعار «جیمز لاکریج» وارد ایران شد. در آن زمان همه چیز برای اجرای این برنامه آماده بود. حزب توده که ارتباطاتی با نزدیکان دکتر مصدق برقرار کرده بود، از چند هفته پیش خبر وقوع یک کودتای نظامی را به دست آورده و گزارش کرده بود.
تاخت و تاز احزاب مختلف در تهران، ناسزاگویی مطبوعات وابسته به دربار از جمله روزنامه داد عمید نوری به مصدق، وقایع سی تیر ۱۳۳۱ و برکناری قوام، حمله مطبوعات بینالمللی طرفدار انگلیس به مصدق و درگیری و زورآزمایی او با شرکت نفت انگلیس (بی. پی) و عدم صادرات نفت ایران و مسدود شدن اعتبارات بینالمللی و بروز سایر مشکلات از دکتر مصدق یک سیاستمدار منزوی ساخته بود. او تلاش میکرد تا اقتصاد بدون نفت ایران را شکل دهد و بر پایه گرفتن مالیات از صاحبان صنایع و بازاریان این هدف را به انجام برساند. اما با سنگ اندازیهای بسیار در این جریان نتوانست اوضاع را به نفع خود تغییر دهد. تا قبل از پروژه کودتا اشرف پهلوی که با فشار مصدق، از ایران خارج شده بود، در پاریس بعد از دیدار با جان فاستر دالس و اسدالله رشیدیان و گرفتن پیغام با نام خانوادگی «شفیق» وارد ایران شد و طی ملاقاتی مخفیانه با محمد رضا شاه به وی اطلاع داد که غرب از وی در برابر مصدق و کمونیستها حمایت میکند. بعد از اطلاع مصدق از بازگشت اشرف، وی عکس العمل تندی نشان داد و به شاه اعلام کرد که اگر خواهر شاه خاک ایران را تا بیست و چهار ساعت ترک نکند وی را زندانی و دادگاهی خواهد کرد. اشرف در پی عکس العمل تند مصدق دوباره از ایران خارج شد. در همین حال ژنرال نورمن شوارتسکف، با مبالغی پول نقد به بهانه ماموریت در لبنان و مصر و پاکستان وارد ایران شد و با شاه ملاقات کرد.
رابط انگلیسی یعنی شاپور ریپورتر (نیز با شاه ملاقاتی داشت و از طریق او به شاه پیام داده شد که آمریکا و انگلستان قصد کودتا دارند و وحشتی از این کار ندارند. شاه با تکان دادن سر با قصد آنان موافقت کرد. در آن دیدار مهم ژنرال نورمن شوارتسکف به شاه اطلاع داد که افسر جوان فرمانده کودتا (روزولت) نیز قصد دیدار با او را دارد. شاه اظهار نگرانی کرد و درخواست کرد که این دیدار محرمانه باشد تا دیگران به این قضیه پی نبرند و به مصدق گزارش ندهند. دیداری که بعدها در یک شب در اتومبیل روی داد و روزولت زیرپتویی پنهان و در همان حال با شاه مذاکره کرد.
دستور کودتا از طرف چرچیل و آیزنهاور صادر شده بود. اولی به خاطر انتقام ملی شدن صنعت نفت و دومی به خاطر ترس از حاکم شدن کمونیسم بر ایران، خلع دکتر مصدق به وسیله انجام کودتا یک بار هم قرار بود در سال ۱۳۳۱ بیفتد. اما مصدق متوجه شد و با تعطیل کردن سفارت انگلیس در تهران و اخراج تمام دیپلماتهای انگلیسی، این برنامه را ناکام گذاشت. غروب روز ۲۴ امرداد ۱۳۳۲ گروهی از افسران سیا در ویلای امنی در تهران گردهم آمدند. قرار بود در نیمه شب آن روز رمز عملیات آژاکس با عنوان «حالا دقیقاً نیمه شب است» به صورت رمز از رادیو بیبیسی اعلام شود. عملیات آژاکس در ۴ مرحله انجام میشد:
- ۱- تبلیغات منفی در مساجد، جراید، خیابانها توسط شبکه بدامن علیه مصدق به خاطر روابط نزدیکانش با حزب توده و شوروی.
- ۲- خلع مصدق از نخست وزیری با فرمان شاه.
- ۳- تظاهرات گروههای از مردم به نفع شاه و سلطنت.
- ۴- ظاهر کردن پیروزمندانه سرلشکر زاهدی به عنوان نخست وزیر جدید از سوی شاه.
کودتای ۲۵ مرداد [ویرایش]
نقشه کودتا با همکاری بریتانیا و آمریکا طرح شد و پس از چندبار تجدید نظر و مشورت با عناصر اصلی به تصویب رسید. نقشی که برای شاه در نظر گرفته شده بود امضای فرمان عزل مصدق و نیز امضای فرمان نصب سرلشکر زاهدی به نخستوزیری بود. اشرف پهلوی که به درخواست مصدق به خارج از کشور رفته بود با مقامات آمریکائی و انگلیسی در سوئیس دیداری داشت و سپس با استفاده از نام خانوادگی شوهرش به ایران بازگشت و در مدت کوتاهی که فرصت داشت شاه را در جریان طرح کودتا گذاشت و با آشکار شدن حضورش دوباره ناچار به خروج از کشور شد. شاه پس از تردیدهای اولیه به امضای فرمانها رضایت داد. بعدها روشن شد که شاه در واقع دو ورقه سفید را امضا کرده بود تا کودتاگران آنچه لازم است بر بالای امضای او بنویسند.
فرمان عزل را یک ساعت بعد از نیمه شب ۲۵ امرداد سرلشکر نصیری که رئیس گارد سلطنتی بود با همراهی تانک و زرهپوش از سعدآباد به خیابان کاخ آورد تا در منزل دکتر مصدق به او ابلاغ کند. مصدق که با تلفن از حرکت این گروه باخبر شده بود فرمان را گرفت و رسید داد و نیروی محافظ مقر او بلافاصله نصیری و نیروی همراه او را بازداشت کردند. شاه که قبلاً به کلاردشت رفته بود با شنیدن خبر به رامسر رفت و از آنجا با هواپیما به بغداد و سپس به رم پرواز کرد.
صبح ۲۵ امرداد خبر اقدام نصیری در شهر منتشر شد و همه دانستند که کوششی برای برکناری مصدق صورت گرفت و ناموفق بود. کودتای ۲۵ مرداد شکست خورده بود.
کودتای ۲۸ مرداد [ویرایش]
طرفداران مصدق که از اقدام شاه خشمگین بودند با تظاهرات و سخنرانی احساسات خود را بیان کردند. حزب توده نیز که در روزهای گذشته از احتمال کودتا خبرداده بود شروع به سازماندهی تظاهرات در تهران و شهرستانها کرد. عوامل بریتانیا و آمریکا در نقش طرفداران مصدق یا حزب توده با استفاده از این جو به شایعه پراکنی و اقدامات تندروانه از قبیل تهدید روحانیون و توهین به مقدسات مذهبی مردم و درخواست الغای سلطنت و حتی رئیسجمهور شدن مصدق پرداختند. مصدق که تظاهرات را در خدمت کودتاگران میدانست دستور جلوگیری از تظاهرات را به پلیس و ارتش ابلاغ کرد.
از ساعات اولیه صبح ۲۸ امرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند.
با شروع تظاهرات، گروههایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعاردهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند، همراه جمعیت شدند. اسناد منتشر شده در آمریکا نشان میدهد که در همین زمان، بیشتر مقامهای ارشد نظامی و حتی خود فضلالله زاهدی مخفی شده یا به آمریکاییها پناه برده بودند.
چند ساعت پس از شروع تظاهرات، غوغاگران به پشتگرمی تانکها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامههای هوادار او را غارت کردند. در این میان، دفتر حزب توده نیز از یورش «شاهدوستان» و «کمونیسم ستیزان» در امان نماند. دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند.
روایتهای متعددی از دلایل بی تحرکی مصدق و هواداران او شدهاست: جدی نگرفتن خطر، ضعف در تصمیمگیری بموقع، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش، نمونههایی از این روایات است. به هر روی، ساعاتی پس از ظهر درگیریهای بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانهاش جان به در برد.
عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهائی از اوباش و زنان بدنام محلات مختلف را بسیج کردند و صبح روز چهارشنبه ۲۸ امرداد سال ۱۳۳۲ خیابانهای تهران شاهد حرکت این نیروها و نیروهای نظامی با شعار «جاوید شاه» بود. تا بعد از ظهر خیابانها در کنترل اوباشی بود که به طرفداران مصدق حمله میکردند. دفترهای احزاب و نشریات طرفدار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد. منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخستوزیری داد و در خانه همسایهاش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میراشرافی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند. سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد ماموران آمریکائی مخفی بود از مخفیگاه به در آمد. مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند. نه مصدق، نه طرفداران مصدق و نه حزب توده که وعده "تبدیل کودتا به ضد کودتاً را در روزهای گذشته میداد اقدامی برای مقابله نکردند و کودتا پیروز شد.
بعد از کودتا [ویرایش]
پس از کودتا سرلشکر زاهدی امور دولت را در دست گرفت. دکتر مصدق در روز ۲۹ امرداد خود را به زاهدی تسلیم کرد و بازداشت شد. فرمانداری نظامی به ریاست سرتیپ تیمور بختیار به تعقیب و دستگیری و شکنجه مخالفان پرداخت. شاه از رم بازگشت. مذاکرات نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس و چند شرکت آمریکائی و اروپائی شروع شد که در آخر به قرارداد کنسرسیوم منجر شد. کمکهای مالی آمریکا به دولت ایران رسید و در تقویت حکومت تازه موثر افتاد.
کودتای ۲۸ امرداد تأثیر مهمی بر روابط ایران و آمریکا گذاشت که هنوز آثار آن در روابط دو کشور محسوس است. در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ میلادی مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه آمریکا در سخنرانی خود گفت:
- در سال ۱۹۵۳ آمریکا نقش موثری در ترتیب دادن براندازی نخستوزیر محبوب ایران محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور معتقد بود که اقداماتش به دلایل استراتژیک موجهاند ولی آن کودتا آشکارا باعث پسرفت سیر تکامل سیاسی ایران شد و تعجبی ندارد که هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلی آنان ناراحتاند. علاوه براین در ربع قرن بعد از آن ایالات متحده و غرب پیوسته از رژیم شاه حمایت کردند. دولت شاه هرچند کارهای زیادی برای پیشرفت اقتصادی ایران انجام داد ولی مخالفان خود را بیرحمانه سرکوب کرد.
|
خبر برگشت شاه به ایران پس از کودتای ۲۸ امرداد در یک نشریه انگلیسی زبان-ترجمه: شاه بازمیگردد، کودتای نظامی دولت مصدق را باژگون کرد. (سمت راست)
منزل دکتر محمد مصدق نخست وزیر وقت، هنگام حملات ارتش شاهنشاهی ایران در کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ (سمت چپ). موسی مهران محافظ دکتر مصدق در رابطه با گلولهباران منزل دکتر مصدق میگوید:
|
||
سرانجام ملّیون [ویرایش]
شاه بر خلاف قانون که محاکمه نخست وزیر را تنها توسط دیوان عالی کشور مجاز میشمرد، محمد مصدق را در دادگاه نظامی محاکمه و به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم کرد. در جریان برگزاری دادگاه تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف کشور در دفاع از وی سرکوب شد. وی پس از پایان زندان به روستای احمدآباد تبعید شد. شاه پس از مرگ وی گفت: «زنده و مردهاش در احمد آباد» و بدین ترتیب در دفن وی در قبرستان ابن بابویه جلوگیری شد. محمد مصدق در روزهای آخر عمر خود در این باره میگوید:
کمونیسم را بهانه کردهاند که نفت ما را ۱۰۰ سال دیگر هم غارت کنند. دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محکوم کرد که در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کردم. روز ۱۲ امرداد ۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت به جای اینکه آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عدهای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند. اکنون که سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمیدهند بدون اسکورت به خارج [قلعه] بروم در این قلعه ماندهام و با این وضعیت میسازم تا عمرم به سر آید و از این زندگی خلاصی یابم.[۱۲][۱۳]
محاکمه فعالان سیاسی در دادگاههای نظامی ارتش تا پایان سلطنت پهلوی ادامه یافت.
- ناصر قشقایی * خسرو قشقایی * محمد حسین قشقایی سناتور و نماینده مجلس شورای ملی بودند، پس از کودتای 28 مرداد تنها حامیان دکتر مصدق بودند که همراه با ایل قشقایی به مقابله جدی با دولت کودتا برخاستند که پس از 3 ماه مقاومت و محاصره شیراز به خاطر خیانت برخی از خوانین، قشون برادران قشقایی متفرق شد و برادران قشقایی حاضر به مصالحه با شاه نشدند و لذا به مدت 25 سال تبعید شدند.
- دکتر فاطمی (وزیر امور خارجه دولت مصدق) و کسی که پیشنهاد اولیه ملی شدن صنعت نفت را ارائه کرده بود نیز توسط دادگاه نظامی به اعدام محکوم و در حالیکه بیمار بود تیرباران شد.[۱۴][۱۵]
- امیرمختار کریم پور شیرازی مدیر روزنامه شورش که از شاه و بستگانش انتقاد کرده بود نیز در زندان لشکر دو زرهی (محل حبس و شکنجه زندانیان سیاسی پس از کودتا) زنده به آتش کشیده و کشته شد.[۱۶]
- سرهنگ سخایی رییس شهربانی کرمان توسط وابستگان بقایی کشته شد.[۱۷]
- تیمسار ریاحی رییس ستاد به ۳ سال زندان محکوم گردید.[۱۸][۱۹]
- مهندس احمد زیرکزاده پس از ۲ سال و نیم فرار سرانجام دستگیر و پس از تحمل شش ماه زندان آزاد گردید.[۲۰][۲۱]
- دکترعلی شایگان استاد دانشگاه و نماینده مجلس شورای ملی دوره هفدهم، به دو سال زندان محکوم گردید و پس از آزادی به مجبور به خروج از ایران و اقامت در آمریکا گردید.[۲۲][۲۳]
- حیدر رقابی(متخلص به هاله و سراینده ترانه مرا به بوس) ترانه سرا و مبارز سیاسی و رهبر سازمان سربازان جبهه ملی ایران در سالهای ۳۲ الی ۳۴ بصورت متناوب به زندان افتاد و سرانجام مجبور بهترک ایران و اقامت در آمریکا گردید.[۲۴][۲۵]
- کریم سنجابی قاضی اختصاصی ایران در دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده نفت ایران و انگلیس، و نماینده مردم کرمانشاه در مجلس دوره هفدهم، پس از ۱۹ ماه فرار و چند ماه حبس سرانجام باتوجه به موقعیت بینالمللی و با وساطت سناتور والاتبار آزاد گردید.[۲۶][۲۷]
- مهدی آذروزیر فرهنگ دولت ملی مصدق و بنیانگذار طب داخلی ایران به مدت ۶ ماه زندانی شده وسپس ممنوعالکار در دانشگاه گردید.[۲۸][۲۹]
- جهانگیر حقشناس وزیر راه پس از کودتا به مدت ۲ سال زندانی گردید و از خدمات دولتی منفصل گشت.[۳۰]
- سید باقر کاظمی وزیر امور خارجه و سفیر ایران در فرانسه پس از کودتا استعفا داده و به ایران بازگشت و به مدت یک سال در زندان بود پس از زندان نیز برای مدتی تبعید گردید.[۳۱][۳۲]
- سید محمد علی کشاورز صدر استاندار گیلان و مسوول ملی کردن شیلات و استاندار اصفهان در زمان کودتای ۲۸ مرداد، پس از کودتا دستگیر و به مدت ۸ ماه زندانی بود.[۳۳]
- کاظم حسیبی نخستین دانش آموخته ایرانی پلی تکنیک پاریس، نایب رییس مجلس شورای ملی دوره هفدهم بود که پس از ۱۹ زندگی مخفیانه دستگیر و به یک سال حبس و محرومیت دایمی از فعالیتهای اجتماعی محکوم گردید.[۳۴][۳۵]
- محمدحسن شمشیری پس از کودتا دستگیر و به خارک تبعید گردید.[۳۶][۳۷]
- عبدالله معظمی ریاست مجلس شورای ملی دوره هفدهم و استاد دانشگاه تهران، او بعد از کودتا به زندان و تبعید محکوم گردید و از دانشگاه اخراج شد.[۳۸][۳۹]
- شاپور بختیار معاون وزیر کار. بعد از چند ماه اختفا دستگیر و زندانی شد.[۴۰][۴۱]
- داریوش فروهر از رهبران جنبش پان ایرانیست و حزب ملت ایران بعداز چند ماه فرار سر انجام دستگیر و زندانی گردید.[۴۲][۴۳]
- غلامحسین صدیقی بنیانگذارموسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی (دانشکده علوم اجتماعی بعدی) و بنیانگذاران کنگرهٔ هزاره ابو علی سینا، پدر علم جامعه شناسی ایران و وزیر کشور دولت ملی دکتر مصدق -۲ سال زندان.[۴۴][۴۵]
- محمود نریمان نماینده مجلس شورای ملی دوره هفدهم، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به مدت ۶ ماه زندانی بود و سپس به جنوب تبعید گردید.[۴۶][۴۷]
- احمدرضوی نایب رییس مجلس هفدهم و استاد دانشگاه- به ۱۰ سال زندان وانفصال از خدمت در دانشگاه محکوم گردید و پس از از آزادی به خارج از ایران رفت.
تاثیر کودتا بر روابط ایران و آمریکا [ویرایش]
برخی معتقدند که کودتای ۲۸ امرداد تأثیر مهمی بر روابط ایران و آمریکا گذاشت که هنوز آثار آن در روابط دو کشور محسوس است. در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ میلادی مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه آمریکا در جلسهای با حضور شماری از ایرانیان از جمله هوشنگ امیراحمدی[۴۸] در سخنرانی خود گفت:
- در سال ۱۹۵۳ آمریکا نقش موثری در ترتیب دادن براندازی نخستوزیر مردمی ایران محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور معتقد بود که اقداماتش به دلایل استراتژیک موجهاند ولی آن کودتا آشکارا باعث پسرفت سیر تکامل سیاسی ایران شد و تعجبی ندارد که هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلی آنان ناراحتاند. علاوه براین در ربع قرن بعد از آن ایالات متحده و غرب پیوسته از رژیم شاه حمایت کردند. دولت شاه هرچند کارهای زیادی برای پیشرفت اقتصادی ایران انجام داد ولی مخالفان خود را بیرحمانه سرکوب کرد. [۴۹][۵۰]
همچنین رییس جمهور آمریکا اوباما در دیدار سه روزه از کشور سعودی و مصر (۱۲ - ۱۵ خرداد ۱۳۸۸) (۲ - ۵ ژوئن ۲۰۰۹) در نطق از پیش تنظیم شده خود در قاهره اذعان کرد که کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ کار آمریکا بودهاست و در این رابطه گفت:
- این موضوع منشاء تنش بین ایالت متحد و جمهوری اسلامی ایران بودهاست. ایران خودش را به قسمی در مخالفت با کشور من تعریف کردهاست، و براستی تاریخچهٔ آشوبناکی بین وجود دارد. در میانهٔ جنگ سرد، ایالات متحد، در براندازی دولت دموکراتیک انتخاب شدهٔ ایران، نقش بازی کرد. از زمان انقلاب اسلامی، ایران در گروگانگیری و خشونت علیه سربازان و مردم عادی ایالات متحد، نقش بازی کردهاست. این تاریخچه به خوبی شناخته شدهاست. به جای اینکه این تاریخچه در گذشته بماند، من برای رهبران و مردم ایران این موضوع را روشن کردهام که کشور من برای جلوتررفتن آمادهاست.[۵۱]
خانم کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در روز چهارشنبه، ۴ آبان ۱۳۹۰/ ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱، در دو مصاحبه اختصاصی مفصل و جداگانه با دو شبکه فارسی زبان، BBC فارسی و بخش فارسی صدای آمریکا، به گفتگوی مستقیم با مردم ایران پرداخت. خانم کلینتون، با یادآوری پوزش خانم مادلین آلبرایت، وزیر خارجه پیشین آمریکا، از مردم ایران به خاطر نقش آمریکا در کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، بار دیگر از این واقعه ابراز تأسف کرد.[۸]
اختلاف نظر درباره ابعاد گوناگون کودتای ۲۸ مرداد [ویرایش]
تا زمان پیروزی انقلاب ایران، رژیم این روز را به عنوان یک جشن ملی با نام «رستاخیز ۲۸ امرداد»[۵۲]گرامی میداشت. پس از انقلاب ایران آنرا با نام «کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد» در تقویم ثبت کردند. بسیاری بحثها درباره قانونی بودن یا نبودن اقدام شاه در عزل نخست وزیر و اقدام مصدق در برگزاری رفراندوم و علل معطل ماندن مجلس و نقش آمریکا و انگلیس و عوامل انها در سرنگونی مصدق بودهاست. برخی از منتقدان ایرانی نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ را مورد تردید قرار داده و برخی دیگر بر نقش آمریکا در کودتا تاکید دارند.[نیازمند منبع]
منبع شناسی روند عملیات نظامی کودتای ۲۸ مرداد [ویرایش]
(نویسندگان ایرانی)
- کالبد شکافی توطئه - دکتر ابراهیم یزدی - انتشارات قلم۱۳۸۱
- راز پیروزی کودتا - محمدجعفر محمدی - انتشارات اختران ۱۳۸۵
- خاطرات من -حسینقلی سر رشته -ناشر مولف -۱۳۶۷
- نا گفتههایی پیرامون فروریزی حکومت مصدق - دکتر ماشاء الله ورقا- انتشارات بازتاب نگار-۱۳۸۴
-
- سرهنگ ماشاء الله ورقا عضو ارشد شهربانی و سرهنگ سررشته عضو اطلاعات ارتش بودند.
پانویس [ویرایش]
- ↑ [۱]
- ↑ SAVORY، THE CAMBRIDGE HISTORY OF ISLAM، ۶۲۵.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ الگو:عملیات آژاکس، نویسنده ویلبر دونالد نیوتن، شابک: ۹۶۴-۹۳۴۰۴-۱-۶
- ↑ آسیب شناسی یک شکست (دکتر محمد مصدق) دکتر علی میرفطروس
- ↑ پاسخ به تاریخ - محمدرضا پهلوی
- ↑ آسیب شناسی یک شکست (دکتر محمد مصدق) دکتر علی میرفطروس
- ↑ آسیب شناسی یک شکست - دکتر علی میرفطروس
- ↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
- ↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
- ↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
- ↑ «مستند کودتای ۲۸ امرداد». بیبیسی فارسی، ۵ شهریور ۱۳۹۰.
- ↑ «احمدآباد: روستایی نو در قلب تاریخ». مجله چشم انداز ایران، امرداد ۱۳۸۶.
- ↑ «آغاز محاکمه دکتر مصدق: من قانوناً نخست وزیر ایران هستم». آفتاب.
- ↑ «دکتر سید حسین فاطمی». مجله آفتاب.
- ↑ «نیم قرن پس از فاطمی». خبرگزاری میراث فرهنگی ایران، ۱۹ آبان ۱۳۸۴.
- ↑ «ماجرای به آتش کشیدن کریمپور شیرازی». گویا نیوز، ۲۶ اسفند ۳۸۵.
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ سرنوشت یاران دکتر مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم
- ↑ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عادلی / نشر گفتار و...
- ↑ انجمن پژوهشی ایرانشهر» آرشیو» گفتگوی مسعود لقمان با علی میرفطروس درباره تاریخ، تاریخنویسی و سیاست در ایران معاصر
- ↑ http://www.mideastinfo.com/documents/iranspeech.htm
- ↑ http://asiasociety.org/policy/strategic-challenges/us-asia/us-iran-relations?page=0,0
- ↑ "Barack Obama's Cairo speech". The Guardian (UK). June 4, 2009. Archived from the original on 11 June 2009. http://www.guardian.co.uk/world/2009/jun/04/barack-obama-keynote-speech-egypt. Retrieved 5 June 2009.
- ↑ http://www.tambriran.com/Stamp.php?SID=409
منابع [ویرایش]
- Gasiorowski, Mark J. “COUP D’ETAT OF 1332 Š. /1953”. In Encyclopædia Iranica. vol. 6. New York: Bibliotheca Persica Press, 1993. 354-356. Retrieved ۲۰۱۲-۱۰-۲۷.
- SAVORY, R.M. “MODERN PERSIA”. In THE CAMBRIDGE HISTORY OF ISLAM. vol. 1B. New York: Cambridge University Press, 2008. ISBN 0-521-29136-4.
جستارهای وابسته [ویرایش]
منابع و پیوند به بیرون [ویرایش]
- بررسی اسناد کودتای ۲۸ امرداد (ترجمه: Clandestine Service History Overthrow of Premier Mossadeq of Iran)
- کتاب امیدها و ناامیدیها (خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی)- لینک دانلود
- کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ در ایران (۱) - پروفسور یرواند آبراهمیان
- کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ در ایران (۲) - پروفسور یرواند آبراهمیان
- متن کامل اسناد «سیا» در مورد کودتای ۲۸ امرداد
- ملی شدن نفت در ایران و کودتای ۲۸ امرداد - پروفسور یرواند آبراهمیان
- نظری به تاریخ جنبش ملی شدن نفت ایران
- موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت (سه جلد) خواب آشفتهٔ نفت.
- گازیوروسکی، مارک، کودتای ۲۸ امرداد، کودتای آمریکایی در تهران
- نقش عمده روحانیون در کودتای بیست و هشت امرداد
- کارنامهٔ مصدق در تاریخ
- همه مردان شاه - استفن کینزر
- نقش انگلیس در کودتای آمریکائی ۲۸ امرداد
- انگلیس و کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲
- کودتای آمریکایی – انگلیسی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲
- شبکههای اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در ایران (۱۳۲۰- ۱۳۳۲) و کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲
- درباره کودتای ۲۸ امرداد
وبگاههای غیر فارسی [ویرایش]
- Remarks by Secretary of State Madeleine K. Albright on American-Iranian Relations, Pars Times. (سخنرانی آلبرایت)
- Secrets of the History: The CIA in Iran, New York Times. (مدارک سازمان سیا - PDF)
- Curtis, Mark, A great venture: overthrowing the government of Iran , Lobster Journal of Parapolitics, Issue ۳۰.
وبگاههای فارسی [ویرایش]
- آلبوم عکس کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲
- عکسهای کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲
- خواب آشفتهٔ نفت.
- خواب آشفتهٔ نفت (۲).
- کودتای آمریکایی در تهران
- مرجایی، فرید، کودتا علیه عرصهٔ عمومی، روزنامهٔ شرق، شنبه ۲۹ امرداد ۱۳۸۴، شمارهٔ ۵۵۴، صفحهٔ ۶.
- سیف، خسرو، قصهٔ کودتا، روزنامهٔ شرق، شنبه ۲۹ امرداد ۱۳۸۴، شمارهٔ ۵۵۴، صفحهٔ ۱۹.
- باباحاجی، ایرچ، سرنوشتی که در خیابان رقم خورد، روزنامهٔ شرق، یکشنبه ۳۰ امرداد ۱۳۸۴، شمارهٔ ۵۵۵، صفحهٔ ۱۹ ==
|
|||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||
