حزب توده ایران
حزب توده ایران سازمان اصلی چپ در تاریخ معاصر ایران است. این حزب به عنوان وارث سوسیالدموکراسی عهد مشروطه و حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) در مهرماه سال ۱۳۲۰ در تهران تأسیس شد. بنیانگذاران آن عدهای (۵۳ نفر) از روشنفکران و فعالان چپگرا و ملیگرای ایران نظیر: سلیمانمیرزا اسکندری، ایرج اسکندری، بزرگ علوی، احسان طبری، خلیل ملکی، فریدون کشاورز، عبدالحسین نوشین و رضا رادمنش بودند که اغلب در دوره رضا شاه تحت تعقیب یا در زندان بودند.
حزب توده ایران در دهه ۱۳۲۰ به یکی از بازیگران اصلی سپهر سیاسی ایران تبدیل شده بود، پس از کودتای ۲۸ مرداد و افشای سازمان افسری، حزب با سرکوب گستردهای از سوی حکومت روبرو شد و صدها افسر ارتش ایران به دلیل عضویت در این حزب به اعدام، زندان و تبعید محکوم شدند. حزب که از سال ۱۳۲۷ غیر قانونی اعلام شده بود، به فعالیت مخفی خود ادامه داد و بخشی از رهبران و کادرها هم کشور را ترک کردند.
حزب توده ایران در انقلاب ۱۳۵۷ شرکت کرد و با وجود حمایت همهجانبه از انقلاب ایران به علت مخالفت با ادامه جنگ ایران و عراق (پس از آزادی خرمشهر)، در سال ۱۳۶۲ به بهانه توطئه برای کودتا به جاسوسی متهم شده و بسیاری از رهبران و کادرها و اعضای آن نیز به اعدام و زندان و تبعید محکوم شدند. بعد از سرکوب سنگین در سالهای دهه ۱۳۶۰ حزب از فعالیت سیاسی علنی و قانونی در ایران بازماند. بخشی از رهبران و کادرها و اعضای حزب در خارج از کشور و به طور مشخص در اروپا مستقر شدند و فعالیت سیاسی حزب را ادامه میدهند.
محتویات |
اهداف و برنامهها[ویرایش]
مهمترین اهداف حزب توده در ایران عبارت بودند از:
- بسیج همه نیروها در ایران علیه فاشیسم و دفاع از شوروی.
- دفاع از زحمتکشان و متشکل نمودن آنها در ایران.
- مبارزه برای دمکراسی در ایران.
سلسله مراتب رهبری حزب[ویرایش]
سلسله مراتب رهبری حزب به ترتیب از بالا به شرح زیر است[۱]:
- کنگره حزب و در فاصله دو کنگره:
- هیأت دبیران
- دبیر اول
- دبیر دوم - مسئول تشکیلات کل
- دبیر سوم - دبیر سیاسی و مسئول نامه مردم
- مسئول شعبهٔ کل ایدئولوژیک
- مسئول روابط عمومی و روابط بینالملل
- مسئول شعبهٔ اطلاعات
- سایر اعضای هیأت دبیران
- هیأت سیاسی شامل اعضای هیأت دبیران و سایر اعضای هیأت سیاسی است.
- کمیتهٔ مرکزی
- اعضای اصلی: شامل اعضای هیأت سیاسی و سایر اعضای اصلی کمیتهٔ مرکزی است.
- اعضای مشاور
دههٔ ۲۰ و انحلال[ویرایش]
حزب توده در سالهای پس از جنگ جهانی دوم که اتحاد شوروی در صحنه بینالمللی حضور خود را اعلام داشت، توانست به سرعت به عنوان یک حزب منسجم در صحنه سیاست و فرهنگ ایران حضور یابد و در کشمکش با جریانهای وابسته به بریتانیا و آمریکا این دوران تاریخی را رقم زند. حزب پس از تأسیس با استقبال بسیاری روبرو شد و توانست کارگران و دانشجویان و زنان را سازماندهی کند. بسیاری از روشنفکران نیز به سوی حزب جلب شدند.
همسویی حزب با شوروی و دفاع آن از سوسیالیزم موجب خروج برخی مخالفان از صفوف حزب شد و پس از شکست فرقه دموکرات انشعابی در حزب رخ داد و گروه مهمی از روشنفکران به رهبری خلیل ملکی حزب را ترک کردند و بخشی از رهبران حزب به ناچار به خارج از کشور رفتند. محمدرضا پهلوی در بهمن ماه ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران مورد سو قصد قرار گرفت. روایت رسمی این بود که یک متعصب مذهبی وابسته به حزب توده مسئول ترور بودهاست.[۲]. پس از آن دولت حزب توده را منحل اعلام کرد. بعد از این اعلان، حزب به فعالیت مخفی رویآورد و بخشی دیگر از رهبران حزب جبرا به خارج از کشور رفتند. نورالدین کیانوری در خاطرات خود گفته که توسط یکی از اعضا در جریان قصد فخرایی برای ترور شاه قرار گرفته و ضمن پیگیری ماجرا سیاست حزب و نظر کمیته مرکزی مبنی بر مغایرت رسیدن به «اهداف انقلاب از راه ترور» را به او اعلام کردهاست.[۳]
نقش مصدق[ویرایش]
با شروع نهضت ملی شدن نفت و نخستوزیری دکتر مصدق، حزب توده ایران به یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاسی ایران تبدیل شد. مخالفت حزب با برخی نظرات مصدق در این دوره نقش مهمی در جنبش ملی داشت. پس از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و تظاهرات مردمی که منجر به نخستوزیری دوباره مصدق شد، حزب رویه خود را عوض کرد و به پشتیبانی از مصدق پرداخت.
کودتا[ویرایش]
نقشه کودتای ۲۵ مرداد با همکاری بریتانیا و آمریکا طرح شد و پس از چندبار تجدید نظر و مشورت با عناصر اصلی به تصویب رسید. ولی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ حزب، بر خلاف تبلیغات خود در روزهای قبل از آن، نتوانست اقدام موثری در مقابله با کودتا کند. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تثبیت ایران در حریم نفوذ غرب، سازمانهای حزبی تحت تعقیب و سرکوب حکومت قرار گرفتند که به بازداشت و شکنجه و اعدام عدهای از تودهایها منجر شد. پس از کودتا بخش بزرگی از رهبران حزب تا سال ۱۳۳۶ مجبور به ترک ایران شدند، به بلوک شرق گریختند و بسیاری از آنان تا انقلاب ایران نتوانستند به ایران بازگردند.
حزب توده، هر چند هر گونه نقش و حضور در حیات سیاسی قانونی در ایران را از دست داد، معهذا به عنوان یک جریان فکری به موجودیت خود ادامه داد، بنحوی که میتوان فرهنگ لائیک را که در دهه ۱۳۴۰ در ایران شکل گرفت برآیند کنش متقابل فرهنگ غربی و مارکسیستی، در سیمای سخنگویان ایرانی آن، ارزیابی کنیم.[نیازمند منبع] این تأثیر بویژه از طریق روشنفکرانی که در دهه ۱۳۲۰ در مکتب فکری و مطبوعاتی حزب توده پرورش یافتند در دهه ۱۳۴۰، و در نهادهای فرهنگی کشور اعمال شد.[نیازمند منبع]
پایگاه طبقاتی حزب توده (دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰)[ویرایش]
پشتیبانان اصلی حزب توده، طبقه متوسط حقوق بگیر جامعه و همچنین طبقه کارگر شهری بودند. گرچه حزب، بر تمام اعضای طبقه متوسط، به طور گسترده و چشمگیر نفوذ داشت، نفوذ آن در بین مهندسان، استادان دانشگاه و دانشجویان، روشنفکران، به ویژه نویسندگان، زنان دارای تحصیلات جدید و همچنین افسران ارتش، بسیار آشکار بود.[۴] در سال ۱۳۲۵ و سه سال پس از شروع فعالیت حزب در دانشکدهها، رئیس دانشگاه تهران به سفیر انگلیس گفته بود که «بیشتر چهارهزار دانشجوی دانشگاه، به شدت تحت تاثیر حزب توده میباشند.» بین سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۰ اعتصابهای موفقی به منظور اعتراض به حضور پلیس در دانشکدهها و اخراج دانشجویان، بهبود امکانات رفاهی و نیز پشتیبانی از مبارزه علیه انگلیس توسط دانشجویان صورت پذیرفت. «مصور»، مجله هفتگی معروف تهران، در اواسط سال ۱۳۳۰ نوشت که ۲۵ درصد از دانشجویان، اعضای مخفی حزب توده بوده و ۵۰ درصد دیگر هوادار آنند.[۵] همچنین مسئولان دانشگاه، در اواخر همان سال، هشدار میدادند که در نتیجه تبلیغات دبیران دبیرستانها، ۷۵ درصد دانشجویان تازهوارد، کمونیست هستند.[۶]
نفوذ حزب توده در بین روشنفکران گستردهتر بود. افزون بر نویسندگان برجستهای چون بزرگ علوی، عبدالحسین نوشین، فریدون توللی، رسول پرویزی، جلال آلاحمد، احمد آرام و ابراهیم گلستان، که در این سازمان فعالیت میکردند، چندین نویسنده و شخصیت ادبی مشهور دیگر نیز به ویژه در دوره پیش از ۱۳۲۶، هوادار حزب توده بودند. از جمله این افراد، نیما یوشیج پدر شعر نوی فارسی، محمدتقی بهار، دموکرات کهنهکار و نماینده شعر کلاسیک، و صادق هدایت چهره برجسته ادبیات فارسی معاصر را میتوان نام برد.[۷] حزب در بین نویسندگان جوان بااستعداد و روشنفکران نه چندان معروف قدیم نیز هوادارانی بدست آورد، از جمله، صادق چوبک، نویسنده مجموعه داستانهای کوتاه خیمه شببازی، بهآذین (محمود اعتمادزاده)، مترجم و مقالهنویس نامدار، سعید نفیسی مترجم و استاد برجسته ادبیات، محمدعلی افراشته شاعر و سردبیر هجونامه معروف چلنگر، احمد شاملو شاعر مشهور و برترین مرید نیما یوشیج، محمد معین تاریخنگار و استاد ادبیات فارسی، غلامحسین ساعدی نمایشنامهنویس، چهار تاریخنگار به نامهای یحیی آرینپور، مرتضی راوندی، مهدی بامداد و محمد تمدن و همچنین گروهی از شعرای جدید مانند فخرالدین گرگانی، نادر نادرپور، نقی میلانی، مهدی اعتماد، محمد جواهری، محمد تفضلی، سیاوش کسرایی و زاغچه (اسم مستعار رهی معیری). به گفته تایمز لندن، به سال ۱۹۴۷ (۱۳۲۶) «حزب توده در اوج قدرت خود، با استعدادترین و فرهیختهترین اعضای نسل جوان ایران را جذب کرد»[۸].[۹] و همچنین مجله فرانسوی ابزرواتور، در اواسط سال ۱۹۵۲ (۱۳۳۱)، نوشت: «دیپلماتهای غربی پذیرفتهاند که ۳۰ درصد روشنفکران ایرانی در حزب توده فعالیت میکنند و بقیه، به جز اندک افراد هوادار انگلیس و آمریکا، همه طرفدار آن حزبند.» از جمله زنانی که در تشکیلات دموکراتیک زنان حزب فعالیت داشتند میتوان این افراد را نام برد، زهرا و تاج اسکندری از خانواده مشهور اسکندری، خدیجه کشاورز حقوق دان برجسته، صدیقه امیرخیزی از اعضای کهنه کار جنبش زنان، لورتا (وارتو تاریان) هنرپیشه برجسته کشور و از اعضای گروه تئاتر نوشین و هما هوشمند راد سردبیر مجله حزبی «بیداری ما» که برای زنان منتشر میشد، همچنین مریم فیروز، اختر کامبخش، بدرالموک علوی و عالیه شرمینی.[۱۰]
کامیابی حزب توده در بین افسران ارتش، مسئلهای شگفت انگیز بود، چرا که ارتشیان به عنوان پایه سلطنت، منزلت بالایی داشته و ایدئولوژی سلطنتطلبی و کمونیسمستیزی در بین آنان تبلیغ میشد و نیز ارتباط با هرگونه حزب سیاسی، مجازاتهای سنگینی را میتوانست برای آنان به همراه داشته باشد. سازمان نظامی حزب توده که در بدو تشکیل، توسط سرهنگ عزتالله سیامک و یک سروان پیشین ارتش به نام خسرو روزبه رهبری میشد، در سال ۱۳۲۹ با کمتر از ۱۰۰ عضو کار خود را آغاز کرد و در سال ۱۳۳۳، تعداد اعضای آن به بیش از ۵۰۰ تن رسید. پس از کشف سازمان نظامی به سال ۱۳۳۳، ۴۶۶ پرسنل آن در طی سه سال محاکمه شدند که شامل ۲۲ سرهنگ، ۶۹ سرگرد، ۱۰۰ سروان، ۱۹۳ ستوان، ۱۹ گروهبان و ۶۳ دانشجوی افسری میشدند.[۱۱]
مهمترین موفقیت حزب توده در سازماندهی کارگران، به ویژه در خوزستان بود.[۱۲] در سال ۱۹۴۵ به گزارش انگلیسیها، «شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان» حزب توده، ۳۳ اتحادیه وابسته در کشور و بیش از ۲۷۵٬۰۰۰ عضو داشت که ۷۵ درصد کل نیروی کار صنعتی کشور را شامل شده و حضور در اکثر ۳۴۶ کارخانه صنعتی مدرن کشور به شمار میرفت.[۱۳] شورای متحده، قدرت خود را در اردیبهشت ۱۳۲۵ در روز کارگر، با سازماندهی یک راهپیمایی بزرگ ۸۰٬۰۰۰ نفری در آبادان نشان داد و به دعوت حزب و این شورا، در ۲۲ تیرماه بیش از ۶۵٬۰۰۰ کارگر خوزستانی به یکی از بزرگترین اعتصابات صنعتی در ایران و خاورمیانه دست زدند. سفارت انگلیس ضمن خاطرنشان ساختن اینکه اتحادیههای کارگری حزب توده کنترل امور و اداره کامل منطقه صنعتی خوزستان، پالایشگاهها و لولههای نفتی را در اختیار دارند، نوشت «شرکت نفت ایران و انگلیس چاره دیگری جز پذیرش خواستهای صنفی کارگران ندارد.»[۱۴][۱۵] حزب توده به دنبال این موفقیتها بر دولت احمد قوام فشار آورد تا نخستین قانون کار پیشرفته در خاورمیانه را در دستور کار خویش قرار دهد. در این قانون، تعیین حداقل دستمزد بر اساس قیمت محلی مواد غذایی، منع کار کودکان، محدود شدن زمان کار روزانه به هشت ساعت، لزوم پرداخت حقوق برای روزهای جمعه و شش روز تعطیل سالانه، از جمله روز کارگر و اجازه دادن به اتحادیهها در داشتن سازمان و تشکیلات و مذاکره با کارفرمایان وعده داده شده بود.[۱۶][۱۷]
علیرغم موفقیت حزب در جذب کارگران شهری و طبقه متوسط حقوق بگیر، این سازمان در جذب طبقه متوسط مرفه یا مالک و خردهبورژوازی بازار، از جمله تجار کوچک، مغازهداران، بازرگانان، صاحبان کارگاهها، صنعتگران مستقل و علما و روحانیون رده پایین، به رغم تلاشش، ناموفق بود.[۱۸] چنانکه بازاریان در ردههای بالاتر حزب حضور نداشتند، در ردههای میانی حضور کمتر و در ردههای پایینی پراکنده بودند. ناکامی حزب در میان این طبقه از جامعه را میتوان با تضادهای اقتصادی بین کارگران و کارفرمایان و از سویی با اختلافات ایدئولوژیک بین اسلام روحانیت و رادیکالیسم غیر مذهبی مورد نظر حزب مارکسیست توده، مورد تبیین قرار داد.[۱۹] گرچه این حزب، اسلام را در کل «نیروی عظیمی برای آزادی بشر» و «پیشگام مساوات سوسیالیستی» میدانست و رهبران مذهبی را به عنوان «قهرمانان اصلی انقلاب مشروطه» میستود و تاکید داشت که اکثریت اعضای حزب، مسلمان و یا مسلمان زادهاند، به غیر از دو روحانی برجسته، عمده روحانیون نسبت به حزب توده بی اعتماد بودند. زیرا نه تنها مرام مارکسیستی داشت بلکه روشنفکران ضدروحانیت چون صادق هدایت را جذب و از سکولاریسم (دینزدایی)، حقوق برابر برای مسلمانان و غیر مسلمانان، حق رای زنان، ایجاد مدارس مختلط و کشف حجاب، پشتیبانی میکرد.[۲۰]
حزب توده، برای جذب تودههای روستایی و دهقانان بسیار تلاش کرد. بهطوریکه در شعبهها، مجلات و روزنامههای حزب، اغلب از برنامههای کشاورزی بحث میشد و کادرهای شهری حزب برای جذب روستاییان و برانگیختن آنان بر علیه زمینداران، به روستاها میرفتند، با اینحال حزب، در جذب این قشر از جامعه نیز ناکام ماند و تنها در مناطق روستایی گیلان و مازندران و یا روستاهای نزدیک شهرهای بزرگ هوادار داشت.[۲۱] دلیل این ناکامی را میتوان در ساختار اجتماعی جمعیت روستایی ایران و تفاوت آن با کشورهایی که در آن شورشهای دهقانی گستردهای در آنها به وقوع پیوستهاست، جست. در حالیکه اهالی روستاهای ایران را اغلب زارعان سهمبر، کارگران بیزمین و افراد قبیلهای تشکیل میدادند، جمعیت روستایی کشورهای شاهد شورشهای دهقانی را طبقه مهم دهقانان «متوسط» زارع تشکیل میداد که صاحب زمین بودند. طبق برآورد دو جامعه شناس ایرانی، تنها ۵ درصد زمینهای زراعی ایران به دهقانان تعلق داشت. دهقانان فقیر، چه نسقدار وچه خوشنشین، از لحاظ اقتصادی و اجتماعی تحت سلطه زمیندار و نمایندگانش –کدخدای روستا و مباشر- قرار داشتند و در نتیجه این وابستگی چنان بود که نمیتوانستند نظم موجود را به مبارزه طلبیده و سر به شورش بردارند.[۲۲]
انشعابها[ویرایش]
در سال ۱۳۲۵ خورشیدی و در اوج سیاستهای فرقه دمکرات آذربایجان و دخالتهای ارتش سرخ که در آن زمان در ایران مستقر بود، دولت وقت اتحاد جماهیر شوروی کافتارادزه را برای جلب نظر دولت ایران در زمینه «انعقاد قرارداد امتیاز نفت شمال ایران» به آن کشور فرستاد. حزب توده ایران تظاهراتی را در پشتیبانی از سیاست اتحاد شوروری برگزار کرد. در چنین اوضاع و احوالی بود که احسان طبری با نوشتن مقالهای، این موضوع را مطرح کرد که: «اگر دولت ایران برای شرکت نفت ایران و انگلیس در جنوب ایران امتیازی قائل است، به یقین درست خواهد بود که برای همسایه شمالی -شوروی- هم در شمال کشور چنین امتیازی را در نظر بگیرد و این کار، حفظ موازنه منفی است». این سیاست همسازی و همراهی با سیاست شوروی که نفی منافع و مصالح ملی ایران را هدف قرار داده بود، عدهای از کادرهای برجسته حزب توده را به عصیان واداشت و در نتیجه انشعاب اول حزب شکل گرفت.[۲۳]
سازمان افسری و دوران پس از کودتا[ویرایش]
یک سال بعد از کودتا سازمان مخفی حزب در نیروهای مسلح که به سازمان نظامی حزب توده یا سازمان افسری معروف بود، کشف شد و بسیاری از اعضای آن با زندان و شکنجه و اعدام روبرو شدند. از اعضای سازمان نظامی حزب توده میتوان به محمدعلی عمویی، عباس حجری، تقی کیمنش و رضا شلتوکی اشاره کرد که پس از تحمل ۲۵ سال زندان در آستانهٔ انقلاب ۱۳۵۷ آزاد شدند. پلنوم شانزدهم حزب در اسفند ماه ۱۳۵۷ این چهار نفر را به عضویت کمیتهٔ مرکزی حزب انتخاب کرد.[۲۴]
ترورهای منتسب به حزب[ویرایش]
در بسیاری از اقداماتی که دستگاه امنیتی ساواک بعد از کودتای ۲۸ مرداد به حزب توده منسوب کردهاست ردپای شبکه جاسوسی انگلستان در ایران شبکه بدامن و مظفر بقائی از مجریان کودتای ۲۸ مرداد و همدست شبکه بدامن به چشم میخورد.[۲۵]. خسرو روزبه -تحت شرایطی که اکنون بر ما آشکار نیست- در بازجوییها در زندان قزل قلعه به ایجاد یک تیم ترور به همراه سروان ابولحسن عباسی و به قتل محمد مسعود و پنج تن از اعضای حزب توده که مشکوک به فروش اطلاعات حزبی بودند، اعتراف کرد. یکی از این چهار نفر، حسام لنکرانی، فرزند یک روحانی شناخته شده در آذربایجان بودهاست.[۲۶] با اینحال روزبه در این اعترافات که به او منتسب شده، بر انجام ترورها، بدون اطلاع دادن به حزب و هنگامی که سازمان نظامی منحل شده و اعضای آن دیگر عضو حزب نبودند، تاکید دارد، این اعترافات در کتابی با نام «کمونیسم در ایران» انعکاس یافته به نظر میرسد «سرهنگ علی زیبایی» شکنجه گر معروف ساواک، نگارنده و یا صرفاً گردآورنده آن باشد.[۲۷][۲۸][۲۹] شکل گیری تیم ترور از موضوعات جنجالی و مورد مناقشه بودهاست که برخی از اعضای بخش میانه رو حزب آنرا به بخش تندرو نسبت دادهاند و به نظر میرسد که رهبری حزب از برخی با اطلاع و از برخی دیگر بی اطلاع بودهاست. گزارشهای متفاوتی در این خصوص از اعضای حزب وجود دارد.[۳۰]
در تبعید[ویرایش]
حزب توده هر چند در سالهای ۱۳۳۲ - ۱۳۵۷ به عنوان یک نیروی سیاسی علنی و قانونی در ایران حضور نداشت، ولی به عنوان یک جریان فکری در پیریزی شالودههای فرهنگ لائیک در ایران نقشی مؤثر ایفا کرد.
در دههٔ ۱۳۴۰ حزب در صحنه سیاسی علنی و قانونی ایران حضور نداشت و با انتشار نشریه و اداره برنامه رادیو پیک ایران ارتباط با هواداران خود در داخل کشور را حفظ میکرد. کوششی که در اواخر این دهه برای ایجاد یک سازمان مخفی (معروف به تشکیلات تهران) در داخل ایران صورت گرفت به خاطر نفوذ سازمان امنیت در آن به جایی نرسید و به بازداشت و شکنجه و اعدام عدهای از تودهایها منجر شد.[نیازمند منبع]
انقلاب[ویرایش]
سیاست حزب توده ایران در جهت حمایت از انقلاب ایران و ائتلاف با نیروهای ملی و مذهبی علیه نظام سلطنتی بود. حزب توده شعارهای ضدآمریکایی روحالله خمینی و طرفدارانش را وجه مشترک مهمی میان حزب توده و طرفداران خمینی میدانست.
صلاحیت رهبران حزب توده ایران مانند کیانوری و محمد علی عمویی و تعدادی دیگر برای انتخابات مجلس اول تأیید شد و این در حالی بود که ایدئولوژی حزب توده از سوی حکومت جدید به کفر تعبیر میشد.
علی اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود چندین بار به ملاقات با کیانوری و محمد علی عمویی در منزل شخصی خود اشاره میکند[۳۱]
حزب توده تلاش گستردهای را برای تجهیز نیرو در جامعه آغاز کرد و با موفقیت رو به رو شد. حزب توده که فعالیت خود در جامعه را پس از ۲۵ سال سرکوب رژیم شاه آغاز میکرد، با وجود شمار کم کادرها توانست هزاران نفر را در صفوف خود منسجم کند. انتشار دهها نشریه و انبوهی از کتب، فضای جامعه را دگرگون کرد و تاثیرات مهمی را بر جای گذاشت و نسل نوینی را تربیت کرد.
جا افتادن شعارهایی همچون اجرای اصلاحات ارضی، ملی کردن تجارت خارجی، و همچنین بسیاری از دیگر شعارها، ثمره کار معنوی حزب توده در آعاز انقلاب است.
حزب توده در عرصه سازمان دهی کارگران توانست فعالیتهای چشمگیری را انجام دهد. ایجاد سندیکاها و اتحادیههای کارگری و آشنایی کارگران با حقوقشان تا آنجا جلو رفت که در دهه ۱۳۶۰، با وجود تلاشهای وزیر کار وقت، احمد توکلی و حمایت خمینی، رژیم نتوانست قانون کار خود را به کارگران تحمیل کند.
مبارزه کارگران حتی پس از یورش رژیم به حزب توده و دستگیری شماری از رهبران جنبش کارگری ادامه یافت و با پس گرفتن قانون کار و بیرون انداختن توکلی از وزارت کار به سر انجام رسید.
خامنهای میگوید:
«در یک برهه از زمان و در همان اوایل انقلاب همه چیز در تیول حزب توده بود... چنین حالتی را من و هر کسی در اوایل انقلاب حس میکرد که تودهایها و جریان چپ، به خصوص حزب توده بر همه چیز مسلط بودند و اصلا حرکت انقلاب را میخواستند منحرف کنند...»[۳۲].[منبع مستقل]
حزب توده، در سالهای پس از انقلاب، تلاش همه جانبهای را برای اتحاد نیروهای سیاسی و ایجاد جبهه متحد خلق سازماندهی کرد. حزب توده معتقد بود که میتوان با شرکت خمینی و هوادارانش و همچنین سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران و حزب دموکرات کردستان جبهه واحد خلق را برای تعمیق دستاوردهای انقلاب پایه ریزی کرد که این امر محقق نشد.[نیازمند منبع]
«تاکید بیش از حد حزب توده ایران بر سیاست اتحاد با طرفداران خمینی، در برخی موارد، به ایجاد تنش و دشواری در روابط با احزاب و سازمانهای دیگر منجر شد که از جمله میتوان از رابطه با حزب دمکرات کردستان نام برد. با یورش نیروهای حاکمیت جدید به کردستان و آغاز درگیریهای نظامی، خطرات جدی مداخله خارجی و شکست انقلاب در آن مقطع حزب توده ایران را بر آن داشت که از طرفین درگیر بخواهد به برخوردهای نظامی پایان دهند»[۳۳].
حمایت همهجانبه حزب از «خط امام[ویرایش]
تودهای هستم و همراه امام، ماندگارم که زمان است به کام»
نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده در نشست پرسش و پاسخ ۲۰ شهریور ۱۳۶۱ خورشیدی.[۳۴]
حزب توده ایران در دوران انقلاب ایران از رهبری روحالله خمینی پشتیبانی نمود و تا جایی پیش رفت که حتی صادق خلخالی را به عنوان نامزد خود در انتخابات مجلس معرفی کرد.[۳۵] حزب توده ایران که از ابتدای تاسیساش همواره با پیشرفتهترین خواستهای جنبش زنان ایران گره خورد بود، برای نشاندادن همراهی هرچه بیشتر با روحانیون سنتی حاکم، زنان را تشویق به سر کردن «چادر ضدامپریالیستی» کرد و به زنان ایرانی توصیه کرد تا به «کلاسهای خیاطی و آشپزی» بروند.[۳۶] رهبران حزب توده «تمام و کمال» در کنار حکومت تازهتاسیس حاصل از انقلاب ۱۳۵۷ ایستادند و نقطه اشتراک خود را دشمنی با ایالات متحده آمریکا خواندند. اما رهبران حکومت تازهتاسیس جمهوری اسلامی این همراهی یکسویه را برنتافتند و بینیاز از آن با کمونیستهایی که به قول آنها حامل «افکار الحادی» بودند، بر سر یک سفره ننشستند. پس از حذف دیگر گروههای سیاسی نوبت به حزب توده رسید. رهبران و کادرهای حزب دستگیر و روانه زندانها شدند تا اندکی بعد تعدادی از آنها که بیش از یک ربع قرن در زندانهای حکومت شاهنشاهی مقاومت کرده بودند، تن به اعترافات تلویزیونی و مکتوب دادند و بسیاری از رهبران و هواداران نیز به جوخههای اعدام سپرده شدند.[۳۷]
سرکوب[ویرایش]
علی رغم حمایت حزب توده از انقلاب ایران در مقاطعی حساس از جمله در کودتای نوژه و جنگ ایران و عراق، اواخر سال ۱۳۶۱ و سال ۱۳۶۲، بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب به بهانه طرح کودتا دستگیر شدند. چند ماه بعد در اعترافات تلویزیونی ضبط شده در زندان که دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بود و از تلویزیون ایران پخش شد، عدهای از رهبران زیر فشار شکنجه در تلویزیون اعترافاتی کردند (از جمله اعتراف به جاسوسی برای شوروی) اولین برنامه از این سری برنامهها در اردیبهشت ماه ۱۳۶۲ و با حضور کیانوری و همچنین بهآذین برگزار شد.[۳۸] کیانوری، تکیده و درهم شکسته، اظهار داشت که حزب توده از آغاز تأسیس در ۱۳۲۰ تابه حال، ابزاری برای جاسوسی و خیانت بودهاست.[۳۹]. هشت عضو دیگر کمیته مرکزی از جمله محمدعلی عمویی زندانی سیاسی مشهور که ۲۴ سال را در زندان حکومت پهلوی گذرانده بود، نیز در برنامههای بعدی بر پرده تلویزیون ظاهر شدند و به نفی خود و اعترافاتی مشابه پرداختند.[۴۰] در میانه بازجوییها تقی کیمنش و ۱۳ تن دیگر از اعضای حزب درگذشتند و از اینرو در میزگردهای تلویزیونی دیده نشدند.[۴۱]
در اواخر سال ۱۳۶۲، ۱۰۱ تن از متهمان در یک دادگاه ویژه نظامی در محلی نامعلوم که قاضی آن محمد ریشهری بود حضور یافتند. در میان متهمان چند فرد شاخص وجود داشت: دریادار بهرام افضلی فرمانده فاتح نیروی دریایی ایران، سرهنگ هوشنگ عطاریان فرمانده فاتح جبهه غرب و دیرتر دستیار ویژه وزارت دفاع، سرهنگ بیژن کبیری فرمانده یگانهای کماندویی ویژه (کلاه سبزها) و فرمانده فاتح عملیات جنوب و شکستن محاصره آبادان در جنگ ایران و عراق، سرهنگ حسن آذرفر استاد دانشکده افسری، سرهنگ رحیم شمس، سرهنگ سیفالله غیاثوند و سرهنگ ابوالقاسم افرایی. با وجود تدارکات بسیار، پیشبرد محاکمه به خوبی برنامههای ندامت علنی پیشین نبود و برخی متهمان اعترافات امضا شده خود را پس گرفته و دیگران نیز آنرا بسیار تعدیل کرده بودند. برخی حتی توانستند خبر بازداشت همسر و یا فرزندانشان را در لابلای جریان دادگاه به گوش عموم برسانند. افضلی اتهام جاسوسی را رد کرد و گفت که پس از دستگیری از وجود چنین فعالیتهایی خبردار شدهاست. وی که همچون دیگر متهمان وکیل نداشت، از قاضی خواست تا وظیفه دفاع از او را به این دلیل که خود اشرافی بر مقولات حقوقی ندارد، به عهده بگیرد.[۴۲]
دادگاه، احکام نابرابری صادر کرد چنانکه، ۱۰ نفر به مرگ، ۶ تن به حبس ابد، ۱۲ نفر به حبسهای پانزده تا سی سال، ۱۹ نفر به زندانهای هشت تا چهارده سال، ۸ تن تا هفت سال، ۳۰ تن تا پنج سال و ۱۳ تن تا کمتر از پنج سال محکوم شدند. گروهی از محکومین از جمله شاخه نظامی حزب مانند دریادار افضلی، سرهنگ عطاریان، کبیری و آذرفر، در بهمن ۱۳۶۳ اعدام شدند و ۱۹ تن، شامل دو نفر که دوران محکومیتشان به سر آمده بود، به همراه دیگر اعدامیان جمعی کشتار سال ۱۳۶۷، اعدام شدند. عباس حجری، منوچهر بهزادی، محمدعلی رصدی، محمد پورهرمزان، مهدی کیهان، انوشیروان ابراهیمی، فرجالله میزانی، آصف رزمدیده و حسین جودت از این گروه بودند.[۴۳][۴۴] کیانوری و عمویی برای یک دهه در حبس ماندند و پس از رهایی از زندان خاطرات خود را بدون ذکر تجربه آخر (زندان جمهوری اسلامی) به رشته تحریر درآوردند. خاطرات کیانوری، با نظارت حکومت بر محتوای آن به چاپ رسید. افراد دیگر چون شلتوکی و آوانسیان در زندان درگذشتند. مهدی پرتوی مورد عفو قرار گرفت، احسان طبری نیز که اعترافات نمایشی مبنی بر نفی مارکسیسم و مسلمان شدن وی از تلویزیون پخش شده بود، پس از گذران چندین سال به دور از خانواده خود و در انزوای کامل در زندان، در سال ۱۳۶۸ درگذشت. اما مطبوعات دولتی تا پیش از مرگ وی، این شبهه را در خوانندگان ایجاد کردند که او در حال به سر بردن در خانه خود و ترتیب دادن مصاحبههای مطبوعاتی است.[۴۵]
در سال ۱۳۶۸ و پس از پایان اعدامهای دسته جمعی سال قبل، حکومت به مسئول کمیسیون ویژه وقت سازمان ملل متحد «گالیندو پُل» (Galindo Pohl) اجازه داد تا از زندان اوین دیدن کند.[۴۶] در این دیدار، کیانوری از سلولش، در مورد چگونگی شکنجه خود و همسرش مریم فیروز برای اخذ اعترافات نادرست و فرمایشی، با گالیندوپل سخن به میان آورده و بازوی شکسته خود را برای اثبات آن به او نشان داد. پُل در گزارش خود همچنین درباره مریم فیروز نوشت که به دلیل مورد ضرب و شتم قرار گرفتن در چند سال پیش، در شنیدن، خوردن غذا و نشستن مشکل داشتهاست.[۴۷]
هاشمی رفسنجانی از چهرههای سرشناس حکومت در هنگام سرکوبی، بعدها در مصاحبهای با روزنامه همشهری عنوان نمود که برخورد با حزب توده و اعدام اعضای حزب توده بهتر بود که انجام نمیشد. وی در این مصاحبه میگوید: «اگر آن کار را نمیکردیم، بهتر بود. ما حزب توده را زیر نظر داشتیم. من برای این حرف که آنها به فکر کودتا بودند، دلیلی پیدا نکردم.[۴۸]
سالهای اخیر[ویرایش]
ششمین کنگره حزب توده ایران بعد از سرکوب سنگین در سالهای دهه ۱۳۶۰ حزب از فعالیت سیاسی علنی و قانونی در ایران بازماند. بخشی از رهبران و کادرها و اعضای حزب در خارج از کشور و به طور مشخص در اروپا مستقر شدند و فعالیت حزب را پیگیری کردند. علی خاوری پس از دستگیریهای گسترده دهه ۱۳۶۰ تنها عضو باقیمانده از هیأت سیاسی و هیأت دبیران وقت کمیته مرکزی حزب بود. در پلنوم هجدهم کمیته مرکزی حزب توده ایران در آذر ماه ۱۳۶۲، در (براتیسلاوا) علی خاوری بعنوان دبیراول حزب انتخاب شد.[۴۹]
با تلاش خاوری و با حمایت حزب دموکراتیک خلق افغانستان، همه رهبران و کادر باقی مانده حزب توده ایران در سال ۱۳۶۴ در کابل جمع شدند و در کنفرانس ملی حزب توده ایران شرکت کردند و بعد از ضربات سنگین سالهای ۱۳۶۱ - ۱۳۶۲ برای اولین بار زیر یک سقف نشستند. کنفرانس ۱۰ نفر را به عنوان هیات سیاسی حزب توده ایران برگزید. از کنفرانس ملی سال ۱۳۶۴ به بعد تقریبا هر ۶ سال یک بار، کنگره ادواری حزب برگزار شدهاست:
- کنفرانس ملی حزب توده ایران در سال ۱۳۶۴
- کنگره سوم حزب توده ایران، در سال ۱۳۷۰
- کنگره چهارم حزب توده ایران، در سال ۱۳۷۶
- کنگره پنجم حزب توده ایران، در سال ۱۳۸۲
- پلنوم وسیع کمیته مرکزی در سال ۱۳۸۷
- کنگره ششم حزب توده ایران، در سال ۱۳۹۱
در حال حاضر نیز حزب تودهٔ ایران به فعالیت ادامه میدهد و نشریهٔ «نامهٔ مردم» ناشر نظرات حزب است. دبیر اول کنونی حزب علی خاوری است.[۵۰]
جستارهای وابسته[ویرایش]
- کمونیسم در ایران
- فهرست اعضای شاخص حزب توده
- سازمان نظامی حزب توده ایران
- رضا رادمنش
- خلیل ملکی
- مجله دنیا
- رادیو پیک ایران
- ایرج اسکندری
- سلیمانمیرزا اسکندری
- تقی ارانی
- بزرگ علوی
- احسان طبری
- داوود نوروزی
- نورالدین کیانوری
- حسن آذرفر
- فرقه دموکرات آذربایجان
- حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰)
- مارکسیسم
پانویس[ویرایش]
- ↑ نورالدین کیانوری در گفتگو با مصاحبهگر ناشناس. خاطرات نورالدین کیانوری. چاپ اول. انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۱. صص ۵۱۸-۵۱۹.
- ↑ شکست شاهانه. ماروین زونیس. عباس مخبر. طرح نو. زمستان ۱۳۷۰
- ↑ بی بی سی
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۰۷
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۰۸، ۴۰۹
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۱۰
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۱۰و ۴۱۱
- ↑ Abrahamian, Modern Iran, p۱۱۰
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۱۱ و ۴۱۲
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۴۱۲ و ۴۱۳
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۱۳، ۴۱۴ و ۴۱۵
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۳۶۰ و ۳۷۲
- ↑ از بین ۲۷۵٬۰۰۰ عضو، ۴۵٬۰۰۰ کارگر صنعت نفت، ۴۵٬۰۰۰ کارگر ساختمانی، ۴۰٬۰۰۰ کارگر نساجی، ۲۰٬۰۰۰ کارگر راهآهن، ۲۰٬۰۰۰ فرشباف، ۱۲٬۰۰۰ کارگر آبجوسازی و صنایع غذایی، ۱۱٬۰۰۰ کارگر بنادر، ۸۰۰۰ معدنچی، ۶۰۰۰ راننده کامیون و همچنین چندین هزارتن کارگران سایر حرف بودند. (نقل از آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۳۴ و ایران معاصر، انتشارات دانشگاه کمبریج، صفحه ۱۰۹)
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۳۷۲، ۳۷۳ و ۴۴۷
- ↑ Abrahamian, Modern Iran, p۱۱۰
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۳۵ و ۴۳۶
- ↑ Abrahamian, Modern Iran, p۱۱۰
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۵۷
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۵۷، ۴۵۸
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۵۹ و ۴۶۰
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۶۴ و ۴۶۵
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۴۶۷ و ۴۶۸
- ↑ انشعابهای حزب توده، بیبیسی فارسی
- ↑ نورالدین کیانوری در گفتگو با مصاحبهگر ناشناس. خاطرات نورالدین کیانوری. چاپ اول. انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۱. ص ۵۰۵.
- ↑ Ebert, Fürtig, Müller, Barthel. Die islamische Republik Iran, Pahl Rugenstein, ۱۹۸۷
- ↑ چهار تن دیگر: محسن صالحی، داریوش جعفری، پرویز نوایی و آقابرار فاطری بوده اندو (نقل از مازیار بهروز، کتاب «شورشیان آرمانخواه»، ترجمه پرتوی، صفحه ۳۱۴)
- ↑ Tortured Confessions by Ervand Abrahamian, Published by University of California Press, 1999, ISBN 0-520-21866-3, 9780520218666, Page۸۹ & ۹۴ & ۹۵
- ↑ مازیار بهروز. «فصل اول: شکست و احیا». در شورشیان آرمانخواه. ترجمهٔ مهدی پرتوی. چاپ اول. ققنوس، ۱۳۸۰. ص ۶۰ و ۶۱. ISBN 964-311-263-2.
- ↑ مازیار بهروز. «یادداشتهای متن». در شورشیان آرمانخواه. ترجمهٔ مهدی پرتوی. چاپ اول. ققنوس، ۱۳۸۰. ص ۳۱۱. ISBN 964-311-263-2.
- ↑ مازیار بهروز در کتاب شورشیان آرمانخواه مینویسد که یکی از موضوعات مورد مناقشه دو جناح تندرو و محافظه کار حزب توده، ایجاد تیم ترور حزبی برای حذف فیزیکی دشمنان واقعی و خیالی حزب بودهاست. وی اینطور نتیجه گیری میکند که گرچه گزارشهای متفاوتی از رهبران در این مورد وجود دارد، اما شکی نیست که چنین تیمی وجود داشتهاست. فریدون کشاورز از جناح میانه رو معتقد بوده که کل جناح تندرو از این تیم خبر داشتهاست. در مورد محمد مسعود، کشاورز و همچنین طبری (در اعترافات پس از زندانی شدن وی به سال ۱۳۶۲) ادعا میکنند که تیم ترور به فرماندهی روزبه و در ارتباط با جناح تندرو این ترور را انجام دادهاست، در صورتیکه در اعترافات منتسب به روزبه پس از دستگیری وی، این ترورها هنگامی صورت گرفتند که سازمان نظامی توسط حزب منحل شده بود و بنابراین احتمالاً حزب از آن خبر نداشت. در مورد سو قصد به شاه، کیانوری هرگونه نقشی را در سوقصد به شاه در سال ۱۳۲۷ انکار میکند با اینحال بر این نظر است که تمام حزب از این عملیات باخبر بودهاست، اسکندری این موضوع را مورد تردید قرار دادهاست. نقل از مازیار بهروز، کتاب «شورشیان آرمانخواه»، ترجمه پرتوی، صفحات ۵۹، ۶۰ و ۶۱
- ↑ علی اکبر هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران (کارنامه و خاطرات ۱۳۶۰)، دفتر نشر فرهنگ معاصر اسلامی، چاپ چهارم ۱۳۷۸، صص ۱۰۸، ۲۲۶، ۲۷۴ ISBN 7-3-91543-964
- ↑ نامه مردم، شماره ۴۰۲، ۴ خرداد ماه ۱۳۷۲
- ↑ اسناد «گنگره ارانی»، پنجمین کنگره حزب توده ایران ۱۳۷۵
- ↑ فراز و نشیب حزب توده ایران در دهه ۶۰؛ از کامروایی تا اعدام، بیبیسی فارسی
- ↑ نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بیبیسی فارسی
- ↑ حزب توده: از اعتماد به نفس زنان تا چادر ضد امپریالیستی، بیبیسی فارسی
- ↑ داستان ناتمام حزب توده ایران، بیبیسی فارسی
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۲۸۹
- ↑ نفرت بدون فرقگذاری در وبگاه مجله تایمز شماره دوشنبه شانزدهم مه ۱۹۸۳
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۲۹۹-۳۰۱
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۳۰۴-۳۰۵
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۳۱۰-۳۱۲
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۳۱۴
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۳۰۸
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۳۱۷-۳۱۹
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۳۴۱-۳۴۲
- ↑ آبراهامیان، اعترافات شکنجه شدگان، ص۳۴۴
- ↑ از روز اول مطمئن بودم نمیبازیم (گفتگو با هاشمی رفسنجانی) در وبگاه روزنامه همشهری
- ↑ راه توده.
- ↑ راه توده.
منابع[ویرایش]
- مازیار بهروز. شورشیان آرمانخواه. ترجمهٔ مهدی پرتوی. چاپ اول. ققنوس، ۱۳۸۰. ISBN 964-311-263-2.
- ارواند آبراهامیان. ایران بین دو انقلاب. ترجمهٔ احمد گل محمدی، محمدابراهیم فتاحی و لیلایی. چاپ سیزدهم. نشر نی، ۱۳۸۷. ISBN 964-312-363-4.
- ارواند آبراهامیان. اعترافات شکنجهشدگان. ترجمهٔ رضا شریفها. چاپ اول. نشر باران (سوئد)، ۱۳۸۲ (۲۰۰۳). ISBN 91-88297-80-2.
- Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran, First Edition, Cambridge University Press, 2008, ISBN 978-0-511-41399-5 eBook (EBL)
پیوند به بیرون[ویرایش]
|
||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||