صلح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نماد صلح

در ادبیات قدیم پارسی صُلح هم‌معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ آمده است[۱]، در دوران معاصر مفهوم صلح گسترش یافته و با تفکرهای شرق آسیایی و بعدها تفکرات مسیحی که صلح درونی را معرفی کرده‌اند آمیخته شده‌است در این مفهوم صلح شرایطی آرام، بی‌دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است. صلح یک آرمان جهانی تلقی می‌شود. صلح یک مفهوم مطلق نیست و می‌تواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد به همین ترتیب از جنبه‌های مختلفی می‌توان صلح را مطالعه کرد. شامل مسائل مربوط به جنگ، خلع سلاح و کنترل تسلیحات نظامی و سایر موضوعات.[۲]

آشتی و صلح[ویرایش]

رهبران قبایل سرخ‌پوستان در حال انعقاد «پیمان صلح» با ژنرال ویلیام شرمن در زمان جنگ داخلی آمریکا در وایومینگ.

به گفته باروخاسپینوزا صلح به معنی نبود جنگ نیست بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه می گیردوهمانطور که آزادی به چم زندانی نبودن نیست صلح هم به چم نبود جنگ نیست[۳] مفهوم صلح را با آتش‌بس نباید اشتباه گرفت. آتش بس به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن طرفین درگیر در یک مناقشه به صورت یک طرفه یا دو طرفه تحت شرایط خاص از جنگیدن دست می‌کشند. صلح به معنای پایان دادن به مناقشه و قطع جنگ می‌باشد. برای بازگشت به وضعیت جنگ اعلان جنگ از یکی از طرفین الزامی است. رسیدن به صلح در یک جنگ به طور کلی به دو روش میسر است. جنگیدن و وادار کردن طرف مغلوب به پذیرش صلح خود یکی از راههای رسیدن به صلح است که به صلح رومی معروف است. در این وضعیت طرف پیروز و یا مجموعه‌ای از قدرتهای بی‌طرف شرایطی را به عنوان شرایط صلح تنظیم می‌کنند که معمولاً به نفع سمت پیروز است. راه دیگر رسیدن به صلح با کمک مذاکرات سیاسی و یا فعالان صلح است. آرمان جهانی صلحدوستان حفظ صلح در سطح جهان است ولی در واقعیت همیشه جنگها و مناقشات وجود داشته‌اند و به وجود می‌آیند و آنچه صلحدوستان دنیا به دنبالش هستند ترک مناقشات و برقراری صلح در این مناقشات است. ناتوانی انسان دربرابر برقراری صلحی در مناقشات متفکرانی همچون کریشنامورتی را به بیان مفاهیم بدیعی از صلح رهنمود کرده‌است، کریشنامورتی صلح را وضعیتی می‌داند که در آن تمام مناقشات و مسائل حل شده‌اند و هر نوع واکنش به جنگ را زمینه‌ای برای مناقشات بعدی می‌داند. در تفکر کریشنامورتی ما بخشی از دنیا هستیم و برخورد با مساله به عنوان مشکلی در بیرون از وجود ما اشتباه است.

دنیا تو هستی و دنیا از تو جدا نیست. دنیا با تمام مشکلاتش از پاسخهای تو شکل یافته‌است، بنابر این راه حل در ایجاد مشکلات تازه نیست -

در اصطلاحات سیاسی[۴]:

  • اقدامات دیپلماتیک هماهنگ و جدی در موردی خاص، با هدف دستیابی به صلح را صلح‌کوشی[۵] می‌نامند.
  • اقدامی که برای ایجاد تفاهم و توافق میان طرفهای درگیر به شیوه‌ای آشتی‌جویانه انجام گیرد را صلح‌آفرینی[۶] می‌نامند. . . .
  • شاخه‌ای از پژوهش‌های علوم انسانی که هدف آن شناخت و فراهم کردن زمینه‌های برقراری صلح است را صلح‌پژوهی[۷] می‌نامند.

صلح ماندگار[ویرایش]

امانوئل کانت فیلسوف نامدار آلمانی در سال ۱۷۹۵ میلادی کتابی با عنوان «صلح ماندگار» نوشت که در آن مبانی رسیدن به یک صلح پایدار به صورت شش اصل مشخص شده‌است. در این کتاب کانت برای اولین بار خواستار اتحاد جامعه بین‌المللی و تشکیل سازمانی برای برقراری صلح در جهان شده‌است.[۸]

صلح ماندگار یا صلح آرمانی، بر پایه آرای کانت محصول وضعیتی است که در آن دولت‌ها با پذیرش نظام مردم‌سالار به اتحاد آشتی‌جویانه و قوانین جهان‌گستر دست می‌یابند.[۹]

روز صلح[ویرایش]

سازمان ملل متحد روز ۲۱ سپتامبر مصادف با ۳۰ شهریور را روز جهانی صلح اعلام کرده‌است. این تاریخ در پنجاه‌وهفتمین جلسه مجمع عمومی انتخاب شد. در گذشته و بر اساس قطعنامه ۳۶/۶۷ به تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۸۱ سومین سه‌شنبه سپتامبر، روز بازگشایی جلسات عادی مجمع عمومی به عنوان روز جهانی صلح انتخاب شده بود.

سازمان ملل متحد[ویرایش]

نوشتار اصلی: سازمان ملل متحد

سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم با هدف تثبیت و ارائه صلح در جهان تشکیل شد. این سازمان تا کنون قطعنامه‌های زیادی را برای برقراری صلح تصویب کرده‌است.

جایزه صلح نوبل[ویرایش]

نوشتارهای اصلی: جایزه صلح نوبل و فهرست برندگان جایزه نوبل صلح

جایزه صلح نوبل یکی از پنج جایزه نوبل است که هرساله اعطا می‌شود. شیرین عبادی اولین ایرانی و اولین زن مسلمان است که جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.

هنر برای صلح[ویرایش]

تاریخ بشر چرخه‌ي بدون توقف جنگ‌و صلح‌است. همواره با صداي مهيب شيپوري، جنگي آغاز شده و با به اهتزاز درآمدن تکه‌پارچه‌اي سفيد، صلحي به ارمغان آمده است. و در ميان اين جنگ‌ها و صلح‌ها انسان‌هاي بسياري قتل‌عام شده و حيوانات، درختان، گياهان، زمين، آب و موجودات بسياري از بين رفته‌اند. و از آنجا که «جنگ» و «اخلاق» - مانند آب و روغن كه با يكديگر مخلوط نمي‌شوند - هيچگاه با يكديگر كنار نمي‌آيند، حاصل اين جنگ‌ها چيزي نبوده است جز افزايش دزدي، سو استفاده از زنان و كودكان، آدم ربايي، گرسنگي،قحطي، بيماري، تنهايي و دردهاي انساني . . . آنچه گفته شد بر همه‌ي ما روشن بوده و نياز به توضيح بيشتري ندارد. اما آنچه جنگ و هنر را به يكديگر ارتباط مي‌دهد نحوه‌ي بازتاب جنگ در آثار هنري است. پس پرسش اين است كه جنگ‌ها در طول تاريخ چگونه در آثار هنري منعكس مي‌شدند؟ و پرسش ديگر اينكه از چه زماني و توسط چه كساني شيوه‌اي ديگر از انعكاس جنگ در آثار هنري مرسوم شد؟ پيشتر يادآور مي‌گردد اين مقاله تنها بر هنرهاي تجسمي متمركز شده است.
1. هنر ستايشگر جنگ
هنرمندان همانند ساير مردم تحت نفوذ و سيطره‌ي قوانين محيط و جامعه‌اي بوده‌اند كه در آن مي‌زيسته‌اند. علاوه بر آن، آنها مي‌بايست پاسخگوي خواسته‌هاي سفارش‌دهندگان و حاميان خود يعني پادشاهان، اشراف و ثروتمندان نيز باشند. سفارش‌دهنده كه اغلب يا در حال دفاع از خاك خود و يا حمله به خاك ديگران بود نيز تنها از يك شيوه‌ي هنري يعني «هنر ستايشگر جنگ و جنگاوري» استقبال ميكرده است. از شاخص‌ترين نمونه‌هاي هنري اين شيوه مي‌توان به تصاوير حماسي جنگ‌ها كه در آن پادشاهان بر گرده اسب خود سوار شده‌اند و يا به تصوير كشيدن تصاوير باشكوه از سربازان وطن‌پرست اشاره نمود[۱۰]. اين شيوه هنري همچنان ادامه داشته و به نظر مي‌رسد تا زماني كه انسان‌ها براي برطرف كردن اختلافاتشان به جنگ متوسل شوند همچنان ادامه داشته باشد.

2. هنر تقبيح كننده‌ي جنگ
سنت ستايشگري جنگ و جنگاوري كه هم تاريخي چند هزار ساله داشته و هم بسيار قوي و قدرمند بوده و همچنان از شاخص‌ترين انشعابات هنري مي‌باشد، چند قرني است در كنار خود شاهد رشد رقيبي است كه سازي مخالف را آغاز كرده است. او در كنار خود نوزادي ضعيف و لاغر اندام را مي‌بيند كه نه تنها جنگ را نمي‌ستايد بلكه آن تقبيح ميكند. اما آنچه مسلم است اين است كه اين نوزاد بيش از پيش در حال رشد كردن است. او نه تنها به دنبال «پيروزي در جنگ» نيست كه «پيروزي بر جنگ» را آرزو ميكند. اين نوزاد را امروز با عناويني چون «هنر براي صلح»، «هنر ضد جنگ» و نظاير آن مي‌شناسند. هرچند دو اصطلاح «هنر ضدِ جنگ» و «هنر براي صلح» همواره براي ابراز مخالفت با جنگ و گاهي نيز به جاي يكديگر بكار مي‌روند، اما تفاوت قابل توجهي در نحوه‌ي بيان خود دارند: «هنر ضدِ جنگ»، چهره‌ي كريه جنگ را به شكلي تلخ، تند و زننده و به كمك تصاويري دهشتناك و خشونت‌بار از قتل‌عام انسان‌ها و حيوانات، تخريب و ويراني شهرها و روستاها و آوارگي انسان‌ها و نظاير آن به نمايش مي‌گذارد. اما در «هنر براي صلح» هنرمند ميكوشد براي ابراز ديدگاهش از صلح جهاني و نفي جنگ و خشونت، فضايي مثبت و خوشايند در آثارش ايجاد نمايد.[۱۱] با اين توضيحات اينك به معرفي سه تن از هنرمنداني كه آغازگران «هنر ضدِ جنگ» بودند مي‌پردازيم:
يك. كالوت اين سنت هنري براي نخستين بار در قرن 17 ميلادي و توسط جاكوبز كالوت شكسته شد. براي اين كار او دو سري آثار ايچينگ (چاپ فلزي) با مضمون مصائب جنگي كه به مدت سي سال اروپاي مركز را درهم نورديد بود خلق كرد.
دو. گويا دويست سال بعد يعني در قرن نوزدهم، فرانسيسكو گويا با 82 اثر چاپي به جنگ‌هاي ناپلئون در اسپانيا پاسخ داد. تحت تاثير آثار كالوت او نيز ابتدا 82 اثر ايچينگ (چاپ فلزي) خلق نمود.علاوه بر آثار چاپي، او تمامي وحشتش از جنگ را در دو تابلوي مشهورش يعني «دوم ماه مي1808» (جنگ فرانسه و اسپانيا در مادريد) و «سوم ماه مي 1808» (تيرباران شورشيان اسپانيايي توسط سربازان امپراطوري فرانسه) به تصوير كشيد.
سه. پيكاسو تا صد سال پس از گويا يعني تا زمان جنگ جهاني اول در قرن بيستم، يا خيلي كم و يا هيچ اثر هنري ضد جنگي خلق نشد. اما گويا با آثاري كه خلق كرده بود بر هنرمندان بسياري پس از خود تاثيرگذاشته بود. اما به طور كل بازتاب وقايع جنگ جهاني اول را مي‌توان به خوبي در هنرهاي تجسمي و همچنين ديگر هنرها مانند ادبيات و شعر مشاهده نمود. هنرمندان، نويسندگان و شعرايي كه به جنگ اعزام مي‌شدند قوياً و آشكارا توجهشان به اين قتل‌عام بيهوده و بي‌مفهوم كه جان ميليون‌ها نفر را گرفت جلب شد. در اين ميان شايد بتوان گفت پيكاسو بيشترين تاثير را از آثار هموطن اسپانيايي‌اش گويا گرفته و معروف‌ترين نقاشي ضد جنگ تاريخ يعني گرنيكاي را نقاشي كرد. او آن را در واكنش به بمباران 1937 شهر باسك توسط نازي‌ها كه در حمايت از فرانكو در جنگ داخلي اسپانيا شركت كرده بودند كشيد. پيكاسو كه در آن زمان در پاريس زندگي ميكرد، با ديدن تصاوير خرابي‌گرنيكا در روزنامه‌ها وحشت زده و خشمگين شد. او به خوبي تصويري گويا از مصائب جنگ به تصوير كشيد و اثري نمادين به جاي گذاشت كه نشانگر بي‌رحمي جنگ است. گرنيكا نقاشي خيلي خشونت‌آميزي است كه انسان‌ها و حيواناتي در حال مردن را نشان مي‌دهد. در همين اعوان پيكاسو به گروه‌هاي صلح‌طلب پيوست. وي همچنين با تاثير از تابلوي سوم ماه مي 1808 گويا، نقاشي «قتل عام در كره » را در سال 1951 نقاش كرد (استفاني[۱۲] ).

منابع[ویرایش]

  1. «لغتنامه دهخدا». بازبینی‌شده در ۱۲ می۲۰۰۹. 
  2. «The Peace Studies Program at Cornell University». بازبینی‌شده در ۱۲ می۲۰۰۹. 
  3. فلسفی، هدایت الله. «صلح جاویدان و حکومت قانون». فرهنگ نشر نو. 
  4. برابرنهاده‌های فرهنگستان زبان فارسی: دفتر هشتم. بازدید: نوامبر ۲۰۱۱.
  5. peace offensive
  6. peacemaking
  7. peace research
  8. سخنرانی دکتر مجتهدی در روز جهانی فلسفه
  9. برابرنهاده‌های فرهنگستان زبان فارسی: دفتر هشتم. بازدید: نوامبر ۲۰۱۱.
  10. http://escolapau.uab.cat/img/programas/musica/peace_through_arts.pdf
  11. مقاله با عنوان «نخستين گام‌هاي هنر ضد جنگ»؛ (نويسنده: محمد صحرانورد) نشريه بين‌المللي مكعب، شماره 29، شهريور 1392، صفحه 15
  12. Stéphanie: The representation of war in art. www.tln.schulnetz.org/fr/art_war